اخبار فوری جهان :با نزدیک شدن انتخابات اشرف غنی بار دیگر در تلاش رسيدن به تفاهم با طالبان است

با نزدیک شدن انتخابات اشرف غنی بار دیگر در تلاش رسيدن به تفاهم با طالبان است

زمانی كه به انتخابات رياست جمهوری سال 2019 كمتر از يك سال وقت باقیمانده است، آقاى اشرف غنى باز هم در تلاش اينست كه با طالبان روابط خود را ایجاد نمايد.

به گزارش اسپوتنیک، امروز حتي نظامیان امریکایی میپذیرند که بیش از سی فیصد قلمرو افغانستان در كنترول جنبش طالبان قرار دارد و یا هم کنترول روی این مناطق از دست حکومت به دست شورشیان انتقال می بایبد. گرچه طالبان ادعا میكنند که در حدود هفتاد فیصد خاک کشور حاکم میباشند. در چنین وضعیت دولت افغانستان به خوبی درک میکنند که برگزاری انتخابات آینده چه پارلمانى و چه رياست جمهوري در سراسر کشور غیر ممکن است.
در همین حال به همگان هويدا است كه پيروزى آقای اشرف غنى در انتخابات2014 تا حدى زياد نسبت حمايت نامتعارف طالبان بود كه در نتيجه به كاميابي آقاي غني متوصل شد. زيرا طالبان ان زمان در مناطق تحت كنترول خود كه أكثر آن مناطق پشتون نشين بودند به مردم اجازه دادند كه در دور دوم انتخابات 2014 شركت نموده و به اشرف غنى راى بدهند، نه به داكتر عبدالله عبدالله.
فعلأ، زمانی كه به انتخابات رياست جمهوری سال 2019 كمتر از يك سال وقت باقیمانده است، آقاى اشرف غنى باز هم در تلاش اينست كه با طالبان روابط خود را ایجاد نمايد.
طبق اطلاعاتى كه در اختیار اسپوتنيك قرار گرفته است، آقای اكرم خپلواك، مشاور رئيس جمهور در أمور سياسى و همچنان رئيس درالانشاى شوراى عالي صلح افغانستان طى سه ماه اخير در دو بار سفر خويش در قطر با تلاش هاي فراوان نتوانست با رهبرى دفتر سياسى طالبان در دوحه ملاقات داشته باشد. اوفقط توانست تنها با پنج تن زنداني رها شده‌ای طالب ديدار نمايد كه چند سال قبل در بدل يك سرباز امريكايي از زندان گوانتانامو رها شده بودند.
بعد از تلاش های ناكام درين امر، آقاى اشرف غنى تصميم گرفت كه از طريق نهادهاى مدنى با طالبان تماسهای برقرار نمائد. فعلأ، طورى كه براى اسپوتنيك معلوم شد، ارگ رياست جمهورى تلاش ميورزد تا يك كنفرانس صلح را نظیر دو جلساتى كه در ماه مى سل 2015 و جنورس سال 2016ز طرف نهاد مدنى بين المللي پگواش سازماندهى شده بود، برگزار نماید.
مسؤليت عملى نمودن اين پروژه بر دوش آقاى گل آغا شيرزى، وزير اقوام و سرحدات أفغانستان، سپرده شد و آقاي شيرزی تلاش دارد اين پروژه را در هماهنگي و حمايت هئيت رهبرى يك نهاد مدنى به نام جرگه صلح عملی نمايد. بايد ياداور شد جرگه صلح متشكل از انعده فعالان مدني و سياسي است كه در تدوير كنفرانسهاي مذكور دوحه نقش بارز داشته و با دفتر سياسي طالبان روابط حسنه دارند.
گر چه معلوم نيست كه ارگ تا چه حدى در عملي شدن اين برنامه به موفقیت ميرسد، ولى احتمال کمي وجود دارد كه طالبان باري ديگر به همچو يك تعامل و تفاهم با آقاى اشرف غنى حاضر شوند.

اکثریت قومی یا بن سوم؟

۸ صبح : حکومت وحدت ملی بر مبنای قانون اساسی چهار سال کاری‌اش را پشت سر گذاشت و وارد سال پنجم شد. اول جوزای سال آینده باید قدرت به رییس ‌جمهور منتخب شهروندان افغانستان سپرده شود. تا اول جوزای سال آینده، یک سال بیشتر فاصله داریم. سال پنجم حکومت، سال انتخابات است. حکومت هر کاری که کرده می‌توانست و هر برنامه‌ای که داشت، باید در چهار سال گذشته انجام می‌داد. سال پنجم، سال انتخابات است. در سال پنجم جناح‌های تشکیل‌دهنده‌ی حکومت و مجموع نیروهای سیاسی، سرگرم رای‌زنی‌ها و بده و بستان‌ها در مورد انتخابات ریاست جمهوری هستند. از همین حالا برخی از سیاست‌مداران وانمود می‌کنند که نامزد انتخابات ریاست جهموری هستند.

رییس جمهور غنی هم نامزد است و سخت تلاش‌ می‌کند مشروعیت قومی خودش را تقویت کند. رییس جمهور غنی چندی قبل بسیار صریح گفته بود که قبل از اول جوزای سال ۱۳۹۸ انتخابات ریاست جمهوری را برگزار می‌کند و حتا یک روز هم برخلاف تقویمی که در قانون اساسی آمده است، حکومت نخواهد کرد. آقای غنی می‌خواست بگوید که در کنار انتخابات پارلمانی و شوراهای ولسوالی‌ها انتخابات ریاست جمهوری را صد در صد برگزار خواهد کرد. او می‌خواست به تردید‌هایی پایان دهد که بر اساس آن عده‌ای گمان‌ می‌کنند که انتخابات ریاست جمهوری برگزارشدنی نیست. این تردید‌ها پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۳ و ۱۳۸۸ نیز وجود داشت. در اولین انتخابات ریاست جمهوری تردید بسیاری‌ها این بود که به دلیل قدرت بی حد و حصر فرماندهان خودسر در روستاها انتخابات برگزارشدنی نیست، اما آن انتخابات برگزار شد. در سال ۱۳۸۸ هم مثل امروز شورش طالبان بسیار گسترده شده بود، آن زمان هم بسیاری‌ها به این باور بودند که به دلیل حضور شورشیان طالب در ولایات، انتخاباتی در کار نخواهد بود، اما دیدیم که آن انتخابات هم سرانجام برگزار شد. انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۴ هم به رغم تردید‌های جدی‌ای که در مورد آن وجود داشت، برگزار شد و حتا اول آن بدون بروز مشکل سیاسی به پایان رسید.

انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۸ هم بالاخره برگزار شدنی است. قانون اساسی افغانستان حکم می‌کند که رییس جمهور، قانون‌گذاران، سناتوران، اعضای شوراهای محلی و شوراهای شهری مشروعیت انتخاباتی داشته باشند. قانون اساسی مشروعیت قومی، ایدیولوژیک و کارازماتیک را تجویز نکرده است. در نشست بن هم فیصله شده بود که دولت جانشین طالبان در افغانستان که متحد جامعه‌ی جهانی خواهد بود، باید مشروعیت انتخاباتی داشته باشد. در آن زمان فرض بر این بود که افغانستان حکومت‌های ایدیولوژیک و جنگ‌های قومی از جمله، امارت ملا محمد عمر را پشت سر گذاشته است. اعاده‌ی معیارهای مشروعیت‌بخش قبل از کودتای ثور هم عملی نبود. کسی نمی‌توانست روابط قدرت زمان داوودخان یا پیش از آن را پس از نشست بن، اعاده کند. روی همین دلایل بود که مشروعیت انتخاباتی اساس گرفت. مشروعیت انتخاباتی حکومت، ارزشی است که جهان از آن حمایت می‌کند.

