اخبار فوری روز : افشای جزئیات سفر اخیر حکمتیار به عربستان ؛ تلاش برای انتقال گروه‌های تکفیری به افغانستان

 


افشای جزئیات سفر اخیر حکمتیار به عربستان ؛ تلاش برای انتقال گروه‌های تکفیری به افغانستان

در پی سفر پنهانی «گلبدین حکمتیار» به ترکیه و عربستان برخی از رسانه‌های افغانستان اعلام کردند که رهبر «حزب اسلامی» این کشور تلاش‌هایی را برای انتقال گروه‌های تکفیری مانند «جبهه النصره» به افغانستان آغاز کرده است.

به گزارش  تسنیم به نقل از «دری نیوز»، «گلبدین حکمتیار» رهبر حزب اسلامی چندی پیش سفر پنهانی به ترکیه و عربستان انجام داده بود که هدف و جزئیاتی از این سفر در رسانه‌ها منتشر نشده است.

برخی از منابع اعلام کردند که حکمتیار در جریان سفرش به ترکیه و عربستان با رهبران گروه‌های تکفیری «جبهه النصره» دیدارهایی را داشته است.

بر اساس این گزارش، رهبر حزب اسلامی تلاش می‌کند تا با استفاده از روابط و آرمان‌های مشترک که با اردوغان رئیس جمهور ترکیه دارد سهمی برای گروه‌های تکفیری جبهه النصره در افغانستان دست و پا کند و یا حتی رهبری این گروه‌های تکفیری را به این کشور منتقل کند.

گروه تکفیری النصره و جیش العدل از بزرگترین گروه‌های تروریستی هستند که با حمایت مستقیم عربستان و ترکیه در کنار گروه تروریستی داعش علیه دولت «بشار اسد» در سوریه جنگیده‌اند که با در نظر داشت داعشی‌ها در افغانستان آمدن سایر گروه‌های تکفیری به این کشور دور از واقعیت نخواهد بود.

سفر حکمتیار به عربستان سعودی پس از سفرش به ترکیه، آن هم با دعوت رسمی «بن‌سلمان» ولیعهد رژیم سعودی نشان دهنده تلاش‌های رهبر حزب اسلامی برای ناامن کردن منطقه است.

این در حالی است که پیش از این نیز حکمتیار در افغانستان با گروه تروریستی داعش بیعت کرده بود. بارها رهبران سیاسی و رسانه‌ها در افغانستان از همکاری رهبر حزب اسلامی با گروه تروریستی داعش در این کشور پرده برداشته است.

«امرالله صالح»  رئیس سابق امنیت ملی افغانستان نیز گفته بود که حکمتیار با سوء استفاده از توافقنامه صلح با دولت افغانستان جنگجویان داعشی را تحت عنوان اعضای حزب اسلامی از زندان‌های این کشور آزاد می‌کنند.

گرچه حکمتیار این اتهامات را همواره رد کرده است اما برخی رسانه‌ها گزارش دادند که تعدادی از افرادی که تحت عنوان اعضای حزب اسلامی از زندان آزاد شدند در حملات اخیر تروریستی در شهر کابل دخیل بودند.

 

پیمان نامه امنیتی که برای کابل امنیت نیاورد

خراسان : میزان ۹۳ یک خبر در صدر اخبار رسانه‌های منطقه ای قرار گرفت. پس از چندین سال کش و قوس، سرانجام دو طرف بر سر پیمان نامه جدید امنیتی به توافق رسیدند. امضای دو طرف بر پیمان نامه آن را به پیمان نامه « کابل – واشینگتن » معروف کرد. این پیمان نامه قرار بود بر امنیت افغانستان تأثیر مثبت بگذارد و صلح و امنیت را پس از چند سال اشغالگری و ناامنی به افغانستان برگرداند. اما برعکس از آن روز تا به امروز عملیات تروریستی در کابل نه تنها کاهش نیافت بلکه با رشد افزایشی عملیات تروریستی ، «امنیت داخلی» افغانستان در پایین‌ترین سطح خود قرار گرفت. موضوعی که طی مدت کوتاهی به چالشی بزرگ برای کابل و همسایگانش تبدیل و به تعداد نیروهای نظامی آمریکا، ایساف و حتی ناتو نیز در اشغالگری افغانستان به بهانه مبارزه با تروریسم افزوده شد. این در حالی است که گروه‌های مختلف در افغانستان به اسم «دولت اسلامی» یا «امارت اسلامی» دست به تصاحب و اشغال مناطق مختلفی از خاک این کشور زدند. تا جایی که ماه جاری میلادی در افغانستان خونبارترین ماه پس از چند سال عملیات تروریستی شد. عملیات اخیر در کابل بیش از ۴۰۰ زخمی و کشته داشت که بسیار دردناک است. تحلیل‌ها نشان می‌دهد «انجام عملیات تروریستی» در کابل به ساده‌ترین حالت ممکن رخ می‌دهد و امنیت پایتخت به هیچ وجه نمی‌تواند تا مدت‌های طولانی به وضعیت عادی برگردد. سؤال این جاست در حالی که این روزها شاهد شدیدترین حملات طی سال‌های اخیر در افغانستان و به ویژه کابل هستیم این «پیمان نامه» چه نقشی در ثبات امنیتی افغانستان ایجاد کرد؟ در پاسخ به چند محور اشاره می‌شود:
۱.آموزش و ارتقای توان نیروهای امنیتی: بخشی از ساختار پیمان نامه به این موضوع اختصاص دارد. متأسفانه تا به امروز ارتش افغانستان و نیروهای پلیس و امنیتی نتوانستند نقش مؤثری در امنیت افغانستان داشته باشند. سطح آموزش، نوع به‌کارگیری نیرو و از همه مهم‌تر تجهیزات نیروهای افغانستانی، مناسب با نوع تهدید و عملیات تروریستی نیست و بر همین اساس هر روز شاهد افزایش عملیات‌های تروریستی و میزان کشته‌ها و زخمی‌ها هستیم. به واقع نیروهای ایساف، ناتو و آمریکا به جای آموزش، در حال افزایش نیرو در این کشور به صورت مستقیم هستند و برخلاف پیمان نامه به جای ارتقای امنیت پایدار افغانستان، آن را در مرحله اشغال نگه داشته‌اند.
۲. همکاری اطلاعاتی: یکی دیگر از موضوعات مهم در پیمان نامه امنیتی افغانستان – آمریکا، همکاری اطلاعاتی میان نیروهای افغان و آمریکایی است. مسئله ای که می‌تواند به کاهش عملیات تروریستی و افزایش کشفیات کمک کند. در چنین شرایطی افغانستان محلی برای ارتباط گیری با سرپل‌های گروه‌های تروریستی شده و سیا ( سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا) به جای کمک به سیستم اطلاعاتی افغانستان، از آن برای جمع‌آوری و تجزیه و تحلیل داده‌های خود استفاده می‌کند. به واقع سرویس اطلاعاتی افغانستان در طرح پیمان نامه امنیتی به جای سرویس همکار به یک سرویس اطلاعاتی خدماتی تبدیل شده و سیا هیچ همکاری برای کشف یا برخورد با سوژه‌های ضد امنیتی افغانستان نمی‌کند. بدین معنا سرویس اطلاعاتی افغانستان در این پیمان نامه کارایی خود را از دست داده و به این زودی‌ها به یک سرویس امنیتی برای تولید امنیت پایدار نخواهد رسید. مسئله ای که به ضرر شهروندان افغانستانی است و آن‌ها را در معرض کشته شدن قرار می‌دهد و در نتیجه تنها آورده اش به‌کارگیری عناصر تکفیری – تروریستی در افغانستان و اعزام آن‌ها به دیگر کشورها برای عملیات‌های مشابه است. به طوری که بسیاری از فرماندهان تکفیری در سوریه از افغانستان به این کشور منتقل شدند. تروریست‌های عرب افغان، القاعده و دیگران که در سوریه فعال هستند از همین سرپل‌ها استفاده کردند.
۳. حفظ پایگاه‌های نظامی: هرچند در این پیمان نامه از اموال نیروهای نظامی آمریکا در چتر دولت افغانستان نام برده شده‌است اما همگان می‌دانند پایگاه‌های آمریکایی با هیچ بخشی از دولت افغانستان هماهنگ نیستند. مرکز عملیات قندهار که تحت اشراف مستقیم نیروهای آمریکایی است، هیچ هماهنگی با وزارت دفاع یا نیروهای امنیتی افغانستان ندارد و بدون اطلاع دست به عملیات‌های اطلاعاتی و نظامی در کشورهای همسایه می‌زند. به‌طور نمونه، این مراکز به جای تقویت نیروهای افغان به منظور مقابله با تروریسم دست به اعزام هواپیمای بی سرنشین آرکیو ۱۷۰ برای جاسوسی به ایران زدند و از طرفی روزانه مناطق شمالی پاکستان را بمباران می‌کنند. این موضوع به یک رویکرد برای تهدید و آسیب رسانی به امنیت پیرامونی افغانستان تبدیل شده و در نهایت آمریکایی‌ها با این توافق پایگاه‌های نظامی خود را حفظ کردند.
در جمع‌بندی باید به ناکارآمدی این پیمان نامه در سراسر افغانستان اشاره کرد. طبق این پیمان نامه تنها آورده افغانستان، سهم دلاری از کمک‌های آمریکا برای ارتقای توان دفاعی است، در حالی که کاپیتولاسیون به عنوان یک بند حقوقی از مفاد قرارداد امنیتی کابل – واشینگتن برداشت می‌شود و نیروهای آمریکایی بدون هیچ دغدغه ای به کشتار مردم بیگناه مناطق مختلف افغانستان به اسم مبارزه با تروریسم مبادرت می‌کنند. عملاً هم فقط همین بند اجرایی شده‌است. در حالی که تمام مواد این پیمان نامه بر حفظ و ارتقای امنیت در افغانستان به وسیله کمک‌های خارجی از جمله آمریکا تأکید دارد. با این حال افغانستان به جولانگاه گروه‌های تروریستی تبدیل شده و آمریکا از این فرصت برای خارج کردن معادن این کشور بهترین استفاده را کرده‌است. اسناد زیادی دربارهٔ خروج معادن و سنگ‌های گران بهای افغانستانی از پایگاه قندهار منتشر شده‌است. متأسفانه سیاستمداران افغانستانی بدون در نظر گرفتن سلامت و امنیت مردم افغانستان به امضای پیمان نامه ای مبادرت کردند که با گذشت سه سال هیچ دستاوردی برای شهروندان این کشور نداشته‌است.در کنار آن به اسم مبارزه با تروریسم، دستگاه اطلاعاتی آمریکا در افغانستان با سرپل‌های گروه‌های تروریستی ارتباط برقرار کرده و سبب اعزام آن‌ها به مناطق مختلف شده‌است. حضور تروریست‌های افغانستانی در سوریه نمونه کوچکی از همکاری اطلاعاتی آمریکا و تروریست‌ها در افغانستان است. حفظ این تروریست‌ها فایده دیگری هم دارد. به اسم مبارزه با تروریسم در کنار جمهوری اسلامی ایران، پایگاه‌های نظامی آمریکا حفظ خواهد شد و آمریکایی‌ها می‌توانند ایران را در نوار شرقی تهدید کنند.

 

کارشناس آمریکایی: استراتژی مبهم آمریکا در افغانستان/ واشنگتن هیچ گزینه‌ای جز مذاکره با طالبان ندارد

کارشناس مطالعات امنیتی و اطلاعاتی در دانشگاه «کارولینا» اعلام کرد که واشنگتن استراتژی مشخصی را در افغانستان دنبال نمی‌کند، در حالی که طالبان توانایی حمله به هر هدفی را دارد بنابراین راهی جز مذاکره نیست.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، «فیتسانکس» کارشناس ارشد و استاد دانشگاه کارولینا در امور امنیتی و اطلاعاتی به «اسپیوتنیک» گفت برای شکست طالبان آمریکا دستکم به 250 هزار نظامی در افغانستان نیاز دارد در حالی که توانایی اعزام این تعداد نظامی به افغانستان وجود ندارد و این موضوع را ترامپ نیز به خوبی درک کرده است.

وی با اشاره به حملات اخیر در افغانستان اظهار داشت طالبان با افزایش حملات، این موضوع را به دولت افغانستان و نیروهای ناتو و ترامپ نشان دادند که آنها توانایی حمله به هر هدفی را که بخواهند دارند و آمریکا راهی جز مذاکره با این گروه ندارد.

فیتسانکس خاطر نشان کرد واشنگتن استراتژی مشخصی را در افغانستان دنبال نمی‌کند و هرگز برای برقراری امنیت و ثبات در این کشور به طور جدی عمل نکرده است.

کارشناس آمریکایی گفت: نیروهای امنیتی افغان و خارجی در افغانستان آلوده به فساد اداری هستند و تعداد آنها نیز برای مهار جنگ در این کشور کافی نیست، این واقعا یک تصویر ناامیدکننده از این کشور ارائه می‌دهد. چشم انداز روشنی برای آینده افغانستان وجود ندارد و من نمی‌دانم که واشنگتن در این کشور به دنبال چیست.

استاد دانشگاه کارولینا اظهار داشت دونالد ترامپ دوست دارد قوی به نظر برسد و از تعهدات بین‌المللی آمریکا حراست کند اما برای حل بحران افغانستان در آینده نزدیک راهی جز مصالحه با گروه طالبان وجود ندارد.

ترامپ در واکنش به حملات اخیر طالبان در افغانستان اعلام کرد آمریکا هرگز به مصالحه با طالبان حاضر نخواهد شد و این گروه با انجام حملات اخیر فرصت مذاکره را از دست داده است.

این در حالی است که بسیاری از کارشناسان غربی به این مسئله که آمریکا در افغانستان شکست خورده است و راهی جز مصالحه با طالبان و خروج مسئولانه نیروهای آمریکایی از این کشور وجود ندارد.

 

انتصاب رييس جديد کميسيون مستقل انتخابات افغانستان

پارس تودی : پس از چند ماه بلاتکليفي، دولت افغانستان سرانجام رييس جديد کميسيون مستقل انتخابات اين کشور را منصوب کرد.
«ارگ» رياست جمهوري افغانستان، «گلاجان عبدالبديع صياد» را به عنوان رئيس جديد اين کميسيون تعيين کرد.
«گلاجان عبدالبديع صياد» پيشتر سخنگو و منشي کميسيون مستقل انتخابات افغانستان بود.
رئيس جمهوري افغانستان در نوامبر سال گذشته با صدور فرماني «نجيب‌الله احمدزي» را از رياست اين کميسيون برکنار کرده بود.

پس از چند ماه بلاتکليفي، دولت افغانستان سرانجام رييس جديد کميسيون مستقل انتخابات اين کشور را منصوب کرد.
«ارگ» رياست جمهوري افغانستان، «گلاجان عبدالبديع صياد» را به عنوان رئيس جديد اين کميسيون تعيين کرد.
«گلاجان عبدالبديع صياد» پيشتر سخنگو و منشي کميسيون مستقل انتخابات افغانستان بود.
رئيس جمهوري افغانستان در نوامبر سال گذشته با صدور فرماني «نجيب‌الله احمدزي» را از رياست اين کميسيون برکنار کرده بود.

