اخبار فوری جهان :توافق کابل و بلخ، عقلانیت یا اجبار؟

 

توافق کابل و بلخ، عقلانیت یا اجبار؟

جمهور : از نخستین روزهای تنش میان آقای نور و داکتر غنی بر سر منظوری استعفای مشروط والی بلخ، گفتگو میان دو طرف از طریق نمایندگان شان ادامه داشت که پای خارجی ها و به خصوص امریکایی ها را بارها به میان کشید و در نهایت امروز پس از سه ماه و در آغاز سال نو ۱۳۹۷هجری شمسی اعلان گردید که برسر پایان ماجرا میان دوطرف توافق صورت گرفته است .
همانطور که حامیان آقای نور و حزب جمعیت اسلامی افغانستان از یک طرف و آقای غنی با تیم همکاران نزدیکش در حکومت از جانب دیگر، هنگام رد و بدل کردن پیام به جانب یکدیگر نشان می دادند که از سر موضع خویش کوتاه نمی آیند و همچنین تاحال هم دیده می شود که تمام مواد پیشنهادی جمعیت اسلامی از جانب ارگ پذیرفته نشده است، بعید می نماید که این توافق بدون فشار و تهدید محکم خارجی به روی دو طرف و بخصوص روی جمعیت اسلامی به دست آمده باشد.
از نظر دور نداشته باشیم که یک سری دید و وادیدهای غیر رسمی مقام های اطلاعاتی روسیه و آمریکا، ایران و عربستان را در یک چنین کشوری و در یک چنین شرایطی به حکم تجربه و عقل، هیچکسی رد و کتمان کرده نمیتواند.
فکر میکنم ترس به میدان آمدن یک زد و بند نیابتی در میان گروهای مشروع و تشکیل دهندهء دولت، دو طرف درگیر و همینطور آمریکا و ناتو که در افغانستان حضور دارند را وادار کرده است که هرچه عاجل به یک پایان آبرومندانه درین رقابت قانع شوند.
یعنی میتوان ادعا کرد که عقلانیت علاوه بر اجبار، نتیجه اش توافقی شده که استاد عطامحمد نور آن را امروز اعلام کرد.
تبعات و تاثیر این توافق برای استاد عطا و جمعیت اسلامی اگر فکر بکنند همه چیز پایان پیداکرده، در آینده خیلی سنگین خواهد بود هرچند حالا به دستآوردهای خوبی دست پیدا کرده اند که عبارتند از:
۱_ به کرسی نشستن حرف استاد عطا در رد فرمان رئیس جمهور مبنی بر احراز کرسی ولایت بلخ توسط انجینر محمد داود؛
۲_ نشان دادن توان بالای رقابت در برابر آنچه او تصمیم ناعادلانه ارگ می خواند؛
۳_ مطرح کردن خود و به میدان آوردن جمعیت اسلامی به این بهانه؛
۴_ درگیر نکردن خود و جمعیت با ائتلاف بین المللی به رهبری آمریکا چیزی که رقبای او و جمعیت می خواستند؛
۵_ تمرین و آمادگی لازم برای رقابت های انتخاباتی پیش رو در آینده؛
بحث چند ولایت و چند وزارت به نظرم خیلی مهم نیست.
تنها امتیاز عمده ای که آقای نور از دست داد که باید نمی داد همان اعتبار بزرگی بود که پس از مسعود برای خود خلق کرده بود؛ به طور مثال او داشت به یک ایستگاه و آدرس دائمی برای مردمش مبدل می گشت اما این جایگاه را اگر من حتی تا دیروز برای او محفوظ میدانستم، امروز علیرغم احساس خوشبینی که با او دارم، از دست داده ام.
اما جانب ارگ و آقای غنی با وجود امتیازهای بسیاری که از دست دادند، یک امتیاز بزرگ به دست آوردند و آن اینکه میان صفوف رقیب قدرتمندشان که جمعیت اسلامی بود طوری وضع را ایجاد کردند که می توانند از امروز تا آینده به صورت آسان از آن ها برای مقاصد خویش یارگیری کنند.
و از طرف دیگر به خوبی این مساله ثابت میکند که ارگ با وجود مشکلات جدی که دارد هنوز حمایت آمریکا در قدم اول با اوست تا دیگران.
بهر صورت همه چیز بستگی به دو مساله دارد: یکی چگونگی اجرای مواد توافق شده که آیا جمعیت اسلامی آنچه را که ارگ متعهد شده، اجرایی کرده می تواند؟ و دوم هم نحوه کار و فعالیت آقای نور در میدان سیاست پس از کناره گیری از ولایت بلخ است که چگونه می درخشد!
ظاهراً تنش پایان یافته ولی سفر دنباله دارد…

 

مهم ترین رخداد های دلخراش سال 1396 افغانستان

افغانستان در سال 1396 خورشیدی، دستخوش مهم‌ترین رخ‌ دادهای خونین بود.

به گزارش اسپوتنیک به نقل از خبرگزاری خامه پرس، سال ۱۳۹۶ برخلاف‌ سال‌های قبل، برای شهروندان افغانستان خونین‌ترین سال بود؛ زیرا ۲۰ گروه تروریستی فعال در این کشور، عملیات‌های خونین را در برابر نیروهای امنیتی و افراد ملکی راه‌اندازی کرده‌اند که در نتیجه تلفات سنگین بر آنان وارد شده‌اند.
اولین حادثه خونین سال ۱۳۹۶ خورشیدی، حملۀ تهاجمی افراد گروه طالبان بر قول اردوی ۲۰۹ شاهین در ماۀ ثور در شمال افغانستان بود که در آن بیش از ۳۰۰ سرباز ارتش کشته و زخمی شده‌اند.
دومین حادثه خونین سال ۱۳۹۶خورشیدی، انفجار موتر بمب در نزدیک چهاراهی زنبق شهر کابل در ماه جوزا بود که در آن بیش از ۱۵۰ تن کشته و ۵۰۰ نفر دیگر زخمی شده‌اند و مسؤول آن شبکۀ حقانی در تبانی با سازمان اسختبارات نظامی پاکستان دانسته شد.
این حادثه در ذات خود پرتلفات ترین رخ‌داد در چند سال پسین درافغانستان دانسته شد که بیش‌ترین قربانیان آن افراد ملکی بود و دقیقا با واکنش‌های کشورهای گوناگون جهان نیز روبرو شد.
باید گفت که همین حادثه دلیل شد تا صدها تن از شهروندان کشور زیر نام جنبش رستاخیز تغییر به‌خاطر بی‌ پروای سران حکومت در برابر تامین امنیت مردم، به‌خاطر رسیدن به حق شان به جاده‌ها برآیند؛ اما برخلاف توقع‌ها، مظاهرۀ اعتراض‌کننده‌گان پس از چند ساعتی به خشونت کشاینده شد که در نتیجه سالم ایزیار، پسر معاون اول مجلس سنای کشور با چندین تن دیگر در شلیک مرمی نیروهای امنیتی به روی اعتراض‌کننده‌گان کشته شد و مظاهره چهرۀ جدید به خود گرفت.
با کشته‌ شدن سالم ایزدیار در جریان اعتراضات و سپس وقوع انفجارهای پی هم در مراسم خاک‌سپاری وی، دامنۀ اعتراض‌ها گسترده شد و حتی شماری از شهروندان کشور به‌خاطر حمایت از اعتراض‌کننده‌گان از ولایت‌های مختلف در جمع متعرضان در کابل پیوسته‌اند.
اعتراض‌ شهروندان کابل زیر نام جنبش رستاخیز به‌خاطر رسیدن به هدف شان، ده‌ها روز دوام کرد و خیمه‌های تحصن شان را در چندین چهاراه شهر کابل برپا کرده و جاده‌ها را به سوی رفت‌وآمد کننده‌گان مسدود کرده‌اند.
شماری دیگر از شهروندان به‌خاطر این اقدام اعضای جنبش رستاخیز به تنگ آمده‌اند و از دولت خواستند که هرچه زودتر این چادرها را بردارند، تحصن‌کننده‌گان نیز با پادرمیانی و تاکید بر رسیده‌گی به خواست‌های آنان از سوی دولت، خیمه‌های شان را برچیده و دست از اعتراضات برداشتند.
سومین حادثه مرگ‌بار ۱۳۹۶ خورشیدی، حمله‌های تهاجمی گروه داعش بر مسجد امام زمان در خیرخانۀ، مساجد الزهرا و امام زمان در غرب کابل، حسنیه در قلعۀ فتح‌الله بودند که در زمان‌های گوناگون رخ داده‌ و در نتیجه ده‌ها نماز گزار کشته و زخمی شده‌اند و دقیقا مسؤولیت‌ آن حمله‌ها را گروه داعش بر دوش گرفته بود.
چهارمین حادثۀ دلخراش سال ۱۳۹۶ خورشیدی، رخ‌داد حملۀ تهاجمی گروه طالبان بر هوتل انترکانتیننتال در شهر کابل بود که در آن بیش از ۵ مهاجم مسلح بالای آن هوتل حمله کرده‌اند و در نتیجه بیش از ده ساعت نبرد با نیروهای امنیتی، از پا درآورده شدند و دست آورد طالبان از حمله شان بر آن هوتل، کشته و زخمی شدن بیش از ۳۵ نفر بود که بیش‌تر قربانیان آن رویداد‌، افراد ملکی گفته شده بود.
پنجمین روی‌داد خونین ۱۳۹۶ اما بر نیروهای امنیتی، حمله انتحاری و تهاجمی مرگ‌بار گروه طالبان بر فرمان‌دهی امنیه ولایت پکتیا بود که به اساس آمار نهادهای امنیتی، در آن حادثه ۴۱ تن کشته به شمول ۲۰ غیر نظامی و فرمان‌ده امنیه ولایت پکتیا و ۱۵۸ نفر دیگر زخمی که در بین آنان ۴۸ نظامی نیز شامل بوده‌اند.
این حادثه در نوع خود، پس از حادثه قول اردوی ۲۰۹ شاهین در شمال در یک سال، خونین ترین حمله در برابر نیروهای امنیتی بوده که علاوه بر نابودی تمام زیربنای فرمان‌دهی امنیه ولایت پکتیا، نیروهای امنیتی نیز تلفاتی سنگینی را متقبل شده‌اند.
ششمین روی‌داد ۱۳۹۶، حملۀ انتحاری گروه طالبان با استفاده از یک موتر امبولانس در چهارراهی صدارت و نزدیک ساختمان وزارت امور داخلۀ پیشین در شهر کابل بود که در آن بیش از ۲۵۰ تن کشته و زخمی شده‌اند.
این را نیز باید گفت که گروه‌ طالبان در سال ۱۳۹۶ بیشتر بر ولایت‌های شمالی افغانستان تمرکز نمودند تا مثل‌ سال‌های قبل که مرکز ولایت قندز را برای مدتی تحت تصرف خود درآورند، یک‌بار دیگر آرزو داشتند تا مراکز چندین ولایت را زیر کنترول خود درآورند.
گروه طالبان به خاطر رسیدن به هدف شان عملیاتی را زیر نام منصوری در سراسر کشور راه‌اندازی کرده‌اند؛ اما به اساس اطلاعات وزارت دفاع افغانستان با وجود آن هم آنان نتوانسته که به هدف‌های از پیش تعیین شده شان برسند و فقط تنها در این سال، با هم‌کاری حامیان شان، مرکز ۱۱ ولسوالی را در سراسر افغانستان سقوط دادند که پس از یک مدت زمان کوتاه، نیروهای امنیتی با راه‌اندازی عملیات‌های گسترده، جواب دندان شکن به آنان داده‌اند.

 

هشدار شوراي عالي صلح افغانستان به طالبان

پارس تودي – شوراي عالي صلح افغانستان به گروه طالبان هشدار داد، چنانچه اين گروه حاضر به مذاکره با دولت افغانستان نشود، دفتر سياسي آن را در قطر مسدود خواهد کرد.
«اکرم خپلواک» رييس دبيرخانه شوراي عالي صلح افغانستان روزچهارشنبه با اعلام اين خبر گف، دولت افغانستان منتظر پاسخ طالبان است و چنانچه اين گروه حاضر به مذاکره با دولت اين کشور نشود، هيچ دفتر و امکاناتي در اختيار آنان قرار نخواهد گرفت.
يکي از اهرم هاي فشار دولت افغانستان بر گروه طالبان، دفتر اين گروه در قطر است.
در زمان رياست جمهوري «حامد کرزي» با دخالت آمريکا دفتر سياسي طالبان در قطر تاسيس شد تا اين گروه به روند صلح افغانستان بپيوندد.

حامد کرزي، رئيس جمهوري پيشين افغانستاندر زمان کرزي نيز رد پيشنهاد صلح دولت کابل موجب شد تا دفتر سياسي طالبان با فشارهاي دولت کابل تعطيل شود، اما در زمان «محمد اشرف غني» رييس جمهوري افغانستان وي براي دادن امتياز سياسي به طالبان براي پيوستن به روند صلح اين کشور نه تنها با گشايش دفتر سياسي طالبان موافقت کرد، بلکه اعلام کرد، حاضر است با تاسيس دفتر طالبان در ساير کشور نيز موافقت کند.
با وجود اين، بي توجهي طالبان به درخواست گفتگوي دولت افغانستان موجب شد تا مقام هاي شوراي عالي صلح اين کشور از اين اهرم براي وادار کردن گروه طالبان براي پيوستن به روند صلح استفاده کنند، چراکه طالبان درباره دفتر سياسي خود در قطر حساس است و آن را عاملي براي شناساندن خود به عنوان گروه موثر در تحولات افغانستان مي داند.
«فيض‌الله کاکر» کارشناس مسايل سياسي در اين باره گفت:
“دولت افغانستان در حال بررسي بستن دفتر سياسي طالبان در دوحه است. گروه طالبان بايد به روند صلح بپيوندند چراکه اين گروه از طريق جنگ هرگز نمي‌توانند حاکميت در افغانستان را به دست بگيرند.”
با توجه به نوع رقابتهايي که ميان عربستان و قطر در امور سياسي افغانستان در جريان است برخي فشارها نيز از جانب دولت عربستان بر افغانستان است تا با بستن دفتر سياسي طالبان و انتقال ان به ساير کشورها از جمله ترکمنستان و يا اندونزي به گونه اي از نفوذ قطر در منطقه بکاهد.
با اين حال طالبان به شدت با بستن دفتر خود در قطر مخالف است، اما دولت افغانستان آنرا فاقد کارايي لازم براي کمک به روند صلح افغانستان مي داند.
«سرور جوادي»؛ کارشناس مسائل سياسي در افغانستان معتقد است:
“گشايش دفتر سياسي طالبان در قطر خواست آمريکا بوده است؛ چرا که از يک طرف قطر دولت ضعيفي است و از طرف ديگر مهم ترين پايگاه هاي نظامي آمريکا در اين کشور قرار دارد.”
در هر حال، دولت افغانستان با طرح صلح خود که اخيرا از سوي محمد اشرف غني رئيس جمهوري افغانستان اعلام شد نشان داد که در پيشبرد روند صلح بسيار جدي است و از محافل سياسي منطقه اي و بين المللي هم انتظار دارد به ان کمک کنند.
دعوت رسمي رئيس جمهوري افغانستان از «خاقان عباسي» نخست وزير پاکستان براي سفر به کابل در همين راستا صورت گرفت.

 

دليل افزايش معتادان در “کابل” چيست؟

در پايتخت افغانستان، اکثر معتادان در زير پل‌ها حضور دارند؛ اما تعداد زيادي از آنان در زير پل سوخته زندگي رقت باري دارند و بي‌خانمان‌ترين‌ انسان‌هايي‌ هستند که هر لحظه سوژه‌اي براي ديگران مي‌شوند. پل سوخته محلي است که روزانه صدها فرد از آن عبور مي‌کنند و آنان هر روز وضعيت رقت بار معتادان را با چشم مي‌بينند.

میزان :  با اشاره به سخنان مقامات حکومتي، اعتياد سونامي خاموشي است که زندگي افراد را به سوي تباهي مي‌برد. هرچند آمار دقيقي از تعداد معتادان به مواد مخدر در دسترس نيست؛ اما آخرين آمار وزارت بهداشت افغانستان نشان مي‌دهد که حدود 3.5 ميليون نفر در اين کشور از مواد مخدر استفاده مي‌کنند.
اين وزارت مي‌گويد که در سال جاري حدود 30 هزار و 800 تن معتاد در افغانستان مداوا شده‌اند. همچنين به گفته مسئولان، 107 مرکز درمان اعتياد در 32 ولايت افغانستان نيز از سوي وزارت بهداشت و درمان اين کشور ايجاد شده است.
شاه‌پور يوسف يکي از مقامات وزارت بهداشت عمومي افغانستان در مورد مداواي معتادان گفت: «تعداد معتادين بى‌سرپناه در پايتخت اين کشور در حدود ١٥٠٠ تن است که وزارت بهداشت عمومي جهت مداواي آنها مرکز ١٠٠٠ تختخوابي ابن سينا را در کمپ فينکس پلچرخى ايجاد کرده است که طى ادوار مختلف نظر به ظرفيت موجود به تعداد ٢٠٠ الى ٣٠٠ تن بخصوص در فصل زمستان جمع آورى کرده و جهت مداوا انتقال داده مي‌شوند.»
وي افزود که براي درمان معتادان تعداد ٢٠ مرکز ديگر نيز در شهر کابل وجود دارد که معتادين به طور داوطلب به مراکز مراجعه مي‌کنند و تحت درمان قرار مي‌گيرند.
همچنين به گفته آقاي يوسف، وزارت بهداشت عمومي افغانستان نظر به تقسيم اوقات، معتادان بي‌سرپناه را جمع آوري کرده و براي درمان به مراکز ترک اعتياد انتقال مي‌دهد.
در پايتخت افغانستان، اکثر معتادان در زير پل‌ها حضور دارند؛ اما تعداد زيادي از آنان در زير پل سوخته زندگي رقت باري دارند و بي‌خانمان‌ترين‌ انسان‌هايي‌ هستند که هر لحظه سوژه‌اي براي ديگران مي‌شوند. پل سوخته محلي است که روزانه صدها فرد از آن عبور مي‌کنند و آنان هر روز وضعيت رقت بار معتادان را با چشم مي‌بينند.
سردي هوا، نبود مکان براي زندگي، مزاحمت براي مردم و افزايش دزدي‌ها از جمله مواردي‌ هستند که هم براي معتادان گران تمام مي‌شود و هم براي مردم رنج‌آور است.
گفته مي‌شود که در روزهاي سرد، تعدادي از معتادان مي‌ميرند و بدون هيچ سروصدايي در مکاني زير خاک مي‌شوند.
تا دسترسي به مواد مخدر آسان باشد و دست يافتن به مواد مخدر سخت نشود، نه تعداد بسترها فايده‌اي دارد و نه تعداد معتادان کم مي‌شوند.» اين سخن وزير بهداشت عمومي است. او قبلا گفته بود که هر باري که معتادي درمان مي‌شود، چون به موادمخدر دسترسي آسان دارد و مواد مخدر هم ارزان است، دوباره به شرايط قبل رجوع مي‌کند و مداوا بي اثر مي‌ماند.
فيروزالدين فيروز گفته بود: «تا زماني که با اين پديده مبارزه نکنيم، صادقانه بايد بگويم که درمان هيچ نتيجه‌اي نمي‌دهد.»
يکي از مسئولان وزارت مبارزه با مواد مخدر افغانستان که نخواست نامي از او فاش شود، مي‌گويد که حکومت در قسمت جمع آوري فروشندگان مواد مخدر در سطح شهر به خصوص زير پل سوخته، کوتاهي مي‌کند.
به گفته او، تا زماني که از رده‌هاي بالا فروش مواد مخدر جلوگيري نشود، جلوگيري کردن خرده فروش‌ها نيز سخت است.
وزارت مبارزه با مواد مخدر افغانستان استراتژي پنج ساله مبارزه با مواد مخدر را مطرح کرده و به بخش‌هاي خصوصي سپرده است. اما اين مقام حکومتي مي‌گويد: «سياست‌ها روي کاغذ مي‌ماند و اجرا نمي‌شود و همه چيز روي سمت و سمت‌گرايي مي‌رود.»
موجوديت بودجه اندک براي مداواي معتادان و در اولويت قرار نداشتن مبارزه با مواد مخدر و اعتياد از جمله انتقادهاي ديگري است. گفته مي‌شود که بودجه اندکي براي درمان معتادان اختصاص يافته است و هنوز هم مبارزه با مواد مخدر در اولويت نيست.
اقدامات دولت براي جمع‌آوري معتادان از سطح شهر و انتقال آنان به يک مکان معين چاره ساز نبود و پس از چندين بار جمع‌آوري، معتادان دوباره به زير پل سوخته برگشتند. حضور معتادان در زير پل سوخته و جاده‌هاي کابل براي پايتخت نشينان سنگين تمام مي‌شود.
سيد خالد نيز از ديگر ساکنان کابل مي‌گويد که دولت جلوي فروشندگان مواد مخدر در شهر کابل را نمي‌گيرد و با آنان حتي همکاري دارد. او گفت: «اگر همکاري نداشته باشد، چندين بار معتادان جمع‌آوري شد، اما بازهم در زير پل آمدند. بايد دولت براي معتادان يک مکاني اختصاص دهد تا آنان درمان شوند و دوباره به زندگي عادي خود برگردند، اما دولت اهميتي نمي‌دهد.»
يکي از مسئولان وزارت مبارزه با مواد مخدر افغانستان مي‌گويد که جاي استراتژي و اجراي آن را دخالت‌هاي شخصي بعضي افراد گرفته است و اين باعث شده‌است که فروشندگان مواد مخدر در بزرگ شهرها نيز فعال باشند. هم‌چنين، برخي از شهروندان افغانستان به اين باورند که مبارزه با اعتياد کاري آسان است؛ اما اگر دولت بخواهد.
عبدالستار يکي از شهروندان پايتخت به اين باور است که اگر دولت بخواهد، حتي در «يک روز» تمام مواد فروشان را جمع‌آوري و به پنجه قانون مي‌سپارد. او بر اين باور است که فساد چنان رخنه کرده است که به سادگي مواد به فروش مي رسد و به سادگي افراد به مواد مخدر روي مي‌آورد.
افغانستان ما نوشت: شهروندان کابل از افزايش معتادان نگراني دارند و آنان به اين باورند که دولت براي مبارزه با اعتياد کاري نکرده و «فقط کارهاي نمايشي براي جمع آوري معتادان انجام داده است.»

 

“پيش طاق قندهار” تلفيقي از معماري اسلامي و هندي

ميزان : پيش طاق يا چهل زينه در غرب شهر قندهار يکي از جاذبه‌هاي تاريخي و فرهنگي افغانستان است که در دوران «ظهيرالدين محمد بابر» احداث شده است.
در سمت غرب شهر قندهار بر فراز کوه «سر پوزه» طاق سنگي تراشيده شده است که در بين مردم به چهل زينه معروف است.
اين بنا تاريخي که «فاروق انصاري» محقق و پژوهشگر افغانستاني از آن با نام «پيش طاق» نيز ياد کرده است، به دستور ظهيرالدين محمد بابر بنيان گذار سلسله حاکمان «بابري» هند احداث گرديد و کار ساخت آن در سال 953 قمري خاتمه پيدا کرد.
فاروق انصاري در کتاب «قندهار، بعد از اسلام تا پايان عصر صفوي» در مورد اين مکان تاريخي نوشته است: هر چند اين بنا از نظر سوابق تاريخي در مقايسه با ديگر آثار باستاني قندهار از قدمت زيادي برخوردار نيست ولي از اين جهت که منطقه بسيار زيبا و مشرف بر رودخانه «ارغنداب» و اکثر باغ‌ها و مزارع کشاورزي است، جايي ديدني و خاطرانگيز است.
در کتاب «تاريخ سند» متن کتيبه‌اي آمده است که توسط «سيدمعصوم بکري» که از سرداران و ماموران عالي رتبه بابري بوده بر ديوارهاي چهل زينه کتابت شده است:
«…در مدت 9 سال 80 نفر سنگ تراش هر روز در آنجا کار کرده و آن را به اتمام رسانده‌اند و در آنجا کتيبه را بنام «فردوس مکاني بابرشاه»، «ميرزا کامران»، «ميرزا عسکري» و «ميرزا هندال» که صاحب اهتمام بودند نوشته‌اند.
چون پادشاه آنجا تشريف حضور نداشت، اسم سامي وي در آن کتاب ذکر نشده و از ممالک تحت حکومت وي همين قندهار مرقوم شده …
آنگونه که در کتاب «تعميرات عصر بابر و اثر آن بر هند» ذکر شده است، در چهل زينه نوشته‌هايي به خط نستعليق و به زبان فارسي ديده مي‌شود که از جمله در 2 سطر ديوار غربي آن چنين آمده است: به تاريخ 13 شوال سال 928 «محمد بابر شاه» قندهار را فتح نمود و در همين سال به دستور وي بناي اين ايوان ساخته شد و انجام آن را به «کامران ميرزا» سپرد.
او استاداني ماهر و مهندساني صاحب هنر را به احداث آن گماشت ولي وي در قندهار نماند و حکمراني را به برادرش «محمد عسکري» سپرد و در زمان حکومت وي، درسال 930قمري به اتمام رسيد.
محمد اکبر اميني، که خود از نزديک اين بنا را ديده پيرامون آن چنين نگاشته است:
«چهل زينه رواقي است به سمت شمال که از 3 قسمت تشکيل شده است: قسمت داخلي، خود رواق سرپوشيده است که مستطيل شکل به طول 3 متر، عرض و ارتفاع 2 متر مي‌باشد. تا جايي که بياد دارم داخل رواق، بشکل يک اطاق ساده با سقف همواري است که به استثناي چند کتيبه با متن واقعه نگاري به زبان فارسي، بدون تزيين هندسي و نباتي که معمولاً در ابدات (ميراث فرهنگي)ميراث دورۀ اسلامي ديده مي‌شود در آن کار نشده است.
بخش ديگر بيرون از رواق است که بصورت تخت و يا صفحه‌اي سرگشاده به طول 5 متر و عرض 4 متر در پيش روي رواق کنده شده است.
بخش سوم، به صورت نردبان مي‌باشد که با 44 پله، تخت را به قسمت پايين دامنۀ کوه وصل مي‌کند…»
چنانکه از نوشته‌هاي سيد معصوم نيز مشخص و معلوم مي‌شود، کار ساخت چهل زينه حدود 13 سال طول کشيده است و هنرمندان بسياري براي تکميل اين بنا زحمت کشيدند.
محمد مرادي نويسنده و پژوهشگر افغانستاني که خود از اهالي اين منطقه است، گفت: اين بناي تاريخي تلفيقي از معماري اسلامي و هندي است که شاهکار به حساب مي‌آيد ولي افسوس که مانند ساير آثار باستاني افغانستان کمتر به آن توجه شده است.
مرادي که هم در دوره طالبان و هم در سال‌هاي اخير از اين بنا ديدن کرده است، گفت: بر اثر جنگ‌هاي چندين ساله بعضي از قسمت‌هاي داخلي و خارجي چهل زينه تخريب شده که بخش‌هايي از آن به صورت عمدي مورد اصابت گلوله قرار گرفته است، که اگر به اين مکان تاريخي توجه نشود بر اثر تردد بازديد کنندگان و روشن کردن آتش در معرض خطر جدي قرار دارد.

 

نوروز، اشتراکات فرهنگی و تداوم منطقه ای

آیین نوروز یکی از میراث های کهن و نماد فرهنگی است که در کشورهای متعدد جشن گرفته می شود و گستردگی و تداوم این جشن ها هر چند با فراز فرودهای فراوان تا امروزادامه دارد.

به گزارش ایرنا، نوروز به معنای آغاز فصل رویش و زنده شدن دوباره طبیعت است که مردم کشورهای ایران، افغانستان، تاجیکستان، جمهوری آذربایجان، ترکمنستان، ازبکستان ، بخش هایی از پاکستان و هندوستان هر سال جشن می گیرند.
این آیین در کشورهای یاد شده با مفاهیم مشترک اما با مصادیق متفاوت و متناسب با موقعیت جغرافیایی و نمایه های فرهنگی خود برگزار می شود. اشتراک فرهنگی آیین نوروز، نزدیکی اقوام را به یکدیگر به نمایش می گذارد.
در این گزارش سعی شده است به بخش مشترک آیین نوروز در افغانستان با سایر ملل این حوزه تمدنی پرداخته شود که از آن جمله می توان به پختن سمنو که در گویش محلی به آن «سمنک» گفته می شود، هفت «سین» یا هفت میوه ، لگد کردن سبزه اشاره کرد.
**سمنک: یکی از غذاهای ویژه نوروزی در افعانستان «سمنک» است که خانواده ها قبل از رسیدن نوروز آماده پختن آن می شوند و برای کشیدن شیره گندم و پختن آن اقدام می کنند.
زمانی که شیره گندم تازه جوانه زده، گرفته شد در شب نوروز زنان خانواده گردهم آمده و با پختن آن شعرهای ویژه ای از اول شب تا صبحگاه با زمزمه آن سمنک می پزند.
پختن سمنک که یکی از بخش های مهم و فراموش ناشدنی نوروز است، در ایران، افغانستان، تاجیکستان و ازبکستان رواج دارد اما ممکن است تفاوت های در نحوه پختن آن در میان مردم این کشورها وجود داشته باشد.
**«هفت سین یا هفت میوه»: هفت میوه در سفره عید افغان ها، ایرانی ها و تاجیکستانی ها هم جایگاه ویژه ای دارد که ایرانیان آن را هفت سین می نامند.
هفت میوه چیزی شبیه به سالاد میوه است که از کشمش، سنجد، پسته، فندق، قیسی (زردآلوی خشک)، گردو یا آلو تشکیل شده است.
هفت میوه در هنگام سال نو در افغانستان تهیه می شود. براساس روایت های تاریخی مقدس بودن هفت از سومری ها به سایر مردم جهان باستان از جمله آریایی ها رسیده و تاریخچه هفت میوه نیز همانند هفت سین به سال ها کهن باز می گردد، هفت میوه در آغاز سال مبارک پنداشته شده و خانواده ها سفره نوروزی را با آن تزیین می کنند. مردم افغانستان و برخی نواحی تاجیکستان هم به هفت سین و یا هفت میوه، هفت چین می گویند و معتقدند هفت میوه از هفت درخت متفاوت چیده شده و به عنوان برکت خانه در آغاز سال نو در سفره گردآوری می شود.
همه این مواد در داخل یک ظرف با مقداری آب قرار می گیرد و برای حدود دو تا سه روز آن را در دمای معتدل قرار می هند تا معجون مورد نظر آماده شود. پس از طی مراحل، آن را در سفره نوروزی می گذارند و با آن از خانواده و مهمانان پذیرایی می کنند.
**«سبزه لگد کردن»: این فرهنگ نیز در روزهای پس از سال نو که در ایران از آن به نام «سیزده بدر» یاد می کنند خانواده سبزه ها را خریده و یا در منازل خود به عمل می آورند و در روز سیردهم نوروز آن را در دامن طیبعت رها می کنند و باور دارند که تمام بدبختی ها و بدی ها همراه با آن به دامان طبیعت واگذار شده و اعضای خانواده با خوشی و سرور برای زندگی سال نو به خانه باز می گردند، اما در افغانستان اگرچه در گذشته این فرهنگ رواج نداشت اما با زندگی میلیون ها افغان (در دوران جنگ) در جمهوری اسلامی ایران این فرهنگ در شهرهای این کشور نیز گسترش یافته است.
در هرات که یکی از شهرهای مهم افغانستان در مرز با جمهوری اسلامی ایران است با مراسم ویژه روز ۱۳ را با تاثیر پذیری از ایران جشن می گیرند.
«احمد ضیا رفعت» استاد دانشگاه کابل نیز بر این باور است که گستردگی جشن نوروز دارای اشتراکات فرهنگی و پیوندهای اجتماعی بوده که آنان را با یکدیگر آشنا کرده و نوروز بصورت گسترده جشن گرفته می شود.
به باور وی، همسانی آداب و رسوم از عمده ترین ویژگی هایی است که مردمان منطقه و بخشی از جهان را که به جشن نوروز می پردازند هویت واحد بخشیده و آنان را در یک پیوند مشترک نگهداشته است.
این استاد دانشگاه با اشاره به جریان های تاریخی در برخی کشورهای عضو آیین نوروز گفت، اگرچه نوروز توانسته است با قدمت بیش از ۳ هزار سال تا امروز ارزش و گستردگی خود را حفظ کند اما دولت ها در برخی از این کشورها در در زمان های متفاوت مشکلاتی ایجاد کرده اند.
به گفته وی، در افغانستان گروه طالبان پس از تصرف مزارشریف مرکز استان بلخ در سال ۱۳۷۷ که یکی از مراکز مهم جشن نوروز به شمار می آید، این جشن را آیین مجوسی خوانده و برگزاری آن را ممنوع کرد.
وی دلیل ممنوعیت جشن نوروز توسط این گروه را متفاوت ارزیابی کرده و گفت که یکی از علت های آن بیگانه بودن آنان با تمدن ایرانی است و دلیل دیگر هم سران آن گروه که خود را به شدت مذهبی می دانستند، این مراسم را در تضاد با دین اسلام تلقی می کردند.
این استاد دانشگاه معتقد است، برخی از سران طالبان نیز فکر می کردند که اگر جشن های ملی از جمله نوروز با شکوه برگزار شود مردم نسبت به جشن های مذهبی و یا عیدهای اسلامی بی توجه خواهند شد و به همین دلیل جشن نوروز را ممنوع کردند.
رفعت گفت، پس از تسلط طالبان بر هرات و بلخ و دیگر استان های افغانستان، برخی خانواده ها با جشن «نوروز خاموش» این روز را در منازل خود به دور از دید رهبران مذهبی طالبان گرامی می داشتند.
به گفته وی، جشن نوروز در کشورهای آسیای مرکزی نیز در زمان اتحاد جماهیر شوروی ممنوع شد و مردم این کشورها برای زنده نگهداشتن فرهنگ نوروزی آن را با نام های جشن صلح و دیگر نام ها تجلیل کردند و زمانی که از اشغال شوروی آزاد شدند، دوباره جشن نوروز را بطور رسمی و با شکوه برگزار کردند.
استاد دانشکده ادبیات دانشگاه کابل می گوید، تنها طالبان و اتحاد جماهیرشوروی دشمنان نوروز در تاریخ معاصر نبوده اند بلکه تعدادی از روحانیون در کشورهای افغانستان، ایران و پاکستان هنوزهم با این آئین به دلیل عدم آگاهی کامل مخالفت می کنند.
«غلام حضرت باران» استاد دانشگاه نظامی «مارشال فهیم» در کابل نیز معتقد است که عده ای تیغ از کف بیرون کشیده اند تا خوشی های مردم را بگیرند و این موضوع هیچ ریشه دینی و فرهنگی ندارد بلکه موضوع ساسی است و تعدادی تلاش دارند، وجه مشترک فرهنگی و نقاط وصل کشورها را از همدیگر قطع کنند.
وی گفت، در سال های اخیر عده ای با ابزار قرار دادن دین و بهره گیری نادرست از آن به نوروز و جشن های شادی مردم حمله می کنند، در حالی که این امر پایه منطقی و دینی ندارد و دین اسلام مخالف شادیی نیست که در تضاد با آن قرار نداشته باشد.
به اعتقاد وی، عده ای نیز در تلاش هستند که میان کشورهای حوزه فارسی زبانان، فاصله ایجاد کرده و کارکرد همگرایی نوروز را از این کشورها بگیرند و هویت فرهنگی را نابود و ترور کنند.
وی فارسی ستیزی در افغانستان را نیز بخشی از کار همین گروه ها دانست که در کنار تبلیغ علیه نوروز تلاش دارند زبان فارسی را نیز به حوزه دری و فارسی تقسیم کنند در حالی که ریشه های آن یکی است و فقط نوع گویش در افغانستان و ایران متفاوت است و هیچ جدایی را نمی توان در آن یافت.
به گفته احمدضیا رفعت، نوروز امروزه به عنوان یکی از مهترین جشن های فرهنگی منطقه در سازمان ملل به رسمیت شناخته شده و این جشن به عنوان همگرایی از کارکردهای مهمی برخوردار است.