جامعه‌ی جهانی هم که برای سر پا نگهداشتن دولت افغانستان هزینه‌های فراوان می‌کند، قادر به تحمل رییس‌ جمهوری که مشروعیت انتخاباتی نداشته باشد، نیست. جامعه‌ی جهانی به هر قیمتی انتخابات می‌خواهد. کشورهای حامی افغانستان می‌خواهند که انتخابات ریاست جهموری به موقع یا با اندکی تأخیر برگزار شود و رییس‌ جمهور آینده، صاحب مشروعیت انتخاباتی باشد. نیروهای سیاسی داخل افغانستان هم به مشروعیت انتخاباتی رییس جمهور اهمیت قایل اند. هیچ نیروی سیاسی بیرون یا درون حکومت، اصل مشروعیت انتخاباتی رییس جهمور را رد نمی‌کند. بنابراین هیچ گزینه‌ای غیر از انتخابات نیست و یک انتخابات هر چند ناقص، برگزار خواهد شد.

اما تجربه‌ ثابت کرده است که انتخابات ریاست جهموری، در افغانستان به بن‌بست می‌خورد. تقریباً تمام انتخابات‌های ریاست جمهوری به بن‌بست خورده است. بن‌بست انتخابات ریاست جمهوری سال۱۳۸۳ را زلمی خلیل‌زاد، سفیر وقت ایالات متحده در کابل شکست. گره کور انتخابات‌های ۱۳۸۸ و ۱۳۹۳ هم به دستان جان کری، وزیرخارجه‌ی پیشین ایالات متحده باز شد. حالا هم روشن است که آینده‌ی انتخاباتی افغانستان مبهم است. کسی تردیدی ندارد که انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۸ هم به بن‌بست می‌خورد، اگر قبل از آن اجماع سیاسی به میان نیاید.

نشست بن نتیجه‌ی یک اجماع سیاسی بود که در آن گروه‌های قومی و سیاسی، روی تشکیل یک حکومت با پایه‌های وسیع سیاسی و تقسیم قدرت توافق کردند. برگزارکننده‌گان نشست بن که دیپلومات‌های کارکشته‌ای چون لخضر براهیمی و جمیز دابنز آن را رهبری می‌کردند، به این باور بودند که یگانه راه ختم منازعه و مهار نسبتی بحران تشکیل دولت در جغرافیای افغانستان، تشکیل یک حکومت با قاعده‌ی وسیع سیاسی در آن کشور است. آنان می‌دانستند که اعاده‌ی مناسبات قدرت پیش از کودتای هفت ثور در افغانستان که ثبات نسبی را به وجود آورده بود، دیگر عملی نیست. به همین دلیل بود که از تشکیل یک حکومت با پایه‌های وسیع سیاسی، مجموع جامعه‌ی جهانی حمایت می‌کرد. سیاست رسمی و اعلامی قدرت‌های بزرگ در مورد افغانستان پس از اپریل ۱۹۹۲ هم تشکیل یک حکومت با پایه‌های وسیع سیاسی بود که نشست بن آن را تحقق بخشید.

بحران انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۳ هم بر اساس یک اجماع سیاسی حل شد. در آن زمان عده‌ای امضای توافق‌نامه‌ی سیاسی میان محمداشرف غنی و عبدالله عبدالله را «بن دوم» نام دادند. بر اساس توافق‌نامه‌ی حکومت وحدت ملی، جناح عبدالله که خودش را وارث جبهه‌ی متحد ضد طالبان می‌دانست و رایش را از فارسی‌زبانان گرفته بود، زعامت محمداشرف غنی را در بدل حضور در متن قدرت از طریق تشکیل ریاست اجرایی پذیرفت. در توافق‌نامه‌ی حکومت وحدت ملی آمده است که جرگه‌ی قانون اساسی برگزار می‌شود و در آن در مورد ریاست اجرایی تصمیم گرفته خواهد شد. این جرگه باید ریاست اجرایی را بدل به نخست‌وزیری/ صدارت اجرایی می‌کرد و آن را مشروعیت قانونی می‌بخشید. اما این کار نشد.

جناح عبدالله و سیاست‌مداران پر قدرت حوزه‌ی نفوذ جبهه‌ی متحد سابق به این باور اند که ارگ کارخانه‌گی‌اش را انجام نداد. به باور آنان ارگ باید توافق‌نامه‌ی حکومت وحدت ملی را مو به مو تطبیق می‌کرد تا زمینه برای تشکیل صدارت و تقسیم «عادلانه‌ی قدرت» میان مرکز و ولایات فراهم می‌شد. به باور این سیاست‌مداران تا زمانی که این خواست‌ها عملی نشود، یا تعهد روشن برای عملی شدن آن وجود نداشته باشد، انتخابات‌های ریاست جمهوری به بن‌بست می‌رسد.

اما به نظر می‌رسد که ارگ دیگر به حکومتی با پایه‌های وسیع سیاسی و فورمول نشست بن عقیده ندارد. ارگ به این نتیجه رسیده است که اکثریت مطلق قومی در افغانستان وجود دارد و این اکثریت قومی برای رییس جمهور غنی مشروعیت انتخاباتی فراهم می‌کند. ارگ فکر می‌کند که اکثریت قومی در انتخابات ریاست جمهوری آینده، محمداشرف غنی را انتخاب خواهد کرد. فکر سیاسی ارگ حال بر همین نکته استوار است. به همین دلیل است که رییس جمهور غنی صرف به مشروعیت قومی‌اش فکر می‌کند. ایشان تا حال به جز از مشوره با سران احزاب سیاسی، هیچ گام عملی برای ایجاد یک اجماع سیاسی شبیه به آنچه که در بن اتفاق افتاد، انجام نداده است. این واقعیت نشان‌دهنده‌ی فاصله‌ی عمیق فکری میان نیروهای مسلط سیاسی افغانستان به وجود آمده است. ارگ به این نظر است که یک اکثریت مطلق قومی در افغانستان وجود دارد و مشکل مشروعیت را حل می‌کند، اما جناح دیگر به این عقیده است که این اکثریت اگر هم وجود داشته باشد، یک اکثریت تقریبی و شکننده است نه مطلق و عددی. به همین دلیل است که آینده‌ی انتخاباتی افغانستان مبهم است.