مجلس نمايندگان افغانستان
اگر چه رئيس جمهوري افغانستان براي تمديد دوره فعاليت مجلس نمايندگان افغانستان با شماري از نخبگان سياسي، حقوقي و شخصيت هاي برجسته در اين کشور مشورت کرد، اما دوبار تمديد ساليانه فعاليت اين نهاد قانونگذاري مورد پذيرش بخش عمده مردم، احزاب ورسانه هاي افغانستان قرار نگرفت.
البته استدلال«محمد اشرف غني» در خصوص فراهم نبودن شرايط لازم براي برگزاري انتخابات جديد مجلس نمايندگان به خصوص زمينه هاي امنيتي مورد نياز، مسئله اي است که اگر چه از سوي منتقدان رد نشد، اما تشديد ناامني و بي ثباتي هم از سوي اين طيف به سياست هاي ضعيف دولت در تامين امنيت ربط داده شد.
علاوه بر اين، اصل نظام انتخاباتي افغانستان که از جمله وعدههاي دولت وحدت ملي اين کشور بود هم به طور کامل محقق نشده که مورد اعتراض مردم افغانستان است.
اصلاحات لازم در سيستم انتخاباتي افغانستان انجام نشده
«سميع الله سيحون» کارشناس سياسي درافغانستان مي گويد، اصلاحات لازم در سيستم انتخاباتي انجام نشده و اين مسئله مردم اين کشوررا بيش از پيش نسبت به روندهاي دمکراتيک بي اعتماد مي کند.
با وجود همه انتقادها دردو سال گذشته به دولت افغانستان در خصوص آنچه که اهمال درخصوص برگزاري انتخابات در موعد مقرر قانوني خوانده شد، انتصاب رئيس جديد کميسيون مستقل انتخابات اين کشور مي تواند تا حدودي اميدوار کننده باشد.
اين ديدگاه وجود دارد که، دولت افغانستان در دوسال گذشته با تمديد مهلت فعاليت مجلس نمايندگان، فرصت ها براي برنامه ريزي منسجم درباره انتخابات آتي رابه دليل اختلاف بر سر معرفي رئيس کميسيون مستقل انتخابات از دست داد و در چند ماه باقي مانده انجام هماهنگي هاي لازم با دفاتر استاني اين کميسيون و مهيا کردن همه مقدمات برگزاري انتخابات بشدت دشوار خواهد بود.

 

ماه خونین کابل؛ چرا؟

روزنامه خراسان : هرساله با شروع فصل سرما و روزهای سخت آن در بهمن همواره افغانستان فضای آرامی را تجربه می‌کرد و آتش درگیری میان نیروهای خارجی و ارتش افغانستان و گروه طالبان این کشور رو به سردی می‌گرایید با این حال در طول یک ماه به ویژه یک هفته گذشته، برخلاف سال‌های اخیر شاهد شدت گرفتن حملات هدفمند گروه طالبان در پایتخت افغانستان هستیم. آنچه در این‌جا مهم به نظر می‌رسد این است که چرا در شرایط کنونی گروه طالبان افغانستان تصمیم به افزایش و تعدد حملات خود گرفته‌است.
از زمان روی کارآمدن دونالد ترامپ و اعلام راهبرد امنیت ملی آمریکا دربارهٔ افغانستان، کارشناسان بر این اعتقاد بودند که آتش جنگ در افغانستان شعله ورتر از گذشته خواهد شد و دلایل متعددی در این زمینه تاکنون ارائه شده‌است. دونالد ترامپ تصمیم گرفته‌است تعداد نیروهای نظامی کشورش را در خاک افغانستان افزایش دهد و بار دیگر نیروهای نظامی آمریکایی را که اکنون نقش مشاوره ای دارند، وارد عرصه نبرد نظامی با طالبان کند. دو موضوعی که بی شک طالبان افغانستان را برای ادامه جنگ‌های خود با هدف پایان اشغالگری کشورشان ترغیب خواهد کرد اما همه داستان به این‌جا ختم نمی‌شود. شکست سنگین داعش در عراق و سوریه از یک سو و راهبرد نیت ملی ترامپ برای ایران، روسیه و چین از سوی دیگر واشینگتن را بر آن داشته‌است تا با انتقال افراد و رهبران داعش از عراق و سوریه به افغانستان زمین بازی جدیدی برای رسیدن به اهداف اعلامی خود در راهبرد امنیت ملی اش پیدا کند. انتقال بی سر و صدای رهبران داعش به افغانستان به تدریج باعث شد گروه طالبان به صورت جدی وارد مقابله و مبارزه با این گروه شود که به اذعان همگان اکنون این گروه طالبان است که به صورت جدی با افراد وابسته به داعش در افغانستان مبارزه می‌کند. جدی تر شدن مبارزه طالبان با افراد گروه تروریستی داعش ونزدیک شدن بیش از پیش این گروه به رقبای سرسخت منطقه ای آمریکا از جمله چین و روسیه باعث شدواشنگتن از تاکتیکی جدید به نام مذاکره برای شکست گروه طالبان استفاده کند. آمریکایی‌ها با مطالعه دقیق میدانی و اطلاع از اوضاع جامعه شناختی و رفتار شناختی مردم افغانستان به این مهم پی برده‌اند که تنها راه شکست طالبان جداکردن بدنه میانی جنگجویان از رهبران ارشد این گروه است. آمریکایی‌ها به خوبی می‌دانند که افغان‌ها به هیچ عنوان سلطه آن‌ها را نخواهند پذیرفت و به مبارزه با آن‌ها ادامه خواهند داد از این رو باید با راهکاری جدیدترین بازی جنگ را به نفع خود تغییر می‌دادند.
مذاکره با ترفند آمریکایی با دو هدف عمده اصلی از سوی واشینگتن در دستور کار رویارویی با طالبان قرار گرفت :۱ – دلسردکردن بدنه میانی طالبان از اهداف عالی رهبران این گروه از جمله مبارزه با اشغالگری و تشکیک در بدنه رهبری طالبان به ادامه راه. ۲- هدایت افراد دلسرد شده طالبان به سمت گروه تروریستی داعش و تقویت این گروه در افغانستان.
آمریکایی‌ها با این ترفند علاوه بر گرفتن ژست خیرخواهی برای کشور و مردم افغانستان، طالبان دیپلماتیزه شده ضعیف را برای مدتی کوتاه وارد روند سیاسی و سپس اقدام به حذف آن‌ها و از سوی دیگر با تقویت گروه تروریستی داعش و افزایش تحرکات و پشتیبانی آن‌ها در افغانستان اهداف خود را در منطقه دنبال می‌کرد. آمریکایی‌ها برای پیشبرد این راهبرد، کار رسانه ای گسترده‌ای را نیز ترتیب دادند و این‌گونه وانمود کردند که طالبان پای میز مذاکره حاضر شده‌است و در آینده مذاکرات صلح افغانستان به نتیجه خواهد رسید. این اقدام رسانه ای آمریکایی حتی برخی بازیگران اصلی در افغانستان از جمله چین و روسیه را با عجله روبه رو کرد و آن‌ها خواهان میزبانی مذاکرات صلح شدند، مذاکراتی که تاکنون از سوی گروه طالبان پوچ و واهی خوانده شده‌است. در همین حال گروه طالبان که در ابتدا دربارهٔ این تاکتیک نه چندان جدید آمریکایی‌ها تنها راه انتشار بیانیه در رد مذاکرات صلح را در پیش گرفته بود با درک شرایط جدید و مشاهده جدی تر شدن فعالیت گروه تروریستی داعش در افغانستان تصمیم به بازپیرایی در بدنه میانی خود گرفته‌است.
به نظر می‌رسد افزایش حملات طالبان، هدفمند کردن این حملات از جمله به اتباع آمریکایی در هتل اینترکانتیننتال کابل و حمله گسترده به منطقه دیپلمات نشین کابل با سه هدف از سوی گروه طالبان انجام می‌پذیرد:۱ – افزایش روحیه بدنه میانی طالبان و اعتماد مجدد به رهبران این گروه با هدف حفظ بدنه فعال. ۲ – پاسخ جدی محکم منفی به مذاکرات با ترفند آمریکایی. ۳ – اعلام موجودیت مجدد به عنوان اصلی‌ترین گروه شبه نظامی حاضر در افغانستان که با حضور نیروهای خارجی به ویژه آمریکایی‌ها مخالف است.
کارشناسان بر این اعتقادند که پاسخ این چنینی طالبان به آمریکایی‌ها یک معنای واضح و روشن دارد؛ طالبان افغانستان تا زمان حضور نیروهای خارجی در این کشور به مبارزه خود ادامه خواهند داد وادامه این حضور به معنای نبود خیرخواهی و مصلحت برای آینده این کشور اسلامی است. آمریکایی‌ها برای پیشبرد اهداف خود در واقع مردم افغانستان را قربانی می‌کنند.

 

چرايي روابط پر نوسان پاکستان و آمريکا

به گزارش خبرگزاري صدا وسيما ایران ؛ همزمان با تشديد تنش در روابط آمريکا و پاکستان شاهد خاقان عباسي نخست وزير اين کشور در حاشيه اجلاس داووس در سوئيس اعلام کرد دولت اسلام آباد درصدد است با کشورهاي چين و آمريکا روابط پايدار داشته باشد.
در همين حال خواجه محمد آصف وزير امور خارجه پاکستان نيز از آمريکا خواست روابط دو کشور را به مساله افغانستان پيوند نزد.اظهارات نخست وزير پاکستان در مورد روابط پايدار با آمريکا و چين ،نوعي چراغ سبز نشان دادن به واشنگتن است که دولت اسلام آباد قصد ندارد روابط با آمريکا را فداي توسعه روابط با چين کند.اين بدان معنا است که هر دو کشور از جايگاه مهمي در روابط خارجي پاکستان برخوردار هستند.بنابراين اگر اظهارات وزير امور خارجه پاکستان را تکميل کننده موضع نخست وزير اين کشور در ارتباط با آمريکا بدانيم مي توان گفت دولت پاکستان درصدد است تعريف جديدي از روابط خود با واشنگتن را ارائه دهد که مبتني بر ظرفيتهاي همکاري دوجانبه بدون در نظر گرفتن بحران افغانستان است .

ملاحظات اسلام آباد
نکته اينجاست؛ پرونده بحران افغانستان از سوي دولت پاکستان پي گيري نمي شود بلکه اين ارتش اين کشور است که خط مشي اسلام آباد را در قبال افغانستان تعيين مي کند.بنابراين فشارهاي دولت آمريکا بر دولت پاکستان در مورد تغيير سياستهايش در قبال افغانستان نه تنها بيهوده است بلکه نوعي فرصت سوزي تلقي مي شود .
از ديدگاه دولت پاکستان در قضيه افغانستان بايد ارتشهاي پاکستان و آمريکا وارد گفتگو شوند و مساله را فيصله دهند و اسلام آباد و واشنگتن نيز بايد روابط سياسي و تجاري خود را بدون در نظر گرفتن بحران افغانستان پي گيري کنند.دقيقا اين موضع دولت پاکستان همان چيزي است که آمريکا آن را به عنوان موضع دوگانه پاکستان تلقي مي کند و خواهان تجديد نظر دولت اين کشور در برنامه هاي مربوط به افغانستان است .
واشنگتن پاکستان را به پناه دادن به گروههاي تروريستي و حمايت از آنها در افغانستان متهم مي کند.اگر چه پاکستان اين اتهام آمريکا را رد مي کند اما اظهارات وزير امور خارجه پاکستان در مورد افغانستان نشان مي دهد که دولت اسلام آباد هيچ نقش و تاثيري در تحولات افغانستان ندارد.
در واقع دولت پاکستان نوعي پوشش براي نظاميان اين کشور است که در تدوين سياستهاي اسلام آباد در قبال مسايل مهمي همچون افغانستان ،کشمير وهند مانند ديپلمات عمل مي کنند .اما چون براساس پروتکل هاي بين المللي و سطوح سياسي اين دولت پاکستان است که بايد پاسخگوي عملکرد نهادهاي اين کشور باشد مقامات پاکستان در نشستهاي بين المللي حضور مي يابند و اظهار نظر مي کنند.
دوم انکه ،آيا آمريکا توسعه روابط با پاکستان را مجزا از بحران افغانستان مي پذيرد يا نه ؟موضوع مهمي است که آينده روابط و همکاري هاي اسلام آباد و واشنگتن را تعيين مي کند.

روابط پرنوسان !
روابط آمريکا و پاکستان در سال 1948 آغاز و تحت تاثير تحولات و مسايل ناشي از جهان دوقطبي بين شرق و غرب يعني آمريکا و اتحاد جماهير شوروي به سرعت رشد کرد . اما ماه عسل روابط آمريکا پاکستان را بايد پس از حمله ارتش سرخ شوروي به افغانستان در سال 1979 و اشغال اين کشور دانست . آمريکا براي ارسال کمکهاي خود به گروههاي شبه نظامي طرفدارش براي مقابله با اشغالگران شوروي از ارتش پاکستان استفاده کرد و فرماندهان نظامي اين کشور نيز اين همکاري را به دريافت مستقيم کمکهاي مالي آمريکا و توزيع آنها ميان اين گروهها مشروط کردند.
به اين ترتيب ميلياردها دلار پول از سوي سازمان اطلاعات و جاسوسي آمريکا “سيا ” به پاکستان سرازير و دوران طلايي ارتش اين کشور آغاز شد.به گونه اي که نظاميان پاکستان در رفاه کامل قرار داشتند.در آن زمان مدارس مذهبي نيز در پاکستان تحت کمکهاي مالي عربستان و کمکها ارتش پاکستان که از امريکا دريافت مي کرد به سرعت رشد کردند و به عنوان تامين کننده نيروهاي گروههاي شبه نظامي در افغانستان عمل مي کردند.
بعد از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و خروج نيروهاي ارتش سرخ از افغانستان ،جايگاه پاکستان در سياست منطقه آمريکا تضعيف شد .در اين هنگام هند که در بلوک شرق تعريف مي شد آرام آرام موقعيت و جايگاه خود را در ميان کشورهاي غربي بخصوص آمريکا تقويت کرد .
در اين مقطع که حدود يک دهه طول کشيد آمريکا در تدوين سياست منطقه اي خود براي جنوب آسيا نشان داد که روابط با اسلام آباد بدون توجه به مساله افغانستان براي واشنگتن جايگاه و مفهمومي ندارد و اهميت روابط با اسلام آباد براي واشنگتن در اين است که آمريکا از دريچه پاکستان به افغانستان نگاه مي کند و آمريکا روابطش را صرفا دوجانبه و بدون توجه به تحولات افغانستان ،با پاکستان تعريف نمي کند.
در سال 2001 زمان حمله آمريکا به افغانستان بارديگر دوره طلايي روابط واشنگتن و اسلام آباد آغاز شد.آمريکا براي موفقيت در افغانستان به همکاري و حمايتهاي لجستيکي و راههاي مواصلاتي دريايي و زميني و حتي هوايي پاکستان نياز داشت .از اينرو آمريکا علاوه بر کمکهاي مالي و نظامي هنگفت به پاکستان اين کشور را “متحد غير ناتوي آمريکا” در منطقه اعلام کرد .در آن زمان دولت پاکستان در قبال اين کمکهاي آمريکا متعهد به حمايت و همکاري نکردن با گروههاي شبه نظامي از جمله طالبان شده بود .اما پس از مدت کوتاهي در سال 2006 مقامهاي سياسي و فرماندهان نظامي آمريکا ،پاکستان را به اتخاذ سياست دوگانه در قبال افغانستان متهم کردند.آنان مدعي شدند دولت پاکستان به تعهد خود عمل نکرده و در همان حال که با ارتش آمريکا در افغانستان همکاري دارد در حال حمايت و تقويت گروههاي شبه نظامي بخصوص طالبان نيز است .علاوه براين ،آمريکا ،پاکستان را به کنترل نکردن مناطق قبايلي وزيرستان شمالي و وزيرستان جنوبي متهم و تاکيد کرد که اين مناطق به محل امني براي تروريستها و گروههاي شبه نظامي و افراط گرا تبديل شده است .بي توجهي پاکستان به اين هشدارهاي آمريکا باعث شد حملات پهپادهاي اين کشور به مناطق قبايلي پاکستان آغازشود .
بنابراين ،نقطه فرازو فرود روابط امريکا و پاکستان همواره مساله افغانستان بوده است .با اين حال اگر چه در دوره رياست جمهوري باراک اوباما اتهامات آمريکا ضد پاکستان ادامه داشت اما وي به صراحت دونالد ترامپ رئيس جمهوري آمريکا ،پاکستان را به اتخاذ سياست دوگانه ،دروغگوييي و تقلب متهم نکرده بود .