 

موافقت نامه محرم را پوتین و اسد عقد نموده اند؟

این موضوع روشن است که اردوی روسیه در سال 2015 رژیم سوریه را از سقوط دادن از جانب گروه های تکفیری و اپوزیسیون مسلح افراطی نجات داد. روسیه همچنان مساعی زیادی بخرج داد، تا بیش از صد طیاره را به پایگاه هوایی حمیمیم در لاذقیه در نزدیک ساحل سوریه انتقال دهد که بیش از 4 هزار حمله هوایی در ماه انجام میدادند.

شارل ایوب (Charles Ayub) در نشریه «الدیار» لبنان در ادامه می نویسد، نیروهای هوایی روسیه در جریان دو ماه مجموعاً در حدود 55-60% مراکز نیروهای افراطی اسلامگرا، مانند «دولت اسلامی» و «جبهات النصره» (سازمان های ممنوع در روسیه — تبصره مدیریت مسوول) را درهم کوبیدند. از برکت همین عملیات بشار اسد رئیس جمهور سوریه کنترول خود را بر بیش از 60% خاک سوریه احیا کرد (قبل از این فقط 17% خاک، قبل از همه دمشق و اطراف آن را کنترول میکرد که در حفظ کنترول بر آن «حزب الله» و نیروهای بزرگ دیگر کمک میکردند).

بعداً در چارچوب بازدید بشار اسد رئیس جمهور سوریه از روسیه راجع به عقد موافقت نامه بین دو کشور اعلام گردید.

طبق این موافقت نامه سوریه پایگاه هوایی حمیمیم را در اختیار نیروهای هوایی — فضایی روسیه  قرار داد و چهار میلیون مترمربع ساحه را تخلیه کرد و به اردوی روسیه جهت اعمار دیپوهای مهمات، تعمیرات برای اسکان پیلوتان، انجنیران و در حدود 2500 سرباز که باید از این پایگاه در برابر حملات دفاع میکردند، سپرد.

بعداً در چارچوب همین موافقت نامه سوریه با توسعه فعالیت های روسیه در پایگاه تارتوس نیز موافقه کرد. روسیه در این پایگاه 32 کشتی جابجا نمود و بدینوسیله حضور خود را در بحیره مدیترانه احیا کرد.

روسیه همچنان پایگاه دوم در نزدیک دمشق به دست آورد. این پایگاه به یکی از بزرگترین پایگاهای روسیه مبدل خواهد گشت که در آن نیروی استراتیژیک هوایی و در حدود شش هزار نظامی، برعلاوه 20 هزار سرباز، مستقر خواهند شد که عملیات بین دو پایگاه هوایی و پایگاه بحری هماهنگ خواهند کرد و در صورت لزوم  از آنها در همکاری با اردوی سوریه دفاع خواهند کرد.

نماینده امریکا در سازمان ملل متحد: «ما در غیاب شورای امنیت بر دمشق حمله خواهیم کرد»

چند روز قبل نیکی هیلی نماینده دایمی امریکا در سازمان ملل متحد اعلام داشت که واشنگتن مسوده فیصله نامه راجع به آتش بس در سوریه ارایه خواهد کرد و اگر شورای امنیت آن را تصویب نه کند، پس ایالات متحده در غیاب شورای امنیت عمل خواهد کرد و بر دمشق و اردوی سوریه مستقیماً ضربه وارد خواهد ساخت.

وزارت دفاع روسیه اعلامیه جوابیه صادر کرد که در آن گفته شده که در سوریه، از جمله، در دمشق افسران و سربازان اردوی روسیه قرار دارند و اینکه هرگونه حمله از جانب امریکا میتواند آنها را با خطر مواجه سازد، از همینرو روسیه به امریکا هشدار میدهد که بر دمشق و اطراف آن کدام حملات انجام نه دهد. علاوه بر این، وزارت دفاع اعلام داشت که تعهد میکند که فعالیت های جوابیه را نسبت به پلتفورم های انجام خواهد داد که از آنها راکت ها جهت حمله بر دمشق پرتاب میشوند و همچنان پایگاه های هوایی امریکا که از آنها طیارات پرواز میکنند که بمباردمان ها بر دمشق و اطراف آن انجام میدهند، انجام خواهد داد.

به این ترتیب، روسیه بصورت علنی اعلام داشت که جنگ علیه امریکا را در صورت حمله بر دمشق و اطراف آن آغاز میکند.

موافقت نامه بین روسیه و سوریه در اختیار قراردادن پایگاه های نظامی را به مدت 49 سال با امکان تمدید برای 25 سال دیگر پیشبینی میکند.

روسیه، ترکیه و ایران مشترکاً جهت حل اوضاع در سوریه و مبارزه با گروه های تروریستی تلاش می ورزند. ایتلاف تحت رهبری ایالات متحده امریکا نیز ظاهراً با گروه های تروریستی، از جمله «دولت اسلامی» (داعش — سازمان ممنوع در روسیه — تبصره مدیریت مسوول) و دیگر گروه ها مبارزه میکند، اما به زعم آنها نیروهای اپوزیسیون مسلح که بر ضد حکومت قانونی سوریه می جنگند، تروریست محسوب نمی شوند و از همینرو آنها را مسلح میکند و به منظور دستیابی بر هدف اصلی خود که سرنگونی نظام قانونی سوریه می باشد، از آنها استفاده میکند.

روسیه در عین حال سیستم های راکتی مدافعه راکتی و هوایی S-600 و S-400 را در اطراف دمشق و جهت تدمر (پالمیرا)، ولایت حما، حمص و تمام ساحل و برعلاوه در جنوب و شرق دمشق و اطراف آن تا سرحد لبنان مستقر ساخته است.

اسد: «جنگ ادامه دارد و ما همه تروریستان را نابود می سازیم»

چندی قبل رئیس جمهور سوریه در سنخنرانی خود گفت که جنگ در سوریه تا زمان ادامه خواهد یافت، تا همه خاک کشور از تروریستان پاکسازی نشود. رئیس جمهور اسد به این ترتیب برای اولین بار اعلام داشت که جنگ فقط زمان خاتمه خواهد یافت، وقتیکه همه تروریستان، اپوزیسیون مسلح اسلامگرا و دیگر گروه ها در سوریه نابود شوند. او در عین حال وفاداری خود را به فیصله نامه 2254 شورای امنیت سازمان ملل متحد اعلام داشت که در آن راجع به مذاکرات بین حکومت سوریه و اپوزیسیون مسلح و غیرمسلح و ختم فعالیت های جنگی تذکر بعمل آمده است.

ماکرون ر ئیس جمهور فرانسه اخیراً اعلام داشته که ماندن اسد بر مسند قدرت واقعیت عینی است و با او باید متقابلاً همکاری نمود. دیگر رهبران غرب نیز بر کنار رفتن او مانند گذشته پافشاری نمی کنند.

 


بازی تک و تکمــار در شــهر خــربوزه

 

تک و تکمــار در شــهر خــربوزه تخت و تاج ســلطنتی را خیــلی مــاهــرانه به همــدیگــر پاس میــدهــند!

اگرما ادعا کنیم که در افغانستان قانون جنگل حاکم است این مدعا بکلی درست نخواهد بود چونکه در جنگل تعین کننده مرگ و زندگی فقط زور ، جسامت حیوان و برندگی و تیزی دندان اوست اما درینجا بر علاوه زور بازو نیرنگ و فریبکاری ، شیطنت و تکماری نیز نقش تعین کننده  در برد و باخت بازی میکند.

افغانستان بیشتر از جنگل به شهر خربوزه شباهت دارد چونکه قوانین اجتماعی درینجا وجود دارند اما تطبیق آنها با در نظر داشت شرایط اجتماعی جامعه بیشتر باعث بروز هرج و مرج و بهم خوردن نظم اجتماعی خواهد شد تا ایجاد نظم و نسق در جامعه.

تصور کنید اگر برای مدت یک ماه اختلاس و رشوه ستانی از ادارات دولتی بصورت جدی قطع گردد چه زمین لرزه ای را در کشور به وجود خواهد آورد و تا چه حدی مناسبات اجتماعی را بهم خواهد زد که هزاران نفر را که از همین راه کسب معشیت میکردند بیکار ساخته و دسترخوان هزاران فامیل را بی نان خواهد ساخت و یا اگر تصور کنیم که برای یک هفته قوانین ترافیکی در خیابان های کابل بصورت جدی عملی گردند و چراغ های ترافیکی نه تنها برای زیبایی چار راه ها بکار گرفته شوند بلکه عابرین و رانندگان وسایط نقلیه در چراغ سرغ ایستاده و فقط در چراغ سبز حرکت کنند چه قیامتی برپا خواهد شد ، اول که دستفروشان و گدا ها در هنگام چراغ سرخ بر وسایط نقلیه هجوم خواهند آورد و با سبز شدن چراغ چه تعدادی از آنها و سایر عابرین زیر موتر ها خواهند شد چون در افغانستان اگر راننده ای دو دقیقه برای رعایت قانون انتظار بکشد از فرط خشم و غضب منفجر خواهد گردید.

در چنین جامعه ای حکام و سیاستمدران نیز مجبورند با استفاده از هر وسیله ای جلو بروز هرج و مرج بیشتر را که از تطبیق قوانین نافذه کشور به وجود آیند بگیرند بطور مثال انتخابات آزاد که بدون شک در سایر ممالک یک دست آورد خوب و نماد جامعه مدنی است و باعث ترقی و سعادت جامعه میگردد اما اگر در افغانستان بصورت واقعی عملی گردد فاجعه ای را ببار خواهد آورد زیرا که در یک انتخابات آزاد و شفاف پیروزی کاندید های اقلیت های قومی دیگر نیز بکلی از امکان بدور نیست و اگر یکبار یک کاندید ریاست جمهوری هزاره تبار یا ازبک و ترکتبار به تخت و تاج سلطنتی که از قرن ها به قوم پشتون اختصاص داده شده دست یابند آنگاه چه قیامت کبرا برپا خواهد شد و عرش معلی به زمین خواهد افتاد.

برای جلوگیری از چنین وقایع و رویداد های ناگور احتمالی حکام پشتون مجبورند شیوه معروف تک و تکمار را بکار گرفته تخت و تاج سلطنتی را یکی به دیگری پاس دهند ، اگر دیدند که کاندید غیر پشتون برنده انتخابات شد فورا انتخابات را به دور دوم و سوم برده و در اخیر با تشکیل حکومت وحدت ملی او را از تخت و تاج سلطنتی بدور کنند.

در انتخابات بعدی بازهم برای جلوگیری از پیروزی احتمالی کاندیدای غیر پشتون انتخابات آزاد را یک دور زده و با تشکیل حکومت وفاق ملی تک و تکمار تاج سلطنتی را به یکدیگر پاس میدهند و بار دیگر باز نوبت حکومت وحدت ملی و سلطنت تک و تکمار خواهد بود.

 

با تقــــــــــــديم حــــــــــــــــرمت

حقــــــــ(شـــمس الحـــق)ـــــــانی

 


جشــن نوروز حــرام اســت

 

جشــن نوروز حــرام اســت چــون زمــینه ســاز رقــص و پایکــوبی و فســق و فجــور میگــردد!

جشن نوروز از طرف شورای علمای افغانستان به اتفاق آرا در جمع اعیاد مجوسان قرار گرفته و حرام خوانده شد ، این فتوا مورد تائید پیشوای جهان اسلام و خادم حرمین شریفین ملک سلمان نیز قرار گرفته و به مسلمین سراسر جهان ابلاغ گردید که اشتراک درین جشن و حتی تبریک گفتن این جشن سبب اخراج مسلمان از دایره دین مبین اسلام میگردد.

توجــه همــوطــنان گــرامــی را به مصــاحــبه خــبرنگــار بی بی چهــل با علمــای کــرام درین مــورد جلــب میکــنم:

خــبرنگــار بی بی چهــل:

محترم علمای کرام اجازه دهید که اولین سوالم را پیرامون حلال یا حرام بودن جشن نوروزی چنین آغاز کنم که برای ما انسان های عادی و دارنده عقل سلیم انسانی درک این موضوع که جشن نوروز که در حقیقت جشن دوباره زنده شدن طبیعت است از طرف شما حرام اعلام میگردد خیلی مشکل و دشوار است لطفا درین باب کمی روشنی انداخته و توضیحات لازم ارائه فرمائید!

مــولــوی مجــیب الــرحمــن انصــاری:

شما از دو مقوله خوبی نام گرفتید یکی عقل سلیم انسانی و دیگری زنده شدن دوباره طبیعت

ما که شکرالحمدالله مسلمانیم و کلمه محمدی بر زبان جاری میکنیم پس برای ما اول نقل و بعدا عقل حایز اهمیت است یعنی زمان که مدارک نقلی چون حدیث و روایات پیرامون یک موضوع موجود باشد دیگر ما را منحیث مسلمان اجازه بکار بردن عقل قاصر آدمی نباشد.

مــولــوی بول الــدین ادراری:

مولوی صاحب انصاری بکلی درست فرمودند چنانچه روایات نقلی واحادیث معتبر در مورد نوشیدن بول پیامبر اسلام توسط آن صحابی موجود نبودی آنگاه عقل آدمی ما را از نوشیدن بول که نجس است و حرام طبعا که باز میداشت اما حالا که حجت نقلی درین باب موجود است پس قضاوت عقلی عقل قاصر آدمی نا روا باشد.

خــبرنگــار بی بی چهــل:

اما بهرصورت ما منحیث انسان، اشرف مخلوقات و خلیفه خدا در روی زمین نمی توانیم ازین ودیعه بزرگ الهی یعنی عقل سلیم انسانی اصلا استفاده نکنیم پس بنا بر صواب دید عقل و شعور آدمی جشن گرفتن زندن شدن دوباره طبیعت نمی تواند گناه و معصیتی به شمار آید.

مــولــوی مجــیب الــرحمــن انصــاری:

لعنت خدا و رسول خدا و چاریار کبار بر این طبیعت و زنده شدن دوباره آن!

خــبرنگــار بی بی چهــل:

مولوی صاحب حالا شما با طبیعت از در خصومت پیش آمده و می خواهید آن را بکلی انکار کنید ؟

مــولــوی مجــیب الــرحمــن انصــاری:

من بنده خدایم و فقط به پیشگاه الله سر سجده بر زمین میگذارم ، آنکس که کوشش داشت طبیعت را جاگزین خدا کند داروین لعنت الله علیه بود اما من الحمد الله مسلمانم و از نسل آدم.

داروین و پیروانش که از نسل شادی اند بروند جشن نوروز را تجلیل کنند و مانند شادی رقص و پایکوبی نمایند و به سان خوکان فسق و فجور و شهوت رانی کنند…

خــبرنگــار بی بی چهــل:

مولوی صاحب شما چرا سخن را به جاه های می برید که با موضوع صحبت ما هیچ ربطی ندارد فسق و فجور و شهوت رانی چه ربطی به جشن نوروز دارد ؟

مــولــوی مجــیب الــرحمــن انصــاری:

بسیارهم با هم ربط دارند زیرا ادامه رقص و پایکوبی ، فسق و فجور ، شهوت رانی و زنا خواهد بود ، مگر نشنیده اید که ترانه نوروزی را چنین می خوانند:

ســمنک در جــوش ما کــبچه زنیم 

دخــتران در خواب ما بوســه زنیم 

خوب حالا کور با عصایش می تواند تصور کند زمانیکه دختران در خواب باشند و پسران آنها را بوسه زنند پس دختران که از خواب بیدار شوند و موسیقی چالان طبعا که پسران با ایشان آن کار دیگر را هم خواهند کرد.

خــبرنگــار بی بی چهــل:

هر جشن و عیدی برای مسرت و شادمانیست این دیگر تنها شاخصه جشن نوروز نیست.

مــولــوی مجــیب الــرحمــن انصــاری:

شما اشتباه میکنید اعیاد اسلامی با برپایی نماز عید در مسجد آغاز گردیده و با ریختاندن خون یک حیوان در راه خدا ادامه می یابند در آنجا اصلا اثری از خنده و سبکسری یا کف زدن و پایکوبی مشاهده نمی شود بلکه مردم عید را با نماز آغاز کرده و با ختم قرآن عظیم الشان و صرف غذای نذر به پایان می رسانند.

خــبرنگــار بی بی چهــل:

جناب مولوی صاحب پس به نظر شما اصلا در اسلام چیزی بنام  جشن و شادمانی و مسرت و شادکامی وجود ندارد ؟

مــولــوی مجــیب الــرحمــن انصــاری:

دنیا جای مسرت و شادی نیست از همین رو طفل با گریه چشم بدنیا باز میکند ، گذشته از آن عمر یک انسان آنقدر کوتاه است که اگر تمام زندگی را صرف عبادت کند هنوز هم نخواهد توانست شکر خداوند لایزال را بصورت شاید و باید بجا آرد.

جای لذت اصلی باغ بهشت ، لب حوض کوثر و آغوش حوران انار پستان بهشتی است که خدا نصیب هر مرد مسلمان بگرداند اما برای دست یافتن به آن لذایذ اخروی باید درین  دنیا رنج  برد و ریاضت کشید و عبادت کرد.

 

با تقــــــــــــديم حــــــــــــــــرمت

حقــــــــ(شـــمس الحـــق)ـــــــانی

https://www.facebook.com/zahrkhand

 

 

چرا رهبران حکومت وحدت ملی پیروزی پوتین را تبریک نگفتند؟

سپوتنیک :  اکثر رهبران کشورهای جهان پیروزی مجدد ولادیمیر پوتین رییس‌جمهور روسیه در انتخابات ریاست‌جمهوری روز یکشنبه این کشور را تبریک گفته‌اند اما از این میان رهبران حکومت وحدت ملی افغانستان، به عنوان یکی از کشورهای مورد توجه در منطقه و نزدیک به روسیه، تاکنون از دادن پیام رسمی به مناسبت پیروزی مجدد آقای پوتین خودداری کرده‌اند.

اکثر مقام‌های ارشد دولت افغانستان از جمله اشرف‌غنی رییس‌جمهور و عبدالله عبدالله رییس اجرایی، پیام‌های تبریکی و محکومیت آماده و تایپ شده دارند و در قبال حوادث مختلف داخلی و بین‌المللی با تغییر عنوان و بخشی از محتوای آن صادر می‌کنند.

رهبران اکثر کشورهای عمده‌ی اروپایی که به نحوی از متحدان اصلی و نزدیک افغانستان در جنگ علیه تروریزم و از تمویل‌کنندگان مهم دولت و نیروهای امنیتی این کشور به شمار می‌روند، از طریق کانال‌های رسانه‌یی و غیررسانه‌یی پیام‌های تبریکی به ولادیمیر پوتین فرستاده‌اند. اما، از این میان دونالد ترامپ رییس‌جمهور ایالات متحده امریکا که از توسعه روسیه و فعالیت‌های پیش‌گیرانه‌ی ولادیمیر پوتین در سطح جهان ناراض است، براساس گزارش‌ها در قبال پیروزی مجدد آقای پوتین از خود بی‌تفاوتی نشان داده است.

واقعیت امر هم همین است که امریکا نمی‌خواهد شاهد قدرت گرفتن روسیه باشد و مسکو را به عنوان یکی از رقیبان اصلی و سرسخت خود در سطح جهان فکر می‌کند. دولت روسیه در راس ولادیمیر پوتین تاکنون به خوبی توانسته است جلوی تک‌تازی‌ها و تک‌روی‌های امریکا را در برخی از کشورهای منطقه و جهان بگیرد. ولادیمیر پوتین در طول چند دوره زمام‌داری خود توانسته است روسیه‌ را که پس از سال ۱۹۹۲ تقریبا به فراموشی سپرده شده بود، دوباره در سطح جهان به عنوان یکی از قدرت‌های مهم مبدل سازد. آقای پوتین امروز در سطح جهان حرف اول را می‌زند و از همین‌رو، دونالد ترامپ هم نمی‌خواهد پیامی به مناسب پیروزی‌ مجددش در انتخابات ریاست جمهوری روز یکشنبه صادر کند.

رهبران حکومت وحدت ملی افغانستان نیز، به نظر می‌رسد که از امریکا در این باره پیروی کرده‌اند. هرچند اشرف‌غنی و عبدالله عبدالله به خوبی می‌دانند که ابقای ولادیمیر پوتین در راس قدرت در روسیه، به عنوان یکی از کشورهای قدرتمند جهان، بالای وضعیت افغانستان تاثیرات فوق‌العاده دارد، اما تاهنوز جرأت و شجاعتی از خود به خرج نداده‌اند تا در قبال پیروزی مجدد آقای پوتین موضع‌گیری کنند.

حکومت وحدت ملی در قبال حوادث جهانی و حتی مسایل مربوط به خودش پیرو سیاست‌های ایالات متحده امریکاست و نمی‌تواند مستقلانه در این باره موضع‌گیری داشته باشد. حکومت وحدت ملی محصولی از تلاش‌های دولت امریکاست و آقایان اشرف‌غنی و عبدالله در نتیجه میانجی‌گیری و تلاش جان‌ کری وزیر خارجه پیشین ایالات متحده امریکا کنارهم قرار گرفتند. خود این دو رهبر قادر نشدند برای تقسیم قدرت در افغانستان باهم کنار بیایند. از سویی هم بخش عمده‌ی دولت افغانستان روی کمک‌های جامعه جهانی از جمله ایالات متحده امریکا می‌چرخد. بخش اعظم معاش نیروهای امنیتی این کشور توسط ایالات متحده امریکا پرداخت می‌شود و زمانی که کدام جنجالی داخلی میان رهبران حکومت وحدت ملی خلق شود، در نتیجه پادرمیانی و توصیه‌های امریکا حل و فصل می‌گردد. در چنین وضعیتی اشرف‌غنی به عنوان رییس‌جمهور و عبدالله عبدالله به عنوان رییس اجرایی حکومت وحدت ملی، قادر نیستند تا حتی یک پیام ساده از نگاه حسن نیت و همسایگی به رقیبان ایالات متحده امریکا بفرستند.

رهبران حکومت وحدت ملی منتظرند تا واکنش ایالات متحده امریکا را در قبال پیروزی مجدد ولادیمیر پوتین ببینند و در آن صورت ممکن کدام پیام و بیانیه‌ای صادر نمایند. اما، اشرف‌غنی و عبدالله عبدالله در این باره به نظر می‌رسد که ناآگاهانه عمل می‌کنند و نقش روسیه در حل قضیه افغانستان را نادیده می‌گیرند. هرچند صدور یک پیام تبریکی ساده نمی‌تواند به حل تنش‌ها و بحران‌های موجود در افغانستان کمک کند، اما می‌تواند دور نگری رهبران حکومت وحدت ملی و تشخیص آنان را از تاثیرات افرادی که در سطح جهان مطرح اند بیان کند.

روسیه در میان همسایه‌های شمالی افغانستان نفوذ گسترده دارد و هرگاه مسکو نخواسته باشد، افغانستان هرچند همکاری کشورهای غربی از جمله امریکا را با خود داشته باشد، نمی‌تواند به ثبات و رفاه برسد. امروز بیشترین داد و ستد تجارتی افغانستان با همسایه‌های شمالی است و بخش اعظم مواد خوراکی مورد نیاز افغانستان از همین کشورها تامین می‌شود. روسیه در باز گذاشتن این کشورها برای داد و ستد با افغانستان نقش داشته و تاکنون مانند دیگر کشورها در این باره مداخله‌ی‌ نکرده است.

راهی جزء صلح با طالبان نداریم!

بحث داغ این روزهای حکومت وحدت ملی و مخالفان آن صلح یا ادامه جنگ با طالبان است.

به گزارش شفقنا ؛ کاهش سطح امنیت و گسترش مناطق تحت کنترل مخالفان مسلح، قدرت گرفتن هرچه بیشتر داعش و دیگر گروهای تروریستی همه و همه باعث بروز ناامنی در کشور شده است.

در همین راستا وحید مژده در پاسخ به این سوال که با جنایاتی که طالبان در افغانستان مرتکب شده اند آیا صلح با آنان جایز است، اظهار داشت: اگر صلح راه حل خوبی برای تأمین امنیت نیست، آیا با جنگ می شود امنیت آورد؟
مدتی است که بحث صلح حکومت با گروه طالبان بر سر زبان ها افتاده و انتقاد هایی به نسبت صلح با طالبان به دلیل جنایاتی که این گروه مرتکب شده اند شنیده می شود.
مژده بیان کرد: اگر صلح با طالبان جایز نیست آیا جنگ راه حل بهتری برای تأمین امنیت در افغانستان است؟ و  آیا با جنگ می شود طالبان را از بین برد، اگر با جنگ می شد طالبان را طی این چند سال از بین برد که خیلی خوب بود، از طریق جنگ می شد صلح را در افغانستان تحکیم کرد.
در شرایط کنونی که خود خارجی ها اعتراف می کنند که بیش از 50 درصد از خاک افغانستان در دست طالبان است، راه دیگری به جز از صلح وجود دارد؟ اگر وجود دارد آن چه راهی است؟
اگر جنگ راه حل خوبی برای تأمین امنیت است که تمام قوای جهان به همین منظور به افغانستان آمده اند.
به گفته مژده قدرتمند ترین نیروی جهان یعنی ناتو در جنگ کنونی افغانستان شکست خورده است، یعنی وقتی که به هدف خود نرسیده معنی اش این است که شکست خورده است.
کسانی که می گویند با طالبان نباید صلح کرد خوب خودشان بروند و با طالبان بجنگند و این گروه را از بین ببرند و امنیت را تأمین کنند.
به گفته مژده همه می دانند که پایان هر جنگی صلح است و صلح یا از راه مذاکره یا از راه جنگ تحکیم میشود.
خبرنگار شفقنا از مژده پرسید؛ پس تکلیف جنایاتی که طالبان مرتکب شده اند چه خواهد شد؟ آیا نباید کسانی که در این گروه مقصر اصلی در کشتار مردم بی دفاع بوده اند را محاکمه کرد و یا نه صلح پایان قصه جنگ در افغانستان است؟ مژده در پاسخ گفت: اگر محکمه ای در این ارتباط ایجاد شود باید آمریکایی ها، دولت افغانستان و افرادی که در دولت افغانستان هستند و طالبان همه باید به این محکمه کشانده شوند.
مژده در ادامه گفت که آمریکایی ها جنایات وهشتناکی را در افغانستان مرتکب شده اند همانگونه که طالبان و داعش انجام داده اند.
به گفته مژده در یک محکمه بی طرفی که تمام این گروه ها بازخواست شوند، می شود این جنایات بررسی و عاملین جنایات محکمه شوند.
مژده گفت: ” اگر شما اینگونه فکر کنید که مثلا یک عده می آیند و مطرح می کنند که ما جنایاتی را بررسی می کنیم که فلان گروه انجام داده است، مثلا می گویند که حکمتیار و مجاهدین به محکمه کشانده شوند، اما در این صورت مشکل جنایات در افغانستان حل نمیشود و اگر در این زمینه بحثی صورت می گیرد باید بی طرفانه باشد و همه گروه ها در آن باشند.”
مژده در اخیر می گوید که در بحث انجام جنایات جنگی ما تنها شهرهای بزرگ را نداریم، ولایات و ولسوالی های دوردست هم هستند که در آنها جنایات بزرگی صورت گرفته، بمباران های زیادی در این نقاط دوردست اتفاق افتاده که مردم را به خاک و خون کشانده است که اگر با مردم این نقاط صحبت کنیم آنها روایت دیگری را تعریف می کنند.
به بیان مژده دلیل قوت گرفتن طالبان جنایاتی بوده که صورت گرفته و مردم در نقاط دوردست را به سمت طالبان سوق داده است.

راهبرد آمریکا در افغانستان شکست خورده است

تحلیلگر پاکستانی ، سیاست های واشنگتن درقبال افغانستان را شکست خورده خواند و گفت: دونالد ترامپ رییس جمهوری امریکا نیروهای نظامی خود را در افغانستان افزایش می دهد.

‘رحیم الله یوسف زی’ تحلیلگر پاکستانی روز سه شنبه در گفت وگو با ایرنا در اسلام آباد با تحلیل وضعیت افغانستان گفت: مشورت رهبران طالبان درخصوص پیشنهاد مذاکره کار آسانی نیست و تاکنون نیز امکان نداشته است که همه طرف ها برای مذاکره گرد هم ایند.
وی اضافه کرد: آمریکا در افغانستان موفق نمی شود، زیرا 40 درصد خاک این کشور در کنترل طالبان است و واشنگتن درصدد است که پس از موفق نشدن در افغانستان، با طالبان مذاکره کند.
این تحلیلگر ارشد مسائل افغانستان، مذاکره با طالبان را سیاست مشترک آمریکا و افغانستان خواند و گفت: طالبان تا خروج نیروهای آمریکا از افغانستان مذاکره نمی کند و آمریکا درنظر دارد که پاکستان را زیر فشار قرار دهد.
به گزارش ایرنا ، پیش از این نهم اسفندماه سال 96، اشرف غنی رییس جمهوری افغانستان در دومین نشست «پروسه کابل» با شرکت نمایندگان حدود ۲۵ کشور در کابل پیشنهاد کرد به عنوان بخشی از روند سیاسی پیشنهادی، طالبان به عنوان یک گروه سیاسی مشروع به رسمیت شناخته شود تا این روند به مذاکرات صلح و خاتمه ۱۶ سال جنگ داخلی در این کشور منجر شود.

هدف سفر رئیس ستاد ارتش آمریکا به افغانستان

در حالی که آمریکا اخیرا مشاوران ویژه خود را برای حضور در میدان‌های جنگ به افغانستان اعزام کرده رئیس ستاد ارتش آمریکا نیز در آستانه آغاز فصل جنگی برای بررسی استراتژی ترامپ در افغانستان به این کشور رفت.

به گزارش دولت بهار، ژنرال «جوزف دانفورد» رئیس ستاد ارتش آمریکا برای بررسی استراتژی جنگی ترامپ در افغانستان به این کشور آمد.

رئیس ستاد ارتش آمریکا در جمع خبرنگاران گفت: هدفش از این سفر گفت‌وگو با مشاوران نظامی خارجی در افغانستان، ارزیابی از وضعیت کنونی جنگ در این کشور و ارزیابی استراتژی ترامپ است.

«پایگاه اطلاع رسانی ارتش آمریکا» اعلام کرد که این ژنرال آمریکایی هیئت بزرگی از جمله مقامات ارشد ستاد ارتش این کشور را نیز به همراه خود دارد که در زمینه اطلاعاتی، استراتژی و تدارکات تخصص دارند.

این مقامات به سراسر افغانستان سفر خواهند کرد تا وضعیت این کشور را بررسی کرده و اطلاعات به دست آمده را به دانفورد ارائه کنند تا در نهایت این ژنرال 4 ستاره آمریکایی قادر به داشتن تصویری از همه چالش‌های پیش رو در افغانستان باشد.

از جمله برنامه‌های دانفورد دیدار با مشاوران ویژه‌ای است که اخیرا به افغانستان اعزام شده‌اند و اکنون تقریبا اعزام همه آن‌ها انجام شده است.

وی همچنین در نظر دارد تا برنامه صلح دولت افغانستان را بررسی کند.

گفتنی است که رئیس ستاد ارتش آمریکا پیش از این نیز از فوریه سال 2013 تا آگوست سال 2014 فرمانده نیروهای آمریکایی و ناتو مستقر در افغانستان بوده و آشنایی کاملی با وضعیت افغانستان دارد.

 

حضور “افغانستان” در شانگهاي؛ فرصتي غيراقتصادي براي چين

چين در تلاش است تا از راه‌هاي مختلف حضور خود را در آسياي مرکزي پررنگ و ديگر کشورها از جمله روسيه را به حاشيه براند.