نامرادی برضد مراد

جمهور  : جنرال مرادعلی مراد؛ معین ارشد امنیتی وزارت امور داخله از سوی اشرف غنی؛ رییس جمهوری برکنار شده و اختر ابراهیمی؛ فرمانده حفاظت ریاست جمهوری افغانستان به جای آقای مراد تعیین شده است.
دلیل برکناری آقای مراد تاکنون رسما اعلام نشده؛ اما حدود یکماه پیش شماری از رسانه‌های داخلی گزارش دادند که پس از وقوع انفجار در ورودی مرکز توزیع شناسنامه در غرب کابل که حدود 70 کشته برجای گذاشت، آقای غنی تصمیم گرفت تا مرادعلی مراد را برکنار کند.
در زمان انفجار شمار زیادی از مراجعه کنندگان برای گرفتن شناسنامه در بیرون از ساختمان، در صف ایستاده بودند. گروه تروریستی داعش مسوولیت این حمله را برعهده گرفت.
نشر خبر برکناری او یکماه پیش با واکنش‌های منفی در شبکه‌های اجتماعی رو به رو شد. شماری تاکید کردند که آقای مراد تنها مقصر انفجار در غرب کابل نیست و چرا در رویدادهای مشابه با مقامات عالی‌رتبه نظامی دیگر برخورد مشابه نشده است؟
در واقع، حق با مردم بود. جنرال مراد در نهایت معاون وزیر داخله بود؛ نه خود وزیر. از سوی دیگر، اگر انگیزه برکناری او، کوتاهی وی در جلوگیری از وقوع حمله خونین چندی پیش داعش در غرب کابل باشد، چرا فقط او باید تاوان رویدادی را می پرداخت که می تواند چندین مقصر داشته باشد و پای مقام های ارشد امنیتی و استخباراتی در آن، دخیل است؟
از جانب دیگر، مشابه رویداد خونین غرب کابل، در طول سال های اخیر، ده ها حمله تروریستی دیگر هم در کابل و سایر شهرهای مهم افغانستان به وقوع پیوسته؛ اما در نتیجه آن، هیچ مقام امنیتی، اینگونه به سادگی، برکنار نشده است.
پس واضح است که انگیزه های برکناری آقای مراد، سیاسی است نه کاری و اداری و امنیتی.
شاید او به دلیل نسبت قومی و باورهای مذهبی اش همانگونه که از وزارت دفاع به وزارت داخله، منتقل شد، این بار نیز به راحتی از وزارت داخله به یک سمت به مراتب پایین تر، گماشته می شود و این اتفاق، در دولتی که بنیان آن بر قوم گرایی و نگاه قبیله ای به سیاست و امنیت و قدرت، استوار گشته است، تنها در باره یک جنرال چهار ستاره هزاره و شیعه می تواند رخ دهد.
این یعنی قربانی یک رویداد امنیتی ضد شیعی و ضد هزارگی نیز باید یک جنرال ۴ ستاره شیعه و هزاره باشد، به این دلیل ساده که چرا از قوم و مذهب خویش به خوبی مواظبت نکرده است!
این در حالی است که جنرال مراد، پیش از آنکه یک شیعه و هزاره باشد، یک سرباز فداکار برای سرزمین و وطن اش بود؛ به همین دلیل او را در قندوز و غزنی و فراه بیشتر از بامیان و دایکندی و غور می دیدیم!
به هر حال، جنرال مراد رفت؛ مردی که از جنگ قندوز تا بحران امنیتی غزنی و تا گره کور امنیت فراه و… وقتی همه راه ها به بن بست می رسید، نوبت او بود که به عنوان مرد روزهای دشوار، بی هراس و مصمم به جبهه مقدم جنگ برود تا گرهی از کار فروبسته بحران امنیت این مملکت باز کند و راهی در برابر واماندگان قرار دهد.
اینکه پس از او چه کسی بهتر و شایسته تر و دلسوزانه تر از جنرال مراد خواهد توانست در آخرین لحظات به داد و درد نیروهای امنیتی و مردم افغانستان در تلخ ترین روزهای تاریخ و در خونین ترین عرصه های نبرد، برسد و درمانی ارائه کند و راهی در برابر شان قرار دهد، پرسش بی پاسخی است که با برکناری ناجوانمردانه او، بدون شک در ذهن بسیاری از سربازان خط مقدم جنگ و مردم و غیر نظامیان قربانی این نبرد بی پایان، خطور خواهد کرد.
جنرال مراد رفت در حالی که همانند بسیاری از ارباب سیاست و قدرت، حساب های بانکی خود و فرزندان و بستگانش را از پول های بادآورده بیت المال پر نکرد و با پاسپورت خارجی به کشور دوم اش نرفت تا باقی عمر را در عشرت و امنیت بگذراند؛ بلکه آخرین دغدغه او شکم گرسنه نیروهای مظلوم امنیتی در غزنی بود و شرمسار از اینکه او به عنوان معین ارشد امنیتی وزارت امور داخله نتوانست این مشکل بزرگ را حل کند.
جای گام های مصمم این فرمانده دلسوز و دلیر و متعهد و میهن پرست اما برای همیشه روی جاده های دشوارگذار امنیت و جنگ این خاک خون‌نشان خواهد ماند؛ حتی اگر دشمنان خون آشام و رقیبان قبیله پرست و تنگ اندیش اش نخواهند این واقعیت روشن را ببینند و تحمل کنند.

انتقاد بازرسان آمریکایی از ناکارآمدی استراتژی ترامپ در افغانستان

به گزارش خبرگزاری تسنیم، بازرسان وزارتخانه‌های دفاع، خارجه و سازمان توسعه بین‌المللی آمریکا در گزارشی که به کنگره آمریکا ارائه کردند استراتژی ترامپ در افغانستان را ناکارآمد عنوان کردند.

بازرسان آمریکایی تصریح کردند که استراتژی ترامپ برای مهار طالبان در افغانستان موفقیت چشمگیری نداشته و مخالفان مسلح هنوز هم مناطق تحت تصرف خود را حفظ کرده‌اند.

این در حالی است که پس از اعلام استراتژی ترامپ نیروهای آمریکایی در افغانستان به دو برابر افزایش یافته و حملات هوایی نیز به صورت بی سابقه‌ای در این کشور تشدید شده است.

بازرسان آمریکایی همچنان از اعزام نظامیان بیشتر به افغانستان انتقاد کردند زیرا بر اساس گزارش آنها اعزام نیروهای بیشتر به افغانستان افزایش تلفات غیرنظامی، حملات نفوذی و تلفات میدانی نیروهای آمریکایی را در پی خواهد داشت.

در ادامه گزارش بازرسان آمریکایی تاکید شده است که استراتژی ترامپ، برای کشاندن طالبان به میز مذاکرات و اعمال فشار بر پاکستان نیز با وجود تعلیق کمک‌های مالی به اسلام‌آباد نیز نتیجه نداده است.

بازرسان آمریکایی خاطرنشان کردند، اگر چه استراتژی ترامپ در افغانستان موفقیت اندکی در میدان‌های جنگ داشته اما در تامین امنیت شهرهای بزرگ افغانستان کاملا ناکارآمد بوده است.

سرهنگ «راب‌ماننگ» مدیر بخش مطبوعاتی پنتاگون در واکنش به این موضوع به «صدای‌آمریکا» گفت: ما به صورت همزمان شاهد آشوب و پیشرفت در افغانستان هستیم.

دولت ترامپ پس از روی کار آمدن با اعلام استراتژی جدیدی در قبال افغانستان، نیروهای نظامی بیشتری به این کشور اعزام کرد و بمباران‌های هوایی را به چندین برابر افزایش داده است.

این در حالی است که با وجود تشدید آتش جنگ از سوی آمریکا و تلفات بالای غیرنظامیان افغان ناامنی در افغانستان افزایش یافته است.