چالش ها با هند
مهمترين دليل طرح اين اتهامات اين است که سياست خارجي پاکستان کاملا در کنترل ارتش اين کشور است و سياسيون به رغم وعده هايي که مي دهند نمي توانند بر سياست منطقه اي اسلام آباد تاثير گذار باشند .ارتش پاکستان به دليل تخاصم با هندوستان از همان ابتداي تشکيل پاکستان در سال 1947 سياست خارجي اين کشور را کاملا در کنترل خود دارد .در ميان افکار عمومي پاکستان نيز ارتش به دليل مقابله با هند از موقعيت ممتازي برخوردار است .اين بدان معنا است که اصول سياست خارجي پاکستان در واقع “هند محور” است و اخيرا “افغانستان محور” نيز شده است که در ساختارهاي سياسي و نظامي پاکستان ريشه دارد .مردم پاکستان نظاميان را سالمتر از سياستمداران مي دانند و به همين دليل تشکيلات نظامي وامنيتي در پاکستان از وسعت عمل بيشتري براي اعمال سياستهاي خود برخوردارند و حرف اول و آخر را در مسايل مهم اين کشور مي زنند .نگاهي به ساختارها و نحوه عملکرد ارتش پاکستان بخصوص سازمان اطلاعات ان موسوم به “آي اس آي “در امور افغانستان ،کشمير و هند نشان مي دهند که نظاميان رده بالاي پاکستان صرفا يک ارتشي معمولي نيستند بلکه افسراني هوشمند هستند که مانند ديپلمات عمل مي کنند.
بنابراين دولت و سياسيون در پاکستان روبنا براي عملکرد ارتش هستند و عملا در بخش خارجي کاره اي نيستند .دولت در پاکستان صرفا براي اينکه پاسخگوي پروتکلهاي بين المللي باشد حضور دارد .به همين دليل ارتش پاکستان در 30 سال اخير در مورد افغانستان کمکهاي زيادي را از آمريکا براي مقابله با تروريسم دريافت کرده است که بالغ بر يکصد ميليارد دلار تخمين زده مي شود که 50 درصد آن را نقد و مابقي به صورت کمکهاي نظامي از واشنگتن دريافت شده است .
اکنون دونالد ترامپ رئيس جمهوري آمريکا به صراحت ادعا مي کند بخش زيادي از اين کمکها براي پرورش گروههاي افراط گرا و تروريستي همچون طالبان و حقاني استفاده شده است .مدارس مذهبي در پاکستان هم که متاثر از آموزه هاي سلفي و وهابي هستند در همين راستا رشد و اقدام به شبکه سازي مي کنند.

ديپلماسي دوگانه !
به همين دليل محافل سياسي و نظامي در آمريکا مدعي هستند دوگانگي در سياست خارجي پاکستان به شکل نهادي و رفتاري در جغرافياي افغانستان همچنان ادامه دارد که متاثر از عوامل زير است :

1-مساله آب . افغانستان از نظرآب کشوري بالادستي است که 1000 کيلومتر در کوههاي هندوکش برف ذخيره دارد و از نعمت آب فراوان برخوردار است و اخيرا با سد سازي درصدد استفاده از اهرم آب برضد کشورهاي منطقه مي باشد که گريبان ايران را نيز گرفته است .اين در حالي است که در برخي موارد افغانستان براي تامين حق آبه ايران ازجمله در رودخانه هيرمند توافقنامه امضا کرده است .

2-افغانستان کشوري ” مهاجر فرست ” است و از آنها به نحو مطلوب به عنوان اهرم فشار در جهت منافع خود بهرره برداري مي کند. البته بخش مهمي از اين مهاجران به دليل جنگ و ناارامي هاي داخلي مجبور به ترک خانه و کاشانه خود مي شوند اما حضور ميليونها مهاجر در ايران و پاکستان به نوعي فرصت سازي براي دولت افغانستان تلقي مي شود .

3- بحران توليد و قاچاق مواد مخدر . که به عنوان مهمترين عامل تهديد امنيت اجتماعي ضد کشورهاي منطقه مطرح است .
براساس آمارهاي سازمان ملل؛ افغانستان با توليد حدود هشت هزار تن مواد مخدر همچنان در صدر جدول تامين و توزيع مواد مخدر در جهان قرار دارد .

4-گسترش افراط گرايي و تروريسم در افغانستان نيز اخيرا گريبان همه کشورهاي منطقه را گرفته است اگر چه آمريکا از افغانستان براي ترانزيت افراط گرايي و تروريسم تا آسياي مرکزي ، قفقاز و تا مرزهاي چين استفاده مي کند اما پاکستان نيز از همين اهرم ضد آمريکا استفاده مي کند.
گروه طالبان در افغانستان که اکنون به چند دسته دروني تقسيم شده اند مهمترين ابزار پاکستان براي اعمال فشار بر آمريکا و دولت افغانستان است که گفته مي شود اخيرا گروه تروريستي داعش نيز به آن اضافه شده است .
بنابراين مسايل افغانستان در ارتباط با آمريکا وپاکستان را بايد مجموعه اي از کنش ها و واکنشهاي کشورهاي منطقه اي و فرا منطقه اي ديد که به گونه اي به هم مرتبط هستند که بدون شناسايي منافع هر يک از بازيگران منطقه اي قابل درک نيست .به عنوان مثال نظر و ديدگاه آمريکا در مورد پيوستن افغانستان به طرح اقتصادي چين موسوم به “يک کمربند –يک جاده ” مهم است و اينکه چين بخواهد با استفاده از خاک افغانستان اين طرح را در منطقه تکميل کند موافقت و يا مخالفت واشنگتن تعيين کننده است .علاوه براين ،يکي ديگر از برنامه هاي راهبردي آمريکا استفاده از حساسيتها و رقابتهاي پاکستان و هند در روابط دو جانبه وهمچنين صفحه بازي افغانستان است .واشنگتن با اعمال فشار برپاکستان و ترغيب آن براي سوق يافتن به سمت چين ،هند رقيب پاکستان در منطقه را هر چه بيشتر به سمت آمريکا و رژيم صهيونيستي سوق مي دهد .علاوه براين آمريکا با ترغيب هند براي حضور بيشتر در افغانستان اسلام آباد را رودر روي هند قرار مي دهد و تنش ميان آنها نيز هر روز بيشتر مي شود .
“کلنل ويل کرسون” رئيس دفتر کالين پاول وزير امور خارجه اسبق آمريکا براين باور است که سياستهاي اين کشور در افغانستان فراتر از مباحثي همچون القاعده ،طالبان و داعش است و حضور آمريکا در افغانستان بيش از هر چيزي درارتباط با ، معادن اين کشور ،حضور چين در افغانستان ،مقابله با ساير کشورهاي منطقه از جمله تحرکات روسيه است .

جمع بندي
واقعيت مهم آنکه ؛ آمريکا براي حداقل 50 سال آينده در افغانستان خواهد ماند. به همين دليل است که دونالد ترامپ رئيس جمهوري آمريکا در راهبرد دولت خود در مورد افغانستان اعلام کرد “زمان محوري” براي ادامه حضور نيروهاي نظامي آمريکا در آن کشور حذف و” شرايط محور” جايگزين آن شده است .
از سوي ديگر ،يکي از مهمترين اهرم هاي پاکستان براي تاثير گذاري برسياستهاي آمريکا، استفاده از گروههاي نيابتي در افغانستان است و آنها سرمايه هاي راهبردي اسلام آباد محسوب مي شوند .به همين دليل آمريکا مدعي است از يک ميليارد دلاري که پاکستان در سال از واشنگتن مي گيرد حدود 300 ميليون دلار آنرا براي رشد گروههاي نيابتي هزينه مي کند که ضد سياستهاي منطقه اي آمريکا عمل مي کنند.

 

حضور آمریکا وضعیت امنیتی افغانستان را پیچیده‌تر کرد

‘رحیم الله یوسف زئی’ در گفت و گوی اختصاصی با ایرنا با اشاره به راهبرد دولت آمریکا در قبال پاکستان گفت: این راهبرد که از سوی دونالد ترامپ اعلام شد، جنبه نظامی دارد و پاکستان را به شدت در تنگنا قرار داده و در چنین وضعیتی واکنش متقابل دولت پاکستان دور از انتظار نبوده و نخواهد بود.
تحلیلگر امور افغانستان در ادامه سخنانش با بیان اقدامات تخریبی و تروریستی گروه طالبان در افغانستان گفت: با وجود اینکه طالبان افغانستان در درگیری با نظامیان ارتش این کشور متحمل تلفات زیادی شده، آنها به حملات خونین در مناطق شهری ادامه می دهند و تنها هدف آنها این است که بگویند ما همچنان توان انجام حملات را داریم.
وی با بیان اینکه دامنه حملات طالبان تنها به مناطق شهری محدود نمی شود، گفت: در رسانه های گروهی تنها حملات گروه طالبان به شهر کابل و دیگر شهرها منعکس می شود، در حالی که به دیگر حملات این گروه در مناطق مختلف افغانستان پرداخته نمی شود .
رحیم الله یوسف زئی در بخش دیگری از سخنانش در این مصاحبه با بیان حضور گروه تروریستی داعش در افغانستان گفت: مرکز فعالیت گروه خطرناک داعش شهر جلال آباد است و آنها نیز هر از چند گاهی دست به حملات خونین و تروریستی می زنند.
کارشناس امور افغانستان با بیان اینکه امسال، نخستین سالی است که طالبان دامنه حملات خود را در فصل زمستان افزایش داده، گفت: معمولا گروه طالبان در فصل زمستان برای حملات فصل بهار و تابستان برنامه ریزی می کند و منتظر می ماند تا این طرح ها را در موعد مقرر عملی کند، اما در حال حاضر به نظر می رسد این گروه قصد ندارد در فصل زمستان حملات خود را کاهش دهد بنابراین دولت مرکزی کابل روز ها و ماه های سختی در پیش رو خواهد داشت.
وی ضمن اشاره به ادعاهای مقامات افغان مبنی بر دخالت سازمان های امنیتی پاکستان در حملات خونین اخیر در شهر کابل گفت : این موضوع چیز جدیدی نیست دولت افغانستان همیشه پس از حملات تروریستی در این کشور بلافاصله انگشت اتهام را به سوی پاکستان دراز کرده است .
رحیم الله یوسف زئی در ادامه سخنان خود حضور گسترده طالبان در مناطق مختلف افغانستان را زنگ خطری برای دولت مرکزی در کابل دانست و گفت : کابل معتقد است که رهبران طالبان در خاک پاکستان پناه گرفته اند و از اسلام آباد می خواهد تا آنها را دستگیر کرده و به افغانستان تحویل دهد، اما واقعیت های میدانی نشان می دهد که طالبان بر 43 درصد خاک افغانستان تسلط دارد در چنین وضعیتی رهبران این گروه نیازی به حضور در خاک پاکستان ندارند و دولت پاکستان نیز نمی تواند کنترلی بر آنها داشته باشد.
این تحلیلگر مسائل افغانستان در ادامه با بیان اینکه گروه طالبان مناطق مرزی با سه کشور ازبکستان ، تاجیکستان و ترکمنستان را نیز در کنترل خود دارد، گفت : با توجه به این نکته ادعاهای سیاستمداران افغانستان مبنی بر تردد و نفوذ طالبان از خاک پاکستان به خاک افغانستان برای حملات تروریستی نمی تواند حقیقت داشته باشد زیرا که مناطق شمالی در افغانستان با مناطق شرقی این کشور صدها کیلومتر فاصله دارد .
وی در ادامه خاطر نشان کرد: واقعیت های میدانی در افغانستان نشان می دهد که ریشه ناامنی و بی ثباتی در افغانستان ناشی از تحولات داخل این کشور است زیرا که بسیاری از شهروندان افغانستان از حضور نیروهای غربی به رهبری آمریکا در خاک این کشور به شدت ناراضی هستند و همین سبب شده تا آنها از طالبان حمایت کنند زیرا مردم معتقدند که تنها طالبان است که می تواند نیروهای غربی را از خاک این کشور بیرون براند و طالبان نیز از این موقعیت بهترین استفاده را می برد.
رحیم الله یوسف زئی در پایان سخنانش با بیان اهمیت همکاری بین کابل و اسلام آباد گفت: بهترین گزینه برای پایان ناامنی ها و بی ثباتی ها در منطقه افزایش دامنه همکاری ها بین دو کشور همسایه است، زیرا که تاریخ نشان داده که، حضور نیروهای خارجی در منطقه نه تنها نمی تواند مشکلی را حل کند بلکه خود به مشکلات اضافه می کند.
وی تصریح کرد: مشکل تروریسم در افغانستان تنها با همکاری نزدیک بین پاکستان و افغانستان و با در نظر گرفتن منافع دو ملت که همان زندگی در سایه دوستی و برادری است قابل حل می باشد.

 

زنی در شمال افغانستان به اتهام ‘داشتن رابطه نامشروع’ شلاق خورد

مقام‌های محلی تخار در شمال افغانستان می‌گویند محاکمه صحرایی یک زن را در این ولایت به گونه جدی بررسی خواهند کرد.

به تازگی ویدئویی از شلاق زدن یک زن در ملاء عام در ساحه‌ای برفی در افغانستان در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است. در این ویدئو ده‌ها مرد در اطراف یک زن که چادری به سر کرده، جمع شدند و شماری از آنها با شاخه‌های چوب به سر و بدن این زن ضربه می‌زنند. شماری این زن را با الفاظ رکیک دشنام می‌دهند و شماری نعره “الله اکبر” سر دادند.

سنت‌الله تیمور، سخنگوی والی تخار می‌گوید قربانی این رویداد زنی ۲۲ ساله است که متاهل بوده و به اتهام رابطه داشتن با پسری هفده ساله شلاق خورده است.

به گفته وی، این رویداد در ماه قوس/آذر در روستای رباط ولسوالی چاه آب رخ داد.

آقای تیموری می‌گوید: “شوهر زن، در ایران بوده. پسر هفده ساله بدون اجازه اعضای خانواده، داخل خانه شده و خانواده پس از ساعاتی از این موضوع خبر شده و شک کرده که این زن با جوان هفده ساله چه کرده.”

او تاکید دارد که شمار زیادی از کسانی که در ویدئو دیده می‌شوند و این زن را لت و کوب کردند، اعضای خانواده او هستند.

به گفته سخنگوی والی تخار، اکنون این مشکل حل شده و این زن در خانه شوهرش زندگی می‌کند.

اما آقای تیموری می‌گوید به ولسوال چاه آب، دستور داده شده تا عاملان این “محاکمه صحرایی” را بازداشت کنند تا به مجازات برسند.

مقامات محلی می‌گویند به دلیل ناامن بودن این ولسوالی در چند ماه اخیر، دشوار گذر بودن مسیر این ولسوالی و عدم شکایت کسی، از این رویداد به تازگی آگاه شدند.