به گزارش خبرگزاري ميزان، الکساندر کنيازاف پژوهشگر و کارشناس اسياي مرکزي در تحليلي اتحاد چين با افغانستان و پاکستان و تاجيکستان را مورد بررسي قرار داده است.
در اين تحليل آمده است: اخيرا مذاکرات «رمضان رحيم زاده» وزير کشور تاجيکستان و هيئت همراه وي در «پکن» با «گوشن کنيا» وزير امنيت عمومي چين انجام شد.
همزمان چين مذاکرات سه جانبه‌اي را با مديران کميسيون مبارزه با تروريسم تاجيکستان و پاکستان با محوريت امنيت در «دوشنبه» انجام داد.
پس از اين مذاکرات رئيس ستاد ارتش آزادي بخش چين «فان فن خوي» به «کابل» پرواز کرد.
مشخص است که ماهيت اين مذاکرات هماهنگي سياسي يا اقدامات پليسي نبوده زيرا ديدارها در سطوح اداري و مديريتي انجام شده و به هيچ ارتشي مربوط نمي‌شود.
نقش برجسته رئيس ستاد ارتش گواه بر برنامه‌هايي با استفاده از نيروهاي مسلح در راستاي اهداف مورد نظر است.
در ميان اين اهداف مبارزه با تروريسم، افراط گرايي، جدايي طلبي، جرايم بين المللي، قاچاق موارد مخدر و قاچاق غير قانوني اسلحه نيز بوده که منجر به تشکيل مرکز مشترک ضد تروريستي در دوشنبه شد.
تلاش براي ايجاد مرکزي مشابه ولي با ماهيت سياسي توسط روسيه نيز انجام شده است.
در سال‌هاي 2012-2009 چندين ملاقات با حضور رؤساي جمهور روسيه، تاجيکستان، پاکستان و افغانستان انجام شد که فرمت همکاري مبني بر تصميم‌گيري‌هاي امنيتي در جهت کاهش نيروهاي نظامي آمريکا و آيساف از افغانستان بود.
با اين حال اين تلاش عمدتا در حد اطلاعيه بود و پياده سازي آن در حوزه‌هاي اقتصادي و نظامي و همکاري‌هاي ضد تروريستي انجام نشد.
«مسکو» طرح‌هاي لازم را ارائه نداد و به تبع آن طرح‌ها و برنامه‌ها از طرف کشورهاي همسايه افغانستان مثل ايران و ازبکستان و ترکمنستان نيز ارائه نشد و در نتيجه هر گونه تلاش براي نفوذ در درگيري‌هاي افغانستان بي اثر باقي ماند.
حالا به نظر مي‌رسد که پکن به درک درستي از واقعيت تأمين امنيت منطقه رسيده و بنابراين تلاش مي‌کند که با رهبري نظامي خودش ثبات و امنيت منطقه را تأمين نمايد که هم حافظ منافع خود چين باشد و هم تأثير جهاني ايجاد کند.
ناگفته نماند که سياست چين در رابطه با افغانستان و همسايگان اين کشور در يک راستا است.
تلاش بر تأثير گذاري وضعيت منطقه از نوامبر سال 2014 آغاز شده است يعني زمانيکه قرارداد سه جانبه‎اي با حضور چين- پاکستان و افغانستان بسته شد.
اين قرارداد مبني بر تأمين امنيت گشت مرزي منطقه «واخان» از ولايت بدخشان افغانستان و احداث جاده از چين به ايران بود ولي اين نقشه و توافق محقق و عملي نشد ضمن اينکه همزمان فعاليت‌هاي تروريستي در بدخشان و قندوز و شمال غرب افغانستان نيز آغاز گرديد و ساخت جاده عملا غير ممکن شد.
بي ثباتي داخلي تاجيکستان چين را نگران کرده بود و پکن فقط به فرم‌همکاري دوجانبه در جهت حفاظت از طرح‌هاي اقتصادي در جمهوري تاجيکستان بسنده کرد.
به نظر مي‌رسد که چين متوجه شده که درباره مشکلات اين‌گونه نبايد به صورت محلي تصميم گيري شود و بايد در سطوحي وسيعتر و تخصصي‌تر و استفاده مستقيم از نيروهاي مسلح باشد.
در راستاي فعاليت بيشتر کشورهاي ياد شده، پکن مسائل ژئوپليتيکي را بيشتر مورد توجه قرار داد.
گسترش فعاليت هند در زمينه نظامي در افغانستان در حالي که توافق‌هاي زيادي را با واشنگتن و «لندن» دارد، به هيچ وجه در جهت منافع چين نيست.
اگر از اين نقطه نظر به موضوع نگاه کنيم حمله پر سرو صداي طالبان به کنسولگري هند در «مزار شريف» در اوايل ژانويه سال جاري و متعاقب آن حمله به سرکنسولگري هند در «جلال آباد» در مارس بي منظور نبوده است.
بر کسي پوشيده نيست که «اسلام آباد» و سيستم نظامي وي نه تنها فرصت‌هاي قابل توجهي در جهت کنترل طالبان بلکه ديگر گروه‌هاي مشابه در افغانستان دارند.
يکي ديگر از انگيزه‌هاي چين نفوذ به منطقه نظامي و سياسي است که روسيه در آن حضور دارد.
دوشنبه به دنبال آلترناتيوي براي نفوذ مسکو بود و ناخواسته به برخي از نقطه نظرهاي نامطلوب پکن عمل کرد مثل درگيري با ايران به دليل حضور «محي الدين کبيري» رهبر حزب نهضت اسلامي در کنفرانس اسلامي «تهران» يا تلاش براي يافت شرکايي در عربستان.
از سوي ديگر داشتن موقعيت ناظر براي افغانستان اين امکان را به چين مي‌دهد تا در سازمان شانگهاي به مسائل غير اقتصادي بپردازد.
مخالف اين طرح روسيه است که با حضور هند در سازمان شانگهاي موافق است و در دراز مدت با حضور ايران موافقت مي‌کند.
برنامه ريزي براي ايجاد تشکل جديد با حضور چين، پاکستان، افغانستان و پاکستان همچنان در سطح گسترده‌اي در مذاکرات در رابطه با موضوع افغانستان مورد بحث قرار مي‌گيرد.
همزمان ممکن است مذاکرات بي تأثير و بي ثمري بين کابل و طالبان با مشارکت چين و آمريکا و پاکستان انجام گيرد.
بازيگران سياسي بايد متوجه باشند که چين در نظر دارد و به طور فعال تلاش مي‌کند که با سيستم خود توازن امنيتي را در منطقه ايجاد نمايد.
مخالفين اين کار گروه جديد مي‌تواند روسيه، آمريکا، ايران، پاکستان و افغانستان باشند که با حضور چين گروه 1+6 را تشکيل مي‌دهند.
با ظهور اين گروه جديد علاقمندان به کنفرانس بين المللي برلين درباره بررسي موضوع افغانستان سخن خواهند گفت.
بنابراين سياست چين در منطقه وارد فضا و اتمسفر جديدي مي‌شود که فراتر از مفهوم سياست خارجي است و مبني بر «اجتناب از استفاده ارتش در خارج از کشور» مي‌باشند.
توسعه اقتصادي به ناچار مستلزم حمايت نظامي است که بدون شک بايد حضور مسکو و منافع مهم حياتي آن را در منطقه در نظر گرفت.

امریکا چگونه 15 سال قبل در شرق نزدیک هرج و مرج ایجاد کرد

مداخله امریکا در عراق در تاریخ 20 مارچ سال 2003 آغاز شد. بعد از گذشت 15 سال به تمام جهان روشن شد که جنگ تحمیلی برای تمام منطقه و خود ایالات متحده به فاجعه مبدل گشت.

خبرنگار خبرگزاری «ریا نووستی» این موضوع را بررسی نموده که چرا کاخ سفید این فیصله را اتخاذ کرد، زندگی مردم عراق چگونه تغییر نموده و به خاطر چه کشور به پایگاه «دولت اسلامی» (داعش- سازمان ممنوع در روسیه — تبصره مدیریت مسوول) مبدل گشته است.

« صدام هزاران تبعه خود را با گاز سمی مسموم ساخته بود»

مشی بازداری صدام حسین، رهبر جاه طلب و سیاستمدار خارج از کنترول نیروهای خارجی، در واشنگتن بعد از جنگ ایران — عراق تدوین شد که در آن امریکا از بغداد حمایت مینمود. حسین امیدوار بود که به رهبر منطقه کامل مبدل گردد، ولی این کار در پلان های امریکا شامل نبود. در محیط جمهوری خواهان — محافظه کار نو مفکوره راجع به ضرورت ضربه پیشگیرانه تبلیغ می شد، تا به «تحکیم رژیم خصمانه» اجازه داده نشود و دسترسی بلامانع ایالات متحده بر نفت شرق نزدیک تامین شود.

این کار بعد از رسیدن جورج بوش — پسر، به قدرت در سال 2001 که تحت نفوذ قوی خود این گروپ محافظه کاران نو تحت رهبری ریچارد چینی معاون رئیس جمهور و پول ولفوویتس معاون وزیر خارجه قرار داشت، انکشاف منطقی یافت.

بعد از حوادث 11 سپتمبر سال 2001 احساس تهدید برای امریکا و ضرورت عملکرد فوری بوجود آمد.

به اساس خاطرات مقامات عالیرتبه سیاسی امریکا، رئیس جمهور جورج بوش در ابتدا واقعاً هم فکر میکرد که در پشت سر این اعمال تروریستی بغداد قرار دارد.

دستگاه های استخباراتی امریکا نسبتاً زودتر روشن ساختند که این حقیقت ندارد. کارشناسان به یک صدا می گفتند که رژیم عراق نه تنها به «القاعده» ارتباط ندارد، بلکه «دشمن طبیعی» آن شمرده میشود، ولی شخصیت های رسمی امریکا پافشاری بر نظریه اولی ادامه میدادند.

جورج بوش در سال 2002 می گفت:«عراق انتراکس (سیاه زخم سایبیریا — تبصره مدیریت مسوول)، گاز نو و سلاح هستوی طی مدت زمان بیش از یک دهه طراحی می کرد. این رژیم از گاز سمی برای کشتار هزاران تبعه خود استفاده نموده و انبار اجساد مادران را بر اطفال کشته شده انها بجا می ماند. او با پذیرش مفتشین بین المللی موافقه نمود، ولی بعداً مفتیشین را اخراج کرد. این رژیم چیزی برای پنهان کردن از جهان متمدن دارد».

اتهام ساختن سلاح کشتار جمعی — دلیل عمده برای مداخله در عراق — در اوایل اولتر از همه به خاطر شخص صدام حسین — قانع کننده محسوب میشد. هنوز خاطرات که او چگونه هنگام جنگ ایران — عراق سلاح کیمیاوی علیه کردان و همچنان باشندگان شیعه جنوب عراق، بکار برد، هنوز زنده بودند. فقط در یک حمله در حلبچه از 5 تا ده هزار نفر کشته شدند و مجموعاً بیش از دو صد محله مسکونی هدف حملات کیمیاوی قرار گرفتند.

بر اساس شرایط آتش بس بعد از عملیات «طوفان صحرا» که توسط سازمان ملل متحد برقرار گردید، بغداد مکلف بود ذخایر سلاح کشتار جمعی ایجاد شده و پروگرام تولید آنها را نابود سازد و ثبوت های مربوطه را به مفتیشین سازمان ملل متحد ارایه کند. عراق با بی میلی تمام این مطالبات را پذیرفت، ولی از اجرای حد اقل ده فیصله نامه که بغداد را به امتناع از پروگرام سلاح کشتار جمعی مکلف می ساخت، شانه خالی میکرد.

و در سال 1998 صدام حسین دسترسی مفتیشین بر کشور را قطع کرد.

در سال 2002 تحت فشار سازمان ملل متحد و کشورهای غربی رهبر عراق با تفتیش موافقه کرد. کمیسیون سازمان ملل متحد تحت رهبری هانس بلیکس و آژانس بین المللی انرژی اتمی تحت رهبری محمد ال بارادی به این نتیجه رسیدند که عراق از تمام پروگرام های تولید سلاح کشتار جمعی رهایی یافته است. در اکتوبر سال 2004 Iraq Survey Group متشکل از 1400 کارشناس امریکایی، انگلیسی و استرالیایی در باره سلاح کشتار جمعی تائید کرد که پروگرام فعال ساختن سلاح کشتار جمعی و تماس های مربوطه بین بغداد و تروریستان وجود ندارد. این کار صدام را نجات داده نتوانست.

شکست CIA

بوش و اطرافیان نزدیک او نمی خواستند به نتیجه گیری های کمیسیون منتظر بمانند. آمادگی برای عملیات بر ضد بغداد که بنام «آزادی عراق» مسمی شده بود، با قوت تمام جریان داشت و هرگونه حقایق و دلایل که مانع آن شده میتوانستند، رد میشدند. در اذهان عامه قصور بغداد باعث تردید نمی گردید. برعلاوه — کمتر کسی پروای مساله مقصر بودن داشت. صدام حسین برای امریکایان رهبر بیش از حد نفرت انگیز بود و آن را باید نابود می ساختند.

به حرف مخالفان حمله بر عراق، مانند جنرال برینت سکاوکروفت، انتونی زینی قوماندان سابق قوماندانی مرکزی نیروهای مسلح امریکا و برخی نظامیان بلند رتبه، گوش نکردند. همچنان به تعداد زیادی کارشناسان که راجع به خطرات بس بزرگ، مربوط به سقوط رژیم در کشوری با ساختار پیچیده اتنیکی — مذهبی صحبت میکردند، گوش نه کردند. امریکا اعتراضات اعضای شورای امنیت سازمان ملل متحد — آلمان، فرانسه و روسیه را که از تصویب فیصله نامه راجع به استعمال قوه نسبت به بغداد را از طریق شورای امنیت امتناع ورزیدند که انگلستان برای آن تلاش مینمود، نیز رد کرد.

اعضای شورای امنیت سازمان ملل متحد را معلومات ارایه شده CIA راجع به لابراتوارهای عراق در مورد تولید سلاح بر اساس ویروس سیاه زخم که به بهانه برای مداخله مبدل گشت و همچنان ظرف حاوی پودر سفید که کولین پاویل وزیر خارجه امریکا به شورای امنیت آورده بود، قانع ساخته نتوانستند.

گواهی مخبر کلیدی CIA، رافض احمد الجنابی انجینیر فراری عراقی که راجع به لابراتوارهای سیار بیولوژیکی معلومات میداد، دروغ آگاهانه ثابت شد که بعد از گذشت سال ها او جهت تلاش به خاطر «رفاه مردم عراق» توضیح میکرد.

 احمد حلبی شییعه رهبر اتحادیه اپوزیسیونی «کانگرس ملی عراق» نیز منبع مطمئین معلومات نبود.

گواهی ناجی صبری وزیر خارجه عراق و طاهر ال تکریتی رئیس دستگاه استخبارات عراق راجع به اینکه صدام پروگرام فعال سلاح کشتار جمعی ندارد، در CIA نادیده گرفتند.

واقعاً هم، به جای رژیم دیکتاتوری جنگ «همه بر ضد همه» آمد.

« ما فکر میکردیم، دیکتاتوری فرو می پاشد و دموکراسی مسلط خواهد شد»

نوزاد حکیم یکی از فعالین مدنی که در کردستان زندگی میکند، به خبرگزاری «ریا نووستی» معلومات داد:« من آن زمان را بسیار خوب به یاد دارم، ما با خوشی منتظر ختم زمامداری صدام حسین بودیم و با دقت ناظر همه اقدامات امریکایان بودیم. در ماه مارچ آمادگی فعال برای ضربه بر حکومت عراق در بغداد جریان داشت. عملیات زمینی آغاز شد. نیروهای امریکایی که از قسمت جنوبی عراق وارد شده بودند، بعد از 18 روز بغداد را اشغال کردند. همه کلکین ها با پلاستیک پوشانیده شده بودند، ما از حمله کیمیاوی به مثابه انتقام جویی صدام می ترسیدیم».

نوزاد حکیم در ادامه گفت:« در تاریخ 9 اپریل امریکایان بدون مقاومت وارد بغداد شدند و به زودی راجع به سقوط رژیم اعلام گردید. نیروهای مسلح امریکا کنترول تمام کشور: مثلث سنی — بغداد، تکریت، رامادی و ولایت سنی الانبار، کردستان عراق و جنوب شییعه نشین، را به دست گرفتند. ما انتظار نداشتیم که عراق را بطور کامل و برای مدت طولانی اشغال میکنند».

از «بهار عربی» تا داعش

به گفته بریوس ریدل کارمند سابق CIA، «جنگ عراق بارک اوباما را رئیس جمهور امریکا ساخت و سیاست خارجی امریکا را تغییر داد». او افزود:« مصالحه ملی وجود دارد — این جنگ احمقانه بود. و عواقب آن طی سالیان دراز گریبانگیر امریکا خواهد بود».

کارشناس در ادامه گفت:« این جنگ باور امریکا بر خود و امکانات خود را خدشه دار ساخت. نه تنها به قدرت رسیدن اوباما، بلکه پدیده ترامپ با عوامفریبی او را من به مثابه نتیجه مسیر ترسیم شده «فرهنگ شکست» که در امریکا بعد از جنگ به اصطلاح با تروریزم مسلط است، تلقی میشود».

ندیم شهادی عقیده دارد، «اوباما بسیار عجله داشت از عراق در سال 2011 خارج گردد و از چانس بهوبدبخشیدن اوضاع در آنجا استفاده نکرد. نسبت تقویت «هلال شییعه» (تهران — دمشق — جنبش «حزب الله» لبنان) امریکا تا اندازه زیادی کنترول بر منطقه را از دست داد و این کار از تعویض قدرت در بغداد، جای که تهران نفوذ به مراتب بیشتر، نسبت به واشنگتن، دارد، آغاز شد. دستان گروه های شییعه باز گردید، آنها کنترول هرچه بیشتر بر سوریه، لبنان و یمن به دست می آورند… واشنگتن در سوریه نه دیدگاه و نه هم استراتیژی دقیق نداشت. نتیجه آن — فاجعه بیشتر، نسبت به عراق، می باشد».

یکی از عواقب بسیار وحشتناک جنگ امریکا در عراق — ظهور «القاعده» و «دولت اسلامی» (داعش- سازمان ممنوع در روسیه — تبصره مدیریت مسوول) در انجا در پاسخ به اشغال امریکا شمرده میشود.

در سال 2004 «القاعده» در عراق به اسامه بن لادن وفاداری خود را اعلام داشت.

افراد مسلح سنی تحت بیرق مبارزه با امریکا و در نتیجه — با «ستمگران شییعه» و تهران وارد عمل شدند که با لبیک زنده باشندگان سنی کشور روبرو گردیده است.

در نتیجه خروج نیروهای امریکا و در موج «بهار عربی» و حوادث در سوریه گروه«دولت اسلامی» (داعش- سازمان ممنوع در روسیه — تبصره مدیریت مسوول) تحت رهبری ابوبکر البغدادی و «خلافت» در مناطق سنی نشین بوجود آمد. در سال 2014 افراد مسلح داعش طی چند ساعت شهر موصل را تصرف کردند. هسته لشکر داعش را اعضای حزب بعث و افسران مجرب رژیم صدام حسین تشکیل میداد.

به این ترتیب، نظریه پرداز و استراتیژیست داعش سمیر ال هیلاوی، دگروال سابق اردوی عراق بود. اجنتان داعش که در جمله آنها نظامیان سابق عراق به حد کافی وجود داشتند، شیوه های مبلغین اسلامی

و میتودهای ادارات استخباراتی عراق را مشترکاً بکار می بردند.

 

 اعزام نیرو های اسرائیلی به افغانستان

سربازان خاص اسرائیل برای تجربه جنگ با مسلمانان به افغانستان اعزام میگردند.

اسپوتنیک به نقل از اطلس، یک تعداد رسانه های عربی در هفته های اخیر گزارش داده اند که یک گروه از نیروهای خاص اسرائیلی با هویت و تابعیت امریکایی وارد افغانستان شده است تا تمرین عملیات واقعی با گروه های اسلام گرا را در خارج از سرحدات اسرائیل تجربه کنند.

بر اساس گزارشات برخی رسانه‌های عربی قرار است، گروهی 90 نفره از نیروهای خاص اسرائیلی وارد خاک افغانستان شده است؛ نکته حائز اهمیت حضور آنان استفاده از تابعیت و هویت امریکایی است و در همین راستا در اراضی تحت نظر امریکا در افغانستان مستقر می‌شوند.

کارویژه این گروه تمرین عملیات واقعی درمیدان جنگ با گروه‌های اسلام‌گرا در خارج از اراضی اشغالی و هدف آن‌ها کسب مهارت‌های ویژه اطلاعاتی برای نبرد با گروه‌هایی است که دارای پشتوانه مردمی هستند.

هدف اسرائیل از این تحرکات کسب تجربه درزمینه جنگ شهری است که احتمالاً در آینده با حزب‌الله لبنان که از حمایت مردمی گسترده و پشتیبانی سرزمینی برخوردار است درمی‌گیرد».

در این گزارش گفته شده است که کماندوهای اسرائیلی از تمامی مصونیت‌های وضع‌شده برای سربازان امریکایی برخوردارند. کماندوهای اسرائیلی تعداد زیادی از شهروندان افغانستان را خواهند کشت و این قانون آن‌ها را در برابر پیگردهای بین‌المللی قانونی مصون خواهد داشت؛ چراکه تابعیت امریکایی آنها دارای مصونیت قضایی است.

گفته می شود هدف اسرائیل از اعزام نیروهای ویژه اش به افغانستان آشنایی با تکتیک هایی است که در جنگ های غیر منظم توسط اسلام گرایان استفاده می شود.

اعمال فشار آمريکا براي به دست آوردن قراردادهاي معادن افغانستان

سازمان شفافيت افغانستان اعلام کرد : آمريکا براي به دست آوردن قرار دادهاي بزرگ معادن بر دولت اين کشور اعمال فشار مي کند.
« سيد اکرام افضلي » رئيس اجرايي سازمان ديدبان شفافيت افغانستان دیروز دريک نشست خبري درکابل گفت : دولت آمريکا بر دولت افغانستان فشار وارد مي کند تا قراردادهاي بزرگ استخراج معادن را با آمريکا به امضا برساند و از اين طريق ايالات متحده بتواند هزينه جنگ افغانستان را از منابع استخراج معادن تامين کند.
وي از تمايل شرکت هاي بزرگ آمريکايي از جمله « بلک واتر» براي استخراج معادن افغانستان ابراز نگراني کرد و گفت : با توجه به ظرفيت کاري وزارت معادن افغانستان ، انعقاد قراردادهاي بزرگ استخراج معادن در شرايط فعلي با شرکت هاي آمريکايي زمينه ساز فساد خواهد شد.
رئيس اجرايي سازمان ديدبان شفافيت گفت : قراردادهاي استخراج معادن افغانستان بايد بصورت شفاف منعقد شود و شرکت هاي طرف قرار داد نيز بايد حسابدهي داشته باشند.
« ناصر تيموري » عضو سازمان شفافيت افغانستان نيز دراين نشست خبري ادعا کرد : مقامات افغانستان و آمريکايي سال گذشته پيمان مخفيانه اي را امضا کرده اند که براساس آن ، قرار دادهاي بزرگ استخراج معادن افغانستان با شرکت هاي آمريکايي امضا شود.
وي افزود : اين پيمان به دور از چشم مردم و رسانه هاي گروهي افغانستان منعقد شده است.
هنوز مقامات دولتي افغانستان درباره اظهارات مسئولان سازمان ديدبان شفافيت اين کشور واکنش نشان نداده اند.

گام های بعدی امریکا بر ضد پاکستان

نیکولسن: اگر فشارهای کنونی بر پاکستان اثر نگذارد، گزینه‌های دیگر بر ضد این کشور روی میز است.

 جان نیکولسن فرمانده عمومی نیروهای حمایت قاطع در افغانستان امروز، دوشنبه 28 حوت، به خبرنگاران گفت: “گام بعدی را رییس جمهور امریکا بر ضد پاکستان خواهد برداشت، اما آنچه را می توانم بگویم اینست که گزینه‌های متفاوت در برابر پاکستان روی میز است و درصورت که این کشور اقدام موثری برضد هراس افگنی در خاکش انجام ندهد این گزینه های یکی پی دیگر به اجرا گذاشته خواهد شد، چنانچه شما دیدید، کمک های نظامی برپاکستان به تعلیق درآمد و نام این کشور در فهرست خاکستری درج شد، با این حال فشارهای سیاسی و اقتصادی بر پاکستان حفظ خواهد شد”.
فرمانده عمومی ماموریت حمایت قاطع ابراز اطمینان کرد که سرانجام فشارها بر پاکستان اثر خواهد گذاشت و این کشور را ناگزیر خواهد کرد که بر ضد گروه‌های هراس‌افگن در خاکش اقدام کند.
او افزود: “تلاش‌‎های صلح، فشارها بر پاکستان و فشارهای نظامی بر طالبان در میدان‌های نبرد هم ترکیبی از راهبرد جدید امریکا برای افغانستان و جنوب آسیا است”.

تخلیه جنگجویان داعش در سوریه از سوی امریکا

هلیکوپترهای ائتلاف به رهبری آمریکا رهبران “داعش” را از شمال شرقی سوریه تخلیه کردند.

به گزارش اسپوتنیک، هلیکوپترهای ائتلاف بین المللی به رهبری ایالات متحده از جنوب شرق محله شهر کامیشلی در شمال شرقی سوریه، شماری از رهبران گروه تروریستی «دولت اسلامی»، که در روسیه ممنوع شده است)، تخلیه کردند.
به گفته این آژانس، سه هلیکوپتر در حومه کامیشلی فرود آمدند، چهار رهبر داعش ایرانی الااصل را با خود گفته گرفتند و به سوی نامعلوم پرواز کردند.
درگیری مسلحانه در سوریه از مارچ سال 2011 به این سو ادامه دارد. ایالات متحده و ائتلاف بین المللی از سال 2014، بدون موافقت مقامات کشور، عملیات علیه جنایتکاران در خاک جمهوری اسلامی سوریه انجام داده اند.

از توافقات پشت پرده قره‌ باغ غزنی مطلع شوید

افغان پیپر : 1 ـ از آغاز «دادخواهی قره‌ باغ» تقابل جوان و پیر، حزبی و غیر حزبی در میان هزاره‌ های غزنی جریان داشت، گپ و گفتار به جایی رسید که برخی از جوانان آزاد، حساس و با اراده، خواستار «حرکت مستقلانه» شدند، و از ما خواستند تا به زودی «حقایق» را بنویسیم و پرده از روی چهره‌ هایی که یک سره برای مردم «آیه‌ی یاس» می خوانند، برداریم، یگانه چیزی که همواره جلوی حرکت مردمی را در غزنی می گیرد، چهره‌ هایی ست که زیر کار با حکومت هستند؛ اما از مردم بهره کشی سیاسی می کنند، در میان مردم تحریک احساسات می نمایند و اما در «حرمسرای ولایت» از یک فاشیستی همانند کریم متین سپاس گزاری می کنند، مردم را تا زمانی از دنبال شان می کشند، که گپ و گفتار شان در «زن خانه‌ی ولایت» شنیده نمی شود، پس از حرکت آغازین پرشور مردم، صورت مساله را تغییر می دهند و یک سره تلاش می کنند تا جوانان با اراده، حساس و حقیقتجو را به حاشیه بکشند و «بازی کثیف» شان را دور از «چشم مردم» ادامه دهند، یکی از درد های بزرگ مردم ما این است که «اراده‌ ی سیاسی» شان، از سوی کسانی به بازی گرفته می شوند، که «حق السکوت» شان ۳۰ لیتر تیل است، در هر گندکاری شریک هستند و «جوانان» را به نام «انقلابی» «خون گرم» «احساساتی» و … از میدان دور می کنند، ما در اوج «دادخواهی قره‌ باغ»، به خاطر جلوگیری از نفاق، صف شکنی و پراکندگی مانع حرکت مستقلانه شدیم؛ اما حالا به این نتیجه رسیده ام که مردم ما نمی توانند با این «ته مانده‌ های حزبی» به جایی برسند، بنابر این بر ما است که این «حجابان ره» را به حال شان واگذاریم و احترام شان کنیم؛ اما دیگر نگذاریم احساسات، غیرت، درک و اراده‌ی مان را به بازی بگیرند، مساله‌ی قره‌ باغ نشان داد که «ما می توانیم»؛ اما چالش بزرگ ما «خلای رهبری» است و هنوز جوانان ما به خاطر نبود رهبری مطمین نمی توانند حق شان را بگیرند و از دشمن انتقام بگیرند.
2) هرکس نمی داند بداند که هیات حکومت فاشیست به قاتلان و گروگان گیران هزاره‌ های قره‌ باغ مبلغ صد لک افغانی باج داد و همینگونه در سفری که هیات حکومت فاشیستی به شیر آباد داشت، مبلغ پانزده لک افغانی برای این جلادان تحفه داد؛ اما برای خانواده‌ ی شهیدان هزاره صد هزار افغانی پرداخت گردید و سرانجام در توافقی که بین دو طرف منازعه صورت گرفت، از خسارات هزاره‌ ها یادی نگردید، حتی شخصی به نام ذاکر از زرک قره‌ باغ که پس واقعه‌ی شیرآباد، توسط جلادان برده شد و تا هنوز از سرنوشت او چیزی نمی دانیم، داخل در اجندای توافق نبوده است، زیرا «خون هزاره بی رنگ است» و اسیرش «ابد الآباد» محکوم. جویای ذاکر شدم؛ حتی «رجلان سیاسی» هزاره در غزنی، از سرنوشت او اظهار بی خبری می کند، ما نمی دانیم داکتر شاه جهان گروگان گرفته شود و یا داکتر بصیر(با لبخند) تا ذاکر از قید اسارت پشتون‌های شیرآباد آزاد گردد!
3) پس از روزی که در ولایت حرف زدیم و به جای «کلی گویی» «گریه سالاری»، «سپاسگزاری از یک قاتل» و تبریه‌ی افغانان وزیری قره‌ باغ و نسبت دادن تمام قتل ها و بدبختی ها به «دشمنان افغانستان» مستقیم والی غزنی، اسد الله وفا، نیاز محمد امیری را متهم به «حمایت از قاتلان» کردیم، در اردوی خودی محکوم بودم، با گوش خودم در جلسه می شنیدم که بر ضدمان تبلیغ می کردند، متهم مان می کرد که چرا جزییات را منتشر کرده ایم، برخی ها از زیر جلسه با خشم و قهر جلسه را ترک می کردند که تا فلانی باشد، ما نیستیم، همینگونه وقتی که بر آخرین درخواست نامه ا‌ی که ننگین بود، از منطق عجز، بیچارگی و سرشکستگی سرچشمه گرفته بود؛ اعتراض کردیم، اوقات متمایلان به حکومت و رفیقان هزارگی والی غزنی تنگ شد، در این درخواست نامه آقایان! با غیرت یک ملت بازی کرده بودند و ذلیلانه چند خواسته‌ی ساده را مطرح کرده بودند؛ اما پیشنهاد ما از قبیل «لغو فرمان امیر شیرعلی خان در پیوند به آب نیخته » بود و همینگونه تاسیس یک قل اردو در هزارستان، با مرکزیت قره‌ باغ غزنی.

دیدگاه سفیر سابق پاکستان در واشنگتن درباره گسترش روابط هند و افغانستان

به گزارش خبرگزاری دانشجو، «حسین حقانی» سفیر سابق پاکستان در واشنگتن در گفت‌وگو با «آسیا تایمز» درباره نگرانی اسلام‌آباد از نزدیکی روابط هند و افغانستان گفت: سابقه این نگرانی‌ها به سال‌های ابتدای استقلال پاکستان باز می‌گردد، اما پرسش دیگر برخی از کشورها درباره این نگرانی‌ها این است که چطور هند بدون حضور نظامی در افغانستان، پاکستان را مورد تهدید قرار می‌دهد.

وی افزود: نگاه خارج از پاکستان این است که اگر اسلام‌آباد از حضور نظامی هند در افغانستان احساس خطر کند این قابل درک است، نگرانی درباره عملیات مخفیانه در امتداد «خط دیورند» نیز جدی است.

حقانی در ادامه نیز با اشاره به نوع روابط دهلی‌نو و کابل گفت: اگر افغان‌هایی که در هند تحصیل می‌کنند و یا هندی‌هایی که در افغانستان جاده می‌سازند از دید مقامات پاکستانی به عنوان تهدیدی برای امنیت این کشور دیده شوند، در این صورت بقیه کشورها، این را موضوعی سیاسی یا نظامی تلقی نمی‌کنند بلکه موضوعی روانی می‌پندارند.

دیپلمات سابق پاکستانی اظهار داشت کشورش سال‌هاست از مخالفان مسلح دولت افغانستان با این توجیه حمایت می‌کند که نفوذ هند در این کشور تهدیدهای امنیتی را برای دولت اسلام‌آباد در پی دارد.

وی درباره روابط آمریکا و پاکستان نیز گفت: آمریکا بارها در گفت‌وگو با مقامات پاکستانی اظهار داشته که هند حضور نظامی در افغانستان ندارد و مدرکی نیز بر تمایل دولت کابل برای کمک به طرح جنگی دهلی‌نو علیه اسلام‌آباد نیز وجود ندارد.

وی همچنین تصریح کرد: رهبران پاکستان تنها پذیرش کمک‌های اقتصادی هند توسط افغانستان را مورد پرسش قرار می‌دهند، در حالی که پاکستان خودش ظرفیت ارائه چنین کمک‌های را ندارد.

گفتنی است که حدود پنج ماه پیش وزیر دفاع هند در یک کنفرانس مشترک خبری با همتای آمریکایی‌اش تصریح کرد که دهلی‌نو نیروی نظامی به افغانستان اعزام نخواهد کرد.

راهی به ترکستان: مانیفست شماره دو یا تزهای بیشتر درباره‌ی ایجاد صلح در افغانستان

اطلاعات روز : نویسنده: توماس روتیگ
یادداشت نویسنده: عنوان و درونمایه‌ی این مجموعه‌تزها به «مانیفستی: تزهایی درباره‌ی ایجاد صلح در افغانستان» که به‌تاریخ ۴ حوت ۱۳۹۶ در مجله‌ی (War on the Rocks) منتشر شد، اشاره دارد (این‌جا)https://warontherocks.com/2018/02/theses-peacemaking-afghanistan-manifesto/) بخوانید). اما تزهای این یادداشت به‌طور عمده بحران نهادهای داخلی افغانستان را مورد مداقه قرار می‌دهد که باید، برای بهبود شرایط برای گفت‌وگوهای موفقانه‌ی صلح که به عقبگرد در دستاوردهای پس از سال ۱۳۸۰ به‌خصوص در مورد حقوق و آزادی‌ها نیجامد، به آن‌ها رسیدگی شود.

ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی
کاین ره که تو می‌روی به ترکستان است
(سعدی)
اوبه له سره خړی دی
ضرب‌المثل پشتو که به زبان دری نیز وجود دارد (آب از سرچشمه گل‌آلود است).
تعریف یک خوش‌بین چیست: شخصی که چیزها را آن‌قدر که تراژیک‌اند نمی‌بینند. -کارل والنتین
۱
افغان‌ها با یک وضعیت خیلی پیچیده روبه‌رو هستند که شامل چندین بحران – مربوط به امنیت/جنگ، اجتماعی-اقتصادی و نهادی – می‌شود که از میان آن‌ها ظهور شورش فقط یک علامت بود. این بدان معناست که تمرکز بر «صلح» (و فرافکنی ملامتی برای نبود صلح) بدون نگاه کردن به کاستی‌های داخلی افغانستان، فقط به نصف مشکل می‌تواند رسیدگی کند.
۲
بحران نهادهای سیاسی افغانستان و ناتوانی آن‌ها در واکنش نشان دادن مؤثر به این بحران‌ها. این امر به‌خاطر نقایص هنگام تولد است که از این واقعیت که توافق‌نامه‌ی ۱۳۸۰ بن هیچ‌گاهی به‌صورت کامل اجرا نشد، ناشی می‌شود. مهم‌ترین نقص هنگام تولد این نبود که طالبان و حزب اسلامی به کنفرانس دعوت نشدند. راه‌های دیگری برای شمولیت حوزه‌های انتخاباتی/حمایتی آن‌ها، چنان‌چه از حضور چندین عضو رهبری حزب اسلامی در سطوح گوناگون حکومت افغانستان و نیز در پارلمان حتا قبل از توافق صلح پیداست، وجود داشت. بلکه مهم‌ترین نقص هنگام تولد، نظام سیاسی متمرکزی بود که این کنفرانس به‌وجود آورد.
۳
متمرکز بودن بیش از حد (نظام) به بحث درباره‌ی این‌که افغانستان باید یک دولت مرکزی باقی بماند یا به یک فدراسیون تبدیل شود یا این‌که آیا افغانستان باید درجه‌یی از تمرکززدایی یا «تفویض» (عناصری از مقوله‌ی دوم (تفویض) مانند اشاعه‌ی آموزش زبان اقلیت‌ها و حفاظت از گروه‌های قومی که به‌صورت صریح در میان ۱۴ قوم مندرج در قانون اساسی ذکر نشده می‌تواند انسجام ملی را تقویت کند) اشاره ندارد. بلکه به صلاحیت‌هایی مانند صلاحیت تعیین اعضای نهادها و کمیسیون‌های «مستقل»، به‌شمول نهادهای انتخاباتی و در نتیجه زیرسؤال بردن استقلال آن‌ها اشاره دارد که به رییس‌جمهور داده شده است. این نکته در مورد تعیین اعضای دادگاه عالی نیز صادق است.
۴
قدرت با حذف پست یک نخست‌وزیر زمانی که قانون اساسی ۱۳۴۳ «منهای سلطنت» به‌صورت موقت در بن در سال ۱۳۸۰ دوباره احیا شد و هم‌چنین با امتناع رهبر افغانستان حامد کرزی و حامیان عمده‌اش از تسجیل یک دادگاه مستقل قانون اساسی در جریان لویه‌جرگه‌ی ۱۳۸۲ قانون اساسی بیشتر متمرکز شد. پست یک صدراعظم از اثرات نظام ریاستی بدون اینکه رییس‌جمهور را فقط به یک رییس سمبولیک دولت تبدیل کند می‌کاست. این می توانست تشکیل حکومت‌های ائتلافی از احزاب گوناگون که در برابر پارلمان پاسخگو می‌بود را تحت رهبری او ممکن می‌ساخت. پارلمان به نوبه‌ی خود می‌توانست در صورت ضرورت این حکومت‌ها را تبدیل کند. هم‌چون یک سیستم، تنوع سیاسی و قومی جمعیت و چشم‌انداز سیاسی افغانستان را نیز بهتر بازتاب می‌داد.
۵
اشتباه دیگر در بن – و هویداست که حامیان کرزی تعمد داشتند – جلوگیری نکردن از ورود رییس، معاونان یا اعضای کابینه‌ی اداره‌های موقت و انتقالی (۱۳۸۰- ۱۳۸۳) به رقابت در انتخابات‌های ریاست‌جمهوری ۱۳۸۳ و پارلمانی ۱۳۸۴ بود. این امر مسوولیت سازمان‌دهی انتخابات را که خودشان در آن رقابت می‌کردند به آن‌ها واگذار کرد و راه را برای دستکاری نتیجه از طریق نهادهای انتخاباتی که آن‌ها تعیین کرده بودند باز کرد.
۶
برگزار نکردن هم‌زمان نخستین انتخابات‌ ریاست‌جمهوری و پارلمانی نیز یک اشتباه بود. افغانستان از آن زمان تاکنون از تقویم آشفته‌ی انتخاباتی رنج برده است. جامعه‌ی جهانی پس از هر دوره‌ی انتخاباتی از انتخابات ۱۳۸۳ و ۱۳۸۴ تاکنون در این‌که از مقامات افغانستان مصرانه بخواهد اصلاحات انتخاباتی جدی بیاورند، ناکام مانده است. عیب‌های عمده در داخل نظام انتخاباتی پس از دوره‌ی انتخاباتی ۱۳۸۳ و ۱۳۸۴ آشکار شد.
۷
تأخیر در برگزاری نخستین انتخابات – که برخلاف قانون اساسی بود، اما آن زمان به‌عنوان یک خطای کوچک دیده می‌شد – بعدا راه را برای نقض بیشتر قانون اساسی در چهارراهی‌های سیاسی کلیدی باز کرد.
۸
اثرات متمرکز بودن بیش از حد قدرت فقط پس از دوره‌های موقت و انتقالی کاملا آشکار شد. این دوره‌ی اولیه (موقت و انتقالی) تحت‌الشعاع شبه‌انحصار قدرت توسط «اتحاد شمال» سابق قرار داشت. این دوره بر خلع سلاح یک‌جانبه و غیرنظامی‌سازی ناکام کابل پس از سقوط رژیم طالبان نیز استوار بود که در مغایرت با احکام صریح توافق‌نامه‌ی بن قرار داشت.
۹
یک کمپاین خلع سلاح ناقص که به نفع متحدان سابق ضدشوروی و ضدطالبان غرب تمام شد باعث قدرت گرفتن جنگ‌سالاران و فرماندهان شد، زمینه‌ی تغییر ماهیت آن‌ها به کارفرمایان ضدتروریسم (anti-terrorism entrepreneurs) که از نظامیان خارجی پول می‌گرفتند و از قراردادهای بزرگ امنیتی، لوجستیکی و غیره نفع می‌بردند را فراهم کرد. به بسیاری از آن‌ها پست‌هایی در حکومت یا در نیروهای امنیتی داده شد در حالی‌که گروه‌های مسلح شخصی‌شان در خدمت‌شان باقی ماندند (و کماکان هستند). این گروه‌ها می‌توانند میان «گروه‌های مسلح غیرمسوول» (خارج از سلسله‌مراتب کنترل رسمی حکومت) یا «ملیشه‌های طرفدار دولت» یا واحدهای پولیس محلی افغانستان و نیروهای مشابه تغییر جهت بدهند.
۱۰
نقطه‌ی عطف هنگام برگزاری لویه‌جرگه‌ی ۱۳۸۲ قانون اساسی بود، زمانی که «نظام ریاستی یا پارلمانی» قومی‌سازی شد. این امر پشتون‌ها و سایر گروه‌های قومی کوچک که طرفدار یک نظام ریاستی متمرکز بودند را در برابر اکثر غیرپشتون‌ها که از یک نظام پارلمانی حمایت می‌کردند قرار داد. گروه اول با تفاوت بسیار اندکی برنده شد که این امر خواست‌های اقلیت قابل توجهی را به‌طور عمده برآورده نکرد. (به پارلمان حق «استیضاح» وزیران در هر زمان معینی داده شد. اغلب از این حق استفاده شد که باعث اختلال منظم حکومت شده است.)
۱۱
یک پیامد عمده‌ی این تصامیم ضعیف و تحولاتی که در نتیجه‌ی آن پیش می‌آید این است که کنترل و توازنی (checks and balances) که در چهارچوب قانونی افغانستان پیش‌بینی شده است اغلب مورد استفاده قرار نمی‌گیرد یا با زیرکی دور زده می‌شود.
۱۲
یک عنصر عمده‌ی این مسأله، روابط تیره‌ی درازمدت میان قوه‌ی مجریه (ارگ) و قوه‌ی مقننه، به‌خصوص مجلس نمایندگان یا پارلمان است. این مسأله در دوره‌ی رییس‌جمهور حامد کرزی شروع شد، زمانی که مجلس نمایندگان اغلب با تردستی دور زده می‌شد و اعتبار آن به‌وسیله‌ی دستکاری و رشوه‌دادن تضعیف می‌شد. (البته بار ملامتی به گردن نمایندگانی که آن را قبول می‌کردند نیز است.) این مسأله اغلب باعث کارشکنی‌ها، مانع‌تراشی‌ها و انتقام‌جویی‌های متقابل و هم‌چنین توقف پروژه‌های حیاتی قانون‌گذاری می‌شد.
۱۳
مؤثریت پارلمان با در نظر نگرفتن نقشی در انتخابات‌ها برای احزاب سیاسی، به‌شمول احزابی که پس از سال ۱۳۸۰ از فعالیت‌های زیرزمینی بیرون می‌آمدند، بیشتر محدود شد. ممنوعیت عملی، هرچند نه قانونی، برای معرفی فهرستی از کاندیداها در انتخابات پارلمانی یا تشکیل گروه‌های حزبی در پارلمان برای احزاب وجود دارد.
۱۴
حکومت موانع بیشتری برای احزاب سیاسی، برای مثال از طریق کمپاین‌های مکرر ثبت مجدد (اغلب نزدیک یک انتخابات)، ایجاد کرده است که هدف آن کاهش تعداد احزاب از طریق اقدامات اداری است به‌جای این‌که به رأی‌دهندگان اجازه دهد در این مورد تصمیم بگیرند.
۱۵
این امر میدان بازی نامتوازنی را میان احزاب «ملکی» و تنظیم‌های مسلح سابق که به احزاب تبدیل شده‌اند به‌وجود آورده است. این تنظیم‌ها توانایی بسیج قدرت مسلح و گاهی استفاده از تهدید به خشونت را برای رسیدن به اهداف سیاسی‌شان دارند. این مسأله به ناپدید شدن تقریبا کامل احزاب طرفدار دموکراسی سال‌های نخستین پس از سال ۱۳۸۰ انجامید، در حالی‌که باعث تداوم همیشگی احزاب تنظیم-محور شد که به منابع دیگر با نقض قانون احزاب سیاسی دسترسی دارند بدون این‌که از سوی مراجع مربوطه پاسخگو قرار داده شوند.
۱۶
نظام کنترل و توازن با ناکامی در برگزاری به‌موقع انتخابات ۱۳۹۴ پارلمانی بیشتر از پیش تضعیف شد. ولسی‌جرگه‌ی فعلی در یک برزخ قانونی قرار دارد که فقط بر فرامین ریاست‌جمهوری استوار است. این فرامین خودشان به ابزار عمده‌ی قانون‌گذاری برای دور زدن پارلمان مبدل شده است. یک واقعیت دیگر که اغلب نادیده گرفته می‌شود این است که مشرانوجرگه هرگز به‌صورت کامل تشکیل نشده است، زیرا فاقد نمایندگان شوراهای ولسوالی است که به‌صورت مستقیم انتخاب می‌شوند: چرا که انتخابات شوراهای ولسوالی هرگز برگزار نشده است. به نظر می‌رسد انتخابات شوراهای ولسوالی – هرچند که گفته می‌شود هم‌زمان با انتخابات پارلمانی برگزار می‌شود و کمیسیون انتخابات افغانستان نیز هنگام اعلان تأخیر بیشتر در انتخابات در ماه دلو امسال به آن اشاره کرد – از آمادگی‌های جاری برای انتخابات حذف شده است.
۱۷
به‌طور عموم، نهادهای سیاسی اغلب در نمای بیرونی باقی مانده‌اند یا به داشتن یک جایگاه ثانونی تنزل پیدا کرده‌اند، در حالی‌که تصامیم کلیدی بر مبنای سیستم‌های «سنتی» حامی-پیرو در «حلقه‌های درونی» غیرشفاف اتخاذ می‌شود. رییس‌جمهور غنی نتوانسته است این سیستم فاسد را از بین ببرد، زیرا او خودش بر اساس همین سیستم انتخاب شد. او بر ائتلافی انتخاباتی تکیه کرد که شامل تنظیم‌ها و احزابی می‌شد که پس از این‌که غنی رییس‌جمهور اعلان شد سهم خودشان را مطالبه می‌کردند. عین همین قضیه احتمالا اتفاق می‌افتاد اگر غنی برنده‌ی مطلق انتخابات ۱۳۹۳ می‌بود. اقدامات مثبتی همانند تعیینات بر اساس شایستگی کمتر از آن است که بتواند این سیستم را تغییر بدهد؛ «معامله‌های» هم‌زمان، مانند معامله‌ی اخیر در ولایت سمنگان و قبلا توافق صلح با حزب اسلامی گلبدین حکمتیار، این اقدامات مثبت را دوباره تضعیف می‌کند.
۱۸
با در نظر گرفتن این نکات می‌توانیم چنین جمع‌بندی کنیم که چشم‌انداز سیاسی افغانستان بدون پذیرش راه‌های نهادمند حل منازعه‌ی سیاسی به شیوه‌های مختلف دوقطبی است: میان حکومت و مخالفان مسلح؛ در درون حکومت وحدت ملی – که در حکومت کمپ‌ها نیز در حال از هم‌گسیختن است، هیچ ائتلاف فعلی ثابت نیست -؛ و هم‌چنین میان اهداف شخصی یا گروهی شخصیت‌های عمده. هیچ راه میانه‌ی سیاسی وجود ندارد. قدرت حتا اگر پس از انتخابات بعدی دست‌به‌دست شود، هم‌چنان در میان نخبگان موجود باقی خواهد ماند. در هم‌چون محیطی، تهدید به خشونت کماکان یک ابزار کلیدی برای حفظ قدرت در زمان کشمکش سیاسی است. در بنیاد این تهدید به خشونت معافیت برای جرایم جنگی و نقض حقوق بشر قبل از سال ۱۳۸۰ که از سوی پارلمان از طریق «قانون عفو» ۲۰۱۰ اعطا شد قرار دارد.
۱۹
این قطب‌بندی با گرایش‌ها به «قومی‌کردن» واقعی و ادراکی سیاست همراه است. در حال حاضر این مسأله خود را در مناقشات پایان‌ناپذیر درباره‌ی اصلاحات انتخاباتی، تذکره‌ی الکترونیکی و مذاکرات ارگ و عطا و ارگ و جمعیت نشان می‌دهد. این مناقشات زمان لازم برای آمادگی گرفتن برای یک انتخابات یا رسیدن به یک اجماع در مورد این‌که انتخابات چگونه و توسط چه کسی انجام شود را طولانی خواهد ساخت. بسیاری از پست‌ها در نهادهای انتخاباتی هنوز خالی است یا در معرض تغییرات بیشتر است. در سایه‌ی این جدال‌ها، گرایش‌هایی آشکار می‌شود که برخی از افغان‌ها آن‌ها را «اقتدارگرایانه» می‌خوانند.
۲۰
اکنون بسیاری خواب «برگشت به سال ۱۳۸۰» و از صفر شروع کردن را می‌بینند و برخی پیشنهاد می‌کنند که این کار با تدویر یک لویه‌جرگه‌ی جدید انجام شود. این پیشنهادات اما در راستای تأمین منافع شخصی است، زیرا این کار احتمالا کسانی را به مقام برخواهد گرداند که در به‌وجود آمدن وضعیت کنونی کمک کرده‌اند. احتمالا چنین خواهد بود زیرا نخبگان سیاسی موجود (هرچند دسته-دسته شده‌اند) سیستم تقریبا کاملا سربسته‌یی را به‌وجود آورده‌اند که مانع ورود نیروهای تازه می‌شود یا فقط از طریق هموند کردن یا جذب در گروه معینی اجازه می‌دهد.
۲۱
در وضعیت کنونی، صرفا این مهم نیست که انتخابات چه زمانی و به چه ترتیب یا ترکیبی (اول انتخابات پارلمانی یا انتخابات پارلمانی و ریاست‌جمهوری به‌صورت هم‌زمان) برگزار شود، بلکه این نیز مهم است که کیفیت این انتخابات‌ها چگونه خواهد بود و آیا پارلمان، رییس‌جمهور و حکومت آینده در نتیجه‌ی این انتخابات مشروع خواهد بود؟ مشروعیت، از دید بازندگان احتمالی و رأی‌دهندگان سرخورده به‌طور عموم فقط از نهادهای اصلاح شده و مستقل انتخاباتی و تدابیر برای به حداقل رساندن محرومیت از حق رأی ناشی خواهد شد. انتخابات در یک چهارچوب اصلاح نشده عمدتا به حضور جامعه‌ی جهانی در افغانستان (از دید پارلمان‌ها و رأی‌دهندگان کشورهای کمک‌دهنده و حتا شکاکیت درباره‌ی حضور در افغانستان در این کشورها افزایش یافته است) مشروعیت خواهد بخشید.
۲۲
در حال حاضر، اصلاحات انتخابات عمدتا به معنای مبارزه‌ی دو جانب در حکومت وحدت ملی برای کنترل بر نهادهای انتخاباتی است.
۲۳
حتا اگر اصلاحات انتخاباتی به تقویت نقش احزاب سیاسی منجر شود، این امر باعث قدرت گرفتن احزابی می‌شود که فاقد عملکرد دموکراتیک داخلی‌اند. همچنین تقویت نقش احزاب سیاسی ممکن است باعث قدرت گرفتن برخی از احزابی شود که قصد دارند از ابزارهای دموکراتیک برای استقرار یک حکومت غیردموکراتیک استفاده کنند.
۲۴
البته واقعیت عمده‌یی که بر محرومیت رأی‌دهندگان از رأی دادن تأثیر می‌گذارد جنگ جاری است که مدت‌هاست که به سیکل/دورهای تشدید بی‌معنای آن تبدیل شده است. اما جنگی که باعث حضور جزیره‌یی و محدود حکومت در بخش‌هایی از کشور شده است نیز فرصت‌های فروانی را برای دستکاری انتخابات آینده، برای مثال از طریق پرکردن صندوق‌ها در غیبت ناظران افغان یا بین‌المللی، فراهم می‌کند.
۲۵
در حال حاضر، حکومت افغانستان و کمک‌دهندگان بین‌المللی باید متعهد شوند که انتخابات ۱۳۹۷/۱۳۹۸ آخرین انتخاباتی است که در یک چهارچوب غیراصلاح شده و با نقض برخی از احکام صریح قانون اساسی برگزار خواهد شد. این امر مستلزم این خواهد بود که تلاش‌ها برای اصلاحات همه‌جانبه‌ی انتخاباتی بلافاصله پس از ختم این دوره‌ی انتخاباتی شروع می‌شود و بار دیگر برای آخرین لحظه‌ی ممکن به تعویق انداخته نمی‌شود.

توماس روتیگ یکی از رییسان شبکه‌ی تحلیلگران افغانستان (کابل/برلین) است. او در مطالعات افغانستان/افغانستان شناسی از دانشگاه هومبولت در برلین مدرک دارد. در سال ۱۳۷۹، او به مأموریت سازمان ملل در افغانستان پیوست و در این وظیفه در یک تلاش سازمان ملل برای مذاکره برای پایان بخشیدن به جنگ میان طالبان و «ائتلاف شمال» از طریق صلح در همان سال شرکت کرد. او در آمادگی برای کنفرانس بن در سال ۱۳۸۰ نیز سهم داشت و عضو تیم سازمان ملل در آن کنفرانس بود.

پیروزی پوتین؛ غرب سکوت کرد

جمهور :  برخی رهبران جهان در واکنش به پیروزی ولادیمیر پوتین در انتخابات ریاست‌جمهوری روسیه به او تبریک گفتند اما تاکنون رهبران کشورهای غربی به این خبر واکنش نشان نداده‌اند.
رهبران ایران، قزاقستان، بلاروس، ونزوئلا، بولیوی و کوبا از جمله رهبران جهان هستند که به آقای پوتین تبریک گفتند.
حسن روحانی؛ رئیس‌جمهور ایران، در پیامی پیروزی قاطع آقای پوتین را تبریک گفت و خواهان گسترش روابط و همکاری‌های بیشتر در روابط “منطقه‌ای و بین‌المللی” شد.
شی‌جین ‌پینگ؛ رئیس‌ جمهور چین، موقعیت روابط کشورش با روسیه را در “بهترین سطح در تاریخ” خواند.
آقای شی در پیام تبریکی به آقای پوتین گفت: “در حال حاضر همکاری راهبردی چین- روسیه در بهترین سطح خود در تاریخ قرار دارد و نمونه ‌ای است برای ایجاد روابط بین ‌الملل که در نوع خود تازه است.”
نتایج رسمی نشان می ‌دهد آقای پوتین بیش از ۷۶% رای کسب کرده است. او در دور قبل ۲۰۱۲، ۶۴% رای به دست آورده بود.
واکنش غرب در برابر خبر پیروزی پوتین کاملا قابل انتظار بود؛ درست همانگونه که پیروزی قاطعانه پوتین در انتخابات ریاست جمهوری روسیه، قابل پیش بینی بود.
غرب با سکوت در برابر این رویداد، نشان داد که از پوتین می ترسد. پیروزی او، واکنش معنادار غرب و پیام های تبریک هماهنگ و با ماهیت همسان قدرت هایی مانند چین و ایران به آن، مرزبندی روشن تری از قطب های قدرت جهان، به دست داد.
رسانه های غربی در اقدامی سازمان یافته، سلامت و شفافیت انتخابات روسیه را زیر سؤال می برند؛ این در حالی است که تخلف های انتخاباتی حتی در توسعه یافته ترین دموکراسی های جهان نیز امری معمول و بدیهی است.
از سوی دیگر، در انتخابات تاریخی و بی مانند افغانستان در سال ۹۳ شاهد بودیم که همان رسانه ها، چگونه بر بدترین و وقیح ترین دستبردهای انتخاباتی، چشم بستند و تمام توان شان را برای لاپوشانی و توجیه آن، به کار گرفتند.
این نشان می دهد که معیارهای غرب در ارزیابی سلامت و شفافیت روندهای انتخاباتی نیز دوگانه و تابع ارزش گذاری های سیاسی و ایدئولوژيک و منافع استراتژيک قدرت های مسلط بر غول های رسانه ای است.
صرف نظر از این، واکنش غرب که گفته می شود روابط این دو بلوک، تحت تأثیر تنش های شدید و کم سابقه جاری در روابط انگلیس و روسیه بر سر ماجرای مسمومیت جاسوس دوجانبه سابق روس و دخترش، در بدترین فصل خود قرار دارد، قابل درک و منطقی به نظر می رسد؛ اما این توجیه، همه واقعیت را در این باره، بازتاب نمی دهد.
بخش دیگر واقعیت این است که غرب از پوتین و روسیه ای که او ساخته است می ترسد. غرب از ظهور یک رقیب جدی و چالش ساز در برابر هژمونی بین المللی لیبرال دموکراسی به رهبری امریکا، هراس دارد.
پوتین به رویاهای غرب برای سلطه بر جهان، پایان خواهد داد. بلوک کشورهایی که از نتیجه انتخابات ریاست جمهوری روسیه، استقبال کرده اند، او را به تحقق این هدف، نزدیک تر خواهد کرد.
پوتین نیز انتظار واکنشی جز این از غرب نداشته است؛ اما او بی تردید، روی واژه واژه واکنش رهبران قدرت هایی مانند چین، ایران و… حساب باز خواهد کرد.
روسیه می داند که برای بازسازی قطب جدید در برابر سلطه غرب، به حمایت چین کمونیست و ایران اسلامی نیاز دارد.
این کشور همچنین از همراهی مستعمرات پیشین شوروی که همچنان در طول این سال ها، به عنوان مناطق نفوذ سنتی روسیه در کنار مسکو مانده اند، اطمینان دارد؛ طیفی از کشورها که از آسیای مرکزی و اروپای شرقی و حوزه بالکان تا شرق دور و امریکای جنوبی را در بر می گیرد.
به هر حال، پیروزی چندین باره پوتین در انتخابات ریاست جمهوری روسیه، تغییر مسیر تاریخ جهان را شتابی اساسی خواهد بخشید و خطری جدی و بزرگ را در برابر هژمونی نه چندان پایدار غرب ایجاد خواهد کرد و این همان چیزی است که رهبران غربی را در برابر این رویداد به سکوتی سرد و سنگین واداشته است.

بهار به روایت «اقبال»؛ نه افغانیم و نی ترک و تتاریم

علامه محمد اقبال لاهوری یکی از اندیشمندان بزرگ جهان اسلام و بی‌شک یکی از شعرای مشهور زبان فارسی دری است که در ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت از توابع هند دیده به جهان گشود.

نیاکان اقبال برهمن بودند که حدود پانصد سال پیش مسلمان شدند.

دیری نگذشت که آوازه اقبال در سراسر شبه‌قاره هند پیچید و شعرهای وی زبان زد عام و خاص شد.

او به زبان های اردو، فارسی دری، انگلیسی، المانی و عربی مسلط بوده  و تا مدت زیادی به شغل وکالت می‌پرداخت. اقبال علاقه زیادی به اندیشه و عرفان شرق داشته است .

علامه اقبال لاهوری در وصف بهار بین شاعران فارسی زبان شبه‌قاره جایگاه ویژه‌ای دارد و با شیوه‌ای تأثیر گذار این فصل را وصف کرده است.

آنچه که عظمت و ابهت و ارزش آثار اقبال را نسبت به سایر شاعران هم دوره در شبه قاره هند بیشتر می‌کند، نظرات سیاسی، اجتماعی و تربیتی او و تعلق شدید او به دین اسلام است.

آن گونه که در مقدمه یکی از دیوان‌های اقبال نیز آمده است، اقبال شاعری در ردیف قهرمانان جاوید شعر فارسی است که سبک جدیدی در شعر فارسی تأسیس کرد که باید سبک او را «سبک اقبال» نامید.

پیام اقبال حتی در شعری که در وصف بهار گفته است، با آثاری از این دست تفاوت بسیاری دارد.

اقبال در شعر «بهار» از مسلمانان جهان می خواهد که از خواب زمستانی بیدار شوند و جنب و جوش و «بیداری را از بهار بیاموزند»؛ این شعر اقبال، عظمت و اهمیت مشرب روحانی او را برای ما روشن‌تر می‌سازد.

بهار

خیز که در کوه و دشت خیمه زد ابر بهار

مست ترنم هزار، طوطی و در اوج و سار، برطرف جویبار، کشت گل و لاله زار، چشم  تماشا بیار

خیز که در کوه و دشت، خیمه زدا بر بهار

خیز که در باغ وراغ، قافله ی گل رسید

باد بهاران وزید، مرغ نوا آفرید، لاله گریبان درید، حسن گل تازه چید، عشق غم نو خرید

خیز که در باغ وراغ، قافله ی گل رسید

 بلبلگان در صفیر صلصلگان در خروش

خون چمن گرم جوش، ای که نشینی خموش،  در شکن آئین هوش،  باده ی معنی بنوش، نغمه سرا گل بپوش

بلبلگان در صفیر صلصلگان در خروش

حجره نشینی گذار گوشه ی صحرا گزین

برلب جوئی نشین،  آب روان را به بین، نرگس ناز آفرین،  لخت دل فرودین،  بوسه زنش بر جبین

حجره نشینی گذار گوشه ی صحرا گزین

دیده معنی گشا، ای زعیان بیخبر

لاله کمر در کمر، نیمه ی آتش به بر، میچکدش برجگر، شبنم اشک سحر، در شفق انجم نگر

دیده معنی گشا، ای زعیان بیخبر

خاک چمن وانمود راز دل کائنات

بود و نبود صفات، جلوه گریهای ذات , آنچه تو دانی حیات: آنچه توخوانی ممات، هیچ ندارد ثبات

خاک چمن وانمود راز دل کائنات

نه افغانیم و نی ترک و تتاریم

چمن زادیم و از یک شاخساریم

تمیز رنگ و بو بر ما حرام است

که ما پرورده یک نوبهاریم

 

از شعار تا عمل؛ تمدید دوره «حکومت وحدت ملی» افغانستان و دموکراسی آمریکایی

در حالی کمتر از چند ماه به پایان عمر حکومت وحدت ملی افغانستان باقی مانده که آمریکایی‌ها و رهبران کابل سخن از تمدید دوره این حکومت بدون برگزاری انتخابات مجدد می‌زنند و این موضوع با عث نگرانی در میان مردم و رهبران افغانستان شده است… .

به گزارش خبرگزاری تسنیم، آمریکا با شعار دموکراسی به تعدادی از کشورهای منطقه از جمله افغانستان حمله کرد و این مداخلات نظامی خود را با بهانه جایگزینی نظام‌های استبدادی با دموکراتیک همواره توجیه کرده است.آمریکا با تأکید بر برگزاری انتخابات به عامل اصلی برقراری دموکراسی خواست نشان دهد که به اصطلاح به هدف تحکیم دموکراسی و تشکیل یک نظام دموکراتیک در این کشورها دست یافته است.

این در حالی است که با نگاهی دقیق‌تر به عملکرد آمریکا در این کشورها، خواهیم دید که تقریبا تمامی انتخابات‌های برگزار شده مملو از تقلب بوده و آرای مردم در واقع نقشی در تعیین سرنوشت کشورهایشان نداشته است.

از زمانی که آمریکا و متحدانش به بهانه مبارزه با تروریسم و داعیه برقراری دموکراسی به افغانستان حمله کردند، نزدیک به دو دهه گذشته و سه دوره انتخابات پارلمانی و ریاست‌جمهوری در این کشور برگزار شده است.اما همواره نکته مهم این انتخابات تقلب بوده و آخرین انتخابات ریاست‌جمهوری افغانستان نیز به نظر بسیاری یک فاجعه بوده است.

حکومت وحدت ملی ثمره مداخله آمریکا در نتیجه انتخابات

در آخرین دور از انتخابات ریاست‌جمهوری افغانستان نه تنها تقلب و تخطی‌های گسترده انتخاباتی صورت گرفت بلکه در نهایت این «جان کری» وزیر خارجه وقت آمریکا بود که با چشم پوشی از آرای مردم افغانستان، رئیس‌جمهور این کشور را تعیین کرد و حکومت وحدت ملی را روی کار آورد.

تشکیل حکومت وحدت ملی با میانجی‌گری آمریکا از نظر بسیاری از کارشناسان، فعالان مدنی و نمایندگان افغان خلاف قانون اساسی افغانستان و در تضاد با مبانی دموکراسی صورت گرفته است زیرا آمریکا با دخالت در نتیجه انتخابات این کشور و تحمیل یک دولت غیرقانونی آرای مردم افغانستان را نادیده گرفت و مانعی در جهت حق تعیین سرنوشت آنها شد.

بنابراین با نگاهی به واقعیت‌های موجود در افغانستان، می‌توان تناقض‌های آشکار رفتار و گفتار آمریکا همچنین اعمال سیاست‌های دوگانه این کشور در برابر افغانستان را مشاهده کرد. آمریکا و متحدانش به بهانه‌های مختلفی سرنوشت مردم افغانستان را قربانی منافع خود کردند.

کارشکنی یا عدم تمایل آمریکا به برگزاری انتخابات در افغانستان

بسیاری از کارشناسان افغان بر این باورند که آمریکا یا نمی‌خواهد انتخابات در افغانستان برگزار شود و یا هم به برگزاری آن تمایلی ندارد که ادامه فعالیت غیرقانونی پارلمان افغانستان خود گواه این امر است.

با وجود اینکه بر اساس قانون اساسی افغانستان سه سال از دوره کاری پارلمان این کشور می‌گذرد اما نمایندگان افغان هشتمین سال کاری خود را بدون برگزاری انتخابات پارلمانی و براساس دستور اشرف غنی آغاز کرده‌اند.

دوره کاری پارلمان افغانستان تیر ماه سال 1394 به پایان رسید اما اشرف غنی به جای برگزاری انتخابات تصمیم گرفت تا دوره کاری پارلمان این کشور را به شکل دستوری تمدید کند.

بنابراین بسیاری از کارشناسان افغان سومین سال از ادامه کار غیرقانونی نمایندگان افغان در پارلمان این کشور را  مصداق این امر می‌دانند که آمریکایی‌ها و دولت افغانستان یا مخالف انتخابات هستند و یا از برگزاری انتخابات شانه خالی می‌کنند.

شعارهایی مانند جنگ برای دموکراسی و ایجاد دولت قانون‌مدار از شعارهای اساسی آمریکا در بدو ورود به افغانستان بود و تبلیغات وسیعی نیز در رسانه‌های غربی برای آن صورت گرفت اما واشنگتن تمامی این سال‌ها سیاست دوگانه را در پیش گرفته است.

تمدید حکومت وحدت ملی؛ هدف آمریکا از عدم برگزاری انتخابات

در پی دیدارهای اخیر مقامات آمریکایی از کابل، احزاب اپوزیسیون دولت افغانستان از جمله «حزب محور مردم» و «شورای حراست و ثبات افغانستان» مقامات آمریکایی را متهم کردند که برای ممانعت از برگزاری انتخابات افغانستان تلاش می‌کنند.

ماه گذشته «مسعود ترشتوال» سخنگوی «شورای حراست و ثبات» و «شیوای شرق» سخنگوی حزب «محور مردم افغانستان» در نشست احزاب سیاسی این کشور گفتند که برخی از مقامات آمریکایی با ارائه طرحی جایگزین برای انتخابات، خواستار تمدید پنج ساله حکومت وحدت ملی هستند.

مقامات آمریکایی در دیدار با رهبران سیاسی در افغانستان از آنها خواسته بودند تا با ایجاد شورایی تحت عنوان شورای «قیادت» (شورای رهبری) و تمدید پنج ساله حکومت وحدت ملی بدون برگزاری انتخابات موافقت کنند در عوض از امتیازات بسیاری بهره‌مند شوند.

اما بسیاری از احزاب سیاسی افغانستان با اعلام مخالفت با طرح آمریکا برای تشکیل شورای رهبری تأکید کردند که هیچ جایگزینی برای برگزاری انتخابات در افغانستان وجود ندارد و جامعه بین‌اللملی، آمریکا و دولت افغانستان برای برگزاری انتخابات زمینه‌سازی کنند.

 نگرانی‌ها از عدم برگزاری انتخابات به دلیل مخالفت آمریکا

برخی از کارشناسان بر این باورند که آمریکا تلاش می‌کند تا اوضاع و شرایط سیاسی در افغانستان به همین منوال ادامه یابد زیرا تغییر دولت در این کشور احتمال اجرای بدون دردسر استراتژی ترامپ در افغانستان را با چالش روبرو خواهد کرد.

آمریکا با نظر داشتن  اینکه مردم و برخی از جریان‌های سیاسی افغانستان با حضور آمریکا در کشورشان مخالفند این مسئله را درک می‌کند که اگر دولت جدیدی با آرای مردم روی کار آید با ادامه حضور آمریکا در افغانستان مخالفت خواهد کرد.

از سوی دیگر، حکومت وحدت ملی که مبنای قانونی و محوبیت مردمی ندارد و از سوی احزاب و جریان‌های سیاسی طرد شده است به جز آمریکا حامی خاصی ندارد به همین دلیل هم برای ادامه بقایش مجبور به اطاعت بدون قید و شرط از سیاست‌های آمریکا است.

بنابراین دولت آمریکا با زیر پا گذاشتن دموکراسی، قانون و خواسته‌های مردم افغانستان تلاش می‌کند تا از طریق ناامنی و دامن زدن به تنش‌های سیاسی مانع برگزاری انتخابات شود و زمینه ادامه کار حکومت وحدت ملی را فراهم کند.

در حال حاضر نیز که عمر حکومت وحدت ملی رو به پایان است آمریکا و دولت افغانستان وانمود می‌کنند که خواستار برگزاری انتخابات هستند اما گمانه‌زنی‌ها درباره عدم برگزاری انتخابات در این کشور به قوت خود باقی هستند.

مسئله برگزاری انتخابات نه تنها نگرانی احزاب و جریان‌های سیاسی افغانستان را برانگیخته است بلکه در نشست اخیر سازمان ملل نیز برخی از کشورهای منطقه و نماینده ویژه این سازمان به لزوم برگزاری انتخابات در افغانستان تأکید کردند.

نگاهی گذرا به عملکرد حکومت وحدت ملی افغانستان

با توجه به اینکه عمر حکومت وحدت ملی افغانستان رو به پایان است در ادامه نگاهی گذارا به تعهدات و عملکرد این حکومت در چهار سال اخیر داریم.

رهبران حکومت وحدت ملی و حامیان غربی آنها شعارهای دموکراسی و قانون محوری را همواره سر می‌دهند اما بسیاری از مقامات، نمایندگان و احزاب افغانستان حکومت وحدت ملی را یک دولت مستبد و انحصارگرا می‌دانند که از قانون اساسی این کشور تبعیت نمی‌کند.