واشنگتن حقایق جنگ افغانستان را تحریف می‌کند

عضو ارشد اندیشکده «ویلسون» با اشاره به تناقض اظهارات مثبت مقامات آمریکایی درباره وضعیت جنگ افغانستان و گزارش‌های منفی نهادهای بازرسی این کشور گفت که آمریکا حقایق جنگ در افغانستان را تحریف می‌کند.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، با وجود اظهارات ژنرال «جان نیکلسون» فرمانده نیروهای آمریکایی و ناتو در افغانستان مبنی بر اینکه وضعیت جنگ در افغانستان به نفع نیروهای امنیتی افغان تغییر کرده است گزارش بازرسان آمریکایی اما با این اظهارات در تناقض قرار دارد.

این در حالی است که بازرسان وزارت دفاع، وزارت خارجه و اداره توسعه بین‌المللی آمریکا نیز به تازگی گزارشی را درباره وضعیت جنگ افغانستان و تاثیر این استراتژی به کنگره آمریکا ارائه کردند.

این گزارش با گذشت بیش از 9 ماه از اعلام استراتژی ترامپ و اظهارات اغراق‌آمیز فرماندهان نظامی آمریکا درباره وضعیت افغانستان پیشرفت واشنگتن را در این مدت «اندک» ارزیابی کرده است.

«مایکل کوگلمن» عضو ارشد اندیشکده «ویلسون» درباره این تناقض‌ها به «رویترز» گفت که مقامات نظامی آمریکا با توجه به مخاطبان خود در هنگام اظهارات عمومی انگیزه بسیار قوی دارند تا برای به حداقل رساندن نقاط منفی در جنگ افغانستان نقاط مثبت را برجسته کرده و حتی درباره آن اغراق کنند.

وی افزود: این جنگی است که بسیاری از آمریکایی‌ها از آن حمایت نمی‌کنند و حضور آمریکا در این کشور را نیز درک نمی‌کنند اما با این حال جنگ افغانستان همچنان ادامه خواهد داشت.

کشورهای عضو شانگهای از خاک افغانستان تهدید می‌شوند

دبیر شورای امنیت ملی روسیه با اشاره به افزایش ناامنی‌ها در افغانستان گفت که کشورهای عضو سازمان شانگهای از خاک این کشور تهدید می‌شوند.

به گزارش خبرگزاری تسنیم به نقل از «تاس»، «نیکلای پاتروشف» دبیر شورای امنیت ملی روسیه اظهار داشت که تهدیدات تروریستی متوجه کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای در درجه نخست و بطور عمده از خاک افغانستان سرچشمه می‌گیرند.

این مقام ارشد روس افزود: هر اقدام یک‌جانبه‌ای برای بهبود وضعیت در افغانستان با اعمال زور و نادیده گرفتن قوانین و اصول قوانین بین‌الملل ممکن است تنها به وخیم‌تر شدن وضعیت و ایجاد تهدیدات امنیتی بیشتر منجر شود.

پاتروشف در ادامه تاکید کرد که روسیه و دیگر اعضای این سازمان همواره از برقراری صلح و ثبات در افغانستان از طریق راه‌حل سیاسی و توسط افغان‌ها حمایت کردند.

وی با اشاره به نشست تاشکند و تاکید بر افزایش همکاری‌های چندجانبه برای برقراری صلح در افغانستان تصریح کرد، هر ابتکاری درباره افغانستان باید منافع کشورهای منطقه را مورد توجه قرار دهد و از تحمیل شرایط غیرقابل قبول بر افغانستان نیز جلوگیری کند.

پاتروشف در ادامه این اظهارات گفت: مسکو بر این اساس از پیشنهاد طرف چینی برای برگزاری دومین نشست گروه تماس در پکن حمایت می‌کند.

چندی پیش نیز «ضمیر کابلوف» نماینده ویژه پوتین در افغانستان به کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز درباره دفع حملات احتمالی داعش از شمال افغانستان هشدار داده بود.

افزایش همکاری روسیه، چین و هند پس از استراتژی تشدید جنگ ترامپ در افغانستان

در حالی که استراتژی ترامپ تشدید جنگ در افغانستان را در پی داشته و شعار مهار تروریسم آمریکا شکست خورده است، مقامات کشورهای چین، روسیه و هند بر لزوم افزایش همکاری‌ در افغانستان تاکید کردند.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، وزارت خارجه چین اعلام کرد که نشست مشورتی بین مقامات هندی، روسی و چینی در مسکو در سطح معاونان وزرا برای بررسی وضعیت افغانستان برگزار شده است.

در این نشست «کونگ شوان یو» معاون وزیر خارجه چین، «الکساندر وندیکتوف» دستیار دبیر شورای امنیت ملی روسیه و «راجندرکنا» معاون مشاور امنیت ملی هند درباره افزایش همکاری در افغانستان رایزنی کردند.

این در حالی است که افزایش ناامنی‌ها و مواضع آمریکا در مبارزه با گروه تروریستی داعش نگرانی روسیه، چین و سایر کشورهای منطقه را برانگیخته است.

مقامات هندی، چینی و روسی به لزوم همکاری با افغانستان در چارچوب سازمان همکاری‌های شانگهای برای حل بحران این کشور نیز تاکید کردند.

روز گذشته نیز «نارندرا مودی» نخست وزیر هند با پوتین رئیس جمهور روسیه در سوچی دیدار کرد. برخی از رسانه‌ها گزارش دادند که رهبران دو کشور در مورد افغانستان گفت‌وگو کرده‌اند.

پیش از این نیز «پانکاج ساران» نماینده ویژه هند در امور روسیه گفته بود که دهلی‌نو و مسکو اهداف مشترکی را در افغانستان دنبال می‌کنند.

با این حال، استراتژی آمریکا در افغانستان با شکست روبرو شده است و کشورهای منطقه به دنبال نقش آفرینی در حل بحران افغانستان هستند.

برخی از کارشناسان بر این باورند که همکاری روسیه، چین و هند در افغانستان می‌تواند ابتکار عمل در افغانستان را از دست آمریکا گرفته و به چندین دهه جنگ و ناامنی در این کشور پایان دهد.

افغانستان به‌سوی ثبات پیش نمی‌رود

به گزارش تاس، «سرگئی شویگو»، وزیر دفاع روسیه، در دیدار با «عبدالسلام عزیزوف»، همتای ازبک خود، گفت که وضعیت در افغانستان به‌سوی ثبات پیش نمی‌رود و این امر به گروه‌های تروریستی کمک می‌کند تا به کشورهای همسایه بروند.

به گفته شویگو، همکاری نظامی میان ازبکستان و روسیه، «کاملا ویژه و مهم» است.

وزیر دفاع روسیه گفت: «این همکاری، مهم‌تر از هر چیز دیگر، به خطرات و تهدیدهای مناطق مرزی ازبکستان مربوط می‌شود.»

وی افزود: «در این زمینه، نمی‌توان به تهدید فزاینده تروریسم بین‌المللی که از سوریه به دیگر کشورها، از جمله ازبکستان، کشیده می‌شود اشاره نکرد.»

وزیر دفاع روسیه در ادامه گفت: «نمی‌توانیم بگوییم که وضعیت در افغانستان امن‌تر و با‌ثبات‌تر شده است، آن هم در وضعیتی که گروه‌های ترویستی که از سوریه خارج می‌شوند اغلب به افغانستان می‌آیند. با توجه به این موضوع، بسیار مهم است که ارتش را به‌شکلی تمرین داد که بتواند در صورت لزوم از کشور دفاع کند.»

