آیا ما نگهبان و پاسدار فرهنگ تازیانیم، و یا سرزمین خودمان؟

 

نوشته سهراب ارژنگ

هم میهنان، جوانان، جوانانی که ۶۶٪ جمعیت ایران را در برگرفته اید، و آینده سرزمینمان به دست شماست. بیایید اندکی بهتر، و بیشتر موقعیت و وضعیت سیاسی میهن مان را بر رسی کنیم، و ببینیم ما کجای کاریم، و به کدام سوی میرویم؟، و برسر کشور غارت شده و شکست خورده ما چه آمده، و چه خواهد آمد؟.

آگاهی از تاریخ و آن چه بر ما و کشورمان تا کنون گذشته، می تواند آموزش خوبی برایمان باشد که کمتر اشتباه کنیم، و راه درستی را برای نجات خود و کشورمان برگزینیم.

۱۴۰۰ سال پیش تازیان، زنان، و جوانان ما را به اسیری گرفتند، و به عنوان کنیز، برده، و نوکر دربازار مدینه فروختند، حالا نیز تخم و ترکه آنان به نام آخوند، به چپاول و غارت کشورمان می پردازند. ما هم نششته ایم در عزای آنان عزادار، و در جشن و سرور آنان شادیم. پس غیرت کجا رفته؟ بر سر آزادگی، شرف و غرورمان چه آمد؟

به عنوان نمونه، ما به یکباره فراموش کردیم، ویا یاد نگرفتیم که تاریخ و فرهنگ کشورمان از دودمان ماد آغاز، و خاندان های بزرگ ماد، هخامنشی، اشکانی، کوشانی و ساسانی پیشاهنگ و سردمدار پیشرفت های جهانی و تمدن زمان خود بودند. ما فراموش کردیم که با یورش تازیان، سرزمین مان ویران گشت، تمدن و شهری گری نابود گشت، تاریخ، آئین و فرهنگمان به یکباره به باد فراموشی سپرده شد، و زیر خاکستر جنایات تازیان نهفته ماند.

ما سالنامه و روزشمار ایرانی که از دیرباز در برگ های تاریخ ایران و جهان به ثبت رسیده است، فراموش کرده ایم، و به جای آن تاریخ فرار محمد از مکه به مدینه را سال شمار کشور خود نمودیم.
آن همه جشن ها، یادآوری ها، چون جشن مهرگان، جشن سده، شب چهله، جشن های بهاران، را فراموش کرده ایم، چهارشنبه سوری، نوروز باستانی، و سیزده بدر را کمرنگ و ناچیز شمردیم، و به جای آن ها، اگر عید و جشنی داشتیم، زایش دشمنان این آب و خاک، یا جشن کشتن حیوانات به نام عید قربان، و یا جشن یک ماه شکم پرکنی شباهان، به نام عید فطر بوده است.


در این ویدیو
، آقای بهرام مشیری، به جنایات اسلام در کشتن حیوانات به عنوان عید قربان، همچنین جنایات کلی اسلام، در کشتار مردم، چپاول و غارت گری، و زنبارگی می پردازد.

درمورد سوگواری و غمگساری، به جای آن که یاد آور سالروز یورش تازیان، و افتادن تیسفون، شهر هفت شهر پایتخت بزرگ ساسانیان، زیبا ترین و با شکوه ترین شهر آن روزگار به دست بیابان گردان، و ویرانی آن باشیم، ویا در سوگ کشتار وحشیانه و بریدن دست و پای بابک خرمدین، به دست حاکم عرب بوده، و هم چنین در اندوه ابو مسلم قهرمان و دلاور بزرگ خراسان و مرگ مازیار به دست خلفای عرب باشیم، پس از ۱۱۰۰-۱۳۰۰ سال از درگذشت و کشته شدن تازیان به سوگ و ماتم نشسته ایم.
گویا این تازیان نمی بایست بمیرند، و تا کنون کماکان باید به زندگی مفت خوری و سربارجامعه بودنشان ادامه می دادند که ما آن چنان بی خردانه برای سر به نیست شدنشان ماتم گرفته ایم.

