اخبار فوری جهان :گفت‌وگوی صلح با طالبان به کجا رسیده است؟

گفت‌وگوی صلح با طالبان به کجا رسیده است؟

اطلاعات روز : هم‌زمان با فرارسیدن سال نو در افغانستان، قصه‌ی گفت‌وگوهای صلح دولت این کشور با طالبان نیز بیشتر شده؛ برخلاف سال‌های گذشته که این قصه در زمستان گرم‌تر می‌شد و در بهار آتش جنگ شعله‌ورتر. تاکنون طرح بی پیش‌شرط محمداشرف غنی به طالبان پیش کشیده شده و نشست تاشکند در این زمینه برگزار شده است. هم‌زمان با آن، مقامات وزارت خارجه‌ی پاکستان و افغانستان سرگرم گفت‌وگو بر سر دست‌یابی به مکانیزم همکاری‌اند.

دولت افغانستان استدلال می‌کند که شرایط تغییر کرده و جامعه‌ی جهانی حقانیت این کشور را درک کرده است. افزون بر این، حرکت‌های اعتراضی در برابر جنگ و برقراری آتش‌بس نیز از قلب پایتخت کنونی طالبان، هلمند، آغاز شده و صدها تن از باشندگان هلمند از حکومت افغانستان و طالبان خواسته تا دست از جنگ بردارند.

حرکت اعتراضی باشندگان هلمند در حالی آغاز شده که نشست تاشکند با حضور ۳۳ کشور در مورد صلح افغانستان برگزار گردید و اشتراک‌کنندگان آن بر برقراری صلح در افغانستان تأکید کردند. اشرف غنی رییس‌جمهور افغانستان، در این نشست گفت که از تمام فرصت‌ها برای رسیدن به صلح استفاده می‌کند.

داستان گفت‌وگوهای صلح افغانستان و طالبان تازگی ندارد. تاکنون چندین تلاش دولت افغانستان و تلاش‌های کشورهای دیگر برای پایان بخشیدن به جنگ در این کشور بی‌نتیجه مانده و در میدان جنگ تغییری رونما نشده است.

از کمیسیون تحکیم صلح تا شورای عالی صلح

در سال ۱۳۸۴ خورشیدی حامد کرزی رییس‌جمهور پیشین افغانستان، کمیسیونی را زیر نام «کمیسیون تحکیم صلح و آشتی ملی» به‌ریاست حضرت صبغت‌الله مجددی، رییس اولین دولت مجاهدین ایجاد کرد. این کمیسیون سپس به «کمیسیون حل منازعات و ارتباط مردم با دولت» تغییر نام داد و مسوولیت‌ها و فعالیت‌های آن روی از بین‌بردن فاصله میان دولت و مردم و تشویق مخالفان مسلح به مصالحه متمرکز گردید.

در جوزای ۱۳۸۹ خورشیدی حامد کرزی لویه‌جرگه‌ی ملی مشورتی برای صلح را برگزار کرد. این جرگه تشکیل شورای عالی صلح را پیشنهاد کرد و در آن پیشنهادات مهمی برای ایجاد مکانیزم و چهارچوب‌های مذاکرات صلح، ایجاد شورای عالی صلح، ترتیبات رهایی زندانیان طالبان و تدوین برنامه‌ی همه‌جانبه و استراتژی ملی و دایمی برای صلح و آشتی با ناراضیان و خروج آنان از لیست‌های سیاه و ترک جنگ مطرح گردید.

شورای عالی صلح افغانستان که در رأس آن برهان‌الدین ربانی رییس‌جمهور سابق افغانستان، قرار داشت، هنوز کار مهمی را در عرصه‌ی صلح انجام نداده بود که طالبان ربانی را به قتل رساندند. کشته‌شدن ربانی در ۲۹ سنبله‌ی ۱۳۹۰ نه‌تنها موفقیت گفت‌وگوهای صلح را با پرسش‌های جدی مواجه ساخت، بلکه نشان داد که طالبان قصد صلح ندارند.

نشست چهارجانبه

محمداشرف غنی رییس‌جمهور افغانستان، پس از رسیدن به قدرت تلاش کرد اعتماد پاکستان را جلب کند. او چندین بار به پاکستان سفر کرد و سعی ورزید به کمک پاکستان صلح را در کشورش برقرار کند. اما پاکستان به‌زودی آب سردی بر خواسته‌های اشرف غنی ریخت و بار دیگر جنگ در افغانستان شدت گرفت.

هرچند تلاش‌های گفت‌وگوهای صلح در زمان حکومت حامد کرزی هم از طریق شورای عالی صلح جریان داشت اما با آغاز به کار حکومت وحدت ملی، این گفت‌وگوها از مجاری دیپلماتیک بار دیگر آغاز شد.

تلاش‌ها برای صلح در افغانستان و آغاز مذاکره با گروه طالبان در قالب اجلاس چهارجانبه با حضور افغانستان، پاکستان، امریکا و چین دنبال شد. هدف از این نشست‌ها کشاندن طالبان پای میز مذاکره بدون تعیین پیش‌شرط از سوی این گروه بود، اما شش نشست گروه چهارجانبه که در آن روی «نقشه‌ی راه» برای آغاز گفت‌وگوهای صلح بین دولت افغانستان و گروه طالبان بحث گردید، بی‌نتیجه پایان یافت.

نشست مسکو

در حالی‌که تلاش‌های چهارجانبه‌ی صلح دولت افغانستان با طالبان با حضور امریکا، چین، پاکستان و افغانستان بی‌نتیجه پایان یافته بود، این بار روسیه برای برقراری صلح در افغانستان پا پیش گذاشت و نشست سه‌جانبه‌ی روسیه، چین و پاکستان را برگزار کرد. در نخستین نشست مسکو سه کشور اعلام آمادگی کردند که برای رسیدن به صلح در افغانستان، بعضی از چهره‌های گروه طالبان را از فهرست افراد مشمول تحریم خارج سازند.

این نشست با واکنش تند افغانستان مواجه شد و این کشور از دعوت‌نشدن در نشست سه‌جانبه‌ی مسکو انتقاد کرد. دومین نشست مسکو در بهار ۱۳۹۶ با حضور دیپلمات‌های ارشد کشورهای افغانستان، هند، ایران، قزاقستان، قرقیزستان، چین، پاکستان، روسیه، تاجیکستان، ترکمنستان و ازبکستان برگزار شد. این نشست از طالبان خواست تا از فعالیت‌های نظامی دست برداشته و برای حل‌وفصل بحران افغانستان با کابل وارد مذاکره‌ی مستقیم شوند.

در آن زمان هرچند مسکو از امریکا برای شرکت در این نشست دعوت کرده بود، اما واشنگتن در نشست مسکو حاضر نشد و گفت که روسیه با دخیل‌ساختن طالبان در گفت‌وگوهای صلح به این گروه نظامی مشروعیت می‌بخشد. افزون بر این، امریکا مدعی است که مسکو از طالبان حمایت می‌کند؛ ادعایی که همواره از سوی روسیه رد شده است.

روند کابل

پس از آغاز تلاش‌های مسکو برای آوردن صلح به افغانستان، حکومت وحدت ملی با حمایت متحدان غربی خود نشستی را زیر نام «روند کابل» راه‌اندازی کرد. با توجه به مطرح‌بودن اتهام‌های حمایت روسیه از طالبان، برخی‌ها به این باور اند که کابل و متحدانش برای جلوگیری از افتادن رهبری گفت‌وگوهای صلح به‌دست مسکو، نشست روند کابل را طراحی کرده‌اند.

نخستین نشست روند کابل در ۱۶ جوزای سال گذشته با حضور نمایندگان بیش از ۲۰ کشور و سازمان بین‌المللی در کابل برگزار شد. هدف از این نشست تمرکز روی صلح، امنیت و مبارزه با تروریزم به‌رهبری و مالکیت افغانستان خوانده شد.

اشرف غنی در افتتاحیه‌ی این نشست گفت که این آخرین شانس برای گروه طالبان است که به روند صلح بپیوندد. او گفت: «ما شانسی را برای صلح پیشکش می‌کنیم، اما این پیشکش بی‌انتها نیست. زمان در حال سپری‌شدن است. این آخرین چانس است، از آن استفاده کنید یا با عواقب آن مواجه شوید.»

دومین نشست این روند در ماه حوت سال گذشته در کابل برگزار شد. در این نشست نمایندگان ۲۵ کشور و ۳ نهاد بین‌المللی شرکت کردند و محمداشرف غنی پیشنهاد وسوسه‌برانگیزی را برای پیوستن طالبان به روند صلح مطرح کرد.

«آتش‌بس، شناختن گروه طالبان به‌عنوان حزب سیاسی، ترتیبات اعتمادسازی انتقالی و انتخابات فراگیر، معتبر، آزاد و عادلانه؛ بازنگری قانون اساسی، عدالت و حل شکایات، تطبیق قوانین و فرامین، رهایی زندانیان و حذف نام آنان از لیست تحریم‌ها» از جمله پیشنهادهای اشرف غنی برای طالبان در سطح ملی بود.

هرچند از آن زمان تاکنون طالبان واکنش رسمی به این پیشنهاد اشرف غنی نداده‌اند، اما پس از نشست روند کابل به نظر می‌رسد که تغییراتی در بخش گفت‌وگوهای صلح افغانستان و طالبان رونما شده است.

تغییرات تازه

حکومت وحدت ملی افغانستان در سه سال گذشته بارها موضع‌گیری‌های متفاوتی در قبال طالبان داشته است. از مخالفان سیاسی‌خواندن طالبان تا تهدید به نابودی آنان در میدان جنگ از جمله موضع‌گیری‌هایی بوده که تاکنون اشرف غنی پس از رویدادها و حملات تروریستی طالبان اتخاذ کرده است. اما اکنون به نظر می‌رسد که موقف افغانستان در قبال طالبان آن‌گونه که در دومین نشست روند کابل مطرح شد، تغییر کرده است.

در ماه حوت سال گذشته محمدکریم خلیلی، رییس شورای عالی صلح افغانستان گفت که حکومت وحدت ملی و طالبان در قبول این‌که جنگ راه‌حل نیست باهم هم‌نظر اند. او گفت که بیانیه‌های رسمی گروه طالبان و تبادل نظرهایی که به‌صورت غیررسمی انجام شده، ادعایش را ثابت می‌سازد.

پس از او جیمز متیس وزیر دفاع امریکا، به کابل آمد و گفت که نشانه‌هایی از علاقه‌مندی عناصری از گروه طالبان برای بررسی گفت‌وگوهای صلح با حکومت افغانستان دیده شده است.

آقای متیس این گفته‌ها را پس از آن مطرح کرد که طالبان در هفته‌ی اول ماه حوت سال گذشته خواهان مذاکره‌ی مستقیم با امریکا شدند. این گروه گفته بود که امریکا با دفتر سیاسی طالبان در قطر رودررو گفت‌وگو کند و به‌جای در پیش‌گرفتن استراتژی جنگی، استراتژی صلح‌آمیزی را روی دست گیرد.

برخی از رهبران جهادی افغان نیز خواهان مذاکره با طالبان شده‌اند. محمداسماعیل خان، از رهبران جهادی افغانستان از طالبان خواسته تا در این کشور حاضر شده و گفت‌وگوهای صلح را به‌صورت بین‌الافغانی به پیش ببرند. او از حکومت کشورش و جامعه‌ی جهانی خواسته تا اجازه دهند این گفت‌وگوها آغاز شود.

او این درخواست را پس از اعلامیه‌ی گروه طالبان که از اسماعیل خان و سایر رهبران جهادی افغان خواهان مذاکره با دفتر طالبان در قطر شده، مطرح کرده است.

در داخل افغانستان نیز حرکت‌های اعتراضی نسبت به جنگ به‌اه افتاده است. بیش از یک هفته است که شماری از باشندگان هلمند خیمه‌ی تحصن برپا کرده و از حکومت افغانستان و طالبان خواسته تا از جنگ دست کشیده و آتش‌بس کنند.