 

 

آمریکا ‘از تحول مسالمت‌آمیز در ونزوئلا حمایت می‌کند

تیلرسون در اولین مرحله از سفر منطقه‌ای خود وارد مکزیک شده است

رکس تیلرسون، وزیر خارجه آمریکا ضمن ابراز نگرانی از شرایط سیاسی ونزوئلا تغییر در وضعیت آن کشور و احتمال دخالت نظامیان را مطرح کرده هرچند گفته است آمریکا در صدد تغییر رژیم آن کشور نیست.

آقای تیلرسون در آستانه سفر منطقه‌ای خود به پنج کشور آمریکای لاتین، شرایط سیاسی ونزوئلا تحت رهبری نیکلاس مادورو، رئیس جمهوری را غیرقابل دوام توصیف کرد و گفت که این رژیم دیر یا قدرت را از دست خواهد داد.

در حالیکه به نظر می‌رسد رئیس جمهوری ونزوئلا، که با کاهش شدید محوبیت مواجه است، در صدد تحکیم قدرت و احتمالا انتخاب مجدد ادامه زمامداری است، وزیر خارجه آمریکا گفته است که “در تاریخ ونزوئلا و در واقع تاریخ آمریکا لاتین و آمریکای جنوبی، معمولا نظامیان بوده‌اند که در چنین شرایطی وارد عمل شده‌اند.” وی افزوده است که پس از چنین مداخلاتی، “وقتی رهبران نظامی متوجه شده‌اند که دیگر قادر به خدمت به شهروندان نیستند، معمولا قدرت را بار دیگر به غیرنظامیان واگذار کرده‌اند.”

آقای تیلرسون در عین حال این نظر را رد کرد که ایالات متحده خواستار تغییر رژیم یا مداخله نظامیان در امور سیاسی در ونزوئلاست. او گفت: “ما تغییر رژیم یا برکناری نیکلاس مادورو را تشویق نکرده‌ایم، ما فقط مشوق بازگشت به اجرای قانون اساسی دموکراتیک ونزوئلا بوده‌ایم و در هر حال، امیدواریم که هر تحولی که در آن کشور روی می‌دهد، مسالمت‌آمیز و قانونی باشد.”

 ارجاع مقامات دولت ونزوئلا به دادگاه کیفری بین‌المللی بررسی می‌شود

مجلس موسسان ونزوئلا به محاکمه مخالفان دولت رای داد

آمریکا تعدادی از مقامات دولتی ونزوئلا را تحریم کرد

ایالات متحده مادورو را به نقض حقوق بشر متهم کرده اما مادورو گفته است که اکثر مردم ونزوئلا از او حمایت می‌کنند

وی گفت “بهترین کار برای آقای مادورو این است که به اجرای قانون اساسی بازگردد و اگر انتخاب نشد، به رای مردم گردن بگذارد.” آقای تیلرسون با اشاره تلویحی به حمایت دولت کوبا از رئیس جمهوری ونزوئلا افزود: “ضمنا مطمئن هستم که اگر هوای مطبخ برایش خیلی داغ شد، دوستانش در کوبا یک ویلای مناسب ساحلی به او می‌دهند تا بتواند با خوبی و خوشی در آن زندگی کند.”

با آغاز ریاست جمهوری دونالد ترامپ، سیاست ایالات متحده نسبت به کوبا نیز تغییر کرده و برخلاف دولت باراک اوباما، گسترش روابط دوجانبه دیگر از اولویت برخوردار نیست. مقامات دولت فعلی آمریکا نظام کمونیستی کوبا را به نقض حقوق بشر متهم کرده و خواستار برقراری دموکراسی و آزادی سیاسی مردم آن کشور هستند.

آقای تیلرسون در سخنرانی خود به کوبا هم اشاره کرد و گفت که حکومت آن کشور “هنوز هم فرصت آن را دارد تا با انتقال قدرت، به چندین دهه تسلط رژیم کاسترو خاتمه دهد و راه جدیدی را انتخاب کند.”

آقای تیلرسون در اولین مرحله از سفر خود به آمریکای لاتین، وارد مکزیک شده در حالیکه به خاطر موضعگیری‌های دونالد ترامپ در مورد مهاجران از جمله ساخت دیوار مرزی، روابط دو طرف چندان گرم نبوده است.

روابط جمهوری اسلامی ایران و ونزوئلا در سال‌های اخیر همواره گرم و صمیمانه بوده است

بحران ونزوئلا

ایالات متحده دولت نیکلاس مادورو را به نقض حقوق بشر و محدود کردن آزادی های سیاسی مردم آن کشور متهم کرده و هدف یک رشته تحریم های اقتصادی قرار داده است. آقای مادورو در سال ۲۰۱۳ جانشین هوگو چاوز در مقام ریاست جمهوری ونزوئلا شد و به گفته منتقدان و احزاب مخالف، در این مدت اقتصاد نه چندان سالم ونزوئلا را به ویرانی کشانده و پس از پیروزی مخالفان در انتخابات پارلمانی، با نقض قانون اساسی و برگزاری انتخابات ظاهری، در صدد ادامه زمامداری است.

در چند سال اخیر، ونزوئلا با وخامت روز افزون شرایط اقتصادی شامل کمبود کالا، تورم شدید و بیکاری گسترده دست به گریبان بوده است که مخالفان آن را به سوء مدیریت و فساد گسترده دولتی نسبت می‌دهند. سابقه بحران سیاسی ونزوئلا به انتخابات پارلمانی در پایان سال ۲۰۱۵ و تشکیل پارلمان جدید در سال ۲۰۱۶ باز می‌گردد که “ائتلاف میزگرد وحدت” متشکل از احزاب و گروه‌های مخالف دولت نیکلاس مادورو بر ائتلاف دولتی “محور بزرگ میهنی” پیروز شد. با بروز اختلاف بین دولت و پارلمان، سال گذشته رئیس جمهوری با برگزاری انتخابات یک “مجلس موسسان” برای تغییر قانون اساسی، اختیارات پارلمان را به این مجلس واگذار کرد.

اعضای مجلس جدید تقریبا به طور کامل از آقای مادورو حمایت می‌کنند در حالیکه فعالیت احزاب و شخصیت‌های مخالف با محدودیت مواجه است.

دولت ونزوئلا همواره روابط نزدیک و دوستانه‌ای با جمهوری اسلامی داشته که به خصوص در زمان زمامداری هوگو چاوز بسیار گرم بود. دولت ایران سرمایه‌گذاری‌هایی را هم در اقتصاد آن کشور انجام داده است.

 

 

سوریه؛ حمله به بیمارستانی که ۲۰ متر زیر زمین بود

پنج موشک لایه های سنگ را شکافت و بیمارستان را تخریب کرد

در سوریه بیمارستانی که ۲۰ متر زیر زمین بود طی حمله‌ای سنگین نابود شد. این بیمارستان در استان حماه و در منطقه‌ای بود که در تصرف مخالفان حکومت بشر اسد است.

این خبر به نقل از منابع بیمارستانی منتشر شده و می‌گوید در حمله پنجشنبه شب بیمارستان با وجود اختفا در زیر زمین، نابود شده است.

در جریان این حمله کسی مجروح نشده است اما همین منابع می‌گویند یکی از بدترین حملات ممکن به بیمارستان‌ها در سوریه بوده است.

سازمان ملل هم می‌گوید که امکان کمک‌رسانی به مناطقی که در محاصره هستند وجود ندارد.

اتحادیه‌ای از خیریه‌های پزشکی می‌گوید بیمارستان غار مانند در شهر کفر زیتا، هدف پنج حمله موشکی قرار گرفت.

آوی دسوزا، سخنگوی این اتحادیه، می‌گوید تصور بر این بود که این محل امن‌ترین بیمارستان سوریه است.

آقای دسوزا می‌گوید احتمالا چون بیماران و کارکنان بیمارستان با شنیدن صدای جت‌ها به مکان امنی رفته‌اند این حمله صدمات جانی نداشته است.

این بیمارستان به پنجاه هزار نفر خدمات می‌داد و در ماه ۱۵۰ عمل جراحی مهم در آنجا انجام می‌شد. گروه خیریه‌های پزشکی می‌گوید حمله پنجشنبه شب صدمات اساسی به این بیمارستان وارد آورده است.

ارزیابی این گروه این است که چنین حمله‌ای بدون سلاح‌های پیشرفته از جمله «بمب‌های سنگرشکن» ممکن نبوده است.

آقای دسوزا روندی در حمله به بیمارستان‌ها مشاهده کرده و می‌گوید که حمله روز پنجشنبه «جدی‌ترینشان بوده است.»

این گروه می‌گوید تنها در ماه ژانویه چهارده حمله به تاسیسات بیمارستانی شده است.

این بیمارستان خسارت اساسی دیده است . هنوز مشخص نیست که این حملات را چه گروهی انجام داده‌اند. سوریه و روسیه مدام حمله به غیرنظامیان را کتمان می‌کنند اما اخیرا حملاتشان به مناطق تحت تصرف مخالفان مسلح بشار اسد زیاد شده است.

همچنین در روز پنجشنبه جان اگلند، هماهنگ‌کننده امور بشردوستانه سازمان ملل متحد در سوریه، هشدار داد که تلاش‌های دیپلماتیک برای رساندن کمک به داخل کشور «کاملا ناممکن» شده است.

او گفت که «آخرین کاروان اواخر نوامبر (دو ماه پیش) به مناطق تحت محاصره» فرستاده شده است. آقای اگلند گفت: «ما باید به این جنگ خاتمه دهیم و باید روسیه، ایران و ترکیه دوباره برای کم کردن از تنش‌ها اقدام کنند.»

او گفت شرایط در بدترین حالت ممکن از سال ۲۰۱۵ است. کاروان‌های کمک‌رسانی باید از دولت سوریه اجازه بگیرند و گروه‌های مسلح باید امنیتشان را تامین کنند.

درحالی که نیروهای دولتی سوریه و روسیه به کوبیدن مواضع نیروهای مخالف مشغولند، ترکیه هم چند وقتی است که در مناطق شمالی سوریه با کردها در جنگ است.

یگان‌های مدافع خلق یا ی‌پ‌گ (عمده‌ترین گروه ائتلاف نیروهای دموکراتیک سوریه) را ترکیه گروه‌ تروریستی می‌خواند و با آنها در عفرین درگیر است.

این گروه‌ که حمایت آمریکا را هم داشت، نقش بزرگی در مبارزه با داعش در سوریه بازی کرد.

 

پلیس از شوهر هنرپیشه معروف آمریکایی در ارتباط با مرگ او تحقیق می‌کند

پلیس می‌گوید رابرت واگنر آخرین فردی بود که ناتالی وود را زنده دید

پلیس آمریکا که درباره مرگ مرموز ناتالی وود، بازیگر سرشناس تحقیق می‌کند، گفته است که مایل است از رابرت واگنر، همسر او تحقیق کند.

به گفته بازپرسان پرونده، آقای واگنر روایتش درباره مرگ همسرش را چند بار تغییر داده، و گفته‌های او از این ماجرا معقولانه نیست.

ناتالی وود در سال ۱۹۸۱ در یک سفر تفریحی با قایق غرق شد. همسرش و کریستوفر واکن که هر دو آن‌ها هم بازیگر هستند، در این سفر همراه او بودند.

مرگ او حادثه اعلام شد، اما سوالات در حول و حوش این حادثه همچنان وجود دارد.

جان کورنیا، از دفتر پلیس لس آنجلس به شبکه خبری سی‌بی‌اس گفته در جریان تحقیقاتی که در شش سال گذشته در این مورد انجام شده، بر این باور است که ( رابرت واگنر) فردی است که بیشتر با این مسئله مرتبط است.

به گفته آقای کورنیا “ما حالا می‌دانیم که او آخرین فردی بود که قبل از ناپدید شدن ناتالی با او در تماس بود. من تا حالا ندیدم که او جزییاتی را بگوید که با سایر شاهدان در این مورد هماهنگ باشد. تصور من این است که او داستانش را در این مورد کمی تغییر داده و گفته‌های او در مورد این حادثه معقولانه نیست. ”

داستان‌های متناقض از آن چه که در روز حادثه در قایق اتفاق افتاده به رمز و راز چگونگی مرگ این بازیگر در نوامبر ۱۹۸۱ اضافه کرده است.

خانواده خانم وود از مقام‌ها درخواست کرده‌اند تا یافته‌های مربوط به تحقیقات اولیه باردیگر بررسی شود.

ناتالی وود شب قبل از حادثه در یک مهمانی بود.

تحقیقات اولیه تایید کرده که او به دلیل نوشیدن مشروب احتمالا هنگام سوار شدن در قایق لیز خورده است.

اما پلیس می‌گوید که دو شاهد جدید وقوع درگیری بین آقای واگنر و خانم وود را در شبی که او ناپدید شده، تایید کرده‌اند.

ناتالی وود در فیلم‌هایی همچون داستان وست ساید، شکوه علفزار، جیپسی بازی کرد.

به گفته آن‌ها ظاهرا این بازیگر قربانی یک درگیری شده است.

براساس تحقیقاتی که بعد از وقوع حادثه انجام شد، بر بدن و دست‌های خانم وود آثار کبودی و بر گونه چپ او خراشیدگی دیده شده بود.

دنیس داورن، کاپیتان این قایق در سال ۲۰۱۱ به شبکه خبری ان بی سی گفت که در جریان تحقیقات اولیه به پلیس دروغ گفته بود و درگیری بین خانم وود و آقای واگنر منجر به مرگ او شد.

رابرت واگنر ۸۷ ساله تاکنون در مورد تازه ترین یافته‌های این پرونده اظهارنظری نکرده، اما در زندگینامه‌اش تایید کرده که قبل از ناپدید شدن همسرش درگیری با او داشته بود.

بازرسان می‌گویند که آقای واگنر از زمان بازشدن مجدد این پرونده در سال ۲۰۱۱ از صحبت کردن با آن‌ها خودداری کرده است.

در سال ۲۰۱۲ گواهی فوت ناتالی وود برای منعکس کردن شبهات پیرامون مرگ او تصحیح شد. حال در آن گواهی گفته شده که او در نتیجه “غرق شدن و سایر عوامل ثابت نشده” درگذشته است و شرایطی که چگونه او در آب بود “به وضوح مشخص نیست”.

ناتالی وود در فیلم هایی همچون داستان وست ساید، شکوه علفزار، جیپسی بازی کرد.

او به خاطر بازی در فیلم “شورش بی دلیل” در سال ۱۹۵۵ نامزد اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل و به خاطر بازی در فیلم های “شکوه علفزار” ۱۹۶۱ و “عشق با بیگانه کامل” ۱۹۶۳ نامزد اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن شد.

ناتالی وود در دوران کودکی در فیلم های همچون “معجزه در خیابان سی و چهارم” و “روح و خانم مویر” بازی کرد.

رابرت واگنر در فیلم و سریال‌های مختلفی بازی کرده

 

 

کارخانه‌ای که ‘از ۲۰۰۵ شیرخشک‌ آلوده تولید می‌کند

لکتلیس، میلیون ها جعبه شیرخشک آلوده را از سراسر جهان جمع کرده

شرکت فرانسوی تولید کننده محصولات لبنی “لکتلیس” قبول کرده که بخشی از محصولاتش ممکن است بیش از یک دهه به ویروسی آلوده باشد. این شرکت در مرکز اتهام‌های مربوط به توزیع شیرخشک‌های آلوده است.

پس از همه‌گیری بیماری سالمونلا در سال گذشته این شرکت میلیون‌ها پاکت شیرخشک را از سراسر جهان جمع‌آوری کرد.

