اخبار فوری جهان : بلـخ و ارگ بـه کـجا رسیـدنـد؟ یخ روابط آب شد، سمرقند و بخارا چشم انتظار تاجیک ها

 

بلـخ و ارگ بـه کـجا رسیـدنـد؟یخ روابط آب شد، سمرقند و بخارا چشم انتظار تاجیک ها

ماندگار : در حالی که براساس برخی گزارش‌ها توافق‌هایی میان عطا محمد نور رییس اجرایی جمعیت اسلامی و تیم ارگ به جود آمده، اما تا هنوز جزییات این توافق‌ها به صورت روشن معلوم نیست ولی در مورد اینکه شخص آقای نور موفق شده است، انحصار طلبی ارگ را به صورت واضح به چالش مواجه کند، هیچ کسی انکار کرده نمی تواند. سرانجام ارگ متوجه شد که نمی‌تواند به هر توافقی پشت پا زند و قدرت را به صورت انحصارگرایانۀ که حقوق دیگر شهروندان این کشور را ساقط سازد، از آن خود کند. این حرکت با هر انگیزۀ که شروع شده باشد ولی پیامدهای آن برای دموکراسی نوپای افغانستان و عدالت طلبی بدون شک می تواند نقطۀ عطف تازۀ به شمار رود.
آقای نور واقعا در این میدان توانست که یک بار دیگر قدرت مردمی را به نمایش بگذارند. ارگ تلاش‍‌های پیگیرانه و بسیار خطرناکی را به هدف انحصار کامل قدرت آغاز کرده بود. این تلاش‌ها حتا می توانست تا لشکرکشی و حذف افراد و شخصیت‌های مهم نیز بینجامد ولی حمایت‌های مردمی از این جریان در کل هدف‌های تمامیت خواهان را بی نتیجه گذاشت. ارگ همین‌طور تلاش داشت که اگر از راه های که انتخاب کرده نتواند به هدف‌های خود در بلخ و دیگر مناطق افغانستان دست پیدا کند، برنامه جنجال برانگیز شناسنامه‌های الکترونیکی را نیز هم زمان به راه انداخت تا بتواند از این طریق میان مخالفان سیاسی خود که با یک دیگر نزدیک شده بودند، اختلاف ایجاد کند.
اما از سوی دیگر نباید به توافق‌های فعلی دل خوش کرد و نسبت به اقدام های تمامیت خواهان غفلت ورزید. ارگ به آسانی و ساده گی نمی‌خواهد که حقوق دیگر ساکنان این کشور را به رسمیت بشناسد و به همین دلیل از هر خلا و غفلتی می‌تواند استفاده ببرد. وضعیت جنرال دوستم معاون اول ریاست جمهوری که از ماه به این سو در تبعید به سر می‌برد، می‌تواند از حربه‌های تازه ارگ در حفظ تمامیت خواهی اش به شمار رود. ارگ ماه هاست که توانسته جنرال دوستم را در تبعید ناخواسته نگه دارد و خلاف تمام موازین حقوق بشری مانع برگشت او به کشورش شود. بحث برسر گذشته و یا عملکردهای جنرال دوستم نیست؛ بل بر سر حقی است که از او ظالمانه گرفته شده است. او هرکسی که باشد با هر گذشته و حالی به عنوان شهروند افغانستان حق دارد به خارج کشور سفر کند و هر وقت خواست دوباره به کشورش برگردد. این حق فقط زمانی سلب شدنی است که دادگاه غیرجانبدار در این رابطه حکم صادر کرده باشد. اما آقای دوستم از مدت‌های مدیدی در تبعید به سر می‌برد و حالا حتا نزدیک ترین افراد حزبش نیز نسبت به او حرفی نمی زنند. این خاموشی و سکوت خطرناک است و می تواند نشان دهنده سه مساله باشد. یک این‌که هوادران و شخصیت‌های برجسته حزب او به جناح ارگ پیوسته اند و در برابر چوکی و پول رهبر خود را معامله کرده‌اند. دوم، این که ارگ در پی آن است که از جنرال دوستم یک بار دیگر به عنوان ابزار سیاست‌های اختلاف‌انگیزاش استفاده کند و به همین دلیل او را وادار به خاموشی کرده است و سوم، این که واقعا جنرال دوستم دیگر نمی‌خواهد که به عنوان معاون اول ریاست جمهوری و یا سیاست مدار وارد افغانستان شود. برخی گزارش‌ها می رساند که ارگ ماه ها با استفاده از مساله مکتب های افغان- ترک توانست آقای دوستم را در تبعید نگه دارد و حالا نیز برخی گزارش‌ها می رساند که سپردن مدیریت مکتب‌های افغان- ترک به کشور ترکیه در پی یک معامله با سران این کشور صورت گرفته تا از آمدن جنرال دوستم به کشور جلو گیری شود.
هرچه که باشد چه معامله و چه توافق می‌تواند برای آینده سیاسی ازبیک تباران و شخص جنرال دوستم پیامدهای خوشایندی در پی نداشته باشد. برخی رهبران جمعیت اسلامی و از جمله صلاح الدین ربانی و عطا محمد نور ضمن این که موقعیت‌های حقوقی تعریف شدۀ در جمعیت اسلامی و دولت افغانستان دارند اما در عین حال در ایتلاف عالی نجات افغانستان نیز که جنرال دوستم نیز از اساسگذاران و رهبران آن است، عضویت دارند و باید در مورد سرنوشت و آینده او بیندیشند. حتا جمعیت می‌تواند بخشی از توافق‌های خود با ارگ را به سرنوشت جنرال دوستم گره بزند؛ چون رسیدن توافق به صورت انفرادی می‌تواند برای ارگ فرصت‌هایی را برای سبوتاژ توافق‌ها فراهم سازد. به این معنا که حالا با آقای نور و جمعیت به تنهایی به توافق‌هایی برسد و بعد با جنرال دوستم به تنهایی. در حالی که خود عملا در میان این دو جناح آسیب دیده از سیاست‌هایش ایجاد اختلاف و شکاف کرده است. فراموش نکنیم که سیاست کهنۀ به جان انداختن احزاب و جریان‌های سیاسی از ابرازهای مطمین ارگ و تمامیت خواهان در طول سال های گذشته بوده و با این ابزار توانسته که موفقیت‌های زیادی را نیز از آن خود سازد. چه در زمان آقای کرزی و چه حالا این سیاست بخشی از استراتژی کلان ارگ در مقابل اصلاح طلبان و جریان های مخالف اش بوده است. اما آقای نور باید درک کند که آقای غنی در بحث مذاکره و گفت و گو بدون هیچ ضمانت اجرایی می تواند بلخ را با مشکل مواجه سازد. زیرا تجربه نشان داده است که این توانایی را دارد که طرف های مخالف سیاسی اش را به تعهداتی بکشاند و تعهداتی را برای شکل یافتن یک سامان و تیم سیاسی شکل بدهد اما وقتی به هدف رسید از عملی شدن آن سر باز زند. بنابرین حالا والی بلخ در یک آزمون بسیار مهم قرار گرفته است. دیده شود چه می‌شود.

 

طالبان از علمای افغانستان خواست در کنفرانس مذهبی اندونزی شرکت نکنند

به گزارش شفقنا به نقل از رویترز، درحالیکه طالبان پیشتر از امکان صلح در افغانستان و گفتگو با حکومت مرکزی کابل سخن گفته بود، امروز شنبه از علمای این کشور خواست در اجلاس علمای سه کشور افغانستان، پاکستان و اندونزی که قرار است در جاکارتا برگزار شود، شرکت نکنند. طالبان برگزارکنندگان این اجلاس را متهم کرده قصد دارند حضور اشغالگران در افغانستان را موجه و قانونی جلوه دهند.

گفتنی است کنفرانس علمای اسلامی به پیشنهاد رییس‌جمهور اندونزی و با هدف نفی تروریسم جهادی در افغانستان در ماه جاری میلادی برگزار خواهد شد. نام این نشست مذهبی « جهاد مخفی در افغانستان، خونریزی غیرقانونی» خواهد بود.

 

یخ روابط آب شد، سمرقند و بخارا چشم انتظار تاجیک ها

ایرنا – بعد از دو دهه دوری دو ملت همسایه تاجیک و ازبک، رئیس جمهوری ازبکستان به تاجیکستان رفت و یخ روابط دو کشور آب شد و دشمنی ها به دوستی گرایید. اکنون تاجیک ها می توانند با خیالی آسوده به سرزمین اجدادی فارسی زبان خود در سمرقند و بخارا رفت و آمد کنند.

بیشتر تحلیلگران و منابع خبری هر دو کشور،این سفر دو روزه را که از دیروز آغاز شد و همچنین ملاقات امامعلی رحمان و شوکت میرضیایف روسای جمهوری تاجیکستان و ازبکستان را رخدادی تاریخی عنوان می‌کنند و می‌گویند، این تحولات بیشتر از هر چیز به منفعت هر دو کشور است .
تا دو سال پیش که اسلام کریم اف رئیس جمهوری ازبکستان بود روابط دو کشور به پایین ترین شکل ممکن رسیده بود بطوری که گاهی دو کشور همدیگر را در مورد مسائل مرزی و آب تهدید به جنگ می کردند اما با مرگ این یکه تاز قدرت و جانشینی شوکت میرضیایف ورق برگشت ، همه چیز متحول شد و روابط دو کشور به گرمی گرایید.
تحلیلگران دیدار دو رئیس جمهوری را نقطه عطف گرم شدن روابط دو کشور می دانند و از نتیجه سفر شوکت میرضیایف ، رئیس جمهوری ازبکستان به تاجیکستان و امضای 27 توافقنامه همکاری میان دوشنبه و تاشکند، استقبال می‌کنند.

**نگاهی به توافقات کلیدی دو رئیس جمهوری
یکی از توافقات کلیدی سفر شوکت میرضیایف رئیس جمهوری ازبکستان به تاجیکستان لغو سفر بدون روادید به کشورهای یکدیگر به مدت 30 روز است.
توافقنامه لغو روادید سندی است، که مردم دو کشور مدتها چشم انتظار آن بودند و بعد از تصویب مجالس دو کشور اجرایی خواهد شد.
برخی این توافق را «سرنوشت ساز عنوان کرده و آن را جزو دستاوردهای مهم مذاکرات مقامات عالی رتبه می دانند.
یکی دیگر از از توافقات کلیدی سفر شوکت میرضیایف، رئیس جمهوری ازبکستان به تاجیکستان کمک به احداث نیروگاه برقابی «راغون» است. طرحی، که در زمان حکومت اسلام کریم اف، ازبکستان همواره با احداث آن مخالف بود اما اکنون ازبکستان علاقه‌مند احداث این نیروگاه است چرا که این طرح، منفعت منطقه را در پی خواهد داشت.

**اهمیت منطقه ای سفر
توافقات حاصل شده میان رهبران تاجیکستان و ازبکستان نه تنها به نفع هر دو کشور همسایه محسوب می شود، بلکه برای رشد منطقه آسیای مرکزی مهم ارزیابی شده است. با کند و کاوی در رسانه های تاجیکستان مشخص می شود که حتی منتقدان امامعلی رحمان هم این اقدام را پذیرفتند و از آن حمایت کردند.
آنچه در ازبکستان در این اواخر اتفاق افتاد نشان داد حرف و عمل میرضیایف یکی از آب درآمده است و حتی خود میرضیایف به این نتیجه رسیده است که کشورش بدون کشورهای همسایه نمی تواند ترقی کند.
در پی برقراری روابط حسنه میان ازبکستان باکشورها همسایه ، مرزهای تاجیکستان و ازبکستان و قرقیزستان و قزاقستان باز و نه تنها رفت و آمد آزاد شد ، بلکه روابط تجاری هم گسترش پیدا می‌کند.
با بازشدن مرزها، ازبکستان این امکان را خواهد یافت که برای محصولات تولیدی خود بازارهای جدیدی در منطقه پیدا کند و از سوی دیگر، با باز شدن مرزها ، گردشگری در مکانهای تاریخی ازبکستان تقویت می شود، به خصوص، تاجیکان، علاقه شدیدی به سمرقند و بخارا داشته و می‌خواهند که به آنجا در رفت و آمد باشند.
استان های تاجیک نشین سمرقند، بخارا، سرخان دریا و بخشی از وادی فرغانه در قدیم متعلق به تاجیکستان بوده است اما در تقسیم قلمرو آسیای مرکزی در دهه 1920 میلادی توسط دولت شوروی به ازبکستان واگذار شد و این مناطق فارسی زبان از آن موقع تاکنون از سرزمین آباد و اجدادی خود دور مانده اند.
برقراری روابط گرم برای تاجیکستان هم مفید است چون در مقابل می‌تواند از راههای زمینی و هوایی و راه آهن ازبکستان با دیگر کشورهای جهان ارتباط برقرار کند و هزینه این بخش را کاهش دهد.
در حال حاضر تاجیکستان تا حدودی در انزوای ارتباطی قرار دارد و سفر صدها هزار شهروند مهاجرش به دیگر کشورها، به خصوص روسیه با مبلغ هنگفت صورت می گیرد.

