نقش اراده در مبارزات سیاسی

دکتر بصیرکامجو

2016 میلادی

 

اراده درفرهنگ فارسی به واژه های : خواست  ، خواهش،  میل، اختیار، آهنگ ، کام و مراد ونیت  داشتن  ، بکار رفته. اما ازدید  حکمت و سیاست این واژه ها درفرآیند عمل ، درهم سنخ بودن با سایر واژه های اخلاقی ،  مفهوم  دیگر پیدا می کند .

گرچه « اراده  » واژه فلسفی است که حکما وخردمندان در تاریخ فلسفه آنرا بار ها به تأمل گرفته اند. امادر این نگرش دعوای از بازشناسی آن نمی رود .

مگر جو سیاسی متشنج موجود درکشور مان به ما می آموزاند که در ادای رسالت روشنگری وتقویه شعور جمعی ، موظف ایم که بکوشیم وبگونه ای نقش مفاهیم وارزشهای اخلاق تطبیقی را در تقویه مبارزات سیاسی برای رهایی مردم ما از اسارت و محدودیت برجسته سازیم .

در کشورما گفته می شود که آزادی مطبوعات وجود دارد . ورسانه ها به آن آزادی می بالند ، برخی از قلم بدستان و منتقدین باافتخار از این سیاست رسانه ای ” ساختارسیاسی حاکمیت شؤونیزم قبیله ” نیز تمجید می کنند .

درست است که این حرف برای خوش باوران ،  ظاهرش این قسم جلوه می کند . اما باطنش کاملاً قلابی وضد منافع ملی وغیرانسانی است . رسانه ها مصروف تبلیغ وترویج آن وقایع واهدافی اند که در حقیقت بوقوع  نمی پیوندد ، بلکه وقایع با برنامه خاص وپلان شده از طرف دستگاه خبر ساز بین المللی نهاد های سرمایه و” ساختارسیاسی حاکمیت شؤونیزم قبیله ”  ، تولید می شوند  ، وبه خورش رسانه ها تقدیم می گردند .سپس مردم خوش قلب ما به آن باور می کنند و شب وروز در سایه افکار وموضوعات تولید شدۀ ساختگی و انتزاعی ، ذهن پاک خویش را مشغول می سازند وبراصل این برداشت های وارونه و بی اساس ، اندیشه ومواضع سیاسی خویش را معین می نمایند .

بگونه مثال : حقایق مربوط به پرونده قتل های زنجیره ای : زنده یاد قهرمان ملی احمد شاه مسعود ، مصطفی کاظمی ، ژنرال محمد داود وژنرال شاه جهان نوری ،ژنرال سیدخیلی ، زنده یاد برهان الدین ربانی وزنده یاد مارشال فهیم قسیم وهزاران مقتولین ملکی ونظامی  راه صلح و آزادی میهن ، چه شد؟

آیا دربررسی این همه پرونده ها و قتل های زنجیره یی ، دادگاه مستقل ، نماینده خاص پارلمان،  دادستان مستقل ، و هیئت غیروابسته دولتی ، نماینده مطبوعات آزاد ، وجود داشتند و توانستند که حقایق و رازهای مربوط به آن پرونده ها را به مردم افشاء نمایند ؟ وعاملین آنها را به پنجه قانون بسپارند ؟ … که نه خیر!

همین جور وقوع سد ها مسئله جرم و جنایت آشکار، دزدی و اختلاس ، تقلب و تعرض  ، غصب ملکیت های مردم ، فساد مالی واداری واخلاقی ، رشوه ستانی و احتکار و هزاران تخلفات دیگر وجود دارد که از حامد کرزی شروع تا اشرف غنی احمد زی وتا مقامات عالی رتبه ایشان  مرتکب آن شده اند ودر آئینه مطبوعات منعکس نگردیده است .

مردم شاهد آنند که درجریان پانزده سال ازدوره حامد کرزی آغاز تا اشرف غنی بررسی پرونده ها موافق به اهداف واراده ” ساختارسیاسی حاکمیت شؤونیزم قبیله ” متوقف شد ، ذهن مردم از بـُروزحقایق واقعی وارتکاب تقلبات سیاسی و جرم وخیانت های کلان جانی و مالی مقامات دولتی داخلی و خارجی بدورنگهداشته شد . ودولت با این اسلوب ریکارانه افکارواندیشه های مردم را اغفال نمود  . و آنرا در تحت رهبری خود محصورساخت .

و با این کار توانست جلو همبستگی ، خیزش وایستایی اراده مردم را بگیرد . وحکومت نامشروع ووارداتی و لرزان خویش را در هردو دوره ، موقتن ازسرنگونی حتمی نجات دهد.