در همین حال یک مقام بلندپایه‌ی شورای عالی صلح که نمی‌خواهد از وی در این گزارش نام برده شود، به روزنامه‌ی اطلاعات روز می‌گوید که نشست روند کابل راه را برای مذاکره با طالبان باز کرده و خوش‌بینی‌هایی را خلق کرده است. این منبع می‌افزاید که گفت‌وگوهای غیررسمی با طالبان در جریان است اما جزئیات بیشتر در این مورد ارایه نمی‌کند.

شورای عالی صلح افغانستان در ختم سال گذشته‌ی خورشیدی تلاش‌های زیادی را برای بسیج افکار عمومی جهت زیر فشار قرار دادن طالبان انجام داده است. این شورا مدعی است که مردم افغانستان، علمای دینی، جوانان و جامعه‌ی مدنی روی طالبان تأثیرگذار اند و باید علیه این گروه بسیج شوند.

اورزلا نعمت، رییس واحد تحقیقات و ارزیابی افغانستان تلاش‌ها برای برقراری صلح در افغانستان را گامی مثبت می‌داند، اما به این باور است که از دیدگاه مفهومی صلح و اهدافی که در چارچوب صلح پایدار در نظر گرفته می‌شود، هنوز گام قوی و متعهدی در راستای صلح برداشته نشده و گفت‌وگوهای صلح آغاز نشده است.

خانم نعمت در گفت‌وگو با روزنامه‌ی اطلاعات روز گفت که در حال حاضر بحث در رابطه با گفت‌وگوهای صلح جریان دارد. او گفت: «اقداماتی که تا به‌حال صورت گرفته، قدم‌های عملی در راستای تأمین صلح پایدار هنوز نیست فقط تئوری‌های مختلف، کوشش‌ها و کانال‌های مختلف است که در آن بازیگران منطقه‌یی و بین‌المللی هر کدام نقش خود را دارند.»

وحید مژده، کارشناس مسایل سیاسی افغانستان استدلال می‌کند که تعقیب جریانات در مورد صلح نشانگر تغییر خاص در روند گفت‌وگوهای صلح افغانستان و طالبان نمی‌باشد و طالبان با اعلام لیست مسوولان جدید برای ولایات مختلف و در بعضی مقالات و صحبت‌هایی که داشته‌اند به‌صورت غیررسمی گفته‌اند که حکومت افغانستان به خواست اصلی آنان که اعلان تقسیم اوقات برای خروج قوای خارجی از افغانستان است، توجه نکرده است.

آقای مژده در گفت‌وگو با روزنامه‌ی اطلاعات روز گفت که «البته از طرف دولت افغانستان ما شاهد یک تغییر در موقف هستیم که نسبت به گذشته با لحن نرم‌تری طالبان را برای پیوستن به روند صلح مخاطب قرار داده است.»

براساس یک تحقیق مرکز مطالعات استراتژیک افغانستان، «نبود اراده‌ی جدی برای صلح از سوی امریکا و متحدین آن و هم‌چنین از سوی دولت افغانستان»، «تأکید بر پیروزی از راه جنگ و دنبال کردن استراتژی عسکری و نظامی و انعطاف‌ناپذیری در دو سوی: دولت و به‌خصوص طالبان» و «دیپلماسی ضعیف و ناکارآمد با توجه به ابعاد منطقه‌یی و بیرونی موضوع مصالحه در افغانستان» از جمله عوامل شکست گفت‌وگوهای صلح افغانستان و طالبان است.

از سوی دیگر استدلال برخی‌ها این است که طالبان مستقل نیستند و به گفته‌ی حکومت افغانستان، پاکستان برای این گروه مکان امن و تجهیزات جنگی فراهم می‌کند. همزمان با این نداشتن آدرس مشخص طالبان برای مذاکره از دیگر چالش‌های رسیدن به صلح نام برده می‌شود؛ هرچند دفتر سیاسی طالبان در قطر چند سالی است که باز است و این گروه بارها گفته تلاش‌های صلح از طریق این دفتر پیگیری می‌شود اما دولت افغانستان خواهان مسدود شدن این دفتر است و می‌گوید نمایندگان سیاسی طالبان در قطر مصروف جمع‌آوری کمک‌های مالی برای گروه شان‌اند.

راه‌حل

هرچند مقام‌های ارشد حکومت افغانستان بارها گفته‌اند که جنگ در این کشور راه‌حل نظامی ندارد اما از سوی دیگر کابل استراتژی جنگی در قبال طالبان را نیز دنبال کرده است. استدلال حکومت افغانستان این است که طالبان را از طریق جنگ وادار به مذاکره می‌کند و در این راستا عملیات‌های گسترده نظامی را نیز راه‌اندازی کرده. در آغاز سال جاری میلادی نیروهای امریکایی نیز عملیات‌های هوایی را علیه طالبان انجام دادند و پایگاه‌ها و مراکز تولید مواد مخدر گروه طالبان را هدف قرار دادند.

در سوی دیگر، برخی از آگاهان استدلال می‌کنند که دنبال‌کردن استراتژی جنگی هم‌زمان با ارایه‌ی فراخوان صلح نه‌تنها منجر به برقراری صلح نمی‌شود بلکه جنگ را بیشتر تشدید می‌کند.

اورزلا نعمت به این باور است که فراهم‌آوری زمینه برای برقراری آتش‌بس از جانب هر دو طرف، پاسخ‌گویی به نیازمندی‌های بشردوستانه و تفاهم منطقه‌یی و جهانی روی موضوع افغانستان راه‌حلی است که می‌تواند زمینه را برای برقراری صلح پایدار در این کشور فراهم سازد. او گفت: «صلح یک حادثه نیست… صلح‌سازی یک پروسه‌ی پیچیده است. با ایجاد نشست‌هایی در این‌جا و آن‌جا نمی‌توان خوش‌بین بود که ما شاهد صلح پایدار خواهیم بود.»

غیرنظامیان؛ سـپر دفـاعیِ طـالبان

ماندگار : طالبان جنگی را که پس از شکست و انهدام ماشین جنگیِ خود دوباره در کشور از سر گرفته‌اند، با ابزارهای مختلف و متفاوت به پیش می‌برند. یکی از ابزارهای جنگی طالبان در این جنگِ ناعادلانه و ضدانسـانی، استفادۀ ابزاری از غیرنظامیان به عنوان سپر دفاعی است. طالبان همواره از انسان‌های بی‌گناه و غیرجانب‌دار که متأسفانه در برخی از مناطق کشور بر اساسِ ضعفِ مدیریتیِ سران حکومت در چنگ این گروه باقی مانده‌اند، به عنوان گوشت دمِ توپ استفاده می‌کنند.
آن‌چه که در یک مدرسۀ دینی در قندوز اتفاق افتاده، صورت اسف‌بار و ننگینِ همین نوع استفادۀ ابزاری از شهروندان عادی در جنگ می‌تواند باشد. طالبان به محض این‌که اتفاق قندوز واقع شد، اعلامیه صادر کردند و با مظلوم‌نمایی تلاش ورزیدند که کُل قربانیانِ این حادثه را غیرنظامیانی نشان دهند که گویا در یک مراسمِ دستاربندی هدف حملۀ هوایی نیروهای کشور قرار گرفته‌اند. ولی آن‌چه که از اعلامیۀ نیروهای امنیـتی در مورد این حادثه برمی‌آید، طالبان مسلح در این منطقه حضور پُررنگ داشته و ده‌ها فرمانده و نیروهای عادی‌شان در این حمله از بین رفته‌اند.
قول اردوی ۲۰۹ شاهین گفته است که نیروهای هوایی ارتش حوالی ساعت ۱۱:۲۰ قبل از ظهر روز دوشنبه (۱۳ حمل) به یک تجمع بزرگ طالبان در منطقۀ باجووری ولسوالی دشت ارچی حمله کردند. در خبرنامه آمده است که در نتیجۀ این حملۀ هوایی، ۲۵ تروریستِ طالب به شمول شش فرمانده کلیـدی و مشهور آنان، کشته و ۱۳ تروریستِ دیگر به شمول دو فرمانده آنان زخمی شده‌اند. خبرنامه افزوده: ”در نتیجۀ این حمله هوایی، شش فرد کلیـدی طالبان، به نام‌های مولوی بریان عضو شورای کویته، قاری حمیدالله رییس کمیسیون نظامی طالبان در قندوز، مولوی شاهدالله عضو کمیسیون نظامی طالبان در قندز، مولوی ممتاز استاد تعلیمی قطعۀ سرخ طالبان تروریست، قاری عماد یکی از فرماندهان تروریستان طالب، عبد المالک مشهور به مخلص یکی از فرماندهان بغلانی تروریست‌ها همراه با ۱۷ تن از اعضای قطعۀ سرخ تروریستان طالب کشته شدند.»
بر اساس معلومات منبع در این حمله همچنان ۱۳ تروریست به شمول مولوی ناصر و دوست‌محمد هجران از فرماندهان گروه طالبان کشته شده‌اند. قول اردوی ۲۰۹ شاهین تأکید کرده که این حمله بالای یک تجمع بزرگِ هراس‌افگنان که به منظور پلان‌گذاری اعمال تروریستی در زون شمال‌شرق و فراغت طالبان تازه پیوسته به این گروه تروریستی گردهم آمده بودند، صورت گرفته است. اما گویا طالبان این گزارش را باور ندارند و مرغ‌شان به اصطلاح یک لنگ دارد. آن‌ها همچنان بر طبل بی‌گناهی خویش می‌کوبند و دخالتِ خود در این کشتار را توجیه می‌کنند. اگر در این منطقه افراد غیرنظامی به شهادت رسیده باشند که زیاد دور از احتمال نیست، اما عامل اصلی آن طالبان بوده‌اند که از افراد غیرنظامی به عنوان سـپر دفاعی استفاده کرده‌اند.
مگر طالبان در جنگ‌های‌شان از کودکان استفادۀ ابزاری نمی‌کنند. بر اساس قوانین بشری و آموزه‌های اسلامی کودکانی که هنوز بالغ نشده‌اند و نمی‌توانند در مورد خود و آیندۀشان تصمیم بگیرند، نباید در منازعات دخیل ساخته شوند. طالبان بر چه اساسی کودکان را وادار می‌کنند که حملات انتحاری انجام دهند؟ در صدر اسلام چقدر از کودکان در جنگ‌ها استفاده می‌شده است؟… تنها کسی که در کودکی وارد منازعات شد، بر اساس منابع تاریخی، حضرت علی (رض) پسر کاکای پیامبر اعظم و خلیفۀ چهارم مسلمانان است که آن‌هم در یک شرایط ویژه در جنگ شرکت ورزید. بعد از آن و پیش از آن، هرگز پیامبر از کودکان نخواست که شمشیر به دست بگیرند و در جهاد سهیم شوند. این نشان می‌دهد که تصمیم‌گیری در مورد مسایل ایمانی به خود افراد آن‌هم در زمانی مربوط می‌شود که بالغ شده باشند و صلاحیت تصمیم‌گیری را داشته باشند. اما طالبان در جنگ و شورش‌گری باطل‌شان، از کودکان ده ـ دوازده ساله و یا بیشتر از آن استفاده می‌برند.
از سوی دیگر، طالبان همواره تلاش ورزیده‌اند که به زور و اجبار از غیرنظامیان در جنگِ خود استفاده کند. حضور آن‌ها در محلات پُرازدحام نشـان می‌دهد که آن‌ها با استفاده از این ترفند می‌خواهند که باعث نجاتِ خود شوند. پنهان شدن در میان مردم که نمی‌توانند صدای خود را بکشند و یا در برابر چنین اقدامی اعتراض کننـد، غیرانسانی‌ترین ابزاری است که طالبان از آن استفاده می‌برند. حتا این گروه در زمانی که در حال فروپاشی بود و نیروهای ایتلاف جهانی در پی تروریست‌ها بودند، در خانه‌های مردم عادی مأوا می‌گرفتند و برای نجاتِ خود افراد بی‌گناه را قربانی می‌کردند.
اکنون هم وضعیت همین است، طالبان از هر ابزاری برای نجاتِ خود و بدنام‌سازی نیروهای امنیتی استفاده می‌کنند. این گروه حتا چنان بی‌رحمانه در این وادی گام برمی‌دارد که حتا از کشـتن صدها غیرنظامی در یک حملۀ انتحاری لذت می‌برد. جنون طالبان به آدم‌کشی در بطن ایدیولوژیِ این گروه ریشه دارد و کشتارهای جمعی، بخشی از فعالیت‌های آن به شمار می‌رود. طالبان به مفهومی به نامِ عاطفۀ انسانی کاملاً بی‌باور هسـتند و در راه رسیدن به اهداف شوم‌شان، حاضر به قربانی‌ساختنِ هر زنده‌جانی اعم از طفلِ خُردسال و پیرِ کهنسال می‌باشند.
رویداد کندز، نشانۀ روشنی از ددمنشی و توحشِ گروهی است که نامِ اسلام را با خود یدک می‌کشد ولی در صحنۀ عمل، کوچک‌ترین پای‌بندی به دستوراتِ دینی و قرآنی ندارد. جان باختنِ غیرنظامیان در کنـدز اگرچه مایۀ درد و اندوهِ بسیار است، اما هرگز نباید سبب شود که مردم در برابرِ نیروهای امنیتی کشور که همواره سینۀ خود را در دفاع از هم‌میهنان‌شان سپر کرده‌اند، موضع بگیرند. رویداد کندز دلیلِ واضحی برای نفرتِ بیشتر از طالبان و پشتیبانانِ آن‌هاست که بر اثر فعالیت‌های آنان، هرازگاهی گلیم غم و ماتم در افغانستان پهن می‌گردد.

