اخبار روز :رییس‌جمهور میان دو سنگ آسیاب

رییس‌جمهور میان دو سنگ آسیاب

اطلاعات روز : سید قدرت‌الله از متنفذان ولسوالی قیصار ـ از زبان فردی که زخمی شده و به دلایل امنیتی نمی‌خواهد اسمی ازش برده شود ـ به بی‌بی‌سی نقل کرده و گفته است: «ما سوار بر دو نفربر پلیس بودیم، از دروازه اول امنیتی گذشتیم در دروازه دوم از ما خواسته شد که سلاح‌های خود را به زمین بگذاریم، خودرویی که آقای قیصاری سوار آن بود از سومین و آخرین دروازه امنیتی هم گذشت اما، ما خود را در محاصره نیروهای ویژه ارتش یافتیم. هر نفر ما را ده سرباز ارتش محاصره کرده بودند، دست‌های همه را بستند و در همان لحظه اول چندین گلوله به بطن و پای من و دو سه نفر دیگر شلیک کردند، رحمت‌الله در اثر خونریزی فوت کرد.»

این نقل قول غیرمستقیم در دهمین روز اعتراضات گسترده درشمال افغانستان منتشر شد. پیش از این منابعی به اطلاعات روز نیز چنین روایتی را تایید کرده بود. روایتی که ادعای دولت و نهادهای امنیتی مستقر در شمال را به چالش کشید. نهاد های امنیتی مستقر در شمال به رسانه‌ها گفته بودند: «چند تن از نیروهای قیصاری طی یک در گیری با نیروهای امنیتی کشته شده‌اند»

پس از چاشت دیروز ویدیوی از صحن لوای اول، قول اردوی ۲۰۹ شاهین در ولایت فاریاب منتشر شد که آشکارا بیان‌گر شکنجه‌ی محافظان اسیر شده‌ی قیصاری است و خلاف قانون و کرامت انسانی.

رییس‌جمهور غنی که در آغاز این عملیات پیچیده با افتخار از دست‌گیری افراد مسلح غیرمسوول یاد کرده بود، اکنون به صورت غیرمستقیم در مذاکرات رهایی قیصاری و برگشت جنرال دوستم حضور دارد. غنی به معاون دومش، سرور دانش در حالی که بکس‌اش را از ترکیه برای برگشت به افغانستان بسته بود، دستور داد که با جنرال دوستم وارد مذاکره شود. این تصمیم درحالی اتخاذ شد که حداقل در دو ولایت شمالی تخار و فاریاب ادارات دولتی تعطیل شد و عکس رییس‌جمهور درچند ولایت با خشم فراوان توسط معترضان از دروازه‌ها و سطح شهر پایین کشیده شد. ده روز اعتراضات در شمال افغانستان در حالی پایان یافت که نزدیکان جنرال دوستم و منابعی از ارگ ریاست‌جمهوری در صحبت با رسانه‌ها گفته بودند که مذاکرات برای برگشت جنرال دوستم به افغانستان و رهایی آقای قیصاری به نتیجه نزدیک شده است.

این تلاش‌های سیاسی غیرمستقیم در انقره، بیان‌گر عقب‌نشینی رییس‌جمهور است. اکنون اشرف غنی علیه حرف‌هایی قرار گرفته که قبلاً خودش زده بود. او نوید دست‌گیری چهار فرد مسلح غیرمسوول را به رسانه‌ها اعلان کرده بود. اشرف غنی درحالی که حدوداً ده روز قبل یکی از افتخارات دولتش را مبارزه قاطع با افراد مسلح غیرمسوول عنوان می‌کرد، اکنون مصرانه در پی به نتیجه رساندن مذاکره‌ی است که موضوع آن بخشش آزادی قیصاری است.