چند ماه پیش انجمن حقوق‌دانان افغانستان در نشست خبری اعلام کرد که حکومت وحدت ملی از 162 ماده قانون اساسی 94 ماده آن را یا نقض کرده و یا هم به درستی اجرا نکرده است.

در گزارش این انجمن عدم برگزاری انتخابات، تمدید پارلمان و مداخله در امور کمیسیون‌های انتخاباتی افغانستان از عمده ترین موارد نقض قانون محسوب شدند که حکومت وحدت ملی مرتکب آن شده است.

«امرالله صالح» رئیس سابق امنیت ملی افغانستان در همین باره تصریح کرده است: «پارلمان افغانستان به طور غیرقانونی چهار سال بیشتر از دوره کاری خود فعالیت کرده است؛ اشرف غنی نیز مدعی حاکمیت قانون، حکومت‌داری خوب و مشروعیت است درحالی که همه این‌ها را نقص کرده است».

حکومت وحدت ملی به خاطر مصلحت‌های سیاسی و در نتیجه پادرمیانی وزیر خارجه آمریکا بین عبدالله و اشرف غنی ایجاد شد تا در پایان دو سالگی با برگزاری «لویه جرگه» زمینه تعدیل قانون اساسی و تغییر نظام ریاستی به نخست‌وزیری را تعیین کند اما ریاست‌جمهوری افغانستان با گذشت دو سال از آغاز به کار حکومت وحدت ملی از برگزاری لویه جرگه قانون اساسی و تغییر نظام ریاست جمهوری به صدارتی که از اساسی ترین شروط توافقنامه حکومت وحدت ملی است خودداری کرد.

اگر چه تیم عبدالله و بسیاری از کارشناسان ادامه کار حکومت وحدت ملی پس از دو سال را بدون برگزاری انتخابات غیرقانونی می‌دانند اما آمریکا اعلام کرده که حکومت وحدت ملی برای کسب مشروعیت نیازی به برگزاری لویه جرگه ندارد.

در نتیجه رئیس جمهور افغانستان با دلگرمی به حمایت آمریکایی‌ها سایر شروط توافقنامه سیاسی حکومت وحدت ملی را نیز نادیده گرفته و اصلاحاتی نیز که قرار بود در نظام انتخاباتی افغانستان ایجاد کند هرگز تحقق نیافت و شعارهای دموکراسی آمریکا و متحدانش همچنان در حد شعار باقی مانده است.

 

رویـای خـامِ صلـح با طالبـان

ماندگار : از نشست روند دومِ کابل چند هفته می‌گذرد، ولی تا هنوز موضع طالبان در قبال فراخوانِ آقای غنی برای پیوستنِ بدون قیدوشرط به روند گفت‌وگوهای صلح، گنگ و نامشخص است. در آخرین مورد، ذبیح‌الله مجاهد که همواره از نامِ این گروه با رسانه‌ها صحبت می‌کند، گفته است که رهبری طالبان هیچ حرفی در مورد پیشنهادهای آقای غنی به او نگفته‌اند و به همین دلیل، او موضعِ این گروه را بیان کرده نمی‌تواند.
گروه طالبان در حالی از اعلامِ موضع در برابر طرح صلحِ آقای غنی سر باز می‌زند که حملاتِ نظامیِ این گروه بیش از هر زمانِ دیگری شدت یافته و همین لحظه اکثر مناطقِ کشور دستخوشِ ناامنی‌های فزاینده شده است. بر اساس برخی اطلاعات، ولایت‌هایی چون ننگرهار، کنر، فراه، بادغیس، پروان و فاریاب در بدترین وضعیتِ امنیتی به‌سر می‌برند و حتا حملاتِ طالبان به‌نحوی شدت یافته که باعث قربانی شدنِ ده‌ها سربازِ ارتش و پولیسِ کشور شده است.
تلفات نظامیان در هفته‌های اخیر بی‌پیشینه بوده و این به نحوی پاسخِ گروه طالبان به فراخوانِ صلح آقای غنی بوده می‌‌تواند. در حالی که فشارهای نظامی گروه طالبان شدت یافته، شورای امنیتِ سازمان ملل و ناتو از فراخوانِ صلحِ آقای غنی حمایت کرده و از طالبان خواسته‌اند که بدون درنگ به گفت‌وگوهای صلح وارد شوند. اما دیده می‌شود که نه فـراخوانِ آقای غنی و نه هم درخواست‌های بزرگ‌ترین متحدانِ نظامی و سیاسی افغانستان، هیچ تأثیری در کنش طالبان به‌وجود نیاورده است.
جنگ در افغانستان به همان شدتِ قبلیِ خود و حتا بیشتر از آن ادامه دارد و ارگ ریاست‌جمهوری با نگاهی خوش‌بینانه هر روز از پیشرفت‌های خود برای کشاندنِ طالبان به میز مذاکره خبر می‌دهد. آقای غنی این‌بار چنان مطـمین به نظر می‌رسد مثل این‌که طالبان به او گفته باشند که پس از درگیری‌های فعلی، فراخوانِ صلحِ او را لبیک گفته و به روند صلح می‌پیوندند. این‌جا بدون آن‌که آیۀ یأس بخوانیم و یا بخواهیم کارنامۀ طالبان را بزرگ‌نمایی کنیم، تلاش می‌ورزیم که واقعیت‌های جنگِ افغانسـتان را آن‌گونه که هست، ببینیم و حداقل در پرتو این واقعیت‌ها به راهکاری برسیم که نیاز ما را به تأمین صلح برآورده کند.
این‎که می‌نویسیم که تلفاتِ نظامیان افرایش یافته و یا حملات طالبان فراگیر شده، به معنای آن نیست که از این گروه تروریستی و جنایتکار و اعمال غیرانسانی‌شان حمایت صورت گیرد. این سخنان به معنای عُمق نفرت از چنین گروه‌ها و رفتارهایی‌ست که آن‌ها برای رسیدن به قدرت پیشه کرده اند. حرف اصلی این‌جاست که با فراخوانِ صـلح نه طالبان از جنگ دست برمی‌دارند و نه وضعیتِ کشور از آن‌چه که هست بهبود پیدا می‌کند. اگر با فراخوان صلح می‌شد طالبان و یا دیگر گروه‌های جنگ‌طلب را به پای میز مذاکره کشاند، در ظرف شانزده سال گذشته این کار جامۀ عمل می‌پوشید. مگر بارها از تربیون‌های مختلف، حامد کرزی رییس جمهوری پیشینِ کشور از طالبان نخواست که به گفت‌وگوهای صلح بدون هیچ پیش‌شرطی بپیوندند؟ آیا آقای کرزی برای نشـان دادن حُسن نیتِ خود به طالبان، آن‌ها را «برادران ناراضی» خطاب نکرد که تا به امروز مورد انتقاد قرار می‌گیرد؟ مگر آقای غنی با رسیدن به قدرت، طالبان را «گروه سیاسی» ننامید و از آن‌ها بارها نخواست که به جای جنگ، راه صلح را انتخاب کنند؟
این همه درخواست و تمنا به کجا انجامید که حالا طالبان تفنگ بر زمین بگذارند و به ندای آقای غنی لبیک بگویند؟ حتا اگر خوش‌بینانه به قضیه نگاه کنیم که طالبان آغاز گفت‌وگوهای صلح را بپذیرند، آن‌گاه چگونه می‌توان به قناعتِ آن‌ها دست یافت که بیایند و در زیر لوای دموکراسی و آزادی زنان، به کار و فعالیتِ سیاسی بپردازند؟
اگر گفت‌وگوها بدون قید و شرط باشد و دو طرف خواست‌های خود را برای پایان جنگ اعلام کنند، طالبان چند خواستۀ مشخص دارند که هیچ کدام از آن‌ها برای جامعۀ فعلی افغانستان و جامعۀ جهـانی پذیرفتنی نیست. نخست طالبان خواهان بیرون شدنِ نظامیان خارجی از کشور اند؛ دوم طالبان نظام فعلی افغانستان را نظامِ قابل قبول برای خود نمی‌دانند و خواهان استقرار امارت اسلامی در کشور می‌باشند، سوم، برای طالبان مفاهیمی چون حقوق بشر، حقوق زنان، آزادی بیان و چیزهایی از این قبیل، فرهنگِ وارداتیِ غرب است که با آموزه‌های اسلامی به تعبیر آن‌ها هیچ سازگاری‌یی ندارد. طالبان حتا با طرز پوشاک و آرایشِ فعلیِ جامعه و حتا قیافۀ سرانِ حکومت مشکل دارند. ریشی را که آقای غنی و عبدالله دارند، باید کوتاه نکنند، به ویژه آقای غنی که از منظر قیافه‌شناسیِ طالبانی ریشش هیچ سنخیتی با اسلامِ واقعی‌یی که طالبان می‌شناسند، ندارد.
وقتی یک گروه به قیافه‌ها و سر و وضعِ مردم نیز کار داشته باشد، آن‌گاه چگونه می‌توان با آن‌ها در مورد موضوعاتی صحبت کرد که نظامِ موجود خود را در قالب دموکراسی و حق انتخابِ مردم، به آن‌ها متعهد می‌داند. طالبان حتا برگزاری انتخابات را کاری احمقانه و وارداتی می‌دانند و می‌گویند که مردم عام، صلاحیتِ تشخیصِ خوب از بد را ندارند و در مورد رهبری نظام، باید علمای اسـلامی تصمیم بگیرند.
حالا با چنین تفاوتِ دیدگاه‌هایی، آقای غنی چگونه موفق می‌شود که طالبان را قانع سازد که تفنگ‌های‌شان را بر زمین بگذارند؟ آقای غنی با توجه به خواست طالبان، باید بی‌بی‌گل را راهی خانه کند و به تدبیر منزل و آشپزی بگمارد و اگر از حرف‌های او سرپیچی کرد، گاهی نیز او را تنبیه بدنی کنـد. آیا آقای غنی به چنین خواستی تن خواهد داد؟
اگر آقای غنی به پشتونوالی طالبان دلخوش کرده، باید گفت که زهی خیـال باطل!… طالبان حتا با جود پشتون بودنِ او حاضر نیستند که اسلامیتِ او را به رسمیت بشناسند مگر این‌که توبه کند و دوباره با بی‌بی‌گل عقد نکاح ببندد.
شاید این‌گونه حرف‌ها خنده‌آور و مضحک به نظر برسند، ولی واقعیت این است که طالبان چنین موجوداتی هستند و در دوره‌یی که بر افغانستان حکم می‌راندند، مراتبِ جهالت و تعصب و خشک‌اندیشی‌شان را واضحاً به اثبات رساندند و اکنون نیز که در حالِ جنگ با نظام و حکومتِ موجود هستند، چیزی جز نفرت و خشونت برای ارایه ندارند!

 

اشرف‌غنی و ایده ‌راهبردی صلح با پاکستان

جمهور : ارگ ریاست جمهوری می‌گوید که محمداشرف غنی رییس جمهور با ناصر جنجوعه مشاور امنیت ملی پاکستان دیدار کرده است.
در این دیدار که صبح دیروز شنبه (26 حوت) در ارگ ریاست جمهوری برگزار شده، دو طرف پیرامون پروسه صلح افغانستان گفتگو کرده اند.
در خبرنامه ارگ ریاست جمهوری آمده که در این دیدار دو جانب پیرامون پیشنهاد صلح افغانستان به طالبان و چگونگی آغاز مذاکرات همه جانبه با پاکستان بحث و تبادل نظر کردند.
در خبرنامه آمده که در این دیدار ضمن بحث بالای اهمیت و مؤثریت اتصال و همکاری ‌های منطقه‌ ای به ‌ویژه میان دو کشور، در خصوص اقتصاد جرمی و فعالیت شبکه ‌های تروریستی و راه‌های مبارزه با آنها نیز بحث گردید.
ارگ ریاست جمهوری گفته است که در پایان این دیدار، آقای غنی به ‌منظور آغاز مذاکرات دولت با دولت که در دومین کنفرانس پروسه کابل روی آن تأکید گردیده بود، از صدر اعظم پاکستان به ‌گونه رسمی دعوت نمود تا به کابل سفر نماید.
به نظر می رسد که در زمینه گفتگوهای مستقیم صلح میان کابل و اسلام آباد، اشرف‌ غنی؛ رییس جمهور نسبت به حامد کرزی؛ رییس جمهوری پیشین، مواضع واقع بینانه تری دارد.
او آشکارا می گوید که معضل و مانع اصلی در مسیر برقراری صلح و مبارزه با تروریزم در افغانستان چیست.
او از اینکه افغانستان و پاکستان در روابط دو جانبه خود، مشکلات جدی و اساسی دارند، بدون هیچ گونه ملاحظه کاری و پرده پوشی صحبت می کند.
آقای غنی پیش از این هم گفته و پس از مرگ ملا عمر یکبار دیگر بر این نکته تاکید کرده بود که افغانستان و پاکستان در طول سال های گذشته در یک جنگ اعلام ناشده قرار داشته اند‌ و اکنون زمان آن فرارسیده است که دو کشور وارد گفتگوهایی سازنده برای صلحی اعلام شده شوند.
این به عقیده آگاهان، ضرورت اصلی شرایط امروز افغانستان است.
این امر همان چیزی است که احتمالا خواهد توانست گرهی از کار فروبسته صلح در افغانستان باز کند و لازمه رسیدن به این هدف نیز در قدم اول، کنار گذاشتن ادبیات استعاری، تلویحی و زبان ایما و اشاره و وداعی دایمی با تابوهای سنگ شده است.
وقتی پاکستان برای رسیدن به اهداف خود در افغانستان، رسما و مستقیما از گروه های تروریستی مانند طالبان و سایر گروه ها، حمایت می کند و آنها را به افغانستان گسیل می دارد و وقتی رهبران تروریست های طالبان و القاعده و شبکه حقانی همه در افغانستان مستقر اند و در آنجا می میرند، دیگر هیچ جایی برای پرده پوشی و پنهان کاری باقی نمی ماند.
مقام های افغانستان به جای مذاکره با طالبان باید مشکلات امنیتی کشور را رو در رو با پاکستان در میان بگذارند و از آن کشور بخواهند که هدف آن از راه اندازی جنگ کنونی در افغانستان چیست.
خط دیورند به عنوان یک عامل مهم و کلیدی و به مثابه ماشین مولد بحران و ناامنی و بی ثباتی در افغانستان، می بایست به صورت اصولی و مطابق عهدنامه های بین المللی و قواعد مربوط به حقوق بین الملل، حل و فصل شود.
افغانستان بیش از این نمی تواند تاوان و هزینه مرگبار و ویرانگر یک جنگ اعلام ناشده را بپردازد و حاکمان و دولتمردان کشور باید این شجاعت را داشته باشند که برای حل بنیادی مسایل کشور، پاکستان را برای گفتگوهای صریح و استراتژیک به پای میز مذاکره بخوانند.
شاید این اقدام، در قدم اول، نیاز به شکستن تابوهایی داشته باشد که پرداختن به آنها سال ها در افغانستان در نتیجه برخوردهای نابخردانه و احساسی شاهان و حاکمان خیره سر و ملی گرایی فاقد عقلانیت آنها، ممنوع بوده است؛ اما شرایط حاد جاری در کشور، نیازمند برخوردی عاقلانه و شجاعانه با این مسایل پس از یک تاریخ سکوت و محافظه کاری است.
بنابراین صلح با پاکستان پیش نیاز صلح با طالبان است و اگر دولت افغانستان بتواند به این مأمول دست پیدا کند، کلید صلح با طالبان و سایر گروه های تروریستی نیز به خودی خود به دست آمده است.
دولت کابل باید این مهم را به عنوان یک بعد جدی طرح صلح خود در نظر آورد و قدرت های منطقه و جهان را متقاعد کند که پاکستان، بخشی از فرایند صلح افغانستان است و بدون دست یافتن به مصالحه ای تاریخی و پایدار میان دو کشور همسایه، صلح با گروه های مزدور تروریستی، به تنهایی راه به جایی نخواهد برد؛ زیرا پاکستان در گذشته نشان داده که با اثبات ناکارآمدی یک جریان مزدور، به سرعت، جریان تازه ای ایجاد کرده و به این ترتیب، همواره اثر و نقش خود در ناامنی و بحران افغانستان را حفظ کرده است.
نمونه بارز آن، قطع یا دست کم کاهش کمک های گسترده اسلام آباد به حزب اسلامی به رهبری گلبدین حکمتیار و ارائه کمک های وسیع به طالبان است.
فردا طالبان هم می تواند به آسانی کنار گذاشته شود و جای خود را به داعش بدهد. بنابراین، ابتدا باید با پاکستان صلح کرد.

 

سفر نخست وزير پاکستان به آمريکا

پارس تودی : نخست وزير پاکستان در سفر به آمريکا بامايک پنس معاون رييس جمهوري اين کشور ديدار و درباره حل بحران افغانستان با وي گفتگو کرد.
“شاهد خاقان عباسي” دراين ديدار با تاکيد بر مبارزه دولت پاکستان با گروه هاي تروريستي همچنين تاکيد کرد، امنيت درافغانستان براي دولت اسلام آباد مهم است وهيچ کشوري مانند پاکستان خواهان صلح و ثبات افغانستان نيست.
اين درحالي است که “تهمينه جنجوعه” معاون وزير امور خارجه پاکستان حدود 10 روز پيش در سفر به واشنگتن درجمع خبرنگاران با تاکيد بر احياي مجدد روابط اسلام آباد- واشنگتن گفت: اين روابط بيش از آنکه براي پاکستان ضروري باشد، براي آمريکا حياتي است.

دونالد ترامپ رييس جمهوري امريکا
مناسبات پاکستان و آمريکا از زمان روي کار آمدن «دونالد ترامپ» رئيس جمهوري آمريکا وارد تنش هاي بيشتري شده است.
ترامپ در اوت 2017 در معرفي راهبرد واشنگتن درباره جنگ در افغانستان، آشکارا پاکستان را متهم کرد که به پناهگاه تروريست ها تبديل شده وعامل ناامني در افغانستان است.
رييس جمهوري آمريکا سپس دراولين پيام توئيتري خود درسال 2018، پاکستان را آماج حملات لفظي خود قرار داد.
وي در توئيتر نوشت، آمريکا کورکورانه بيش از33 ميليارد دلاردر15 سال اخير به پاکستان کمک کرده است، درحالي که آن ها چيزي جز دروغ و فريب به ما نداده و رهبران ما را احمق پنداشته اند.
اين دو مواضع تند ترامپ ضمن مواجهه با واکنش هاي گسترده در پاکستان حتي موجب شد تا برخي مقامات اين کشور بر لزوم تجديد نظر در روابط با کاخ سفيد تاکيد کنند.
درچنين شرايطي سفر نخست وزير پاکستان به آمريکا که پيشتر معاون وزير خارجه آن کشور در ديدار ازواشنگتن مقدمات آنرا فراهم کرده بود،فرصتي است تا مقامات دو کشور در چارچوب بررسي تنش هاي دو جانبه،انتظارات متقابل را به طور صريح بازگو کنند تا دستکم بخشي از مناقشه در مناسبات واشنگتن و اسلام آباد کاهش پيدا کند.
همانگونه که عمده محتواي گفتگوهاي «شاهد خاقان عباسي» و «مايک پنس» را تحولات افغانستان و دو گانه جنگ و صلح در اين کشور را تشکيل داد، علت اصلي مناقشه و تنش در روابط آمريکا و پاکستان هم به مسئله افغانستان ارتباط دارد.
آمريکا، پاکستان را به بي صداقتي در تحولات افغانستان و همکاري با کاخ سفيد در اين مسئله متهم مي کند و بر اين باور است که بي نتيجه ماندن مبارزه با گروه هاي تروريستي و همچنين روند صلح در افغانستان ناشي از کارشکني هاي اسلام آباد است.
«سيد قاسم مظفري» کارشناس مسائل سياسي مي گويد: «پاکستان فقط مي خواهد اينگونه به جهانيان وانمود کنند که در راستاي صلح در افغانستان تلاش مي کند و نمي خواهد که اين کشور در ميان آتش و خون باشد؛ اما در حقيقت به دنبال دستيابي به اهداف سياسي خود است و هرگز تلاش هاي صادقانه اي در راستاي ايجاد صلح و ثبات در افغانستان نداشته است.»
درمقابل، پاکستان با رد ادعاهاي آمريکا بارها تاکيد کرده که خود بزرگترين قرباني تروريسم و جنگ با اين پديده خطرناک است و اتهام هاي کاخ سفيد عليه اسلام آباد ناديده گرفتن تلاش ها و دستاوردهاي پاکستان در اين زمينه است.
سفر نخست وزير پاکستان به آمريکا حاکي از آنست که آن کشور بر اساس ملاحظات کلان خود،خواهان ادامه تنش در روابط با واشنگتن نيست و تلاش دارد تا اين مناقشه را تعديل کند.

 

اقتصاد و امنیت 2 بال توسعه آسیای مرکزی

«رستم بورناشف» کارشناس سیاسی و استاد دانشگاه مشترک قزاقی-آلمانی ضمن یادداشتی که در اختیار خبرنگار خبرگزاری فارس در دوشنبه قرار داد، به نتایج نخستین نشست مشاوره‌ای سران آسیای مرکزی نظری کرده است.

در این یادداشت آمده است: در 15 مارس (24 اسفند) سال جاری میلادی به میزبانی قزاقستان نخستین نشست مشاوره‌ای سران کشورهای آسیای مرکزی برگزار شد که در آن «نورسلطان نظربایف»، «سورنبای جن بیک اف»، «امامعلی رحمان» و «شوکت میرضیایف» روسای جمهور قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان، ازبکستان و همچنین «آکجا نوربردی اوا» رئیس مجلس ترکمنستان حضور یافتند.

ایده برگزاری این نشست برای اولین بار در ماه سپتامبر سال 2017 در هفتاد و دومین جلسه مجمع عمومی سازمان ملل متحد و سپس در ماه نوامبر همان سال در کنفرانس بین المللی «آسیای مرکزی: گذشته واحد و آینده مشترک؛ همکاری برای توسعه پایدار و رفاه متقابل» از سوی رئیس جمهور ازبکستان مطرح شد.

میرضیایف در آن موقع تأکید کرده بود که هدف از این ابتکار ایجاد ساختار جدید همگرایی کشورهای منطقه نمی‌باشد.

در نشست روز پنجشنبه «آستانه» نیز بحث ایجاد ساختار همگرایی منطقه‌ای مطرح نشد.

واضح است شکل گیری چنین ساختاری در حال حاضر غیر واقعی می‌باشد، زیرا از سال 2010، یعنی از زمان تشکیل اتحادیه گمرکی بین بلاروس، قزاقستان و روسیه همگرایی اقتصادی کشورهای آسیای مرکزی حتی به صورت یک منطقه آزاد تجاری غیر ممکن می‌باشد.

واقعیت به گونه‌ای است که در حال حاضر تعاملات میان این کشورها در ابعاد سیاسی، نظامی، اجتماعی و زیست محیطی نیز قادر به ایجاد مبانی قوی و بلندمدت برای همگرایی نیست.

بنابراین همانگونه که رئیس جمهور ازبکستان پیش‌بینی کرد، نشست آستانه بیشتر حالت نمادین را داشت که علاقه مندی کشورهای آسیای مرکزی نسبت به شکل گیری «گفت و گوی منطقه‌ای» در رابطه با مسائل کلیدی توسعه آسیای مرکزی را برجسته کرد.

بیانیه این نشست نیز بیشتر به نوروز به عنوان جشن مشترک همه اقوام و ملل منطقه تاکید کرده و تقویت همکاری‌ها در آسیای مرکزی را لازم دانسته است.

به عبارت دیگر در این بیانیه به دستیابی سران کشورها به توافقاتی مشخص اشاره نشده است.

در واقع این نوع پیکربندی نشست‌های منطقه‌ای از یک سوی به طور کامل با استراتژی ازبکستان در جهت ایجاد «کمربند امنیتی، ثبات و حسن همجواری» (طبق استراتژی توسعه ازبکستان برای سال های 2017-2021) مطابقت دارد و از سوی دیگر با دکترین سیاست خارجی چند سطحی این کشور نیز همسو می‌باشد که در چارچوب آن تقویت روابط دوجابنه از طریق ساختارهای مشاوره‌ای چندجانبه در نظر گرفته شده است.

باید به این نکته نیز اشاره کرد که میرضیایف تا قبل از نشست آستانه با سفر به تاجیکستان و امضای اسناد مهمی، نخستین مرحله دیدار و رایزنی‌های دوجابنه خود با سران منطقه را که در ماه مارس سال 2017 با سفر وی به ترکمنستان شروع شده بود، به پایان رساند.

در نشست آستانه در کنار موضوعات مختلف همکاری‌های بین کشورهای منطقه در زمینه‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و… همچنین وضعیت افغانستان مورد توجه قرار داده شد.

البته ازبکستان در سیاست خارجی خود در رابطه با بهبود روابط با همسایه‌ها، افزایش سطح همکاری‌ها با افغانستان را نیز لحاظ کرده اما به نظر می‌رسد که در حال حاضر با توجه به محدودیت‌های عینی برای همکاری چند جانبه منطقه‌ای و حساسیت طرف‌های مهم فرامنطقه‌ای نسبت به این موضوع، ترکیب فعلی نشست مشاوره‌ای منطقه‌ای مطلوب تر می‌باشد.

با وجود بیشتر تشریفاتی و نمادین بودن نخستین نشست مشاوره‌ای سران آسیای مرکزی در آستانه، باز هم نکته جالب توجه تأکید شرکت کنندگان بر ضرورت تمرکز جدی تری روی همکاری‌های امنیتی منطقه‌ای بود.

از جمله رئیس جمهور تاجیکستان گفت: با توجه به افزایش تهدیدات و چالش‌های امنیتی، کشورهای منطقه بایستی از تمام مکانیسم‌های موجود برای واکنش موثر و سریع استفاده شود که این موضوع یکی از اولویت‌های مهم همکاری‌های منطقه‌ای به شمار می‌رود.

نظربایف نیز در کنفرانس مطبوعاتی خود که به عنوان میزبان نشست برگزار شد، اعلام کرد: مسائل امنیتی باید اولویت شماره اول همکاری‌های کشورهای آسیای مرکزی باشد.

وی به این منظور خواستار نشست‌های دائمی دستگاه‌های شورای امنیت کشورهای منطقه به صورت 5 جانبه شد.

اما این نکته بسیار واضح و روشن است که در کنار اولویت همکاری‌های امنیتی باید به حل و فصل مسائل اقتصادی و اجتماعی کشورهای منطقه نیز توجه شود زیرا تجربه دهه 2000 نشان می‌دهد در حالی که تقریبا تمام چالش‌های امنیتی در آسیای مرکزی دارای جنبه‌های داخلی می‌باشند، تمرکز فوق‌العاده روی حوزه‌های امنیتی چشم انداز روشنی نداشته و مانع همکاری‌های پایدار و بلندمدت خواهد شد.

بنابراین به امنیت و اقتصاد باید به عنوان 2 بال توسعه و شکوفایی آسیای مرکزی نگاه کرد.

 

 

 

یونس قانونی: نفاق قومی تهدیدی بزرگتر از تروریسم برای افغانستان است

آقای قانونی از طرح مناطق امن و از سرشماری ماهواره‌ای به عنوان دو توطئه بزرگ یاد کرد

محمد یونس قانونی، معاون پیشین ریاست جمهوری و یکی از چهره‌های سرشناس سیاسی افغانستان، می‌گوید: “هیچ سلاحی کشنده‌تر از نفاق قومی در افغانستان نیست.”

آقای قانونی در مراسم بزرگداشت از عبدالرحمان سیدخیل، فرمانده پلیس قندوز که در سال ۲۰۱۱ کشته شد، صحبت می‌کرد. او گفت در استانه برگزاری انتخابات‌ پارلمانی هستیم که امیدواریم در سال آینده برگزار شود.

او می‌گوید که در آستانه انتخابات اتفاقاتی در حال رخ دادن است که هم همبستگی ملی را هدف قرار می‌دهد و هم زمینه‌ساز توطئه‌های بیشتر در مورد آینده افغانستان است.

آقای قانونی از طرح مناطق امن و از سرشماری ماهواره‌ای به عنوان دو توطئه بزرگ یاد کرد.

او در مورد ایجاد “مناطق امن” و واگذاری آن به گروه طالبان گفت: “این طرح به تجزیه افغانستان می‌انجامد و ۳۴ ولایت این کشور در برابر آن ایستاده خواهند شد.”

نزدیک به دو هفته پیش، نیویورک تایمز گزارش داد که گلبدین حکمتیار، رهبر حزب اسلامی از ایجاد “مناطق امن” زیر کنترل طالبان به عنوان یک راه حل صحبت کرده است.

آقای قانونی در ادامه صحبت‌هایش سرشماری ماهواره‌ای از جمعیت افغانستان را دردناک خواند و گفت که این سرشماری کار دولت نیست و توطئه دشمن است تا اقوام افغانستان را به جان هم اندازد.

شب گذشته یکی از رسانه‌های داخلی گزارشی در مورد این سرشماری منتشر کرد. در این گزارش آمده است که این سرشماری به رهبری اداره احصائیه مرکزی افغانستان و با کمک چند نهاد خارجی، انجام شده است. این سرشماری نشان می دهد که جمعیت افغانستان افزایش نامتوازن داشته و تغییرات جمیعتی بیشتر در مرکز و شمال کشور صورت گرفته است. براساس همین گزارش در جنوب افغانستان رشد جمعیتی ثبت شده است.

منابع دولتی بدون ذکر نام می‌گویند که جزئیات این سرشماری به طور رسمی تا حال منتشر نشده است و قرار است در هفته‌های آینده برای بررسی به کابینه فرستاده شود.

معاون پیشین ریاست جمهوری با اشاره به مبارزات مردم افغانستان در برابر اشغال شوروی و مقاومت مردم در برابر رژیم طالبان گفت: “من امیدورام در برابر توطئه نفاق ملی، دامن‌زدن به تعصبات قومی، سمتی و زبانی در صف واحد قرار بگیرند و مطابق حکم دینی و نیاز ملی، در برابر این توطئه‌ها با یک وحدت ملی بتوانیم ایستادگی کنیم.

اداره کنونی به رهبری محمد اشرف غنی، رئیس جمهوری افغانستان پی‌هم متهم به قوم‌گرایی شده است. در آخرین رویداد، آغاز توزیع شناسنامه‌های الکترونیک یکی ازآخرین مواردی جنجالی در افغانستان بوده است.

رهبر جهادی افغان: انتخابات پارلمانی برگزار نشود، بحران پیش می‌آید

انتخابات پارلمانی افغانستان با تاخیر برگزار خواهد شد

 

 

روسیه ۲۳ دیپلمات بریتانیایی را اخراج می‌کند

وزارت خارجه روسیه با احضار سفیر بریتانیا در مسکو اعلام کرده است که ظرف هفته آینده ۲۳ دیپلمات بریتانیایی از روسیه اخراج می‌شوند.

اعلام اخراج دیپلمات‌های بریتانیایی پس از آن انجام می‌شود که بریتانیا به دنبال مسمومیت یک جاسوس سابق روسیه 23 دیپلمات این کشور را اخراج کرد.

دولت بریتانیا می‌گوید سرگئی اسکریپال، جاسوس دوجانبه سابق و تبعه کنونی بریتانیا، به همراه دخترش با گاز اعصاب مسموم شده و هیچ گزینه‌ای به جز نقش دولت روسیه مطرح نیست.

روسیه این اتهام را به شدت رد کرده است.

وزارت خارجه روسیه همزمان با اخراج دیپلمات‌های بریتانیایی گفته است که شورای فرهنگی بریتانیا در روسیه را می‌بندد و مجوز گشایش کنسولگری بریتانیا در سن پترزبورگ را هم لغو می‌کند.

روز جمه بوریس جانسون، وزیر خارجه بریتانیا، گفت “به احتمال بسیار بالا” شخص ولادیمیر پوتین دستور حمله با گاز اعصاب را داده است.

روسیه تلویحا آمریکا یا بریتانیا را عامل این اقدام معرفی کرده و می‌گوید قابل توجیه نیست که روسیه در آستانه انتخابات ریاست جمهوری و برگزاری جام جهانی فوتبال در این کشور، اقدامی بکند که واکنش بین‌المللی علیه روسیه به دنبال داشته باشد.

در داخل بریتانیا هم مواضعی متفاوت از دولت این کشور گرفته شده است، از جمله جرمی کوربین، رهبر حزب کارگر، ضمن محکوم کردن حمله، درباره واکنش عجولانه در این زمینه هشدار داده و گفته است باید شواهد موجود به دقت بررسی شود.

آقای کوربین گفته است شواهد حاکی از احتمال نقش روسیه است، اما همچنان که تجربه حمله آمریکا و بریتانیا به عراق نشان می‌دهد “احساسات و قضاوت عجولانه” می‌تواند مانع از تعقل و تصمیم‌گیری درست در تنش‌های بین‌المللی شود.

 

 

زمانی که معین وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان بی فرهنگ می شود

معین امور جوانان وزارت اطلاعات و فرهنگ، در ننگرهار، شکیب قادری یک تن از هنر پیشه گان جوان کشور را «بچه ی سگ» خطاب کرده است.

به گزارش اسپوتنیک، کمال سادات معین امور جوانان وزارت اطلاعات و فرهنگ در ننگرهار، شکیب قادری یک تن از هنر پیشه گان جوان افغانستان را «بچه ی سگ» خطاب کرده است.

آقای قادری در یک تماس تیلفونی  ماجرا را این گونه تعریف می کند: «شماری از جوانان، فعالان مدنی، هنر پیشه گان در همکاری با معینیت امور جوانان وزارت اطلاعات و فرهنگ کاروانی را زیر نام کاروان صلح به سمت ولایت های مشرقی رهبری می کردند، در جریان این سفر هنگامی که مقام ولایت ننگرهار می خواست ستایشنامه به جوانان بدهد، من با معین جوانان مخالفت کردم که بر بنیاد کدام معیار این ستایشنامه ها را به افراد وابسته به خود توزیع می کنید، در پاسخ آقای سادات من را فرزند سگ خطاب کرده و تهدید کرد».

آقای قادری همچنان می افزاید: «داکتر کمال سادات به من هشدار داده است که در کابل تصفیه ی حساب خواهد کرد، افزون بر آن هنگامی که ما مانع توزیع ستایشنامه ها به افراد وابسته به معین جوانان شدیم، طرفدارانش به من هشدار دادند که در مسیر راه کابل، من را لت و کوب می کنند و برایم آسیب می رسانند».

یادآوری می کنیم، که شکیب قادری از هنر پیشه گان جوان کشور است که در سومین جشنواره ی فلم های کوتاه ملی و بین المللی در شهر کابل جایزه ی بهترین هنر پیشه ی مرد را به دست آورده است، این فلم من و خودم نام دارد و در 18 دقیقه به کارگردانی و نویسنده گی پیمان آرینفر به تصویر کشیده شده است.

