اخبار فوری روز : روحانی می‌گوید اسلامی کردن علوم در ایران شکست خورده است

 

روحانی می‌گوید اسلامی کردن علوم در ایران شکست خورده است

حسن روحانی، رئیس جمهور ایران با انتقاد از تلاش برای اسلامی کردن علوم گفت: “اسلام تأکید دارد که برای علم و دانش نمی‌توان مرز و محدودیت قائل شد. علم، علم است و به نوع تفکر و ایدئولوژی وصل نمی‌شود. عده‌ای در کشور ما سال‌ها وقت صرف کردند تا ریاضی، شیمی و فیزیک اسلامی درست کنند؛ ایشان پول، وقت و امکانات زیادی صرف کردند، اما حاصلی به دست نیاوردند.”

به گزارش خبرگزاری‌های ایران، آقای روحانی که در سی و یکمین جشنواره بین المللی خوارزمی سخن می‌گفت، عنوان کرد که برخی فکر می‌کنند که باید علوم را با عنوان علومی که با دین ارتباط دارد یا علومی که ضد دین هستند، تقسیم کرد.

رئیس جمهور ایران همچنین افزود: “عده‌ای به دنبال آن بودند تا هر علمی که پیدا می شد یک آیه و روایات می آوردند و می گفتند که ریشه این علم در اسلام است. این در حالی است که این سخن صحیح نیست و خود پیامبر نیز می فرمودند که علم را بیاموزید حتی اگر در چین باشد.”

رییس جمهور با انتقاد از انجام برخی تقسیم بندی‌ها در علوم مختلف تاکید کرد که “متاسفانه” تقسیم بندی‌ها و تلاش‌هایی هم بوده که موثر و مفید نبوده است. “اینکه بگوییم علم شیمی از قرآن شروع شده یا اینگونه نبوده، نه بر عظمت دین افزوده می شود و نه از آن کم می شود؛ چراکه دین گستره بلندی برای هدایت انسان در مسیر درستکاری دارد و همه علوم در ذیل تفکر بلند تعریف می شود.”

آقای روحانی در بخش دیگری از سخنانش به تقسیم‌ بندی‌های انجام شده در علوم انسانی پس از انقلاب اشاره کرد و گفت: “به نظر من تفاوت علم اسلامی و علم غیراسلامی به ویژه در علوم انسانی تنها در اهداف آنها است وگرنه علوم هر دو یکی است.”

آقای روحانی همچنین عنوان کرد که ایران باید در علوم مختلف با دنیا تعامل داشته باشد.

رئیس جمهور ایران در ادامه سخنانش با انتقاد از برخوردهای صورت گرفته با اساتید، پژوهشگران و دانشجویان گفت: “این حرف نادرست است که ما به اساتید، پژوهشگران و جوانان خود همیشه مشکوک باشیم. اساتید، پژوهشگران و دانشگاهیان همگی افرادی هستند که به کشور خود علاقه دارند.”

 

 

انفجار انتحاری در قلب کابل و دو حمله در هلمند

مأموران امنیتی در نزدیکی محل انفجار انتحاری در شش‌درک که با نهادهای دولتی و سفارتخانه‌ها فاصله کمی دارد

حمله انتحاری در منطقه شش‌درک نزدیک ارگ ریاست جمهوری و مرکز فرماندهی نیروهای ناتو در کابل، پایتخت افغانستان دو کشته و هفت زخمی به جا گذاشته است.

دو حمله انتحاری دیگر صبح امروز، شنبه پنجم حوت/اسفند، یکی در شهر لشکرگاه مرکز ولایت هلمند و دیگری در ولسوالی نادعلی ولایت هلمند رخ‌داده است.

به گفته منابع محلی هدف هر دو حمله پاسگاه‌های نیروهای امنیتی افغان بوده ولی هشت غیر نظامی و یک سرباز امنیتی زخمی و دو سرباز ارتش افغانستان در این حمله‌ها کشته شده‌اند.

نصرت رحیمی، معاون سخنگوی وزارت کشور افغانستان به بی‌بی‌سی گفت که حمله انتحاری کابل حوالی ساعت ۸:۲۰ دقیقه به وقت محلی رخ‌داد.

او افزود که حمله کننده با پای پیاده، جلیقه انفجاری همراه خود را در اولین پست بازرسی امنیتی در منطقه شش درک منفجر کرد.

به گفته آقای رحیمی، احتمالا این فرد قصد داشته خود را به نهادهای امنیتی برساند، ولی در اولین پست بازرسی شناسایی شده و قبل از اقدام نیروهای امنیتی، جلیقه خود را منفجر کرده است.

نجیب دانش، سخنگوی وزارت داخله افغانستان نیز گفته حال دو نفر وخیم است.

منطقه شش درک در حوزه نهم امنیتی شهر کابل قرار دارد و یکی از مناطق به شدت محافظت شده کابل به حساب می‌آید. بیشتر نهادهای امنیت ملی و فرماندهی ناتو نیز در این محل هستند.

چند هفته قبل نیز انفجار انتحاری در همین منطقه شش درک چند کشته و زخمی بجا گذاشت.

مرگبارترین انفجار انتحاری اخیر در کابل در هفتم دلو/بهمن امسال نزدیک صد کشته بر جا گذاشت.

 

دو حمله انتحاری در ولایت هلمند

انفجار انتحاری در مرکز شهر لشکرگاه باعث زخمی شدن ۹ نفر شد که هشت نفر آنان غیر نظامی هستند.

منابع محلی در ولایت هلمند نیز گفته که این ولایت صبح امروز، شنبه پنجم حوت/ اسفند، شاهد دو حمله انتحاری بوده است.

دفتر مطبوعاتی والی هلمند اعلام کرده که یک انفجار انتحاری با خودرو باربری نوع “مزدا” در حوزه دوم امنیتی شهر لشکرگاه، مرکز ولایت هلمند رخ‌داده است.

به گفته این نهاد حمله کننده انتحاری قصد داشت که با خودرو بمب‌گذاری شده، وارد مقر نیروهای امنیت ملی در شهر لشکرگاه شود که توسط نیروهای امنیتی شناسایی شد و بعد حمله کننده خودرو بمب‌گذاری شده را در ورودی این مرکز منفجر کرد.

بر اساس اعلام دفتر والی در این انفجار ۹ نفر زخمی شده‌اند که شامل پنج کودک و زنان، سه غیر نظامی و یک سرباز امنیتی هستند.

دفتر والی هلمند افزود که در حمله انتحاری دیگر که در ولسوالی نادعلی ولایت هلمند رخ‌داده، حمله کننده انتحاری در ابتدا با یک موتور قصد حمله داشت که به یک پست بازرسی امنیتی حمله کند که توسط نیروهای امنیتی شناسایی شد و بعد خود را منفجر کرد.

در خبرنامه این نهاد آمده که دقایقی بعد از این انفجار، یک خودرو نظامی نوع “هموی” بمب جاسازی شده را منفجر کرد که دو سرباز ارتش افغانستان در این انفجار کشته شدند.

 

کارفرمای زن فیلیپینی که در کویت کشته شده بازداشت شد

 

تابوت حامل جسد جوآنا دمافیلیس هفته پیش به مانیل، پایتخت فیلیپین رسید

پس از روزها جستجو کارفرمای یک خدمت‌کار فیلیپینی که جسدش در فریزر یک آپارتمان در کویت پیدا شده بود در لبنان بازداشت شده است. این زن ۲۹ ساله فیلیپینی از یک سال پیش ناپدید شده بود و تنها چندی پیش بود که جسدش پیدا شد.

وزارت خارجه فیلیپین روز جمعه (۲۳ فوریه – چهارم اسفند) اعلام کرد نادر عاصف، کارفرمای خانم دمافیلیس در لبنان و به اتهام ارتباط با قتل او بازداشت شده است.

ناپدید شدن و سپس برملا شدن قتل این خدمت‌کار به خشم و اعتراض گسترده در فیلیپین منجر شد و بسیاری در این کشور خواستار ممنوعیت سفر کاری به کویت برای زنان و کارگران فیلیپینی شدند.

بنابر گزارش وزارت خارجه فیلیپین آقای عاصف که اصلیت‌اش لبنانی است در زادگاه خودش بازداشت شده است اما همسر او، مونا که سوری تبار است و او هم از مظنونان این پرونده قتل است هنوز دستگیر نشده است.

نادر عاصف و همسرش مونا تحت تعقیب پلیس بین‌الملل (اینترپل) قرار دارند.

امروز آلان پیتر، وزیر خارجه فیلیپین ضمن استقبال از بازداشت آقای عاصف ابراز امیدواری کرد که گام نخست برای اجرای عدالت و مجازات قاتل یا قاتلان جوآنا برداشته شده باشد.

جسد جوآنا دمافیلیس، چند روز پیش در حالی که آثار شکنجه روی آن دیده می‌شد در فریزر آپارتمانی که به نظر می‌رسد دست کم یک سال خالی مانده بوده پیدا شد.

در پی پیدا شدن این جسد فیلیپین اعلام کرد حدود ۱۰۰۰ نفر از زنان این کشور را که برای کار به کویت اعزام شده بودند به کشور بازگردانده است.

اکثر این زنان در کویت به عنوان خدمت‌کار و خانه‌دار مشغول به کار بودند.

وزارت خارجه فیلیپین می‌گوید احتمالا حدود ۲۵۲ هزار نفر از شهروندان این کشور در کویت کار می‌کنند.

در همین حال، مقام‌های کویتی اعلام کرده‌اند برای پیدا شدن قاتل این زن ۲۹ ساله با فیلیپین و مجامع بین‌المللی همکاری کامل می‌کنند.

وزارت خارجه فیلیپین از کویت خواسته تا با درخواست استرداد آقای عاصف از لبنان، مقدمات محاکمه او در کویت را مهیا کند.

 

ادامه اختلاف در شورای امنیت بر سر بحران غوطه‌شرقی

نیروهای امدادی می‌گویند شهر دوما در غوطه شرقی شاهد بمباران‌های فراوان بوده است

در حالی که بمباران‌های خونین همچنان غوطه‌شرقی در حومه دمشق را با یک فاجعه انسانی روبرو کرده، پانزده عضو شورای امنیت سازمان ملل متحد، امروز هم نتوانستند بر سر مفاد قطع‌نامه‌ای که برقراری یک آتش‌بس ۳۰ روزه در این منطقه سوریه را دنبال می کند، به توافق برسند. قرار است این جلسه روز شنبه پی‌گیری شود.

این جلسه اضطراری که به درخواست روسیه از عصر دیروز (پنجشنبه) آغاز شده بود با گفتگو بر سر پیش نویش قطعنامه‌ای که کویت و سوئد آن را تهیه کرده‌اند ادامه یافته اما تاکنون چند بار رای‌گیری نهایی بر سر آن به تاخیر افتاده است.

در همین حال، دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا با فضاحت‌بار خواندن عملکرد ایران و روسیه در سوریه، درگیری‌ها در غوطه شرقی را یک بحران انسانی خفت‌بار توصیف کرده است.

روسیه که می گوید با برقراری آتش‌بس در غوطه‌شرقی با هدف کمک‌رسانی به غیرنظامیان و مداوای مصدومان موافق است، خواستار اصلاحاتی در متن قطع‌نامه شده است.

این در حالی است که کشورهای غربی مسکو را به اتلاف وقت و فرصت فراهم کردن برای ارتش سوریه در سرکوب شورشیان در غوطه‌شرقی متهم می‌کنند.

همزمان با ادامه بمباران این مناطق در حومه‌شرقی دمشق، گروه های ناظر بر جنگ سوریه امروز (جمعه چهارم اسفند) شمار کشته‌شدگان شش روز گذشته را ۴۶۲ نفر اعلام کردند.

دوما و حموریه دو منطقه‌ای در غوطه‌شرقی بودند که روز جمعه حملات هوایی در آنها چندین کشته بر جای گذاشت.

بیشتر بخوانید

گفته شده مراکز امدادی و بیمارستان‎ها در غوطه شرقی برای رسیدگی به مجروحان بمباران‌های چند روز گذشته جا و نیروی امدادی ندارند

سازمان ملل متحد می گوید حدود ۴۰۰ هزار سکنه این مناطق در میانه بمباران‌ها و آتش توپخانه نیروهای حامی بشار اسد، رئیس‌جمهوری، گیر افتاده‌اند.

ویدئوهایی که نیروهای امدادی از این مناطق ارسال می‌کنند از تخریب گسترده و کشته شدن غیرنظامیان به ویژه کودکان خردسال حکایت دارد.

در حالی که آمریکا، بریتانیا و فرانسه خواستار تصویب فوری قطع نامه پیشنهادی سوئد و کویت هستند، استفان دی میستورا، نماینده ویژه سازمان ملل در سوریه هم خواستار دسترسی فوری و بدون قید و شرط تیم های امدادی به غوطه شرقی بلافاصله پس از آغاز آتش بس شده است.