**رحمان سفر همتای ازبک خود را تاریخی خواند
امامعلی رحمان رئیس جمهور تاجیکستان در اظهارات مطبوعاتی خود سفر شوکت میرضیایف به تاجیکستان را ‘تاریخی’ خواند و گفت که «ما به توافقی تاریخی با ازبکستان دست یافتیم».
او همچنین گفت، که قصد دارند، حجم داد و ستد میان دو کشور را در آینده تا یک میلیارد دلار افزایش دهند. رئیس جمهوری تاجیکستان مرز دو کشور را ‘سرحد دوستی’ نامید و گفت که به توافق رسیدند، که از منابع عظیم آب دریاچه سریز برای رشد دو کشور استفاده کنند.
شوکت میرضیایف رئیس جمهوری ازبکستان نیز در این نشست خبری گفت: «سفرم از آن جهت تاریخی است که هیاتهای دو کشور همه مسائل فی مابین را حل کردند. اگر از من سؤال کنید، که حتی یک مسئله حل نشده باقی مانده یا نه، من دقیقا می‌گویم، که نه» .
میرضیایف در یکی از جلساتش با امامعلی رحمان نیز گفت که وقتی از خیابانهای دوشنبه می‌گذشتم، از چشمان مردم می‌خواندم، که مردم تاجیک تشنه گرم شدن روابط با ازبکستان هستند.
به گفته میرضیایف، گرم شدن روابط تاجیکستان و ازبکستان در یک سال گذشته ثمره زحمتهای رؤسای دو کشور است که در چندین جلسه ملاقات و گفت و گو، مشکلات جمع شده در طول سالهای گذشته را بررسی و راه حل آن را پیدا کردند.
مقامات دو کشور می‌گویند، در مقایسه با سال 2015، که تبادل مالی و تجاری دو کشور چیزی در حدود 12 میلیون دلار بود، سال 2017 به بیش از 126 میلیون دلار افزایش یافت و توسعه همکاری بر اساس توافقنامه های جدید می‌تواند تجارت و همکاریهای اقتصادی بین دو همسابه را باز هم گسترش دهد.
در 25 سال رهبری اسلام کریف رئیس جمهوری سابق ازبکستان روابط با همسایه‌‌ها، از جمله تاجیکستان خیلی سرد شد و میزان همکاریها هم کاهش یافت. طی یک و نیم سال گذشته یخ مناسبتها میان تاشکند و دوشنبه تا حدی آب شد و دو طرف به افتتاح گذرگاههای بسته ، برگزاری روزهای فرهنگ و پرواز هواپیماها و عبور قطارها از مرز یکدیگر پرداختند.

 

چین در آسیای مرکزی؛ از همگرایی‌های سیاسی تا بازی‌های اقتصادی

به گزارش خبرگزاری فارس، «الکساندر کنیازاف» پژوهشگر و کارشناس اسیای مرکزی در تحلیلی اتحاد چین با افغانستان و پاکستان و تاجیکستان را مورد بررسی قرار داده است.

در این تحلیل آمده است: اخیرا مذاکرات «رمضان رحیم زاده» وزیر کشور تاجیکستان و هیئت همراه وی در «پکن» با «گوشن کنیا» وزیر امنیت عمومی چین انجام شد.

همزمان چین مذاکرات سه جانبه‌ای را با مدیران کمیسیون مبارزه با تروریسم تاجیکستان و پاکستان با محوریت امنیت در «دوشنبه» انجام داد.

پس از این مذاکرات رئیس ستاد ارتش آزادی بخش چین «فان فن خوی» به «کابل» پرواز کرد.

مشخص است که ماهیت این مذاکرات هماهنگی سیاسی یا اقدامات پلیسی نبوده  زیرا دیدارها در سطوح اداری و مدیریتی انجام شده و به هیچ ارتشی مربوط نمی‌شود.

نقش برجسته رئیس ستاد ارتش گواه بر برنامه‌هایی با استفاده از نیروهای مسلح در  راستای اهداف مورد نظر است.

در میان این اهداف مبارزه با تروریسم، افراط گرایی، جدایی طلبی، جرایم بین المللی، قاچاق موارد مخدر و قاچاق غیر قانونی اسلحه نیز بوده که منجر به تشکیل مرکز مشترک ضد تروریستی در دوشنبه شد.

تلاش برای ایجاد مرکزی مشابه ولی با ماهیت سیاسی توسط روسیه نیز انجام شده است.

در سال‌های 2012-2009 چندین ملاقات با حضور رؤسای جمهور روسیه، تاجیکستان، پاکستان و افغانستان انجام شد که فرمت همکاری مبنی بر تصمیم‌گیری‌های امنیتی در جهت کاهش نیروهای نظامی آمریکا و آیساف از افغانستان بود.

با این حال این تلاش عمدتا در حد اطلاعیه بود و پیاده سازی آن در حوزه‌های اقتصادی و نظامی و همکاری‌های ضد تروریستی انجام نشد.

«مسکو» طرح‌های لازم را ارائه نداد و به تبع آن طرح‌ها و برنامه‌ها از طرف کشورهای همسایه افغانستان مثل ایران و ازبکستان و ترکمنستان نیز ارائه نشد و در نتیجه هر گونه تلاش برای نفوذ در درگیری‌های افغانستان بی اثر باقی ماند.

حالا به نظر می‌رسد که پکن به درک درستی از واقعیت تأمین امنیت منطقه رسیده و بنابراین تلاش می‌کند که با رهبری نظامی خودش ثبات و امنیت منطقه را تأمین نماید که هم حافظ منافع خود چین باشد و هم تأثیر جهانی ایجاد کند.

ناگفته نماند که سیاست چین در رابطه با افغانستان و همسایگان این کشور در یک راستا است.

تلاش بر تأثیر گذاری وضعیت منطقه از نوامبر سال 2014 آغاز شده است یعنی زمانیکه قرارداد سه جانبه‎ای با حضور چین- پاکستان و افغانستان بسته شد.

این قرارداد مبنی بر تأمین امنیت گشت مرزی منطقه «واخان» از ولایت بدخشان افغانستان و احداث جاده از چین به ایران بود ولی این نقشه و توافق محقق و عملی نشد ضمن اینکه همزمان فعالیت‌های تروریستی در بدخشان و قندوز و شمال غرب افغانستان نیز آغاز گردید و ساخت جاده عملا غیر ممکن شد.

بی ثباتی داخلی تاجیکستان چین را نگران کرده بود و پکن فقط به فرم‌همکاری دوجانبه در جهت حفاظت از طرح‌های اقتصادی در جمهوری تاجیکستان بسنده کرد.

به نظر می‌رسد که چین متوجه شده که درباره مشکلات این‌گونه نباید به صورت محلی تصمیم گیری شود و باید در سطوحی وسیعتر و تخصصی‌تر و استفاده مستقیم از نیروهای مسلح باشد.

در راستای فعالیت بیشتر کشورهای یاد شده، پکن مسائل ژئوپلیتیکی را بیشتر مورد توجه قرار داد.

گسترش فعالیت هند در زمینه نظامی در افغانستان در حالی که توافق‌های زیادی را با واشنگتن و «لندن» دارد، به هیچ وجه در جهت منافع چین نیست.

اگر از این نقطه نظر به موضوع نگاه کنیم حمله پر سرو صدای طالبان به کنسولگری هند در «مزار شریف» در اوایل ژانویه سال جاری و متعاقب آن حمله به سرکنسولگری هند در «جلال آباد» در مارس بی منظور نبوده است.

بر کسی پوشیده نیست که «اسلام آباد» و سیستم نظامی وی نه تنها فرصت‌های قابل توجهی در جهت کنترل طالبان بلکه دیگر گروه‌های مشابه در افغانستان دارند.

یکی دیگر از انگیزه‌های چین نفوذ به منطقه نظامی و سیاسی است که روسیه در آن حضور دارد.

دوشنبه به دنبال آلترناتیوی برای نفوذ مسکو بود و ناخواسته به برخی از نقطه نظرهای نامطلوب پکن عمل کرد مثل درگیری با ایران به دلیل حضور «محی الدین کبیری» رهبر حزب نهضت اسلامی در کنفرانس اسلامی «تهران» یا تلاش برای یافت شرکایی در عربستان.

از سوی دیگر داشتن موقعیت ناظر برای افغانستان این امکان را به چین می‌دهد تا در سازمان شانگهای به مسائل غیر اقتصادی بپردازد.

مخالف این طرح روسیه است که با حضور هند در سازمان شانگهای موافق است و در دراز مدت با حضور ایران موافقت می‌کند.

برنامه ریزی برای ایجاد تشکل جدید با حضور چین، پاکستان، افغانستان و پاکستان همچنان در سطح گسترده‌ای در مذاکرات در رابطه با موضوع افغانستان مورد بحث قرار می‌گیرد.

همزمان ممکن است مذاکرات بی تأثیر و بی ثمری بین کابل و طالبان با مشارکت چین و آمریکا و پاکستان انجام گیرد.

بازیگران سیاسی باید متوجه باشند که چین در نظر دارد و به طور فعال تلاش می‌کند که با سیستم خود توازن امنیتی را در منطقه ایجاد نماید.

مخالفین این کار گروه جدید می‌تواند روسیه، آمریکا، ایران، پاکستان و افغانستان باشند که با حضور چین گروه 1+6 را تشکیل می‌دهند.

با ظهور این گروه جدید علاقمندان به کنفرانس بین المللی برلین درباره بررسی موضوع افغانستان سخن خواهند گفت.

بنابراین سیاست چین در منطقه وارد فضا و اتمسفر جدیدی می‌شود که فراتر از مفهوم سیاست خارجی است و مبنی بر «اجتناب از استفاده ارتش در خارج از کشور» می‌باشند.

توسعه اقتصادی به ناچار مستلزم حمایت نظامی است که بدون شک باید حضور مسکو و منافع مهم حیاتی آن را در منطقه در نظر گرفت.

 

داعش در افغانستان حضور دارد/ در هیچ جنگ نیابتی شرکت نخواهیم کرد

به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در اسلام‌آباد،«خواجه محمد آصف» وزیر امور خارجه پاکستان در سخنرانی برای اعضای مجلس ملی گفت: پاکستان با شرکت در جنگ نیابتی آمریکا در افغانستان علیه روسیه وارد عمل شد و بعد از حادثه 11 سپتامبر اشتباه گذشته خود را تکرار کرد اما دیگر در هیچ جنگ نیابتی شرکت نخواهیم کرد.
وی افزود: آمریکا انتظار دارد پاکستان دوباره با شرکت در جنگ نیابتی منافع واشنگتن در افغانستان را حفظ کند اما دیگر چنین اتفاقی نمی‌افتد.
آصف گفت: قدرت‌های فرا منطقه‌ای نمی‌خواهند امنیت در افغانستان برقرار شود و کسانی که بر 43 درصد این کشور سلطه دارند (طالبان) نیازی به پاکستان ندارند.
وزیر امور خارجه پاکستان اظهار داشت: اسلام‌آباد در جنگ یمن شرکت نکرده و تنها تأمین امنیت عربستان را به عهده می‌گیرد و در مسائل درونی این کشور دخالت نخواهد کرد.
وی افزود: اگر ایران و عربستان دچار اختلاف هستند دعا می‌کنیم این مشکل حل شود و پاکستان بی‌طرفی خود را در این زمینه حفظ می‌کند.
به گزارش نوای وقت، خواجه آصف اظهار داشت: پاکستان فقط منافع ملی خود را در نظر خواهد گرفت و در جنگ سایر کشورها دخالت نمی‌کند.
وی افزود: دشمن با راه انداختن جنگ در افغانستان، سوریه و سایر کشورها شیرازه کشورهای اسلامی را از هم پاشید و حاکمان مسلمان به جای اتحاد با یکدیگر به ابزار دشمنان تبدیل شده‌اند.
آصف گفت: داعش در افغانستان حضور دارد که خطر بزرگی برای تمام کشورهای منطقه است و همه می‌دانند که چه کسی از این گروه تروریستی حمایت می‌کند و ما دشمن خود را به خوبی می‌شناسیم.
خواجه آصف تأکید کرد: اگر امروز کشورهای اسلامی دیگر هدف حمله دشمنان قرار گرفته‌اند ممکن است کشور ما نیز هدف قرار گیرد و یا بهتر بگویم پاکستان نیز یکی از اهداف دشمن است.
بالا گرفتن تنش بین پاکستان و آمریکا در مدت اخیر در حالی است که ترامپ در نخستین پیام توئیتری خود در سال 2018 میلادی از قطع کمک های واشنگتن به اسلام آباد خبر داد و اعلام کرد که واشنگتن در اقدامی احمقانه در طی 15 سال گذشته 33 میلیارد دلار به این کشور کمک کرده است که این روند ادامه نخواهد یافت.
وی ادامه داد: پاکستان جز دروغ و فریب کاری چیزی تحویل آمریکا نداده و رهبران این کشور ما را احمق فرض کرده‌اند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

متن پیشنهادی دولت افغانستان برای صلح در دومین نشست پروسه کابل

اشرف غنی، رئیس جمهوری افغانستان اعلام کرده که دولت وحدت ملی حاضر است با گروه طالبان آتش‌بس کند و این گروه را به عنوان یک حزب سیاسی به رسمیت بشناسد. آقای غنی امروز چهارشنبه نهم حوت/اسفند در دومین نشست ” روند کابل” نقشه راه جدید صلح این کشور را اعلام کرد.

اینجا متن کامل پیشنهاد صلح ارائه شده توسط دولت افغانستان در دومین نشست پروسه کابل بخوانید.