 

تذکره برقی

جماران : اخیراً مسأله صدور شناسنامه الکترونیک یا به ‌قول افغان‌ها «تذکره برقی» در افغانستان به معضلی جدی تبدیل شده است. از یک طرف، عبدالله عبدالله رئیس هیأت اجرایی دولت ائتلافی مانع ادامه کار است و از سوی دیگر، محمد اشرف غنی به‌عنوان رئیس‌جمهور اصرار دارد همه افغان‌ها دارای تذکره برقی شوند. این مشکل چند سالی است گریبان دولت ائتلافی را گرفته و اکنون که کار به مرحله اجرا رسیده بیش از هر زمانی تضادها نمایان شده است. بنیاد این مشکل از آنجا ناشی می‌شود که در این تذکره‌ها تمامی باشندگان آن سرزمین، «افغان» خوانده می‌شوند. حال آنکه عنوان «افغان» به قومی خاص یعنی «پشتون»‌ها اطلاق می‌شود و این در حالی است که کشور افغانستان اقوام دیگری همچون تاجیک‌ها، ترکمن‌ها، هزاره‌ها، ازبک‌ها، ایماق‌ها، پامیری‌ها را نیز شامل می‌شود که جملگی مدعی‌اند، پشتون نیستند. می‌دانیم عبدالله از قوم تاجیک و غنی از قوم پشتون است؛ پس اصرار غنی بر ادامه کار و تلاش عبدالله برای توقف کار، قابل فهم است. البته موضوع به همین دوگانگی ختم نمی‌شود. برای مثال عده‌ای –بالاخص ایرانی‌ها- گمان می‌کنند، اگر بگویند «افغانی»‌ها به‌کل سکنه سرزمین افغانستان اشاره کرده‌اند؛ در حالی که «افغانی» واحد پول این کشور است و می‌دانیم واحد پول به مردم اطلاق نمی‌شود. عده‌ای دیگر ساکنان این کشور را افغانستانی می‌خوانند که در اینجا مشکل دیگری به‌وجود می‌آید؛ مانند‌ اینکه مردم هندوستان را هندوستانی خطاب کنیم؛ آیا همه مردم این کشور، هندو هستند؟ پس مسلمان‌ها، سیک‌ها و بودایی‌ها چه می‌شوند؟

از آنجایی که مقامات کشور افغانستان می‌خواهند معضل را به‌نحوی حل کنند که هویت قومی‌شان برجسته شود، هنوز در تکاپو هستند و هر نوبت راه‌حلی ارائه می‌کنند؛ مثلاً عده‌ای می‌گویند همه سکنه کشور را افغانستانی بنامیم و ذیل آن به قومیت افراد اشاره کنیم. این راهکار تا حدی مشکل را مرتفع می‌کند ولی به‌گمانم ترکیبی که حاصل می‌شود، حشو قبیح است؛ مانند آنکه بگوییم پَشْتونِستانی اُزبک!

شبیه مسأله افغانستان در ترکیه نیز وجود دارد. در آنجا پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی و پیدایش واژه «ترکیه»، کردها معترض شده و می‌گویند هویت خاص خودشان را دارند؛ چرا که اساساً خود را قومی مجزای از ترک‌ها می‌دانند. در دوره آتاتورک هویت قومی کردهای ترکیه به‌کلی انکار ‌شد اما امروزه این هویت به رسمیت شناخته شده و مشکل همچنان باقیست و کردها می‌گویند «ترکیه» نام و نشان قومی خاص را منتقل می‌کند. در نتیجه آنجا نیز مجبور هستند از ترکیب خودساختة ترکیه‌ایِ کُرد استفاده کنند؛ که این ترکیب نیز حشو قبیح است. لازم به ذکر است روسیه نیز با وضع مشابهی روبروست.

این معضلات قومی باعث شده کشمکش‌های هویتی در این کشورها سال‌های سال ادامه داشته باشد و بعضاً به درگیری‌های خونین بینجامد. در کشور ما از زمانی که لفظ «پرشیا» کنار گذاشته و نام «ایران» برای مجموعه‌ سرزمینی‌مان‌ برگزیده شد، این مشکلات تا حدی زیادی از میان رفت. چرا که «فارس» و «پرشیا» به یکی از اقوام ساکن ایرانی اطلاق می‌شد اما کلمه ایران هم باستانی است و هم اصالت دارد و از این‌ها مهم‌تر جملگی اقوام کشور را در بر می‌گیرد.

دولت ایران نیز اکنون روند صدور کارت ملی الکترونیک را آغاز کرده است؛ و علیرغم وعده‌های بسیار مبنی بر اینکه تا پایان سال جاری همگان دارای کارت ملی الکترونیک خواهند شد، به‌گمانم هنوز نیمی از مردم نتوانسته‌اند کارت‌ ملی خود را دریافت کنند؛ لذا ادامه کار به سال بعد منتقل شده است. مشکل ایران چنانکه ذکر شد، همانند افغانستان و ترکیه نیست. مشکل کارت‌های ملی ما تراشه‌ الکترونیکی است که علیرغم محاسن‌اش ممکن است در زمان رأی‌گیری از آن استفاده ناصواب شود؛ در واقع باید گفت با این آهنگی که شورای نگهبان تیغ استصواب را از نیام برکشیده است و البته پس از ماجرای مینو خالقی و سپنتا نیکنام، ممکن است این بار دایره رأی‌دهندگان مهندسی شود! چرا که بالاخره تراشه‌های مذکور به بانک‌های اطلاعاتی نهادها و دستگاه‌هایی متصل است که سال‌هاست سوابق افراد را ذخیره کرده‌‌اند؛ در نتیجه ممکن است به فرد بگویند عضو فلان حزب بوده‌ای، هوادار جنبش سبز و فتنه‌گر بوده‌ای، پدرت بهایی بوده است و در نتیجه حق رأی وی را بستانند. شورای نگهبان در تفسیر اصل نود و نهم قانون اساسی می‌گوید: «نظارت در اصل نود و نهم قانون اساسی استصوابی است و شامل تمام مراحل اجرایی انتخابات از جمله تأیید و ردصلاحیت کاندیداها می‌شود.» این شورا با تفسیر مجدد اصل مذکور ممکن است حکمی صادر کند و بگوید مسلما‌ن‌ها به زرتشتی‌ها رأی ندهند یا در پروسه انتخابات الکترونیکی رباتی طراحی کنند که رأی‌ فلان افراد ثبت نشود. از این گذشته این کارت‌‌های ملی تبدیل به بانک اطلاعاتی افراد تحریمی‌ نیز می‌شود و ممکن است در انتخاباتی که رهبری رأی دادن را واجب شرعی دانسته است، افراد تحریمی را فهرست کنند و از حقوقی مانند دریافت پاسپورت، پذیرش در دانشگاه، ثبت شرکت، اخذ جواز کسب و… محروم کنند و نهایتاً این جمله نامبارک را جامه عمل بپوشانند: «کسی که رای نداده، حق نظر نداره» بحمدالله کشور ما قرن‌هاست از مرحله ملت‌سازی گذشته است اما چنانکه می‌بینیم هنوز راه بسیار درازی تا استقرار دموکراسی دارد.

 

شمارش معکوس تا تحویل سال و لحظه اعتدال بهاری

به سفره هفت سین دیجیتال خود و شمارش معکوس سال نو خوش آمدید.

این، سفره هفت‌سین شماست!

هفت وسیله‌ لازم برای سفره هفت سین خود را که با حرف سین شروع می‌شوند بردارید و بکشید روی میز و بعد، سایر وسایل را اضافه کنید. زمینه مورد علاقه خود را انتخاب کرده و سفره را به میل خود بچینید.

سپس شما آماده شمارش معکوس دیجیتالی برای فرارسیدن لحظه اعتدال بهاری یا همان نوروز هستید. لحظه سال تحویل این سفره شما را غافلگیر خواهد کرد با آن بمانید.

برای اضافه کردن بکشید و بیاندازید. برای حذف کردن روی جای خاکستری کلیک کنید

 

حزب اسلامی شاخه حکمتیار سه عضو ارشد حزب را اخراج کرد

حزب اسلامی به رهبری گلبدین حکمتیار در ماه میزان سال گذشته به روند صلح پیوست

شورای اجرایی حزب اسلامی شاخه گلبدین حکمتیار اعلام کرده که سه عضو ارشدش را از حزب اخراج کرده است.

در خبرنامه این حزب آمده که به اتفاق آرا بر اساس اصولنامه حزب، عبدالهادی ارغندیوال، رئیس شاخه ثبت شده حزب اسلامی، محمد خان، معاون اول رئیس اجرایی و بصیر انور، وزیر عدلیه را از این حزب اخراج کردند.

در این خبرنامه تعهد، همکاری و کار کردن به نفع احزاب دیگر دلیل این تصمیم خوانده شده است.

شاخه حزب اسلامی به ریاست آقای ارغندیوال از متحدان انتخاباتی حزب جمعیت اسلامی است. حزب جمعیت نیز از رقبای دیرین حزب اسلامی است.

حزب اسلامی به رهبری گلبدین حکمتیار می‌گوید: “به آنها گفته شد که اگر اشتیاق برای ساختن حزب جداگانه دارید، این کار را بکنید، به نام و نشان دیگر فعالیت کنید. در این صورت حزب اسلامی با شما هیچ مشکلی ندارد و هیچ اعتراضی ندارد. حتی اگر با حریفان و رقیبان حزب اسلامی یکجای شوید … اما باید از کاری جلوگیری کنید که تقابل و تصادم درون حزب به میان آورد. آنها به این توصیه اهمیت ندادند و حزب اسلامی هم در مقابل، عضویت آنها را پایان داد.”

شاخه حزب اسلامی که جواز رسمی از وزارت عدلیه برای فعالیت دارد به ریاست عبدالهادی ارغندیوال، وزیر پیشین اقتصاد ثبت شده است

این حزب به احزاب سیاسی دیگر و دولت وحدت ملی اعلام کرده که این افراد دیگر نمی‌توانند از حزب اسلامی نمایندگی کنند.

شاخه حزب اسلامی که جواز رسمی از وزارت عدلیه برای فعالیت دارد به ریاست عبدالهادی ارغندیوال ثبت شده است.

حزب اسلامی به ریاست آقای ارغندیوال می‌گوید پس از تصمیم گیری شورای اجرایی در این مورد موقف‌شان را اعلان می‌کنند.

اما در اعلامیه حزب اسلامی به رهبری گلبدین حکمتیار به معاهده صلح میان او و حکومت وحدت ملی اشاره شده و نوشته شده که این معاهده از سوی جامعه جهانی نیز حمایت می‌شود و تمام ادارات مکلف هستند مواد این معاهده را عملی سازند و در صورت نقض این معاهده، حزب اسلامی تصمیم مناسب خواهد گرفت.

محمد خان معاون اول رئیس اجرایی افغانستان از اعضای حزب اسلامی به ریاست ارغندیوال است

پس از سقوط حکومت طالبان در سال ۲۰۰۱ میلادی، شاخه‌ای از حزب اسلامی به دولت پیوست و با ثبت و راجستر حزب‌شان به فعالیت‌های قانونی پرداختند اما شاخه‌ای دیگر به رهبری گلبدین حکمتیار همچنان در جمع مخالفان مسلح دولت باقی ماند. شاخه حزب اسلامی به رهبری گلبدین حکمتیار در ماه میزان/مهر سال گذشته به روند صلح پیوست.

حزب اسلامی آقای ارغندیوال با تأکید بر حمایت خود از مصالحه با حکمتیار، اعلام کرده بود که از بازگشت او به کشور به گرمی استقبال می‌کند و قبلا گفته بود که رهبری حزب اسلامی را باید کنگره این حزب تعیین کند.

 

عطامحمد نور ‘توافق با ارگ’ بر سر والی جدید بلخ را تکذیب کرد

عطا محمد نور می‌گوید استعفای او مشروط بوده و اکنون منتفی است

عطامحمد نور، والی پیشین بلخ می‌گوید گزارش‌های مربوط به توافق بر سر انتخاب والی جدید بلخ صحت ندارد و او تا زمان برآورده نشدن خواسته‌های جمعیت اسلامى افغانستان حاضر به توافق با ارگ نیست.

او شامگاه سه‌شنبه (۲۲ اسفند – ۱۳ مارس) عطا محمد نور در شبکه اجتماعی فیسبوک نوشت: “با تأکید می‌گویم که تا زمانی که خواسته‌های مشروع جمعیت اسلامى افغانستان برآورده نشود، هیچ معاملۀ پیدا و پنهان در کار نخواهد بود. ما به تمام تعهدات خود پا بند استیم و در مذاکره را نبسته‌ایم و تصمیم نهایی را کماکان از صلاحیت رهبری جمعیت می‌دانیم.”

وی تاکید کرده که موضوع انتخاب والی جدید بلخ آخرین محور گفتگوها میان جمعیت اسلامی و ارگ ریاست‌جمهوری است.

این در حالی است که صبح امروز یک منبع معتبر از ارگ ریاست جمهوری افغانستان به بی‌بی‌سی خبر داده بود که “بر اساس توافق حزب جمعیت اسلامی و حکومت افغانستان، اسحاق رهگذر به عنوان والی جدید بلخ تعیین شده است.”

این منبع حتی تاکید کرده بود که آقای رهگذر پیش از نوروز کار خود را شروع خواهد کرد.

با وجود این منیر فرهاد، سخنگوی عطامحمد نور، والی پیشین بلخ گفته بود تنها تایید می‌کند که نام آقای رهگذر در فهرست پیشنهادی حزب جمعیت اسلامی برای جانشینی آقای نور بوده است اما هنوز هیچ توافقی صورت نگرفته و تصمیم نهایی با رهبری حزب جمعیت اسلامی است.

یک منبع از شورای رهبری حزب جمعیت می‌گوید از یک ماه به این سو گفت‌وگوهای ارگ ریاست جمهوری و این حزب متوقف شده و هیچ توافقی در این مورد صورت نگرفته است. به گفته این منبع، اگر احتمالا توافقی هم صورت گرفته باشد میان حکومت و آقای نور است و شورای رهبری حزب جمعیت از آن بی‌اطلاع است.

احمد فیروز ایثار، سخنگوی محمد داوود که پس از اعلام استعفای آقای نور از سوی حکومت به عنوان والی جدید معرفی شد، می‌گوید این خبر “شایعه‌ای” بیش نیست اما اگر تصمیم بر برکناری آقای داوود گرفته شود، آنها تابع حکم حکومت هستند.

اسحاق رهگذر اکنون نماینده برحال ولایت بلخ در مجلس نمایندگان است

اسحاق رهگذر از فرماندهان حزب جمعیت اسلامی افغانستان و از افراد نزدیک به آقای نور است. او پیش از آقای نور نیز در پست ولایت بلخ کار کرده است. او اکنون نماینده ولایت بلخ در مجلس نمایندگان افغانستان است.

روز گذشته عبدالله عبدالله، رئیس اجرایی حکومت افغانستان نیز اعلام کرد که اختلافات بر سر ولایت بلخ در حال حل شدن است.

در اواخر ماه قوس/آذر سال جاری ریاست جمهوری افغانستان اعلام کرد که محمد اشرف غنی، رئیس جمهوری افغانستان استعفای عطامحمد نور، والی بلخ را پذیرفته است.

آقای نور که رئیس اجرایی حزب جمعیت اسلامی افغانستان است، گفت که استعفای او مشروط بوده و منتفی است. او تاکید داشت که با تفاهم حزب جمعیت اسلامی و بر اساس توافقنامه تشکیل حکومت وحدت ملی در این پست تعیین شده و تا تصمیم حزب جمعیت از این مقام کنار نخواهد رفت.

گفت‌وگوها برای حل این اختلافات میان حنیف اتمر مشاور امنیت ملی رئیس‌جمهوری، معصوم استانکزی رئیس امنیت ملی و سلام رحیمی رئیس دفتر رئیس‌جمهوری به نمایندگی از ریاست جمهوری و صلاح‌الدین ربانی وزیر خارجه و رئیس حزب جمعیت اسلامی، محی‌الدین مهدی عضو مجلس نمایندگان، ستار مراد و نور رحمن اخلاقی، اعضای شورای رهبری جمعیت اسلامی به نمایندگی از این حزب در جریان است.

در کنار معرفی والی پیشنهادی جمعیت برای ولایت بلخ، تطبیق موافقتنامه تشکیل حکومت وحدت ملی، سهم دادن به احزاب سیاسی در نظام انتخاباتی پارلمان افغانستان و توزیع شناسنامه‌های الکترونیکی مطابق مصوبه پارلمان این کشور از خواست‌های مهم دیگر جمعیت در این گفت‌وگوها است.

آقای نور از حدود پانزده سال پیش والی بلخ بوده است. ولایت بلخ در شمال افغانستان به دلایل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی اهمیت دارد و پایگاه اجتماعی آقای نور است.

او رئیس اجرایی حزب جمعیت اسلامی است و این حزب در ساختار قدرت دولتی سهم برجسته‌ای دارد. عبدالله عبدالله، رئیس اجرایی افغانستان هم از اعضای این حزب است. غیر از وزیر خارجه، شماری دیگر از مقام‌های ارشد دولتی هم از اعضای جمعیت اسلامی هستند.

 

نی: وضعیت دسترسی به اطلاعات در افغانستان بی‌حد خراب شده است

آقای خلوتگر می‌گوید سخنگویان حکومت با رسانه‌ها دوگانه برخورد می‌کنند

نهاد حمایت از رسانه‌های آزاد افغانستان موسوم به نی می‌گوید شکایت‌های خبرنگاران نشان می‌دهد که وضعیت دسترسی به اطلاعات در این کشور در این اواخر بی‌حد خراب شده است.

در گزارش نی آمده که خبرنگاران از سخنگویان حکومت انتقاد می‌کنند که اطلاعات را با خبرنگاران شریک نمی‌سازند و در صورت تاکید، خبرنگاران را اهانت می‌کنند.

همچنین، مجیب خلوتگر رئیس این نهاد امروز دوشنبه ۲۱ حوت/اسفند در یک نشست خبری، سخنگویان حکومتی را متهم به برخورد تبعیض آمیز و دوگانه با رسانه‌های مختلف کرد.

او به حکومت افغانستان اتهام “سلطه جویی” می‌زند و می‌گوید ریاست جمهوری مسایل بزرگ کشوری را با مردم شریک نمی‌کند.

در گزارش نی مشخصا به پنهان‌کاری سخنگویان حکومت در موضوعات گفت‌وگوهای صلح با طالبان، گفت‌وگوهای ارگ با حزب جمعیت اسلامی، آمار تلفات حملات تروریستی و عقد قراردادهای بزرگ ملی اشاره شده است.

همچنین در این گزارش ادعا شده که برخی از مقام‌های دولتی در بدل نشر و عدم نشر اخبار و گزارش‌ها به خبرنگاران پول و شغل دولتی پیشنهاد می‌کنند.

دفتر نی تاکید کرده که این نهاد عدم دسترسی به اطلاعات و اعمال فشار بر رسانه‌ها و خبرنگاران را غیرقانونی می‌داند و از رهبران حکومت وحدت ملی افغانستان می‌خواهد تا در رفع این چالش اقدام کنند.

آقای خلوتگر از حکومت افغانستان خواست تا “برای رسانه‌ها خط و نشان تعیین نکند و رسانه‌ها را در راستای دسترسی به اطلاعات همکاری کند.”

آقای مرتضوی گزارش نی را رد می‌کند

اما شاه حسین مرتضوی، سخنگوی ریاست جمهوری افغانستان گزارش دفتر نی را رد کرده و می‌گوید “نی، سیاسی عمل می‌کند.”و گزارش این نهاد “بر اساس اطلاعات غلط، غیرحرفه‌ای و بر بنیاد سلیقه‌های سیاسی” تهیه شده است.

او از توشیح قانون دسترسی به اطلاعات در دومین روز کاری رئیس جمهوری افغانستان و تعدیل اخیر این قانون یاد کرده و نوشته حکومت تلاش کرده دسترسی به معلومات را آسان‌تر بسازد.

آقای مرتضوی همچنین از عفو جریمه‌های مالیات رسانه‌ها و فرامینی برای تامین امنیت رسانه‌ها و خبرنگاران به عنوان تلاش‌های دیگر حکومت در حمایت از رسانه‌ها یاد کرده است.

او تاکید دارد که وزارت‌ها و نهاد‌هایی که بیش از همه در معرض سوال خبرنگاران قرار دارند، همیشه در دسترس خبرنگاران هستند.

او می‌گوید: “ما از انتقاد رسانه‌ها و نهادهای رسانه‌ای استقبال کرده و در راستای بهبود اطلاع رسانی کار خواهیم کرد. اما انتقاد برخی نهاد‌های رسانه‌ای که با رویکرد سیاسی، غیرمنصفانه و غرض آلود صورت می‌گیرد، نمی‌تواند به اصلاحات کمک کند. ”

 

عبدالله: اختلاف‌ها در مورد ولایت بلخ در حال حل شدن است

عبدالله می‌گوید اختلاف‌ها در مورد ولایت بلخ در حال حل شدن است

عبدالله عبدالله، رئیس اجرایی حکومت افغانستان از حل شدن اختلاف‌های حکومت و حزب جمعیت اسلامی بر سر ولایت بلخ خبر داده است.

او که امروز دوشنبه ۲۱ حوت/اسفند در نشست شورای وزیران سخنرانی می‌کرد، گفت: “در روزهای آخر سال بسیار خوشحال هستیم که مسایلی که به ارتباط ولایت بلخ بود در حال حل شدن است و انشاء الله که در سایر عرصه‌ها هم پیشرفت داشته باشیم تا مردم افغانستان شاهد وحدت در جبهه صلح باشند.”

او جزئیات بیشتری در این مورد ارائه نکرد.

یک منبع از ارگ ریاست جمهوری نیز این موضوع را تایید کرد و گفت انتظار می‌رود که توافق‌ها پیش از سال نو نهایی شود. به گفته این منبع، حزب جمعیت فهرستی را برای جانشینی آقای نور در ولایت بلخ پیشنهاد کرده و منتظر موافقت نهایی صلاح الدین ربانی، رئیس این حزب هستند.

اما محی الدین مهدی، عضو شورای رهبری این حزب می‌گوید تاکنون هیچ پیشرفتی در گفت‌وگوها صورت نگرفته است.

یک هفته پیش نیز هیاتی دولتی برای حل این اختلافات به بلخ سفر کرد. جزئیاتی از گفت‌وگوهای این هیات و نتایج سفر آنها منتشر نشد.

گفت‌وگوهای حکومت افغانستان و حزب جمعیت اسلامی بر سر سرنوشت ولایت بلخ چند ماه است که جریان دارد.

عطا محمد نور می‌گوید استعفای او مشروط بوده و اکنون منتفی است

در اواخر ماه قوس/آذر سال جاری ریاست جمهوری افغانستان اعلام کرد که محمد اشرف غنی، رئیس جمهوری افغانستان استعفای عطامحمد نور، والی بلخ را پذیرفته است.

آقای نور که رئیس اجرایی حزب جمعیت اسلامی افغانستان است، گفت که استعفای او مشروط بوده و منتفی است. او تاکید داشت که با تفاهم حزب جمعیت اسلامی و بر اساس توافقنامه تشکیل حکومت وحدت ملی در این پست تعیین شده و تا تصمیم حزب جمعیت از این مقام کنار نخواهد رفت.

دولت افغانستان محمد داوود، را به عنوان والی جدید بلخ معرفی کرد اما تاکنون آقای داوود موفق نشد برای آغاز کارش به بلخ برود.

پس از اعلام قبولی استفعای آقای نور، صلاح‌الدین ربانی، وزیر خارجه و رئیس حزب جمعیت اسلامی اعلامیه شورای رهبری این حزب را منتشر کرد که در آن تصمیم آقای غنی “انحصارطلبانه” و اقدامی “عجولانه، غیرمسئولانه، مخالف ثبات و امنیت افغانستان و اصول موافقتنامه حکومت وحدت ملی” خوانده شده بود.

گفت‌وگوها برای حل این اختلافات میان حنیف اتمر مشاور امنیت ملی رئیس‌جمهوری، معصوم استانکزی رئیس امنیت ملی و سلام رحیمی رئیس دفتر رئیس‌جمهوری به نمایندگی از ریاست جمهوری و صلاح‌الدین ربانی وزیر خارجه و رئیس حزب جمعیت اسلامی، محی‌الدین مهدی عضو مجلس نمایندگان و ستار مراد عضو شورای رهبری جمعیت اسلامی به نمایندگی از این حزب در جریان است.

تطبیق موافقتنامه تشکیل حکومت وحدت ملی، سهم دادن به احزاب سیاسی در نظام انتخاباتی پارلمان افغانستان و توزیع شناسنامه‌های الکترونیکی مطابق مصوبه پارلمان این کشور از خواست‌های مهم جمعیت در این گفت‌وگوها است.

آقای نور از حدود پانزده سال پیش والی بلخ بوده است. ولایت بلخ در شمال افغانستان به دلایل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی اهمیت دارد و پایگاه اجتماعی آقای نور است.

او رئیس اجرایی حزب جمعیت اسلامی است و این حزب در ساختار قدرت دولتی سهم برجسته‌ای دارد. عبدالله عبدالله، رئیس اجرایی افغانستان هم از اعضای این حزب است. غیر از وزیر خارجه، شماری دیگر از مقام‌های ارشد دولتی هم از اعضای جمعیت اسلامی هستند.

 

ردیابی هواپیمای VIP روسیه به سمت دمشق

هواپیمای مسافربری Tu-204-300 متعلق به روسیه در فرودگاه دمشق دیده شده است.

به گزارش اسپوتنیک به نقب از سرویس آنلاین خبری “فلایت رادار 24″، فعالان سوری در توییتر از ردیابی هواپیمای مسافربری Tu-204-300 در فرودگاه دمشق خبر دادند. این هواپیما از مسکو عازم پایتخت سوریه بوده و پس از آن به استان لاذقیه در پایگاه هوایی حمیم پرواز نموده است.
بر اساس این گزارش، در شب 14 مارس این هواپیما ار سمت شرق مرکزی سوریه از طریق حریم هوایی ترکیه به روسیه بازگشته است.
بر اساس عکس های منتشر شده ، هواپیمای Tu-204-300 به شماره ثبت نام RA-64057 وارد سوریه شده است. اصولا، این هواپیماهای وی آی پی ویژه “روسیه” جهت پرواز افراد بلند پایه دولت روسیه به پرواز در می آید.
اطلاعاتی در خصوص مسافران این هواپیما در سوریه منتشر نشده است. از سوی دیگر از سوی روسیه، خبری مبنی بر سفر نمایندگان و مقامات روسیه به سوریه نیز گزارش نشده است.

Tu-204-300 با شماره RA-64057 با ظرفیت 65 مسافر طراحی شده و دارای یک کابین شخصی با امکانات وی آی پی و رفاه بالا است. این هواپیما دارای امکانات رفاهی چون مبلمان، تختخواب و دوش برای مسافران است.


اعلام قیمت یکی از بزرگترین الماس های جهان

الماس موسوم به “افسانه لسوتو”، یکی از بزرگترین الماس ها در تاریخ جهان به قیمت 40 میلیون دلار فروخته شد.

به گزارش اسپوتنیک با استناد به شرکت بریتانیایی Gem Diamonds Ltd ، این الماس به وزن 910 قیراط در حراجی در آنتورپ در روز 12 مارس 2018 فروخته شده است.
این الماس در معدن Letseng در کشور پادشاهی لسوتو در جنوب آفریقا پیدا شده و از لحاظ اندازه در بین الماس های کشف شده تا به حال در جهان در مکان پنجم قرار دارد.

مرتبط:

کشف یخ فرازمینی درون الماس

مواد تشکیل دهنده این الماس روی زمین یافت نمی شود+ عکس

پوتین، الماس های نادر روسیه را به نمایش گذاشت + فیلم

حراج نادرترين الماس سفید به وزن صد قیراط + عکس

کشف الماس های بسیار نادر در روسیه

یکی از بزرگترین الماس های تاریخ در آفریقا کشف شد

 

 
آیا فیسبوک به نفرت از مسلمانان دامن می زند؟

کارشناسان سازمان ملل متحد فیسبوک را به ایفای “نقش مشخص” در دامن زدن به نفرت نسبت به مسلمانان روهینگیا در میانمار متهم کردند.

به گزارش اسپوتنیک، اعضای یکی از گروه های تحقیق کننده درباره موارد نسل کشی اعلام کردند فیسبوک “به یک حیوان تبدیل شده است”.
از سوی دیگر مسئولان فیسبوک خاطرنشان ساختند که در این شبکه اجتماعی “جایی برای دامن زدن به نفرت” وجود ندارد و آنها به همراه کارشناسان میانماری برای جلوگیری از چنین کارزارهایی و تامین امنیت برای همه پیروان همه مذاهب تلاش می شود.


بحران تجاوز به کودکان در پایگاه های نظامی آمریکا در جهان

ششصد کودک در سال 2007 در پایگاه های نظامی آمریکا در خارج، مورد سو استفاده جنسی قرار گرفتند.

به گزارش اسپوتنیک به نقل از اسوشیتد پرس، مجموعه تحقیقاتی مربوط به موارد خشونت جنسی در میان کودکان در پایگاه های نظامی ایالات متحده آمریکا انجام شده است.. روزنامه نگاران قادر به شناسایی بیش از 600 پرونده تجاوز جنسی به کودکان در سال 2007 شدند. این گزارش بر اساس مصاحبه و داده های چهار واحد نظامی آمریکا و مدارس پنتاگون در خارج از کشور انجام شده است.

در این پرونده، برخی از افراد زیر سن قانونی مورد تجاوز قرار گرفتند.

به نقل از کارشناسان، هم اکنون ده ها هزار کودک در سارسر تشکل های نظامی آمریکا زندگی می کنند. امنیت آنها بر عهده پنتاگون و وزارت دادگستری ایالات متحده است.

به عنوان مثال؛ در پایگاه آمریکا در ژاپن، پسر 17 ساله، دختری هم سن و سال را به خانه برد و از وی سو استفاده جنسی نمود. معاینه پزشکی انجام شده بر روی دختر این مورد را مشحص نموده است.

به نقل از آسوشیتد پرس سوء استفاده کنندگان، با هیچ تنبیه، درمان روانی یا مجازاتی رو به رو نمی شوند و پنتاگون سعي در مخفي کردن اين موارد دارد.

 

نگرانی مک کین از انتخاب خانم هاسپل

خانم هاسپل، به فردی شکنجه گر مشهور است. پرونده وی به عنوان رئیس سیا باید بررسی گردد.

به گزارش اسپوتنيک روز گذشته ترامپ با برکناری تیلرسون از سمت وزیر امور خارجه در توئیتر خود نوشت: ” مایک پامپئو رئیس سازمان سیا به عنوان وزیر امور خارجه جدید آمریکا انتخاب شد. وی کار فوق العاده ای را انجام خواهد داد! از رکس تیلرسون به خاطر کارش متشکرم!”

در واقع، وزیر امور خارجه جدید آمریکا “مایک پومپئو” رئیس فعلی سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا می شود. از سوی دیگر جینا هاپسل” معاون پومپئو نیز به عنوان رئیس جدید سازمان سیا معرفی شده است.

خانم هاسپل مسئول پیشین عملیات سری سیا بوده و شخصی است که در ماجرای شکنجه زندانیان پس از حوادث 11 سپتامبر 2001 حضور و دخالت داشته است. از سوی دیگر می گویند که هاسپل ریاست یکی از زندان های مخفی آمریکا را در تایلند که به شکنجه های سنگین معروف است را بر عهده داشته است.

در این میان مک کین به این انتخاب دونالد ترامپ در انتخاب خانم هاسپل واکنش نشان داد و گفت:”شکنجه زندانیان در زندانهای آمریکا یکی از تاریکترین صفحات تاریخ آمریکا در دهه گذشته بوده است و خانم هاسپل در چارچوب بیانیه (مجلس سنا) باید ماهیت و میزان مشارکت وی را در برنامه بازجویی سیا توضیح دهد.” من می دانم که مجلس سنا کار تحقیقاتی خود را انجام خواهد داد.

وی در ادامه گفت: “زندگینامه خانم هاسپل، و همچنین اعتقادات او درباره شکنجه و رویکرد او نسبت به قوانین فعلی در کشور توسط سنا مورد بررسی قرار می گیرد”.

  

تهديد جديد آمريکا: ارتش فضایی می سازیم

دونالد ترامپ، دستور ساخت نیروي ازتش نظامی – فضایی را صادر نمود.

به گزارش اسپوتنيک به نقل از سخنراني دونالد ترامپ رئیس جمهور ایالات متحده آمريکا، این کشور ممکن است نوع جدیدی از نیروهای نظامی — فضایی بسازد.

ترامپ در اين خصوص گفت: “استراتژی ملی جدید من در فضا و کهکشن نشان می دهد که ممکن است عملیات نظامی در فضای کهکشان اتفاق بيفتد، همانطور که در زمین، هوا و آب، اين جنگ ها وجود دارد… می توانیم حتی نیروي ارتش نظامي فضایی داشته باشیم… ما نیروي هوایی، زمیني و نیروی دریایی داريم، هم اکنون بايد نيروي فضايي بسازيم”.

ترامپ در ادامه گفت که ابتدا او این ایده را جدی نگرفته بود، اما سپس به نتیجه رسید که این ایده فوق العاده اي است. ترامپ گفت: “شاید ما باید این کار را انجام دهیم، ممکن است اين اتفاق (جنگ فضايي) به وقوع بيفتد”.

پیش از این، نمایندگان پنتاگون و نیروی هوایی آمريکا مخالفت خود با ایجاد نوع جدید از نیروهای نظامی را ابراز نمودند، زیرا از نظر آنها مزایای احتمالی تغییرات سازمانی در مقیاس وسیع، هيچ ضرورت و فايده اي ندارد.

 

چهارشنبه خونین در ایران

4 کشته و 2082 زخمی، نتیجه تراژدیک چهارشنبه سوری امسال در ایران بود.

به گزارش اسپوتنیک به نقل از عصر ایران، جشن چهارشنبه سوری امسال، 4 کشته و 2082 زخمی برجای گذاشته است.

به نقل از سازمان اورژانس ایران: 2082 نفر در کل کشور دچار آسیب های ناشی از شب چهارشنبه آخر سال شدند که 277 نفر دچار سوختگی درجه دو و سه و 34 نفر قطع عضو شدند.

تا کنون 13 نفر به جرم اختلال دستگیر شده اند و در تهران بیش از 400 نفر دچار صدمه شدید شده اند.

در چهارشنبه سوری امسال یک فوتی در تهران، البرز، زنجان و اردبیل گزارش شد. تعداد آقایان مصدوم شده از خانم ها به میزان 90 درصد بیشتر بوده است.

Formularende

Formularende

شهرت دختری با چهل خواهر برادر از اسپرم پدر مشترک +عکس

دختری که از اسپرم اهدایی به دنیا آمده بود، تمام خواهر برادر های خود را در سراسر دنیا پیدا کرد.