این در حالی است که روسیه می‌گوید هر آتش‌بسی نباید شامل حامل گروه‌های جهادی در غوطه شرقی شود؛ گروه‌هایی چون هیات تحریر شام که گفته می‌شود شاخه ای از گروه القاعده است.

قطع‌نامه پیشنهادی کویت و سوئد خواستار برقراری یک آتش بس فوری ۷۲ ساعته در تمام خاک سوریه است.

به گفته الوف اسکوگ، نماینده سوئد در شورای امنیت، دسترسی فوری امدادگران به غوطه‌شرقی هم یکی از اهداف اصلی قطع نامه پیشنهادی است.

آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد دو روز پیش اوضاع در غوطه‌شرقی را فاجعه‌بار خوانده بود و گفته بود این ناحیه هم اکنون “جهنم روی زمین” است.

قرار است خارج کردن بیماران و مجروحان و ارسال اقلام ضروری به مناطق محاصره شده، ۴۸ ساعت پس از برقراری آتش بس آغاز شود. به گزارش سازمان ملل حدود پنج میلیون و ۶۰۰ هزار سوری در حدود ۱۲۴۴ منطقه نیازمند کمک فوری‌اند.

همزمان فرانسیس دلاتره، نماینده فرانسه در سازمان ملل متحد با انتقاد از به تاخیر افتادن رای گیری، آن را موجب بی‌اعتباری نهاد سازمان ملل متحد برشمرده است.

شفافیت بین‌المللی : افغانستان چهارمین کشور جهان از نظر فساد اداری است

غیرنظامیان ؛ همچنان قربانی اصـلیِ جنگ 

ماندگار : با وجود این‌که ارگ ریاست جمهوری به صورتِ پیوسته در تلاش نشان دادنِ موفقیت‌های خود در عرصۀ تأمین امنیت شهروندان است و حتا در این مورد دست به توجیه‌گری های آن‌چنانی و از جمله این‌که «ماهیت جنگ در کشور تغییر کرده» می‌زند، اما سازمان ملل متحد افزایش تلفات غیرنظامیان را در شهرهای کشور و به‌ویژه شهر کابل شوکه‌کننده می‌داند.
بر اساس یافته‌های این سازمان، در سال ۲۰۱۷ میلادی ۳۴۰۰ غیرنظامی به شمول کودکان و زنان در حملات مختلف و به‌ویژه انتحاری کشته شده اند. به گفتۀ این سازمان، هفتاد درصد مسوولیتِ کشتار غیرنظامیان در افغانستان به دوش گروه‌هایی مثل طالبان و داعش است. این سازمان از کُل گروه‌های درگیر جنگ در افغانستان می‌خواهد که به قوانین جنگی متعهد باشند و از قربانی کردنِ غیرنظامیان اجتناب ورزند. اما این درخواست مثل همیشه جنبۀ تشـریفاتی دارد و هیچ گرهی از کار نمی‌گشاید.
گروه‌های تروریستی نه‌تنها نگرانِ جان مردمِ ملکی نیستند، بل خلافِ آن می‌کوشند با کشتن غیرنظامیان، فضای رعب و وحشت را در شهرها حاکم بسازند. حملاتی که در کابل و برخی شهرهای دیگرِ کشور در هفته‌های اخیر صورت گرفت، نشان داد که گروه‌های تروریسـتی اصرار زیادی بر آسیب زدن به نظامیان و مراکز دولتی ندارند. آن‌ها می‌کوشند که به جنگ‌شان در کشور به هر شکلی که ممکن است و بهتر جواب می‌دهد، ادامه دهند.
سازمان ملل متحد و نهادهایی از این دست، فقط به وظیفۀشان عمل می‌کنند و هشدار می‌دهند که باید در هنگام نبرد به حقوق غیرنظامیان احترام گذاشته شود. اما آیا این درخواست‌ها و هشـدارها نتیجه‌یی نیز به دنبال دارد؟
درخواست‌های سازمان ملل نه تنها در جنگ افغانستان، بل در همه جایِ دنیا که شعله‌های جنگ بیداد می‌کند، اثرِ ملموسی در پی ندارد. بدتر از آن این‌که: گروه‌های تروریستی و دهشت‌افکن فقط به هدف‌هایی می‌اندیشند که می‌خواهند به آن‌ها برسند. برای آنان هیچ فرقی نمی‌کند که در جنگ و حملاتِ کورشان چه کسانی کشته می‌شوند. از جانب دیگر، با قرایتی که طالبان و داعش از جنگ‌شان دارند، کشتن غیرنظامیان هیچ محلی از اعراب برای آن‌ها نخواهد داشت. آن‌ها غیرنظامیانِ تحت حاکمیت دولت را به همان چشمی می‌بینند که نیروهای خارجی و دولتی را نگاه می‌کنند. برای طالبان و داعش، حداقل ۹۰ درصد شهروندان افغانستان حق زنده‌گی ندارند، چون بر اساس آموزه‌های آن‌ها، این افراد با قبول دولت بر سرِ اقتدار، به همان میزان افراد دولتی مقصر اند و حق زنده‌گی کردن ندارند.
طالبان و داعش گروه‌هایی نیستند که خود را اسیر ارزش‌ها و عواطفِ انسانی بسازند. آن‌ها این مباحث‌ را ساخته و پرداختۀ غرب و کشورهای به‌اصطلاح خودشان کفـری می‌دانند که با آموزه‌های‌شان هیچ رابطه‌یی نمی‌تواند داشته باشند. در این میان، فقط وظیفه و رسالتِ دولت و نهادهایی برجسته می‌گردد که متعهد به تأمین امنیتِ جان غیرنظامیان شده‌اند.
متأسـفانه دولت افغانستان به‌صورتِ غیرمنطقی در حال توجیه حملاتِ مرگبار انتحاری طالبان و داعش است و از مهم‎ترین وظایفِ خود چه به دلیل ضعف مدیریت و چه به دلیل نفوذ گروه‌های شورشی در بدنۀ آن، سرباز می‌زند. رییس حکومت مدت‌ها پیش اعلام کرده بود که در حال گفت‌وگو با شمار زیادی از باشنده‌گانِ پایتخت است تا یک برنامۀ جامعِ امنیتی برای این شهر تدوین کند. اما نه از دیدارهای جمعی با باشنده‌گان کابل خبری شد و نه هم از برنامۀ جامع امنیتیِ آقای غنی اثری به میان آمد.
باشنده‌گان کابل و برخی دیگر از شهرهای کشور، همه‌روزه قربانی حملات کورِ گروه‌های تروریستی می‌شوند و تنها کاری که آقای غنی برای التیام بخشیدن به زخم‌های باشنده‌گان این شهر انجام می‌دهد، صادر کردنِ تقبیح‌نامه‌های از قبل نوشته شده، سر زدن به شفاخانه‌ها و تشکیل کمیسیون‌های حقیقت‌یاب است که هیچ کدام هم مؤثریتی نداشته است.
مسـلماً نه تقبیح با الفاظ شدید می‌تواند جلو حملات را بگیرد، نه رفتن به شفاخانه‌ها زخم‌های مردم را التیام می‌بخشد و نه هم کمیسیون‌های حقیقت‌یاب توانسته‌اند رازِ موفقیتِ این حملات و عاملانِ آن را کشف کنند. کمیسیون‌های حقیقت‌یاب فقط یک اصطلاح دهن‌پُرکن و فریبنده است که صرفاً می‌تواند اذهان عمومی را برای مدتی از اصل موضوع منحرف بسازد. مردم از چنین وضعیتی به ستوه آمده‌اند؛ اگر حکومت به این سخن باور ندارد، باید یک بار با شهروندان عادی این کشور از نزدیک ببیند و حجمِ بغضِ خشم‌آلودشان را اندازه‌گیری کند.
منطقاً، حکومت کردن بر جنازه‌ها و قبرستان‌ها، افتخار و لذتی در پی ندارد. آیا آقای غنی یک بار به این مسأله اندیشیده است؟ او چه پاسخی می‌تواند به خانواده‌هایی بدهد که عزیزان‌شان را در حملات انتحاری از دست داده اند؟ آیا با گفتن این‌که ماهیتِ جنگ در کشور تغییر کرده، می‌توان مردم را به حمایت از دولت قانع ساخت؟
التیام زخم‌های مردم، تقویت حکومت‌داری خوب و پاسخ‌گو، ایجاد شرایط بهترِ امنیتی و جنگ بی‌امان و قاطع علیه گروه‌های تکفیری و جنایت‌پیشه است. اما وقتی مهم‌ترین متحدِ آقای غنی، حملات استشهادی را مقدس می‌شمارد و عملاً به خون شهدایِ چنین حملاتی توهین روا می‌دارد، می‌توان به التیام زخم‌های کهنه امیدوار شد؟
آقای غنی باید بداند که او و حکومتش از چشمِ مردم کاملاً افتاده است. مردم به همان نسبت که از بیدادِ گروه‌های تکفیری و تروریست به ستوه آمده‌اند، از قوم‌گرایی و قبیله‌اندیشیِ حلقۀ ارگ نیز به تنگ رسیده‌اند. معلوم نیست که حکومتِ موجود تا کجا می‌خواهد و می‌تواند به کژروشی ادامه دهد، اما آن‌چه مسلم است این‌که: مردم برای نجاتِ جانِ خود هم که شده، روزی در برابر موج کشتارها به‌پا می‌خیزند و حکومتی را بر سر کار خواهند آورد که دست‌کم توانایی برقراری امنیت را داشته باشد.

 