پیشنهاد صلح

چهارچوب کنفرانس کابل

۹ حوت ۱۳۹۶ مطابق ۲۸ فبروری ۲۰۱۸

اجماع روی صلح

همۀ جوانب جامعۀ افغانی، در مشوره با دولت و شورای عالی صلح، بر خواست تأمین صلح به اجماع رسیده اند. زنان در این گفتمان عمومی فعالانه اشتراک داشته اند تا از حقوق حقۀ شان که در قانون اساسی تضمین شده است، حفاظت نمایند. نمایندگان علما، جامعۀ مدنی، بزرگان قومی، سرمایه گذاران، دهاقین و کار گران، کارشناسان، احزاب سیاسی، محصلین و استادان، و سایر گروه ها بر ضرورت صلح از دیدگاه های متمایز تأکید داشته اند.

افغانها صلح را یک ضرورت میپندارند که این نیاز برخاسته از آسیب ها ی حدود چهار دهه جنگ و بدختی و بخصوص جنگ تعریف نا شده ایکه در چند سال اخیر بر مردم این کشور تحمیل شده است. اعمال وحشیانۀ تروریستی که بتاریخ ۱۰ جوزا ۱۳۹۶ و ۷ دلو ۱۳۹۶ در شهر کابل انجام شد بخشی از سلسله خشونت هایی است که در مقابل مردم ما صورت می گیرد. پاسخ حکومت وحدت ملی به این اجماع و نیازمندی عبارت است از؛ ایجاد یک دیدگاه برای صلح و طرح یک روند و برنامه برای تحقق آن. دیدگاه ما مطابق اوامر الهی می باشد چنانچه الله متعال در قرآن میفرماید: “و )هرگز) نیکی و بدی یکسان نیست، همیشه به نیکوترین شیوه پاسخ ده، پس ناگاه )می بینی) همان کس که میان تو و او دشمنی است، گویی دوست صمیمی است.” قرآن کریم سورۀ فصلت آیۀ ۳۴ . ما اهداف مشترک ملی را از طریق یک روند صلح تعیین خواهیم کرد تا بتواند تفرقه و منازعات داخلی این اواخر را پایان دهد و منجر شود به ساختن یک دولت موثر، جامعۀ همه شمول، اقتصاد پویا و یک فرهنگ تحمل پذیر مبتنی بر باور ها و ارزش های دین مبین اسلام.

تحقق این دیدگاه به مهر ورزی، باورمندی و شجاعت در توافق با طالبان نیاز دارد. ما باید شفقت لازم را در درک دیدگاه جنگجویان داشته باشیم. ما باید باورمندی به اطاعت از اوامر الهی را داشته باشیم و نقاط مشترک خویش را بحیث افغان و مسلمان جستجو کنیم. ما باید شجاعت شنیدن نارضایتی ها را داشته باشیم، عوامل ریشه ای و دلایل جنگ را ارزیابی کنیم، و همچنان به پیشنهادات مختلفه برای آشتی و مصالحه گوش دهیم. کانفرانس پروسۀ کابل اجماع ما روی یک صلح عادلانه و پایدار را به یک روند عملی تبدیل خواهد نمود که باعث دستیابی به یک نتیجۀ معتبر خواهد شد.

شرایط کنونی

در این اواخر نشانه هایی در جریان جنگ ظهور کرده که احتمال صلح را بلند برده است. نخست اینکه افغانها از اثرات وسیع کمی و کیفی این جنگ تعریف ناشده در زندگی روزمرۀ شان به ستوه آمده اند. به این ترتیب، ما نیاز به اصلاحات همه جانبه در رویارویی با مشکلات میراثی خویش همچون منازعات، جرم و جنایت و فساد اداری را احساس میکنیم. روند مصالحۀ بین الافغانی با حزب اسلامی به مثابۀ یک مثال موفقانه بوده و بیانگر چگونگی امکان پذیری آشتی است. دوم اینکه انتخابات پارلمانی سال ۱۳۹۷ و ریاست جمهوری سال ۱۳۹۸ برای کسب اعتماد مردم افغانستان نسبت به پروسه های دموکراتیک به مثابۀ گامی برای تداوم مشروعیت دولت مهم پنداشته میشود. سوم اینکه در سطح بین المللی تأکید بر این است که جنگ باید از راه سیاسی با طالبان پایان یابد. نکتۀ چهارم اینکه در سطح منطقوی، ما با موفقیت به همسایگان خویش مزیت های اقتصادی و صلح آمیز یک افغانستان باثبات را ابراز داشته ایم. پنجم اینکه، جهان اسلام در یک گفتمان جدی برای مقابله با تعبیر های سوء از متون دینی برای توجیه این جنگ تعریف نا شده، در حال رسیدن به اجماع اند. طالبان از این تغییر شرایط آگاهی دارند و به نظر میرسد که در مورد پیامد های اعمال خشونت آمیز بر آینده خویش نگران بوده و در میان خویش به گفتمان می پردازند.

پیشنهاد صلح ما، برای طالبان

حکومت وحدت ملی به دنبال یک صلح واقعی و پایدار با طالبان آشتی‌پذیر است. ما به تساوی مشترک تمامی افغان‌ها و حق زندگی صلح‌آمیز و با وقار، به شمول طالبانی که از خشونت دست بردارند، بارودمند هستیم. ما این پیشنهاد را بدون پیش‌شرطی، به منظور دست یابی به موافقتنامه صلح که شامل موارد ذیل باشد، ارائه می‌نماییم:

۱- تأمین حقوق و مکلفیت‌های تمامی اتباع (به ویژه زنان) مطابق قانون اساسی؛

۲- پذیرفتن قانون اساسی ویا تعدیل آن مطابق احکام قانون اساسی؛

۳- پیش‌برد فعالیت‌های نیرو های دفاعی و امنیتی و خدمات ملکی در مطابقت با قانون؛ و

۴- اجازه ندادن برای هیچ گروه مسلحی که با شبکه‌های تروریستی فراملی، سازمان‍های تبهکار فراملی و نهاد های دولتی ویا غیر دولتی که به دنبال نفوذ در افغانستان می باشند.

ما گام های ذیل را به منظور آشتی و مصالحه پیشنهاد می‌نماییم:

۱- یک روند سیاسی: آتش‌بس، شناخت به عنوان حزب سیاسی، ترتیبات اعتماد سازی انتقالی و انتخابات فراگیر، معتبر، آزاد و عادلانه؛

۲- یک چارچوب قانونی: بازنگری قانون اساسی، عدالت و حل شکایات، تطبیق قوانین و فرامین، رهایی زندانیان و حذف نام آنان از لست تحریم‌ها؛

۳- سازمان‌دهی مجدد نهاد های دولت: حاکمیت قانون و اصلاحات، توسعه و انکشاف متوازن، استقرار مجدد مهاجرین و بی‌جا شدگان داخلی؛

۴- امنیت: تأمین امنیت برای تمامی اتباع و همچنان کسانی که خواهان آشتی بوده و مجدداً به دولت مدغم می گردند؛

۵- توسعه و انکشاف اقتصادی/اجتماعی: رشد فراگیر و پایدار، دسترسی مساویانه به زمین و دارایی های عامه، مبارزه با فساد، برنامه های ملی اشتغال‌زایی، ادغام مجدد مهاجرین و جنگجویان سابق؛

۶- حمایت و مشارکت جامعه بین‌المللی: حمایت مالی دیپلوماتیک، حذف تحریم ها و وضعیت جنگجویان خارجی؛

۷- روش‌های تطبیقی، تعیین اهداف عاجل، کوتاه مدت و میان مدت و نظارت و تأیید میکانیزم‌ها و ترتیبات.

از طالبان توقوع می رود تا، نظریات خویش را در مورد روند صلح، که هدف آن کشانیدن آنها به مثابه یک سازمان به گفتگو های صلح می باشد، ارائه نمایند. دولت افغانستان در مورد اینکه کی به صلح رو می‌آورد، پیش‌داوری نمی نماید، چون این روند خود منتج به شناسایی کسانی که صلح را رد می نمایند و آشتی‌پذیر نیستند، می‌گردد.

حکومت وحدت ملی به گشایش دفتر طالبان، صدور پاسپورت و آزادی سفر به آنها، کمک در از میان برداشتن تحریم‌ها، دسترسی آنها به رسانه ها و انتقال خانواده های آنها موافقت خواهد نمود. شورای عالی صلح که توسط یک تیم مسلکی حکومت حمایت می گردد، تیمی را به منظور مذاکرات معرفی خواهد نمود؛ تیمی که زنان و اعضای جامعۀ مدنی نیز در آن عضویت خواهند داشت. محل برگزاری ترجیحاٌ کابل بوده ولی گزینه های دیگر می تواند منجمله کشورهای اسلامی غیر دخیل در این جنگ، یکی از دفاتر ملل متحد ویا کشور ثالث باشد.

پیشنهادات برای حمایت بین‌المللی

افغانستان از سال ۲۰۰۱ بدینسو مورد حمایت سخاوتمندانه بین‌المللی قرار گرفته است که ما از آن قدردانی می نماییم.

از آن جایی که تعهدات موجوده از طریق میکانیزم‌های به خوبی تعریف‌شده تنظیم می‌گردد، حمایت بین‌المللی در مورد صلح و ثبات را در ساحات ذیل پیشنهاد می نماییم:

۱- حمایت همآهنگ‌شده بین المللی دیپلوماتیک برای پیشنهاد صلح به طالبان؛

۲- یک ابتکار منطقه‌یی که تلاشهای گوناگون کشورها یا سازمان های منطقوی را با پروسۀ کابل همآهنگ نموده و از پیشنهاد صلح با طالبان حمایت کند؛

۳- گفتگوهای جِدِّی به رهبری جهان اسلام جهتِ مقابله با استفاده از برداشت و تفسیر از متون دینی برای توجیه نمودن جنگهای تعریف ناشده؛

۴- تلاش های هماهنگ شده و همه‌گانی برای قناعت دادنِ پاکستان در رابطه با فوائد و مزایای یک افغانستان با ثبات برای راه اندازی گفتگوهای همه جانبه دولت با دولت و حمایت از پیشنهاد صلح با طالبان؛

۵- پشتیبانی از تطبیق موافقتنامۀ صلح، بویژه ادغام مجدد مهاجرین وجنگجویان سابقه؛

۶- حمایت از هرگونه ابتکاری در راستای تأمین صلح در افغانستان از طریقِ پشتیبانی از ترانزیت، تجارت وسرمایه گذاری، اصلاحات و استراتیژی مبارزه علیه فسادِ اداری دولت و حمایت از انتخابات پارلمانی ۱۳۹۷ و ریاست جمهوری ۱۳۹۸.

ما باور کامل داریم که یک پاکستان باثبات که از طریق افغانستان با آسیای میانه متصل است، به سودِ منافع ملی ما میباشد. ما پیشنهادِ راه اندازی گفتگوهای همه جانبه با پاکستان، به شمولِ بازگشتِ مهاجرین افغان از آنکشور در یک چهارچوب زمانی ۱۸ تا ۲۴ ماه، یکبارِ دیگر ارائه میکنیم. پیشرفت کار پروژه ” تاپی” مثال و الگویِ خوبی از یک تحول و انکشافِ مثبت در منطقه است، الگویی که نشان میدهد مناطقِ مختلف چگونه عناصر کلیدی توسعه و پیشرفت را تشکیل میدهند. ما آماده هستیم تا مذاکرات دولت با دولت را با پاکستان بر مبنای برنامۀ کاری افغانستان- پاکستان برای همبستگی (APAPS) یا بر اساس یک سند مشابه تنظیم و سازماندهی نمائیم.

نتیجهگیری

برقراری و تأمین صلح، فرآیندی است که از آرزومندی آغاز گردیده و به سوی امکان پذیری و مورد اعتبار و قابل قبول بودن، به پیش میرود. منتظر اعلامیه هایی مبنی بر پیگیری و تقدیم پیشنهادات برای همآهنگی بهتر با پروسۀ کابل برهبری افغان ها هستیم. همانطوری که رسیدن به یک اجماع همگانی برای دست یابی به صلح یک امر مشکل به نظر میرسد، به همین ترتیب، تأمین وبرقراری صلح مستلزم توجه و بذل مساعی خستگی ناپذیر میباشد.

استفاده از تجارب بدست آمده از موافقتنامه های قبلی صلح به معنای تمرکز روی تطبیق و جامۀ عمل پوشانیدن به توافقات صلح از طریق تأمین صلح و انجام اصلاحات و شناسایی و مدیریت خطرات قبل از مورد تهدید قرار گرفتن پروسۀ صلح میباشد. بنابراین، شفافیت اساسِ ارتباط و گفتگوهای مؤثر را تشکیل میدهد. با درنظرداشت ضرورت، تیمهای کوچک بایست موافقتنامه های صلح را مورد بحث و مذاکره قرار دهند. هرچند، تصویب و تأیید توافقات صلح نیازمند یک فرآیند شفاف و ترسیم شده ای از مشورتها میان طرفهای مختلف ذینفع در جامعۀ افغانی است. زنان، که از ضایع شدن حقوق و دست آوردهای خویش هراس دارند، باید در پروسۀ صلح دخیل و از تحولات مربوط به آن، آگاه باشند.

تطبیق و عملی ساختن، هستۀ برقراری صلح را تشکیل میدهد. مسایل مهم دیگر شامل نکاتِ آتی شده میتواند: ادغام مجدد مهاجرین و جنگجویان سابقه، حمایت های منطقوی و امنیت، اصلاحاتِ توسعۀ اقتصادی و اجتماعی. شفافیت و مؤثریت، باز هم کلید و اساسِ اعتماد سازی و نگهداشتِ آن با استفاده از فرآیندِ گفتگو و مشورتها میباشد.