پرونده‌ی قیصاری تا این‌جای کار بیان‌گر آشفتگی رییس‌جمهور در اعمال قدرت است. او شتاب زده اقدام به دست‌گیری قیصاری کرد و اکنون مصرانه در یک سوی میز مذاکره آزادی این فرمانده مسلح غیر مسوول نشسته است. این شتاب‌زدگی رییس‌جمهور را در میان دو سنگ آسیاب قرار داده است. قیصاری رها شود و اقتداری که با قیمت چندین مورد نقض قانون به دست آمده بود بشکند، یا آشوب در شمال حکومت غنی را تا سرحد از هم‌فروپاشیدن بلعیده برود؟

رییس‌جمهور بخشی از افغانستان یا شاید تمام این کشور را با روزهای سختی مواجه کرده است. یک طرف پول ناتو و جامعه‌ جهانی برای پایداری و طرف دیگر ۱۰۰ جنازه از سربازان امنیتی در دو ولایت فاریاب و قندوز در چهار روز. یک طرف نوید در بند کردن افراد مسلح غیر مسوول، طرف دیگر معترضان خشمگین کفن پوشیده که دروازه‌های دولت را بسته‌اند. رییس‌جمهور در چنین وضعیتی چه مسیری را انتخاب می‌کند؟

به نطر می‌رسد اوضاع از دست اشرف غنی بیرون شده است. او در حلقه‌ی از مأموران و مقامات نزدیک به خودش تشویق به تکرار رفتار با قیصاری می‌شود و طرف دیگر برای حفظ ثبات و توجه به اعتراضات مردمی تحت فشار قرار می‌گیرد. اشرف غنی میان نزدیکان جوان و دموکرات و پیران سیاست مدار و مکارش راه گم کرده است. او بدون هیچ تعارفی میان دو سنگ آسیاب افتاده و بعید است بداند که درست چیست و درست‌تر چه؟

اکنون زمان آن است که رییس‌جمهور مرحله به مرحله دستورش را برای گرفتاری قیصاری پی‌گیری کند. چه کسی مسوول اجرای آن دستور بود؟ دستور چگونه اجرا شد؟ آیا قیصاری به جلسه‌ی خواسته شد و گرفتار شد؟ آیا محافظان او برخلاف قانون و با نقض کرامت انسانی‌شان دست‌گیر و مورد بدرفتاری قرار گرفت؟ آیا قیصاری آن‌گونه که او می‌خواست به کابل منتقل شد؟ آیا پیش‌بینی قبلی از پیامدهای گرفتاری قیصاری وجود داشت؟ آیا توافق همین بود که گرفتاری قیصاری هیچ آبی را از آب تکان نمی‌دهد و مردم گل سرخ، فرش راه رییس‌جمهور خواهند کرد؟  ومهم‌تر از همه آیا کلیت فرایند با تصمیم و توافق رییس‌جمهور و آن‌گونه که گزارش‌های رسمی نزدیکان او نشان می‌دهد، اتفاق افتاده؟

افغانستان شاهد رفت و آمد شاهان و افراد زیاد در کرسی قدرت بوده است. قبرهای زیادی در نتیجه‌ی جنگ قدرت کنده شده است. افراد زیادی در گذشته‌ی افغانستان با توطئه‌های سیاسی دفن شده است و این چرخه هر زمانی می‌تواند بچرخد به ویژه در آستانه‌ی یک تحول سیاسی که روند آن از حالا تا انتخابات بعدی آغاز شده است. رییس‌جمهور غنی استثنا نیست و محافطت از او فقط توسط نیروهای ویژه امنیتی مستقر در کاخ ریاست‌جمهوری ممکن نیست. رییس‌جمهور بیشتر از جانش نیاز به توجه به روندهای سیاسی، امنیتی، اقتصادی و استخباراتی دارد که می‌توانند علاوه بر ناکام‌سازی تصمیمات و دساتیر او، افغانستان را با بحران مواجه کند. این خاصیت قدرت در کشورهایی است که افراد بالاتر از قانون، قبیله پایدارتر از نهادها و منافع فردی مهم‌تر و صد مرتبه مهمتر از منافع ملی و وفاداری است.

رویدادی تکان‌دهنده و شرم‌آور

۸ صبح : ماجرای دست‌گیری نظام‌الدین قیصاری ابعاد جنجال‌آفرین و شرم‌آوری یافته است. حکومت با برخورد نادرست و غیرحرفه‌ای، ماجرا را پیچیده‌تر ساخته است. با انتشار عکس‌های افراد قیصاری که ظاهراً از سوی نیروهای امنیتی افغان تحقیر، آزار، اذیت و کشته شده‌اند، مسئله‌ی حقوق بشر و جنایات جنگی نیز به قضیه افزود شده است.