کوچ داعش از خاورمیانه به آسیای مرکزی، تهدیدی جدی برای منطقه

ایرنا :  با شکست تروریست های داعش در خاورمیانه ، بازیگران فرامنطقه ای با استفاده از اعتبارات پنهانی خاص حامیان خود، این گروه تروریستی را به سمت آسیای مرکزی سوق داده اند تا این منطقه از کشورهای اسلامی را نیز متشنج کنند.

سال ها است که برخی گروه های تروریستی در قالب گروه های فشار برخی بازیگران فرامنطقه ای سعی می کنندمنطقه تحت فعالیت خود را متشنج کنند، تنها به این دلیل که آنها راحت تر به اهداف خود این در مناطق خاص دست یابند.
از جمله مخوف ترین این گروه ها در دو دهه گذشته، گروه ترویستی القاعده به سرکردگی بن لادن معروف، گروه تروریستی الشباب در شاخ آفریقا، گروه ترویستی بوکوحرام در غرب آفریقا، طالبان در افغانستان، گروه های تروریستی جبهه النصره در سوریه است و همچنین خشن ترین آنها داعش هست که در عراق متولد شد.
پیش از این القاعده سعی کرد در دوره های مختلف مناطق مختلفی از جهان را تحت سلطه خود بگیرد، اما گروه تروریستی داعش که در عراق نضج گرفت، در سوریه رشد کرد و در عراق و سوریه توسعه و گسترش یافت، بعد از تجربه یک شکست سنگین در عراق و حتی سوریه به ویژه از دست نیروهای ایرانی، سعی کرد برای ادامه بقا و در واقع تامین منافع حامیان خود به برخی دیگر از مناطق جهان کوچ کنند.
از جمله اینکه این گروه تروریستی امروزه از شاخ آفریقا تا شرق افغانستان و آسیای مرکزی و نیز تا جنوب شرق آسیا ریشه دوانده و در حال آماده شدن برای جنگ های آینده در سرزمین های بیشتری از جهان اسلام است.
اخبار رسانه های بین المللی و منطقه ای از تحولات جنگ در عراق و سوریه حکایت از آن دارد که سرکردگان این گروه تروریستی تاکنون بسیاری از نیروهای خود را از شمال آفریقا (مغرب و تونس)، قفقاز (تاتارستان، چچن)، آسیای میانه (تاجیکستان و ازبکستان) و آسیای مرکزی (افغانستان و منطقه سینکیانک چین و ایغورها) تامین کرده است و در کنار آنها نیروهایی نیز از برخی دیگر از کشورهای عربی و اروپایی به چشم می خورند.
تروریست های داعش که طبق برآورد سازمان ملل از حدود 80 کشور جهان تامین نیرو می شوند، عمدتا اعراب منطقه خاورمیانه هستند و طبق اعلام آژانس مرکزی اطلاعات آمریکا (سیا) از میان 20 تا 32 هزار تن از افرادی که در این گروه‌ و گروه‌های مشابه در سوریه و عراق فعالیت می‌کنند، تقریبا نیمی از آنها عراقی یا سوری هستند و بقیه از کشورهایی چون عربستان، مغرب و تونس و تعداد قابل توجهی هم از کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز به آنها پیوستند.
اما حضور پر رنگ اتباع کشورهای آسیای مرکزی در جمع داعشیان به قدری برجسته هست که کارشناسان سیاسی از آنها به عنوان ‘شاخۀ خراسان داعش’ یاد می کنند.
سال گذشته در چنین ایامی بود که همین شاخه از داعش آشکارا مسوولیت اکثر حوادث خونین در کابل و شهرهای دیگر افغانستان را بر عهده گرفته بود، حوادثی که تاکنون صدها کشته و مجروح داشته است.
اگرچه به رغم دستگیری برخی از آنها در افغانستان، مقامات این کشور هنوز موضع گیری قاطعی در باره پدیده داعش در کشورشان از خود نشان نداده اند، اما آمار افراد دستگیر شده از این شاخه داعش در کشورهای آسیای مرکزی حاکی است که آنها به تدریج می روند تا به یک تهدید جدی برای کشورهای خواستگاه خود و کشورهای همسایه تبدیل شوند.
چون این دسته از داعشی‌هایی که بعد از شکست در سوریه و عراق مجبور به بازگشت به کشورهایشان شده‌اند، کینه بزرگی را در دل ذخیره کرده اند از اینکه چرا به خواسته های خود در عراق و یا سوریه نرسیده اند، لذا سعی می کنند تحقق این آمال را در زادگاه های خود جستجو کنند و در نهایت بتوانند مفری برای گشایش این عقده های سرکوفت شده را در نقاط دیگری از جهان پیدا کنند، ولو این نقطه کشور خودشان باشد و برای آنها بهتر که بتوانند این آرزوها را در زادگاه خودشان جستجو و محقق کنند.
گزارشات حاکی است که تعداد زیادی از اتباع آسیای مرکزی به ویژه شهروندان ترکمن و ازبک در داعش حضور دارند که اکثر این افراد به دلائل مختلفی از جمله برای بدست آوردن درآمد و یا افکار جهادی به سوریه و عراق رفته بودند.
اما نابودی سرفرماندهی این گروه تروریستی در این دو کشور خاورمیانه، موجب شد تا اوضاع این دسته از افراد که عمدتا در سال 2016 از کشور خود خارج شده بودند در طی یک سال اخیر، یعنی با پایان فعالیتشان در سوریه و عراق، در حالت بسیار وخامت باری قرار گیرد.
‘جفری فلتمان’ معاون دبیرکل سازمان ملل در امور سیاسی افغانستان و آسیای مرکزی سال گذشته براساس برآورد منابع امنیتی قزاقستان، آمار شهروندان این کشور در جمع داعش را کمترین تعداد نیروی شبه نظامی از کشورهای آسیای مرکزی در این گروه ترویستی ارزیابی کرده بود و گفته بود که تعدادشان به هزار نفر نمی رسد.
وی آن زمان تعداد شهروندان کشور فقیر قرقیزستان را حتی تا دو هزار نفر برآورد کرده بود که تعداد کشته شدگان و افرادی که از سوریه و عراق به وطنشان بازگشته‌اند را نیز جزو این آمار حساب کرده بود.
طبق اطلاعات موجود در مرکز اطلاعات سازمان ملل، آمار اتباع تاجیکستان و ازبکستان در داعش هر کدام بطور جداگانه تا به 2 هزار نفر نیز می رسید، هر چند که این آمار در گزارش‌های مختلف متفاوت نقل شده است و برخی مراجع بیش از تعداد را تایید می کنند.
به اعتقاد اکثر کار‌شناسان بیشترین شبه نظامیان عضو داعش از آسیای مرکزی، ازبک و ترکمن هستند ولی به دلیل موقعیت سیاسی این 2 کشور، تعداد اصلی اتباع مرتبط با داعش از این کشور‌ها همچنان مخفی نگاه داشته شده است.
برخی گزارشات حاکی است که بیشتر اتباع شبه نظامی قزاق و قرقیز پس از آغاز فعالیت نیروی هوایی روسیه در سوریه، از طریق خاک ترکیه به کشورهای خود باز گشته‌ و حتی تعدادی از آنها هنوز در ترکیه به سر می برند.