با مسئولیت پذیری در قبال مشکلات، درکِ نقاط قوت و باور داشتن به چشم انداز و آیندۀ کشور خویش منحیثِ یک پُلِ زمینی و چهار راه آسیایی، ما توانسته ایم تا پیشنهاد واقعی و صادقانۀ صلح را برای طالبان ارائه نموده و ندای صلح خواهانۀ خود را برای راه اندازی مذاکرات با پاکستان یکبار دیگر بلند نمائیم. ما به فرمانِ الله تبارک وتعالی باور واعتماد کامل داریم که گفته است: « واگر تمایل به صلح نشان دهند، تو نیز از در صلح درآی و بر خدا توکّل کن ، که او شنوا و داناست». (قرآنکریم سورۀ مبارکۀ انفال، آیۀ ۶۱).

ومن الله التوفیق

 

 

واکنش عربستان به جنگ طالبان با دولت افغانستان

به گزارش خبرگزاری تسنیم، «حنیف اتمر» مشاور امنیت ملی افغانستان پس از دیدار با ولیعهد سعودی و سایر مقامات این کشور  به افغانستان بازگشته است.

مشاور امنیت ملی افغانستان به «تلویزیون‌یک» گفت عربستان سعودی آماده است تا در مبارزه با تروریسم به دولت افغانستان کمک کند.

اتمر اظهار داشت توافقنامه تبادل اطلاعات امنیتی بین دو کشور نیز با همین هدف به امضا رسیده است.

وی مدعی شد جنگ جاری علیه دولت افغانستان از نظر عربستان سعودی مشروعیتی ندارد و مقامات ریاض از گسترش گروه‌های تروریستی در این کشور نگران هستند.

گمانه زنی‌هایی وجود دارد که عربستان تلاش می‌کند از طریق دیدار و گفت‌وگو با مقامات و رهبران سیاسی افغانستان با حفظ اثرگذاری خود در تحولات این کشور، جایگاه خود را نیز در معادلات آینده افغانستان تضمین کند.

اخیرا «عبدالله سعدون» رئیس کمیته امنیتی شورای عربستان نیز  از گسترش فعالیت گروهای تروریستی در افغانستان ابراز نگرانی کرده بود.

برخی از کارشناسان بر این باورند، اگر چه عربستان سعودی نخستین کشوری بود که حاکمیت طالبان در افغانستان را به رسمیت شناخته بود اما این کشور اخیرا در حمایت از برخی از جریان‌ها علیه طالبان موضع گرفته است.

پیش از این نیز «مشاری بن مزعل الحربی» سفیر عربستان سعودی در کابل گفته بود که طالبان از نظر عربستان سعودی رسما یک گروه تروریستی است.

از سوی دیگر، بسیاری از کارشناسان، مقامات، نمایندگان افغان و حتی رسانه‌های غربی، طالبان را بخشی از جامعه افغانستان دانسته و برقراری ثبات در این کشور را بدون مشارکت این گروه امکانپذیر نمیدانند.

طالبان نیز پیش از این با انتقاد از سیاست‌عربستان سعودی از این کشور خواسته بود تا به عنوان یک کشور مسلمان نقش سازنده را در افغانستان در پیش گیرد.

برخی از کشورهای عربی و عربستان به حمایت از گروه‌ داعش و جریان‌های تکفیری در افغانستان متهم هستند در حالی که طالبان بزرگترین مانع فعالیت این جریان در افغانستان محسوب می‌شوند.

این در حالی است که درگیری‌های بین طالبان و داعش، و گروهای وابسته به آن در این کشور در یک سال اخیر افزایش یافته است و جنگ‌های خونینی بین دو گروه در شرق و شمال افغانستان به وقوع پیوسته است.

کشتار هزاران غیرنظامی طی ۱۶ سال توسط آمریکا در افغانستان

به گزارش آناتولی ،براساس گزارش‌های سازمان های حقوق بشری بین المللی و نهادهای مدنی در افغانستان، از زمان اشغال این کشور توسط ایالات متحده در ماه اکتبر سال ۲۰۰۱ تاکنون هزاران غیرنظامی کشته و ده‌ها هزار تن دیگر زخمى شده اند.

پس از با روی کار آمدن دولت دونالد ترامپ و اعلام راهبرد جدید واشنگتن در افغانستان، حملات هوایی پنتاگون در این کشور دو برابر شده است.

جنگ و حملات هوایی نیروهای ائتلاف بین المللی به رهبری آمریکا به افغانستان به دنبال حادثه ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ و متعاقب آن، و سقوط حکومت طالبان را می‌توان «طولانی‌ترین جنگ بدون وقفه» تاریخ ایالات‌متحده دانست.

نبرد آمریکا در مقایسه با حضور ارتش سرخ شوروی در افغانستان حدودا دو برابر به طول انجامیده است. این مداخله از حدود شانزده سال پیش تاکنون پس از استراتژی جدید واشنگتن با کشته شدن دو هزار و ۴۰۸ نظامی آمریکایی و تحمیل هزینه‌های سرسام آوری به اقتصاد این کشور همچنان ادامه دارد.

کارشناسان نظامی و سیاسی بر این باورند که اگر چه جنایت‌های جنگی زیادی توسط سربازان ارتش آمریکا علیه غیرنظامیان افغانستان صورت گرفته اما واشنگتن همواره تلاش کرده در کنار رسانه‌های غربی بر روی این حوادث ضد بشری سرپوش گذاشته و آن را در نطفه خفه کند.

براساس برآوردهای دقیق خبرنگار آناتولی ده‌ها هزار غیرنظامی از زمان آغاز حملات هوایی آمریکا در سال ۲۰۰۱ میلادی به این سو جان باخته و زخمی یا ناچار به فرار از سرزمین خود شده اند. در واقع نیروهای آمریکا در افغانستان اصول اساسی حقوق بشر را آشکارا زیر پا گذاشته‌ اند.

در طول حضور نظامی شانزده ساله آمریکا در افغانستان، غیرنظامیان بارها هدف حملات هوایی کورکورانه و عملیات جستجوی شبانه منازل قرار گرفته اند. این حملات خشم و انزجار مردم، اعتراض مقامات ارشد دولت کابل را برانگیخته است. یکی از دلایل اصلى تنش میان حامد کرزی رئیس‌جمهور سابق افغانستان با واشنگتن این بود که او حملات مذکور را “جنایت بزرگ بشری” و “نقض حاکمیت ملی” عنوان کرد.

دولت وی با تشکیل یک کمیته حقیقت‌یاب برای حملات هواپیماهای بدون سرنشین آمریکا در بمباران مناطق مشکوک به این نتیجه رسید که شمار زیادی از این حملات باعث تلفات جانی و آسیب‌ به افراد غیرنظامی شده است.

-حملات سنگین موشکی و هوایی آمریکا و انگلیس در سال ۲۰۰۱

ارتش آمریکا و انگلستان یکشنبه شب ۷ اکتبر ۲۰۰۱ برای نخستین بار اهدافی را در ولایت‌های کابل، قندهار، ننگرهار، قندوز، جوزجان، لوگر، تخار، نیمروز، فراه و غزنی با جنگنده‌های B-52 و موشک‌های کروز مورد حمله قرار دادند. در سه هفته اول این حملات بیش از هزار نفر در این مناطق کشته شدند.

به گزارش خبرگزاری ژاپن کیودو، در ۱۷ اکتبر ۲۰۰۱ حداقل ۲۹ غیرنظامی در روستایی در نزدیکی قندهار در حمله یک جنگنده آمریکا کشته شدند.
در همان روز، بر اساس اعلام طالبان جنگنده آمریکایی، یک کامیون حامل غیرنظامیان در حومه این ولایت را هدف قرار داد که در اثر آن ۱۲ غیرنظامی کشته و ۲۵ تن دیگر زخمی شدند.

به گزارش روزنامه «گاردین»، کاروانى متشکل از دوازده خودروی حامل نمایندگان قبایل ولایت شرقی که به دعوت حکومت موقت کابل به منظور شرکت در مراسمی در حال حرکت به سوی پایتخت بودند توسط هواپیمای AC-130 ارتش آمریکا هدف قرار گرفته و ۶۵ نفر کشته شدند.

همچنین سازمان ملل متحد در ۲۱ دسامبر همان سال اعلام کرد که در ۲۹ دسامبر ۲۰۰۱ جنگنده‌های ارتش آمریکا یک روستا در نزدیکی شهر گردیز مرکز ولایت پکتیا را بمباران کرده اند. در این حمله حداقل ۵۲ غیرنظامی افغان از جمله تعدادى زیادى زن و کودک کشته شدند. سخنگوی پنتاگون در آن زمان مدعی شد که انبار مهمات طالبان در روستای مذکور منهدم شده است.

-شمار تلفات غیرنظامیان افغان در سال ۲۰۰۱-۲۰۰۲ از مرز تعداد قربانیان ۱۱سپتامبر گذشت

شبکه بی.بی.سی طی گزارشی در ۳ ژانویه ۲۰۰۲ اعلام کرد شمار تلفات غیرنظامیان افغان در حملات هوایی آمریکا از تعداد قربانیان حادثه یازدهم سپتامبر در این کشور بیشتر است.

پروفسور مارک هیرالد استاد توسعه اقتصادی، امور بین الملل و مطالعات زنان در دانشگاه نیوهمشایر آمریکا در گزارش تحقیقی خود تحت عنوان “پرونده ای برای قربانیان غیرنظامی در بمباران آمریکا در افغانستان” نوشته است: ۳۸۰۰ افغان از ۷ اکتبر الی ۷ دسامبر ۲۰۰۱ به قتل رسیده اند.

سرهنگ راجر کینگ سخنگوی ارتش ایالات متحده در اول ژوئیه ۲۰۰۲ ضمن تایید کشتار ۴۸ غیرنظامی و مصدومیت ۱۱۸ نفر در حمله هوایی آمریکا به مراسم عروسی در روستایی در ولایت ارزگان مدعی شد که این حمله در پاسخ به شلیک پدافندی به بالگرد ائتلاف بین المللی صورت گرفته است.

خبرگزاری آسوشیتیدپرس آمریکا طى گزارشی در ۳ دسامبر ۲۰۰۱، تحت عنوان «بمب ایالان متحده روستای زراعى را با خاک یکسان کرد» از کشته‌ شدن ۱۵۵ تا ۳۰۰ تن از ساکنان روستای کامه ادو در ننگرهار خبر داد. روزنامه دیلی‌گراف انگلستان نیز به تاریخ ۲۰ دسامبر ۲۰۰۱ در گزارشی تحت عنوان «غیرنظامیان بهای بمب‌های منحرف شده آمریکا را می‌پردازند» اعلام کرده که ده‌ها تن کشته شده اند.

خبرگزاری پژواک و رسانه های بین المللی دیگر نیز در ۲۵ اکتبر ۲۰۰۶ از کشته‌ شدن حدود ۹۰ غیرنظامی در روستای پنجوایی قندهار خبر دادند. نیروهای آمریکایی با بمباران این روستا فاجعه بزرگی آفریدند، اما هرگز از این قتل‌عام ها عذرخواهی نکردند.

-ما مردم افغانستان نیز مانند آن‌ها انسان هستیم

براساس گزارش دولت افغانستان در ماه مه ۲۰۰۷ طی دو روز بمباران جنگنده‌های آمریکایی به روستایی در نزدیکی هرات، دست‌کم ۴۲ نفر، از جمله تعدادى زن و کودک قتل‌عام شدند. در این بمباران ۱۰۰ خانه ویران و حدود ۱۶۰۰ نفر بی‌خانمان شدند.

حامد کرزی، رئیس‌جمهور وقت افغانستان با ابراز خشم خود و مردم کشورش نسبت به این کشتار گفت: “ما مردم افغانستان هم مانند آن‌ها انسان هستیم”، اما سرهنگ جرمی مارتین سخنگوی پنتاگون تنها به این سخن اکتفا کرد :”ما همه اقدامات لازم را برای کاهش تلفات انسانی اتخاذ کرده‌ایم”.

در پی حمله طالبان به دو دستگاه خودرو نظامی آمریکا در ۲۸ ژوئن ۲۰۰۷ در حیدرآباد ولایت هلمند به درخواست این کشور بمباران سنگینی توسط ناتو در پاسخ به آن حمله آغاز شد.

دولت کابل هیئتی را برای تحقیق درباره این حادثه فراخواند. بنا به اعلام این هیئت حداقل ۴۵ زن و کودک در میان ۱۰۰ قربانیان غیرنظامی بودند. کریس بلچر سخنگوی نیروهای ائتلاف اظهار داشت که هدف اصلی آنها شبه نظامیانی بوده که در میان این روستا مخفی شده بودند.

-کشتار غیرنظامیان در روستای عزیزآباد در شهرستان شیندند ولایت هرات

در پی حمله هوایی روز ۲۲ اوت ۲۰۰۸ به روستای عزیزآباد در شهرستان شیندند ولایت هرات، ساکنان محلی و منابع دولتی افغانستان گفتند که در این حمله حدود نود غیرنظامی کشته شده اند، اما نظامیان آمریکایی با انتشار گزارشی شمار کشته شدگان غیرنظامی را هفت نفر اعلام کردند. با این حال مقامات سازمان ملل متحد گفتند که ویدیوئی از بمباران عزیزآباد در دسترس آنها قرار گرفته و در این ویدیو اجساد چندین کودک دیده می شود که در این حملات کشته شدند.