واقعیت این است که قیصاری یک قومندان محلی بود، ولی حکومت آن را تبدیل به قهرمان بخشی از مردم افغانستان کرده و برای مقاومت در برابر حکومت انگیزه بخشیده است. موضوع تنها این نیست که چرا قیصاری گرفتار شد و یا حکومت حق ندارد که در برابر نیروهای محلی سرکش وارد عمل شود. مسئله‌ی اصلی این است که حکومت با برخورد نادرست، قضیه‌ی دست‌گیری قیصاری را به شکل بسیار بدی مدیریت کرده است.

برخی گزارش‌ها حاکی از آن است که حکومت با نمایندگان جنرال دوستم بر سر قضیه‌ی قیصاری وارد مذاکره شده است. حکومت با توجه به سکوت غیرقابل توجیهش در باب این پرونده، چاقوی منتقدان خود را دسته کرده و جایگاهش را در میان اوزبیک‌های شمال افغانستان به شدت متزلزل ساخته است. در عکس‌های منتشر شده از فاریاب دیده می‌شود که مردم تصویر آقای غنی را از سر دروازه‌ی ساختمان ولایت به پایین کشیده‌اند.

اکنون، با انتشار عکس‌ها و ویدیوهای قتل و آزار و اذیت افراد قیصاری نه تنها خشم معترضان اوزبیک در شمال افزایش یافته است که پای اتهام نقض حقوق بشر و جنایات جنگی نسبت به نیروهای امنیتی افغان نیز به میان آمده است. حکومت به جز توظیف هیأت و دادن قول بررسی موضوع، کار خاصی برای خاموش کردن اعتراضات انجام نداده است. ارگ موضوع نقض حقوق بشر و برخورد وحشیانه‌ی تعدادی از نیروهای امنیتی افغان را دست کم گرفته و با آن به عنوان یک مسئله‌ی فرعی برخورد کرده است؛ تا آن‌جا که به دنبال ایجاد شک و تردید نسبت به این حادثه نیز است. سخنگوی ارگ افکار عمومی را به برخورد منصفانه و پرهیز از پیش‌داوری توصیه می‌کند. این در حالی است که عکس‌ها و ویدیوها به خوبی نشان می‌دهند که چنین حادثه‌ای اتفاق افتاده است. ترس ما این است که حکومت با این رویداد برخورد سیاسی کرده، واقعیت‌ها را مخدوش و تحریف کند.

اگر در کشوری با حکومت دموکراتیک و پاسخ‌گو چنین حادثه‌ای اتفاق بیفتد و نیروهای امنیتی در آن دخیل باشند، موضوع در سطح عالی، مثلاً کابینه، بررسی شده، رییس جمهور و یا یک مقام ارشد دیگر در رسانه‌ها ظاهر می‌شود و به مردم اطمینان می‌دهد که چنین کاری به هیچ وجه قابل قبول نبوده، با خاطیان برخورد صورت می‌گیرد. در افغانستان اما هیچ‌کسی از مقامات ارشد در رسانه‌ها ظاهر نشده و هیچ تقبیحی هم صورت نگرفته است.

از واکنش حکومت پیداست که مسایل حقوقی بشری و ارتکاب جنایت جنگی را جدی نمی‌گیرد و به جای آن نگران متهم شدن نیروهای امنیتی است. این در حالی است که برخورد جدی با قضیه‌ی آزار، شکنجه و قتل افراد، چه نظامی و چه غیرنظامی، مهم‌ترین و اصولی‌ترین موضوع برای دولت است. سرپوش گذاشتن و یا دست‌کم گرفتن این موضوع در سطح سیاسی از سوی مقامات ارشد نشان‌دهنده‌ی ریاکاری رییس جمهور و رییس اجرایی است که در داخل و خارج خود را حافظ حقوق، آزادی و کرامت انسانی می‌خوانند و در عمل، در برابر یک حادثه‌ی اتفاق‌افتاده چنین واکنش ضعیفی از خود نشان می‌دهند.

در این‌جا واکنش نشان نداد و اعتراض نکردن کمیسیون حقوق بشر نیز سوال‌برانگیز است. عکس‌ها و ویدیوها به خوبی گواه آن است که برخی از کماندو‌های افغان در شکنجه و قتل افرادی مربوط به قیصاری دست دارند. از این کمیسیون توقع می‌رفت که با صدور بیانیه‌ای از حکومت بخواهد این موضوع را جدی بگیرد. در عوض کمیسیون با رویکرد سیاسی در برابر این قضیه، راه خاموشی و سکوت را در پیش گرفته است.