محققان می‌گویند در سال ۲۰۰۵ میلادی که همین نوع از سالمونلا همه‌گیر شده بود.

شرکت فرانسوی می‌گوید ممکن است کودکان بسیاری از آن سال دچار این بیماری شده باشند.

امانوئل بسنیر، مدیر عامل این شرکت در گفت‌و‌گو با یک روزنامه گفته آزمایش‌ها نشان می‌دهد کارخانه‌ای در شمال غربی فرانسه که در سال ۲۰۰۵ مسبب آلودگی شیر بود حالا هم به نظر می‌رسد که در مرکز توجه است.

این کارخانه را شرکت لکتلیس در سال ۲۰۰۶ خرید. از دسامبر سال گذشته هم که اخبار مربوط به آلودگی یکی از برج‌های خشک کننده این کارخانه منتشر شد، در کارخانه را بسته‌اند.

بیماری سالمونلا چیست؟

این بیماری ممکن است که سبب اسهال، دل‌پیچه، بالا‌آوردن و از دست رفتن شدید آب بدن شود. حتی ممکن است که این بیماری سبب از بین رفتن جان بچه‌های کوچک هم بشود.

باکتری سالمونلا در روده دام زندگی می‌کند. هیچ کودکی در هر دو همه‌گیری جانشان را از دست نداده‌اند.

سالمونلا از ۲۰۰۵ تا کنون

۱۴۶ کودک در سال ۲۰۰۵ میلادی به سالمونلا مبتلا شدند.

۲۵ کودک هم از ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۶ دچار این بیماری شده اند.

در همه‌گیری اخیر فقط ۳۵ کودک در فرانسه به این بیماری دچار شده‌اند.

والدین این کودکان از شرکت لکتلیس شکایت کرده‌اند.

محققان در پاریس به این نتیجه رسیده‌اند که کارخانه از همان سال آلوده بوده است.

چه بر سر لکتلیس می‌آید

کارآگاهان در ماه ژانویه برای تحقیق به کارخانه لکتلیس رفتند

آقای بسنیر، گفته که این ماجراها صدها میلیون یورو به شرکت لکتلیس ضرر وارد می‌کند.

از بعد از شکایت، این شرکت ۱۲ میلیون جعبه شیرخشک ساخته شده در این کارخانه را از ۸۳ کشور جمع‌آوری کرده است.

لکتلیس، در ۴۷ کشور جهان کارخانه دارد. بیش از ۱۵ هزار نفر در فرانسه برای این شرکت کار می‌کنند و سالانه ۲۱ میلیارد دلار فروش دارد.

این شرکت به دولت فرانسه قول همکاری در تحقیقات را داده. دولت هم به این شرکت گفته که منتظر جریمه باشد.

 

 

٢٩ نفر از معترضان به حجاب اجباری در تهران بازداشت شده‌اند

پلیس تهران می‌گوید ٢٩ نفر از کسانی که در اعتراض به حجاب اجباری در ایران روسری‌های خود را برداشته‌اند در تهران بازداشت شده‌اند.

بنا به اعلام پلیس تهران این افراد به مراجع قضایی در ایران تحویل داده‌ شده‌اند.

پلیس این معترضان را “فریب خوردگانی” نامیده که تحت تاثیر “فراخوان شبکه‌های ماهواره‌ای تحت عنوان چهارشنبه سفید” دست به اعتراض زدند.

در روزهای اخیر چندین زن جوان در ایران با ایستادن روی سکوهایی در خیابان روسری خود را در آورده و مانند پرچمی به سر چوب زده‌اند.

دست کم یک نفر نیز که چادر به سر داشت در مشهد با ایستادن روی سکویی و به دست گرفتن یک روسری، به حمایت از این اقدام پرداخت.

علاوه بر این چند مرد نیز به حرکات مشابهی در حمایت از معترضان به حجاب اجباری پرداخته‌اند.

در دو مورد نیز طرفداران حکومت ایران، یکی با لباس روحانی و در دست گرفتن پرچم ایران و دیگری با لباس زیر، به شکل مشابهی با رفتن روی سکو، موضع مخالف خود علیه معترضان به حجاب اجباری را بیان کردند.

مطابق قانون مجازات اسلامی در ایران، زنانی که بدون “حجاب شرعی” در مکان‌های عمومی حضور یابند، به حبس از ۱۰ روز تا ۲ ماه و یا جریمه نقدی محکوم خواهند شد.

 

ادامه تنش بر سر انتشار یادداشت‌های محرمانه اف‌بی‌آی

دوین نونز رئیس جمهوری‌خواه کمیته اطلاعات مجلس نمایندگان مصرانه در پی انتشار این یادداشت‌ها است

در حالی که کاخ‌سفید می‌گوید یادداشت‌های محرمانه‌ای که جمهوری‌خواهان درباره اف‌بی‌آی تهیه کرده‌اند فردا (جمعه) با مجوز دونالد ترامپ از طبقه‌بندی محرمانه خارج می‌شود، دموکرات‌ها می‌گویند جمهوری‌خواهان نسخه مورد تصویب کمیته اطلاعات کنگره را ‘دستکاری’ کرده‌اند.

ظهر پنجشنبه (اول فوریه – ۱۲ بهمن) یکی از مقام‌های ارشد کاخ‌سفید انتشار قریب الوقوع این یادداشت‌ها را تایید کرده و از موافقت رئیس‌جمهور با علنی شدن آنها خبر داده است.

این در حالی است که آدام شف، عضو دموکرات کمیته اطلاعات مجلس نمایندگان کنگره مدعی شده متن مورد تصویب این کمیته پیش از ارسال به کاخ‌سفید تغییر یافته است.

آقای شف می‌گوید در محتوای نسخه ۴ صفحه‌ای که برای رئیس‌جمهور ارسال شده تغییراتی به وجود آمده که آن را از متن مصوب کمیته اطلاعات متفاوت کرده است.

اما سخنگوی دفتر دوین نونز، رئیس کمیته اطلاعات مجلس نمایندگان به خبرگزاری رویترز گفته اصلاحاتی که در متن اعمال شده بسیار جزئی بوده و شامل تغییراتی است که خود دموکرات‌ها و اف‌بی‌آی درخواست کرده بودند.

نزاع بر سر محتوای گنجانده شده در این نسخه ۴ صفحه‌ای باعث شده دموکرات‌ها خواستار کناره گذاشته شدن فوری دوین نونز، جمهوری‌خواه، از ریاست کمیته اطلاعات مجلس نمایندگان شوند.

نانسی پلوسی، رهبر دموکرات‌ها در مجلس نمایندگان کنگره، روز پنجشنبه طی نامه‌ای به پل رایان، رئیس این مجلس، خواستار برکناری دوین نونز از ریاست کمیته اطلاعات شد چرا که به عقیده خانم پولسی آقای نونز با دستکاری در متن مصوب کمیته تحت ریاست خود، آیین نامه کنگره را نقض کرده است.

در همین حال، رسانه‌ها آمریکایی به نقل از منابع ناشناس گزارش کردند که دونالد ترامپ به حلقه یاران نزدیک خود گفته خوشبین است که انتشار یادداشت‌های محرمانه اف‌بی‌آی به “تضعیف و بی اعتباری” تحقیقات ترامپ-روسیه بیانجامد.

این یادداشت‌های محرمانه که گفته می‌شود حاوی مکاتباتی میان مقام‌های وزارت دادگستری و اف‌بی‌آی درباره چگونگی صدور مجوز تحت‌نظر گرفتن یکی از اعضای ستاد آقای ترامپ است، هفته گذشته رای مثبت کمیته اطلاعات برای انتشار علنی را دریافت کرد اما پیش از انتشار عمومی آن دونالد ترامپ، رئیس جمهور، تا پایان هفته جاری فرصت دارد که جلوی غیرمحرمانه شدن آن را بگیرد.

جمهوری‌خواهان حامی آقای ترامپ می‌گویند انتشار این یادداشت‌ها به مردم آمریکا نشان خواهد داد که چه طور مقام‌های وزارت دادگستری و پلیس اف‌بی‌آی در تابستان سال گذشته با “سوءاستفاده” از اختیارات خود دستور تحت نظر گرفتن کارتر پیج، یکی از اعضای ستاد آقای ترامپ را صادر کرده است.

همزمان اف‌بی‌آی دیروز (چهارشنبه) اعلام کرد با توجه به “بخش‌های حذف شده” از این گزارش ۴ صفحه‌ای اکنون “صحت و درستی آنچه قرار است علنی شود به شدت زیر سوال رفته” است.

کریستوفر ری، رئیس اف‌بی‌آی از نگرانی عمیق خود درباره انتشار این یادداشت‌ها خبر داده است

دلسوزی برای حق دانستن مردم یا نزاع انتخاباتی پشت پرده

امیر پیام – بی‌بی‌سی

آن طور که رسانه‌های آمریکایی می‎گویند یادداشت‌های محرمانه اف‌بی‌آی ممکن است همین امروز یا حداکثر فردا (جمعه) منتشر شود.

سال گذشته وقتی دوین نونز، رئیس جمهوری‌خواه کمیته اطلاعات مجلس نمایندگان خود را از مشارکت در ادامه تحقیقات ترامپ-روسیه کنار کشید، ماموریت دیگری را برای خودش تعریف کرد که نتیجه آن اکنون این یادداشت‌های محرمانه اف‌بی‌آی است.

آقای نونز قویا معتقد است که اف‌بی‌آی و وزارت دادگستری از اختیارات قانونی خود فراتر رفته‌اند و حق مصونیت یک شهروند آمریکایی (کارتر پیج) را نادیده گرفته‌اند. هر چند دموکرات‌ها می‌گویند آقای پیج از مدت‌ها پیش به علت روابطی که با مسکو داشته زیر رادار نهادهای ضدجاسوسی بوده است.

اما آنچه اکنون مهم به نظر می‌رسد زمان بالا گرفتن این نزاع است. از یک طرف دامنه تحقیقات بازرس مولر به حیاط کاخ‌سفید رسیده و زمزمه بر سر درخواست مصاحبه مستقیم با دونالد ترامپ هر روز بیشتر می‌شود و از طرف دیگر میزان محبوبیت آقای ترامپ در آغاز دومین سال حضورش در کاخ‌سفید از همه روسای جمهوری معاصر پایین‌تر آمده است.

به این شرایط باید آغاز تحرکات سیاسی برای انتخابات میان دوره‌ای کنگره را هم اضافه کرد. بنابر تجربه، کنگره در سال‌هایی که انتخابات صورت می‌گیرد جنب و جوش بیشتری از خود نشان می‌دهد و هر کدام از احزاب سیاسی تلاش می‌کنند تا با اثبات “حقانیت و ممارست” خود رای‌دهندگان را به سمت نامزدهای حزبشان بکشند.

با کنار چیدن این پازل‌ها در فضای واشنگتنی که به گفته ناظران به ‌طور بی‌سابقه‌ای دو قطبی شده، اکنون مردم آمریکا به هنگام خواندن ۴ صفحه یادداشت‌های اف‌بی‌آی به این فکر خواهند کرد که واقعا چه قدر حق دانستن آنها شرط انتشار این اسناد بوده است.

امروز صبح در یادداشت اول یکی از روزنامه‌های آمریکایی آمده بود: “تازه وارد روز اول ماه دوم سال (فوریه) شدیم اما در همین ۳۱ روز گذشته آن قدر ماجرای سیاسی روی داده که گویی سال ۲۰۱۸ خیلی وقت است که آغاز شده.”

آقای ترامپ گفته با انتشار این یادداشت‌ها ۱۰۰% موافق است

در همین حال، رسانه‌های آمریکایی از اختلاف‌نظر جدی میان کریستوفر ری، رئیس اف‌بی‌آی و دونالد ترامپ بر سر از طبقه‌بندی خارج کردن این یادداشت‌ها خبر داده‌اند.

آقای ری از سوی آقای ترامپ جانشین جیمز کومی، رئیس برکنار شده اف‌بی‌آی شده اما طی هفته‌های گذشته گزارش‌هایی از نارضایتی او نسبت به تحت فشار قرار گرفتن برای برکناری معاونش، اندرو مک‌کب، و همچنین انتقادهای مکرر از صداقت و بی‌طرفی سازمان متبوعش منتشر شده است.

اف‌بی‌آی می‌گوید برای بررسی محتوای گزیده‌ای که دوین نونز از این یادداشت‌ها تهیه کرده “دسترسی بسیار محدودی” به آن داده شده و نگران است که علنی شدن این یادداشت‌ها علاوه بر لو رفتن منابع خبری اف‌بی‌آی به برملا شدن روش‌های تجسسی ماموران اف‌بی‌آی بیانجامد.

وزارت دادگستری آمریکا که جف سشنز، از حلقه اصلی مدیران ستاد آقای ترامپ ریاست ان را بر عهده دارد، نسبت به انتشار علنی این یادداشت‌ها اظهار نگرانی کرده و چنین اقدامی را “بی‌مبالاتی محض” ارزیابی کرده است.

دموکرات‌ها هم می‌گویند در نسخه ۴ صفحه‌ای که جمهوری‌خواهان آماده کرده‌اند، “بخش‌هایی گزینشی و با قصد ضربه زدن به تحقیقات بازرس ویژه” انتخاب شده‌اند.

آنها می‌گویند حالا که دامنه تحقیقات بازرس مولر به حلقه اصلی یاران آقای ترامپ رسیده و صحبت از درخواست مصاحبه مستقیم با خود رئیس‌جمهوری مطرح شده است، جمهوری‌خواهان با انتشار “گزینشی این یاداشت‌ها” قصد تضعیف این تحقیقات و بدنام کردن اف‌بی‌آی را دارند.

 

دادگاهی در ترکیه حکم آزادی رئیس دفتر سازمان عفو بین‌الملل را لغو کرد

تانر قلیچ متهم به استفاده از برنامه رمزگذاری شده بای‌لوک برای ارتباط با گروهی “تروریستی” است

سازمان عفو بین‌الملل می‌گوید دادگاهی در ترکیه حکم آزادی تانر قلیچ، رئیس دفتر این سازمان در این کشور، را لغو کرده و دستور داده که در طول محاکمه‌اش در زندان بماند.

تانر قلیچ که در ژوئن سال گذشته بازداشت شد، متهم به عضویت در سازمانی “تروریستی” است. اما سازمان عفو بین‌الملل که مقرش در لندن است این اتهام را بی‌اساس خوانده است.

دولت ترکیه آقای قلیچ را در جریان بازداشت‌های گسترده پس از کودتای نافرجام ۲۰۱۶ دستگیر کرد.

ترکیه ‘معامله با آمریکا در ازای تحویل فتح‌الله گولن’ را رد کرد

ترکیه و سرکوب ‘مدرسه-های گولن’ در سراسر دنیا

بیش از ۱۸۰۰ کارمند برکنار شده در ترکیه به کار سابق خود برمی‌گردند

هنوز مشخص نشده است که چرا دادگاه در تصمیم خود برای آزادی او تجدید نظر کرده است.

آقای قلیچ به اتهام ارسال پیام از طریق برنامه رمزگذاری شده بای‌لوک (Bylock) بازداشت شده بود. به گفته مقامات ترکیه طرفداران فتح‌الله گولن، روحانی مسلمان مقیم آمریکا، از این برنامه استفاده می‌کردند.

اما سازمان عفو بین‌الملل می‌گویند که دو کارشناس مستقل تلفن موبایل آقای قلیج را بررسی کرده و هیچ نشانه‌ای مبنی بر دانلود کردن این برنامه روی موبایل او وجود ندارد.