آیاعربستان سعودی از افغان ها در جنگ علیه یمن استفاده میکند؟

رئیس شورای عالی سیاسی یمن با اشاره به متوسل شدن ائتلاف سعودی به افغان ها و پاکستانی ها از مرحله جدیدی در آغاز سال چهارم جنگ یمن خبر داد.

به گزارش اسپوتنیک، شورای عالی سیاسی یمن “صالح الصماد” در مصاحبه با رسانه های عربی گفت: دشمن طی 9 ماه گذشته دست به تحرکاتی در صنعا، صعده، الحدیده و برخی مناطق دیگر زد اما این اقدامات با تلاش های وزارت دفاع یمن خنثی شد و آنچه دشمن به دنبال تحقق آن بود محقق نشد.
وی افزود: ائتلاف تحت رهبری عربستان مرحله جدیدی را با فراخواندن افغان‌ها و پاکستانی‌ها شروع کرده است که ما هم باید مرحله جدیدی را با شروع سال چهارم جنگ آغاز کنیم. ما نیازی به فرا خواندن افرادی از خارج از کشور نداریم و افراد و مردان آماده ای در نیروهای مسلح و قبایل داریم.
این در حالی است که چند روز پیش محمد حنیف اتمر، مشاور امنیت ملی در جریان سفرخود به عربستان سعودی با مسئولین اداره استخبارات عربستان سعودی دیدار کرده و روی برخی مسایل مهم به توافق رسیده‌اند.
سخنگوی دفتر مشاور امنیت ملی گفت: دراین دیدار در مورد گسترش همکاری‌های اطلاعاتی میان دو کشور، مبارزه مشترک علیه تروریزم و پروسه صلح افغانستان بحث شد.
سخنگوی دفتر مشاور امنیت ملی افزود: مشاور امنیت ملی افغانستان با مسئولین اداره استخبارات عربستان سعودی دیدار کرد، در این دیدار هر دو طرف روی بهتر شدن همکاری‌های امنیتی و اطلاعاتی بحث کرده که در نتیجه سبب بهتر شدن شریک کردن اطلاعات قابل ملاحظه میان دو طرف در زمینه مبارزه با تروریزم خواهد شد.
همچنین چندی پیش گلبدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی به عربستان سفر کرد و با مقامات سعودی دیدار کرد.

تبانی سعود و صهیون؛ آخرین تابو هم شکست

جمهور : ولیعهد عربستان سعودی در مصاحبه ای با نشریه امریکایی آتلانتیک، از “حق” اسرائیلی‌ها و فلسطینیان برای زندگی در “کشورهای شان” سخن گفته است.
محمد بن سلمان در پاسخ به سؤالی در این مورد که آیا “یهودیان حق برخورداری از کشوری مستقل برای خود را دارند” گفته است: “به اعتقاد من تمام مردم، در هر کجا که باشند، حق دارند در کشور خود با صلح زندگی کنند، به نظر من فلسطینیان و اسرائیلیان حق داشتن کشورهای خود را دارند…” وی در عین حال افزوده که “اما برای تضمین ثبات برای همگان و داشتن روابط عادی، قرارداد صلح [بین فلسطینیان و اسرائیل] ضرورت دارد.”
بن سلمان در پاسخ به اینکه آیا خصومت با ایران باعث نزدیکی عربستان و اسرائیل خواهد شد، گفت که “اسرائیل نسبت به اندازه سرزمین خود اقتصادی بسیار بزرگ و رو به رشد دارد و البته اگر صلح [بین فلسطینیان و اسرائیل] برقرار شود، بین اسرائیل و شورای همکاری خلیج فارس زمینه‌های متعددی برای همکاری مشترک وجود خواهد داشت.”
این اظهارات به معنای آن است کهم اعراب دیگر اسراییل را دشمن خود نمی دانند و اسراییل هم «کشوری مشروع، مستقل و رسمی» محسوب می شود. از این پس، سعودی ها و صهیونیست ها به صورت همه جانبه بر ایران، تمرکز خواهند کرد. این همان چیزی است که اسراییل از رژيم های مزدور عرب می خواهد. این شاید یکی از امتیازهایی است که اسراییل از آنها در قبال عادی سازی رابطه، مطالبه کرده است.
در این میان، رژيم ریاض و رژيم های عرب پیرو سیاست خارجی ماجراجویانه رژيم سعودی، هیچ چشم انداز و هدفی جز رویارویی بیشتر و با استفاده از هر امکان و بهانه ای با ایران، در حوزه سیاست خارجی خود نمی شناسند.
برای آنها دیگر حتی تفاوتی نمی کند که این رویارویی، چه هزینه های رعب انگیزی دارد و چه کسانی را آماج قرار می دهد. از نسل کشی و تصفیه نژادی مردم مظلوم یمن تا سرکوب اعتراضات مدنی و دموکراسی خواهانه مردم بحرین تا به خاک و خون کشیدن سوریه و حمایت همه جانبه و بی محابا از تروریزم تکفیری در آن کشور و تا اعمال نفوذ زیرزمینی در لبنان از مسیرهای سیاسی و امنیتی و تروریستی و نیز تا دخالت های مستمر و آشکار در امور داخلی عراق و آشفته کردن وضعیت آن کشور توسط تروریست های تکفیری مانند داعش و تا کشتار فاجعه بار زایران خانه خدا در روز عید قربان در صحرای عرفات.
در این میان، سکوت استراتژیک سازمان های بزرگ بین المللی مانند سازمان ملل متحد و حمایت های آشکار و نهان قدرت های غربی از این سیاست ایران هراسانه و اسلام ستیزانه رژیم سعودی و رژيم های وابسته به آن مانند رژيم سرکوبگر آل خلیفه در بحرین، این امکان را برای اعراب فراهم کرده است که به رغم تمام اقدامات ضد امنیتی که در ابعاد منطقه ای و بین المللی مرتکب می شوند، همچنان ایران را مسؤول وضعیت پیش آمده معرفی کرده و مدعی شوند که ایران از تروریزم حمایت می کند، به کشورهای دیگر، سلاح می فرستد، در امور کشورهای عربی، دخالت می کند و سعی دارد، انقلابش را صادر کند!
این در حالی است که از دید این رژيم ها، حزب الله در لبنان و حماس در فلسطین و نیز نیروهای بسیج مردمی در عراق و سوریه که علیه تروریست های تکفیری دست پرورده سعودی ها و اعراب می جنگند، مصداق بارز «تروریزم» هستند؛ اما داعش و النصره و القاعده و احرار الشام و جیش الفتح و طالبان و… تروریست نیستند. به همین دلیل، آنها برای براندازی دولت سکولار و مورد حمایت مردم سوریه در دمشق، تلاش می کنند و این تلاش را از مسیر ارسال کمک های هنگفت مالی و تسلیحاتی به تروریست های ضد سوری، انجام می دهند.
بر اساس این دیدگاه، کشتار فاجعه بار و بی رحمانه مردم مظلوم یمن، کاملا منطقی و قابل توجیه است. کشتار زایران خانه خدا در روز عید قربان، هیچ مسؤولیتی برای شان ندارد و در این زمینه به هیچ مرجع اسلامی و غیر اسلامی، پاسخگو نیستند؛ اما حزب الله لبنان که در خط اول مبارزه با صهیونیزم جهانخوار و نظام ضد اسلامی سلطه، ایستاده «تروریست» است و باید نابود شود!
چیزی که این رویکرد را از رویکردی که سال هاست رژيم نژادپرست و جعلی اسراییل در قبال جهان اسلام و ملت های عربی، دنبال می کند، تفکیک نماید، وجود ندارد. این درست همان چیزی است که اسراییل می خواهد؛ بنابراین، چرا باید اعراب، اسراییل را دشمن خود بدانند و نسبت به ایران، نگاهی دوستانه داشته باشند؟
دشمنی همه جانبه با ایران، همان چیزی است که اسراییل از اعراب خواسته و آنها نیز پذیرفته اند. وقتی عربستان سعودی به عنوان رهبر و سرکرده جریان ایران هراسی در خاور میانه، در قبال کشتارهای فجیع مردم مظلوم غزه توسط اسراییل، سکوت کرد، وقتی همه ملت های عرب از حمله سال ۲۰۰۶ اسراییل به لبنان حمایت کردند و وقتی اکنون اعراب، چشم خود را در برابر کشتار فلسطینی ها می بندند، بدیهی است که هم پیمانی اعراب و اسراییل، بر چه اساسی استوار است و قربانی اصلی این هم پیمانی نحس نیز ملت های عرب منطقه از فلسطین تا لبنان و سوریه و عراق و یمن و بحرین و عربستان و… خواهند بود.
در این میان، آخرین تابوی باقیمانده به رسمیت شناختن «کشور اسراییل» از سوی ولیعهد مزدور سعودی بود که شکسته شد.
پس از این، تبانی و تراضی سعود و صهیون، وارد عرصه جدیدی خواهد شد و احتمالا آخرین سکانس از سناریوی بحران در خاور میانه، رقم خواهد خورد.

ادامه رفتار متناقض و سردرگمی‌ آمریکا در قبال پاکستان

به گزارش خبرگزاری تسنیم، آلیس ویلز بازهم به پاکستان سفر کرده و با فرمانده ستاد ارتش و دیگر مقامات این کشور دیدار و گفت‌وگو کرد تا نشان دهد که دولت ترامپ هنوز نتوانسته تصمیم قاطع در خصوص پاکستان بگیرد.

تنش میان واشنگتن و اسلام آباد زمانی شروع شد که ترامپ پاکستان را به حمایت از تروریست‌های فعال در افغانستان متهم کرده و با همراه کردن مقامات کابل، ثبات را در منطقه از بین برد.

چند ماه پس از سخنرانی جنجال برانگیز ترامپ، وی مدعی شد که کمک مالی به پاکستان دیوانگی محض است و آمریکا دیگر مرتکب چنین خطایی نخواهد شد.

ادعایی که تنها یک هفته بعد توسط کنگره آمریکا نقض شده و کمک هفتصد میلیون دلاری برای اسلام آباد تصویب شد.

به نظر می‌رسد حربه‌های آمریکا برای تحت فشار قرار دادن پاکستان و دور کردن اسلام آباد از پکن کارگر نبوده و مقامات پاکستانی متوجه اشتباه خود در همراهی با آمریکا در جنگ افغانستان شده‌اند.