مردم را در تظاهرات تا کابل همراهی می کنیم

افضل حدید رییس شورای ولایتی ولایت بلخ و از نزدیکان آقای عطامحمد نور والی ولایت بلخ است.
محمداشرف غنی رییس جمهور، دو ماه پیش استعفای عطامحمدنور والی ولایت بلخ را امضا کرد که این امر، از سوی آقای نور رد گردید، زیرا استعفای وی، مشروط بر خواسته هایی بود که ارگ ریاست جمهوری به آن عمل نکرد.
برای حل تنش ها میان ارگ ریاست جمهوری و عطامحمدنور، چندین بار مذاکرات صورت گرفت و حتی گروه های سیاسی میانجی شدند اما ظاهرا نتیجه ای در پی نداشته و در حال حاضر، چالش میان عطامحمد نور و حکومت، به بن بست کشیده شده است.
در راستای چگونگی حل تنش ها و پیامدهای آن، این بار خبرنگار خبرگزاری جمهور، گفت وگوی مفصلی را با افضل حدید رییس شورای ولایتی ولایت بلخ انجام داده است.
تشکر آقای حدید که فرصت تان را در اختیار خبرگزاری جمهور قرار دادید؛ با توجه به جنجال های پیش آمده میان استادعطامحمد نور و ارگ، فرجام این جنجال ها به کجا خواهد کشید؟
تشکر از شما! بیشتر از دو ماه می شود که  استعفای عطامحمدنور از سوی رئیس جمهور قبول شده است. هیئت هایی مقرر شده بود که وساطت کنند و مشکل را پایان دهند اما نتایج شان، به بن بست کشانده شد، مذاکراتی که میان دو طرف صورت گرفت، هیچگونه نتیجه نداد و سرانجام، آقای نور هفته قبل اعلام کرد که دست به خواست های مدنی در اکثر ولایت های کشور خواهد زد.
با توجه به شرایط امنیتی و وضعیت حساس سیاسی، آیا فکر می کنید راه اندازی تظاهرات برای تحقق خواسته های مشروع، موثر واقع شود؟
دیده شود؛ پیش داوری امر بسیار محال است و مشکل هم است که تظاهرات بتواند موثر واقع شود، چون قضیه آقای نور تنها بُعد داخلی ندارد، بُعد خارجی هم دارد، به این خاطر من فکر میکنم که پیچیدگی اوضاع و شرایط کنونی، آقای نور و ارگ ریاست جمهوری یک موضوع تازه نیست، این قضیه ابعاد داخلی و خارجی دارد، با درنظرداشت این ابعاد، بعید می دانم که این مشکل بزودی حل شود.
از ولایت بلخ بعنوان ولایت نمونه در افغانستان یاد می شود. حکومت با کنار زدن آقای نور، به دنبال چیست؟
حکومت کاری که کرد، خلاف قانون است. استعفای آقای نور بنابر یک پیش شرطهایی بود. البته من به نمایندگی از مردم سخن میزنم، به این معنی است که بلخ امن، بازسازی شده و مردم آن کنارهم زندگی دارند، وحدت اقوام تمثیل شده، نمادی از دموکراسی در بلخ وجود دارد اما حالا میخواهند که آقای نور کنار برود. باید رهبران حکومت جواب دهند که آن ها خواست های شخصی، گرایش های تباری و عقده های دوران کمپاین را بالای سه میلیون مردم بلخ تحمیل نکنند. این کار عاقلانه نیست. آقای نور بنابر پیش شرطهایی، استعفای خود را پیش کرده بود که از آدرس حزب جمعیت اسلامی شرط هایی داشت، این تنش ها را شکل داد، حالا آقای نور پیشگام شده است که 50 فیصد حقوق را به دست آورد اما مذاکرات با ارگ نتیجه نداد.
تصمیم های رییس جمهور و حکومت وحدت ملی غیرقانونی است، زیرا این حکومت بر اساس یک توافقنامه است، بر بنیاد قانون نیامده است که تصمیم هایش مشروعیت قانونی داشته باشد. این حکومت بر اساس توافقنامه آمده است، بنابر شرایطی که شکل گرفته، تنش های موجود باید از طریق دیالوگ و تفاهم سیاسی حل شود، بهتر خواهد بود.
دادخواهی گسترده که قرار است از 15 ولایت افغانستان به سوی کابل راه اندازی شود، شورای ولایتی ولایت بلخ، این دادخواهی را همراهی می کند؟
مردم ولایت بلخ با آقای نور همبستگی خود را اعلام کرده اند، طبیعی است که بلخ نه بلکه اقشار مختلف افغانستان آمده و از آقای نور حمایت کرده اند.
دیدگاه شورای ولایتی ولایت بلخ در خصوص انجنیر داود که حکومت به حیث والی ولایت بلخ معرفی کرده، چیست؟
خب آقای نور به حیث والی بلخ که هنوز هم عملا در قلمرو ولایت کار می کند، از تمام امور بررسی و فرمان می دهد. فکر میکنم، این ضعف حکومت را نشان می دهد که والی جدید را نتوانسته معرفی کند، این بحث مربوط حزب جمعیت هم است، مردم ما در حقیقت خواهان این است که هرچه زودتر تنش ها پایان پیدا کند. نتایج مثبت از طریق مذاکرات، دیالوگ، تفاهم سیاسی و منطق فکری که ایجاب می کند. در شرایط کنونی، دچار بحران گسترده هستیم، این تنش ها باید ختم شود.
ظاهرا دیالوگ و مذاکرات و یا تفاهم سیاسی در دو ماه گذشته موثر نبوده است. گزینه بهتر از این ها را شما در چه می بینید؟ اصلا غیر از این ها، گزینه دیگری هم وجود دارد؟
حالا در این دو ماهی که مذاکرات و گفتگوها ادامه داشته. سرانجام آن، نتیجه عملی نداشته است، چون خواسته ها و تفاوت دیدگاه هایی که جمعیت اسلامی با ارگ ریاست جمهوری دارد، در مواردی بوده که باهم سازگاری نداشته اند و به همینگونه مذاکرات به بن بست کشانیده شد. خواسته هایی که آقای نور دارد، خواسته های مشروع مردم است. حکومتی که هرچیزی که خود تصمیم میگیرد، مردم سالاری نیست. وقتی مردم ولایت بلخ از آقای نور حمایت می کند، چرا حکومت اصرار میکند؟ وقتی از فاصله های صدها کیلومتر برای حمایت می آیند، بدین معنی است که آقای نور صدای عدالتخواهی را بلند کرده است، کسانی هستند که قدرت را به نحوی در انحصار خود نگهداشته، هرآنچه که دل شان خواست، بالای دیگران تحمیل میکنند. این مردم سالاری نیست. مردم حق دارند در تعیین سرنوشت شان تصمیم بگیرند؛ در کابینه آقای غنی از مردم ولایت بلخ هیچ تصویری وجود ندارد. مردم بلخ یک والی که دارد حکومت والی شان را هم میگیرد. فکر میکنم در چنین شرایطی که حکومت مشکلات خود را دارد، به لحاظ ناامنی، فساد، گرایش های قومی که افزایش یافته، رسیدگی کند و تصمیم حکومت مبنی بر کنار رفتن آقای نور، به خیر مردم و منافع ملی نیست.
پرسش پایانی، آقای حدید، تصویر ولایت بلخ را در نبود آقای نور چگونه می بینید؟
موجودیت آقای نور در شرایط بحرانی که حتی دامن ولایت بلخ را مورد تهدید قرار داده، برای مردم ولایت بلخ یک امر ضروری است. بهتر آن است که نور تا پایان حکومت باقی بماند. بازهم چیزی که منافع مردم را تامین کرده و صدمه نزند؛ اگر آقای نور کنار برود فکر میکنم، کسی خواهد آمد که آقای نور با توافق خود، شخصی را در کرسی ولایت بلخ تایید کند. فقط تنش ها میان خواسته های آقای نور و ارگ است. از آقای نور و ارگ ریاست جمهوری میخواهیم که هرچه زودتر به این تنش ها نقطه پایان بگذارند، البته این تنش ها زمانی کاهش می یابد که چیزی آقای نور از خواسته های خود کوتاه بیاید و چیزی هم ارگ ریاست جمهوری، تا این که مردم به آرامش برگردند.
همگان میدانند، مردم ولایت بلخ شاهد سلسله تغییرات گسترده و خوبی در طول سالیان گذشته از نظر انکشاف، ملت سازی، اقتصاد، تامین امنیت و مسایل دیگر بوده اند، ما نمیخواهیم که این دستآوردها قربانی خواست های ارگ ریاست جمهوری شود. امیدوار هستیم که ارگ ریاست جمهوری به زور چیزی را تحمیل نکند، در غیر آن، پیامدهای ناگواری خواهد داشت.

 

زمزمه بازگشت و حضور نظامی طولانی‌مدت انگلیس در افغانستان

به گزارش خبرگزاری تسنیم، ژنرال «دیوید جولین ریچارد» رئیس سابق ستاد ارتش انگلیس به «اسکای نیوز» گفت: انگلیس باید به درخواست ترامپ برای اعزام نیروهای بیشتر به افغانستان پاسخ مثبت دهد.

وی افزود دولت انگلیس باید تدابیری را بیندیشد تا نظامیان انگلیسی بتوانند به هدف آموزش و حمایت از ثبات افغانستان حضور نظامی بلند مدت خود در این کشور را حفظ کنند.

این ژنرال ارشد انگلیسی اظهار داشت: نیروهای امنیتی افغان در جنگ آمریکا و ناتو در افغانستان علیه تروریسم قربانی‌های بسیاری داده‌اند در نتیجه ما نیز باید از آنها حمایت کنیم.

پیش از این نیز برخی از رسانه‌های انگلیسی از اعزام چندین واحد از نیروهای ویژه این کشور به افغانستان برای هدف قرار دادن مخالفان مسلح و اجرای عملیات‌های اطلاعاتی خبر داده بودند.

این در حالی است که ماموریت جنگی نیروهای انگلیسی در افغانستان اکتبر سال 2014 میلادی به طور رسمی پایان یافت و نیروهای انگلیسی از بزرگترین پایگاه خود در جنوب افغانستان عقب نشینی کردند.

در حالی که ماموریت نیروهای انگلیسی در حال حاضر آموزشی است اما به نظر می‌رسد که لندن به دلیل سودی که از تجارت مواد مخدر و استخراج یورانیوم در گذشته در هلمند داشته به فکر بازگشت دوباره به جنوب افغانستان است.

 

حمایت مشروط دختر نواز از شهباز شریف برای نخست وزیری آینده

به‌گزارش خبرگزاری تسنیم به نقل از اکسپرس نیوز، «مریم نواز» برای اولین بار موضع خود در خصوص نخست وزیری شهباز شریف را بیان کرده و آن را مشروط به عدم حضور نواز شریف دانست.

دختر نواز گفت: پس از نواز شریف شخصی که بیشترین صلاحیت را برای پست نخست وزیری دارد شهباز شریف است.

وی تاکید کرد: هر تصمیمی نواز شریف برای آینده حزب و کشور بگیرد ما آن را خواهیم پذیرفت و من حاضرم در راه حمایت از او زندانی شوم.

عضو ارشد حزب نواز گفت: ما هنوز تصمیم قطعی در خصوص نامزد اصلی خود برای تصدی پست نخست وزیری را نگرفته‌ایم ولی تصمیم نهایی به عهده شخص نواز شریف خواهد بود.

سخنان مریم نواز در حالی بیان می‌شود که با وجود حمایت‌ چهره‌های مشهور حزب مانند «شاهد خاقان عباسی، سعد رفیق و حتی راناثناءالله» از نخست وزیری شهباز شریف، نواز شریف تاکنون سخنی از این موضوع به میان نیاورده ودر قبال آن سکوت کرده است.

برخی کارشناسان بر این باور هستند که وجود اختلافاتی میان این دو برادر سبب بروز تنش میان این دو شده است.

این اولین بار است که مریم نواز به صورت رسمی حمایت مشروط خود از شهباز شریف را برای تصدی پست نخست وزیری بیان می‌کند.

گفتنی است حزب نواز به شدت در تلاش است تا با فشار وارد کردن به دادگاه عالی پاکستان حکم این دادگاه در خصوص رد صلاحیت مادام العمر نواز شریف را برگردانده و شرایطی ایجاد کند که سیاستمدار 67 ساله پاکستانی در انتخابات آتی نیز بتواند نخست وزیر این کشور باشد.

 

هفت سال بعد از انقلاب: آیا لیبیا از جاه طلبی های نیروهای خارجی نجات یافته است یا خیر؟

عید اومییرا (Aid Umeira) در نشریه نون پست «NoonPost» مصر می نویسد، هفت سال بعد از سقوط رژیم معمر قدافی که در لیبیا 42 سال حکمروایی کرده بود، سپری گردیده است. انقلاب صلح آمیز از تظاهرات اعتراضیه در خیابان ها که شرکت کنندگان آنها اعمار دولت واحد و آزاد لیبیا را مطالبه میکردند که حاکمیت کامل داشته باشد، آغاز گردید.

اما به زودی حوادث به برخوردهای خونین با رژیم منجر شدند و هفت سال برای آن کافی بود، تا دول بزرگ منطقوی، بشمول دول عربی که جهت بازگرداندن رهبری قبلی شان تلاش می ورزیدند، «ریشه های شان» را در این کشور به کمک عمال محکم کنند که به آنهایی وفادار بودند، کسی که پول بیشتر می پردازند، نه به ملت لیبیا و آرزوهای آن.

نقش مصر

با سقوط رژیم قدافی در فبروری سال 2011 جاه طلبی های دول خارجی که جهت تصاحب بخش اعظم ثروت های لیبیا، خاصتاً نفت، تلاش می ورزیدند، به شدت افزایش یافت. چنین جاه طلبی ها را نه تنها دول کهن استعماری، بلکه دول همسایه عربی نیز داشتند.

ظاهراً به نظر میرسید که دولت مصر، همسایه شرقی لیبیا، باید به مانع برای جاه طلبی های نیروهای خارجی مبدل گردد که خوبی را برای لیبیایان نمی خواستند، ولی در عمل به طرفداری از این نیروها عمل نمود. به این ترتیب، بعد از کودتا بر ضد رئیس جمهور محمد مرسی که در تابستان سال 2013 رخ داد، مصر جستجوی امکانات تقویت مواضع خود در خاک همسایه غربی آغاز کرد و به احتمال زیاد، میخواست اقتصاد خود را به کمک نفت آن نجات بخشد.

فعالیت های مصر در لیبیا با اجازه و حمایت جنرال حفتر که بخش شرقی کشور را کنترول میکند، صورت گرفته اند. این حمایت به قاهره امکان پیشروی هرچه بیشتر در لیبیا میدهد که هماهنگی نظامی طرفین آن را به وضاحت منعکس می سازد. این امر، منجمله، هنگام حملات قوای هوایی مصر بر خاک لیبیا با همکاری با قوماندانان نیروهای مسلح حفتار مشاهده میشود.

مصر میخواهد، تا جنرال حفتر به یکی از طرف های عمده مبدل گردد که در طرح نمودن راه حل سیاسی لیبیا شرکت نماید و حرف تعیین کننده داشته باشد و همچنان به صفت سرقوماندان اعلی اردوی لیبیا انتخاب گردد. جنرال حفتر که همیشه خود را دشمن عمده «دولت اسلامی» (سازمان ممنوع در فدراسیون روسیه — تبصره مدیریت مسوول) و گروه های دیگر مسلح اسلامگرا می خواند، به السیسی رئیس جمهور مصر شباهت دارد: هردو شخصیت با پیشکش نمودن شعار «مبارزه با تروریزم» و همچنان از فیض سابقه نظامی شان  قانونیت کسب کرده اند.

رهبری مصر بر سازماندهی مجدد اردوی لیبیا مطابق دیدگاه ها و سیاست خود کار میکند، تا از آن در مناسبات با کشورهای خارجی استفاده کند.