کمیسیون حقوق بشر باید به صورت مستقلانه این موضوع را بررسی کند و متکی به یافته‌های کمیته‌ی حقیقت‌یاب دولتی نباشد. چنین کمیته‌هایی همیشه با قضایا برخورد سیاسی کرده‌اند و نتایج تحقیقات آن تحت تأثیر ملاحظات سیاسی و حفظ آبروی نظام قرار دارد. این در حالی است که کمیسیون مستقل حقوق بشر وظیفه‌ای جز نظارت و گزارش‌دهی از وضعیت حقوق بشر و رفتار نهادهای رسمی و غیر‌رسمی در این عرصه ندارد. انفعال کمیسیون نشان می‌دهد که این نهاد خود را از عرصه‌ی عمومی کنار کشیده و به دلیل ملاحظات سیاسی، در حاشیه بودن را ترجیح می‌دهد.

 این رفتارهای دولت و کمیسیون حقوق بشر را تحت تأثیر فضای سیاسی حاکم بر کشور می‌توان درک کرد. ارگ با جنرال دوستم در افتاد، تبعیدش کرد، با جنجال‌های سیاسی آن در چارچوب ائتلاف نجات ملی و دردسرهایی که عطا‌محمد نور در وقت ولایت بر بلخ در سایه‌ی اتحاد با دوستم و محقق ایجاد کرد، درگیر شد. بعداً تنش میان ارگ و حزب جنبش باعث نارضایتی و سرکشی قومندانی چون نظام‌الدین قیصاری شد. حالا نه ارگ به خاطر قضیه‌ی قیصاری با موضوع شکنجه و قتل افراد او برخورد جدی و انسانی می‌کند و نه کمیسیون حقوق بشر که از جمله‌ی نهادهای مهم برای حفظ ارزش‌های حقوق بشری به حساب می‌آید، به خاطر ملاحظات سیاسی، خود را در این قضیه دخیل می‌کند. البته، نباید ارتباطات سیاسی رییس کمیسیون حقوق بشر و اشرف غنی را نادیده گرفت. خانم سمر جزو متحدان و کمپاین‌کنندگان آقای غنی در انتخابات پیشین ریاست جمهوری بود و نشان ندادن واکنش جدی از سوی او به این ارتباطات سیاسی با ارگ ربط دارد.

طبعاً رهبری وزارت دفاع باید نهادینه‌سازی ارزش‌های حقوق بشری و آموزش این ارزش‌ها را به افسران و سربازان افغان در اولویت کاری خود قرار دهد. در فضای خشن نظامی کینه‌توزی، برخوردهای خصمانه و انتقام‌جویانه امر قابل پیش‌بینی است. ولی نیروهای امنیتی افغانستان حتا در سخت‌ترین شرایط نیز باید قوانین و ارزش‌های انسانی را رعایت کنند. اگر آن‌ها به چنین رفتارهای متوسل شوند، نه تنها افغانستان به لحاظ حقوق بشری عقب‌گرد جدی خواهد داشت که احترام عمومی را نیز از دست خواهند داد.

برقراری صلح با حضور نیروهای خارجی در افغانستان غیرممکن است

به گزارش خبرگزاری تسنیم، در حالیکه سران سازمان ناتو در نشست بروکسل به ادامه حضور نظامیان خارجی و پیوستن طالبان به روند صلح تاکید کردند اما این گروه با انتشار بیانیه‌ای برقراری صلح در افغانستان را تنها با خروج نیروهای خارجی ممکن دانسته است.

«ذبیح‌الله مجاهد» سخنگوی گروه طالبان با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد که تنها با خروج نیروهای خارجی از افغانستان جنگ در این کشور متوقف خواهد شد.

وی افزود: مردم افغانستان بر این باورند که حضور نظامیان آمریکایی باعث ادامه جنگ در افغانستان  شده است، برقراری صلح در افغانستان با حضور نیروهای خارجی در این کشور ناممکن است.

سخنگوی طالبان در این بیانیه تاکید کرد : صلح در حضور نیروهای آمریکایی در افغانستان محال است، زیرا آمریکایی‌ها آغاز گر جنگ در افغانستان بوده و به تشدید آن تاکید می‌کنند.