‘آندره سرنکو’ کارشناس آسیای مرکزی و افغانستان در یک اندیشکده روسی معتقد است که در میان این دسته از اتباع کشورهای آسیای مرکزی که به وطن خود بازگشته‌اند، به طور قطع اشخاصی وجود دارند که نه صرفا با هدف مالی، بلکه با انگیزه جهاد اعتقادی دست به چنین اقدامی زده بودند و بی تردید در آینده برای کشورهای خودشان نیز خطرناک محسوب خواهند شد.
بطور مثال، در اواسط خرداد ماه 1395 بود که نیروهای امنیتی قرقیزستان در استان ‘باتکن’ آن کشور، 3 نفر از اعضای داعش و اتباع این کشور را دستگیر کرده بودند که قصد انجام عملیات تروریستی در کشور خودشان را داشتند.
جستجو در اخبار کشورهای این منطقه، آمار قابل توجهی از عملیات های تروریستی داعش را نشان می دهد که جملگی حکایت از وخامت وضعیت امنیتی این کشورها از سوی گروه تروریستی داعش و به ویژه از ناحیه شهروندان این کشورها می کنند.
البته نباید فراموش کرد که بسیاری از اتباع کشورهای آسیای مرکزی که جوان هستند، بعد از شکست داعش و تقویت جبهه النصره، به آن گروه و در کل به القاعده نیز پیوستند تا از این طریق همچنان به افزایش توان رزمی و تقویت اعتقادات افراط گرایانه خود بپرداند، پس آنها همچنان خطری بالقوه برای کشورهای زادگاه خود نیز بشمار می روند.
صرف نظر از اینکه داعش به چه منبعی سیاسی و امنیتی و حتی مالی وصل است تا منافع آنرا تامین و تضمین کند، خطر این گروه امروزه در آسیای مرکزی که افغانستان نیز بخشی از آن است به شدت در حال افزایش است.
چون آنها طی چند ماه اخیر حملات تکان‌دهنده ای را در قزاقستان و افغانستان و به ویژه کابل و برخی ولایات دیگر آن راه‌اندازی کرده اند و گزارشات حاکی است که پایگاه‌ها و مراکز آموزشی و نظامی این گروه به ویژه در حوزۀ شمال افغانستان به شدت در حال گسترش است.
این درحالی است که کشورهای آسیای مرکزی از جمله افغانستان هنوز برنامه مدونی برای سرکوب آنها تدوین نکرده اند و حتی برخی رسانه‎‎ها خبر می دهند که این گروه تروریستی به تازگی طرح ‘جهاد نکاح’ را در ولایت های ننگرهار و جوزجان افغانستان راه اندازی کرده تا بهتر بتوانند از میان جوانان این منطقه یارگیری کند.
یعنی درواقع باید گفت که این گروه تروریستی آسیای مرکزی را نه به عنوان هدف اصلی بلکه یکی از هدف های بزرگ خود برای بازسازی و تقویت روحیه بعد از شکست در سوریه و عراق تعریف کرده است، چرا که این منطقه بخشی از شبکۀ عملیاتی گروه مشابه آن یعنی طالبان نیز هست.
این منطقه برای داعش از آن روی اهمیت دارد تا چنانچه شبکۀ حقانی، سازمان تروریستی القاعده و دیگر گروه‌های جنگ‌جو در افغانستان بخواهند در چتر گروه طالبان به فعالیت بپردازند، آنها نیز با در پیش گرفتن هدفی مشترک با آنها، بقای خود را در جهان ولو در نقطه دیگری غیر از سوریه و یا عراق تضمین کنند.
بنابراین، منطقه آسیای مرکزی با کوچ جدید داعش به آن با تهدید جدی روبرو است که نه تنها کشورهای منطقه، بلکه بازیگران فرامنطقه از جمله روسیه، چین، ایران و ترکیه را که دارای منافع تاریخی در این منطقه هستند، در معرض تهدید جدی قرار داده است.
این خطر زمانی برای کشورهای منطقه و بازیگران فرامنطقه ای آن اهمیت بیشتری می یابد که شهروندان 5 کشور آسیای مرکزی از منابع مهم استخدام اعضای گروه افراطی داعش هستند و حتی بارها مشاهده شده که آنها هنوز شبه نظامیان‌ را در برخی از مناطق قرقیزستان، تاجکستان و حتی در قزاقستان نه بطور مخفی، بلکه به طور علنی استخدام می‌کنند.
البته کشورهای آسیای مرکزی با علم به اهمیت برخی خطرها غیر از داعش، از مدت‌ها قبل برنامه‌هایی را در جهت حفاظت از امنیت کشورهای خود و به طور کلی امنیت منطقه‌ آغاز کرده‌اند و حتی شورایی را با عنوان ‘شورای همکاری‌های متقابل و اقدامات اعتمادسازی در آسیا  راه اندازی کردند.
آنها همچنین در قالب سیستم امنیت سازمان همکاری شانگهای در آسیای مرکزی و سازمان قرارداد امنیت دسته‌جمعی تلاش هایی را برای حفاظت از امنیت خود در این منطقه صورت داده اند.
ناگفته نماند که 4 کشور از 5 کشور آسیای مرکزی، عضو سازمان همکاری شانگهای و 3 کشور از این 5 کشور نیز از اعضای سازمان قرارداد امنیت دسته‌جمعی هستند و به همین دلیل اهداف این دو نهاد در حفاظت از امنیت آسیای مرکزی تفاوت زیادی با یکدیگر ندارد و سعی می کنند بدون هیچ اختلاف نظری به طور کامل با یکدیگر همکاری کنند.
اما از آنجایی که در سال‌های اخیر در این منطقه اقدامات تروریستی زیادی انجام گرفته است که امنیت آنرا مورد تهدید جدی قرار داده است، به ویژه اینکه منبع اصلی این اقدامات تروریستی نیز در خود این کشورها و به ویژه در شمال و شمال غرب افغانستان و همچنین در سرحد با پاکستان قرار دارد، بنابراین حفظ ثبات امنیتی کشور بای برای رهبران این کشورها که با برگزاری انتخاباتی توانستند ثبات سیاسی را بطور نسبی در کشور خود حفظ کنند، از مهم‌ترین دغدغه‌ها باشد.
از اینرو باید اذعان داشت که اگرچه کشورهای قدرتمند منطقه با راه اندازی این دو ائتلاف امنیتی مهم منطقه ای برای تامین اهداف سیاسی و اقتصادی خود به ویژه در قالب پیمان شانگهای بیکار نبوده اند، اما کشورهای منطقه آسیای مرکزی نیز باید بدانند چنانچه نتوانند همدلی این کشورهای قدرتمند صاحب منافع را برای تامین امنیت خود جلب کنند، بی تردید باید منتظر تبدیل شدن به ویرانه هایی چون عراق و سوریه، اما در نقطه ای دیگری از جهان باشند.
هم کشورهای منطقه و هم بازیگران و صاحبان منافع اصلی و تاریخی از این منطقه باید بدانند اگر برای تامین امنیت این منطقه از خطر گروه های تروریستی چون داعش جدیت به خرج ندهند، قافیه های سیاسی و اقتصادی را به رقبای خود که حامیان اصلی تروریست های داعش هستند، خواهند باخت.