جاه طلبی های امارات متحده عربی

در پهلوی مصر امارات متحده عربی در صحنه لیبیا به بازیگر آشکار مبدل گشته که از نیروهای ملکی و نظامی ضدانقلابی در لیبیا حمایت میکند. طوریکه مدافعان حقوق بشر لیبیا و بین المللی اعلام میدارند، امارات متحده عربی در لیبیا جنایات انجام داده است.

در اکتوبر سال 2016 مرکز لندن جنایات جنگی « Jane’s Information Group» گزارش را منتشر ساخته که تائید میکند که امارات متحده عربی پایگاه نظامی در لیبیای شرقی طی مدت زمان مارچ تا جون سال 2016 اعمار کرده است. طیارات AT-802 و طیارات بی پیلوت Wing Loong باید از نیروهای حمایت میکردند که در عملیات «حیثیت لیبیا»، تحت رهبری جنرال حفتر شرکت داشتند. همچنان در تاریخ 23 جولای همان سال تصاویر ماهواره یی این پایگاه منتشر شده که در آن طیارات جنگی جابجا شده اند.

در عین حال در گزارش گفته شده که امارات متحده عربی در میدان هوایی ال-خادم (در فاصله تقریباً 100 کیلومتری شهر بنغازی) پایگاه ایجاد کرده که میدان هوایی عادی با شبکه محقر می باشد.

بازگشت روسیه

در مارچ جنرال توماس والدهاوزر قوماندان نیروهای مسلح امریکا در افریقا به مجلس سنا گفت:«روسیه سعی می ورزد نفوذ خود را در لیبیا توسعه بخشد، تا در نهایت امر کنترول خود را بر آنهایی قایم نماید، کسانی که در این کشور بر سر قدرت می باشند».

جنرال افزود که جاه طلبی های روسیه در لیبیا که در سه سال اخیر بوجود آمده و همچنان، ممکن، این واقعیت که از اواخر سال 2015 مساله لیبیا تحت رهبری میخائیل بوگدانوف معاون وزارت خارجه روسیه و مسوول شرق نزدیک، قرار دارد، بیانگر آن اهمیت می باشد که کرملن به این مساله میدهد. چرخش روسیه بسوی لیبیا بدان معنی است که مسکو کارکردن بر احیای موقف قدرت جهانی برای کاهش نفوذ ایالات متحده در منطقه آغاز کرده است. مسکو همچنان میخواهد نقش مرکزی در حل این بحران ایفا نماید، شبکه اجنتان خود در شرق نزدیک و شمال افریقا احیا نماید و قراردادهای پرمنفعت صدور سلاح روسی، سرمایه گذاری در استخراج معادن نفت و ایجاد شبکه ترانسپورتی بدست آورد.

توسعه نفوذ مسکو در شرق نزدیک بعد از عملیات در سوریه و ناکامی ابتکارات بین المللی در باره متحدساختن گروه های مختلف لیبیا به روسیه امکان بازگشت به لیبیا را بعد از منزوی ساختن آن در نتیجه مداخله نظامی ناتو و سرنگون ساختن معمر قدافی در سال 2011 فراهم ساخته است.

فرانسه که اکثریت اعضای شورای امنیت ملل متحد به خاطر تصویب فیصله نامه 1970 پیشنهادی آن رای دادند، نیز سعی می ورزد به لیبیا بازگردد. این سند به فرانسه امکان واردآوردن اولین ضربات هوایی بر نیروهای معمر قدافی فراهم ساخت.

رئیس جمهور ایمانوئیل ماکرون سعی می ورزد نفوذ کشور خود را در این منقطه احیا نماید. پاریس تلاش می ورزد به کمک لیبیا کنترول اوضاع در شمال افریقا را بدست گیرد.

نظامیان فرانسوی در لیبیا حضور دارند. ستیفان لی فول نماینده حکومت فرانسه در تاریخ 20 جولای سال 2016 اعلام داشت:«ما حضور نیروهای استخباراتی فرانسه را در لیبیا تائید کرده میتوانیم که در مبارزه با تروریزم شرکت دارند».

چند روز قبل وب-سایت « Middle East Eye» نوار صوتی گفتگوهای نیروی هوایی در بنغازی، در شرق لیبیا منتشر ساخت که بیانگر حمایت فرانسه و دول دیگر غربی از اردوی جنرال حفتار می باشد.

نیروهای زیادی خارجی سعی می ورزند نفوذ نظامی و سیاسی شان را در لیبیا احیا کنند. ایتالیا نیز سعی می ورزد به مستعمره سابق خود بازگردد. لیبیا برای ایتالویان ساحه مهم حیاتی و زمین های حاصلخیز است که نباید به هدف جاه طلبی های بازیگران دیگر خارجی مبدل گردد. برعلاوه، این کشور ذخایر عظیم نفت دارد که به حجم 6،46 میلیارد بیرل ارزیابی میشوند.

همه این جاه طلبی های خارجی به تجزیه شدن جامعه لیبیا مساعدت میکنند و اجازه یادنمودن لیبیا به مثابه دولت به مفهوم واقعی این کلمه را نمی دهد. این وضع بعد از مداخله دول غربی و سقوط رژیم معمر قدافی در ماه فبروری سال 2011 بوجود آمد.

 

روری ۲۰۱۸

فراخوان

تظاهرات در سرتاسر اروپا جهت توقف اخراج اجباری پناهجویان افغان

هموطنان گرامی !

اخیراً کشور های اروپایی در رابطۀ پذیرش متقاضیان پناهندگی، پالیسی های سختگیرانه ای را روی دست گرفته اند. پناهجویان افغان نیز در معرض خطر اخراج اجباری قرار دارند و برخی از کشور ها تا اکنون به اخراج اجباری افغان ها اقدام ورزیده اند.

برای دفاع از پناهجویان افغان متحد شویم و در تظاهراتی که بتاریخای ۱۷ و ۱۸ فبروری ۲۰۱۸ بخاطر توقف اخراج اجباری در سرتاسر اروپا برگزار می گردد اشتراک نمائیم. این تظاهرات در شهر های مختلف کشور های : هالند، آلمان، بلژیک، فنلند، سویدن، پولند، دنمارک، اطریش … برگزار می گردد.

تاریخ و زمان تظاهرات در هالند :

Op zondag 18-02-2018:

Om 13:00 op de Vrijthof, 6211 LD Maastricht
Om 14:00 uur op de Domplein, 3512 JC Utrecht, Nederland
Om 14:00 op de Dam 1012 JL Amsterdam
Om 14:00 op de Plein 1944, 6511 JB Nijmegen

و در لینک ذیل جدول کشورها و زمان تظاهرات درج است :

https://dontsendafghansback.eu/events

هیأت مدیرۀ فارو

 

 راه نجات از خشونت همگرایی و اتکا به زبان فرهنگ است

خشونت و ناامنی شیرازه زندگی عادی را در افغانستان از هم گسسته و طنین فریاد انتقام بلندتراز هر ندایی است و در این وضع شاید رساندن سخن اندیشمندان به گوش جامعه کمکی باشد برای یافتن مسیر نجات و در این ارتباط یک استاد جامعه شناس راهکارش را در همگرایی و اتکا به فرهنگ خود خلاصه می کند.