-کشته شدن ۱۴۵غیرنظامی از جمله ۹۲ کودک و ۲۲ زن در ولایت فراه

مقامات امنیتی افغانستان ۴ مه ۲۰۰۹ اعلام کردند که حملات هوایی ناتو به رهبری آمریکا در منطقه گرانای ولایت فراه باعث کشته شدن ۱۴۵غیرنظامی از جمله ۹۲ کودک و ۲۲ زن شد. ارتش آمریکا مدعی شد که مشکلات فنی زیادی به وجود آمد که باعث مرگ این افراد شد. خبرگزاری استرالیا نیز اعلام کرد که این بیشترین تعداد کشته‌شدگان بی‌گناه توسط نیروهای ناتو به رهبری آمریکا در تاریخ جنگ افغانستان بوده است.

-تایید کشته شدن دانش آموزان در کنر

به دنبال کشته شدن ۱۰دانش‌آموز افغان توسط نیروهای ویژه ایالات متحده در ولایت کنر، ریاست جمهوری افغانستان هیئتی را به ریاست اسدالله وفا در ۳۰ دسامبر ۲۰۰۹ به منطقه اعزام کرد. این هیئت پس از تحقیقات گزارش داد که این حمله هنگامی اتفاق افتاد که نیروهای ویژه آمریکا از داخل بالگردی فرود آمده و وارد مدرسه‌ای در روستای شهرستان نارنگ ولایت کنر شدند و نوجوانان ۱۲ تا ۱۸ ساله را از سه اتاق مجزا از داخل مدرسه‌ای به یک اتاق جمع‌آوری کردند و به دانش‌آموزان دست بند زدند سپس آنها را به رگبار بستند. سپس با اجساد آنها عکس گرفته، یکی از نوجوانان را تحت بازجویی قرار دادند و متواری شدند. دولت کابل خواستار محاکمه این سربازان شد اما پنتاگون هیچ‌ واکنشی نشان نداد.

-کشته شدن بیش از ۵۲ زن و کودک بی‌گناه در ننگرهار

حملات هوایی آمریکا در ۲۳ ژوئیه ۲۰۱۰ به منطقه سنگین ولایت ننگرهار باعث کشته شدن بیش از ۵۲ زن و کودک بی‌گناه شد. بیش از ۴۰۰ نفر در خیابان‌های کابل به تظاهرات پرداخته و این حمله را محکوم کردند. هیئتی از کابل برای تحقیق به منطقه اعزام شدند. براساس بررسی‌های هیئت، تمامی کشته شدگان زنان و کودکان بودند. نیروهای ناتو و آیساف پس از گذشت چندین هفته طی اعلامیه ای از انجام این حملات ابراز تاسف کردند.

مجله «رولنگ ستون» در ۲۷ مه ۲۰۱۱ چندین تصویر وحشتناکی از قتل عام گروهی در قندهار توسط سربازان آمریکایی مشهور به «جوخه کشتار» را منتشر کرد که با واکنش تندی در سراسر جهان مواجه شد. در این تصویر که در ۱۵جنوری ۲۰۱۰ گرفته شده یک سرباز آمریکایی را نشان می‌دهد که در حال خنده در کنار جنازه گل‌الدین، پسر یک دهقان اهل قندهار عکس یادگاری می‌گیرد.

-اعتراف سرباز آمریکایی به قتل ۱۶ افغان

رابرت بلز در دادگاه نظامی “سیاتل” در واشنگتن اعتراف کرد که در عملیات یازدهم مارس ۲۰۱۲ پس از خروج از پایگاه نظامی قندهار در افغانستان به ساکنان دو روستای نزدیک این پایگاه حمله کرده و ۱۶ شهروند که بیشترشان زن و کودک بودن را به قتل رسانده است.

در این جنایت بیشتر قربانیان از ناحیه سر هدف قرار گرفتند و این سرباز جنایتکار آمریکایی اجساد برخی قربانیان را سوزاند. وکلای بلز مدعی شدند که وی جدا از این اقدام خود پشیمان است و او در شب حمله دچار حالت جنون و افسردگی بوده است !! وى در یکی زندان‌های ارتش این کشور در ایالت کانزاس نگهداری شده و مقامات آمریکایی تعهد دادند که روند محاکمه این سرباز شفاف خواهد بود. اما جزئیاتی بیشتر تاکنون در مورد این سرباز اعلام نشده است.

یکی از شهروندان افغان که شماری از نزدیکانش را در این حمله از دست داده گفته است: این سرباز آمریکایی ۱۶ نفر از ما را به قتل رساند ولی آنان حتی یکی از سربازان خود را به دلیل جنایت‌هایشان اعدام نکرده اند. اگر ما ۱۶ آمریکایى را به قتل برسانیم، آنها ما را می بخشند! دولت افغانستان هم این حادثه محکوم کرد و خواستار محاکمه علنی در حضور خبرنگاران برای سرباز آمریکایی شد.

-حمله هوایی به بیمارستان قندوز

نیروی هوایی ایالات‌ متحده آمریکا در ۳ اکتبر ۲۰۱۵، با جنگنده لاکهید AC-130U بیمارستان قندوز در شمال افغانستان را هدف حمله قرار داد. در این حمله دستکم ۴۲ غیرنظامی کشته و ۳۰ نفر مجروح شدند. سازمان پزشکان بدون مرز پس‌ از این فاجعه اعلام کرد که پیش‌تر کلیه هشدارها راجع به موقعیت مکانی بیمارستان به نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا داده‌ شده بود و این حمله عمدی صورت گرفته است. این سازمان در ادامه حمله به بیمارستان را نقض حقوق بین‌الملل عنوان کرد و تمامی کارمندان خود را از این شهر خارج کرد.

در دوران ریاست جمهوری باراک اوباما زمانی که صلاحیت‌های فرماندهان آمریکایی و حملات هوایی افزایش یافت، تلفات غیرنظامیان در افغانستان نیز بیشتر شد. اکنون نیز شاهد تکرار این حادثه در استراتژی جدید ترامپ هسیتم.

اخیرا پنتاگون ناوگان هوایی متشکل از جنگند‌های «تندربولت» و بمب افکن‌های استراتژیک «بی ۵۲ » را راهی افغانستان کرده است. در نخستین ماه اجراى این استراتژی تلفات غیرنظامیان افزایش یافته و حدود ۱۰۰ تن از آنها در افغانستان کشته شده‌اند.

با این حال کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان از نیروهای خارجی خواسته تا تدابیرشان را در جلوگیری از کشتار غیرنظامیان در جریان حملات هوایی بیشتر کنند.

این هشدار در حالی صورت می گیرد که آمارها حاکی از سه برابر شدن تعداد بمب‌های پرتاب‌شده از سوی نظامیان ائتلاف به رهبری آمریکا در افغانستان در سال جاری، نسبت به سال پیش است.

براساس یک گزارش تحقیقی تحت عنوان “هزینه‌های جنگ”، که توسط مؤسسه مطالعات بین المللی واتسون دانشگاه براون ایالات متحده آمریکا درباره تلفات جنگ و آوارگان پاکستان و افغانستان تهیه شده از سال ۲۰۰۱ میلادی که نیروهای تحت رهبری آمریکا حکومت طالبان را ساقط کردند تا اوت ۲۰۱۶ نزدیک به ۱۷۳ هزار نفر در این کشور کشته و به همین میزان زخمی شده اند.

از سوی دیگر، کمیته حقوق بشر سازمان ملل متحد در تازه ترین گزارش خود از افزایش میزان حملات هواپیماهای بدون سرنشین آمریکا در سال گذشته میلادی در افغانستان خبر داده و خواستار تحقیق و بررسی مستقل و بی طرف درباره حملات هواپیماهای بدون سرنشین آمریکا در افغانستان، پاکستان، یمن و برخی دیگر کشورها شده است.

بر اساس آمارهای منتشر شده از سوی پنتاگون، در پی تشدید حملات هوایی در سال جاری هواپیماهای آمریکایی بیش از ۳۵۰۰ بمب را در افغانستان پرتاب کرده‌اند. فرماندهی نیروهای آمریکایی و ناتو در افغانستان همواره کشته شدن غیرنظامیان افغان در حملات هوایی این کشور را انکار کرده و گفته می شود که مقامات افغان نیز در بسیاری از موارد دست به پنهان کاری می‌زنند.

امریکا هرگز در جنگ افغانستان پیروز نخواهد شد

نشنال انترست/علی وین
ترجمه: جلیل پژواک
اطلاعات روز : بر اساس تحقیق جامع و کاملی که در اواخر سال ۲۰۱۷ توسط خبرنگاران بی‌بی‌سی انجام شده است، جنگ‌جویان طالبان ۴ درصد ولسوالی‌های افغانستان را کاملا در کنترل دارند و در ۶۶ درصد سایر ولسوالی‌ها «حضور فیزیکی فعال و آشکار» دارند. در این تحقیق آمده است که تقریبا نیمی از مردم افغانستان «در مناطقی زندگی می‌کنند که یا توسط طالبان کنترل می‌شود یا طالبان در آن‌جا حضور آشکار دارند و حملات‌شان را به‌طور مرتب راه‌اندازی می‌کنند.»
این یافته‌ها ناظرانی را که معتقدند امریکا به‌راستی موازنه‌ی جنگ را به نفع خود و افغانستان، به گونه‌ی ماندگاری تغییر داده یا می‌دهد، باید به فکر وا دارد. در حال‌حاضر ۱۴ هزار سرباز امریکایی، یعنی بالاتر از رقم ۸۵۰۰ نفری در آغاز ریاست‌جمهوری ترمپ، در افغانستان مستقر است و ارتش امریکا هم‌اکنون در حال رایزنی است تا رییس‌جمهور اجازه‌ی اعزام و استقرار ۱ هزار سرباز اضافی دیگر را بدهد. اگر مقایسه کنیم، در سال ۲۰۱۱ نزدیک به ۱۰۰ هزار سرباز امریکایی در افغانستان حضور داشت. در حالیکه افزایش سربازان خارجی، در دفعات متعدد، در آن زمان توانست کنترل طالبان را در خاک افغانستان کاهش و کنترل دولت افغانستان را گسترش دهد، اما هیچ‌یک از آن اقدامات نتوانستند دیرپا واقع شده و -در برابر طالبان- دوام بیاورند. حالا دشوار است که بپنداریم نیروی فعلی قادر به انجام کاری شود که نیرویی که تقریبا هفت برابر بزرگ‌تر بود، نتوانست از عهده‌ی آن بیرون شود و نیز بعید است که تاثیرات آن فراتر از مسایل حاشیوی باشد و نیز -همین تاثیرات حاشیوی- بیشتر از زمان استقرار نیروهای خارجی دوام بیاورد.
اکنون بیش از شانزده سال می‌شود که ایالات متحده درگیر جنگ افغانستان است، جنگی که هزینه‌ی آن به بیش از ۱ تریلیون دالر رسیده است. کریشنا کالامور سردبیر ارشد مجله‌ی آتلانتیک ماه گذشته گفته بود که طالبان «در حال‌حاضر بیشتر از هر زمان دیگری –در افغانستان از زمان حمله امریکا در سال ۲۰۰۱- قلمرو در اختیار دارند». دفتر مقابله با جرایم و مواد مخدر سازمان ملل در نوامبر گذشته گزارش داده بود که هم میزان تولید تریاک و هم منطقه تحت کشت کوکنار در افغانستان، در سال ۲۰۱۷ به بالاترین حد خود رسیده است. با توجه به چنین واقعیت‌هایی، نیاز است تا دلایل اساسی حضور و درگیری دوام‌دار امریکا در افغانستان مورد موشکافی قرار گیرد. استیو کول دبیر دانشکده روزنامه‌نگاری دانشگاه کلمبیا و نویسنده کتاب جدیدی درباره‌ی تلاش‌های ایالات متحده برای مقابله با تروریسم در جنوب آسیا، می‌گوید که سیاست‌گذاران هنوز به پرسش‌های اساسی مانند «چرا ایالات متحده در افغانستان است؟ چه منافعی فداکاری و قربانی‌های ایالات متحده را توجیه می‌کند؟ جنگ چگونه پایان خواهد یافت؟» پاسخ نداده‌اند. در عوض، به نظر می‌رسد که ایالات متحده به نحوی در کام مغالطه یا استدلال دایروی فرو رفته یا آن را پذیرفته است: اینکه هرقدر حضور سربازان امریکایی در افغانستان طول بکشد، به همان تناسب این مسأله که منافع ملی و حیاتی ایالات متحده در حضورش در افغانستان نهفته است «باید» واضح‌تر و مشهودتر شود. گویا که بار مثبت نتایج تلاش‌های ایالات متحده و قدرت‌اش، با گذشت زمان افزایش خواهد یافت.
اگر همان‌طور که فرمانده ارشد ایالات متحده در افغانستان در ماه نوامبر گذاشته نتیجه گرفته بود، درگیری در افغانستان «هنوز در یک بن‌بست» باشد و ایالات متحده قادر نباشد (و یا نخواهد) شرایط خروج نیروهایش را تعیین کند، پس حتما می‌خواهد تا ابد در افغانستان باقی بماند. برخی از ناظران ادعا می‌کنند اعلام جدول زمانی خروج سربازان امریکایی از افغانستان، باعث تشجیع طالبان می‌شود. ولی هرچند که گروه طالبان بیش از ۱۶ سال می‌شود که درگیر جنگ با نیروهای امریکایی است، این گروه ثابت کرده است که می‌تواند به شکل ناامیدکننده‌یی مقاوم و با شرایط انطباق‌پذیر باشد: پس تا زمانی که نیروهای ایالات متحده در افغانستان مستقر باشند، طالبان احتمالا قادر به سربازگیری و جذب جنگ‌جویان تازه‌نفس خواهد بود.
رییس‌جمهور ترمپ در پی حمله اخیر این گروه که دست‌ِکم ۹۵ کشته و ۱۵۸ زخمی بر جا گذاشت، مذاکرات با رهبری طالبان را منتفی کرد. احساسات او قابل‌ درک است. اما نتیجه‌گیری لورل میلر که از جون ۲۰۱۳ تا جون ۲۰۱۷ به‌عنوان معاون وزارت امور خارجه و سپس نماینده‌ ویژه‌ی ایالات متحده برای افغانستان و پاکستان خدمت کرده، این‌گونه است: «یگانه استراتژی واقع‌بینانه‌ی امریکا برای خروج –از افغانستان- حل‌وفصل –بحران افغانستان- از راه مذاکره است.»
حمایت و پشتیبانی پاکستان، به نوبه‌ی خود، برای اینکه ایالات متحده نتیجه‌ی مثبتی از اقدامات‌ و تلاش‌هایش در افغانستان داشته باشد، ضروری است. تهدید دولت ترمپ به قطع کمک‌های نظامی –که ارزش آن بالاتر از ۲ میلیارد دالر است- امریکا به اسلام‌آباد، بعید است که نتایج مطلوب و از قبل تعیین‌شده‌ی خود را در پی داشته باشد. به دو دلیل: اول، با وجود آشفتگی‌ها در روابط ایالات متحده و پاکستان پس از یازدهم سپتامبر، نیروی امریکا برای حمل‌ونقل و عبور و مرور متکی به قلمرو پاکستان –به‌عنوان جایگزین کم‌هزینه‌تر خطوط تدارکاتی که از ایران یا کشورهای آسیای مرکزی می‌گذرند- است. ریچارد اولسون سفیر ایالات متحده در پاکستان بین سال‌های ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۵، این مسأله را چنین توضیح می‌دهد: «بدون همکاری پاکستان، خطر این می‌رود که حضور ارتش ایالات متحده در افغانستان حکم نهنگ به گِل نشسته را داشته باشد». دوم، ایالات متحده بیشتر به خاطر افزایش تحرکات و فعالیت‌های –سیاسی و اقتصادی- چین، قدرت اعمال فشار و نفوذ کمتری –نسبت به سال‌های ۲۰۰۰- روی پاکستان دارد.
چین در زیر چتر ابتکار «یک کمر بند، یک راه» اش، وعده داده است که ۶۲ میلیارد دالر را روی دهلیز اقتصادی چین-پاکستان سرمایه‌گذاری کند. در حالی‌که اسلام‌آباد توقع ندارد از پکن چک خالی دریافت کند، ولی می‌تواند روی فشارهای دیپلماتیک کمتر و حمایت اقتصادی بیشتر، حساب کند. از سوی دیگر، پکن نگران این است که نفوذ روز‌افزون‌اش در اسلام‌آباد، چین را به هدف بعدی سازمان‌های تروریستی چون شبکه‌ی حقانی و لشکر طیبه تبدیل و در معرض تهدیدات تروریستی قرار دهد.
در همین آگوست گذشته رییس‌جمهور ترمپ اعلام کرد که پیروزی در افغانستان مستلزم «حمله به دشمنان ما، نابود کردن داعش، درهم‌شکستن القاعده، جلوگیری از تسلط طالبان بر کشور و متوقف کردن حملات بزرگ تروریستی علیه امریکایی‌ها پیش از وقوع آن است». در حالی‌که این تصور بخشی از آن چیزی است که او ادعا می‌کند یک استراتژی جدید و بیشتر تهاجمی است، اما در واقع به نظر نمی‌رسد که نتیجه‌ی آن به نفع –امریکا و افغانستان- باشد. و آن –نتیجه- این است: بهترین کار ممکن که ایالات متحده می‌تواند در افغانستان انجام دهد، امتداد یک بن‌بست متمادی است.