از سوی دیگر رسانه‌های آمریکایی بلافاصله پس از هر سفر مسئولین خود به پاکستان در مورد پیشرفت‌های بسیار در روابط خبر زده و آن را بزرگ نمایی می‌کنند در حالی‌که هیچ پیشرفتی در عمل دیده نمی‌شود.

این در حالی است که نزدیک شدن اسلام آباد به تهران، آنکارا و مسکو نشان از این دارد که پاکستان دیگر امیدی به واشنگتن و وعده‌های پوچ آمریکا ندارد.

البته در این مورد نیز پاکستان جانب احتیاط را حفظ کرده و حتی وزیر خارجه این کشور اعلام کرده است: در جنگ سرد میان آمریکا و روسیه بی‌طرف باقی خواهیم ماند.

خواجه آصف تصریح کرد: همراهی ما با آمریکا در ادوار گذشته غلط بوده و نسل کنونی کشورما چوب اشتباهات نیاکانمان در همراهی با آمریکا را می‌خورند.

با نزدیک شدن زمان انتخابات در پاکستان به حساسیت این ماجرا و تنش‌های موجود میان آمریکا و پاکستان نیز اضافه شده است و باید منتظر ماند و مشاهده کرد که احزاب مدعی کسب قدرت در پاکستان چه سیاستی را در قبال کاخ سفید و متحدانش اتخاذ خواهند کرد.

سرمایه گذاران عربستان به تاجیکستان می روند

به گزارش آسیا پلوس  این اجلاس اول و دوم آوریل (12 و 13فروردین ) در ریاض پایتخت عربستان سعودی برگزار شد.
همزمان با آخرین روز برگزاری این اجلاس ،همایش مشترک محافل کاری نیز طی دیروز و امروز دایر بود.
ریاست هیات تاجیکستان را در این اجلاس، فرخ حمرلی زاده رئیس کمیته دولتی امور سرمایه گذاری و مدیریت اموال دولتی و ریاست طرف عربستانی را مجید بن عبدالله الباوردی معاون وزارت تجارت و سرمایه گذاری این کشور بر عهده داشت.
در این اجلاس گسترش همکاری دو کشور در حوزه های بازرگانی ، اقتصادی ، سرمایه گذاری ، مالی ، امور بانکی ، امنیتی ، حمل و نقل ، زیر ساختی ، انرژی ، کشاورزی ، آموزش و پرورش ، گردشگری ، فرهنگی و نیز کمک های بشردوستانه بررسی شد .
در پایان این اجلاس یک سند نهایی در کمیسیون بین دولتی دو کشور به امضا رسید .
در همایش مشترک محافل کاری تاجیکستان و عربستان، علاوه بر بحث در مورد شرایط سرمایه گذاری در تاجیکستان ، چند طرح سرمایه گذاری نیز به کارآفرینان عربستانی برای بررسی ارایه شد .
فرخ حمزلی زاده در حاشیه دومین اجلاس کمیسیون بین دولتی دو کشور با رئیس صندوق توسعه عربستان دیدار و با وی در مورد تامین مالی پروژه های ساخت و تجهیز مدارس ، بهبود مدیریت ذخایر آبی در ایالت خاتلون تاجیکستان، گفت و گو کرد.
بنا به این گزارش ، هیات کارآفرینان و سرمایه گذاران عربستانی قرار است در سال جاری برای بررسی شرایط سرمایه گذاری و بازار تاجیکستان به دوشنبه پایتخت این کشور سفر کنند .
سرمایه گذاران عربستانی در سالهای 2007 الی 2017 میلادی 160.2 میلیون دلار در اقتصاد تاجیکستان سرمایه گذاری کرده اند.

کاهش اشتغال کارگران پاکستانی در عربستان

به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در اسلام‌آباد، با توجه به اینکه عربستان استخدام کارگران پاکستانی را محدود کرد اعزام کارگر از پاکستان به این کشور 11 درصد کاهش پیدا کرده است.

طبق این گزارش در سال 2017 کارگران بنگلادشی جایگزین کارگران پاکستانی شده‌اند.

به گزارش بانک توسعه آسیایی، از سال 2015 الی 2016  تعداد کارگران پاکستانی در عربستان 50 درصد کاهش داشت که بی‌سابقه بود.

از سوی دیگر کشور آلمان بیشترین تعداد کارگران پاکستانی را پذیرفته است و طبق آمار در سال 2015 بیش از 24 هزار کارگر پاکستانی با دریافت پناهندگی سیاسی به این کشور سفر کرده‌اند.

مهاجرت اتباع آسیایی به ویژه افغانستان و پاکستان به آلمان 15 درصد افزایش را نشان می‌دهد.

در سال 2015 حدود 85 هزار افغانستانی به آلمان مهاجرت کردند و تعداد آن‌ها نسبت به اتباع پاکستانی بیشتر است.

شرکت‌های عربستانی به دلیل مواجه شدن با مشکلات مالی اقدام به اخراج کارگران پاکستانی کرده‌اند و هیچ مسئولیتی را در قبال آن‌ها نمی‌پذیرند.

برخی از سیاستمداران عربستان از لزوم بررسی دقیق تر اتباع پاکستانی که قصد ورود به این کشور را دارند، خبر می دهند.

آنها بر این باورند که نزدیکی جغرافیایی پاکستان و افغانستان و وجود گروه تروریستی طالبان در افغانستان باعث شده نگرانی های امنیتی در خصوص مهاجران پاکستانی بیشتر شود.

ولیعهد عربستان: اسرائیلیان حق زندگی صلح‌آمیز در کشورشان را دارند

محمد بن سلمان

محمد بن سلمان از حق اسرائیلیان و فلسطینیان برای زندگی صلح‌آمیز در کشورهایشان سخن گفته است

محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی گفته است اسرائیلیان حق زندگی صلح‌آمیز در سرزمین خود را دارند

ولیعهد عربستان سعودی در مصاحبه ای با نشریه آمریکایی آتلانتیک، از “حق” اسرائیلی‌ها و فلسطینیان برای زندگی در کشورهایشان” سخن گفته و حکومت ایران را مسئول بی‌ثباتی و افراطگرایی در منطقه قلمداد کرده است.

نشریه آتلانتیک در مقدمه این مصاحبه که در جریان دیدار محمد بن سلمان از آمریکا انجام گرفته، گفته است که هدف اصلی او از این سفر جلب سرمایه‌گذاری آمریکاییان در طرح‌های توسعه عربستان و تحقق برنامه خود برای تبدیل این کشور به قدرت عمده اقتصادی منطقه تا سال ٢٠٣٠ بوده است. با اینهمه، بخش مهمی از این مصاحبه به انعکاس نظرات ولیعهد سعودی در مورد اسرائیل و ایران اختصاص داشته است.

محمد بن سلمان در پاسخ به سئوالی در این مورد که آیا “یهودیان حق برخورداری از کشوری مستقل برای خود را دارند” گفته است که: “به اعتقاد من تمام مردم، در هر کجا که باشند، حق دارند در کشور خود با صلح زندگی کنند، به نظر من فلسطینیان و اسرائیلیان حق داشتن کشورهای خود را دارند..” وی در عین حال افزوده است که “اما برای تضمین ثبات برای همگان و داشتن روابط عادی، قرارداد صلح [بین فلسطینیان و اسرائیل] ضرورت دارد.”

به نوشته اتلانتیک، اگرچه گاه رهبران میانه‌رو عرب عرب از کشور اسرائیل به عنوان “یک واقعیت موجود” سخن گفته بودند اما سخن گفتن آشکار از “حق یهودیان” برای داشتن کشوری از آن خود کمتر سابقه داشته است.

+ هشدار عربستان به ایران در پی حملات موشکی حوثی‎ها

+ مقامات امنیتی آمریکا، عربستان، امارات و افغانستان درباره ایران و افغانستان گفتگو کردند

+ ولیعهد عربستان آیت‌الله خامنه‌ای را به هیتلر تشبیه کرد

+ گسترش جریان های تندرو در خاورمیانه؛ محصول سیاست های عربستان یا ایران؟

سلمان ترامپحق نشر عکسGETTY IMAGES

Image captionمحمد بن سلمان و دونالد ترامپ – هدف اصلی ولیعهد سعودی از سفر به آمریکا جلب سرمایه‌گذاری و مشارکت آمریکاییان در پیشبرد برنامه توسعه آن کشور بوده است

مصاحبه‌گر با اشاره به اینکه عربستان سعودی “به طور سنتی تولید کننده تبلیغات یهودستیزانه بوده” از ولیعهد سعودی در مورد نگرش دولت او نسبت به یهودیان پرسیده است.

ولیعهد عربستان گفته است: “کشور ما مشکلی با یهودیان ندارد، پیغمر ما با یک زن یهودی ازدواج کرد، و همسایه پیغمبر ما یهودی بود.” وی افزوده است که “در عربستان سعودی تعداد زیادی یهودی می‌بینید که از آمریکا و اروپا به کشورمان می‌آیند و مشکلی بین مسلمانان با مسیحیان و یهودیان وجود ندارد.” وی در مورد تبلیغات یهودستیزانه در عربستان سعودی گفته است: “این مشکلی است که شما در همه کشورها در میان بعضی از مردم می‌بینید ولی این یک مشکل معمولی است.”

بخش‌هایی از مصاحبه محمد بن سلمان به روابط عربستان سعودی با ایران اختصاص دارد. مصاحبه‌گر با یادآوری اظهارات ولیعهد سعودی در مقایسه رهبر جمهوری اسلامی با آدولف هیتلر، رهبر آلمان نازی، نظر او را درباره روابط عربستان با حکومت ایران پرسیده است.

حزب الله لبنانحق نشر عکسGETTY IMAGES

Image captionرژه حزب‌الله لبنان – ولیعهد عربستان گفته است دو اردوگاه متخاصم در خاورمیانه وجود دارد

ولیعهد عربستان گفته است که خاورمیانه به دو اردوگاه متخاصم تقسیم شده است: “یکی اردوگاه شامل مثلث شرارت متشکل از ایران، اخوان‌الملسمین و گروه‌های تروریست سنی و دیگری اردوگاه کشورهای میانه‌رو مانند مصر، امارات عربی متحده، بحرین و عمان.” وی افزوده است: “به نظر من، رهبر ایران باعث می‌شود که حتی هیتلر موجه به نظر برسد چون هیتلر به کارهایی را که رهبر [جمهوری اسلامی ایران] در صدد انجام آن است دست نزد. هیتلر فقط در صدد فتح اروپا بود، رهبر [ایران] به دنبال تصرف دنیاست.”

ولیعهد سعودی بار دیگر انقلاب اسلامی ایران را انگیزه گرایش کشورهای منطقه از جمله عربستان به سوی افراطگرایی مذهبی دانسته و گفته است که تا قبل استقرار حکومت روحانیون شیعه در ایران، مفهوم “ولایت اجتماعی” در عربستان وجود نداشت. وی با اشاره به تظاهرات حجاج ایرانی در سال ١٣٦٦، که آن را “تلاش برای اشغال اماکن مقدس اسلامی” توصیف کرده، گفته است که این واقعه باعث واکنش محافظه‌کارانه در عربستان شد و افزوده که سختگیری‌های مذهبی “به زمان پیغمبر اسلام باز نمی‌گردد و مثلا در دهه ١٩٦٠ میلادی، زنان عربستان مجبور نبودند با همراهی مرد خانواده سفر کنند اما حالا این وضعیت وجود دارد و ما می‌خواهیم آن را کنار بگذاریم و راهی را برای حل این مشکل پیدا کنیم که به شرایط خانوادگی و فرهنگی کنونی هم خسارت نزند..”