مصاحبه روز سه شنبه ایرنا با یکی از استادان دانشگاه کابل و از جامعه شناسان افغان در دفتر او با این رویکرد انجام شد که در هیاهوی اخبار تلخ انفجار و مرگ ، روزنه ای به سوی افق روشن برای بهبود وضعیت از گذر دانش باز شود.
«بریالی فطرت» از جمله استادانی است که باور دارد برای از بین بردن افراط گرایی ، کشتار و اختلافات تنها راه نجات همگرایی ، همدیگر پذیری و اتکا و بهره جستن از فرهنگ غنی تمدن منطقه و بازگشت به سرچشمه آموزه های اسلامی است .
او در این گفت و گوی اختصاصی اشاره دارد که برای ملت شدن و رسیدن به توافق جمعی به تحکیم امنیت سراسری، عدالت اجتماعی و اقتصادی پایدار نیازمند پایبندی به چارچوب قانون ، اخلاق و امید هستیم.
وی تصریح می کند که بر اساس این اندیشه و تفکر می توان نهادهایی را تقویت کرد که انسجام ملی و ملت شدن را تسریع کرده یا ایجاد می کنند.
به گفته وی امروز افغانستان در وضعیتی بسر می برد که بی اعتمادی هر روز بین افراد جامعه بیش از بیش افزایش می یابد و ایجاد مبانی فکری و رفتاری در جامعه برای انسجام ملی راه مقابله با بحران مواجه است و در چنین شرایطی ایجاد مساعی مشترک و عمومی برای تامین امنیت سراسری لازم و ضروری است.
این استاد دانشگاه کابل توزیع عادلانه فرصت بین تمام افراد، گروه ها و اقشار که در جامعه زندگی می کنند را پیش نیازی مهم برای به حداقل رساندن فاصله به بین دولت و مردم می داند.
به باور این جامعه شناس افغان برای رسیدن به ثبات باید، ارزش ها و عناصر وحدت را تقویت کرد چرا که می تواند گروههای مختلف مذهبی، قومی و اجتماعی را نزدیک کند.
فطرت ادامه می دهد که لازم است همه عقلای جامعه این عناصر را برجسته کرده و برای تقویت آن تلاش داشته باشند و باید از آموزه های اسلامی که گروه های مختلف را به همدلی و همدیگر پذیری دعوت می کند استفاده کنیم.
به اعتقاد وی در عرفان و تصوف اسلامی که قدمتی بیش از هزار سال دارد ، ارزش هایی نهفته است که گروه های مختلف را به نداشتن تعصب علیه همدیگر دعوت می کند و وحدت و همدلی را برای داشتن اراده باهم زیستن فرا می خواند.
وی گفت که بطور مثال می توان از آیات قرآن کریم استفاده کرد آن جا که می فرماید:« من شما را از یک مرد و زن آفریدم و بعد شعبه شعبه، شاخه شاخه ساختیم و حکمت آن این نیست که شما روبروی همدیگر بایستید و تعصب و دشمنی بوجود بیاورید، بلکه این کار برای بهتر شناختن همدیگر است» با همین رویکرد است که شما نباید علیه یگدیگر به دلیل تفاوت های رنگ، جسم، قوم، دین مذهب و شیوه های زندگی یکدیگر تعصب منفی داشته باشید و بهترین انسان ها با تقوا ترین آنهاست .
این استاد جامعه شناسی می گوید: شرقی ها داشته های زیادی در حوزه فرهنگی، تاریخی و اجتماعی خود دارند که متأسفانه همه آن را به طاق نسیان سپرده و علت آن، پایین بودن سطح دانش و ناآگاهی است و موضوع دیگر آن است که شرقی ها بیش از حد دچار از خود بیگانگی و از خودباختگی شده اند.
فطرت افزود که کشورهای توسعه نیافته در شرق فکر می کنند، هر چیزی که موجب پیشرفت و تفکر می شود فقط بستر و زادگاه آن غرب است و باید آن را از غرب گرفت و ما چیزی در فرهنگ شرقی خود به عنوان عامل پیشرفت نداریم که این از خود بیگانگی باعث شده تا ظرفیت های بالقوه و بالفعل را که در داخل جامعه خود و در تاریخ گذشته خود دارند ، متوجه آن نباشند.
به گفته وی مشکل دیگر جامعه افغانستان و کشورهای مشابه آن عدم آگاهی از تاریخ خود است و ما دانش تحلیلی و انتقادی نسبت به گذشته تاریخی خود نداریم و اگر هم داریم در سطح بسیار پایین یا از زوایه نگاه عربی هاست و در افغانستان امروز انبوهی از افراد با ابن سینا و مولانا جلال الدین بلخی و دیگر دانشمندان و بزرگ این حوزه تمدنی بیگانه اند .
وی پیشنهاد کرد که مردم افغانستان و کشورهای منطقه باید دانش تحلیلی و انتقادی خود را تقویت کنند و آن را به آگاهی عمومی مبدل سازند و میراث هایی که وحدت و همدلی را تقویت می کنند باید به آن بپردازیم.
این استاد دانشگاه کابل گفت که در دانشگاه های افغانستان و منطقه باید بخش غرب شناسی به دروس اضافه شود و غرب را بصورت علمی و همه جانبه بررسی کنیم که از چه بخش هایی پیشرفت و توسعه مفید غرب استفاده کنیم و از چه بخش ها آن که به فرهنگ و داشته های خود ما آسیب می زند خودداری کنیم.
فطرت گفت که ما باید از بخش های مفید فرهنگ و توسعه غرب استفاده کنیم و با فرهنگ و داشته های بومی خود که همخوانی دارد به منظور تحقق اهداف ملت خود درآمیزیم .
او اضافه کرد: در غرب تفکر و اندیشه های مختلف وجود دارد که می تواند برای ما مفید باشد اما شرکت ها، دستگاه ها، سازمان ها و بخش هایی نیز وجود دارند که هدف شان بهره برداری مادی، سیاسی و اطلاعاتی است ، این سازمان ها در تلاش ایجاد مانع برای رسیدن به خودکفایی امثال ما هستند.
این جامعه شناس تاکید دارد که این سازمان های غربی از کل مردم و تمدن های غرب نمایندگی نمی کنند، تمدن غرب کلیت یک پارچه و غیر قابل تجزیه ای نیست و ما در تمدن غرب علوم، فلسفه، ادبیات، هنر، الهیات و ارزش هایی داریم که برای پیشرفت و توسعه بشر مفید بوده و هست .
فطرت در پاسخ به ارتباط خشونت و وادادگی های رفتاری و اخلاقی امروز در جامعه افغانستان می گوید که یکی از نیازهای طبیعی انسان امنیت است و این که انسان مورد شکنجه و تهدید قرار نگیرد و یا با خطر مواجه نشود، و به هر اندازه که میزان خشونت و وقوع حوادث دلخراش در جامعه کمتر باشد، به همان اندازه از لحاظ روانی، اجتماعی، فکری و فرهنگی زندگی افراد از سلامت برخوردار و مسیر رشد و توسعه را می پیماید.
به باور او در چنین شرایط امن انگیزه انسان ها رشد کرده و قابلیت تفکر در آن نیز بالا می رود و باعث همدلی و همدیگر پذیری می شود و آینده نگری در افراد پا گرفته و امید در زندگی افزایش می یابد و نبود این عنصر حیاتی امنیت ساختار اجتماع را ویران می کند .
وی تاکید دارد که به هراندازه که میزان ناامنی، خشونت و حوادث تلخ تروریستی در جامعه رو به افزایش باشد به همان اندازه سلامت جسمی و روانی افراد بصورت مرگباری خدشه دار شده و پیامدهای آن برای زندگی و افراد خطرناک است.
او پیامدهایی مانند حملات تروریستی و خشونت های اجتماعی و خانوادگی را متاثر از تکرار همین خشونت ها می داند و تضعیف امید به زندگی و کاهش اعتماد و اطمینان عمومی را نتیجه طبیعی چنین فضایی می داند.
به گفته این استاد دانشگاه، بدبینی و سوء ظن در جامعه پرتنش و نامید میان افراد با گذشت هر روز بیشتر می شود و فاصله بین مردم و دولت افزایش یافته و همین باعث ریزش و تضعیف ساختارهای حاکمیت می شود و چنین جامعه ای گرفتار بحران افسردگی و دل مردگی می شود.
فطرت می گوید در شرایط ناامن ، بیشترین تمرکز فکری افراد صرف حفاظت از خود و خویشانشان می شود و توجه افراد از ضرورت های زندگی اجتماعی و پرداختن به اندیشه ساخت جامعه، پیشرفت باز می ماند.
در جواب به ارتباط عادی شدن مرگ درافغانستان و اثر آن بر رفتارهای اجتماعی این جامعه شناس می گوید که عادی شدن مرگ در جامعه کم ارزش شدن خود انسان را در ذهن القاء می کند و این باعث می شود که افراد متوجه ارزش زندگی خود نشوند و استفاده از خشونت کردن و خشونت پذیرفتن برای تحمیل اراده یکی بر دیگر عادی و امری ساده و روزمره می شود .
وی افزود: اگر مرگ عادی تلقی شود ، انسان ها برای یکدیگر و زندگی برای شان بی ارزش می شود و افراد قدر یکدیگر را نمی فهمند و به آسانی جان هم را می گیرند.
بریالی فطرت ادامه می هد که عادی شدن مرگ پریشانی روانی، دل مردگی و یأس در دل انسان ایجاد می کند که این به نوبه خود امید به زندگی را از انسان ها می گیرد .
او معتقد است که مشکلات موجود در افغانستان به حدی زیاد است که اگر نتوان آن را بصورت یکپارچه و منسجم حل کرد ، روزی همه اقوام موجود را نابود خواهد کرد.
او سخن خود را به سمت ارایه راهکارهای عملی برای برون رفت از وضعیت موجود سوق می دهد و می گوید : خداوند به انسان ها توانایی ویژه ای عطا کرده است که در بدترین شرایط می تواند بر راه درست تمرکز کند و فکر کند و برای مسائلی که درگیر است راه حل صحیح پیدا کند و با اعتماد به نفس و ظرفیت بشری که دارد و با آن توانایی شناخت خویش راه نجات را پیدا کند و طی نماید.
فطرت باور دارد که باید توانایی فردی و جمعی را برای رهایی از این معضلات مرگبار تقویت کرد و ظرفیت های مانده استفاده کرد.
اما او متذکر می شود که دست هایی پشت پرده همیشه مانع حرکت مردم به این سو حداقل در سطح اجتماع می شوند که نباید اجازه داد این دست های کثیف اسباب رهایی و آرمان های جامعه را نابود کنند .
او گفت که باید تلاش شود کسی نتواند منافع جامعه را برای بهبود وضعیت به خاطر منافع فردی از بین ببرد و هیچ نیروی بیرونی نباید بتواند جلو وحدت و پیشرفت را بگیرد.
وی تأکید کرد که ما نباید ابزار دست افراد پشت پرده قرار گیریم که در تلاش برده ساختن ملت ها هستند و نیت سوء خود را بر ما تحمیل می کند.
به گفته وی در حال حاضر از فقر، بیکاری، بی سوادی، بحران و ناامنی در راستای اهداف همین بد خواهان استفاده می شود تا از ساختن افغانستان یک پارچه جلوگیری شود و مردم باید علیه این تصمیم با اراده آهنین و قوی برای نجات خود ایستادگی کنند.
فطرت افزود : جامعه گرفتار در فقر، بیکاری، ناامنی و آشوب است و در این وضع می توان افراد زیادی را در برابر کمترین دست مزد برای اهداف شوم خود استخدام کرد و در چنین جامعه ای گروه های تروریستی، مافیایی و تخریبکاران آنها استفاده بهینه می کنند و جامعه را بسویی هدایت می کنند که برای منافع آنها مفید باشد.
وی می گوید فقر و بی سوادی باعث شده عوامل بیرونی که برای رسیدن به اهداف خود در این کشور از این وضع بهره می برند علاقه ای به بهبود مردم و ایجاد نظم و اقتدار نشان ندهند و از این افراد فقیر ابزاری بسازند تا امکان سواستفاده های بیشتری فراهم شود.
فطرت در جمع بندی خود می گوید مردم افغانستان توانایی و ظرفیت آن را دارند که جامعه خود را با وحدت و همدلی از چنین وضعیتی نجات دهند و می توانند با اعتماد به نفس، کشور خویش را بر مسیر توسعه و پیشرفت قرار دهند و از نعمت امنیت بهره مند شوند به شرط آن که دست به دست هم دهند ، تساهل و مدارا نسبت به یکدیگر داشته باشند و با ایمان به خداوند حول محور داشته هایشان در تمام حوزه های فرهنگی ریال سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی با پشت کار به پیش روند.
او تاکید دارد که باید مردم افغانستان سرنوشت خود را با داشته های خود حل کنند و باید یقین کنند که نباید به امید ناجی بیرونی باشند زیرا تجربه تاریخی نشان می دهد که بیگانه ای هرگز برای نجات مردم افغانستان نخواهد آمد.

افغانستان زیر سایۀ دموکراسی غربی نوزدهمین کشور مستبد جهان شـد

ماندگار : سه سال حکومت وحدت ملی، سه سال پر فراز و نشیبی بوده است. در این مدت، در کنار برچسپ‌های دیگری که به حکومت وحدت ملی زده می‌شود، اتهام یک حکومت متمرکز و مستبد نیز به این حکومت همواره از سوی مخالفان سیاسی‌اش وارد گردیده است.
حالا نشریه اکونومیست در گزارش سالانه‌اش که در مورد آزادترین و مستبدترین کشورهای جهان نشر شده است، افغانستان را به عنوان نوزدهمین کشور مستبد جهان شناخته است.
بربنیاد این گزارش نشریه اکونومیست، افغانستان از ۱۰ نمره، ۲٫۵۵ نمره گرفته است و در جمله کشورهای مستبد جهان همانند کوریای شمالی، ایران و سوریه قرار گرفته است.
در این گزارش که با عنوان “آزادی بیان، تحت حملات” نشر شده است، میزان آزادی در ۱۶۵ کشور جهان را در سال ۲۰۱۷ مورد مطالعه قرار داده است. در این بررسی، شاخص‌هایی چون: روند انتخابات و کثرت‌گرایی، آزادی‌های مدنی، کارایی حکومت، مشارکت سیاسی و فرهنگ سیاسی در کشورهای هدف، مورد مطالعه قرار گرفته است که در نتیجه آن، کشورهای ناروی، آیسلند و سویدن به ترتیب در رتبه‌های اول، دوم و سوم آزادترین کشورها قرار گرفته اند و کشورهای سوریه و کوریای شمالی نیز مستبدترین کشورهای جهان شناخته شده اند.
این بررسی، کشورها را بر بنیاد نمرۀ گرفته شده به چهار بخش کشورهای آزاد، کشورهای ناقض دموکراسی، رژیم‌های ترکیبی و حکومت‌های مستبد دسته بندی کرده است که افغانستان در جمله کشورهای مستبد قرار گرفته است.
بربنیاد این بررسی، افغانستان در سال ۲۰۱۷ در بخش روند انتخابات و کثرت‌گرایی از ۱۰ نمره، ۲٫۵۰ گرفته است. در بخش کارایی حکومت نیز ۱٫۱۴ گرفته است. در بخش مشارکت سیاسی نیز ۲٫۷۸ نمره را از آن خود کرده و در بخش فرهنگ سیاسی و آزادی‌های مدنی نیز به ترتیب ۲٫۵۰ و ۳٫۸۲ نمره گرفته است.
بررسی آزادی رسانه‌ها، بخش دیگر این گزارش بوده است که در آن، افغانستان به عنوان یک کشور به شدت غیرآزاد برای رسانه‌ها در جایگاه ۷۱ قرار گرفته است.
در بخشی از این گزارش در مورد افغانستان چنین آمده است:” در افغانستان، خبرنگاران در معرض تهدید دوامدار قرار دارند، زیرا شورشگران طالب و داعش وضعیت امنیتی خطرناکی را ایجاد کرده اند که تمام ولایت ها را به سیاه چال اطلاعاتی و خبری تبدیل کرده اند.”
در این بررسی، پاکستان نسبت به افغانستان در جایگاه بهتری قرار گرفته و توانسته خود را از بخش کشورهای مستبد بیرون بکشد.
بربنیاد این گزارش در سه سال حکومت وحدت ملی، میزان استبداد در افغانستان نسبت به گذشته بلند رفته است.
این درحالی است که حکومت وحدت ملی در کنار تمام این اتهام ها، همواره مساله استبداد و تمرکزگرایی را رد کرده و بر برنامه های ملی محور و کثرت‌گرای‌اش تاکید نموده است.