مقامات ترکیه آقای گولن را به تلاش برای سرنگونی دولت متهم می‌کنند.

آقای گولن این اتهامات را رد می‌کند و می‌گوید فعالیت جنبش تحت رهبری او موسوم به جنبش خدمت، صلح‌آمیز است.

پس از کودتای نافرجام ژوئیه ۲۰۱۶ در ترکیه ۶۰ هزار نفر دستگیر شده‌اند.

 

سنای لهستان لایحه جنجالی درباره هولوکاست را تصویب کرد

نازی‌ها پس از اشغال لهستان، اردوگاه آشویتس را در سال ۱۹۳۹ در این کشور ساختند

سنای لهستان لایحه جنجالی را تصویب کرده که براساس آن متهم کردن این کشور به دلیل مشارکت با آلمان نازی در جریان جنگ جهانی دوم غیرقانونی خواهد بود.

این لایحه همچنین منتسب کردن اردوگاه‌های مرگ آلمان نازی در خاک لهستان را به این کشور ممنوع کرده است.

ارائه این لایحه باعث بروز تنش‌های دیپلماتیک بین لهستان و اسرائیل شده است. اسرائیل، لهستان را به تلاش برای تغییر دادن تاریخ متهم کرده است.

این لایحه برای این که به صورت قانون درآید باید به امضای رئیس جمهور لهستان برسد.

روز یکشنبه ۲۸ ژانویه ( هشتم بهمن) بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل گفت: “به شدت با این مسئله مخالف هستم. هیچ کس نمی تواند تاریخ و هولوکاست را انکار کند.”

بنیامین نتانیاهو گفته هیچ کس نمی تواند هولوکاست را انکار نکند

روز چهارشنبه ۳۱ ژانویه (۱۱ بهمن) یکی از سخنگویان وزارت خارجه آمریکا خواستار بازنگری در این لایحه شد و گفت آمریکا نگران آن است که تصویب این لایحه آزادی بیان در لهستان را تحت تاثیر قرار داده و باعث اختلافات دیپلماتیک بیشتر شود.

در مقابل آندژی دودا، رئیس جمهور لهستان، در گفتگویی تلویزیونی در پاسخ به این نگرانی‌ها گفته که این حق کشورش است تا از “حقایق تاریخی دفاع کند”.

دولت لهستان هم گفته که این لایحه قصد محدود کردن آزادی‌ها برای تحقیق و یا بحث درباره هولوکاست را ندارد، بلکه هدف این است که از نام این کشور در خارج از مرزها دفاع کند.

معاون وزیر دادگستری لهستان هم گفته واکنش اسرائیل به این لایحه، نشان می‌دهد که تصویب آن تا چه حد ضروری است.

آلمان به اسرائیل- ما مسئول هولوکاست هستیم

آسیب-های روحی بازماندگان هولوکاست ‘به صورت ژنتیکی منتقل می-شود

راه آهن فرانسه به بازماندگان هولوکاست غرامت می-پردازد

آلمان نازی در جنگ جهانی دوم به لهستان حمله و این کشور را اشغال کرد.

نازی‌ها پس از اشغال لهستان، اردوگاه آشویتس را در سال ۱۹۳۹ در این کشور ساختند.

استفاده از لفظ “اردوگاه‌های مرگ لهستان” همواره این دیدگاه را نسبت به این کشور ایجاد کرده که دولت لهستان به نحوی در اداره این اردوگاه‌ها با نازی‌ها همکاری داشته است.

 

آفریقای جنوبی: ۹۵۰ کارگر معدن طلا در اعماق زمین گیر افتاده‌اند

سخنگوی معدن بئاتریکس گفته برای معدنچیان گرفتار شده آب و غذا ارسال شده است

قطع برق و از کار افتادن آسانسورها به علت توفان شدید باعث شده حدود ۹۵۰ نفر از کارگران یک معدن طلا در آفریقای‌جنوبی در زیر زمین محبوس شوند. مقام‌ها می‌گویند تلاش برای نجات آنها آغاز شده و فعلا جای نگرانی نیست اما اتحادیه‌های کارگری از کندی عملیات نجات انتقاد کرده‌اند.

آن طور که سخنگوی این معدن طلا به رسانه‌ها گفته تاکنون ۶۵ نفر از معدنچیان سالم بیرون آورده شده‌اند اما اتحادیه صنفی کارگران معدن نسبت به بخطر افتادن جان باقی کارگران که از دیروز (چهارشنبه) در داخل معدن محبوس شده‌اند اظهار نگرانی شدید کرده است.

آفریقای جنوبی بزرگترین استخراج کننده طلا در جهان است اما به لحاظ رعایت موارد ایمنی برای معدنچیان بارها با انتقاد روبرو شده است.

این معدن که به شرکت سیبانی-استیل‌واتر تعلق دارد و نامش معدن طلای بئاتریکس است در ۲۹۰ کیلومتری جنوب‌غربی شهر ژوهانسبورگ واقع شده است.

آن‌طور که گزارش شده این معدن دارای ۲۳ طبقه زیرزمین است که گودترین آنها در عمق ۱۰۰۰ متری زیر زمین حفر شده است.

جیمز ولستد، سخنگوی معدن بئاتریکس به خبرگزاری فرانسه گفته “همه معدنچیان حالشان خوب است و ما برایشان غذا و آب فرستاده‌ایم.”

او گفته مهندسان تاسیسات در حال تلاش برای به کار انداختن ژنراتورهای اضطراری و استفاده از آنها برای به راه‌اندازی مجدد آسانسورها هستند.

با وجود این، اتحادیه صنفی کارگران معدن آفریقای‌جنوبی از روند امدادرسانی انتقاد کرده و آن را “بسیار کند” ارزیابی کرده است.

لیووانی مامبورو، سخنگوی این اتحادیه به خبرگزاری رویترز گفته: “مشکل این جاست که آنها می‌خواهند یکی‌یکی معدنچیان را از زیر زمین بیرون بیاورند”.

اتحادیه کارگران معدن و ساختمانی هم گفته نگرانی‌ها از آنجا افزایش یافته که تعداد محصورشدگان در زیرزمین بسیار زیاد است.

جوزف ماتونجوآ، رئیس این اتحادیه گفته همین الان هم ممکن است به علت کم آب شدن بافت‌های بدن و پایین آمدن سطح قند و کمبود مواد مغذی جان برخی از معدنچیان گرفتار شده به خطر افتاده باشد.

آفریقای‌جنوبی برخی از عمیق‌ترین و خطرناک‌ترین معادن جهان را دارد.

در سال میلادی گذشته (۲۰۱۷) بیش از ۸۰ معدنچی در این کشور در جریان حوادث شغلی جان دادند.

 

خلیل زاد را از خواب بیدار کنید!

احمد سعیدی : زلمی خلیل زاد سفیر پیشین امریکا در افغانستان ومهمان خود خوانده فعلی فکر مکیند تا هنوز سفیر امریکا در افغانستان است .او در حال نعاس وآلوده با خواب در مقابل خبرنگار تلویزیون آریانا در مورد معضل بلخ وارگ خیلی جانبدارانه صحبت کرد.او به سیاسیون افغانستان توهین کرد که گفت سیاسیون افغانستان دو جمع دو را هشت ویا دوازده حساب میکنند یک محاسبه غلط دوم به  استاد اعطا محمد نور والی بلخ، که خیلی پر تلاش در خدمت گذاری و نیک نام است بطور نسبی تاخت.وبزبان غیر مستقیم گفت اگر امر اشرف غنی را قبول کند هوشیار است والا فکر نکنم که آدم هوشیار محاسبه غلط داشته باشد وبعد تلویحا تهدید کرد که امید وارم نیاز نشود قوای بین المللی بزور حکم رئیس جمهور را بالای آقای نور تطبیق کنند.آخر این را بیدار کنید که تو کی هستی با منطق تراشی ومحاسبات مجهول سران نیکنام افغانستان را توهین ویا تهدید کنی ؟ واین را باید بدانی که مردم افغانستان ترا عقل کل نه بلکه عامل تمام مصیبت ها ونا هنجاری های افغانستان میدانند.
دست آورد های خلیل زاد در دوران سفارتش در کابل:
ما هم فکر نمیکنیم خلیل زاد بر اساس یک محاسبه درست بحیث سفیر امریکا در کابل توظیف شده بود بلکه بر حسب تصادف بخاطر دل خوشی واغوائی افغانها این چهره را با زبان کند و پر از لکنتش به افغانستان فرستادند.تا بر نامه ها وپلانهای خودرا بوسیله یک افغان تبار عملی سازند وشمارا در این نوشته به برخی عمل کرد های ندامت بار خلیلکزاد در دوران سفارتش اشنا میسازم.

  1. بحران نا امنی وباز گشت طالبان: خلیل زاد با طرح بر نامه  دی دی آر غیر منظم وسنجیده شده با عث باز گشت طالبان در صحنه شد.او بخاطر خالی ساختن عقده های خژمونی برخی نیرو هیا مسلح مردمی طرفدار دولت را که علیه طالبان جنگیده بودند جنگ سالار نا مید وطرح خلع سلاح آنهارا جزء بر نامه اصولی ساخت به همین بهانه تمام مناطق طرفدار دولت را که مخالف طالبان بودند خلع سلاح وخلاء امنیتی را توسط طالبان پر کرد..دران زمان  تعداد پولیس واردوی ملی بسیار کم بود حتی در هر ولسوالی پنجا نفر نبود واین ادارات باید توسط مردم حامی دولت حمایه میشد اما خلیل زاد مردم طرفدار دولت را خلع سلاح وطالبان را جا بجا ساخت وبه همین تر تیب مردم از دولت دل سرد وبه طالبان پیوستند.
  2. شر کت های امنیتی: سیاست تکشیل کمپنی هایا خصوصی امنیتی طرح خلیل زاد بود که هدفش از ساختن این شرکتها واریز کردن پول به جیب دوستانش و زمینه سازی قاچاق وفساد در داخل دولت بود.در زمان این آقا صد ها اعمال نا شایسته که قلم از اظهار آنها عاجز است  در شهر ها ساخته شد ویا هوتل ها ی که مروج فر هنگ بد بودند وتوسط کمپنی های خصوصی ساخت خلیل زاد امنیت شان گر فته میشد.واین امر باعث شد تا مردم افغانستان از دولت دل سرد وبه مخالفین تمایل پیدا کنند..چون تمام جرایم بزرگ در افغانستان زیز پرده همین شر کت ها انجام میشدوانتقال سلاح ومهمات در جا ها ممنوع .قاچاق اختطاف زور گوئی واینکه تابع قوانین افغانستان نبودند یک دولت کاملا جدا گانه.
  3. ساختن قانون اساسی سرا پا مجمل ومتناقض که هر روز مارا دچار مشکل میسازد .نواقص انتخابات نتیجه همین قانون است مشکل تذکره از همین قانون آب میخورد.دیکتاتوری رئیس جمهور ریشه در مواد قانون اساسی دارد.مشکل زبان تا سرود ملی وساختار نظام همه چیز های است که با مداخله مستقیم خلیل زاد من حیث اجنت بادار بر مردم ما تحمیل شده که دیگر نمیخواهد رنگش را ببینند.
  4. خلیل زاد فعلا آمده تا آتش جنگ سمتی وقومی را در افغانستان شعله ور سازد از همین حالا جهتش را بطرفداری از آقای اشرف غنی معلوم ساخته بلی اشرف غنی وخلیل زاد از جمله کسانی اند که دیورند لاین را به پاکستان فروخته اند ودر بدل از پاکستان رائی ومصارف انتخابات خواسته اند.جنگ ومخالفت اشرف غنی با پاکستان کاملا دروغین وزر گری است.چون رئیس جمهور غنی حین انتخابات با پاکستانی ها روابط تنگاتنگی داشت با زد و بند های که در جریان انتخابات با مقامات پاکستانی صورت گرفته رهبری حکومت وحدت ملی حملات انتحاری وکشیدن سیم خار دار در طول مرز از طرف این حکومت و تیم شان محکوم نمیشود فقط با الفاظ باریک وعوام فریب وبس خاموش در برابر همه جنایات پاکستان .
  5.  در زمان خلیل زاد بود افغانستان از فاسد ترین ونا امن ترین کشور های دنیا معرفی شد.در فساد اول در تریاک وقاچاق اول در ضعف مدیریت اول ودر نقض حقوق بشر وبیعدالتی اول.آخر آیا این همه مشکلات در زمانی ماموریت خلیل زاد در افغانستان نبوده است وتمام مصیبت های عصر حاضر وکشت نا میمون زاده دست کیست. لذا ملت افغانستان باید بیدار باشند وبدانند که این آدم ها بنام آدرس امریکا حرف های بیمورد میزند ودر امور دولت داری افغانستان مداخله میکند باید بزود ترین فرصت افغانستان را ترک و به کشور که تابیعت آنرا دارد برود.

همه خواستار استعفای اتمر و استانکزی شوید

آصف آشنا آگاه سیاسی در گفتگو با “همگام” در واکنش به نشست خبری مسوولان ارشد نهادهای امنیتی گفت: مسوولان امنیتی ساده سازی کردند و از پرسش های اساسی فرار کردند؛ درواقع سه عالیجناب از خودشان تشکر کردند و مردم را چلنج دادند که اگر می توانید کسی بهتر از ما پیدا کنید، همین ساعت استعفا می دهیم!
آشنا درخصوص گفته بهرامی (وزیر دفاع) به مردم که اگر توانستید کسی بهتر از من را پیدا کنید بیان کرد: در مورد جناب وزیر دفاع، مردم را به گزارش چگونگی ترفیع و جنرال شدن این آقا برای وزارت دفاع ارجاع می دهم.
این آگاه سیاسی درخصوص فجایع امنیتی کابل بیان کرد: آنچه امروز از بار سنگین جانی و مالی مردم قربانی می دهیم پیامد سیاست های امنیتی اشتباه و سیاست گذاری ها و رویکردهای اشتباه غنی و دار و دسته امنیتی اش با مساله سیاست و امنیت است و مسوولیت تمام این اتفاق ها به حساب اینها است.
وی تصریح کرد: حکومت نگاه سیاسی به نهادهای امنیتی دارد و برای پیشبرد یک فکر سیاسی نهادهای امنیتی را مدیریت می کند و این فکر همان تفکر انحصار و تمامیت خواهی است که در پهلوهای قومی بسیار جدی است.
آشنا افزود: بازی ای که غنی با وزارت دفاع انجام داده است کجا قابل دفاع است؟ چه کسی شهامت دارد که رو در رو بایستد و از پرونده این وزارت دفاع کند! نامزدانی را که رییس جمهور برای این پست به پارلمان معرفی کرده است را مطالعه کنید و ببینید اینها با کدام فکر سیاسی کشور را به کدام سو می برند.
این آگاه سیاسی درخصوص ساده سازی بحران های امنیتی توسط سران امنیتی کشور گفت: اگر کسی عزت و شرف و شعور باشد و به شعور مردم نیز احترام بگذارد و معنی فاجعه ای که برای مردم رخ می دهد را می فهمد و آن را ساده سازی نمی کند و به کدام کشور ارجاع نمی دهد؛ بیخ ویرانی ما در درون و درون ارگ است از اینرو نه سخنگوی دروغگوی و دروغ پردازش به شعور مردم توهین کند و نه حضرات امنیتی!
وی تصریح کرد: اگر مردم می خواهند که از این بحران نجات یابند و سیاست های امنیتی و سیاست گذاری های امنیتی اصلاح شود باید خواستار استعفای مدیران ارشد و خواستار استعفای مهره های درشت و تصمیم گیرنده امنیت شوند این یک گام الزامی و ملی است که باید برداشته شود.
آشنا، درخصوص اینکه گفته می شود استعفا راه حل نیست و از استعفای وزرای پیشین امنیتی کار درست نشده است بیان کرد: از استعفای غنی و عبدالله چیزی نمی گویم چون نمی خواهم بحران ایجاد شود اما مسوولانه و با استدلال خواستار جدی استعفای حنیف اتمر مشاور امنیت ملی و معصوم استانکزی رییس امنیت ملی هستم و تصمیم درباره وزارت دفاع و داخله را به پارلمان واگذار می کنم.
این آگاه سیاسی افزود: تازماینکه اتمر تصمیم گیرنده کل سیاست های امنیتی در نهادهای امنیتی باشد و تازمانیکه نهاد امنیت ملی صرف توطیه های درونی شود طبیعی است که مردم بی دفاع بمانند.
وی افزود: مردم از کابل تا زابل، از قندهار تا هلمند، بدخشان تا هرات و فراه همه قربانی سیاست های اشتباه هستند و انتظار می رود که مردم یکصدا و هماهنگ خواستار استعفای اتمر و استانکزی شوند. اگر این دو نفر فکر می کنند که قابل دفاع هستند آنها را به دفاع از کارنامه هایشان دعوت می کنم ، اگر حرف شان درست بود من به زندان می روم و اگر من ثابت کردم که مقصر هستند آنها استعفا بدهند.