دست‌ و پاچه‌گی غنی ناشی از چیست؟

ماندگار : در حالی که کمتر از صد روز به پایان عمر حکومت وحدت ملی باقی مانده است، لغزش و دست‌و پاچه‌گی در سخنان محمد اشرف غنی رییس حکومت وحدت ملی نیز افزایش یافته است.

هرچند آقای غنی در این امر فرد با پیشینه است و لغزش‌ سخنان او هر ازگاهی سوژۀ رسانه‌‌ها بوده است. اما اخیراَ گفته که «کل مردم افغانستان اولاد ماست، وقتی پارچه پارچه می‌شوند و خون‌شان ‌جاده‌ها را می‌گیرد، این امتحان الهی است.» آقای غنی گفته به این معنا که وقتی مخالفان ما را می‌کشند، جواب ما جنگ است یا صلح؟ او گفته که به اساس آیه کریمه جواب شر را به خوبی بدهید. صلح بر جنگ افضل است. رییس حکومت وحدت ملی این سخنان را در حالی بیان می‌کند که پس از حملات ‌پیهم خونین در کابل که منجر به کشته و زخمی شدن شمار زیاد شهروندان شد و واکنش‌های تند جهانی را به دنبال داشت. دونالد ترمپ رییس جمهور امریکا گفت که دیگر با طالبان صلح نمی‌شود و شکست این گروه را با جنگ دستور داد. اما آقای غنی که پیش از آن طالبان را به عنوان مخالفان سیاسی دولت می‌دانست، پس از موقف ترمپ با تغییر “یکصدو ۸۰ درجه” گفت: طالبان فرصت‌ها را از دست داده‌اند و حکومت افغانستان صلح را در میدان جنگ جستجو خواهد کرد. اما این سخنان محمد اشرف غنی اخیراَ تغییر کرده با لغزش مواجه شد. حتا آقای غنی کشته و پارچه شدن فرزندان افغانستانی را در جاده‌ها توسط حملات انتحاری امتحان الهی می‌داند. اگر به محتوای این پیام توجه شود. گروه‌ تروریستی طالبان فرشته‌های کشتار فرزندان و نیروهای امنیتی ما شناخته شده‌اند و به اساس گفته‌های آقای غنی ملت باید در برابر این جان باختن‌ها تمکین کند و آن را امر الهی تصور کند. در حالی در هیچ ادیان استدلالی برای کشتن افراد بیگناه وجود ندارد و اسلام نیز این عمل را مردود شمرده است. آقای غنی با نزدیک‌ شدن زمان انتخابات در تلاش یک معاملۀ دیگر با گروه طالبان است. چنانچه او با معامله گلبدین حکمتیار را توانست وارد افغانستان کند، اما آقای غنی شاید نمی‌داند که معامله با گروه طالبان ممکن نیست و اگر ممکن شود به نفع او نخواهد بود. در حالی که در ۱۷ سال گذشته حکومت افغانستان همواره التماس‌گونه به طرف  گروه تروریستی طالبان دست صلح دراز کرده، اما جواب جنگ دریافت کرده است. بیش از ۲۰ مرتبه رییس جمهور پیشین به نیت صلح به پاکستان سفر کرد. حکومت وحدت ملی گروه شش نفری نظامیان کشور جهت جلب توجه پاکستان به این کشور برای آموزش اعزام کرد. تمام این تلا‌ش‌های به اصطلاح خیرگونه در برابر شر بود. اما نتیجه‌اش چه‌شد؟ افزایش حملات و کشتار فرزندان ما حتا کبوترهای که در حومۀ جاده‌های کابل پرواز می‌کردند به حالت قربانیان در چهارراه صدارت، هوتل انترکانتننتال، شش‌درک و…، ناله سر دادند. آقای غنی کمی به خود بیاید! می‌دانیم که فشارهای داخلی، بی‌ثباتی سیاسی و تلاش برای منزوی کردن جریان و شخصیت‌های سیاسی از طرف تیم‌ شما بیشتر اوضاع را به‌نفع رقیب‌های سیاسی‌تان مساعد ساخته تا شما، اما دیگر شما قاعدۀ بازی را باخته‌اید و نیاز نیست که معاملۀ را در پیش‌گیرید چون مردم دیگر به شما باور ندارند.

آقای غنی وقتی شما می‌گوید که جواب شر را باید به خیر داد، بدون آن فرق چه خواهد بود که جواب کشتن را به کشتن بدهیم. این شگرد شما تلویحاَ به سخنان گلبدین حکمتیار نزدیک‌ترین رفیق سیاسی‌تان که به اساس معاملۀ صلح وارد افغانستان شد و از مزایایی حکومت‌شما استفاد می‌برد، اما علناَ از حملات انتحاری «استشهادی» پشتبانی می‌کند مُهر تأیید می‌زند. هر چند لغزش‌ سخنان رییس حکومت وحدت ملی بی‌پیشنه نیست، اما اخیراَ ناکامی‌های حکومت او، بی‌ثباتی و افزایش حملات و آغاز شمارش معکوس دقیقه‌ها به پایان عمر حکومت وحدت ملی، او را بیشتر از پیش تحت فشار قرار داده است و سبب شده تا در جریان یک‌ماه بیش از چند مرتبه در یک مورد لغزش‌داشته باشد. آقای غنی با نزدیک‌ شدن به انتخابات که دیگر امید برای پیروزی‌اش وجود ندارد، تلاش می‌کند تا ازگروه‌های مخالف حکومت به عنوان یک‌حربه به موفقیت‌اش استفاده کند و به همین دلیل می‌خواهد جواب شر آنان را به خیر دهد. اما حال مردم میدانند که آقای غنی دست‌وپاچه شده است و دیگر کنش‌ها و واکنش‌های او بی‌تاثیر است.

اخراج پناهجویان از ممالک اروپایی و سرنوشت نامعلوم آن ها

افغانستان کشوریکه همه روزه شاهد انفجار انتحار و قتل و وحشت است و با افزایش وحشت و دهشت ارقام مهاجران و اشخاصی که وطن شان را ترک میکنند، افزایش می یابد.

سپوتنیک : اما پرسش اینجاست، که سرنوشت هموطنان ما پس از ترک وطن و رسیدن به کشورهای خارج از افغانستان چه خواهد بود. آیا کشورهای اروپایی و دیگر کشورها، تمامی پناهجویان را قبول خواهند کرد؟ پناهجویانی که از کشورهای اروپایی اخراج میشوند به کدام سرنوشت دچار خواهند شد؟ راهکار های حکومت افغانستان در قبال پناهجویان چه خواهد بود؟ در گفت و گویی که با آقای حفیظ میاخیل مشاور اطلاعاتی وزارت مهاجرین و عودت کننده گان داشتیم، آقای حفیظ از وضعیت نه چندان خوب مهاجران و پناهجویان سخن گفته و از آمار هموطنان مهاجر ما یاد نمودند.

افغانستان بیش از ۵.۶ میلیون مهاجر در جهان دارد
به گفته ی آقای میاخیل ۵.۶ میلیون شهروند افغانستان در ۵۶ کشور جهان مهاجر شده اند، که بیشترین این مهاجران در سه حوزه جهان به خصوص دو کشور همسایه ایران و پاکستان که در آن نزدیک ۵ میلیون مهاجر افغانستانی است و نزدیک به ۵۰۰ هزار تن در ممالک اروپایی و باقی مهاجران در مملکت های استرالیا، ترکیه و امریکا مهاجر شده و زندگی می کنند.
طبق آمار داده شده در پایان سال ۲۰۱۵ پس از خروج نیرو های خارجی حدود ۲۵۰ هزار شهروند افغانستانی از افغانستان بیرون شده و راهی ممالک اروپایی شده اند، که بیشتر این مهاجران با مشکلات و سختی های زیادی راه روبرو شده اند. بعضی از مهاجران غرق شده بعضی کشته شده و شماری هم دستگیر و دوباره به افغانستان فرستاده شده اند.
علت عدم پذیرش مهاجران افغانستانی در کشورهایی اروپایی
محدودیت های مرزی وضع شده، شرایط و قوانین مهاجرت و پالیسی ها سخت تر شده، و راه برای رسیدن و حتی قبول شدن در کشورهای اروپایی سخت و یا ناممکن شده، چون کشورهای اروپایی ظرفیت جذب این همه مهاجر را ندارند و حتی تصمیم بر آن شده تا نزدیک به ۵۸۰ تن از این مهاجران از کشورهای اروپایی اخراج و دوباره به کشورشان برگردانده شوند. اما حکومت افغانستان با روی دست گرفتن پلان ها و برنامه ها برای جلوگیری از اخراج کتلوی پناهجویان از اخراج مهاجران جلوگیری نمود.
علت اصلی مهاجر شدن شهروندان افغانستان چیست؟
آقای میاخیل در پاسخ به این پرسش که علت های اصلی مهاجر شدن شهروندان افغانستان و اخراج آنها از کشورهای اروپایی چنین گفت: ناامنی خود از دغدغه های روزگار گذشته و حال شهروندان افغانستان است، جنگ های داخلی، حضور طالبان، جنگ علیه تروریزم، فقر گسترده، بیکاری و اقتصاد ضعیف میتواند از دلایل مهاجر شدن شهروندان افغانستان باشد. و اما دلیل اخراج پناهجویان از کشورهای اروپایی را می توان نداشتن ظرفیت جذب کتلوی مهاجران افغانستانی و نبودن کیس های درست پناهجویان و نداشتن شرایط پناهجویی و دلایل دیگر دانست.