به گزارش اسپوتنیک، کیانی آرویو “Kianni Arroyo”دختر ۲۱ ساله اهل “فلوریدا” متوجه شد که از اسپرم اهدای به دنیا آمده است بنابراین به دنبال خواهرها و برادرهای خود که از این پدر مشترک هستند راه افتاد.
خبرهای های مربوط به اقدام وی مثل بمب در فضای مجازی صدا کرده اند.

او با سفر به کشورهای “کانادا”، “استرالیا” و “نیوزلند” همه خواهر برادر های خود را که حدود ۴۰ نفر می باشند پیدا کرد و با همه آنها عکس گرفت.

حالا تصاویر آنها در شبکه های اجتماعی به کرات منتشر شده است و آنها بسیار مشهور شده‌اند.

بسیاری از کاربران حرکت این دختر را جالب و بسیار هیجان انگیز عنوان کرده‌اند و معتقدند که اکنون که او چهل خواهر و برادر در دنیا دارد، بسیار حس فوق العاده ای را تجربه کرده است.

 

عربستان سعودی یک برنامه هسته ای ملی اتخاذ کرد

وزارت خارجه عربستان در میکروبلاگ خود در شبکه اجتماعی نوشت که دولت عربستان سعودی یک برنامه ملی در زمینه انرژی هسته ای را تصویب کرد.

به گزارش اسپوتنیک، وزارت خارجه عربستان در میکروبلاگ خود در شبکه اجتماعی نوشت که دولت عربستان سعودی یک برنامه ملی در زمینه انرژی هسته ای را تصویب کرد.

در این برنامه اعلام شده است که تمام فعالیت های هسته ای عربستان فقط در برای مقاصد صلح آمیز در چهارچوب توافقنامه های بین المللی انجام خواهد شد، علاوه بر این، طبق این سند، عربستان سعودی به طور کامل به اصل شفافیت در کار هسته ای پایبند است و استانداردهای ایمنی هسته ای مطابق با الزامات جهانی را رعایت کند. همچنین عربستان قول داد تا دفع زباله های هسته ای را به بالاترین استاندارد لازم انجام دهد.


اپل تاریخ همایش بعدی را اعلام کرد

شرکت اپل تاریخ همایش سالانه کنفرانس جهانی توسعه‌دهندگان اپل را اعلام کرد.

به گزارش اسپوتنیک، شرکت اپل تاریخ همایش سالانه کنفرانس جهانی توسعه‌دهندگان اپل را اعلام کرد.

این کنفرانس از 4 تا 8 ژوئن 2018 در سن خوزه، کالیفرنیا برگزار خواهد شد. سال گذشته نیز کنفرانس جهانی توسعه‌دهندگان اپل در همان شهر کالیفرنیا برگزار شد. این سالن برای بیش از شش هزار مهمان طراحی شده است که از جمله این مهمان ها هزاران نفر از توسعه دهندگان اپل می باشند.

ثبت نام از شرکت کنندگان برای این همایش در تاریخ 22 مارس پایان خواهد یافت.

 

احتمال منع فعالیت رسانه های بریتانیایی در روسیه

ماریا زاخارووا، سخنگوی وزارت امور خارجه روسیه تهدید کرد که فعالیت رسانه های بریتانیایی را در روسیه ممنوع کند.

به گزارش اسپوتنیک، ماریا زاخارووا، سخنگوی وزارت امور خارجه روسیه تهدید کرد که فعالیت رسانه های بریتانیایی را در روسیه ممنوع کند.

او در کانال تلویزیونی روسیه 1 در برنامه “60 دقیقه” گفت: به صراحت به شما اعلام می کنم اگر فعالیت آرتی را در بریتانیا متوقف کنید، به هیچ کدام از خبرگزاری های انگلیسی اجازه فعالیت در روسیه را نخواهیم داد.

روز سه شنبه آفکام به دارنده لیسانس شبکه خبری آرتی هشدار داد که احتمال دارد به خاطر مسمومیت سرگتی اسکریپال، تحریم هایی را علیه این شبکه وضع کند.

 


فضای خالی در مغز یک ایرلندی+ عکس

عدم وجود بخشی از مغز تقریبا بر زندگی مرد 84 ساله ایرلند شمالی تأثیری نداشت.

به گزارش اسپوتنیک، عدم وجود بخشی از مغز تقریبا بر زندگی مرد 84 ساله ایرلند شمالی تأثیری نداشت.

این مرد ایرلندی به خاطر افتادن های مکرر و احساس بی ثباتی که از چند ماه پیش در او بوجود آمده بود و همچنین ضعف در قسمت چپ بدن به بیمارستان مراجعه کرد. پزشکان با توموگرافی کامپیوتری متوجه شدند که در نیمکره راست مغز او یک حفره بزرگ توخالی با قطر نه سانتیمتر ایجاد شده است با اینحال پزشکان دریافتند که با اینکه بخشی از مغر او از بین رفته و خالی شده ولی او به خوبی فکر می کند و مشکلات گفتاری و یا دیداری نداشت.

 

احتمال دستگیری رییس جدید سیا در سفر به اتحادیه اروپا

ادوارد اسنودن، کارمند سابق سیا گفت: جینا هسپل، رییس جدید سازمان سیا، اگر از اتحادیه اروپا بازدید کند، ممکن است دستگیر شود.

به گزارش اسپوتنیک، ادوارد اسنودن، کارمند سابق سیا گفت: جینا هسپل، رییس جدید سازمان سیا، اگر از اتحادیه اروپا بازدید کند، ممکن است دستگیر شود.

او در ادامه افزود: جینا هسپل، رییس جدید سازمان سیا به خاطر انجام شکنجه به احتمال زیاد نمی تواند برای دیدار با اعضای این اتحادیه به این اتحادیه سفر کند.

براساس گزارش اسنودن، گفته شده که هسپل در شکنجه مظنونین به ترور دخیل است.

 

معامله قرن اسرائیل- فلسطین

آیا معامله قرن به از بین رفتن ایدئولوژی ضد صهیونیستی ایران منجر خواهد شد؟

در این روزها روزنامه عربی «العربیه الجدید» که توسط شرکت قطری Fadaat Media در لندن منتشر می شود، یک خبر جنجالی منتشر کرد.  روزنامه نامبرده با استناد به منبع ناشناس دیپلماتیک مصری  گزارش داد که طی سفر سه روزه شاهزاده محمد بن سلمان وارث تاج و تخت عربستان سعودی به مصر، توافقی بین قاهره و الریاض در خصوص معامله بین اعراب و اسرائیل در رابطه با  حل و فصل مسأله فلسطین حاصل شد.

ولادیمیر ساژین مفسر «اسپوتنیک» در این خصوص نوشت: رسانه ها این پروژه را «معامله قرن» می نامند. این پروژه باید مناسبات بین اسرائیل و فلسطینی ها را عادی سازد که نهایتا باید به عادی سازی مناسبات بین اسرائیل و جهان عرب بطور کل منجر شود.

با استناد به مطالب رسانه ها، اساس اولیه آتش بس بین اسرائیل و فلسطین توسط آمریکایی ها و مشاورت با اسرائیل، مصر، عربستان سعودی شکل گرفت.

محمد بن سلمان پیشگام این طرح بود. او شخصا با نمایندگان رهبری عالی اسرائیل ملاقات کرد و جنبه های ساختار سیاسی منطقه اسرائیل — فلسطین را بررسی کرد. به این ترتیب توافق پیشنهادی، موافقت اسرائیل با ایجاد کشور فلسطین را در نظر دارد که مرزهای آن ارتباطی با «مرزهای سال 1967» نداشته باشد. بر طبق آن 90 درصد سواحل غربی رود اردن به فلسطین واگذار خواهد شد.

پایتخت کشور فلسطین باید در اورشلیم شرقی باشد. در عین حال، فلسطینی ها ممکن است اسرائیل را به عنوان یک دولت منحصرا یهودی برسمیت نشناسند که در اینصورت مجبور به امتناع از حق بازگشت مهاجران خواهند شد.

در عوض حل و فصل این مسأله، اسرائیل ممکن است به برنامه ساخت «شهر آینده» در جزایر عربستان سعودی بپیوندد. بعلاوه، شاهزاده محمد بن سلمان، علاقمندی زیادی نسبت به شرکت اسرائیل در پروژه عظیم اقتصادی رشد و توسعه سرزمین بزرگ حاشیه دریای سرخ، ایجاد  منطقه آزاد تجاری بین سواحل شرقی مصر، اردن و عربستان سعودی نشان داد.

در حال حاضر، شاهزاده سلمان و عبدالفتاح سیسی، رئیس جمهور مصر با شدت تمام روی این موضوع کار می کنند تا محمود عباس رهبر فلسطینی ها را به قبول این شرایط راضی سازند.

قاهره بطور همزمان حماس را مورد فشار قرار می دهد  تا شرایط این معامله را بپذیرد. گفته می شود که عباس کامل رئیس سازمان اطلاعات مصر با 6 مقام عالیرتبه صلاحیت دار حماس در زمان سفر اخیر آنها به مصر در این خصوص صحبت کرد.

رهبران دیگر کشورهای عربی نیز معامله احتمالی را بررسی کرده اند. در ماه ژانویه، در زمان همایش اقتصادی داووس، عبدالله دوم پادشاه اردن در دیدار با سعد الحریری نخست وزیر لبنان،وی را با طرح حل و فصل مسأله اسرائیل — فلسطین آشنا نمود.

اما همه چیز به این سادگی ها نیست. محمود عباس رهبر فلسطینی ها، توافق در دست تهیه را «سیلی قرن» نامید. اما فشار بر فلسطینی ها ادامه دارد. بر طبق اطلاعاتی، چند کشور عربی به محمود عباس  توصیه کردند این طرح را قبول کند «تا بعدا از رد آن پشیمان نشود».

این شرایط تا چه اندازه برای فلسطینی ها مفید خواهد بود. شایان ذکر است که همه از این طرح خوششان نمی آید.  مطابق با اطلاعات روزنامه مصری «الشرق»،کارمند دولتی فلسطین که نخواست نامش فاش شود اعلام نمود که  گرم شدن مناسبات اسرائیل-عربستان تأثیری منفی بر وضعیت رام الله و خودمختاری فلسطین می گذارد، زیرا عربستان سعودی دیگر به اسرائیل به عنوان دشمن اصلی خود درمنطقه نمی نگرد.

نزدیکی مناسبات الریاض و تل آویو و بطور کلی آغاز فرایند حل و فصل احتمالی مسأله اسرائیل — فلسطین  که 70 سال است ادامه دارد با حمایت و شرکت اکثر کشورهای عربی نمی تواند باعث خوشحالی ایران بشود که مناسبات آن با دنیای سنی اعراب فوق العاده  دشواراست.

در جریان سمینار علمی که چندی پیش در دوحه، پایتخت قطر برگزار شد یکی از کارشناسان مشهور سیاسی جهان عرب در یک گفتگوی خصوصی این ایده را مطرح کرد که اتحاد واقعی نظامی — سیاسی بین اسرائیل و عربستان سعودی نمی تواند وجود داشته باشد. اما اتحاد موقعیتی که در وهله اول علیه ایران و سیاست توسعه طلبانه شیعه ای آن در خاورمیانه سمتگیری شده باشد محتمل است. البته کشورهای عربی نمی توانند اینگونه اتحاد «غیر طبیعی» را قبول کنند.  اما اگر به اتحاد«غیرطبیعی» توجه نشود و توجه بر هدف اصلی متمرکز شود- محدود کردن توسعه طلبی ایران — این اتحاد بطور کلی به نفع اعراب خواهد بود.

در باره احتمال حل و فصل مسأله اسرائیل — فلسطین بر اساس قالب واشنگتن،الریاض،قاهره، تل آویو چه می توان گفت؟  اگر این اتفاق در آینده  دور رخ بدهد، اگر فرایند طولانی شکلگیری این معامله آغاز شود، این امر در واقع نابودی ایدئولوژی اصلی جمهوری اسلامی ایران- ضد صهیونیسم و عدم پذیرش حتی امکان وجود دولت اسرائیل- خواهد بود.

علاوه بر آن، اجرای این طرح بطور حساسی امکانات سیاسی، ایدئولوژیکی و تبلیغاتی جمهوری اسلامی ایران در خاورمیانه را کاهش خواهد داد که مطابق با این طرح، دشارژ تشنج بین اسرائیل و اعراب رخ خواهد داد. این امر موجب ایجاد شرایط جدید و وضعیت جدید در خاورمیانه خواهد شد که آشکارا اجرای نقش تهران در دفاع از فلسطینی های ستمدیده را دشوار خواهد ساخت.

البته تا اجرایی کردن کامل طرح (اگر اصلا به مرحله اجرا برسد) وقت زیادی باید سپری شود.  بقول شاهزاده محمد بن سلمان اجرایی شدن این معامله « نه یک — دوسال، بلکه 30 سال وقت خواهد برد».

پس باید امیدوار بود که تا صدمین سالگرد درگیری اسرائیل — فلسطین این معامله رنگ واقعیت بخود بگیرد.  در آنموقع واقعا هم می توان آن را «معامله قرن» نامید، زیرا صحبت از جهش سرنوشت ساز در تاریخ خاورمیانه می رود.

 

در مجـلس نمـاینده‌گـان افغانستان چه مـی‌گـذرد؟

ماندگار : آن‌چه که در مجلس نماینده‌گان هنگام انتخاب هیأت اداری آن به‌وقوع پیوست، عمقِ فاجعه‌یی را که همه‌روزه در این کشور جریان دارد، به نمایش گذاشت. تقابل بر سرِ کرسی‌های مجلس نماینده‌گان، یک امرِ عادی و میان‌پارلمانی نبود که بتوان به‌ساده‌گی از کنار آن عبور کرد. این موضوع با اتفاقاتی که در کشور می‌افتد و یا در شُرفِ وقوع اند، پیوند ناگسستنی دارد.
پس از دو روز تقابل و جنجال، سرانجام همایون همایون نامزد پست نایب‌اول مجلس نماینده‌گان موفق شد با گرفتن ۱۱۰ رای موافق یک بارِ دیگر این سمت را برای یک دورۀ دیگر از آنِ خود سازد؛ اما در این خلال، مسایلی از زبانِ او گفته شد که واقعیت‌های سیاسی کشور را برملا می‌سازد. او با جرأتِ تمام اعلام کرد که از رییس‌جمهوری شروع تا شورای امنیت، وزیر مالیه و رییس عمومی امنیت ملی در پی حذفِ او از این موقعیت بوده‌اند. این در حالی‌ست که پیش از این، گزارش‌هایی به نشر رسیده بود که بر سرِ کرسی‌های اداری مجلس نماینده‌گان، پول‌های کلانی در حال رد و بدل شدن است. برخی‌ها می‌گفتند که ارگ ریاست جمهوری با پرداختِ نزدیک به یک میلیون دالر (حالا معلوم نیست که این رقم درست هست و یا خیر) در تلاش است که فرد مورد نظرِ خود را به این سمت بنشاند. اما آقای همایون در سخنرانیِ خود اعتراف کرد که او به‌تنهایی همۀ این قدرت‌ها را شکست داده و به اصطلاح او «شرم است بر این‌ها که از سوی یک نفر شکست را متحمل شدند.»
همه‌ساله وقتی بحث انتخاب هیأت اداریِ مجلس نماینده‌گان آغاز می‌شد، جنجال‌هایی در درون مجلس به گوش می‌رسید، ولی این جنجال‌ها در حدی نبودند که پای مقام‌های بلندپایۀ کشور نیز به آن کشیده شود. در گذشته چنین بود که برخی‎ها دیگرهمکاران‌شان را به قوم‌زده‌گی و تعصب متهم می‌کردند، ولی کسی نمی‌آمد که بگوید رییس‌جمهوری کشور و برخی نزدیکانِ او توطیه چیده‌اند که باعث شکستِ او شوند.
مجلس نماینده‌گان در حالی انتخاباتِ هیأت اداریِ خود را برگزار می‌کند که به باور بسیاری از حقوق‌دان‌ها، ادامۀ کارِ آن با مشکل مواجه است و از نظر قانونی، این نهاد دیگر مشروعیت ندارد. اما با این حال، نماینده‌گان مجلس بر سرِ کرسی‌های خود حاضر اند و چنان عمل می‌کنند که از یک پارلمانِ مشروع که زمان کاری‌اش پایان نیافته، توقع می‌رود. سوال این‎جاست که پس از این مجلس نماینده‌گان با کدام ابزار قانونی می‌تواند مشروعیت خود را به جامعه ثابت کند؟ چگونه این نهـاد می‌خواهد که به وظایف عادیِ یک نهاد قانون‌گذار رسیده‌گی کند؟ چقدر قوۀ مجریه که خود با مشکلِ مشروعیت روبه‌روست، به مصوبات مجلس نماینده‌گان توجه نشان خواهد داد؟
این‌ها همه پرسش‌هایی‌اند که در سال تازه و فراقانونی مجلس نماینده‌گان در برابرش قرار دارند. شاید برخی‌ها بگویند که این گناه دولت است که نتوانست انتخابات به‌موقع را برگزار کند ولی اعضای مجلس نیز به همان اندازه مقصر اند که به تداوم کارِ نهادی که مشروعیت آن از بین رفته، دل‌چسبی دارند. اگر اعضای مجلس همچون معدودی از اعضای آن، که در سال پنجم کاری دیگر حاضر به گرفتن حقوق و امتیازهای مجلس نشدند و آن را ترک کردند، مجلس را ترک می‌کردند، بدون شک حالا وضعیت چیز دیگری بود.
پافشاری بر یک وضعیتِ غیرقانونی، زمینه‌ساز فساد و بحـرانِ بیشتر است. بحران هم‌اکنون کشور را از هر سو محاصره کرده است، دلیل آن‌هم می‌تواند یکی همین عدم برگزاری به‎موقعِ انتخابات شورای ملی باشد. از سوی دیگر، این تنها آقای همایون همایون نیست که ارگ را به برنامه‌های تفرقه‌افکنانه از جانب یک تیمِ معین متهم می‌کند. فراموش نکنیم که پیش از این، جنرال دوستم معاون اول ریاست جمهوری دقیقاً از همین اشخاص نام گرفت و آن‌ها را همه‌کارۀ کشور خواند که سرانجام باعث تعبید او شد. احمدضیا مسعود نمایندۀ ویژۀ آقای غنی در امور حکومت‌داری خوب که از سمتش کنار زده شد، همین افراد را به انحصارگرایی متهم ساخت و بالاخره آقای نور در بلـخ نیز ادعاهایِ مشابه دارد. در کنار این افراد، ده‌ها شخصیت سـیاسی و مدنی کشور، حکومت فعلی را حکومتی می‌دانند که توانایی مدیریتِ افغانستان را ندارد و آن را به سمت انقطاب، کشیده‌گی‌های قومی و زبانی و در نهایت تجزیه سوق می‌دهد. آیا حرف‌های این‌همه شخصیتِ دارای صلاحیتِ سیاسی، دروغ است و تنها آن‌چه را که ارگ ادعا دارد، درست است؟
اگر برنامه‌های ارگ به‌راستی برنامه‌های ملی و متناسب با شرایط افغانستان برای رسیدن به وفاق ملی می‌بود، بدون شک این‌همه سروصدا و انتقاد نسبت به کارکرد حکومت و سرانِ آن بلند نمی‌شد. یاد همۀ مردم افغانستان هست که با شکل‌گیری حکومت وحدت ملی چه موجِ بزرگی از حمایت‌ها از این حکومت به وجود آمد. اما طولی نکشید که برنامه‌های ارگ، تغییر ماهیت داد و همه فهمیدند که گرفتار چه نوع حکومتی شده اند. واکنش‌هایی که امروز در برابر حکومت و به ویژه ارگ شکل گرفته، ناآگاهانه و یا از سرِ بی‌مسـوولیتی و یا هم محدود به تعدادی که سران ارگ ادعا دارند منافع‎شان به خطر افتاده، نیست. این موج از سطوحِ عادی و پایینِ جامعه آغاز می‌شود و تا سطوح بالا و نخبه‌گان ادامه پیدا می‌کند. در هیچ زمانی از تاریخ افغانستان، حکومتی از این پایه از عدم مشروعیتِ سیاسی برخوردار نبوده است.
وضعیتِ آقای غنی حتا قابل مقایسه با نظام‌های پیش از طالبان نیست. داکتر نجیب‌الله آخرین رییس جمهوری پس از کودتای هفتم ثور، خیلی در موقعیتِ مطمین‌تر و محکم‌تری نسبت به او قرار داشت و عمل می‌کرد. این‌همه دلیلش فقط ناشی از عملکرد ارگ در برابر دیگران است. ارگ می‌خواهد به هر شکل ممکن، قدرت را تک‌قومی و تک‌گروهی بسازد. مسلماً این نکته، گره اصلی مشکل افغانستان را تشکیل می‌دهد. با این حساب، باید مطمین بود که افغانستان در مسیرِ نگران‌کننده‌یی قرار گرفته که در یک سوی آن، انحصار و استبداد و تبعیضِ حلقۀ ارگ قرار دارد و در سوی دیگر آن، انقلاب و شورش در برابر حکومت. در این میان، تلاش بسیاری از نخبه‌گان و شخصیت‌های ملی و خیراندیش این است که راه میـانه‌یی برای عبور کشور از این بحران، با تمسک بر وفاق ملی و وحدت ملیِ مردم، جست‌وجو شود. وفاق ملی، نسخه‌یی ساده و در عین حال وسیع برای حلِ بسیاری از مشکلاتِ جاری در افغانستان است که اگر جریان‌های سـیاسی بتوانند در محور آن خود را بسیج و منسجم سازند، افغانستان را از رأس تا قاعـده بهروز و کامروا خواهد ساخت.

 

جولان ترامپ در سایه فراموشی جنگ افغانستان

کارشناس ارشد آمریکایی اعلام کرد که استراتژی ترامپ در افغانستان طرحی برای برقراری ثبات سیاسی و مدنی در این کشور ندارد و با توجه به نارضایتی مردم آمریکا از ادامه این جنگ، ترامپ قادر می‌شود تا جنگ افغانستان را آن طور که مایل است به پیش برد.

به گزارش خبرگزاری دانشجو، در جلسه پرسش و پاسخ سنای آمریکا درباره آنچه تهدید‌های امنیتی علیه این کشور خوانده می‌شود، واژه «افغانستان» به طور دقیق چهار بار تنها در ابتدای این جلسه برده شد. در ادامه این جلسه دو ساعته هیچ سناتوری پرسشی را درباره جنگ افغانستان، طولانی‌ترین جنگ تاریخ آمریکا و حضور بیش از ۱۵ هزار نظامی این کشور در افغانستان مطرح نکرد.
این در حالی است که ماه گذشته بخش اعظم یک تیپ ۸۰۰ نفره از مشاوران ویژه نظامی آمریکا برای همکاری با نیرو‌های افغان و همراهی آن‌ها در نزدیکی میدان جنگ به افغانستان اعزام شدند. از سوی دیگر نیز از ماه ژانویه سال جاری میلادی بالگرد‌های جنگی و چند فروند هواپیمای دیگر نیز به نیرو‌های آمریکایی در افغانستان نیز افزوده شد.
با این حال مشخص نیست که جنگ افغانستان در جهتی که واشنگتن امیدوار است حرکت کند و این موضوع ممکن است پس از آغاز فصل جنگی در ماه می‌و یا آوریل مشخص شود.
«آنتونی کوردزمن» عضو ارشد «مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌الملل» و یکی از ناظرانی که بحران افغانستان را از نزدیک بررسی کرده درباره تاثیر استراتژی ترامپ در افغانستان گفت: این استراتژی پیشرفت‌های عمده‌ای را در تاکتیک‌های نظامی و طرح‌های توسعه نیرو‌های امنیتی افغان به وجود آورده، اما «هیچ کاری را برای برقراری ثبات سیاسی و مدنی انجام نداده است».
کوردزمن افزود این دولت «نه تنها با وخامت وضعیت امنیتی روبرو است بلکه استراتژی روشن سیاسی، حکومتی و یا اقتصادی نیز برای ایجاد ثبات در افغانستان ندارد». به عقیده وی ارتش آمریکا با «ماموریتی غیرممکن» در افغانستان روبرو است.
ترامپ هنگام اعلام استراتژی‌اش برای افغانستان گفته بود که «مردم آمریکا از جنگ بدون پیروزی خسته شده‌اند» و قصد خروج نظامی را دارند، اما پس از گفت‌وگو با مشاورانش تصمیم گرفت تا به دنبال «پایانی شایسته و پایدار» باشد.
وی افزودمنظورش افزایش منابع نظامی جنگ، افزایش اختیارات فرماندهان نظامی در افغانستان و حضور در این کشور تا زمانی است که به آن نیاز باشد.
«استفن بیدل» استاد علوم سیاسی و روابط بین‌الملل در دانشگاه جرج واشنگتن نیز در این باره گفته که عدم تمایل نسبی مردم آمریکا برای پرداختن به جنگ افغانستان به ترامپ اجازه مانور سیاسی را می‌دهد تا جنگ را آن طور که مایل است پیش برد.
بیدل گفت: این ایده که یک دموکراسی، سالانه میلیارد‌ها دلار را برای کشتن مردم و قربانی کردن جان آمریکایی‌ها و جنگ هزینه می‌کند و عدم توجه نمایندگان منتخب مردم به این موضوع رفتاری نامناسب است.
وی افزود:، اما این رفتار نامناسب تعجب برانگیز نیست، چون کنگره آمریکا مدت طولانی است که اینگونه رفتار می‌کند.
ماه گذشته نیز جامعه اطلاعاتی آمریکا در پیش‌بینی از وضعیت امنیتی افغانستان در سال جاری میلادی گزارش داد که با توجه به حملات مداوم مخالفان مسلح دولت افغانستان، وضعیت ناپایدار سیاسی-اقتصادی، عملکرد ناپایدار نیرو‌های امنیتی افغان و کمبود منابع مالی، امنیت در افغانستان وخیم‌تر خواهد شد.

 

روند طولانی حضور نظامی آمریکا در افغانستان

به گزارش  پایگاه اینترنتی روزنامه نیویورک پست، «دونالد رامسفلد»، وزیر دفاع دولت جرج بوش، در آوریل سال 2002 اعلام کرد «جنگ در افغانستان تمام شده است». در دسامبر 2017 نیز «جیمز متیس»، وزیر دفاع دولت دونالد ترامپ، با تکرار همین اظهارات گفت: «پیروزی در افغانستان نزدیکتر از هر زمان دیگری است. اما به رغم اظهارات مشابه وزرای دفاع دو دولت در خصوص پایان جنگ، حضور نظامی این کشور همچنان در افغانستان ادامه دارد.

جنگ آمریکا در افغانستان که یکی از طولانی ترین نبردهای ثبت شده در تاریخ است، امروز دوشنبه وارد شش هزارمین روز خود شد.

به ادعای مقامات آمریکایی، پس از حمله 11 سپتامبر سال 2001، افغانستان به پناهگاهی امن برای گروه های تروریستی تبدیل شد و این بهانه ای برای حضور نظامی آمریکا در شهرهای مختلف این کشور شد. «استیو کول»، نویسنده کتاب 700 صفحه ای «سیا و جنگ های مخفی آمریکا در افغانستان و پاکستان»، به برخی از علل وقوع جنگ افغانستان پرداخت.

در حالی که واشنگتن بهانه حضور نظامی خود در افغانستان را مقابله با گروه های تروریستی القاعده و طالبان اعلام کرده بود، کول در بخشی از کتاب خود آورده است «رابرت گیتس»، وزیر دفاع پیشین آمریکا، هفت سال پس از آغاز جنگ در افغانستان گفت: «هدف آمریکا از حضور نظامی در این کشور ایجاد یک دولت مرکزی قدرتمند است.»

او در پاسخ به این پرسش که آیا افغانستان دولت ندارد؟ گفته بود بی تردید ندارد. این اظهارات نشان داد آمریکا برنامه ای طولانی مدت را در افغانستان دنبال می کند که فقط مقابله با گروه های تروریستی نیست.

کول در ادامه می نویسد: سربازان آمریکایی به مدت 73 سال در اروپا مستقر بوده اند. آمریکا استقرار نیروهای خود در اروپا را صرفا جهت حفاظت از منافع‌اش در برابر روسیه (همزمان با جنگ سرد) اعلام کرده است.

همچنین بیش از 68 سال از استقرار نیروهای آمریکایی در کره جنوبی و ژاپن می گذرد. به نظر می رسد استقرار پایگاه های نظامی آمریکا در شرق آسیا نیز برای کنترل بر اقدامات قدرت بزرگی همچون چین است.

در همین راستا، آمریکا حضور نظامی طولانی مدت خود در افغانستان را کنترل بر بخشهایی از آسیای مرکزی، نظارت بر (به اصلاح) منافع خود در این منطقه و حفاظت از خود در برابر گروه های تروریستی در خارج از مرزهای آمریکا، اعلام می کند.

بنابراین، تصور اینکه آمریکا پس از حضور نظامی در یک کشور همچون افغانستان، به زودی نیروهای خود را خارج می کند، تصوری پوچ است.

نیویورک پست در انتهای مطلب خود آورده است: اگر هدف دولت آمریکا از حضور 6 هزار روزه در افغانستان همان حفظ امنیت در خارج از مرزهای این کشور باشد و عملی نشود، باید در خصوص هزینه یک هزار میلیارد دلاری حضور نظامی در افغانستان و کشته شدن 2200 نظامی آمریکایی در این کشور پاسخگو باشد.

 

تولید بیش از ٩ هزار تن مواد مخدر در افغانستان هشدار جدی برای جامعه جهانی است

به گزارش ایسنا، یوری فدوتوف معاون دبیر کل سازمان ملل متحد و مدیر اجرایی دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل عصر دوشنبه ۲۱ اسفندماه در حاشیه شصت و یکمین نشست سالانه کمیسیون مواد مخدر سازمان ملل متحد در وین با عبدالرضا رحمانی فضلی وزیر کشور و دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر ایران دیدار و گفت‌وگو کرد.

رحمانی فضلی در این دیدار تصریح کرد:  تولید بیش از ٩ هزار تن مواد مخدر در افغانستان، زنگ خطر و هشدار جدی برای جامعه جهانی است و ضرورت دارد تا کشورهای جهان بر اساس اصل مسئولیت مشترک به تکالیف و وظایف خود عمل کنند.

وی در ادامه افزود: تولید بیشتر مواد مخدر به معنای تحمیل خسارت بیشتر به کشورهای منطقه و مسیر ترانزیت ، افزایش میزان ترانزیت مواد به بازارهای مصرف در اقصی نقاط جهان و توزیع بیشتر مواد مخدر در سطح جهان است.

دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر ایران تصریح کرد: جمهوری اسلامی ایران در پیروی از دستورات ویژه رهبرمعظم انقلاب اسلامی، که پدیده مواد مخدر را بعنوان اولین آسیب اجتماعی تعیین و برضرورت مبارزه جدی با ان تاکید داشته اند و همچنین طبق رویکرد راسخ رییس جمهور در مبارزه با این معظل جهانی، راهبردهای مشخصی را در این راستا تعیین و در دست اجرا دارد.

رحمانی فضلی ادامه داد: برنامه های راهبردی و استراتژیک ایران، بصورت جامع و متوازن و مبتنی بر برنامه های حوزه مقابله با تولید، ترانزیت ، قاچاق و توزیع مواد مخدر، اقدامات پیشگیرانه ، برنامه های درمانی، کاهش آسیب و صیانت، شناسایی اموال و دارایی های قاچاقچیان ، مبارزه با پولشویی و  است.

وی با بیان اینکه ایران در سال جاری و تا امروز مقدار  ٧٨٥ تن انواع مواد مخدر کشف کرده که نسبت به مدت مشابه سال قبل ١٥ درصد افزایش را نشان می دهد، اظهار کرد: بررسی ها نشان می دهد که کمک جامعه جهانی به کشورها، بر مبنای میزان عملکرد و فعالیت و نقش آفرینی آنها در عرصه مبارزه با مواد مخدر نبوده و در این خصوص نوعی رفتار تبعیض آمیز مشاهده می شود.

وزیرکشورایران  در این دیدار آخرین وضعیت طرح توسعه پایدار در افغانستان (کشت و معیشت جایگزین) بعنوان یکی از طرح‌های مورد توافق ایران – افغانستان و سازمان ملل را تشریح و بر ضرورت‌های تحقق کامل این طرح و مشارکت جدی‌تر سازمان ملل  تاکید کرد.

رحمانی فضلی همچنین اهتمام بیشتر برای تقویت ابتکار ٣ جانبه ایران، افغانستان- پاکستان و مدیریت دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل را مورد تاکید قرار داد.

فدوتوف نیز در سخنانی با بیان اینکه میزان کشفیات مواد مخدر جمهوری اسلامی ایران به تنهایی  چهار برابر میزان کشفیات کشورهای جهان است، گفت: مشارکت جمهوری اسلامی ایران در مبارزه با مواد مخدر با توجه به رشد و تولید بی سابقه مواد مخدر در سال قبل میلادی، برای جامعه جهانی و سازمان ملل متحد بسیار مهم و حائز اهمیت است.

وی با تاکید براین اینکه در حوزه همکاری های منطقه ای برای مبارزه با مواد مخدر، نگاهمان به ایران است، گفت: سازمان ملل از استمرار اقدامات جمهوری اسلامی ایران در مبارزه با مواد مخدر تشکر می کند. همچنین سازمان ملل براستمرار و تقویت فعالیت دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل  در ایران – تهران، بعنوان کشوری که به تنهایی ٨٠ درصد کشفیات مواد مخدر در جهان را به خود اختصاص داده، تاکید دارد.