زنان سعودیحق نشر عکسGETTY IMAGES

Image captionزنان سعودی – به گفته محمد بن سلمان محدودیت‌های اجتماعی در عربستان جزء سنت‌های این کشور نیست و در واکنش به حکومت دینی در ایران بروز کرد

محمد بن سلمان در پاسخ به این سوال که آیا عربستان سعودی از گروه‌های تندرو حمایت کرده است، اتهام زنندگان را به چالش فراخواند و گفت که “من می‌خواهم اگر کمترین مدرکی در این مورد دارند، آن را نشان دهند.” وی افزود: “بله، کسانی از شهروندان سعودی از طرف خود از گروه‌های تروریستی حمایت مالی کرده‌اند اما این برخلاف قوانین دولت سعودی است و شماری از همین افراد همین الان در زندان هستند.”

وی گفت که “یکی از مشکلات کنونی ما با قطر این است که آنها می‌کوشند از شهروندان سعودی پول بگیرند و در اختیار سازمان‌های افراطی قرار دهند.”

امیر محمد در پاسخ به اینکه آیا خصومت با ایران باعث نزدیکی عربستان و اسرائیل خواهد شد، گفت که “اسرائیل نسبت به اندازه سرزمین خود اقتصادی بسیار بزرگ و رو به رشد دارد و البته اگر صلح [بین فلسطینیان و اسرائیل] برقرار شود، بین اسرائیل و شورای همکاری خلیج فارس زمینه‌های متعددی برای همکاری مشترک وجود خواهد داشت.”

بخش‌های دیگری از این مصاحبه به سیاست داخلی و خارجی عربستان سعودی از جمله در زمینه آزادی‌ های اجتماعی و مبارزه با فساد و همچنین جنگ کنونی در یمن اختصاص دارد. ولیعهد سعودی حضور نظامی ائتلاف به رهبری این کشور در یمن را حمایت از دولت قانونی و منتخب آن کشور در برابر شورشیان افراطگرای تحت حمایت ایران معرفی و ایران را متهم کرده است که در صدد ایجاد نظام حکومتی مشابه در یمن و سایر مناطق خاورمیانه است.

در عربستان سعودی، پادشاه سمت نخست وزیری را هم برعهده دارد و ولیعهد این کشور معمولا با سمت معاون اول نخست وزیر مسئول اداره روزمره امور کشور است. محمد بن سلمان علاوه بر سمت معاون اول نخست وزیر، وزارت دفاع در کابینه عربستان را هم برعهده دارد. به همین دلیل، از او به عنوان سیاستگذار اصلی در عربستان سعودی نام برده می‌شود.

مرگ غیرنظامیان در حمله هوایی به مدرسه علوم دینی در قندوز

بیمارستان قندوز

Image captionیک پزشک گفت طلاب و غیرنظامیان در میان کشته ها و زخمی ها بودند

گزارش‌ها از ولایت قندوز در شمال افغانستان حاکی است که در عملیات هوایی ارتش افغانستان برای هدف گرفتن گروه طالبان در شمال این ولایت شماری غیرنظامی کشته شده‌اند.

شاهدان عینی گفتند که هلی کوپترهای ارتش تجمعی را در یک مدرسه دینی در دشت ارچی هدف گرفتند.

دولت می‌گوید حداقل ۲۵ اسلام‌گرا در این حمله کشته یا زخمی شدند اما پزشکی در بیمارستان دولتی قندوز به بی بی سی گفته که بیش از ۵۰ نفر با جراحات شدید به بیمارستان منتقل شدند.

در عملیات هوایی در قندوز ‘پانزده جنگجوی طالبان کشته شدند’

گروه طالبان گفته هیچ جنگجویی در مکان حمله نبود و فقط غیرنظامیان کشته شده‌اند.

پزشکی که نخواست نامش فاش شود گفت که طلاب و غیرنظامیان در میان قربانیان بودند. این ناحیه در کنترل طالبان است.

پلیس محلی به خبرگزاری رویترز گفت که یک نماینده شورای رهبری طالبان در کویته پاکستان در حال بازدید از ناحیه بود.

او گفت از کشته یا زخمی شدن غیرنظامیان خبر دارد اما نمی تواند جزییاتی ارائه کند.

او همچنین گفت که ۱۵ نفر از کشته ها و ۱۰ نفر از زخمی‌ها جنگجویان طالبان بودند که برای عملیات آماده می‌شدند.

برخی گزارش‌های محلی حاکی بود که یک مسجد هدف قرار گرفت اما معلوم نیست آیا این مدرسه دینی بخشی از مجتمع مسجد بوده یا نه.

محمد اسحاق شاهد عینی به خبرگزاری فرانسه گفت:”وقتی هواپیماها در حدود ساعت ۱۲:۰۰ آمدند بعضی از بچه ها فریاد زدند ‘می خواهند بمب بیاندازند’ اما بزرگترها گفتند ‘آرام شوید، اتفاقی نخواهد افتاد.’ اما بعد ناگهان بمبی به مسجد خورد.”

او گفت طلاب، غیرنظامیان و جنگجویان طالبان در داخل ساختمان بودند و یک مراسم فارغ التحصیلی طلاب دینی در جریان بود.

ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی گروه طالبان به محفوظ زبیدی خبرنگار بی‌بی‌سی گفت که این حمله هوایی به یک مدرسه دینی در منطقه بازار تفتانی ولایت قندوز انجام شد.

او افزود که هدف این بمباران، دارالعلوم هاشمیه بوده و مدعی شد که در این حمله “حدود ۱۵۰ غیرنظامی کشته و زخمی شدند”.

یک سخنگوی نیروهای آمریکایی در افغانستان گفت که نیروهای این کشور در حمله روز دوشنبه در قندوز شرکت نداشتند.

از زمان اعلام استراتژی تازه دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا در ماه اوت/آگست شمار حملات هوایی نیروهای افغان و آمریکایی افزایش قابل توجهی داشته است.

با افزایش این حملات سازمان ملل به افزایش شمار قربانیان غیرنظامی اشاره کرده است.

سازمان ملل در سال ۲۰۱۷ مرگ ۶۳۱ غیرنظامی در اثر حملات هوایی نیروهای دولتی و حامیان آن را ثبت کرد که ۷ درصد بیشتر از سال ۲۰۱۶ بود.

گسترش حملات هوایی بمب‌افکن‌های بی۵۲ آمریکا در شمال افغانستان

طالبان برق کابل و چهار ولایت دیگر را قطع کرد

چین با اعمال تعرفه های تازه اقدام آمریکا را تلافی کرد

شراب آمریکا از محصولاتی است که هدف قرار می گیرد

چین در واکنش به افزایش تعرفه فولاد و آلومینیوم آمریکا، تعرفه هایی تا ۲۵ درصد بر ۱۲۸ محصول وارداتی از آمریکا شامل گوشت خوک و شراب اعمال کرده است.

این تعرفه ها که شامل محصولاتی به ارزش حدودا ۳ میلیارد دلار می شود از روز دوشنبه اعمال می شود.

پکن گفت که هدفش “حفاظت از منافع چین و ایجاد توازن” در ضرر ناشی از تعرفه های تازه آمریکاست.

چین قبلا گفته بود که به دنبال جنگ تجاری نیست اما اگر اقتصادش لطمه ببیند بیکار نخواهد نشست.

با این حال آقای ترامپ پافشاری کرده است که “جنگ های تجاری خوب هستند” و آمریکا “به راحتی” در آنها برنده خواهد شد.

کریس ساکلر خبرنگار بی بی سی در واشنگن گزارش می دهد که مقام های آمریکایی قبلا طرح های دیگری را برای اعمال تعرفه های هدفمند بر ده ها میلیارد دلار محصولات چینی اعلام کرده اند.

گفته شد که این تعرفه ها در واکنش به اقدامات غیرعادلانه تجاری در چین که بر شرکت های آمریکایی اثر منفی می گذارد اعمال شده اما به گفته خبرنگار ما احتمال تلافی جویی را افزایش می دهد.

کدام محصولات هدف گرفته شده اند؟

ضایعات آلومینیوم و گوشت خوک یخ زده وارداتی از آمریکا در معرض ۲۵ درصد تعرفه تازه قرار خواهند گرفت که علاوه بر مالیاتی است که از قبل وجود داشت.

چندین محصول دیگر از جمله مغزدانه ها، میوه های تازه و خشک، داروی گیاهی جینسنگ و شراب هم با ۱۵ درصد تعرفه اضافه روبرو خواهند شد.

مفتول فولادی هم با ۱۵ درصد تعرفه تازه روبرو می شود.

آقای ترامپ تصور می کند اعمال تعرفه های تازه باعث جبران کسر تجاری با چین خواهد شد

چین گفت که تعرفه های تازه اقدامی تلافی جویانه در واکنش به تصمیم دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا برای افزایش تعرفه فولاد و آلومینیوم است.

اما آمریکا قصد اعمال تعرفه های دیگری را هم دارد.

آمریکا روز ۲۲ مارس گفت که قصد اعمال تعرفه بر وارداتی به ارزش حداکثر ۶۰ میلیارد دلار از چین و محدود کردن سرمایه گذاری این کشور در آمریکا را دارد. دولت آمریکا گفت این اقدام در واکنش به سال ها “سرقت محصولات فکری” انجام می شود.

کاخ سفید می گوید برای مقابله با رقابت غیرمنصفانه از سوی اقتصاد دولتی چین دست به کار شده است.

هنوز باید صبر کرد و دید آیا چین با تدابیر شدیدتر این روال را ادامه خواهد داد یا نه.

پکن به لحاظ قانونی امکان اعمال مالیات بر شرکت های آمریکایی مثل اپل را دارد؛ حرکتی که می تواند به بالا رفتن قیمت محصولات این شرکت ها منجر شود.


کاهش تدريجي قدرت “دولت افغانستان”