چه سرنوشتی در انتظار پناهجویان اخراجی است؟
آقای میاخیل در رابطه به سرنوشت پناهجویان پس از اخراج شان از کشورهای اروپایی گفت: ما طی مذاکرات با اتحادیه اروپا و کشورهای آلمان و فنلند به مدیریت مشترک و امضای تفاهم نامه ی که به اساس قوانین جهانی پذیرش مهاجران میباشد، موافقت نمودیم و در این تفاهم نامه حقوق مهاجران، مراحل محاکماتی، رسیدگی به کیس های پناهجویان بصورت جداگانه و اخراج نکردن اطفال، بانوان و اشخاص بی سرپرست را گنجانیده ایم.
وهاب مهدوی یکتن از پناهنده ای افغانستانی که پس از شش سال زندگی در اروپا به افغانستان آمده درباره زندگی و مصروفیت اش در اروپا چنین می گوید:
من وهاب مهدوی متولد سال 25/12/1984 هستم. پس از آن که شرایط زندگی در افغانستان سخت شد به اروپا سفر کردم و از سال 2008 تا 2014 در آنجا زندگی کردم.

از او پرسیدم که چگونه و چندبار به اروپا سفر کرده؟
او گفت: من دوبار به اروپا از طریق زمینی به صورت قاچاقی سفر نموده ام. بار نخست در سال 2008 و به مدت شش سال یعنی تا سال 2014، و بار دوم در سال 2015 میلادی به مدت 5 ماه در اروپا بودم.

او درباره مصروفیت اش در کشورهای اروپایی چنین گفت: من در شهر آلتای ناروی مشغول گاو داری و کشاورزی بودم.
از و پرسیدیم که چطور شد، که به افغانستان دوباره برگشت، آیا او را از آنجا بیرون کرده و یا داوطلبانه به افغانستان برگشته، او در پاسخ چنین گفت: بار نخست خودم داوطلبانه به افغانستان برگشتم، اما بار دوم از ناروی اخراج شدم.
او دلیل برگشتش را به افغانستان چنین بیان می کند: دلیل برگشت من از ناروی قبول نشدن، بی سرنوشتی و دریافت پاسخ منفی از اداره مهاجرت آن کشور بود.
گفتیم برای ما از تجربه خود از سفر اروپا به ما بگوید، او چنین گفت: از این سفر من یک دنیا تجربه کشاورزی و گاو داری بدست آوردم و اکنون هم مشغول کار کشاورزی و گاو داری در افغانستان هستم.

از او پرسیدیم که در افغانستان داشتن گاوداری مشکلات زیاد ندارد، در پاسخ گفت: بلی در افغانستان گاوداری مشکلات زیادی دارد و هر کاری در اینجا چالش های خود را دارد و ما هم در اینجا با چالش های جدی روبرو هستیم که می توان مشکلات عمده آن را نبود امکانات، خرابی راه مواصلاتی، امنیت راه مواصلاتی و نرسیدن محصولات در زمان معین به بازار فروش نام برد.

چرا «چابکی سازمانی» برای نمایندگی‌های سیاسی افغانستان در ایران ضروری است؟

یکی از موارد مهم در ارائه خدمات به مراجعین و از سویی جلب رضایت افغانستانی‌ها در ارتباط با سفارت افغانستان در ایران، ارائه خدمات بهتر مبتنی بر سرعت است، مسئله‌ای که هر چند شاهد بهبود وضعیت آن هستیم اما هنوز در مواردی جای بحث و صحبت دارد.

«غلامرضا خرمی» فعال حوزه مهاجرین با ارسال یادداشتی به خبرگزاری تسنیم در این باره نوشت: چابکی ( Agility) سازمانی عنوان جدیدی است که در مباحث حکومت داری خوب مطرح می‌شود و این پارادایم نقش بسزایی در پاسخ گویی و واکنش سریع و موفقیت‌آمیز به تغییرات محیطی و عامل مهمی برای اثربخشی سازمان ها به شمار می‌رود .

توزیع گذرنامه‌ و شناسنامه‌های الکترونیکی بدون شک، یک نوع چابکی سازمانی(Organizational Agility ) را در روند دولت سازی و حکومت‌داری خوب در ساختار حکومتی افغانستان نشان داد، پروسه‌ای که شروع آن از مطالبات مهاجرین افغانستانی در دو کشور ایران و پاکستان به شمار می‌رفت. آغاز این روند نشانه‌ای از تلاش برای چابک سازی و مهندسی مجدد نهادهای بخش عمومی بود که نهایتاً به ساختارشکنی سنتی در نحوه اداره کرد آن در سازمان های دولتی منجر می‌شد.

برنامه‌ریزی برای انعطاف پذیری، سرعت و کیفیت در ارائه خدمات و استفاده از تمام ظرفیت‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات از مشخصه‌های سازمان های چابک است و البته، نگرش و تفکر رهبری ارگان‌های بخش عمومی، در چابک‌سازی نقش مهمی را ایفا می‌کند، چرا که نحوه نگاه مدیران ارشد به سازمان و مردم، نقطه وصل مردم به حکومت است.

نگاه و برخورد سفارت جمهوری اسلامی افغانستان در تهران در سال‌های اخیر تاحدودی بهبود یافته و تعامل بهتری با مردم شکل گرفته است که البته تا حدودی زیادی به موضوع چابک سازی در روند ارائه خدمات برمی‌گردد.

امروزه مطالبات مهاجرین، در تکریم، ارائه خدمات موثر، باکیفیت ، کارا و هم در اطلاع رسانی دقیق و سریع است، خدماتی که با هزینه و اتلاف وقت کمتر و البته به دور از سودجویی افراد دیگر ممکن می‌شود. سفارت جمهوری اسلامی افغانستان در تهران، برای نیل به چابکی سازمانی بهتر و عمل موثرتر در امر اطلاع‌رسانی و ارائه خدمات اثربخش در آگاه‌سازی مهاجرین، برای توزیع گذرنامه‌های الکترونیکی می‌تواند، از ارتباطات پیامکی (SMS) برای اطلاع رسانی شهروندان کشور بهره گیرد و مهاجرین را از مرحله مرحله صدور گذرنامه و خدمات دیگر سفارت آگاه کند.

بدون شک در بین مهاجرین افغانستانی افرادی هستند، که نه سواد خواندن حروف انگلیسی را دارند و نه دسترسی به شبکه‌های مجازی، نظیر تلگرام و نه سایت‌های اینترنتی را، بنابراین شکاف دیجیتالی و سواد الکترونیکی در بین مهاجرین افغانستانی مشهود است و باید به دنبال مکانیزم‌های سهل‌تری برای تسهیل ارتباط با این اقشار که تعدادشان هم زیاد است سنجیده شود اما همین تعداد از مردم سواد حداقلی، برای خواندن حروف فارسی/ دری و همچنان دسترسی به موبایل ساده را دارند و اطلاع رسانی به شیوه پیامکی (SMS) می‌تواند، هم زمینه سودجویی افراد و مراکز غیرمجاز را از افرادی که دارای سواد کم هستند کاهش داده و هم شیوه موثری برای آگاه سازی بوده و همچنان این قابلیت را دارد،  که از صف بندی‌های طویل در مقابل سفارت جلوگیری کرده  و سردرگمی های  مردم را کاهش دهد.

استفاده موثر نهادهای دولتی و عمومی از تمامی ظرفیت‌های بستر فناوری اطلاعات و ارتباطات نقطه مثبتی را برای تعامل دوسویه با مردم شکل می‌دهد و این تعامل دوسویه ظرفیتی را برای شفاف سازی و آگاه سازی افکار عمومی فراهم می‌کند، در نهایت هر چقدر مکانیزم همراهی و هم آهنگی نهادهای حکومتی با مردم سهل‌تر و عامه محور باشد گامی در راستای ترویج خدمات عمومی و رفاه عامه مردم به شمار می‌رود.

 

دبیرکل سازمان ملل : به جهنم روی زمین در غوطه شرقی پایان دهید

 

حملات در غوطه شرقی تشدید شده است

آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد، در اظهاراتی خواهان اعمال آتش‌بس فوری در سوریه شده و تاکید کرده است که باید به این “جهنم روی زمین” پایان داد.

اظهارات آقای گوترش همزمان است با تشدید حملات در منطقه غوطه شرقی که براساس گزارشها در یکی دو روز گذشته و علیرغم توافق شورای امنیت برسر آتش‌بس، تعدادی کشته برجای گذاشته است.

ساعاتی پیش مسئولان بیمارستانی در منطقه غوطه شرقی سوریه که تحت کنترل شورشیان است گفتند که در جریان حملات متداوم نیروهای طرفدار حکومت بشار اسد، چندین نفر دچار مشکلات سلامتی شده‌اند که شبیه نتیجه تماس با گاز کلر است.

به گفته این مسئولان قربانیان حملات و رانندگان آمبولانسها گزارش کرده‌اند که بعد از وقوع یک انفجار بوی گاز کلر به هوا برخواسته است.

حداقل ۱۸ نفر با کمک کپسول اکسپژن تحت درمان قرار گرفته‌اند. گزارش شده است که دستکم یک کودک بر اثر این حملات خفه شده است.

حکومت سوریه همواره هرگونه استفاده از سلاحهای شیمیایی را رد کرده است.

درگیریها در غوطه شرقی علیرغم رای شورای امنیت سازمان ملل برای آتش بس در سوریه و بویژه این منطقه هنوز ادامه دارد.

 

شورای امنیت سازمان ملل متحد روز شنبه ۲۴ فوریه طی قطعنامه ای خواستار آتش بسی ۳۰ روزه در سراسر سوریه شد.

این قطعنامه به خصوص در واکنش به بمباران شدید غوطه شرقی در هفته گذشته که باعث مرگ بیش از ۵۰۰ غیرنظامی شد صادر شد.

شورای امنیت سازمان ملل متحد پس از سه روز مذاکرات فشرده به اتفاق آراء آن قطعنامه را تصویب کرد.

در قطعنامه سازمان ملل، اشخاص، گروه‌ها و نهادهایی که پیشتر توسط سازمان ملل متحد تروریستی اعلام شده اند، از جمله القاعده، گروه موسوم به دولت اسلامی (داعش) و جبهه نصرت (که پس از ادغام با گروه‌های سفلی دیگر هیئت تحریر شام خوانده می شود) نیز از آتش بس مستثنی اعلام شده اند.

قطعنامه شورا برای آغاز آتش بس تاریخ دقیقی تعیین نکرده ولی از طرفین درگیر خواسته است که “بی‌معطلی” آن را به اجرا بگذارند.

انتقاد ایران

یک مقام بلندپایه نظامی ایران ضمن انتقاد از قطعنامه تازه شورای امنیت سازمان ملل برای برقراری آتش بس موقت در سوریه می گوید که عملیات ارتش سوریه و نیروهای حامی آن علیه شورشیان در بخشی از حومه دمشق ادامه خواهد یافت.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، نزدیک به سپاه پاسداران، سرلشکر محمد باقری رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ایران، روز یکشنبه گفت: “ما به این قطعنامه پایبند خواهیم بود، سوریه نیز پایبند است. بخش‌هایی از حومه دمشق که در اختیار تروریست‌ها است مورد آتش‌بس نیستند و پاکسازی در آنها ادامه خواهد داشت.”

آقای باقری در انتقاد از این قطعنامه گفت: “این بار هم مانند دفعات گذشته کسانی که خواهان امنیت و آرامش سوریه نیستند وقتی دیدند ارتش و حکومت سوریه می‌خواهد حومه دمشق را پاکسازی کند علم آتش‌بس برداشتند تا بتوانند از تروریست‌ها حمایت کنند.”

 

 

 

 

کمیسیون انتخابات: تغییر نظام انتخاباتی، انتخابات را به تاخیر می‌اندازد

کمیسیون مستقل انتخابات اعلام کرده برگزاری انتخابات در سال آینده مشروط به تامین شدن بودجه مورد نیاز و امنیت روند می‌باشد

کمیسیون مستقل انتخابات اعلامیه‌ای را در پاسخ به خواست احزاب و جریان‌های سیاسی افغانستان مبنی بر تغییر نظام انتخاباتی این کشور منتشر کرده است.

در این اعلامیه که امروز دوشنبه هفتم حوت/اسفند نشر شده، آمده که “تغییر نظام انتخاباتی در این برهه حساس زمانی، آمادگی‌های برای انتخابات پیش‌رو را به شدت متاثر ساخته و امکان می‌رود برگزاری انتخابات در سال ۱۳۹۷ را با تاخیر مواجه سازد.”

کمیسیون مستقل انتخابات افغانستان اعلام کرده بود که انتخابات پارلمانی افغانستان به تاریخ ۱۶ سرطان/تیر سال آینده برگزار خواهد شد اما به تازگی مقامات این نهاد اعلام کردند ممکن است این انتخابات با کمی تاخیر برگزار شود.

در اعلامیه امروزی این کمیسیون نیز بدون مشخص شدن ماه و روز آمده که این کمیسیون متعهد به برگزاری انتخابات پارلمانی و شوراهای ولسوالی‌ها در سال ۱۳۹۷ می‌باشد مشروط به این که بودجه مورد ضرورت این روند در زمان معینه آن فراهم و امنیت روند تامین گردد.