هفده سال پس از حضور آمریکا در افغانستان

سال 2001 ایالات متحده با هدف نابودی گروه های خود ساخته القاعده و طالبان به افغانستان لشکر کشی کرد و صدها هزار انسان بیگناه را در افغانستان و پاکستان به خاک و خون کشید اما نه فقط طالبان و القاعده از بین نرفتند بلکه در افغانستان داعش نیز به آنها اضافه شده.

عماد آبشناس : گزارش های زیادی مبنی بر اینکه آمریکایی ها فرماندهان داعش را از مهلکه در عراق و سوریه نجات داده اند و به افغانستان و یا یمن منتقل نموده اند طی چند ماه اخیر منتشر شد و امروزه هم در افغانستان داعش تلاش می کند خود نمایی کند و هم در یمن داعش تلاش دارد خود نمایی کند.
زمانی که آمریکایی ها به همراه همپیمانان خود القاعده را در افغانستان جهت مبارزه با شوروی سابق ایجاد کرد از این گروه در رسانه های آمریکایی به عنوان قهرمان یاد می شد اما وقتی که این گروه در مقابل ایالات متحده قرار گرفت به یک گروه تروریستی تبدیل شد.

در حالی که در عراق دولت این کشور حاضر به پذیرش حضور نیروهای آمریکایی نبود در افغانستان دولت این کشور زیر بار توافق با آمریکایی ها رفت و با این حال آمریکایی ها هیچ تلاشی برای تامین امنیت این کشور نکردند.
در واقع بسیاری باور دارند این خود آمریکایی ها هستند که گروه های تروریستی در افغانستان را تغذیه می کنند چون می دانند ماندن آنها گروی ماندن تروریست ها می باشد.
طبق گزارش های بین المللی تولید مواد مخدر در افغانستان هم از زمان ورود آمریکایی ها به بیش از بیست برابر رسیده ونمی توان باور داشت که آمریکایی ها در این ماجرا دست ندارند.
طبق گفته های اخیر وزیر امور خارجه روسیه آقای لاوروف ظاهرا ایالات متحده تصمیم دارد شمال افغانستان را به بزرگترین مکان تجمع گروه های تروریستی در جهان تبدیل کند.
ظاهرا آمریکایی ها ضمن انتقال گروه های تروریستی از مکان های مختلف به این منطقه تلاش دارند داعش را در اینجا احیا کنند، تروریست هایی که در عراق و سوریه از منابع نفتی تغذیه می شدند و در افغانستان قرار است از تولید و قاچاق مواد مخدر تغذیه شوند.
همانگونه که مافیاهای وابسته به آمریکا و اسرائیل در شمال عراق و سوریه خریداران اصلی نفت و عتیقه های تاریخی بودند در افغانستان هم همین مافیاها خریداران اصلی مواد مخدر افغانستان و تامین کنندگان تسلیحات این گروه ها به حساب می آیند واینگونه نیست که این تروریست ها خود قاچاق و پخش مواد مخدر تولیدی در مناطق تحت اشغال خود را عهده دار گردند.
در شمال عراق مشاهده کردیم که ائتلاف وابسته به آمریکا طی بیش از پنج سال از حضور خود نه فقط کاری نکرد که مناطق تحت اشغال داعش یک وجب کم شود بلکه در موارد زیادی زمینه گسترش قدرت داعش را فراهم می کرد و اگر ورود ایران و روسیه به ماجرا نبود قطعا الآن داعش هم سوریه و هم عراق را در اختیار گرفته بود.
بدیهی است با جمع کردن داعش در شمال افغانستان در واقع آمریکا تلاش دارد علاوه بر افغانستان و پاکستان، روسیه — چین — هند و ایران را نا امن و درگیر گروه های تروریستی هم مرز خود نماید وشاید وقت آن رسیده باشد که این کشورها برا تامین امنیت ملی خود تا دیر نشده دست در دست هم بگذارند و دست به کار شوند.
بدیهی است تجربه همکاری ایران وروسیه در مبارزه با تروریست ها در سوریه و عراق می تواند تجربه خوبی برای انتقال به دیگر کشورها به حساب آید.

چرایی افزایش حملات طالبان در افغانستان پس از فشارهای آمریکا برای مذاکره

پس از اعلام استراتژی جدید واشنگتن مقامات آمریکایی با تشدید آتش جنگ در افغانستان به دنبال اعمال فشار بر طالبان هستند اما این گروه در پاسخ به فشارهای آمریکا حملات خود را در سراسر این کشور به ویژه در کابل افزایش داده است.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، دولت ترامپ بر اساس استراتژی جدید واشنگتن تلاش دارد از طریق تشدید آتش جنگ و اعمال فشارهای سیاسی و نظامی در نهایت، طالبان را وادار به مذاکره کند.

همزمان با این تلاش‌ها، واشنگتن چند اقدام دیگر نیز انجام داده است:

1- اعزام نیرو و تسلیحات بیشتر به افغانستان به گونه‌ای که طی ماه‌های اخیر آمار نیروهای آمریکایی در افغانستان به صورت مستمر رو به افزایش بوده است.

2- قرار دادن تعدادی از رهبران طالبان و شبکه حقانی در فهرست تحریم‌های آمریکا در اقدامی بی‌سابقه از سوی وزارت خزانه داری این کشور.

3- اظهارات تند و شدید اللحن مقامات آمریکایی علیه طالبان و تهدیدهای مداوم از طریق تبلیغات در رسانه‌های داخلی و بین‌المللی.

چندی قبل «جان سالیوان» معاون وزیر خارجه آمریکا در نشست ویژه سازمان ملل گفته بود که پیام واشنگتن و جامعه بین‌المللی برای طالبان روشن است، اینکه طالبان نمی‌تواند از طریق جنگ به پیروزی دست یابد و به گفته این مقام آمریکایی واشنگتن از طریق اعمال فشار این گروه را به پیوستن به مذاکرات صلح وادار خواهد کرد.

واکنش طالبان

طالبان در واکنش به راهکار واشنگتن برای اعمال فشار براین گروه بارها به صورت مستقیم و غیر مستقیم و با صدور بیانیه‌های مختلف تاکید کرده که هراسی از تهدیدهای نظامی آمریکا ندارد و تا هنگامی که آخرین سرباز آمریکایی از افغانستان خارج نشود حاضر به مذاکره نیستند.

«ذبیح‌الله مجاهد» در واکنش به این موضوع گفته بود که سیاست اعمال فشار و استفاده از زور در افغانستان هرگز نتیجه نداده است و در آینده نیز نتیجه نخواهد داد ما در نهایت آمریکا را وادار به خروج از افغانستان خواهیم کرد.

طالبان در اقدام بعدی خود و پس از صدور بیانیه‌های مختلف، طی روزهای اخیر با چندین حمله انتحاری و انفجاری در قندهار، هلمند و به ویژه کابل به تلاش‌های نظامی و سیاسی آمریکا برای اعمال فشار بر این گروه پاسخ دادند.

بنابراین می‌توان با صراحت گفت که سیاست واشنگتن برای اعمال فشار از طریق افزایش نظامیان آمریکایی، حملات هوایی و تحریم مقامات طالبان نه تنها این گروه را به مذاکره نزدیک نکرده است بلکه سبب شده تا طالبان حملات خود را در افغانستان بیش از گذشته افزایش دهد.

منابع خبری آگاه عنوان می‌کنند، طالبان پیش از حمله به هتل اینترکانتیننتال به مقامات دولتی حاضر در آنجا هشدار داده‌ بودند که هدف ما مقامات خارجی است و شما نیز باید راه خود را از آنها جدا کنید در غیر این صورت به سرنوشت آنها دچار خواهید شد.

این در حالی است که در حمله اخیر این گروه به منطقه دیپلماتیک نشین کابل تعداد زیادی از مقامات دولتی و نظامی افغان هدف قرار گرفتند در نتیجه طالبان به نوعی به هشدارهای قبلی خود به مقامات دولتی نیز پاسخ داده‌اند.

عدم امتیازدهی به آمریکا

ممکن است طالبان سرانجام در پی برقراری شرایط اعلام شده این گروه برای مذاکره، با دولت افغانستان صلح کند، اما چیزی که مشخص است اینکه این گروه اعلام کرده است که هرگز شروط آمریکا درباره حضور نظامی و سایر مسائل در افغانستان را نمی‌پذیرد و درصدد امتیازدهی به آمریکا برنخواهد آمد.

به نظر بسیاری از کارشناسان و حتی برخی از رسانه‌های غربی، آمریکا توان شکست طالبان را در میدان جنگ ندارد و بهترین راه برقراری صلح، درک واقعیت‌ها و خروج مسئولانه نیروهای آمریکایی از افغانستان است.

روزنامه واشنگتن پست اخیرا درباره استراتژی ترامپ در افغانستان نوشت: این استراتژی قوانین بازی را تغییر نداده است و طالبانبه عدم توانایی آمریکا برای پیروزی در جنگ افغانستان اطمینان دارد.

«مایکل‌کوگلمن» مسئول بخش جنوب آسیا در اندیشکده «ویلسون» نیز در این باره تصریح کرد حمله طالبان به هتل بین‌المللی اینترکانتیننتال در کابل نشان می‌دهد؛ تهدید طالبان به قوت خود باقی است.

وی گفته که نیروهای امنیتی افغان و آمریکایی در افغانستان نزدیک به دو دهه از تمام توان نظامی خود برای سرکوب طالبان استفاده کرده‌اند اما این گروه بیش از همیشه قدرتمند شده است و دستکم بر 50 درصد از خاک افغانستان تسلط یا نفوذ دارد.

آیا طالبان تضعیف شده است؟

«نیویورک تایمز» نیز در گزارشی به نقل از «رابرت گیتس» وزیر دفاع سابق آمریکا می‌نویسد که واشنگتن هرگز در جنگ علیه طالبان در افغانستان برنده نخواهد شد.

به نظر می‌رسد که دولت ترامپ از طریق اعزام سربازان بیشتر و تشدید حملات هوایی تلاش دارد طالبان را در افغانستان تضعیف کند اما واقعیت‌های عینی در این کشور نشان می‌دهند که تهدید طالبان و نظامی‌گری واشنگتن جز اینکه اوضاع افغانستان را وخیم‌تر کند نتیجه دیگری نخواهد داشت.

با این حال اظهارات مقامات آمریکایی نه تنها مشکلی از افغانستان را حل نکرده است بلکه باعث شده خون‌های بیشتری در این کشور ریخته شود.

به نظر برخی از کارشناسان افغان در شرایطی کنونی که واشنگتن نیروهای بیشتری به افغانستان اعزام کرده، حملات هوایی را افزایش داده و تعدادی از رهبران طالبان را در فهرست تحریم‌های این کشور قرار داده است گفت‌وگوهای صلح بین طالبان و دولت افغانستان غیرممکن شده است.

از سوی دیگر، طالبان معتقدند که سیاست‌گذاران آمریکایی در نهایت به این نتیجه خواهند رسید که هیچ هدف استراتژیک و ارزشمندی برای ادامه حضور نظامی در افغانستان به مدت نامشخصی وجود ندارد.

طالبان نمی‌تواند کشور خود را ترک کند

این گروه همچنین می‌داند که آمریکا با وجود تمام تلاش‌هایش در ایجاد یک نظام دموکراتیک کارآمد در افغانستان موفق نبوده است و آنها منتظرند تا با فشار بیشتر به نیروهای آمریکایی بتوانند به اهداف از پیش تعیین شده خود دست یابند چرا که به گفته «بارنت روبین» عضو ارشد «مرکز همکاری‌های بین‌الملل» طالبان نمی‌تواند کشور خود را ترک کند، اما آمریکا می‌تواند از این کشور خارج شود و در نهایت نیز منجر به همین اقدام می‌شود.

در عین حال کارشناسان نیز تأکید دارند که گروه طالبان با توجه به دستاوردهای اخیرش، تمایلی برای مصالحه و یا امتیاز دادن به آمریکا ندارد.

«فضل‌الرحمان اوریا» نیز در این باره می‌گوید در استراتژی جدید واشنگتن بر راه‌حل‌های سیاسی تمرکز شده و گزینه نظامی را تا حدی استفاده می‌کنند که طالبان را وادار به پذیرفتن راه‌حل سیاسی کنند.

اما این طرح در عمل ممکن نیست زیرا بر اساس این استراتژی حکومت افغانستان نمی‌تواند نقشی را که به آن واگذار شده  به‌درستی انجام دهد بنابراین دستیابی به راه‌حل سیاسی درباره طالبان در شرایط کنونی امکان‌پذیر نیست.

نشست اضطراری ربانی با دوستم

صلاح الدین ربانی وزیر امور خارجه افغانستان برای گفتگو با جنرال دوستم به ترکیه سفر نمود.

 صلاح الدین ربانی وزیر امور خارجه غرض عازم ترکیه شده است تا با جنرال دوستم در مورد مسائل سیاسی و امنیتی کشور با وی صحبت نماید، اما گفته می شود هدف سفر آقای ربانی به ترکیه ترغیب جنرال دوستم به همکاری با حکومت است.

اسپوتنیک به نقل از اطلس، صلاح الدین ربانی وزیر امور خارجه در صفحه فیسبوک خود نوشته است؛ در این دیدار، دو طرف اوضاع سیاسی و امنیتی کشور مورد بحث قرار دادند، در مورد مسایل اخیر در کشور نیز گفتگو کردند.

آقای ربانی نیز چندی پیش به دستور رئیس جمهور غنی گماشته شد تا اختلافات بوجود آمده بین غنی و نور را حل کند.

گفته می شود بعد از جنجالی شدن رابطه بین عطا محمد نور و سران حکومت وحدت ملی به خصوص اشرف غنی رئیس جمهور، وی قصد دارد تا با کشاندن جنرال دوستم به بدنه حکومت، علاوه بر شکستن ائتلاف نجات افغانستان، حامیان سیاسی آقای نور را نیز کمتر کند.

چندی پیش رئیس جمهور تعدادی از ترکتباران بلندپایه دولتی برای پادرمیانی بین وی و دوستم به ترکیه فرستاده بود، اما دوستم حاضر نشده بود تا خواست داکتر غنی را بپذیرد.