اما رهبران پشتون با” ساختارسیاسی حاکمیت شؤونیزم قبیله ” اش بدانند که انگیزه احساسِ اشک روان یتیمان ،  سوزش جگر بیوه زنان ، ریزش خون پاک گلو بریدگان ، آه سحر گاه مادران غمدار ، چیغ لب بستۀ گرسنگان ، تولید واعمال هزاران درد والم بالای مردم از جانب ” حکومت پشتونی و طالب پشتونی ”  اگر امروز در آسمان ابر آلود قدرت شما ها پوشانیده شده ودر چهاردیواری های قانون جنگل محبوس و خموش است ، فردا این درد و نالــــــه و خشم استخوان سوز ، به اراده مردمی و دژ مقاومت ستمدیدگان  تبدیل  خواهد شد  .

همین اکنون میتوان حدس زد که دولت  ــ ترس از به پا خیزی وحق خواهی اراده جمعی را حس می کند . زیرا جلب وجذب نیروهای اهریمن  ( این کرگس صفتان و سپاهیان کورنهاد های سرمایه ) در بدنه دولت از جانب کرزی وغنی  و تیم همتبار ایشان ، زیر نام دولت وحشت ملی ، نمونه ترس از دست دادن قدرت و حاکمیت در افغانستان می باشد.

ما خواستیم که اندیشه ها و مشاهدات مان را در مورد نقش اراده در مبارزات سیاسی بیان کنیم ، به این اساس که تا بتوانیم ذهن و اراده نسل نو را با وسایل مدرن روشنگری ، مسلح سازیم . چرا که در عصر حاضریگانه ممکنه بـُراه استفاده معقول ازسلاح مطبوعات وارتباط جمعی است که «  اراده  » مردم را در جهت همبستگی سوق می دهد ومقاومت ملی را تقویت می بخشد .

اراده چیست :

به فکرما :

اراده مصمم شدن به کاری است .

اراده عبارت ازاعتقاد و باور وبازجستن قلب است .

اراده و اختيار وجه تمایز میان انسان و حیوان است.

اراده جزئی از پایداری، توانایی و امید است .

اراده ایجاد موقعیت مناسب برای خوشبخت زیستن است .

اراده گونه ای از پیوند اعتقاد و ایمان ویا یقین درونی وعمل بیرونی است .

اراده خود ایستای واستواری در کسب اهداف مقدس انسانی است .

اراده گویای ندایی درونی وجود ، انتقام گیری ازجنس جنایت است.

اراده فکر کردن زیاد نیست بلکه عمل  صادقانه واجرای ماهرانه است .

اراده آن هدفی است که با شلاق عقل و عشق بسمت امید وارسته سوق می یابد .

اراده تصاویرامیال در ذهن است که ازعزم و اعتقاد می آغازد وبه  قله های بلند آرزو می انجامد.

اراده ازدید اجرایی تصمیم نیست بلکه  بُعد دیگری ازشیره ای عمل است .

اراده اقتضای اجابت کردن دواعی اعتقاد وایمان است که مسیر زندگی انسان را تعیین می کند .

همچنان مفاهیم  انگیزه  ، مراد ، خوبی ، خیر،از جمله واژه های است  که با اراده در تداخل اند . اراده ازانگیزه ای زایش می یابد ، هرگاه آن انگیزه از احساس تکلیف تمکین نیک انگیخته شده باشد انسانی است وگرنه ، نه ؟ وخوبی وخیرآن وابسته به انگیزه است نه به نیت و مراد انسان .

اراده وخرد دو واژۀ به هم پیوستۀ اند . انسان بمدد خرد ارزشهای عالی خوشبختی و مسیر درست زندگی را تشخیص می دهد ، وبا پیگیری وخودارادیت آنرا حصول می نماید .

اراده جوهر مبارزات سیاسی است . بدون اراده و خود ارادیت به اهداف غایی سیاسی رسیدن کار دشواراست .

اراده سیاسی از کوه نارضایتی ها وبدبختی ها و ناامیدی های نامناسب زندگی اجتماعی مردم واعمال سیاست ضد انسانی حکومات قلابی ، درذهن انسان شکل می گیرد . و دنیای درونی وی را تحت فشار قرار می دهد . رهایی از فشار اراده ، گیرماندن انسان دردائره ترس نیست ، بلکه تحقق تقاضای ارده درعملکرد ارضای انسان است .

ــ اراده سیاسی : نوعی ازحاصل کمال شعورجمعی وهویت فرهنگ علمی و تجلی ای از خواستهای متفاوت لایه های گونه گون جامعه است . که درروند مبارزات سیاسی منحیث سنگپایه روانی عمل ، علیه اهداف ضد انسانی حکام نا مشروع و جنایت پیشگان ، عرض وجود می کند .