 

داستان تاریخی فساد رییس پارلمان

شبکه اطلاع رسانی افغانستان : عبدالروف ابراهیمی به حیث رییس پارلمان یا عالیترین مرجع قانون، قانونگذار و حافط قانون از دیر وقت بدینسو چهره یک دزد، سارق، اختلاسگر و فاسد را از خود به نمایش می گذارد.
ابراهیمی فعلا از آدم های عادی نیست، او یکی از مهره های ماشین فساد و جنایت دولتی است که تازه نام رسوای چهارمین نظام فاسد جهان را از آن خود کرد.
این رییس پارلمان آنقدر قدرتمند است که به آسانی می تواند یک دهقان بیسواد و بی خبر را از کنار پلوان زمین بردارد و راسأ در مقام ولایت قرار دهد.
ابراهیمی و برادرش مشهور به آمر لطیف از جمله … حزب اسلامی گلبدین در قندوز بودند که مردم قندوز هرگز تاریخ جنایت، قتل و کشتار این خانواده را فراموش نخواهند کرد.
از قول یکی از دوستان روایتی است که پس از اضمحلال حزب اسلامی گلبدین در شمال، این خاندان از گذشته توبه نموده و با تعهدات جدید درب جنرال دوستم را بوسه زدند.
راویان داستان زندگی رییس پارلمان، جناب ابراهیمی چنین گویند که در زمان حکمروایی جنرال دوستم در شمال افغانستان همین آمر لطیف برادر رووف ابراهیمی (والی جدید سمنگان)حکم تشکیل یک غوند را از جنرال دوستم گرفته بود که ماهانه پول اعاشه و مصارف لوجستیکی غوند را از دفتر مالی جنبش بدست می آورد.
او خودش در قندوز بود و برادرش همین ابراهیمی رییس پارلمان را بحیت نمایندۀ خود معرفی کرده بود. آنگاه در پای این… رام شده کفش و در تنش یونیفورم جهادی بود و همه روزه اینطرف و آنطرف شهر مزار شریف می گشت و آخر ماه از ریاست لوجستیک جنبش، مصارف قطعات خود را بیرون می کرد و در بازار بفروش می رساند.
من در آنزمان در ریاست خارجۀ جنبش ایفای وظیفه می کردم که رییس ما جنرال ملک برادر رسول پهلوان بود. همین ابراهیمی رییس کنونی پارلمان یگان وقت نزد رییس خارجه آمده امر ویزه می گرفت و آنرا برای ضرورت مندان بفروش می رسانید.
روزی از روز ها جنرال ملک به سربازان دروازه امر کرد که هرگاه ابراهیمی آمد او را عاجل نزد من بیاورید. یکی از روزها ابراهیمی به دفتر مراجعه نمود و قوماندان مفرزۀ محافظ بنام خان محمد او را نزد ملک خان برد و ملک خان قبل از آنکه پرسان کند چرا آمدی امر نمود تا او را بار بار از زمین بردارند و برزمین بکوبند.
درجهٔ احساسات ملک خان چنان بالا گرفته بود که لاجرم او خودش وارد ماجرا شد و شخصآ خودش جناب رووف ابراهیمی را زیر لگد گرفت.
بعداً معلوم شد که یکی از دوستان ملک کدام پاسپورت دوست دیگر خود را آورده بود، تاطور عاجل برایش ویزه بگیرد اما ملک خان برایش می گوید برو بچیم در نوبت بان هر روز خو نمی توانم برایت امر فوق العاده صادر نمایم. رفیق ملک خان پاسپورت را از ملک می گیرد و برایش می گوید که باز ببین بچیم من چطور ویزه می گیرم. ملک مزاح گونه میگه می بینیم.
دو روز بعد همان رفیقش می اید و ویزه را برای جنرال ملک نشان می دهد. ملک خان از او خواهش می کند که تو را والله اگر منبع اجرای ویزه را برایم نگویی !!
و او می گوید که صاحب !
پنجصد دالر برای رووف ابراهیمی دادم و او از همینجا برایم کار ویزه ام را تمام نمود.
صاحب پاسپورت برای ابراهیمی مبلغ پنجصد دالر داده بود و او از همین دفتر با مهارت معین و تبانی با افراد معین کار ویزه را اجرا نموده بود.
همان بود که ابراهیمی رییس کنونی پارلمان به نرخ روزلت و کوب شد، صورت اش بخاک مالیده شد و جنرال ملک برای پهره داران دروازه امر فرمود که منبعد این … را اجازه دخول ندهند.
این چهره فاسد اکنون پارلمان کشور را به یکی از فاسد ترین پارلمان های جهان مبدل ساخته است و پارلمان به یکی از بزرگترین منبع فساد در آمده و در اکثر جنایات، غارتگری، اختلاس و حامی تروریسم در آمده است.

 

پولیو، بدبختی دیگر جنگ برای کودکان جنوب افغانستان

جنگ در افغانستان مانع تلاش‌ها برای محافظت کودکان از فلج اطفال می‌گردد. به تازگی مواد تازه‌یی از این بیماری در جنوب افغانستان به ثبت رسیده است که بیشترین موارد در ولایت کندهار بوده است.

داکتر عبدلقیوم پخلا رییس صحت عامۀ ولایت کندهار در گفتگو با خبرگزاری اسپوتنیک می‌گوید: «در مجموع 9 مورد بیماری فلج اطفال در سال 2017 در کندهار دیده شده که از جمله 5 واقعه سال قبل مربوط به ولسوالی شاه‌‌‌ولی‌ کوت است، 1 واقعه در ناحیه 9 شهر کندهار، 1 واقعه دیگر در ولسوالی سپین بولدک کندهار و 2 واقعه هم در ولایات هلمند و زابل رخ داده بود. بر علاوه در سال 2018 نیز 2 واقعه مثبت پولیو در ولسوالی‌های سپین بولدک و شاه ولی کوت ثبت شده است.»

وبسایت وزارت صحت‌عامۀ افغانستان در معرفی این بیماری نوشته است: «پولیو یا فلج اطفال یک مرض ویروسی حاد و فوق‌العاده ساری بوده که عامل سببی ان ویرس Polio از خاندان Enter Virusمیباشد که اکثراً اطفال کمتر از سن پنج سال را  مصاب می‌سازد. در 90-95 فیصد واقعات پولیو بدون اعراض و علایم می باشد. در 4-8 فیصد واقعات مصابیت کوچک (Minor illness) با تب خفیف، التهاب گلو، استفراغ، درد بطن، بی‌اشتهایی و خستگی مشخص می‌گردد. شفایابی فوری و مکمل بوده و فلج رخ  نمی‌دهد. این شکل ویروس پولیو از انتانات ویروسی خفیف دیگر تشخیص نمی شود.»

فلج اطفال مرضی است که تداوی ندارد و این مرض کودکان را فلج می کند و تنها راه جلوگیری آن واکسین کردن کودکان پیش از سن پنج سالگی می باشد.

براساس آمار وزارت صحت عامه افغانستان در سال 2015 بیست واقعه، در 2016 سیزده واقعه و  در سال 2017 نه واقعه و در سال 2018 دو واقعه ابتلا به فلج کودکان ثبت شده است.

ناامنی دلیل اصلی عدم موفقیت افغانستان در محو مرض فلج کودکان خوانده می‌شود، تیم‌های واکسین به دلیل تهدیدهای امنیتی نمی‌توانند به مناطق ناامن به خصوص ولایات جنوبی کشور بروند و کودکان را واکسین نمایند.

آقای پخلا، با ابراز نگرانی از ممانعت ناامنی در تطبیق پروسۀ واکسین می‌گوید که بر سر تطبیق این پروسه در مناطق خارج از کنترول دولت مذاکراتی صورت گرفته است: «در سطح کشور تطبق واکسین قناعت بخش بود، اما در ولسوالی‌های میانشین، نیش، خاکریز و شاه‌ولی کوت که در شمال کندهار موقعیت دارد به نسبت وضعیت بد امنیتی پروسه تطبق واکسین حدود 7 ماه به تعویق افتاده بود، دوماه می‌شود که این پروسه دوباره آغاز شد، ولی در ولسوالی خاکریز تا حال تطبیق کمپاین پولیو امکان پذیر نشده است. قسمت‌هایی از ولسوالی‌های یادشده در کنترول دولت و یک بخش دیگرش در دست طالبان است. جنگ و ناامنی موجب عدم تطبیق واکسین در این نواحی شده، اما پس از چندین دوره مذاکرات مشکل اندکی حل گردید، در ولسوالی خاکریز هنور مذاکرات با مخالفین دولت روی تطبیق واکسین جریان دارد، امیدوارم که به زودی این مشکل حل شود.»

رییس صحت عامۀ ولایت کندهار می‌گوید که وزارت صحت عامه به همکاری نهادهای بین‌المللی برای تطبیق پروسۀ واکسین تلاش نهایی به خرج می‌دهد: «همکاری از سوی تیم‌های کاری وزارت صحت عامه به ما صورت می‌گیرد. قابل یادآوری است که این پروسه یک حرکت ملی است و هر فرد باید سهم بگیرد و در این راستا وزارت صحت عامه تلاش‌های نهایی خود را به خرج میدهد تا در هر دوره واکسین پولیو به کودکان زیر سن 5 سال را برساند. سازمان‌های بین‌المللی مانند سازمان صحی جهان، اداره یونیسف یا صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد و سازمان های خیریه دیگر نیز به تطبیق این پروسه کمک می‌کنند، این سازمان‌ ها با وزارت صحت عامه و دولت افغانستان همکار استند و این برنامه به همکاری آنها تطبیق می‌شود. قسمت زیاد از وجوه مالی از طریق سازمان خیریه بیلد فوندیشن رسانیده می‌شود و برعلاوه نهادهای دیگر هم کمک می‌کنند.»

داکتر پخلا، تلفات ناشی از مصاب شدن کودکان به این بیماری را تأیید نمی‌کند و امیدوار است که با کمپاین‌های فراوان بتوانند جلو شیوع این بیماری را بگیرند: «خوشبختانه تلفات نبوده است، در این سال کمپاین‌هایی صورت گرفته که نتیجه آن خوب است، شایان ذکر است که در سال 2018 حدود 9 کمپاین برنامه‌ریزی شده که شامل برنامه‌های سرتاسری و ساحوی است، ما زیاد امیدواریم که خود را به هر کودک برسانیم و پروسه را با انداختن دو قطره واکسین تطبیق کنیم و جلو مرض فلج کودک را در حوزه جنوب و به خصوص کندهار بگیریم.»

آخرین گزارشات حاکی از آن است که بیش از 6 میلیون کودک در مناطقی که  خطر سرایت پولیو در آن زیاد است، واکسین خواهند شد.

این نخستین کمپاین فرعی وقایه از این بیماری در افغانستان است. گفته شده است که وزارت صحت عامه افغانستان در همکاری با سازمان صحی جهان و اداره یونیسف کمپاین فرعی واکسین ضد مرض فلج اطفال (پولیو) را راه‌اندازی میکند. در این کمپاین حدود 6.1 میلیون طفل زیر سن 5 سال در ولسوالی های دارای خطر بلند سرایت پولیو مربوط به 21 ولایت کشور واکسین میگردند.

این کمپاین در تمام ولایات جنوب، جنوب شرق، اکثر ولسوالی های شرق و نیز در تمام ولسوالی های کشور که به عنوان دارای خطر بلند سرایت پولیو شناخته شده اند، تطبیق میگردد. همچنان این کمپاین در دو ولسوالی ولایت بغلان (بغلان جدید و خوست فرنگ) که در دور قبلی کمپاین واکسین پولیو از دسترسی باز مانده بودند، تطبیق میگردد. در این دو ولسوالی حدود 87 هزار کودک زیر سن پنج سال واکسین خواهند شد.

در جریان  این کمپاین بیش از 50 هزار کارکن آموزش دیده واکسین پولیو در محلات مسکونی شان خانه به خانه خواهند رفت تا اطفال را واکسین کنند. آنان خود را متیقن خواهند ساخت که تمام کودکان در برابر این مرض وقایه و محافظت شده اند.

رییس صحت عامۀ کندهار جنگ را مصیبت بزرگ و دلیل افزایش مبتلایان به فلج کودکان می‌داند: «جنگ یک مصیبت بزرگ است که افغانستان از سال‌های متمادی با آن دست و پنجه نرم می‌کند و با تأسف پایان آن تا هنوز معلوم نیست. باید گفت که جنگ در افغانستان مانع می‌گردد تا تلاش‌ها در راستای محافظت کودکان در برابر فلج اطفال ناکام بماند. این امر می تواند منجر به افزایش رقم مبتلایان به این بیماری گردد و برنامه‌های محو فلج اطفال کودکان در کشور و جهان را در معرض خطر قرار دهد.»

تا کنون در سال 2018 سه واقعه مثبت پولیو در افغانستان ثبت شده است 2 مورد در کندهار و یک واقعه دیگر در ولسوالی کامه ولایت ننگرهار که سبب فلج دایمی یک طفل 16 ماهه شده است. این مرض تداوی ندارد و در صورت تطبیق ننمودن واکسین، سبب فلج دایمی و حتی مرگ طفل شده میتواند، اما خوشبختانه به واسطه واکسین قابل جلوگیری است.

واکسین پولیو مصون است و هیچگونه عوارض جانبی منفی ندارد. اطفال نوزاد و مریض به به دلیل ضعف مقاومت و معافیت بدن در معرض بیشتر بوده و به واکسین شدن نیاز جدی‌تر دارند.

 

نشست سران آسیای مرکزی در «آستانه» دستاورد بزرگی برای منطقه است

به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در دوشنبه، «ارلان کارین» رئیس سابق مرکز تحقیقات استراتژیک قزاقستان در نشستی خبری گفت: دیدار آتی رؤسای جمهور کشورهای آسیای مرکزی در پایتخت این کشور موفقیتی بزرگ است.

وی گفت: این دیدار باعث ایجاد مکانیزم خاصی برای بررسی مسائل مشترک کشورهای منطقه خواهد شد.

کارین افزود: اگرچه این دیدار با عنوان خاصی نام‌گذاری نشده و از آن به عنوان ملاقات کاری یاد می‌شود اما برای همکاری‌های منطقه‌ای موفقیتی جدی به دنبال خواهد داشت.

این کارشناس قزاق‌ اضافه کرد: اولین بار است که سران کشورهای منطقه به ابتکار خود گردهم می‌آیند.

وی گفت: گرچه هیچ مقامی هدف از این دیدار را نهادینه شدن همکاری‌های منطقه‌ای عنوان نکرده، اما با این حال دیدار آتی باعث ایجاد مکانیزم خاصی برای بررسی مسائل منطقه‌ای و تدوین دستور کار مشترک بین این کشورها خواهد شد.

سخنگوی ریاست جمهور قزاقستان از برگزاری ملاقات سران کشورهای قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان و ازبکستان در تاریخ 15 مارس در پایتخت این کشور خبر داد.

در این دیدار همچنین «آکجا نوربردی اف» رئیس مجلس ترکمنستان به نمایندگی از این کشور شرکت خواهد کرد.

 

 

 

 

 

حمله به جاسوس روس در بریتانیا؛ ‘از ۵۰۰ نفر خواسته شد لباس‌هایشان را بشویند’

 

همرسانی در فیسبوک همرسانی در توییتر همرسانی در Messenger همرسانی در ایمیل همرسانی

رستوران زی زی

رستورانی که سرگئی اسکریپال و دخترش در آن ناهار خوردند از ساعت ۹ شب دوشنبه گذشته، فردای حادثه تعطیل شده است

به دنبال کشف آثار سم اعصاب در رستوران و باری که جاسوس سابق روس و دخترش رفته بودند، به بیش از پانصد نفر که همان روز به این رستوران و بار در مرکز شهر سالزبری در جنوب بریتانیا رفته بودند گفته شد که لباس‌ها و وسایل خود را بشویند.

 

یکشنبه گذشته سرگئی اسکریپال و دخترش یولیا حدود دو ساعت بعد از صرف غذا در یک شعبه رستوران زیتزی (Zizzi) در شهر سالزبری روی نیمکتی در مرکز این شهر بیهوش پیدا شدند. هر دو نفر در بیمارستان بستری هستند و حال آنها وخیم گزارش شده است.

 

توصیه شست‌وشوی وسایل به کسانی شده که از ساعت یک و نیم بعد از ظهر روز حادثه (یکشنبه ۴ مارس) در یکی از این دو مکان بودند.

 

عامل اعصاب ( Nerve Agent) بسیار سمی است و باعث از کار افتادن سیستم عصبی و باقی اعضای بدن می شود. این مواد اغلب از طریق دهان یا بینی وارد بدن می‌شود اما امکان جذب آنها از طریق چشم یا پوست هم وجود دارد.

 

پروفسور دیم سالی دیویس، مشاور ارشد پزشکی دولت انگلیس می‌گوید که احتمال خطر برای بقیه کسانی که در آن منطقه بوده‌اند کم است.

 

مسمومیت جاسوس روس؛ ‘کشف بقایای عامل اعصاب در رستوران’

دختر مرد جاسوس روس ‘حقش نبود مسموم شود’

بیماری ناگهانی ‘جاسوس سابق روس’ در بریتانیا

روسیه: اطلاعی از علت بیهوشی جاسوس سابق در بریتانیا نداریم

خانم دیویس می‌گوید که پس از بررسی‌های دقیق علمی این نگرانی پیش آمده که ممکن است تماس طولانی با اشیا آلوده به این سم مشکلاتی در سلامتی افراد ایجاد کند “اما این مساله نباید باعث نگرانی و وحشت شود.”

 

او تاکید کرد که این توصیه‌ها فقط برای اطمینان خاطر است و “مطمئن هستم که هیچ کدام از مشتریان و کارکنان این مکان‌ها آسیبی نخواهند دید.”

 

به گزارش خبرنگار بی‌بی‌سی، شهروندان سالزبری این سوال را مطرح کرده‌اند که چرا مسئولان این توصیه و هشدار را زودتر اعلام نکرده بودند.

 

الستر های،استاد دانشگاه لیدز می‌گوید که سم اعصاب در مجاورت در هوای باز قدرتش را از دست می‌دهد.

 

او می‌گوید رطوبت هوا باعث کاهش قدرت سم اعصاب می‌شود و به همین دلیل است که به افرادی که در رستوران یا بار بوده‌اند گفته شده که وسایلشان را بشویند.

 

سرگئی اسکریپال و دخترش

سرگئی اسکریپال و دخترش همچنان در وضعیت وخیم در بیمارستان هستند

سرگئی اسکریپال ۶۶ ساله و دخترش یولیا ۳۳ ساله که روز یکشنبه ۴ مارس، بیهوش روی نیمکتی در یک مرکز خرید در شهر سالزبری در جنوب بریتانیا پیدا شدند همچنان در وضعیت وخیم در بیمارستان هستند.

 

نیک بیلی، مامور پلیسی هم که این دو را پیدا کرده بود، با وضعیت وخیم جسمی همچنان در بیمارستان است اما با خانواده‌اش صحبت کرده است.

 

تحقیقات پلیس در این رستوران و پاب و همچنین در چهار محل دیگر از جمله منزل آقای اسکریپال، گورستانی که همسر و پسرش در آن دفن هستند و نیمکتی که او و دخترش روی آن پیدا شدند، ادامه دارد.

 

مقامات پلیس محلی امروز یکشنبه ۱۱ مارس، اعلام کردند که مشخص نیست مناطقی که پلیس برای تحقیقات بسته است، چه زمانی به روی عموم مردم باز خواهد شد.

 

کارآگاه پلیسی که در محل حادثه حاضر شده بود و اکنون در بیمارستان است

کارآگاه پلیسی که در محل حادثه حاضر شده بود و اکنون در بیمارستان است

حداقل ۲۵۰ مامور پلیس ضد تروریسم در این تحقیقات شرکت دارند. پلیس می گوید بیش از ۲۰۰ قطعه مدرک جمع آوری و با ۲۴۰ شاهد صحبت کرده است.

 

سرگئی اسکریپال، سرهنگ بازنشسته اطلاعات ارتش روسیه، در سال ۲۰۰۶ با حکم ۱۳ سال حبس در روسیه زندانی شد.

 

او متهم بود که هویت مأموران اطلاعاتی روسیه را که به صورت مخفیانه در اروپا و بریتانیا فعالیت می‌کردند در اختیار ام‌آی‌سیکس، سرویس اطلاعات مخفی بریتانیا قرار داده است.

 

روسیه هر گونه دخالت در این مساله را تکذیب کرده است.

 

‘بریتانیا از مرگ همسر من درس نگرفت’

مارینا لیتویننکو، همسر الکساندر لیتویننکو، یک مأمور سابق دیگر سازمان اطلاعاتی روسیه و منتقد ولادیمیر پوتین که پیش‌تر با مواد رادیو اکتیو در بریتانیا مسموم و کشته شده بود در یک برنامه بی‌بی‌سی گفت: “ماجرای آقای اسکریپال باید به دقت بررسی شود اما مشخص است که از ماجرای مرگ همسر من درس نگرفته‎اند.”

 

باری که سرگئی و دخترش به آن رفته بودند

الکساندر لیتویننکو که منتقد ولادیمیر پوتین شده بود، در نوامبر سال ۲۰۰۶ میلادی در بیمارستانی در لندن جان سپرد.

 

پیشتر هیات تحقیق و تفحص عمومی در بریتانیا در مورد مرگ آقای لیتویننکو گفته بود که مامور اطلاعاتی سابق روسیه در لندن در عملیاتی کشته شد که احتمالا توسط ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهوری روسیه تصویب شده بود.

 

وزارت امور خارجه روسیه گزارش این هیات تحقیق را سیاسی، مبهم و جانبدارانه خواند.

 

خانم لیتویننکو نامه‌ای از ترزا می، نخست وزیر بریتانیا دریافت کرده بود که می‌گفت “دولت بریتانیا همه اقدامات لازم را برای محافظت بریتانیا و مردمش خواهد کرد و اجازه نخواهد داد چنین اتفاقی تکرار شود.”

 

خانم لیتویننکو به بی‌بی‌سی گفت: “اما متاسفانه این اتفاق دوباره افتاد، یعنی اقدامی برای جلوگیری از آن انجام نشد و از آن اتفاق درس نگرفتند.”

 

پوتین ‘احتمالا’ قتل آلکساندر لیتویننکو را تصویب کرده بود

به جان لیتویننکو دوبار دیگر هم سوء قصد شده بود

توصیه‌هایی که به افرادی شده که در معرض خطر آلودگی ماده سمی اعصاب قرار گرفته‌اند:

 

همه لباس‌ها شسته شود، ترجیحا با ماشین لباسشویی

لباس‌های غیرقابل شست‌وشو، برای مثال مواردی که به خشکشویی داده می‌شود، باید در دو لایه پلاستیک قرار داده شود

گوشی موبایل، کیف دستی و وسایل الکترونیک باید با دستمال مرطوب تمیزکننده مخصوص کودکان پاک شود، دستمال‌ها را باید در داخل پلاستیک گذاشت و بعد به سطل انداخت

مواردی مانند جواهرات و عینک را باید با آب گرم و مواد شوینده شست

بعد از تماس با هر چیزی که مشکوک به آلودگی است، دست‌ها باید با صابون شسته شود

 

 

وزیر کشور ایران درباره نارضایتی مردم: یک جرقه کافی است تا شعله‌ور شود

6 ساعت پیش

همرسانی در فیسبوک همرسانی در توییتر همرسانی در Messenger همرسانی در ایمیل همرسانی

شورای امنیت وزارت کشور به ریاست عبدالرضا رحمانی فضلی گزارشی درباره ریشه ناآرامی‌های اخیر به رهبر داده است

وزیر کشور ایران در تشریح دلایل و ریشه ناآرامی‌های سراسری دی ماه، گفته عوامل نارضایتی هنوز از بین نرفته و “یک جرقه کافی است تا شعله‌ور شود.”

 

عبدالرضا رحمانی فضلی، در دو مصاحبه جداگانه با روزنامه‌های همشهری و ایران چاپ تهران، هشدار داده که باید از آن حوادث “عبرت” گرفته شود و به مردم احترام گذاشته شود.

 

اعتراضات سراسری ششم دی ماه در چند شهر از جمله مشهد شروع شد و به گفته وزیر کشور به سرعت به ۹۰ شهر ایران گسترش یافت.

 

بر اساس آمار رسمی پنج هزار نفر به طور موقت بازداشت شدند. وزارت کشور می‌گوید بیشتر این افراد بعد از چند ساعت آزاد شدند و حدود ۸۰۰ نفر در زندان ماندند.

 

شماری از منتقدان دولت، عملکرد به گفته آنها “نامطلوب” حسن روحانی و مشکلات اقتصادی را ریشه نارضایتی عنوان کردند اما وزیر کشور ایران در مصاحبه خود، این موضوع را رد کرده و گفته مشکلات اقتصادی تنها دلیل اعتراض‌ها نبوده است.

 

گاهشمار؛ در هفته ناآرام ایران چه گذشت؟

اعتراضات دی؛ ‘طرح اتهامات سنگین’ علیه دانشجویان

اعتراضات دی ماه مقابل دانشگاه تهرانحق نشر عکسGETTY IMAGES

اعتراضات دی ماه مقابل دانشگاه تهران

گزارش تغییر سلیقه و سبک زندگی مردم به رهبر ایران

شورای امنیت وزارت کشور در گزارشی، ریشه ناآرامی‌های اخیر را به رهبر ایران، سران قوا و شورای عالی امنیت ملی گزارش داده است.

 

وزیر کشور ایران درباره محتوای این گزارش به روزنامه همشهری گفته دو عامل باعث ناآرامی‌های دی ماه شده است؛ یکی “عوامل نزدیک” شامل نارضایتی اقتصادی، اجتماعی و سیاسی و دیگر سه “عامل دور” که از نظر او “عمیق‌تر” است و جمهوری اسلامی باید به آن توجه کند: تغییر نسل، تغییر سبک زندگی، و تغییرات تکنولوژیکی.

 

آقای رحمانی فضلی می‌گوید سبک زندگی مردم، سلیقه، تفریح، روابط و پوشش آنها دچار تغییرات اساسی شده است: “نوع سلیقه و انتخاب آنها به گونه‌ای است که منطق ما [حکومت] را برنمی‌تابد.”

 

به گفته وزیر کشور ایران، برای دیدن این تغییرات لازم نیست کسی راه دور برود: “داخل خانواده خودمان و در بچه‌های خودمان این تغییرات را می‌توانیم ببینم.”

 

وزیر کشور ایران درباره واکنش مقام‌ها به گزارش تغییرات اجتماعی و ناراآمی‌های دی ماه گفته “دستوراتی” درباره این گزارش داده شده که دولت مشغول پیگیری آن است.

 

روزنامه ایران هم‌زمان با روزنامه همشهری این مصاحبه را برای ویژه‌نامه نوروزی خود انجام داده و بخش‌هایی از آن را منتشر کرده است

روزنامه ایران هم‌زمان با روزنامه همشهری این مصاحبه را برای ویژه‌نامه نوروزی انجام داده و بخش‌هایی از آن را منتشر کرده است

خلاصه سخنان وزیر کشور درباره ریشه ناراآمی‌ها:

برای آنکه مردم به اعتراض‌ها نپیوندند، با گروه‌ها و جریانات سیاسی، کارگری و رسانه‌ها صحبت کردیم. همه جریانات سیاسی کمک کردند.

یک گروه، طیف و جناح یا معاندین و ضد انقلاب‌ها اعتراض‌ها را از بیرون سازماندهی نکرده‌اند. هرچند برای تشدید، هدایت و بهره‌برداری نهایت تلاش برای سوءاستفاده را کردند.

مردم اگرچه مشکلات اقتصادی دارند، اما اولویت اول‌ آنها امنیت است. به معاون سیاسی صدا و سیما زنگ زدم و گفتم همه آنچه را که اتفاق افتاده پخش کنید تا مردم ببینند اینهایی که در خیابان هستند، دنبال امنیت و اقتصاد و… نیستند.

وقایع پنج‌شنبه شروع شد اما نخستین تصاویر دو روز بعد از تلویزیون پخش شد. وقتی به صدا و سیما گفتم پخش کنید، با تعجب پرسیدند “آتش‌سوزی‌ها را هم نشان دهیم؟” گفتم “اول آتش‌سوزی را نشان بدهید” چون معتقدیم مردم امنیت‌شان را دوست دارند.

اعتراض به شهرهایی کشیده شد که خیلی‌ها اسم آنها را نشنیده بودند. سطح انباشتگی نارضایتی‌ها چنان بالا رفته و عمومی شده که در هر کجایی که امکان پیدا می‌کرد، ابراز می‌شد. باید واقعا عبرت بگیریم، اما به‌نظرم خیلی‌ها عبرت نگرفتند.

اگر بخواهید تغییر را مدیریت کنید باید جلوی آن حرکت کنید نه این‌که پشت سرش بروید. باید به مردم احترام بگذاریم و آنها را مشارکت دهیم. نحوه اداره امور عوض شده است.

صدا و سیما دیگر جریان اصلی نیست. فضای مجازی قوی‌تر از همه است. تعدادی سایت‌ها موضوع تجمع در پاسارگاد را پوشش دادند و فضایی به وجود آوردند که همه را نگران کرده بود که امکان دارد مسأله امنیتی شود. درباره رفراندوم اقلیم کردستان هم همین نگرانی وجود داشت.

تحلیل‌های بیشتر از ریشه ناآرامی‌های دی‌ماه

 

دینامیک پیچیده اعتراضات اخیر: چرا اینگونه شد؟

آیا اعتراضات خیابانی ایران تکرار خواهد شد؟

تحلیل شعارهای حرکت اعتراضی دی ماه ۹۶ ایران

تظاهرات اعتراضی در ایران، روند طبیعی اجتماع یا توطئه دیگران؟

 

 

غنی به سازمان‌های غیردولتی: گزارش ندهید درهای‌تان را می‌بندم

آقای غنی به موسسه‌های غیردولتی هشدار داد که اگر مخالف قانون عمل کنند، دروازه‌های‌شان را خواهد بست

محمد اشرف غنی، رئیس جمهوری افغانستان، به موسسه‌های غیردولتی هشدار داد که در صورت تخلف از قانون، “دروازه‌های‌شان را خواهد بست” و به فعالیت آنها خاتمه خواهد داد.

آقای غنی امروز یکشنبه (۲۰ حوت/اسفند) در اولین نشست ملی سازمان‌های غیردولتی گفت: “دیگر به موسسه‌های غیردولتی معافیت مالیاتی نمی‌دهیم مگر این که دلیل قناعت بخش بدهند. صدها موسسه حاضر به گزارش دهی نیستند. قابل قبول نیست. دروازه‌شان را خواهم بست. وظیفه و مکلفیت من است. اگر قانون دولت و مردم را احترام نکنند جای‌شان در افغانستان نیست. باید شفاف کار شود و قوانین و مقررات رعایت شود. هیچ کسی مافوق قانون نیست. قانون شکن داریم در افغانستان. نمی‌خواهیم موسسه‌های غیردولتی شامل این فهرست شود.”

اگرچه آقای غنی از شماری از سازمان‌ها نام گرفت و از فعالیت‌های آنها سپاسگزاری کرد اما گفت در تصویر بزرگتر، فعالیت‌های نهادهای غیردولتی با وجود مصرف پول‌های زیاد، پیشرفتی اساسی نداشته‌اند.

او از غیرمتوازن بودن فعالیت موسسه‌های غیردولتی، نداشتن اندیشه فعال و مبتکر و پروژه‌ای بودن فعالیت‌های‌شان انتقاد کرد.

او گفت حالا امنیت به یک دلیل و بهانه برای موسسه‌های غیردولتی تبدیل شده در حالی که در بسیاری از مناطق امن نیز کاری صورت نگرفته است.

رئیس جمهوری افغانستان تاکید کرد که به بازنگری در فعالیت‌های نهادهای غیردولتی نیاز است و نشستی که برگزار شده فرصت خوبی برای این کار است.

او گفت: “نهادهای غیردولتی موفق نشدند و تاکنون یک اجندای/برنامه انکشافی ندارند. ببینید که قدرت سازماندهی‌تان تا چه اندازه است. کیفیت مصارف بالا برود و قیمت مصارف پایین بیاید…. در این نشست بررسی کنید که در هفده سال چقدر مصرف کردید. نتایج و دستاوردهای‌تان چه است؟ چه نتیجه‌ای گرفتید و این خدمات و دستاوردها چقدر موثر بوده و چطور توسعه داده شود؟”

به باور او، محو فقر اکنون به یک شعار مبدل شده تا یک برنامه عملی، و می‌توان این موضوع را از نتایج پروژه‌های اجرا شده دریافت.

او از تلاش‌های دولت برای تبدیل کردن افغانستان به نقطه وصل در منطقه، استفاده از منابع طبیعی این کشور، تعیین هدف برای افزایش درآمد دولت تا هشت میلیارد دلار و هدف رشد اقتصادی هشت درصدی یاد کرد و تاکید کرد که ابتکارات باید بحث عمومی همه باشد.

وزیر اقتصاد افغانستان می‌گوید مصارف موسسه‌های غیردولتی زیاد اما موثریت آن کم بوده است

مصرف ۸۵۰ میلیون دلار موسسه‌های غیردولتی در یک سال

مصطفی مستور، وزیر اقتصاد افغانستان، نیز در مراسم امروز گفت بر اساس گزارش سال ۱۳۹۵ از فعالیت‌های موسسه‌های غیردولتی، این نهادها در این سال ۸۵۰ میلیون دلار در بیش از پنج هزار پروژه مصرف کرده‌اند.

اما به گفته او، موضوعاتی چون متوازن نبودن پروژه‌ها و عدم توجه به اولویت‌های مردم افغانستان از مشکلات نحوه مصرف آن بوده است.

به اساس این گزارش، تنها ۳۵ درصد بودجه‌های این سازمان‌ها در شهر کابل مصرف شده و تنها ده درصد این مصارف به زراعت که بزرگترین بخش اقتصادی این کشور است، اختصاص داده شده است.

وزیر اقتصاد افغانستان آماری از فقر و بیکاری در این کشور ارائه کرد و گفت که این پروژه هیچ تاثیری بر بهبود آنها نداشته است.

به گفته وی، اکنون فقر در این کشور از مرز بیش از ۳۹ درصد گذشته و از چهارده میلیون واجد شرایط کار، ۲۲ درصد از بیکاری مطلق رنج می‌برند و هر ساله ۴۰۰ هزار جوان به نیروی کار اضافه می‌شود.

همچنین او افزود که اکنون واردات افغانستان ۹ برابر صادرات این کشور است و هنوز بسیاری از مردم در این کشور از خدمات بهداشتی و آموزشی محروم هستند.

آقای مستور گفت: “۸۵۰ میلیون دالر(دلار) مبلغ هنگفتی است. یک بر سه مصارف انکشافی سالانه افغانستان است و عدم موثریت آن برای ما خیلی گران تمام می‌شود.”

به گفته او ۲۴ درصد این بودجه از سوی دولت و متباقی از سوی موسسات بین‌المللی تمویل شده است.

آقای مستور گفت: “عدم گزارش‌دهی منظم یکی از مشکلات مزمن در عرصه کاری موسسه‌های غیردولتی است. موسسات خوب و بد و مصروف و بیکار باید از هم جدا شوند. در مورد انحلال موسسات مطابق به قانون بعد از این جدی هستیم.”

به گفته وی، تنها در سال گذشته ۱۱ موسسه خارجی و ۳۰۰ موسسه داخلی گزارش عدم فعالیت به وزارت اقتصاد ارائه کردند.

وزیر اقتصاد همچنین به تخصصی شدن کار موسسه‌ها برای موثر شدن فعالیت آنها تاکید کرد.

او تاکید کرد کنفرانس امروزی برای فرصت‌هایی که پیش رو است و برای موثر شدن بیشتر فعالیت‌های موسسه‌های غیردولتی، راه‌اندازی شده است.

اما موسسه‌های غیردولتی هم از مشکلاتی در راه فعالیت‌های‌شان شاکی‌اند.

نماینده نهاد اکبر که نهاد هماهنگ کننده فعالیت موسسه‌های غیردولتی در افغانستان است، مشکل عمده موسسه‌ها را ناامنی و ناهماهنگی با دولت خواند و خواهان همکاری‌های بیشتر دولت شد.

به گفته او، تاکنون ۱۸۵۴ حمله به موسسه‌های غیردولتی صورت گرفته که در نتیجه آن ۱۵۲ کارمند این موسسه‌ها کشته شدند.

 

 

Sarzamine Aryan - سرزمین آریان © 2016