در همین حال عنایت الله بابر فرهمند رئیس دفتر جنرال دوستم گفته است، حلقاتی در ارگ مانع برگشت جنرال دوستم به افغانستان می شوند. او از رویداد جلوگیری از نشست هواپیمای حامل جنرال دوستم به شهر مزار شریف به حیث ثبوت این ادعای خود یاد کرد.

آقای فرهمند افزود که ارگ می گوید “کشور های خارجی” مخالف برگشت جنرال دوستم به افغانستان اند، اما “کشور های خارجی” می گویند که برگشت معاون اول رئیس جمهور غنی یک مسئله داخلی بوده و به آنها ربطی ندارد.

او افزود که جنرال دوستم برای حل این بحران به ارگ ریاست جمهوری افغانستان پیشنهاد میانجیگری را نموده است.

افغانستان صحنه رقابت خونين داعش و طالبان

به گزارش شبکه تلويزيوني سي ان ان اعلام کرد داعش و طالبان براي مطرح کردن خود در افغانستان با يکديگر رقابت مي کنند. اين شبکه تلويزيوني اعلام کرد حمله به دانشکده نظامي ارتش افغانستان در کابل کار تروريست هاي داعش بوده است. در اين حمله يازده نفر جان خود را از دست دادند و شانزده تن ديگر زخمي شدند.
نيک پاتون والش خبرنگار شبکه تلويزيوني سي ان ان گزارش داد اين يک حمله فاجعه بار بود. عامل انتحاري براي هدف قرار دادن دانشکده نظامي مارشال فهيم در کابل توانست از يک ايست بازرسي عبور کند و اينکه پنج نفر در اين حمله پيچيده دست داشتند. اين حمله در پي حملات مهلک چند روز اخير در افغانستان انجام شد. داعش مسئوليت اين حمله را بر عهده گرفت. اين در حالي است که طالبان هم اعلام کرد مسئول حمله با آمبولانس به يکي از امن ترين بخش هاي کابل است که سبب کشته شدن بيش از صد نفر شد. اين در حالي است که اين حملات در مناطقي انجام مي شوند که تدابير امنيتي در آنها شديد است. هفته گذشته همچنين طالبان به يکي از هتل هاي معروف در کابل حمله کرد.
برخي مي گويند داعش و طالبان در حال رقابت با يکديگر براي مطرح کردن خود در افغانستان هستند.

توهين وزير دفاع افغانستان به تمام افسران این وزارت

به گزارش اسپوتنیک، خانزاده اسلمی یک تن از افسران نظامی گفت: “جناب وزير صاحب دفاع ميگويد كسي از من فهميده تر پيدا شود من استعفا ميدهم، من فهميده نيستم ليكن حاضرم كه با اين توهين جناب ايشان پيشنهاد داشته باشم
بنده تورن خانزاده پرواني فارغ التحصل اكادمي نظامي كشور دوست هندوستان بدرجه اول نمره سال 2010 حاضرم كه همراي اين جناب امتحان بدهم
امتحان تحريري تقريري و همچنان روي خريطه طرح پلان جنگ (دفاع، حمله، ضد حمله) و سوق اداره در بخش (پياده و توپچي) فقط به سطح كندک از لحاظ اراضي هموار، كوهي در حضورداشت تمام جنرالان وزارت دفاع به بسيار سطح ابتدائي امتحان بدهم، بعد معلوم ميشود كه سطح دانش اين جناب چقدر است.
این پیام آقای خانزاده پروانی در رسانه های اجتماعی زمانی دست به دست میشود که در یک کنفرانس مطبوعاتی جناب وزیر دفاع ملی در برابر کمره به خبرنگاران گفت: اگر کسی از من فهمیده تر باشد من حاضرم استعفا بدهم.

کابل و یک دنیا درد

ماندگار : شاید این مقوله را که به استالین دیکتاتور شوروی سابق منسوب است، بارها در نوشته‌هایم استفاده کرده باشم، ولی چه باک که بارِ دیگر در این نوشته نیز بیاید. وقتی در این کشور فاجعه همواره و هر روز تکرار می‌شود، حرف‌هایی از این دست هم اگر تکرار شوند، مشکلی به وجود نخواهد آمد.

استالین می‌گفت: وقتی یک نفر کشته می‌شود، فاجعه است امـا وقتی یک میلیون نفر کشته می‌شوند، فقط یک رقم است.
وقتی به حادثۀ روز شنبۀ کابل می‌اندیشم و به آن‌چه که مقام‌ها و مسوولان در مورد می‌گویند، این سخنِ استالین را کاملاً درست می‌یابم. برای مقام‌های کشور، مرگ بیش از صد نفر در یک حادثۀ انتحاری، فقط یک رقم است که در کنفرانس‌های خبری و یا سخنرانی‌های‌شان از آن یاد می‌کنند و با مباهات از دستاوردهای خود در مهارِ حادثه سخن می‌گویند. اما آیا گاهی فکر کرده اند که فرد فردِ آن کسانی که شهید و یا زخمی شده اند، چه بارِ سنگینی از مصیبت و غم را بر دوش خانواده‌ها و عزیزان‌شان گذشته اند؟ آیا مقام‌های کشور می‌دانند که نان‌آورِ چند خانواده دیگر وجود ندارد تا به کودکان گرسنه‌اش نان ببرد؟ آیا می‌دانند که چند همسر و فرزند، دیگر به خانه‌های شان برنمی‌گردند و منتظران‌شان هر لحظه می‌میرند و زنده می‌شوند؟
این‌جا کشورِ فاجعه است؛ کشور مصیبت و غم که حتا دیگر نمی‌توان در مورد آن سخن گفت. چه حرفی برای گفتن وجود دارد؟ با چه واژه‌گانی می‌توان خود را تسـلا داد؟… در ظرف کمتر از یک ماه گذشته، ده‌ها مورد حادثۀ خونین در این کشور اتفاق افتاده بدون آن‌که کمترین تکانی در مسـوولان ایجاد کرده باشد. اعلامیه‌های ارگ و سپیدار همان‌هایی اند که از چند سال به این‌سو در چنین مناسبت‌هایی تکرار می‌شوند. همه ابراز همدردی و غم‌شریکی می‌کنند، رییس حکومت چیغ می‌زند، مسوولان امنیتی به مجلس فرا خوانده می‌شوند و با هزار حیله و نیرنگ، سلامت از مجلس بیرون می‌شوند؛ اما مردم همچنان غرق در خون و فاجعه اند!
چه کسـی پاسخ‌گوی این وضعیت است؟
پاسخ مسوولان به چنین پرسشی، واقعاً مسخره است. آن‌ها می‌گویند چون طالبان و داعش توان رویارویی مستقیم با ما و نیروهای خارجی را ندارند، از چنین ترفندهای «بزدلانه» استفاده می‌کنند. جالب‌تر این‌که در حادثۀ روز شنبۀ کابل، یکی از مسوولان با خوشحالی می‌گفت که نیروهای ما موفق شده اند که از رسیدن انتحاری به مقصدش جلوگیری کنند. آیا چنین توجیهاتی مضحک و غیرمسوولانه نیست؟ مگر قرار بود که دشمنان چه مصیبتی بزرگ‌تر از آن‌چه را که به بار آورده ‌اند، به بار بیاورند؟ مگر شهادتِ بیش از صد تن و زخمی شدن سه‌صد تنِ دیگر، یک فاجعه نیست؟ مسوولان از موفقیتِ فعالیت‌های دشمنان چه تعریفی دارند؟ مگر دشمنان همین را نمی‌خواهند که در شهرهای کشور انسان‌های بی‌گناه را به خاک و خون بکشند؟ اگر این موفقیت در اقدام‌های‌شان نیست، پس چیست؟
چرا یک بار این‌ها مسوولانه نمی‌اندیشند و صادقانه به ضعف‌های‌شان اعتراف نمی‌کنند؟ وقتی کسی که سکان‌دار امور اطلاعاتی کشور است، از نزدیک‌ترین حادثه در پایتخت خبر ندارد، چه نامی باید به آن داد؟ رییس حکومت که از برنامه‌های دور و نزدیکش در تأمین امنیت شهرها و به‌ویژه کابل می‌گفت، امروز چه حرفی برای گفتن دارد؟
همه به یاد داریم که یک سال پیش آقای غنی در واکنش به یکی از حادثه‌های مشابه، به‌صراحت مثل همیشه اعلام کرد که به زودی برنامۀ کلانِ خود را در مورد امنیتِ پایتخت به منصۀ اجرا می‌گذارد. چه شد این برنامۀ کلان امنیتی؟
رییس حکومت، خود را مصروفِ برنامه‌های درازمدتِ اقتصادی نشان می‌دهد و سخنگویانش با بوق و کرنا فریاد می‌زنند که افغانستان به زودی به چهارراه اقتصادی آسیا مبدل خواهد شد. اما تا آن زمان، آیا کسی در این کشور باقی خواهد ماند که از برنامه‌های جامعِ اقتصادی اشرف‌غنی مستفید شود؟ آیا امنیت در اولویتِ دولت نباید قرار داشته باشد؟
به نظر من، زمان نق‌زدن و انتقاد کردن به پایان رسیده و دولت باید وضعیتش را روشن سازد. با این شرایط و وضعیت دیگر نمی‌شود ادامه داد. از یک طرف، تعدادی در حال لابی‌گری برای طالبان اند و به دیدارشان به کشـورهای مختلف می‌روند و تعدادی دیگر در داخل ساختارهای دولتی و حکومتی برای‌شان زمینه فراهم می‌سازند که به هدف‌های نظامی‌شان دست پیدا کنند. با این یک بام و دو هوا ما به هیچ نقطۀ مثبتی در وضعیتِ امنیتی و سیاسی کشور نخواهیم رسید.
دوستی دارم که چند روز پیش در صفحۀ فیسبوکش نوشتۀ جالبی گذاشته که بی‌مناسبت به مسایلِ امروزِ کشور نیست: «در کتابی به نام Long Rifle خوانده بودم: جنگ را با نرم‌دلی و دل‌سوزی نمی‌توان برد. اگر رهبر تو را (سرباز) به جنگ تشویق نکرد و با تو یک‌جا نبود، آن جنگ برنده نیست. و یا چشم به دیگری دوخت تا برایت بجنگد، بازنده است. وقتی ملتی با هم می‌ایسـتند و با هم در مقابل دشمن می‌جنگند و با هم خون می‌دهند، آن ملت و مردم با هم برنده اند. اگر رهبری آن مردم برای مقابلۀ عمومی اشارت نداد و برای قربانی عمومی فرا نخواند، آن ملت بازندۀ جنگ است. در جنگ دشمن را باید نابود کرد نه آن که برایش پول داد و عذر کرد. پول و عذر، سلاح نیست و دشمن را مغلوب نمی‌کند بلکه تجهیز و تشجیع می‌کند.»
من به این باورم که سرانِ افغانستان به‌جای فرمانِ مقابله و نابودی دشمن، به آن‌ها با عذر و التماس، پول و امکانات بخشیده اند. مسلماً نتیجۀ چنین رویکردی، چنان فجایعی‌ست که هر روز از جانبِ دشمنان به مردم بی‌گناهِ ما تحمیل می‌شود.

 

افزایش تلفات انفجار کابل؛ دست‌کم 103  کشته 235 زخمی

امروز در بخش‌های مختلف کابل تشییع جنازه کشته شدگان حمله دیروز طالبان افغان پشتون  در حال برگزاری است

وزیر داخله/کشور افغانستان اعلام کرد که شمار تلفات حمله انتحاری روز شنبه (۷ دلو/بهمن) گروه طالبان در کابل به 103 کشته و 235  زخمی رسیده است.

ویس احمد برمک، که امروز یکشنبه (۸دلو/بهمن) در یک نشست خبری درباره حمله روز شنبه توضیحات می‌داد همچنین گفت که “شمار زیادی از نیروهای پلیس” هم شامل کشته‌شده‌های رویداد روز شنبه هستند؛ اما آقای برمک آماری از تلفات پلیس ارایه نکرد.

آقای برمک توضیح داد که نظر به نتایج اولیه تحقیقات، حمله دیروز با دو آمبولانس صورت گرفته است. به گفته او، آمبولانس اولی که بمب‌گذاری شده نبوده است، از سوی نیروهای امنیتی متوقف شده و سپس آمبولانس دومی با “بهانه” این که بیمار عاجلی را منتقل می‌کند با سرعت از ایست بازرسی گذشته است.

وزیر داخله افغانستان افزود که آمبولانس دومی که بمب‌گذاری شده بوده است، بعد از دقایقی توقف در پارکینگ شفاخانه جمهوریت زمانی که تلاش داشته است وارد ساختمان گارنیزیون وزارت داخله افغانستان در نزدیک بیمارستان جمهوریت شود، قبل از ورود از سوی پلیس توقف داده شد و سپس منفجر می‌شود.

در این نشست خبری همچنین تیمورشاه بهرامی، وزیر دفاع و معصوم استانکزی، رئیس امنیت ملی افغانستان، از اقدامات و تلاش برای مهار حملات در افغانستان برای خبرنگاران توضیح ارایه کردند.

وزیر دفاع افغانستان گفت که نیروهای امنیتی این کشور نه تنها با گروه طالبان بلکه با بیست گروه تروریستی در جنگ است. او افزود:”وعده می‌دهم انتقام خون شهدا را می‌گیریم.”

او افزود که در ۴۸ ساعت گذشته، نیروهای امنیتی افغانستان ۱۰۶ مخالف دولت را کشته است و ۱۱ قرارگاه آنها را از بین برده است.

آقای بهرامی افزود:”مخالفان چون در جبهات جنگ با شکست مواجه‌اند مردم ملکی را هدف قرار می‌دهند.”

معصوم استانکزی، رئیس امنیت ملی افغانستان، نیز در این نشست خبری گفت که افتتاح پروژه‌های اقتصادی باعث افزایش حملات در افغانستان شده است.

به گفته او استخبارات منطقه عمدا برخی از ساحات مشخص افغانستان را امن می‌سازد.

آقای استانکزی همچنین از بازداشت چهار نفر در ارتباط با این حمله سخن گفت.

انفجار روز شنبه در کابل در نزدیک چهارراهی صدارت، از مناطق مزدحم شهر کابل اتفاق افتاد. در این محل، ساختمان‌های بیمارستان جمهوریت، دفتر شورای عالی صلح و فرماندهی پلیس کابل قرار دارد.

ارگ ریاست جمهوری افغانستان به دنبال حمله خونین دیروز در کابل، امروز یکشنبه ۸ دلو/بهمن را در این کشور ماتم ملی اعلام کرده است.

در خبرنامه ریاست جمهوری افغانستان آمده که دولت برای “غم‌شریکی با خانواده‌های قربانیان و ادای احترام به آنها” امروز را ماتم ملی اعلام می‌کند و پرچم این کشور را در سراسر افغانستان و نمایندگی‌های سیاسی این کشور در خارج از افغانستان به حالت نیمه افراشته در می‌آورد.

کابل در چند ماه گذشته شاهد حملات خونین بوده ‌است.

حدود یک هفته پیش، در یک حمله به هتل اینترکنتیننتال کابل ۲۴ نفر کشته شدند. .

گروه طالبان مسئولیت این حمله را به عهده گرفت.

گاهشمار حملات سه ماه گذشته در افغانستان

حق نشر عکسEPAImage captionامروز کارمندان شهرداری کابل مشغول پاکسازی خیابان‌های محل انفجار بودند. این کوچه انتیک‌فروشی کابل است که به ویرانه تبدیل شده

م

 

Sarzamine Aryan - سرزمین آریان © 2016