تسنیم : وحيد مژده کارشناس مسائل سياسي و آگاه امور طالبان در افغانستان با اشاره به روند صلح و حضور نيروهاي خارجي در اين کشور گفت: حکومت وحدت ملي هيچگاه نتوانسته با طالبان درگير جنگ مذاکره کند به همين دليل روند صلح در اين کشور نتيجه‌اي نداشته است.
وي افزود: اشرف غني به مهمترين شرط و خواسته طالبان يعني خروج نيروهاي خارجي در نشست‌هاي صلح به ويژه روند کابل اشاره‌اي نکرده است و ادعاي شوراي عالي صلح اين کشور نيز مبني بر مذاکره با طالبان حقيقت ندارد.
مژده ادامه داد؛ شوراي صلح افغانستان تنها با طالباني وارد مذاکره شده است که با حکومت صلح کرده‌اند و ادعاهايي مبني بر تلاش براي مذاکره و صلح تنها براي بقاي اين شورا و کسب امتياز صورت گرفته است.
نشست‌هاي صلح مانور سياسي دولت افغانستان
به باور اين کارشناس مسائل سياسي افغانستان، نشست «روند کابل» درباره صلح يک مانور سياسي از سوي حکومت وحدت ملي است تا نشان دهد که هنوز هم از حمايت بين‌المللي برخوردار است. در حالي که موضوع صلح با طالبان هيچگاه مرتبط با چنين جريان‌ها و نشست‌هاي نبوده است.
وي با اشاره به اختلافات داخلي در دولت افغانستان تاکيد کرد پيش از طالبان، سران حکومت وحدت ملي بايد بين خودشان به صلح برسند.
وحيد مژده در ادامه درباره نشست‌هاي اپوزيسيون دولت افغانستان و به ويژه عطامحمد نور خاطر نشان کرد به نظر مي‌رسد ديگر اين دولت به تدريج قدرت خود را از دست مي‌دهد، در ولايت‌ها کسي فرمان حکومت را قبول نمي‌کند بنابراين وقتي در داخل اين دولت چنين اختلافاتي وجود دارد هيچ کسي از جمله طالبان حاضر نمي‌شود که در يک کشتي درحال غرق شدن سوار شود.
کارشناس مسائل سياسي افغانستان اظهار داشت در نشست ولايت بلخ مسائلي چون استبداد، فساد اداري، کارهاي نمايشي دولت و در کل ناکارآمدي حکومت وحدت ملي بررسي شد و دولت جايگزين مهمترين پيشنهاد شرکت کنندگان بود.
وي در ادامه تصريح کرد: زماني که چنين اوضاعي در داخل دولت افغانستان وجود داشته باشد در نتيجه چگونه مي‌توان از مخالفان انتظار داشت تا براي مذاکره در مقابل دولت حضور يابند.
از سوي ديگر، شوراي عالي صلح افغانستان نيز با کساني ارتباط برقرار مي‌کند که هيچ رابطه‌اي با طالبان ندارند.
خروج نيروهاي خارجي حلقه مفقوده طرح‌هاي صلح افغانستان
آگاه امور طالبان همچنين درباره طرح فراخوان اشرف غني براي صلح با طالبان در نشست روند کابل نيز گفت: در اين طرح هيچ اشاره‌اي به نيروهاي خارجي در افغانستان نشد در حالي‌ که يکي از خواسته‌هاي اساسي طالبان در نشست‌هاي مختلف تعيين تاريخ براي خروج نيروهاي خارجي از افغانستان است و سپس مذاکره است.
مژده درباره مذاکره احتمالي مستقيم طالبان و آمريکا اظهار داشت: نخستين و مهمترين خواسته طالبان تعيين زمان خروج نظاميان آمريکايي از افغانستان است و بايد با گروهي از طالبان مذاکره شود که در حال درگيري با دولت هستند.
کارشناس افغان باور دارد که شوراي عالي صلح افغانستان براي حفظ امتيازات خود همواره از مذاکره با طالباني نامعلوم و ناشناس صحبت مي‌کند در حالي که هيچ‌ نامي از آنها نبرده است.
دولت افغانستان مشکلات بسياري دارد و براي فرار و تغيير ذهنيت مردم گاهي از مذاکره صحبت مي‌کند گاهي از داشتن طرح صلح حرف مي‌زند، اين‌ها همه کارهاي نمايشي است.
ناکارآمدي دولت افغانستان در حل اختلافات داخلي پيش از مصالحه با طالبان
وي به صراحت بيان کرد: «اين حکومت ابتدا با معاون اول خود ژنرال دوستم صلح کند، با والي خود عطامحمد نور صلح کند با فرمانده قدرتمند قندهار ژنرال رازق صلح کند، نخست با آنها به صلح برسد و سپس در يک اجماع با طالبان به مذاکره بپردازد».
کارشناس مسائل سياسي افغانستان درباره طالبان و برگزاري انتخابات در اين کشور نيز گفت: طالبان معتقدند که انتخابات برگزار شده تاکنون شفاف نبوده و از قبل مهندسي مي‌شود همچنين آمريکايي‌ها نيز به نحوي مي‌خواهند به دنيا بگويند در افغانستان دموکراسي وجود دارد.
با اين نوع برنامه‌ريزي حکومت وحدت ملي هيچ روزنه‌اي براي صلح با طالبان وجود ندارد.
وحيد مژده ادامه داد؛ حکومتي که همواره براي تفرقه بين اقوام افغانستان تلاش مي‌کند، از مردم نيست و مردم نيز به آن اعتمادي ندارند. همانطور که در موضوع برکناري والي «سمنگان» نيز سعي کرد تا ترکمن‌ها را به جان ازبک‌ها و ازبک‌ها را به جان تاجيک‌ها بيندازد. البته حزب جمعيت اسلامي افغانستان با عقب نشيني خود توانست مشکل را تا حدي کنترل کند.
کارشناس افغان در پايان بار ديگر تاکيد کرد که اگر برنامه‌هاي حکومت وحدت ملي به همين منوال ادامه يابد، اميدي به بهبود اوضاع در اين کشور وجود ندارد.

 

واشنگتن پست: دکترغنی با خطر کودتا مواجه است

روزنامه واشنگتن پست چشم صلح افغانستان را تیره و شوم توصیف کرده و نوشته است که در راه رسیدن به صلح اشتباه وجود دارد.

گزارشنامه افغانستان : روزنامه واشنگتن پست چشم صلح افغانستان را تیره و شوم توصیف کرده و نوشته است:  در راه رسیدن به صلح اشتباه وجود دارد. درقدم اول شورای کویته اصلن به گفت و گو علاقه مند نیست. ملاهیبت الله هم دربرابر پیشنهادات صلح خاموش است. گروهی بدین باور اند که خاموشی وی علامت رضایت اوست اما درعین حال نشانه آن است که مایل به گفت وگو نیست ، ازین رو حاضر نیست درین باره چیزی بگوید.

دوم، شرایط صلح چه گونه است؟

برفرض طالبان مایل به مذاکره باشد که درین حال نیاز به اجماع عمومی است. به گفته واشنگتن پست، شرایط برای رسیدن به یک اجماع درافغانستان به دلیل منافع متضاد امریکا، دولت افغانستان و طالبان امری پیچیده است. سوم، روزنامه می گوید که درین صورت بعید است سه عامل ذیدخل در قضیه ( امریکا، افغانستان وطالبان) بتوانند بر دشواری های کنونی پیروز شوند. درافغانستان مشکل دیگری هم وجود دارد که همانا عاملی است که پروسه را تخریب می کند.
یک طرف ناراضی ممکن است با اجرای حمله بزرگ بر کابل یا قتل یکی از رهبران ارشد طالبان در جریان مذاکرات صلح، این پروسه را با استفاده از خشونت خنثی بسازد. مشکل چهارم از نظر واشنگتن پست پیچیده گی این پروسه است. حتی اگر یک طرح قابل قبول برای همه طرف ها هم به میان آید، اصل تعهد طرف ها نسبت به شرایط  یک مانع جدی است. جناح های متخاصم ازین نگران اند که طرف دیگر ممکن است نسبت به مقررات مذاکرات صلح وفادار نماند، بدین ترتیب جهت اجرای تعهدات میان طرف ها به یک عامل سوم ضرورت است که پروسه را تضمین کند.

واشنگتن پست چالش پنجم را با این سوال آغاز می کند که آیا احتمال آن وجود دارد که جنگ داخلی باردیگر به افغانستان بازگردد؟

به باور نویسنده روزنامه، حتی اگر قرار باشد طرفین منازعه برای دستیابی به یک معامله بر تمامی چالش ها غلبه کنند، سیاست داخلی دکترغنی خود خطر اصلی بازگشت به جنگ داخلی است. دکترغنی توافق چند جانبه در مساله صلح را مطرح می سازد اما بسیاری از نیروهای شامل در دولت طرفدار مشارکت طالبان در تقسیم قدرت نیستند. از نظر آن ها صلح به معنای از دست رفتن امتیازات خاص آن ها به شمار می رود و همین مساله بعد از حصول توافقات خطر یک کودتا از سوی جناح های قومی را افزایش می دهد.

غنی چه گونه می تواند با این چنین تهدید ها به مقابله برخیزد؟

او به قول فرزانه سیاست وفلسفه- روسلر- در «دام کودتا- جنگ داخلی» گیرمانده است.
غنی باید بین یک کودتای احتمالی از سوی جناح های شامل دولت و استمرار جنگ داخلی با گروه طالبان یکی را انتخاب کند. امکان این که او دوام جنگ با طالبان را نسبت به وقوع یک کودتا از داخل ترجیح بدهد، قوی تر است.
سپس واشنگتن پست نتیجه می گیرد که دسترسی به یک صلح پایدار درافغانستان، مشکل یک لایه نیست، بلکه مجموعه ای از پرش های بسیار قوی از روی موانع است و این بدین معناست که ختم جنگ در افغانستان در‌آینده نزدیک از احتمال به دور است.

 

یون؛ فاشیستی در قبای ملی‌گرا

ماندگار : زمانی هانا آرنت اندیشمند سیاسیِ نام‌آشنایِ آلمانی که مرارت‌های زیادی از نازی‌ها دید و سرانجام با شرکت در محکمۀ ادولف آیشمان دیدگاه‌های خود را دربارۀ فاشیسم و توتالیتریزم در قالب یک جزوه ارایه کرد، می‌گوید: آدم مستبد و دیکتاتور می‌داند که چه می‌کند؛ او انسان باقی می‌ماند، انسانی که خصلتِ ظالمانه دارد؛ اما توتالیتریزم یک وضعیت است که در آن انسان‌ها از انسانیتِ خود تهی می‌شوند. به همین دلیل، آرنت بعداً کتابِ معروفِ خود «توتالیتاریسم» را که به بررسی این پدیده اختصاص یافته، می‌نویسد.
«توتالیتاریسم» در زمانِ خود غوغایی برپا کرد و به یکی از آثار دست اولِ سیاسی جهان مبدل شد که هنوز این جایگاه را برایش حفظ کرده است. هنوز هم کسانی که می‌خواهند ماهیت عملکردِ دولت‌های فاشیستی را بدانند، به این کتابِ گرانسنگ مراجعه می‌کنند. وقتی یادداشت‌های اسماعیل یون استاد دانشگاه و یا پوهنتون را که اخیراً منتشر شده مطالعه کنیم، یک بارِ دیگر ناچار به مرورِ کتاب توتالیتاریسمِ هاناآرنت می‌شویم.
ایدیولوژی‌ها در مجموع مستعد گرایش به توتالیتاریسم هستند. آن‌ها جهان را به دسته‌های مختلف تقسم می‌کنند و از این منظر در مورد آن‌ها قضاوت می‌کنند. در ایدیولوژی‌ها انسانِ خوب و بد وجود ندارد، بل دوست و دشمن وجود دارد. آنانی که با ما همراه اند ـ چه از نظر عقیدتی، چه از نظر نژادی و زبانی ـ دوست اند و همۀ آنانی که چنین ویژه‌گی‌هایی را نداشته باشند، به صورتِ خودبه‌خودی به دشمن تبدیل می‌شوند. هیتلر با توجه به همین دیدگاه، خود را نژاد برتر می‌دانست و معتقد بود که باید آلمان‌های پاک‌نژاد بر جهان حکومت کننـد. آقای یون نیز یک فاشیستِ وطنی است؛ فاشیستی که نمی‌تواند به مرامِ خود اعتراف کند و آن را زیر لفافه‌هایی چون تاریخ و جغرافیا می‌پوشاند. برای آقای یون نیز پشتون و غیرپشتون مطرح است، پشتون‌ها از دید ایشان، مالک کشوری به نام افغانستان هستند و دیگرانی که در این سرزمین زنده‌گی می‌کنند، مهاجر و غیربومی اند. این یعنی مغالطه و تاریخ را به نفع خود و اندیشه‌های خود مصادره کردن!
آقای یون در یک گفت‌وگو مدعی شده بود که او ملی‌گرای مسلمان است. اما چنین نیست، او هیچ نسبتی با ملی‌گرایی به معنای مثبتِ آن ندارد. ملی‌گرایی نیز از جمله اصطلاحات به اصطلاح ایشان وارداتی است که هیچ سنخیتی نمی‌تواند با ارزش‌های او داشته باشد. آقای یون یک فاشیست وطنی است که با لقلقۀ پشتونیسم می‌خواهد فضای کشور را از نظرات خصمانه‌اش مسموم سازد. شاید برخی‌ها به چنین نظراتی توجه داشته باشند و آن‌ را حقیقت مطلق بدانند، ولی بدون شک آنانی که تاریخ و شکل‌گیری جوامع بشری را پیگیری می‌کنند، فقط به چنین دیدگاه‌هایی می‌توانند بخندند.
به فرض، آن‌گونه که آقای یون می‌پندارد، پشتو زبان اکثریتِ مردم افغانستان باشد و پشتون‌ها در آن اکثریت را داشته باشند، چنین دیدگاهی چه گرهی از مشکلات امروزِ ما باز می‌کند؟ آیا با پشتونیسم و زبان پشتو می‌توان به مشکلات جامعه راه‌حلی پیدا کرد. در جهانی که زبان فارسی با آن‌همه عظمت و بزرگی خود دیگر حرفی برای گفتن ندارد و در برابر زبان‌های علم و فناوری هر روز کم می‌آورد، مطرح کردن چنین بحث‌هایی چه دردی را درمان می‌کند. اگر قرار باشد که کسی بر این کشور دعوای مالکیت داشته باشد، یکی می‌تواند ترک‌ها و دومی تاجیک‌ها باشند. مگر سال‌های سال ترک‌ها بر این جغرافیا حکومت نکرده‌اند؟ سلطان محمود و سلطان مسعود که در دربارهای خود چهارصد شاعر زبان فارسی را با اکرام تمام نگه می‌داشتند، مگر ترک نبودند؟ مگر تیموری‌های هرات که امروز بخشی از تاریخ زرینِ این کشور را به خود اختصاص داده اند، ترک نبودند؟ اگر غزنی پایتخت چهارصد شاعر زبان فارسی بوده، به معنای این نیست که زبان متداول و رسمی آن زمان، زبان فارسی بوده است؟ مگر سمنگان تخت رستم یکی از اساطیر بی‌بدیل جهان را به خود اختصاص نداده است؟ در بلخ مگر رابعه و مولانا نمی‌زیستند؟ در هرات و بادغیس مگر حنظله نخستین شاعر پارسی‌گوی، خواجه عبدالله انصاری، فخر رازی، جامی و هاتفی زنده‌گی نمی‌کردند؟ ابن سینا، فارابی، ابوریحان بیرونی، ناصر خسرو و ده‌ها و ده‌ها شاعر و نویسندۀ دیگر کجایی بوده‌اند؟
آقای یون آیا این تاریخ را یک بار در زنده‌گی‌اش تورق کرده است؟ افغانستان را به یک قوم و زبانِ مشخص فرو کاستن و از آن جایگاه آب را گل‌آلود کردن و به نفع برنامه‌های سیاسی خود ماهی گرفتن، چه سودی به حال این کشور در به در و خاک بر سر خواهد داشت؟ ما به جای این‌که بیاییم و تنوع قومی و زبانیِ خود را محترم بشماریم و از آن به سود منافع ملی خود استفاده کنیم، چرا از آن حربه‌یی علیه یکدیگر می‌تراشیم؟
در پشت همین نوشته‌های آقای یون چنین می‌خوانیم: «حرف‌های ناگفتۀ ارگ»، « اسماعیل یون رییس پیشین امور فرهنگی شورای امنیت ملی». این «فرهنگی» را آقای یون از کجا آورده است؟ ایشان که با واژه‌گان فارسی مخالف اند، چرا به جای واژۀ فرهنگ از واژۀ کلتور که به مزاج فرهنگی‌شان خوش‌تر می‌نشیند، استفاده نکرده‌اند؟
روزگاری جلال‌الدین کزازی که به سره‌نویسی فارسی شهره است و می‌خواهد که هیچ واژۀ غیرفارسی را در نوشته‌ها و سخنرانی‌هایش به کار نبرد، در جمعی چلنج داد که از میان سخنانش واژه‌های غیرفارسی را بیابند. عبدالکریم تمنا از شاعران و فرزانه‌گانِ کشورِ ما که در این نشست حضور داشت، چهار واژۀ غیرفارسی را در سخنرانی آقای کزازی تشخیص و به ایشان یادآوری کرد که مورد توجه بسیار قرار گرفت. منظور اما این‌که: نمی‌توان تاریخ و زبان را آن‌گونه که ما می‌خواهیم، بسازیم. آن‌وقت حاصل کار چیزی می‌شود در حد رمان ۱۹۸۴ جُرج اورول که از آقای یون می‌خواهم حداقل آن را بخوانند و اگر به زبان فارسی تسلط ندارند، از رهبر عزیزشان مدد بگیرند تا آن را به زبانِ دری برگردان فرمایند. والسلام!