وزیر خارجه آمریکا: شدید‌ترین تحریم‌های تاریخ را علیه ایران وضع می‌کنیم

مایک پومپئوحق نشر عکسREUTERS
Image captionسخنرانی مایک پومپئو اولین نطق مهم سیاست خارجی او بعد از رسیدن به مقام وزارت خارجه بود

مایک پومپئو، وزیر امور خارجه آمریکا، امروز دوشنبه ۲۱ مه (۳۱ اردییهشت) در اولین سخنرانی مهم سیاست خارجی خود در واشنگتن برای اعلام استراتژی تازه آمریکا در قبال ایران مدعی شد که توافق هسته‌ای به دلیل “نقایص مرگبارش” جهان را به خطر انداخته است.

او گفت آمریکا فشار بی‌سابقه مالی به ایران وارد خواهد کرد و هشدار داد که اگر ایران مسیرش را عوض نکند “شدیدترین تحریم‌های تاریخ” علیه این کشور وضع خواهد شد.

آقای پمپئو مدعی شد که ایران در دوره اجرای برجام نفوذ خود را در منطقه افزایش داده و این توافق “پول خون” در اختیار قاسم سلیمانی، فرمانده نیروهای برون‌مرزی سپاه پاسداران گذاشته است.

این سخنرانی با عنوان “بعد از توافق: یک استراتژی تازه برای ایران” در بنیاد هریتج واشنگتن و حدود دو هفته بعد از اعلام خروج آمریکا از توافق هسته‌ای ایران (برجام) برگزار شد.

وزیر امور خارجه آمریکا نیروی قدس سپاه پاسداران ایران را متهم کرد که به طور مخفیانه در داخل اروپا عملیات تروریستی انجام می‌دهد. او به زندانیان دوتابعیتی و خارجی در ایران اشاره کرد و گفت آمریکا تلاش می‌کند زندانیان آمریکایی را به خانه برگرداند.

او گفت ایران در طول اجرای برجام بزرگ‌ترین حامی تروریسم بوده و مدعی شد که از القاعده حمایت کرده است.

آقای پومپئو به طور خاص از حسن روحانی و محمدجواد ظریف به عنوان “چهره‌های منتخب” مردم ایران هم انتقاد کرد و آنها را هم به عنوان بخشی از حکومت ایران هدف حملات شدید خود قرار داد.

او گفت: “غرب غالبا رئیس جمهور روحانی و وزیر خارجه ظریف را از رژیم نابخرد، تروریست و همین طور از رفتارهای مخرب آن جدا ‘ می‌داند”

وزیر خارجه آمریکا با اشاره به این که غرب تصور می‌کند که این دو نفر باید رفتارهای آیت‌الله خامنه‌ای و قاسم سلیمانی را کنترل کنند، گفت: “با این که روحانی و ظریف رهبران منتخب هستند اما آیا بیشترین مسئولیت را برای مشکلات اقتصادی ندارند؟ ایا این دو نفر مسئول هدر دادن جان ایرانی‌ها برای گرفتن قدرت بیشتر در منطقه نیستند؟”

واکنش ایران

رئیس جمهور ایران در واکنش به سخنان تند آقای پومپئو درباره ایران گفت: “دنیا این منطق را نمی‌پذیرد آقایی که تا دیروز در مرکز جاسوسی بوده الان به عنوان وزیر خارجه آمریکا معرفی شده و می‌خواهد تعیین تکلیف کند… شما چه کاره هستی درباره ایران و جهان تصمیم بگیری؟”

آقای روحانی گفت مردم ایران “صدها بار این حرف‌ها را شنیدند و بی اعتنایی کردند.”

او موضع دولت فعلی آمریکا را تکرار سیاست‌های دوران ریاست جمهوری جورج بوش خواند و گفت حکومت آمریکا ۱۵ سال به عقب برگشته است.

جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران هم در پیامی در توییتر، آمریکا را متهم کرد که در سیاست های گذشته خود محبوس مانده است.

آقای ظریف در توییتر نوشت: ” دیپلماسی حقه بازی آمریکا صرفا بازگشت به عادت های گذشته است؛ آمریکا محبوس در توهمات و سیاست های شکست خورده ای است که از سوی گروه هایی با منافع خاص دیکته می شود، همان انتخاب های غلط را تکرار می کند و به تبع آن همان نتایج زیان بار را برداشت خواهد کرد.”

آقای ظریف همچنین بر ادامه مذاکرات ایران با دیگر امضاکنندگان برجام درباره “راهکارهای برجام بعد از آمریکا” خبر داد.

سخنان پومپئو؛ نوعی اعلان جنگ اقتصادی علیه ایران

مایک پمپئوحق نشر عکسGETTY IMAGES
Image captionاستراتژی جدید آمریکا در برابر ایران موضوع نخستین سخنرانی وزیر خارجه جدید آمریکا بود

سخنرانی مایک پومپئو، وزیر امور خارجه آمریکا درباره ایران مانند اعلام جنگ به این کشور با استفاده از تمام توان اقتصادی ایالات متحده بود.

آقای پومپئو در سخنان روز دوشنبه خود عملا از ایران خواست که ابتدا تسلیم خواسته های آمریکا شود و سپس به پای میز مذاکره بیاید.

پیام آقای پومپئو این بود که ایالات متحده دیگر قادر به تحمل ایران در وضع کنونی آن نیست.

وزیر امور خارجه آمریکا دوشنبه در واشنگتن در نخستین سخنرانی عمومی خود درباره استراتژی جدید آمریکا در برابر ایران صحبت کرد.

به گفته مایک پومپئو آمریکا برای تغییر رفتار ایران در پی اعمال فشار مالی بی سابقه بر این کشور است و هشدار داد اگر ایران مسیرش را عوض نکند “شدیدترین تحریم‌های تاریخ” علیه این کشور وضع خواهد شد.

آقای پومپئو در سخنان خود همچنین تاکید کرد دولت دونالد ترامپ قصد ندارد درباره توافقنامه هسته ای مذاکره کند و از شرکای اروپایی آمریکا هم خواست در کنار ایالات متحده بایستند.

مایک پومپئو گفت: “آنها باید تصمیم شان را بگیرند (اروپایی ها) … آنها می دانند ما کجا ایستاده ایم.”

به نظر می رسد که منظور آقای پومپئو از این سخنان این است که اروپایی ها در برخورد با ایران یا در کنار آمریکا خواهند بود یا علیه آن.

حالا نوبت اروپایی هاست که تصمیم گیری کنند.

آنها امیدوار بودند که توافقنامه هسته ای را بدون حضور آمریکا حفظ کنند و راه را برای بهره بردن ایران از آن و ادامه مراودات تجاری شرکت های اروپایی با این کشور باز نگه دارند.

امکان ادامه این سیاست اروپایی ها در صورت به راه افتادن جنگ تمام عیار اقتصادی آمریکا علیه ایران امکانپذیر نخواهد بود.

به نظر نمی رسد که هیچ شرکت تجاری اروپایی به طور منطقی بخواهد در چنین شرایطی در ایران سرمایه گذاری کند.

از سوی دیگر، ایران گزینه های زیادی برای مقابله با این شرایط ندارد.

تندروها در ایران مدت هاست که خواهان انتخاب مسیری مانند مسیر کره شمالی هستند که پس از خروج از پیمان منع گسترش تسلیحات هسته ای و ساخت و آزمایش سلاح اتمی از موضع برتری به مذاکرات با آمریکا برگشت.