از طرح حمله بالای مزار و قندهار مطلع شوید

افغان پیپر : بر اساس اطلاعات رسیده از یک منبع از دفتر ریاست امنیت ملی در کابل، خانه ها، راه های رفت و آمد، مراکز، دفاتر و خطوط ارتباطی همه طرفداران عطا محمد نور و عبدالرازق در سرتاسر افغانستان بخصوص در کابل، بلخ و قندهار تحت نظارت کامل ریاست امنیت ملی، شورای امنیت و نیروهای وزارت دفاع قرار گرفته است. همچنین به دستور رییس امنیت ملی، افراد غیر مسلح طرفدار رژیم از ولایت های خوست، لوگر و پکتیا به کابل جاسازی و مسلح شده اند.
تعداد زیادی از انتحاری های مربوط به طالبان از ولایت های خوست، زابل، هلمند و غزنی به کابل آورده شده اند و به دستور محمد معصوم استانکزی در خانه های امن ریاست امنیت ملی در 13 مکان کلیدی جاسازی شده اند. بیشتر این انتحاری ها در مرکز کابل نگهداری می شوند و قرار است که 20 تن از آنان به ولایت بلخ جهت انجام عملیات های دهشت افگنانه زیر پوشش قوت های تحت فرمان محمد داوود ارسال گردند.
قرار است که ارگ با راه انداختن یک جنگ سرنوشت ساز علیه والی بلخ تحت فرمان محمد داوود، گلیم حزب جمعیت و دیگر طرفداران عطا محمد نور و جنبش ملی را از بلخ جمع کند. موازی با حمله بالای قوت های تحت فرمان عطا محمد نور و طرفداران عبدالرشید دوستم در ولایت بلخ و سپس دیگر ولایت های شمال کشور که بر اساس طرح مذکور زلمی ویسا والی قندهار با همکاری نیروهای تحت فرمان محمد شفیق گل آقا شیرزی وزیر سرحدات و قبایل و سربازان ارتش ملی جهت خلع سلاح کردن جنرال عبدالرازق به پایگاه فرمانده پولیس قندهار حمله کنند.
رژیم به نیروهای هوایی وفادار به محمد اشرف غنی در همه ولایت ها دستور آماده باش داده تا در روز حمله به ولایات بلخ و قندهار مراکز، پایگاه ها، دفاتر، سنگرها و نیروهای طرفدار عطا محمد نور، عبدالرشید دوستم و عبدالرازق را با تمام توان بمباردمان و نابود کنند. بنابر هدایت محمد اشرف غنی قرار است که در روز حمله بالای بلخ و قندهار یک قطعه خاص نظامی جهت نظارت بر رفتار و سلوک داکتر عبدالله و حامیان وی در داخل ارگ وارد شوند تا در آن روز مانع تماس رییس اجرایی رژیم با حامیان مسلح نظامی خودش گردند.
اشرف غنی باورمند شده است که اختلافات بین عطا محمد نور و داکتر عبدالله جنگ زرگری جهت خالی کردن زیرپاهای رژیم لرزانک وی است. همچنین محمد معصوم استانکزی مانند محمد حنیف اتمر هرگز باورمند نیستند که داکتر عبدالله و عطا محمد نور با هم دشمنی و خصومت شخصی داشته باشند و اگر رژیم بالای والی بلخ حمله کند داکتر عبدالله با تمام قوت و توان به حمایت از عطا محمد نور به پا خواهد خاست از همین رو ارگ می خواهد که پیش از حمله و در روز حمله زمینه هرگونه تماس بین رییس اجرایی و والی بلخ سد شود.
ریاست شورای امنیت ملی به وزیر جدیدالقرر مخابرات دستور داده که در روز حمله بالای نیروهای تحت فرمان عطامحمد نور و عبدالرازق حمله ارتباطات مخابروی و بی سیمی را در سرتاسر کشور مختل کند. سفارت آمریکا و انگلیس که از طرح حمله ارگ بالای ولایت های بلخ و قندهار جهت حذف والی بلخ و فرمانده قندهار مطلع هستند تا حال در برابر این توطیه ارگ خاموشی اختیار کرده اند و حتی جان بس سفیر آمریکا اختلافات بین ارگ و بلخ را یک مساله داخلی افغانستان قلمداد کرده و هرگونه راه حل آن را مربوط به خود “افغانان” شمرده است.
آمریکا هرگز نمی خواهد مانع کشت، تولید و قاچاق مواد مخدر در افغانستان شود.
از دید آمریکا حضور دهشت افکنان در افغانستان به نفع حضور نیروهای آن کشور در افغانستان است. بزرگترین ضربه را شهروندان روسیه و کشورهای آسیایی مرکزی از قاچاق مواد مخدر نصیب شده اند. آمریکا باورمند است که اگر در طی ده سال آینده قاچاق مواد مخدر از طریق افغانستان به کشورهای آسیای میانه و روسیه ادامه یابد هم نفوس این کشورها کم خواهد شد و هم کمر اقتصاد و نیروی کاری آن دولت شکسته خواهد شد. حزب اسلامی حکمتیار بزرگترین تولید کننده و قاچاق کننده مواد مخدر در سطح افغانستان و حتی جهان است و آمریکا با آنکه در ظاهر با گلبدین حکمتیار خصومت و دشمنی دارد اما در خفا در همه عرصه های نظامی، سیاسی، مالی و استخباراتی از حزب اسلامی حکمتیار در طی 39 سال گذشته حمایت کرده است.
ریاست امنیت ملی با همکاری همه جانبه شورای امنیت ملی و با حمایت بی دریغ مالی از طرف قاچاقبران مواد مخدر، تاجران نفت و گاز از بازارهای سیاه و بازرگانان گازهای زیرزمینی و با پشتیبانی کامل نظامی افرادی مانند گلبدین حکمتیار، جمعه خان همدرد، اکبر بای، اکبر ایشجی، محمد آصف مهند تحت نام نیروهای طرفدار مهندس محمد داوود والی انتصابی ارگ نشینان کابل به ولایت بلخ حمله کنند و بنابر محاسبات وزیر دفاع رژیم ع و غ در ظرف شش ساعت به حیات عطا محمد نور خاتمه بدهند و همه طرفدران او را یا به قتل برسانند یا دستگیر و زندانی نمایند.
قرار است حمله بالای بلخ از سمت سمنگان و دره صوف و داخل بلخ صورت گیرد. ارگ در برنامه خود طرح حذف عطا محمد نور و سپس طرح کشتن مهندس محمد داوود را روی دست دارد تا زمینه والی شدن محمد آصف مهمند را در ولایت بلخ فراهم سازد تعدادی از خویشاوندان والی بلخ که مربوط به قبیله کوچی هایی به نام دولت خیل هم می شوند با محمد آصف مهمند همدست شده اند و از برکنار ساختن عطا محمد نور از مقام ولایت بلخ پشتیبانی می کنند.
بیشتر سران قبیله دولت خیل در قاچاق مواد مخدر و واردات نفت و گاز از بازارهای اقتصاد سیاه در شمال کشور دست دارند. یکی از دشمنی های مشهود قاچاقبران مواد مخدر، تاجران نفت و گاز از بازارهای سیاه و بازرگانان بازارهای اقتصاد زیرزمینی علیه عطا محمد نور این است که والی بلخ مانع کشت، تولید و قاچاق مواد مخدر در آن ولایت شده است و همچنین موصوف جلوی رشد بازار سیاه و عاید بازارهای زیرزمینی را گرفته است و از همین رو است که ارگ و بخصوص سفارت آمریکا در کابل در برابر والی بلخ خشمگین هستند که چرا مانع تجارت حامیان شان شده است.
محمد آصف مهمند که در قاچاق مشروبات الکلی از آسیایی میانه و روسیه بود پس از رانده شدن از بلخ در پی سرنگون کردن والی آن ولایت قرار گرفته است. محمد اشرف غنی احمدزی مقام ولایت را در اصل به محمد آصف مهمند وعده داده ولی اکنون برای شش ماه خواهان انتصاب مهندس محمد داوود به صفت والی پوشالی آن ولایت است. رژیم می خواهد به نقل قول از رییس رژیم ع و غ از انجنیر محمد داوود به صفت آب حماله جهت رفع قبصیت سیاسی نظامی بلخ استفاده ابزاری کند اما هنوز محمد داوود به این حقیقت تلخ تن درنداده و نمی خواهد آبرومندانه از مقام انتصابی صرف نظر کند و مانع جنگ خونین در ولایت بلخ، قندهار و حتی کابل گردد.
همه تاجران و بازرگانان عضو و طرفدار حزب اسلامی حکمتیار که در تجارت مواد مخدر، نفت و گاز از بازارهای سیاه و مصروف دادوستد در اقتصاد زیرزمینی می باشند خواهان تسلط کامل بر شاهراه های شمال و بندر حیرتان هستند آنان حاکمیت والی بلخ را در آن ولایت بزرگترین مانع منافع و رشد اقتصادی خویش در شمال کشور می شمارند همین تاجران و بازرگانان همچنین کسانی هستند که با همکاری آمریکا و شرکایش در تعیین رییس رژیم آینده مانند گذشته نقش بارزی ایفا می کنند.
اگر نیروهای حامی ارگ بتوانند ولایت های بلخ و قندهار را به صورت کلی زیر سلطه و سیطره خود درآوردند پس از آن ارگ با طالبان وارد مذاکره می شود و با صلح کردن با طالبان پایه های حاکمیت تک تباری غلجایی ها را برای چندین دهه مستحکم می سازد. در صورتیکه ارگ بتواند عطا محمد نور و عبدالرازق را از مقام هایشان کنار زند یا حذف کند در آن صورت هیچ نیرویی در افغانستان توان مقابله با این رژیم را نخواهد داشت.
ارگ می خواهد که از حضور داکتر عبدالله در کنار محمد اشرف غنی تا زمان کشتن عطا محمد نور استفاده ابزاری کند چون در حال حاضر محمد اشرف غنی جهت واریز شدن نیروهای طرفدار والی بلخ به کابل به حمایت رییس اجرایی و طرفداران او نیاز دارد. زدن داکتر عبدالله به نقل قول از معین وزارت دفاع ملی نسبت به خوردن یک پیاله چای سیاه هم آسان تر است ولی ارگ اکنون برای جلوگیری از حمله طرفداران عطا محمد نور از ولایت پروان به کابل از نیروهای تحت فرمان محمد الماس زاهد، دین محمد جرات و عبدالستار خواصی در کنار نیروی نظامی تحت فرمان خود استفاده می کند.

از «وردک تا تهران»؛ روایتی از مهاجر افغانستانی رتبه یک کنکور که پژوهشگر برتر در ایران شد

خبرگزاری تسنیم: حتماً «مجتبی نیکزاد» را یادتان هست، نخبه افغانستانی مهاجر در ایران که در سال‌های اخیر موفقیت‌های دانشگاهی بسیاری کسب کرده، از کسب رتبه یک کنکور کارشناسی ارشد در سال 91 تا کسب رتبه تک‌رقمی در کنکور مقطع دکترا در سال 93 و امروز هم پس از افتخارآفرینی‌های فراوان، موفق به دریافت عنوان «پژوهشگر برتر از طرف وزارت کشور» شد.

البته جامعه مهاجر افغانستانی به‌رغم وجود محدودیت‎های ناشی از مهاجرت که در همه جای جهان به‌طریقی وجود دارد در سال‌‌های اخیر درخششی متفاوت و عجیب داشته، حضور موفق چهره‌های دانشگاهی در محافل پژوهشی و آکادمیک، موفقیت‌ها در حوزه کارآفرینی و اختراع، کسب رتبه‌های تک‌رقمی متعدد از سوی نخبگان افغانستانی تنها بخشی از یک «هجرتِ موفق» است.

به‌بهانه این موفقیت، ساعتی را با «مجتبی نیکزاد» به گفت‌وگو نشستیم که در ادامه مشروح صحبت‌های وی را می‌خوانیم:

** از «وردک تا تهران» و شکوفایی یک نخبه مهاجر

قبل از هر چیز بگویم، پژوهش اخیر و رساله دکترای خود را با اجازه از روح بزرگوار پدرم و دستان پرمحبت مادرم به شهدای مبارزه با مواد مخدر در دو کشور «ایران» و «افغانستان» و همچنین دانشجویان و دانش‌آموزان مهاجر افغانستانی که با تمامی مشکلات در راه علم‌آموزی از هیچ تلاشی دریغ نمی‌ورزند، تقدیم می‌کنم.

در حال حاضر دانشجوی دوره دکترای رشته اقتصاد کشاورزی دانشگاه تهران هستم، دوره کارشناسی را در دانشگاه شهید باهنر کرمان گذراندم و پس از آن با معدل الف کشوری و همچنین کسب رتبه یک کنکور کارشناسی ارشد در سال 1391 وارد دانشگاه تهران شدم و رساله کارشناسی ارشدم را در عرصه «مبارزه با مواد مخدر» تدوین کردم که راهنمایی این رساله را دکتر «سید صفدر حسینی» به‌عهده داشت و یکی از مشاوران بنده نیز دکتر «نصیر احمد نور» سفیر افغانستان در تهران بود، همچنین پس از پایان دوره کارشناسی ارشد بنده در کنکور دکترای سال 1393 شرکت کردم که در این کنکور هم با کسب رتبه تک‌رقمی مجوز آزمون مصاحبه دانشگاه تهران را به‌دست آوردم و در مجموع هر دو مرحله با موفقیت و رتبه اولی در دانشگاه تهران برای دوره دکتری مورد پذیرش قرار گرفتم و مراحل تحصیلی دوره دکترای خودم را با رتبه الف پشت سر گذاشته‌ام و هم‌اکنون در حال تدوین رساله دکترای خود هستم.

راستش همیشه دغدغه‌مند کار می‌کنم، یعنی مدت‌ها درگیر موضوعی مشخص هستم و بعد به آن می‌پردازم، موضوع پژوهش اخیر هم همین بود، بنده از دوره کارشناسی علاقه‌مند به تحقیق و پژوهش در حوزه‌های مختلف مربوط به علم «اقتصادِ کشاورزی» بودم و همیشه سعی داشتم فرصتی پیش بیاید تا آن علم را از نظری به حالت کاربردی درآورم، اصل هم همین است، این علوم باید در حوزه عملی به‌کار بیاید.

** چرا «مواد مخدر»؟

انتخاب رشته دانشگاهی من هم بر همین مبنا بود، در دو کشور ایران و افغانستان علم «اقتصادِ کشاورزی» به‌عنوان زیربنای توسعه اقتصادی بوده و از طرفی اشتغال بیش از هشتاد درصد مردم افغانستان نیز در این عرصه بوده است، لذا تحصیل در این زمینه و ارائه راهکارهای عملی برای ترقی در حوزه اقتصاد کشاورزی به‌عقیده من یک ضرورت به‌شمار می‌رود.