 

تلاش برای پررنگ کردن نقش عربستان در روند صلح افغانستان

در حالی که دولت افغانستان در برخی موارد از آل سعود در موضوع یمن حمایت کرده است و برخی از مقامات عربستان نیز طالبان را افراطی اعلام کرده‌اند، شورای عالی صلح افغانستان برای پررنگ کردن نقش ریاض در این کشور تلاش می‌کند.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، روزنامه وال استریت ژورنال به تازگی نوشته است که عربستان برای همکاری در روند صلح افغانستان نقش ایفا می‌کند.

مقامات افغان امیدوارند که با موافقت تازه عربستان، طالبان نیز به میز مذاکرات صلح با دولت افغانستان کشانده شود.

این در حالی است که پیش از برخی از مقامات ریاض، گروه طالبان را افراطی دانسته بودند.

به نوشته این روزنامه، شورای امنیت ملی آمریکا نیز برای حضور امارات و عربستان در روند صلح افغانستان تلاش می‌کند.

از سوی دیگر، «سید احسان طاهری» سخنگوی شورای عالی صلح افغانستان به رادیو آزادی گفته است که عربستان گام‌های عملی را در همراهی با دولت افغانستان برداشته است.

نقش عربستان سعودی در کمک به روند صلح افغانستان به تازگی برجسته شده است. مقام‌های ارشد آمریکا، عربستان، امارات و افغانستان پیش از این نیز در 23 مارس سال جاری میلادی نیز در واشنگتن دیدار کردند.

«حنیف اتمر» مشاور امنیت ملی افغانستان ماه گذشته پس از سفر به ریاض گفت عربستان جنگ جاری علیه دولت افغانستان را مشروع نمی‌داند.

وی اعلامکرده بود جنگ جاری علیه دولت افغانستان از نظر عربستان سعودی مشروعیتی ندارد و مقامات ریاض از گسترش گروه‌های تروریستی در این کشور نگران هستند.

گمانه زنی‌هایی وجود دارد که عربستان تلاش می‌کند از طریق دیدار و گفت‌وگو با مقامات و رهبران سیاسی افغانستان با حفظ اثرگذاری خود در تحولات این کشور، جایگاه خود را نیز در معادلات آینده افغانستان تضمین کند.

برخی از کارشناسان بر این باورند، اگر چه عربستان سعودی نخستین کشوری بود که حاکمیت طالبان در افغانستان را به رسمیت شناخته بود اما این کشور اخیرا در حمایت از برخی از جریان‌ها علیه طالبان موضع گرفته است.

پیش از این نیز «مشاری بن مزعل الحربی» سفیر عربستان سعودی در کابل گفته بود که طالبان از نظر عربستان سعودی رسما یک گروه تروریستی است.

از سوی دیگر، بسیاری از کارشناسان، مقامات، نمایندگان افغان و حتی رسانه‌های غربی، طالبان را بخشی از جامعه افغانستان دانسته و برقراری ثبات در این کشور را بدون مشارکت این گروه امکانپذیر نمی‌دانند.

طالبان نیز پیش از این با انتقاد از سیاست‌عربستان سعودی از این کشور خواسته بود تا به عنوان یک کشور مسلمان نقش سازنده را در افغانستان در پیش گیرد.

برخی از کشورهای عربی و عربستان به حمایت از گروه‌ داعش و جریان‌های تکفیری در افغانستان متهم هستند در حالی که طالبان بزرگترین مانع فعالیت این جریان در افغانستان محسوب می‌شوند.

 