اراده در انسان میتواند هم ذاتی باشد وهم کسبی . ذاتی به این مفهوم که ژن های مستور در فرآیند حیات از نسل به  نسلیِ انتقال می کنند وبگونه ای درذات افراد باز می شوند وباپیدایی آنها  ویژگی های انتخاب وخود فرمانی رفتارافراد در کار و زندگی تغییر می نماید . ونوع از سرشت خودارادیت را به انسان  انتقال می دهد.

در مورد اراده کسبی می شود گفت که : انسان سرشت خودارادیت را در بسا مواقع نیز از محیط زیست وکار اجتماعی کسب می نماید . وضمنن در کسب چنین سرشت ، سلوک ، امیال و آهنگ عمل  وی از عوامل جبر خانواده ، جبر اجتماع ، ووجود بستر حیات مادی و معنوی زیست او متأثرمی باشد. وبرسرشت آن پایه ها ، ویژگی های انتخاب وخود فرمانی اراده  او در کار و زندگی تبیین می شود .

ـ نقش سجایای اخلاقی در تقویت اراده ؟

یکی ازعوامل تقویت اراده برای نیل به هدف ، تلقین به نفس و خود اتکایی وقدرت تصمیم گیری ، مراقبت از پاکی جسم و جان  ، لباس و مکان ، رعایت نمودن نورم های اخلاقی وفرمانبرداری انسان از عقل و خرد ، صداقت وامانت  است .

تقویت اراده آن است که انسان دارای ویژگی خود فرمانی عمل باشد وبا جسارت و پایمردی و بدون تعلل راهکار های مطرح را تحقق بخشد.

تقویت اراده هرچه بیشتر در رهایی وآزادی واستغنای انسان ،  از متاع دنیا است . که بوسیله  توافق وسازگاری ازصفای دنیای درون وتزکیه ضمیرحاصل می شود .

از دید ما تقویت اراده وابسطه به فضایل چهارگانه یعنی : شجاعت ، صداقت ، خویشتنداری وایمانداری ــ می باشد .

ـ تآثیرات غرایز بالای اراده ؟

ازدید ما اراده سلوکی دو نوع است . یکی اراده  شهوانی است ودیگری اراده انسانی . اراده شهوانی در سایه غرایز عمل می کند ، واراده انسانی در سایه فضایل .

ضعف اراده ، گونه ای  از فرمان غرایزاست وآن حیثیت بلای بزرگی  را دارد که انسان های بی مایه دوچار آن اند . تبعیت از هوای نفس، نمایی ازبی ارادگی است  که نزد ما حکم دانه بنگ رادارد که با دود وکیف آن بصیرت ” چشم  تشخیص ” زائل می شود  ، همه چیز را از روزنه اغراض مشاهده می کنند وپیوسته در پی ارضای نیازاند . آنگاه در جهت عطش سیری ناپذیرغرایز مرتکب هر جنایتی می شوند.

فضیلت و کرامت و قوانین و حقوق انسانی نزدایشان بی رنگ است . با این باور اند که آنها به حرمت انسان تعرض می کنند ، به عزت وعفت زنان خانواده دست درازی می نمایند ، مردم را بی باکانه می کشند ، آبادی را ویران می کنند ، دارایی مردم و ملت را تصاحب می نمایند . ودرحصار باغستان شهوت و قدرت مادیت زیر شعار : مال خودش هم از خودش و مال دیگران هم از خودش ، زندگی حیوانی خود را بدون افتخار و غرور سپری می نمایند .

نتیجه :

حرف آخر مارا در مورد توجیه نقش اراده در مبارزات سیاسی وحیات اجتماعی با چند جمله نغزحیاتی به ترتیب زیر از: ـ کنفسیوس ، ـ بنجامین فرانکلین و مثل چینی به پایان می رسانیم که میگویند :

1 ـ ” مردی که دارای عزمی [ اراده ] نیرومند واخلاق متین است ، هرگزفضیلت اخلاقی خود را فدای هوس های زندگی نمی کند . بلی مردانی در این جهان زندگی کرده اند که برای تکمیل وحفظ فضایل اخلاق ، جسم وجان خود را فدا ساخته اند. ”

2 ـ ” آب قطره قطره می چکد وبا پایداری و سماجت ، سنگ بزرگ را سوراخ می کند ؛

موش با پشت کار و استقامت موفق به پاره کردن رشته محکمی از سیم می شود ؛

و ضربه های پی در پی تبر کوچک ، درخت کهن را ازپای در می آورد.”

3 ـ ” با صبر و بردباری ، برگ توت تبدیل به پیراهن ابریشمی می شود . ”

باعرض حرمت

به امید خودارادیت وخودفرمانی ملی

Updated: اکتبر 30, 2016 — 3:00 ب.ظ