اما این گزینه ممکن است اتحادیه اروپا را در کنار آمریکا قرار دهد، شرایط ایران را سخت تر کند و بقای جمهوری اسلامی را به خطر بیاندازد.

معاون ارشد وزارت داخله افغانستان ‘برکنار شد’

مراد علی و اختر ابراهیمیحق نشر عکس.
Image captionمراد علی مراد (راست) و اختر رحیمی

یک منبع از ارگ ریاست جمهوری افغانستان به بی‌بی‌سی گفت ژنرال مراد علی مراد، معاون ارشد وزارت داخله افغانستان از سوی محمد اشرف غنی، رئیس جمهوری افغانستان برکنار شده است.

این منبع همچنین گفت اختر ابراهیمی، فرمانده حفاظت ریاست جمهوری افغانستان به جای آقای مراد تعیین شده است.

دلیل برکناری آقای مراد تاکنون رسما اعلام نشده، اما حدود یک ماه پیش شماری از رسانه‌های داخلی گزارش دادند که پس از وقوع انفجار در ورودی مرکز توزیع شناسنامه در غرب کابل که حدود ۷۰ نفر کشته بر جا گذشت، محمد اشرف غنی، رئیس جمهوری افغانستان، تصمیم گرفت تا مراد علی مراد را برکنار کند.

اما منابع دیگری در آن زمان گفتند که تصمیم برکناری ژنرال مراد پیش از آن رویداد گرفته شده بود و علت آن را افزایش اختلاف میان ویس احمد برمک، وزیر داخله و ژنرال مراد گفتند.

در زمان انفجار شمار زیادی از مراجعه کنندگان برای گرفتن شناسنامه در بیرون از ساختمان، در صف ایستاده بودند.گروه موسوم به دولت اسلامی یا داعش مسئولیت این حمله را برعهده گرفت.

آقای مراد ژنرال چهارستاره است و در سال ۱۳۳۸ در ولسوالی لعل و سرجنگل ولایت غور متولد شده است.

او تحصیلات نظامی خود را در دانشگاه نظامی کابل به پایان رسانده است و در پست‌های نظامی متفاوت از فرماندهی قول اردوها/سپاه‌ها گرفته تا معاونت ستاد ارتش افغانستان ایفای وظیفه کرده است.

نشر خبر برکناری او یک ماه پیش با واکنش‌های مختلف در شبکه‌های اجتماعی رو به رو شد. اگر چه شماری از این کار استقبال کردند اما شماری تاکید دارند که آقای مراد تنها مقصر انفجار در غرب کابل نیست و چرا در رویدادهای مشابه با مقامات عالی‌رتبه نظامی دیگر برخورد مشابه نشده است.

رویترز : خروج آمریکا از برجام پروژه چابهار را به خطر انداخته است

چرا بندر چابهار برای افغانستان، ایران و هند مهم است؟

خبرگزاری رویترز در گزارشی نوشته که خروج آمریکا از توافق هسته‌ای ایران و اعمال تحریم‌های مجدد اقتصادی علیه این کشور، پروژه چابهار را در معرض خطر قرار داده است.

رویترز نوشته این در حالی است که تقویت اقتصاد افغانستان یکی از اهداف کلیدی آمریکا برای پایان دادن به طولانی‌ترین ماموریت خارجی‌اش است.

افغانستان، هند و ایران سال گذشته موافقتنامه سه جانبه چابهار را امضا کردند که بر مبنای آن افغانستان و هند می‌توانند مبادلات تجاری‌شان را از طریق بندر چابهار ایران انجام دهند.

بندر چابهار در ساحل شمالی دریای عمان و در امتداد تنگه هرمز، در امیدهای هند برای گشایش مسیر حمل‌ونقل به آسیای مرکزی و افغانستان و دور زدن پاکستان، رقیب اصلی‌اش نقش بزرگی بازی می‌کند.

رویترز نوشته این تصمیم آقای ترامپ حالا نه تنها به وابستگی افغانستان به پاکستان پایان نمی‌دهد، بلکه تلاش واشنگتن برای فراهم سازی زمینه صلح در افغانستان را تضعیف خواهد کرد که بخشی از آن اعمال فشار به پاکستان به منظور از بین بردن پناهگاه‌های امن “تروریست‌ها” در خاک این کشور است.

چابهارحق نشر عکسIRIB

هند پس از توافق هسته‌ای بین ایران با قدرت‌ها‌ی جهانی (برجام) که به لغو یا تعلیق تحریم‌های مرتبط با برنامه اتمی منجر شد، ۵۰۰ میلیون دلار برای تسریع توسعه این بندر اختصاص داد.

رویترز گزارش داده که حالا این تصمیم دولت آمریکا بانک‌ها را در شرایط دشواری قرار داده که ممکن است با توجه به پیامدهای معاملات آنها با ایران از سرمایه‌گذاری در پروژه چابهار دست بردارند.

یک دیپلمات ارشد هندی به رویترز گفته است: “تصمیم رئیس جمهوری ترامپ ما را دوباره به نقطه آغاز این پروژه قرار داده و باید شرایط این قرارداد بازنگری شود.”

او افزود: “پروژه چابهار می‌تواند راه تجارت هند، ایران و افغانستان را تغییر دهد، اما در حال حاضر همه چیز در وضعیتی نامطمئن قرار دارد.”

یک منبع نزدیک به پروژه چابهار به رویترز گفته که در حال حاضر حداقل سه قرارداد برای ساخت زیربنای این بندر به تأخیر انداخته شده و همچنین، دو شرکت چینی و یک گروه فنلاندی در حال تعطیل شدن هستند. “بانکداران هم قبل از تأیید تضمین‌ها، خواهان وضوح موضع واشنگتن هستند”.

عتیق‌الله نصرت، رئیس عامل اتاق تجارت و صنایع افغانستان، به رویترز گفته کشورش هنوز نمی‌داند پس از خروج آمریکا از برجام به پروژه چابهار چه اتفاقی خواهد افتاد. “ما تا هنوز هیچ چیزی در این مورد نشنیده‌ایم، بنابراین، باید صبر کنیم و ببینیم چه اتفاقی می‌افتد.”

در نوامبر سال گذشته، نخستین محموله گندم هند از طریق بندر چابهار ایران به افغانستان رسید. این محموله ۱۵ هزار تنی براساس همکاری‌های استراتژیک این سه کشور از بندر چابهار به افغانستان انتقال یافته بود.

دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکاحق نشر عکسREUTERS
Image captionدونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، هنگام خروج از توافق هسته‌ای به تندی از حکومت ایران انتقاد و اتهام‌های تندی را علیه آن مطرح کرد

حدود دوهفته پیش آقای ترامپ رسما کشورش را از توافق هسته‌ای میان ایران و شش قدرت جهانی خارج کرد. او فرمانی را امضا کرد که بنا بر آن تحریم‌های هسته‌ای ایران که بر اساس برجام تعلیق شده بود، طی یک دوره زمانی برمی‌گردد.

حسن روحانی، رئیس جمهور ایران، گفت که با وجود خروج آمریکا از توافق هسته‌ای، ایران فعلا از آن خارج نخواهد شد تا پیامدهای تصمیم آمریکا را ارزیابی کند.

Sarzamine Aryan - سرزمین آریان © 2016