تجهیزات مرگ‌بار طالبان امریکا را نگران کرده است

نیویورک تایمز/ تامس گیبنس-نیف و جواد سخن‌یار
ترجمه: جلیل پژواک
اطلاعات روز : طالبان که زمانی به‌عنوان یک گروه شورشی نامجهز توصیف می‌شد، اکنون با استفاده از عینک‌های دید در شب و تجهیزات لیزری، به‌طور روزافزونی بالای نیروهای امنیتی در سراسر افغانستان حمله می‌کنند. مقامات نظامی ایالات متحده گفته‌اند که طالبان این تجهیزات پیشرفته را یا از سربازان افغان و نیروهای بین‌المللی دزدیده‌اند یا هم از بازار سیاه به‌دست آورده‌اند.
در پوشش تاریکی، این دستگاه‌ها به جنگ‌جویان طالبان در حالی‌که تیغه‌های گردان هلیکوپترهای نیروهای ائتلاف و لیزرهای مادون‌قرمز تفنگ‌های امریکایی را دنبال می‌کنند، یا حتا تحرکات افسران پولیس محلی در موقع خواب را تحت نظر می‌گیرند، قدرت مانور می‌دهد.
به گفته‌ی یک مقام نظامی ایالات متحده که اطلاعات داخلی پنتاگون را به‌شرط مخفی‌ماندن هویت‌اش تشریح کرد، طالبان از سال ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۷ با برخورداری از این امکان جدید در میدان جنگ، حملات شبانه‌ی خود را بیش از دو برابر کرده‌اند. رقم افغان‌هایی که در جریان حملات شبانه در این مدت –از سال ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۷- زخمی یا کشته‌ شده‌اند، تقریبا سه برابر شده است.
این امر فرماندهان امریکایی را مجبور کرده است تا در مورد محدودیت دسترسی نیروهای افغان به تجهیزات دید در شب، بازنگری کنند. اکنون فرماندهان نگران این‌اند که ندادن این تجهیزات (گران‌قیمت) به این نیروها –نیروهای افغان- آن‌ها را در معرض آسیب‌پذیری تکنالوژیکی، با پیامدهای بالقوه مهلک قرار بدهد.
برای سال‌ها، فرماندهان امریکایی به‌خاطر نگرانی از فساد گسترده در میان نیروهای افغان، تمایلی به دادن تجهیزات دید در شب به سربازان و افسران میان‌رتبه و پایین‌رتبه‌ی افغان نداشته‌اند. به گفته‌ی مقامات نظامی امریکا، این دستگاه‌ها –هدست‌ها و لیزرهای مادون‌قرمز- معمولا فقط برای نیروهای نخبه‌ی کماندوی افغانستان و واحد عملیات ویژه‌ی نیروهای پولیس فراهم می‌شود.
دیوید و. بارنو دگرجنرال بازنشسته‌ی ارتش امریکا که از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۵ رهبری جنگ در افغانستان را به عهده داشته، می‌گوید از آن‌جایی که برخی از این تجهیزات به‌دست طالبان می‌افتند، شبه‌نظامیان این گروه در حال پیوستن به یک روند بزرگتر هستند. او می‌گوید که سایر گروه‌های افراطی در دیگر مناطق جنگی در اطراف جهان، در حال تصاحب تجهیزات پیشرفته مانند هواپیماهای بی‌سرنشین و تسلیحات هوشمند (مانند بمب و موشک‌های هدایت‌شونده) اند.
آقای بارنو می‌گوید: «این یک مشکل خواهد بود… و این نحوه‌ی عملکرد ما را تغییر خواهد داد.»
با پخش این دستگاه‌ها–و رسیدن آن‌ها به دست شورشیان-به واحدهای گشت‌زنی گفته شده است که از دستگاه‌های خاصی که تنها توسط تجهیزات دید در شب دیده‌ می‌شوند (و قابل ردیابی‌اند) استفاده نکنند. به خلبانان هلیکوپترها نیز به‌وضاحت گفته شده است که هواپیماهای آن‌ها بیش از این در تاریکی شب پنهان نیستند.
در یک مورد در ماه نوامبر گذشته، جنگ‌جویان طالبان مجهز با عینک‌های دید در شب به یک پوسته‌ی پولیس در ولایت فراه در غرب افغانستان حمله کرده‌ بودند. در آن زمان حاجی عبدالرحمان اکه، بزرگ منطقه‌ی پل‌ریگی این ولایت، گفته بود زمانی که حمله‌ی بامدادی –طالبان- پایان یافت، هشت افسر افغان در بسترهای خواب‌شان مرده افتاده بودند. از آن حمله فقط یک افسر افغان جان سالم به‌در برده بود.
تواتر و کشندگی حملات شبانه‌ی طالبان با اقدامات نیروهای افغان مستقر در ایستگاه‌های کوچک بازرسی در سراسر کشور –به‌منظور حفظ قلمروی که از چنگ شبه‌نظامیان گرفته شده- مرتبط است.
اسنادی که نیویورک تایمز به آن دست‌یافته، نگرانی‌هایی را در مورد پیشرفت‌ و پیچیدگی روزافزون طالبان در میدان نبرد، پس از ۱۶ سال جنگ و تلاش‌های فرماندهان امریکایی برای غلبه بر آن، نشان می‌دهد.
این اسناد نشان می‌دهد که ارتش امریکا فرستادن مدل‌های قدیمی سخت‌افزارهای دید در شب به واحدهای عادی ارتش شروع کرده است. مقامات می‌گویند که هزینه‌ی هر کدام از این هدست‌ها حدود ۳ هزار دالر است.
یکی از اولین مجموعه‌ی تجهیزات دید در شب، به‌عنوان بخشی از یک برنامه‌ی آزمایشی چند ماهه (برای واحدهای نیروهای معمولی در جنوب افغانستان) در بهار سال ۲۰۱۶ به قول‌اردوی ۲۱۵ مستقر در ولایت هلمند فرستاده شد.
طبق اسناد نظامی‌یی که تایمز به آن دست یافته، تنها ۱۶۱ دستگاه از ۲۱۰ دستگاه بازگردانده شد و این تجهیزات به‌طور مؤثری مورد استفاده قرار نگرفته بود. بخشی از دلیل آن به این مسأله برمی‌گردد که نیروهای مستقر در این قول‌‌اردو آموزش مناسب چگونگی استفاده از آن‌ها را ندیده بودند.
بر اساس اسناد به‌دست‌آمده، سربازان افغان گفته‌اند که دستگاه‌های گم‌شده، به‌عنوان «خسارات جنگی» گزارش شده‌اند اما این نیروها نتوانسته‌اند این ادعا را با هرگونه مدرک یا سابقه‌یی که شرح بدهد کجا و چه‌زمانی این تجهیزات گم‌شده‌اند، ثابت کنند.
در آن زمان، فرمانده قول‌اردوی ۲۱۵ تورن‌جنرال محمدمعین فقیر بود. او بعدا به اتهام فساد که شامل سوءاستفاده از پول غذای سربازانش می‌شد، دستگیر شد.
اسناد نظامی به‌دست‌آمده نشان می‌دهد که سال گذشته (و با نتایج بهتر) تجهیزات دید در شب به قول‌اردوی ۲۰۵ مستقر در اطراف کندهار فرستاده شده است. بر اساس این اسناد، پنج دستگاه بین ماه جولای و دسامبر، زمانی که این برنامه به پایان رسید، گم شده‌اند. به این ترتیب، در طول تابستان و خزان سال ۲۰۱۷، تلفات نیروهای ارتش افغانستان مستقر در اطراف کندهار، ۱۵ درصد کمتر از زمان مشابه در سال ۲۰۱۶ بوده است.
این اسناد کاهش تلفات را به استفاده از تجهیزات دید در شب نسبت می‌دهد. در این اسناد آمده که این دستگاه‌ها «در حال تبدیل‌شدن به بخش جدایی‌ناپذیر طرح‌های دفاعی پایه‌اند». ارتش امریکا اکنون برنامه دارد که این واحد را با حدود ۲۵۰۰ عینک دید در شب مجهز کند. این طرح بخشی از چیزی است که اسناد مذکور آن را به‌عنوان ایده‌یی برای یک «برنامه‌ی‌ دایمی» توصیف می‌کند.
اما به‌رغم این موفقیت‌ها، هنوز مشخص نیست که آیا ارتش امریکا از این وسایل به بقیه‌ی ارتش افغانستان خواهد داد یا خیر. ستاد فرماندهی ارتش امریکا در کابل گفته است که تنها واحدهای عملیات‌های ویژه‌ی نیروهای ارتش و پولیس افغانستان را با تکنولوژی دید در شب مجهز می‌کند.
تورن تام گراسبک، سخن‌گوی نیروهای ایالات متحده در افغانستان، حاضر به اظهار نظر در مورد طرح توزیع این دستگاه‌ها به ارتش ملی افغانستان، آن‌گونه که در مدارک نظامی آمده است، نشد. او گفت که فرماندهان امریکایی برای نیروهای ملی امنیتی دفاعی افغانستان «منابع لازم برای ارتقای امنیت در سراسر افغانستان» را فراهم می‌کنند.
اما به گفته‌ی یکی از مقام‌های ایالات متحده، برخی از مشاوران امریکایی از هم‌اکنون در تلاش به‌دست آوردن این تکنالوژی برای همتایان افغان خود هستند. او گفت که فرماندهان امریکایی برای توزیع این دستگاه‌ها به نیروهای امنیتی بیشتر در افغانستان، نیازمند اجازه و تصمیم رهبری –نیروهای امریکایی- در کابل و پنتاگون خواهند بود.
جنگ‌جویان طالبان با استفاده از دستگاه‌های دید در شب، قادر بوده‌اند که به پایگاه‌های نیروهای افغان، تقریبا بدون این‌که کسی بویی ببرد، نزدیک شوند و سپس حمله را آغاز کنند.
در ابتدا، چنین کمین‌هایی به آن‌عده از نیروهای طالبان که به‌عنوان «واحدهای سرخ» شناخته می‌شوند و در ولایات جنوبی افغانستان مستقر هستند، نسبت داده می‌شد. اما به گفته‌ی دو مقام نظامی ایالات متحده، در طول سال گذشته، دستگاه‌های دید در شب بارها در شمال و شرق کشور نیز دیده‌شده‌اند؛ امری که حاکی از توزیع گسترده‌ی این دستگاه‌ها به سایر گروه‌ها و واحدهای جنگ‌جویان طالبان است.
این مقامات می‌گویند که طالبان هم از دستگاه‌های امریکایی (که تحت کنترل شدید اند و به‌سختی یافت می‌شوند) و هم از دستگاه‌هایی که به‌طور گسترده برای خرید قابل دسترس‌اند، استفاده می‌کنند. این مقامات می‌گویند که در برخی از موارد، این تجهیزات از سوی نیروهای افغان یا امریکایی (از جمله آن‌هایی که در جریان عملیات کشته‌ شده‌اند) در میدان جنگ جا مانده‌اند.
در سایر موارد، باورها بر این است که که سربازان افغان این دستگاه‌ها را به افراط‌گرایان فروخته‌اند.
اما این مسأله از سوی تورن‌جنرال دولت وزیری، که تا همین اواخر به‌عنوان سخن‌گوی وزارت دفاع افغانستان خدمت می‌کرد، رد شده است. او گفته که حساب تمامی تجهیزات دید در شب که از سوی ارتش امریکا برای سربازان افغان فراهم شده معلوم است.
جنرال وزیری گفته است: «هیچ موردی از فروش تجهیزات دید در شب توسط سربازان ما به طالبان گزارش نشده است.»
ذبیح‌الله مجاهد سخن‌گوی طالبان می‌گوید که جنگ‌جویان این گروه تجهیزات دید در شب را پس از حمله بر پایگاه‌های نیروهای افغان یا دستگیری اعضای نیروهای امنیتی افغانستان به‌دست آورده‌اند.
یکی از مقامات نظامی امریکا می‌گوید که به‌خصوص افسران پایین‌رتبه و میان‌رتبه‌ی پولیس افغانستان در معرض تهدید حملات شبانه‌ی مرگ‌بار و روزافزون قرار دارند. این واحدها نسبت به سربازان ارتش، بیشتر در مناطق کم‌جمعیت افغانستان پخش شده‌اند.
این مقام می‌گوید که افسران پولیس ملی افغانستان، به‌ویژه آن‌هایی که در جنوب کشور مستقر هستند، ماه‌ها با درماندگی خواهان دریافت این تجهیزات بوده‌اند. پولیس افغانستان بخشی از وزارت داخله و مظنون به فساد گسترده است.
دگروال داگلاس، رییس واحد مشاوره‌ی پولیس در ولایت هلمند، از طریق ایمیلی به ما گفت که مشاوران واحد دریایی نیروهای امریکایی مستقر در این ولایت، در حال کمک به زون ۵۰۵ پولیس ملی افغانستان‌اند تا دستگاه‌های دید در شب را دریافت کنند.
معلوم نیست که آیا این واحد از پولیس افغانستان به این تجهیزات دست خواهند یافت یا خیر.

 

دفتـــر نی: حکومت خبرنگاران را به هدف سوء استخدام می‌کند

ماندگار : دفتر حمایت کنندۀ رسانه‌های آزاد افغانستان، می‌گوید که حکومت وحدت ملی در تلاش ایجاد محدودیت در کار رسانه‌های آزاد و خبرنگاران است.
دفتر نی (حمایت‌کننده رسانه‌های آزاد افغانستان) می‌گوید که حکومت نخبه‌ترین خبرنگاران را با معاش‌های هنگفت جذب کرده تا انتقادشان کاهش و فعالیت‌شان محدود شود.
مجیب خلوتگر، رییس اجرایی دفتر نی که دیروز(یک‌شنبه ۱۱ حمل) در یک نشست خبری سخن می‌گفت، خاطرنشان کرد که بر اساس ارزیابی دفتر نی، ۵۰ خبرنگار برجسته در ۴ ولایت افغانستان از سوی حکومت در نهادهای مختلف غیرنظامی و نظامی استخدام شده‌اند.
به گفته او، این تصمیم حکومت به دلیل کاهش فعالیت‌های رسانه‌‌یی انجام شده است که شواهد و مدارک نیز در این مورد وجود دارد.
آقای خلوتگر هم‌چنان گفت که پیش از این نیز این موضوع را با حکومت شریک کرده، اما حکومت افغانستان آن را رد کرده بود.
آقای خلوتگر بیان داشت که حکومت وحدت ملی تنها در چهار ولایت ۵۰ خبرنگار نخبه را از کار روزنامه‌نگاری مستقلانه باز داشته است و یافته‌های دفتر نی نشان می‌دهد که در سه سال پسین؛ حکومت وحدت ملی با استفاده از رویکرد جدید، حدود ۵۰ خبرنگار منتقد دولتی را جذب نموده و از آنان به عنوان سخنگو، کارمند و یا مشاور استفاده می‌کند.
رییس اجرایی نی گفت که در مجموع از حدود ۵۰ خبرنگاری‌که جذب سکتور دولتی شده‌اند، ۴۱ تن آنان در بخش‌های ملکی و بقیه در بخش‌های نظامی شامل وظیفه شده‌اند.
هم‌چنان، یافته‌های دفتر نی نشان می‌دهد که ۲۱ خبرنگار از ولایت هرات، حرفۀ خبرنگاری را ترک و جذب پست‌های دولتی شده‌اند. اما کابل با اندکی تفاوت یعنی ۱۹ خبرنگار در ردیف دوم و قندهار و بلخ از ولایت‌هایی ‌اند که حکومت وحدت ملی خبرنگاران آن را جذب حکومت کرده است.
آقای خلوتگر گفت که دفتر نی حمایت کنندۀ رسانه‌های آزاد افغانستان، با آن‌که انتخاب شغل و کار را حق طبیعی هر شخص می‌داند، اما اذهان می‌دارد که اگر این کار به هدف تطمیع و امتیاز دادن به خبرنگاران باشد؛ شدیداً نگران کننده بوده و برخلاف قوانین نافذۀ کشور می‌باشد.
او گفت که بسیاری از همین ۵۰ خبرنگاری که اکنون وارد سکتور ملکی و امنیتی حکومت وحدت ملی شده‌اند، پیش از این از منتقدان سرسخت نظام و حکومت بودند که پس از ارزیابی و تحلیل، آنان را در بدل امتیازات بلند استخدام نمودند و مهر سکوت بر زبان شان وارد گردیده است.
دفتر نی از رهبری حکومت وحدت ملی می خواهد تا به اصل انتقاد و چرخش آزاد اطلاعات همانگونۀ که در قوانین تسجیل شده است، احترام نموده و بگذارد زمینۀ نقد معیاری شود و به اساس همن نقدها در اصلاحات نظام تلاش کنند.

 

Sarzamine Aryan - سرزمین آریان © 2016