در مسیر فعالیت‌های پژوهشی نیز تاکنون بیش از پنجاه مقاله در کنفرانس‌های مختلف به‌صورت شفاهی و کتبی ارائه داده‌‎ام و خوشبختانه توانسته‌ام چندین مقاله علمی و پژوهشی را در مجلات داخلی ایران و افغانستان و مجلات خارجی  به‌چاپ برسانم که عمدتاً در حوزه اقتصاد کشاورزی و مسائل آبی، تجاری و زراعی میان دو کشور ایران و افغانستان بوده و البته به‌صورت پراکنده به سایر مسائل سیاسی و اقتصادی نیز پرداخته‌ام.

از این رو در دوره کارشناسی ارشد با توجه به توسعه کشت مواد مخدر در افغانستان تا بیش از 90 درصد تولید جهانی و معضلات گسترده‌ای که از طریق تولید این مواد افیونی برای کشور افغانستان و کشورهای همجوار چه بر اثر ترانزیت و مصرف این مواد و چه بر اثر تأمین درآمد گروه‌های تروریستی و مخالفان مسلح به‌بار می‌آورد، سبب شد که با جدیت به این مسئله بپردازم.

کار آسانی هم نبود، سفر تحقیقاتی گسترده‌ای را به سایر مناطق تحت کشت انجام دادم و با تدوین الگوهای دقیق اقتصادی روش‌های صحیح مبارزه با کشت این مواد و راه‌حل‌های سیاستی جایگزینی مواد مخدر با سایر محصولات زراعی را از طریق تدوین سیاست‌های صحیح و بهینه مشخص کردم.

در دوازدهمین جشنواره آثار مکتوب و پژوهشی برتر در زمینه مبارزه با مواد مخدر، روان‌گردان‌­ها و پیش‌سازها که از جانب ستاد کل مبارزه با مواد مخدر وزارت کشور جمهوری اسلامی ایران هم که اخیراً برگزار شد از میان 900 پژوهش عنوان برتر را دریافت کردم.

البته باید قدردانی هم داشته باشم از حمایت‌های مادی و معنوی ستاد مبارزه با مواد مخدر جمهوری اسلامی ایران و همچنین سفارت افغانستان در تهران که در موفقیت این پژوهش سهیم هستند. علاوه بر آن چند وزارت مرتبط با این حوزه در افغانستان نیز نظیر مبارزه با مواد مخدر، وزارت کشاورزی، آبیاری و مالداری و وزارت احیا و انکشاف دهات افغانستان و چندین سازمان خارجی از جمله سازمان مبارزه با جرایم و مواد مخدر سازمان ملل متحد با بنده همکاری داشته‌اند.

** بگوییم «فرصتِ مهاجرت» نه «محدودیتِ مهاجرت»

ببینید مهاجرت مسلماً همراه با محدودیت‌ها و تغییر شرایط زندگی است اما اینکه ما به آن به‌چشم فرصت نگاه کنیم یا یک مشکل، تعیین‌کننده آینده ما خواهد بود. من همیشه سعی کردم از تجربه‌های جدید خودم در ایران و از فرهنگ‌های متنوع و فضاهای متفاوت آن برای گسترش بینش و دانش بهره ببرم و از این طریق فرصت‎هایی را که مهاجرت برای تحصیل و رشد علمی و معنوی در اختیارم قرار می‎دهد حداکثر استفاده را ببرم، اتفاقاً این پیش‌زمینه‌ای است برای خدمت به افغانستان، من هم نگاهم همین بوده که این فرصت‌ها را برای خدمت و آبادانی کشورم و همچنین کشور میزبان ما (جمهوری اسلامی ایران) فراهم سازم.

** معنای مرزهای جغرافیایی و شناسنامه‌ای برای یک مهاجر

فکر می‌کنم این بهترین نوع مبارزه است که هم می‌تواند نگاه برابر و انسانی و به‌دور از نژاد و قومیت و مذهب را برای امت اسلامی تقویت کند، چه آنکه به آبادانی کشورهای اسلامی نیز کمک کند تا کمتر شاهد جنگ و مهاجرت‌های اجباری باشیم. مهاجرت می‌تواند نگاه انسان را به فراتر از مرزهای جغرافیایی و شناسنامه‌ای ارتقا دهد و تحمل مشکلات ناشی از آن نیز به تقویت روحیه تلاش و صداقت انسانی کمک می‌کند.

این می‌تواند با یک تلاش همه‌جانبه به تربیت نیروهای انسانی بی‌نظیری منجر شود که خدمات آنان برای جامعه میزبان و جامعه مادری وی زمینه برای آبادانی و پیشرفت را فراهم می‌‌کند اما نباید از این نکته غافل شد که شرایط زندگی هر انسانی می‌تواند سختی‌ها و سهولت‌های خاص خود را داشته باشد و موفقیت‌ها نیز باید در چهارچوب زندگی هر فرد مختص خودش تعریف شود.

بنده ایمان دارم که جامعه مهاجر افغان در ایران از بی‌نظیرترین، پاک‌ترین و خدمتگزارترین جوامع مهاجر در سطح جهان هستند و با ارتقای خدمات متقابل جمهوری اسلامی ایران همچون گذشته زمینه برای تربیت نسلی کوشا و مستعد که به توسعه دو کشور می‌تواند کمک کند، منجر خواهد شد، البته که در این مسئله برای دو جامعه مسلمان و برادر ایران و افغانستان با فرهنگ، زبان، ریشه و تاریخ مشترک بیش از پیش مفید فایده خواهد بود و نمونه‌های بارزی از آن را در آرمان‌های مشترک و مقدس دینی و عقیدتی دو ملت شاهد هستیم.

** چرا نخبگان مهاجر به افغانستان بازنمی‌گردند؟

یک مسئله مهم بررسی این موضوع بوده که چرا تمایل به بازگشت به افغانستان برای جامعه فارغ‌التحصیل مهاجر کمتر است.

ببینید مانع اصلی شاید «عدم‌شناخت متقابل» باشد، نخبگان ما از شرایط کشورشان هنوز به اطمینان کافی نرسیده‌اند و از طرفی دولت افغانستان برای پذیرش جامعه تحصیلکرده افغان هنوز آماده نبوده و فضای سیاسی پذیرای آنان نیست، گویا هنوز به استعدادها و توانایی‌های آنان اعتماد نکرده و به‌نظر بنده راه‌حل در آن است که نخبگان ما پیشگام این مسیر باشند و با نقش‌آفرینی در عرصه‌های مختلف کشور زمینه را برای جذب تحصیلکردگان مهاجر افغان فراهم آورند.

به همین ترتیب خوب است که شرایطی مهیا شود که دانشجوی مهاجر بتواند بعد از اتمام تحصیلات خویش به کشورش رفت‌وآمد داشته باشد تا با محیط کاری و شرایط زندگی آنجا آشنا شده و خود را به‌مرور برای آن فضا آماده کند و از طرفی دچار نگرانی ناشی از عدم‌توانایی بازگشت به ایران نباشد.

بنده یقین دارم که با توجه به فرصت ارزشمند کاری و زمینه بکر صنعتی، زراعی و خدماتی در افغانستان به‌مرور تمامی جامعه مهاجر افغان به‌سمت کشورشان جذب خواهند شد و این رفت و برگشت‌ها خود به حل مسئله عدم شناخت که در ابتدا ذکر کرده‌ام نیز کمک می‌کند.

این مسئله سبب می‌شود فرد با شناختی که می‌یابد خود را دقیقاً برای تخصص‌ها و علومی که می‌بیند در کشورش به آنها نیاز است در ایران تجهیز کند و بازگشت آبرومندانه و عزتمندانه با درآمد مکفی را برای خویش فراهم سازد.

مسئله دیگر رایزنی‌های متقابل دولت دو کشور است تا با معرفی این سرمایه‌های ارزشمند زمینه فعالیت برای آنان در سطوح دولتی را نیز بیش از پیش و به‌صورت ویژه برای جذب این سرمایه‌های ارزشمند با همکاری‌ها و حمایت‌های دوجانبه فراهم کنند.

به‌نظر بنده نباید حمایت از دانشجوی مهاجر افغان به تحصیل در ایران محدود شود، بلکه این حمایت در مراحل بعدی نیز تا زمانی که فرد بتواند به شغل و جایگاه مناسبی در کشور متبوعش دست یابد با بسته‌های حمایتی مادی معنوی و اعتباری ادامه یابد تا با به‌وجود آمدن نمونه‌های موفق بقیه جامعه نیز تشویق به بازگشت شوند، تأکید دارم که بازگشت اجباری و یا تعیین تاریخ به هیچ عنوان سیاست‌های انسانی نبوده و اثرات معکوسی را به‌همراه خواهد داشت و علاوه بر آن عمدتاً در طول تاریخ ثابت شده که اثربخش نیز نبوده است.

 باتوجه به اینکه ما با مهاجرینی سروکار داریم که زندگی خود را به‌طور کامل در ایران سپری کرده‌اند و بخشی از هویت ایرانی را با خود دارند و لذا این راه بهتر است که نگاه بلندمدت‌تر و علمی‌تر و با دید همه‌جانبه‌تری به این مسئله داشته باشیم و من معتقدم با کمی مصلحت‌اندیشی تمام مشکلات حل خواهد شد.

**از رهبر معظم انقلاب ممنونیم

یکی از این مشکلات که سال‌ها گریبانگیر مهاجرین بود مسئله تحصیل بوده است که دیدید با تدبیر رهبر معظم انقلاب چه انقلابی شد و چقدر راه برای مهاجرین هموار، در دیگر حوزه‌ها مسئولان این‌گونه تدبیر بیندیشند، ما واقعاً ممنون رهبر معظم انقلابیم.

حقیقتاً در دو سال اخیر با فرمان تاریخی ایشان تحول شگرفی در آموزش دانش‌آموزان افغانستانی فاقد مدرک صورت گرفت و زمینه برای تحصیل آنان فراهم شد که این عمل قابل قدردانی و بی‌نظیر است؛ از سوی دیگر نتایج این تصمیم و بینش بلندمدت تربیت فرزندانی خواهد بود که سفیر صلح و دوستی و برادری دو کشور ایران و افغانستان خواهند شد.

در سطح وزارت علوم ایران نیز پذیرش رتبه‌های تک‌رقمی کنکور به‌صورت بورسیه اقدام پسندیده‌ای بود که بسیار ارزشمند است و سبب تشویق دانشجویان مهاجر افغان می‌شود؛ همچنین تلاش برای بورسیه معدل الف‌های آنان نیز در دانشگاه‌های مختلف گام مؤثر دیگری است که بنده شخصاً از صمیم قلب از بابت آنان سپاسگزار هستم.

 یک نکته دیگر اجازه تحصیل دانشجویان افغانستانی در تمامی دانشگاه‌های مراکز استانی است که یکی از محدودیت‌های هویتی و تحصیلی را از پیشِ‌روی دانشجویان مهاجر افغان برداشت و واقعاً این اقدامات قابل ستایش بوده است.

** نخبگان مهاجر و سردرگمی هویتی و فرهنگی

یک موضوع که کمتر به آن پرداخته شده وضعیت هویتی و فرهنگی دانشجویان مهاجری بوده که در ایران به دنیا آمده‌اند، مهاجران افغانستانی در ایران دارای پیشینه‌ای بیش از چهار دهه زندگی هستند و قطعاً نسل‌های دوم و سوم مهاجر که به‌طور کلی در ایران به دنیا آمده و تحصیل کرده‌ و هرگز کشورشان را ندیده و درک نکرده‌اند دچار یک سردرگمی هویتی و فرهنگی می‌شوند، ما حتی مهاجرینی را داریم که پدرانشان هم در ایران به دنیا آمده‌اند و عملاً می‌توان گفت در فضای علمی و فرهنگی و اجتماعی جامعه ایران بزرگ شده‌اند و بخش بزرگی از هویت آنان را هویت ایرانی تشکیل می‌دهد که البته این افراد دارای اصالت افغانستانی هستند.

این مسئله به‌عنوان یک معضل اجتماعی و شخصیتی در نسل‌های جدید مهاجرین بروز کرده، فکر می‌کنم سیاست‌هایی که در قبال مهاجرین افغان در گذشته اعمال شده است باید با آمدن این نسل‌های جدید اصلاح شوند و تغییر یایند و با شخصیت و هویت‌های انسانی شکل‌گرفته در بستر جامعه ایرانی هماهنگ شوند.