کمیسیون همچنین تاکید کرده که این نهاد در روند انتخابات به گونه دوامدار با احزاب سیاسی مشورت خواهد کرد و از معرفی نمایندگان دایمی آنها برای آگاهی از امور انتخابات استقبال می‌کند.

دو روز پیش شماری از احزب و جریان‌های سیاسی افغانستان خواستار تغییر نظام انتخاباتی پارلمان به از نظام انتخاباتی اکثریتی ‘رای واحد غیرقابل انتقال ‘ به نظام تناسبی ‘تک‌رای انتقال‌پذیر ‘ شدند. هدف این خواسته احزاب، تثبیت سهم و نقش احزاب در پارلمان خوانده شده است.

رهبران و نمایندگان حدود ۲۰ حزب و جریان سیاسی از جمله حزب جمعیت، حزب اسلامی (حکمتیار)، حزب جنبش و حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان در اعلام این خواست اشتراک داشتند.

محی‌الدین مهدی، به نمایندگی از احزاب سیاسی در این نشست گفت که به منظور جلوگیری از هدر رفتن آرای مردم، برای احزاب سیاسی و ائتلاف‌ها “آرای هر حوزه در درون فهرست‌ها قابل انتقال باشد”.

این احزاب همچنین تاکید کردند که انتخابات پارلمانی باید تا اوایل میزان/مهر سال آینده برگزار شود.

نمایندگان شماری از احزاب و جریانهای سیاسی خواستار نظام انتخاباتی تناسبی در این کشور شدند

نظام انتخاباتی در افغانستان

پیشنهاد سازمان ملل متحد در سال ۲۰۰۴ برای انتخابات مجلس نمایندگان افغانستان نظام نمایندگی تناسبی بود، اما حامد کرزی، رئیس جمهوری پیشین با گروه مشورتی خود قانون انتخابات سال ۲۰۰۴ را نظام رای واحد غیرقابل انتقال تعیین کرد. در هر دو انتخابات سال‌های ۲۰۰۵ و۲۰۱۰ شورای ملی همین سیستم استفاده شد.

نمایندگی تناسبی یک سیستم انتخاباتی است که هدفش برقراری تناسب بین تعداد نمایندگان احزاب در پارلمان و میزان رای آن‌ها در انتخابات است.

در آخرین قانون انتخابات افغانستان که قبلا توسط شورای ملی افغانستان (پارلمان و سنا) تصویب شد، یکی از بحث‌های اصلی در کنار ساختار کمیسیون‌های انتخاباتی، نظام انتخاباتی بوده است.

همچنین در بخشی از توافقنامه سیاسی میان اشرف غنی و عبدالله عبدالله، رئیس‌جمهوری و رئیس اجرایی افغانستان، بر اصلاح نظام و ساختار نهادهای انتخاباتی افغانستان تاکید شده است.

نظام رأی واحد غیرقابل انتقال درسال‌های اخیر از طرف جامعه مدنی، احزاب سیاسی، تعداد از اعضای شورای ملی، کارشناسان داخلی و خارجی مورد انتقاد قرار گرفته و پیشنهاد شده است که در انتخابات مجلس نمایندگان و شوراهای ولایتی از نظام تناسبی استفاده شود.

منتقدان نظام کنونی می‌گویند که که نظام رأی واحد غیرقابل انتقال، کاندیداهای نهادهای انتخابی را تشویق می‌کند از تعدد و تنوع اجتماعی استفاده‌ای ابزاری کنند و “برای جلب رأی مردم به مسایل قومی، زبانی، مذهبی و منطقه‌ای دامن بزنند”.

آنها نظام تناسبی را به عنوان “گزینه برتر” پیشنهاد می‌کنند. به باور آنها، در نظام تناسبی احزاب سیاسی خود نامزد می‌شوند و تعداد کرسی احزاب به میزان آرایی بستگی دارد که به دست می‌آورند. “میزان مسئولیت‌پذیری احزاب در مقایسه با اشخاص مستقل به مراتب بالاتر است”.

اما، عدم وجود احزاب “فعال و فراگیر” و پیچیدگی نظام تناسبی از جمله مواردی است که حامیان نظام کنونی انتخاباتی از آن نام می‌برند.

تشکیل و فعالیت احزاب سیاسی با انگیزه‌های قومی، سمتی و مذهبی بر اساس قانون در افغانستان ممنوع است.

 

 

 

اخبار فوری جهان :  رایزنی آلمان، فرانسه و روسیه برای اجرای آتش‌بس در سوریه

 

 

روسیه – حامی بزرگ حکومت بشار اسد – بر تغییر متن پیش نویس قطعنامه که توسط کویت و سوئد ارائه شده بود تاکید داشت

خبرگزاری فرانسه گزارش کرده است که رهبران آلمان و فرانسه می‌خواهند تا با رهبر روسیه درخصوص اجرای آتش‌بس اعلام شده از سوی سازمان ملل در سوریه گفتگو کنند.

این دو کشور پیشتر از روسیه که نقش محوری در تحولات سوریه دارد، خواسته بودند تا از تلاش برای آتش‌بس در سوریه حمایت کند.

همزمان به نقل از آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد، گزارش شده است که وی بر اجرای “فوری” این آتش‌بس تاکید کرده است.

ایران نیز که یکی از بازیگران اصلی در مناقشه سوریه است گفته که از آتش‌بس اعلام شده در سوریه حمایت می‌کند.

در همین خصوص خبرگزاری تسنیم به نقل از سرلشکر محمد باقری، رئیس ستادکل نیروهای مسلح ایران گزارش کرد که: “ما به قطعنامه آتش‌بس پایبند خواهیم بود، سوریه نیز پایبند است.” اگرچه همین خبرگزاری به نقل از این فرمانده ارشد نظامی ایران گفته است که “بخش‌هایی از حومه دمشق که در اختیار تروریست‌ها است مورد آتش‌بس نیستند و پاکسازی در آنها ادامه خواهد داشت.”

رای آتش‌بس شورای امنیت

شب گذشته شورای امنیت سازمان ملل متحد در نهایت و پس از سه روز مذاکرات فشرده به اتفاق آراء قطعنامه‎ای را تصویب کرد که خواهان برقراری یک آتش بس ۳۰ روزه در سراسر سوریه شد.

همه ۱۵ عضو شورای امنیت از جمله روسیه – حامی بزرگ حکومت بشار اسد – به این پیش نویس که توسط کویت و سوئد ارائه شده بود، رای مثبت دادند.

قطعنامه شورا در حالی تصویب شد که بنا بر گزارش ها، تعداد کشته ‏های حملات هوایی ارتش سوریه به ناحیه غوطه شرقی در نزدیکی دمشق، پایتخت، به بیشتر از ۵۰۰ نفر رسیده است. گفته می شود که حداقل ۱۲۷ نفر از کشته‌ها کودک هستند.

هرچند امید می‌رود که با برقراری آتش‌بس زمینه برای امدادرسانی به مردم گرفتار در غوطه شرقی و سایر نواحی جنگ زده سوریه فراهم شود، خبرگزاری رویترز گزارش داده است که مدت کوتاهی پس از تصویب قطعنامه، بخشی از غوطه یک بار دیگر بمباران شد.

دیدبان حقوق بشر سوریه – مستقر در لندن – می گوید که حداقل ۴۱ نفر، از جمله هشت کودک، طی حملات روز شنبه (۲۴ فوریه) در غوطه کشته شدند.

قطعنامه شورا برای آغاز آتش بس تاریخ دقیقی تعیین نکرده ولی از طرفین درگیر خواسته است که “بی‌معطلی” آن را به اجرا بگذارند.

در این قطعنامه، اشخاص، گروه‌ها و نهادهایی که پیشتر توسط سازمان ملل متحد تروریستی اعلام شده اند، از جمله القاعده، گروه موسوم به دولت اسلامی (داعش) و جبهه نصرت (که پس از ادغام با گروه‌های سفلی دیگر هیئت تحریر شام خوانده می شود) نیز از آتش بس مستثنی اعلام شده‌اند.

کنترل غوطه شرقی در اختیار چند گروه اسلامگرای مسلح است؛ گفته می‌شود که هیئت تحریر شام نیز کنترل بخش‌هایی از آن را در اختیار دارد.

 

بنا بر گزارش ها، حداقل ۱۲۷ کودک در ظرف یک هفته در غوطه شرقی کشته شده اند

نیکی هیلی، سفیر آمریکا در سازمان ملل متحد، روز شنبه خواهان اجرای فوری آتش بس شد. او گفت تردید دارد که حکومت سوریه مفاد قطعنامه را اجرا کند.

خانم هیلی همچنین روسیه را به کارشکنی در گفتگوها برای به تاخیر انداختن تصویب قطعنامه متهم کرد. فرانسوا دلاتره، سفیر فرانسه، هم گفت که قطعنامه “خیلی دیر” تصویب شد.

این در حالیست که واسیلی نبنزیا، نماینده روسیه، اتهام کارشکنی در مسیر تصویب پیش نویس را رد کرد و گفت که مذاکرات بیشتری برای رسیدن به قطعنامه‌ای که اجرای آن امکان پذیر باشد لازم بود.

بشار جعفری، نماینده سوریه در سازمان ملل هم در این جلسه حضور داشت.

نیروهای دولت سوریه بمباران غوطه را از یکشنبه گذشته آغاز کرده‌اند و می‌گویند مخالفان مسلحی که این منطقه را در کنترل دارند، به دمشق حمله کرده‌اند.

برخی گروه‌های حاضر در غوطه می‌گویند حضور شبه نظامیان اسلامگرای افراطی تنها بهانه‌ای برای حملات جاری است.

آمریکا روسیه را هم به نقش داشتن در بمباران غوطه متهم کرده، اتهامی که روسیه رد می‌کند.

 

وزیر داخله: عامل شلیک‌های شب‌های گذشته وزیران، نمایندگان و مقام‌های ارشد بودند

 

به گفته آقای برمک به شماری از افراد در حکومت گذشته دوشکا، تیربار و راکت انداز داده شده است.

ویس احمد برمک، وزیر کشور/ داخله افغانستان اعلام کرد که عامل شلیک‌های شب‌های گذشته به مناسبت پیروزی بازیکنان افغان در مسابقه‌های کریکت و مبارزات آزاد، “وزیران، نمایندگان مجلس و مقام‌های ارشد دولتی بوده‌اند.”

شب دوشنبه گذشته، ۳۰ دلو/بهمن، به دلیل پیروزی تیم ملی کریکت افغانستان مقابل زیمباوی، کابل شاهد تیراندازی شدید بود. همچنین شب جمعه گذشته نیز به دلیل پیروزی سه ورزشکار افغان در مسابقات مبارزات آزاد دوباره این شهر شاهد آتش‌باری سنگین بود.

این آتشباری و شلیک هوایی شادیانه باعث ایجاد ترس شدید در میان مردم شد. از طرف دیگر مشخص شد که شماری زیادی از ساکنان این شهر مسلح هستند.

در رسانه‌های اجتماعی و جمعی نیز از ضعف نیروهای پلیس و وزارت داخله افغانستان به شدت انتقاد شد. بخصوص بعد از اینکه آقای برمک در صفحه رسمی فیسبوک خود در زمان این تیراندازی، پیروزی ورزشکاران افغانستان را تبریک گفت.

آقای برمک امروز، یکشنبه، ششم حوت/ اسفند، گفت که بیشتر گلوله‌باری شب‌های گذشته از خانه‌های شده که بزرگان این کشور هستند. “یا وزیران ما هستند، یا وکلای ما هستند یا ریسان ما هستند.”

او گفت که “در خیرخانه وحشت بود. شادیانه نبود. در حوزه‌های سوم، پنجم و ششم پلیس همچنین.”

پیام تبریکی وزیر امور داخله، ویس احمد برمک:
پیروزی باز محمد مبارز، ورزشکار پر تلاش و سفیر افتخاری پولیس ملی در مقابل حریف سکاتلندی اش؛ به کافۀ ملت افغانستان مبارک باد!

 

پایان پست فیسبوک شماره از Wais Ahmad Barmak- ویس احمد برمک

به گفته او به شماری از این افراد در حکومت گذشته دوشکا، تیربار و راکت‌انداز داده شده که این افراد باید بیایند و سلاح‌های خود را مطابق طرزالعمل جدید حمل سلاح ثبت کنند یا از رئیس جمهوری مکتوب بیاورند.

آقای برمک تاکید کرد که سلاح‌های اضافه باید مصادره شوند و باید دارندگان آنها جواز حمل سلاح بگیرند.

وزیر کشور افغانستان از مقام‌های که در شب‌های گذشته اقدام به تیرباری در کابل کرده بودند، خواست که به محافظان خود بگویند که سلاح برای محافظت است، نه برای مختل کردن نظم عمومی.

او گفت پلیس برای جلوگیری از این مشکلات تلاش خواهد کرد تا تمام سلاح‌ها را ثبت و هویت افرادی را که در کابل زندگی می‌کنند، نیز شناسایی کند.

آقای برمک از مردم خواست که برای تامین امنیت همکاری کنند، زیرا نیروهای پلیس به اندازه‌ای نیست که بتوانند به تمام مشکلات و ناامنی به تنهایی رسیدگی کنند.

 

Sarzamine Aryan - سرزمین آریان © 2016