۱۴۰۰سال پیش بر اثر سستی و ضعف شاهان پایانی دودمان ساسانی و خیانت مزدوران دربار، و موبدان موبد، کشورمان به زیر پای غارتگران و بیابان گردان تازی لگد کوب گردید.
آن جنایت کاران، با بی رحمی و وحشیگری، سرپوشی بر روی تاریخ و فرهنگ ما گذاشتند، و تاریخ و فرهنگی ساختگی و بی محتوا، به حلق ما فرو کردند. تا جایی که نسل های بعدی، به این آموزه های چندش آور و مسخره خوی گرفتند، و از آن خود دانستند.

ملت بخت برگشته و فرهنگ باخته ایران، به جای به خود آمدن و در خود فرورفتن که چگونه ما لگد کوب حیوانات شدیم، و همه حیثیت و هویت خود را از دست دادیم، با صرف انرژی، سرمایه، و وقت خود، به عزاداری کشتار یک عرب به دست عرب دیگر می پردازد. به راستی نفرین بر این بی خردی، و بی شعوری که ما گرفتار آنیم.

بدبختانه رژیم های گذشته در اهمیت دادن به تاریخ، فرهنگ، و آئین کشورمان، و آموزش آن به نوجوانان، و جوانان کوتاهی کردند، و در جشن و اندوه تازیان، با آنان همراهی نمودند. آنان حتی کاسه داغ تر از آش شده، خود در راه خواسته پلید و ضد فرهنگ ایرانی، پیشاهنگ، و پیش قدم شدند.
این اشتباههای گران و سنگین، خیانت بزرگ در تاریخ کشور ما بود که همچنان بر شانه و پشت مردم ما سنگینی می کند، و ما همواره کفاره و جریمه آن را می پردازیم.
نتیجه و پیامد آن اشتباهات این بود، که حقایق تاریخی ناپدید گردید، وخرافات دینی و شستشوی مغزی آخوند و دستاورد کشورهای استثمارگر مانند انگلستان، جایگزین تاریخ و فرهنگ این کشور شد.

اکنون بسیاری از مردم خردباخته و نا آگاه کشورمان، در طلسم خرافات تازیان هم چنان گرفتارند تا آن جا که تاریخ و فرهنگ درخشان گذشته خودمان را فراموش کرده اند، و راه خیانت پیش گرفته اند.
این برما است که به روشنگری و دفاع از تاریخ و فرهنگ خود پردازیم. برما است که بستگان و نزدیکان خودمان را از تازی پرستی و بیگانه خواهی برکنار سازیم، و آنان را به سوی آئین و فرهنگ خود بیاوریم.

این خرد باخته اسلام زده، وانمود می کند که فرزند خود را مانند ابراهیم قربانی می کند، تا مردم گریه کنند، و او ثواب ببرد. آیا به راستی، اسلام یک طاعون، و یک بیماری مسری نیست که برجان مردم افتاده است؟

باید جنایات تازیان را چه در گذشته، و چه در سه دهه تازی گری رژیم کنونی، به فامیل و بستگان خردباخته خود یاد آور شویم. کشتار بیرحمانه دلاوران ارتش، کردها، در آغاز حکومت ننگین ولایت وقیح، کشتار بیرحمانه جوانان در زندان ها در سال ۶۷-۶۸، کشتار وحشیانه دکتر شاهپور بختیار و فریدون فرخ زاد، جزئیات قتل های زنجیره ای، صد ها و هزاران انسان های فرهیخته و میهن پرست مانند دگر اندیشان، و یا فعالان سیاسی و فرهنگی در زندان های رژیم آدم خوار، و مانند آن را باید به پیران فامیل طرفدار رژیم یاد آور شویم، و آنان را از شرکت در مجلس خرد زدایی و تحمیر گرایی رژیم مانند مسجد و حسینیه باز داریم. باید به نوآموزان نیز موقعیت کنونی و گذشته کشورمان را یاد آور شویم.

در شرایطی که ما خلع سلاحیم و امکان مبارزه رو در رو نداریم، شاید مبارزه منفی بهترین و بالاترین راه مبارزه و چالش باشد.
ما باید به بستگان، دوستان، نزدیکان، به ویژه به پیران فامیل خود روش مبارزه منفی، یعنی خالی گذاشتن مجلس آخوند را یاد آور شویم، و به آنان بیاموزیم.
اگر سوای این عمل کنیم، این نکبت ۱۴۰۰ سال گذشته کماکان برای دهها، و صدها سال دیگر ادامه خواهد یافت.

اخذشده از : فضول محله

Updated: دسامبر 1, 2016 — 1:07 ق.ظ