ببینید جامعه مهاجر از سویی با فرهنگ ایرانی گره خورده و از سوی دیگر با فرهنگ کشور خویش بیگانه است، باید چه کرد؟ نباید این نسل‌ها را نیز همچون نسل‌های گذشته در مورد دو هویت بلاتکلیف قرار داد تا سبب سرافکندگی و افسردگی شخصیتی آنان شود، یعنی هر دو کشور پذیرای وی باشند نه‌اینکه نه این و نه آن و ادامه‌دار بودن یک سردرگمی هویتی چرا که ادامه این راه همانند گذشته سبب مهاجرت‌های بعدی می‌شود، همان چیزی که مانع شکوفایی نخبگان مهاجر شد و لذا به اروپا مهاجرت کردند.

** دلار گران می‌شود، دل دانشجویان مهاجر بیشتر می‌لرزد

از اینها که بگذریم مشکل فعلی دانشجویان مهاجر در دانشگاه‌های ایران موضوع شهریه‌هاست.

افزایش نرخ ارز با افزایش سطح شهریه‌­های دانشجویان افغانستانی که براساس محاسبه ارزی شهریه خویش را پرداخت می‌کنند مسلماً فشار مضاعفی وارد خواهد کرد و از این منظر همواره از دانشگاه‌های مختلف تقاضا می‌شود که حساب شهریه خود را حداقل برای دانشجویان مهاجر افغان به‌صورت ریالی تعیین کنند.

این دانشجویان عمدتاً کسانی هستند که در ایران متولد شده‌اند و منبع درآمد ناچیز آنان نیز از مشاغل سطح پایین در همین کشور و به‌صورت ریالی است و وزارت محترم علوم نیز می‌تواند در این امر از هیئت امنای دانشگاه‌های مختلف تقاضای همکاری کند. شرایط دانشجویان افغان و تفاوت آن با سایر دانشجویان خارجی از سایر کشورها باید درک شود و نگاه به آنان تا حد امکان همچون دانشجویان ایرانی باشد چرا که این نسل در آینده نه‌چندان دور وظایف خطیری را در آبادانی افغانستان و استحکام و تقویت روابط حسنه دو کشور به‌عهده خواهند داشت.

 

 

 

وزارت داخله افغانستان ۹۴ مقام ارشد را به اتهام ‘فساد’ به دادستانی معرفی کرد

 

وزارت داخله افغانستان ۹۴ مقام ارشد را به اتهام ‘فساد’ به دادستانی معرفی کرد

دولت افغانستان اعلام کرده که اصلاحات در ساختار نیروهای پلیس از اولویت آنها است

وزارت داخله/کشور افغانستان اعلام کرده که پرونده چهار ژنرال و ۹۰ افسر ارشد از این وزارت را به اتهام دست‌داشتن در فساد و رشوه به دادستانی کل افغانستان سپرده است.

ژنرال ضیا کوهستانی، رئیس بازرسی وزارت داخله افغانستان امروز دوشنبه (۲۳ دلو/بهمن) در کابل به خبرنگاران گفت که در شش ماه گذشته ۵۴۰ پرونده کارمندان ارشد این وزارت بررسی شده و پرونده ۱۵۸ نفر آنان به دادستانی فرستاده شده است.

او افزود که علاوه بر این ۹۴ نفر، ۵۸ تن درجه‌دار و شش کارمند غیر نظامی ارشد این وزارت هم به دادستانی معرفی شده‌اند.

به گفته او این افراد به اتهام سوء استفاده از صلاحیت وظیفه‌ای، اختلاس، رشوه و “بعضی مظاهر منفی” به دادستانی راجع شده‌اند

آقای کوهستانی جزئیات بیشتری در مورد پرونده‌های این افراد نداد و افزود که پرونده ۱۸ ژنرال دیگر نیز اکنون در نهادهای عدلی و قضایی افغانستان در حال بررسی است.

مقام‌های ارشد دولت افغانستان اعلام کرده که ایجاد اصلاحات در وزارت کشور افغانستان از اولویت‌ها است و چندی قبل محمد اشرف غنی، رئیس جمهوری افغانستان وزارت کشور افغانستان قلب فساد در نیروهای امنیتی این کشور خواند.

ویس احمد برمک، وزیر داخله افغانستان هفته پیش از آغاز روند انجام اصلاحات در پلیس و تطبیق قانون افسران خبرداد و گفت که این اقدام وزارت کشور به منظور افزایش رضایت مردم صورت گرفته است.

آقای برمک گفت که هدف از “اصلاح ظاهری نیروهای پلیس نیست، بلکه تلاش می‌شود که اصلاحات بنیادی ایجاد شود تا موجب رضایت مردم باشد و مسئولان و افسران پلیس نیز احساس مسئولیت کنند”.

به گفته آقای برمک، این برنامه باعث کاهش فساد در ساختار نیروهای پلیس ملی افغانستان خواهد شد، زیرا سیستم نظارتی قوی در کنار آن گماشته می‌شود.

در ماه‌های اخیر با افزایش اعتراض از روند کار پلیس به نظر می‌رسد که وزارت داخله افغانستان اقدام‌های عملی تر برای مبارزه با فساد انجام دهد.

 

طالبان پاکستان کشته شدن معاون این گروه را در حمله هوایی آمریکا تایید کرد

خالد محسود معاون گروه تحریک طالبان پاکستان بود

گروه تحریک طالبان پاکستانی اعلام کرده که خالد محسود، مشهور به خان سعید سجنا، معاون این گروه در حمله هوایی چند روز پیش نیروهای آمریکایی کشته شده ‌است.

یک سخنگوی گروه طالبان پاکستانی به بی‌بی‌سی گفته که او روز پنجشنبه گذشته (۱۹ دلو/بهمن) در منطقه وزیرستان پاکستان در نزدیکی مرز افغانستان در حمله هواپیماهای بدون سرنشین (پهپاد) آمریکایی کشته شده‌است.

براساس اعلام تحریک طالبان پاکستان “مفتی نور ولی” به عنوان جانشین آقای محسود انتخاب شده است.

چند روز پیش شماری از رسانه‌های پاکستانی گزارش داده بودند که آقای محسود، معاون تحریک طالبان پاکستان صبح روز جمعه توسط نیروهای آمریکایی هدف قرار گرفته است.

این رسانه‌ها به نقل از منابع محلی گزارش داده بودند که آقای محسود در روستای “مرغا” در ولسوالی برمل ولایت پکتیکا در جنوب شرق افغانستان هدف هواپیماهای بدون سرنشین آمریکا قرار گفته و کشته شده است.

حمله نیروهای آمریکایی به نیروهای شورشی در خاک پاکستان کم سابقه نیست

براساس این گزارش‌ها در این حمله علاوه بر محسود دو محافظ و یک برادرزاده او کشته شده‌اند.

مقام‌های ولایت پکتیکا پس از برگزاری جلسه امنیتی روز جمعه (۲۰ دلو/بهمن) اعلام کردند که بررسی آنها نشان می‌دهد که حمله پهپاد آمریکایی صبح روز جمعه در خاک پاکستان انجام شده است.

عطا الله فضلی، معاون والی پکتیکا گفته بود که این حادثه در خاک پاکستان اتفاق افتاده و در قلمرو افغانستان رخ نداده است.

این مقام محلی جزئیات بیشتر از این حمله ارایه نکرده بود، اما یک مقام دیگر در ولایت پکتیکا به بی‌بی‌سی گفت اطلاعات آنها نشان می‌دهد که این حمله در نزدیکی ولسوالی برمل در منطقه‌ای موسوم به “گوریک” در منطقه قبایلی پاکستان رخ‌داده و معاون تحریک طالبان پاکستانی با چند شورشی دیگر کشته شده‌اند.

نیروهای بین المللی مستقر در افغانستان تاکنون در مورد این حمله و کشته شدن این عضو ارشد طالبان پاکستانی ابراز نظر نکرده‌اند.

پیش از این هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی در مناطق مرزی افغانستان و پاکستان شورشیان را بارها هدف قرار داده‌است.

ملا منصور رهبر گروه طالبان افغانستان نیز در یک حمله پهپادهای آمریکایی در خاک پاکستان کشته شد.

 

ده‌ها کارمند خارجی شرکت هوایی کام‌ایر افغانستان را ترک کردند

شرکت کام ایر اعلام کرده که بعد از حمله به هتل انترکانتیننتال پروازهای روزانه آن از 40 به 10 پرواز کاهش یافته‌ بود

مسئولین شرکت هوایی خصوصی کام‌ایر اعلام کرده‌اند که بعد از حمله خونین به هتل اینترکنتیننتال 35  کارمند خارجی این شرکت افغانستان را ترک کرده‌اند.

صمد عثمان صمدی، از مسئولان شرکت کام‌ایر می‌گوید که بعد از حمله به هتل انترکنتیننتال شمار پروازهای روزانه آن از ۴۰ به ۱۰ پرواز کاهش یافته‌ بود و تاکنون نیز به حالت طبیعی برنگشته است.

حمله به هتل اینترکنتیننتال کابل در اول دلو/بهمن توسط شش مهاجم انتحاری انجام شد. در این حمله که حدود پانزده ساعت ادامه یافت ۲۴ نفر کشته شدند. ۱۴تبعه خارجی شامل ۹ خلبان و خدمه شرکت خصوصی کام‌ایر در میان کشته شدگان بودند.

به گفته آقای صمدی بعد از این حمله چندین فروند هواپیمای اجاره‌ای این شرکت نیز دوباره از آن پس گرفته شده‌اند.

 

ماجرای حمله به هتل در کابل از زبان شاهدان عینی

او گفت که پروازهای خارجی شرکت کام‌ایر تاکنون به حالت عادی برگشته اما مشکلاتی در پروازهای داخلی به خصوص در ولایت کوچک افغانستان هم‌چنان وجود دارد.

آقای صمدی افزود که اکنون شرکت کام‌ایر با کمبود کادر فنی مواجه است و کارمندان فنی این شرکت که از کشورهای یونان، ونزوئلا و اوکراین بودند، افغانستان را ترک کرده‌اند و مشخص نیست که دوباره بر می‌گردند و یا خیر.

به گفته او اکنون به دلیل نبود کارمندان فنی در داخل افغانستان آنان با مشکلات زیادی روبرو هستند.

حمله گروهی طالبان به هتل اینترکنتیننتال یکی از خونین ترین حمله‌ها در یک ماه اخیر در کابل بود.

تابوت کارمندان اوکراینی شرکت هوایی کام ایر که در حمله به هتل اینتر کنتیننتال کشته شدند

م

 

 

اقدام جدید اسرائیل برای ضمیمه کردن شهرک‌های اشغالی به خاک خود

 

در صورتی که مناطق اشغالی مشمول قوانین جاری در اسرائیل شوند، در عمل به معنی الحاق آنها به خاک این کشور خواهد بود

بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، گفته که در حال مذاکره با آمریکا بر سر گسترش احتمالی حیطه نفوذ قوانین داخلی اسرائیل به شهرک‌های یهودی نشین در مناطق اشغالی کرانه باختری رود اردن است.

در صورتی که مناطق اشغالی مشمول قوانین جاری در اسرائیل شوند، در عمل به معنی الحاق آنها به خاک این کشور خواهد بود.

فلسطینی ها هشدار داده اند که چنین اقدامی، هرگوته تلاش برای از سر گیری مذاکرات صلح میان آنها و اسرائیل را نابود خواهد کرد.

بیشتر بخوانید:

بیش از ۶۰۰ هزار یهودی در حدود ۱۴۰ شهرکی که از زمان اشغال کرانه باختری و شرق بیت المقدس توسط اسرائیل در سال ۱۹۶۷ ساخته شده اند زندگی می کنند.

این شهرک ها براساس قوانین بین المللی اشغالی و غیرقانونی به حساب می آیند ولی اسرائیل این موضوع را قبول ندارد.

شهرک های یهودی نشین، در مناطقی قرار دارند که فلسطینی ها امیدوارند در نتیجه مذاکرات صلح، بخشی از یک کشور مستقل فلسطینی باشند.

دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، به‌تازگی گفت که شهرک های یهودی نشین فرآیند صلح با فلسطینی ها را “پیچیده” می کنند و از دولت اسرائیل خواست “مراقب” موضوع شهرک ها باشد..

او دو روز پیش و در مصاحبه با یک روزنامه اسرائیلی، همچنین تاکید کرد که فکر نمی کند فلسطینی و احتمالا اسرائیلی ها آماده صلح باشند.

تصمیم ماه دسامبر آقای ترامپ برای شناسایی بیت المقدس -که اعراب به آن قدس و اسرائیلی ها اورشلیم می گویند- به عنوان پایتخت اسرائیل، باعث خشم فلسطینی ها شد.

آقای ترامپ در آن زمان تهدید کرد کمک به فلسطینی ها را قطع می کند مگر آنکه حاضر به ادامه مذاکره برای صلح با اسرائیل باشند.

 

 

Sarzamine Aryan - سرزمین آریان © 2016