مجاهد با اشاره به اظهارات اخیر وزیر خارجه آمریکا تصریح کرد،  ترامپ و «پمپئو» به زورگویی‌های خود نباید اصرار کنند و  از طولانی ترین جنگ تاریخ کشورشان در افغانستان عبرت بگیرند.

وزیر خارجه آمریکا در سفر اخیرش به کابل گفته بود که طالبان باید به روند صلح پیوسته و در انتظار خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان نباشد.

سخنگوی طالبان اظهار داشت: آمریکا نیز همچون سایر ابرقدرت‌های گذشته در انتظار شکست‌ در افغانستان باشد.

وی افزود: مقامات آمریکایی خواب پیروزی در افغانستان را نبیند زیرا با وجود استفاده از تسلیحات پیشرفته و نقض ارزش‌های انسانی باز هم نشانه از پیروزی آمریکا در جنگ افغانستان وجود ندارد.

سخنگوی طالبان در پایان این بیانیه تصریح کرد که آمریکا نیز مانند انگلیس و شوروی سابق شکست می‌خورد زیرا حضور نیروهای خارجی برای مردم افغانستان پذیرفتنی نیست.

طالبان درحالی به لزوم خروج نیروهای خارجی از افغانستان تاکید می‌کند که سران ناتو در نشست اخیر بروکسل از ادامه حضور نیروهای خارجی تا سال 2024 در افغانستان خبر دادند.

کلید صلح افغانستان در کجاست؟

پیام آفتاب : هفته گذشته پیرامون قضیه صلح افغانستان گفت‌وگوها در بیرون از کشور جریان داشت. نمایندگان کشورهای اسلامی در شهر جده عربستان سعودی گرد هم آمدند و سران کشورهای عضو ناتو در بروکسل پایتخت بلجیم نیز در تکاپوی صلح افغانستان‌اند. گفت‌وگوها در مورد افغانستان در حالی برگزار می‌شود که این کشور بیش از یک‌ونیم دهه در آتش جنگ فرساینده دست و پا می‌زند و هر روزه در هر گوشه‌ای انسان‌های زیادی کشته، زخمی و معلول می‌شوند.
اکنون اما یک پرسش بنیادین ذهن بسیاری از شهروندان افغانستان را می‌کاود و آن طرح این مسئله است که به راستی کلید صلح افغانستان در کجاست و از کدام دریچه می‌توان به نتیجه رسید!
واقعیت امر اینست که مسئله صلح افغانستان پیچیده‌تر از آنست که با تدویر چند نشست و آن‌هم در بیرون از مرزهای کشور به نتیجه ملموس و مشخص دست یابد. جنگ افغانستان، متاثر از عوامل و دست‌های گوناگونی است که هریکی در پی مقاصد و برنامه‌های خاص خود هستند. ابرقدرت‌ها، کشورهای منطقه و سایر نیروهای تاثیرگذار در محیط بین‌المللی همه و همه در تامین صلح و یا برعکس گسترش جنگ در این خطه نقش دارند.
به نظر می‌رسد آنچه بیش‌تر قضیه صلح افغانستان را تا حد زیاد به بیراهه سوق داده، پررنگ‌کردن نقش امریکا و متحدین غربی‌اش در تامین صلح در کشور است. حکومت افغانستان بارها در همین مسیر گام گذاشته و تلاش داشته است با استفاده از هژمونی امریکا در منطقه و نقش حمایتی این کشور از نظام فعلی در افغانستان، شرایط صلح را در سرزمین ما برقرار سازد. اکنون اما این نتیجه به غلط از آب درآمده و جانب دولت متقاعد شده که برای برقراری صلح و ثبات در کشور راه جدیدی در پیش گرفته شود. راه‌اندازی نشست کابل، اندونیزیا و این بار عربستان، تلاش در همین راستا بود که تا حدی صلح افغانستان را با دید منطقه‌ای ببینند و چاره‌ای نو بسنجند.
نقش ایران و پاکستان در تامین صلح افغانستان
ایران و پاکستان دو کشور با بیشترین مرز جغرافیایی با افغانستان است که از رهگذر فرهنگی و دینی نیز مشترکات فراوانی دارد. این دو کشور در هر مرحله‌ای چه در دوره‌ی ثبات و چه هم ناامنی و جنگ، تاثیر مثبت و یا منفی خود را بر کشور ما داشته‌اند. با این وصف، نقش ایران و پاکستان در تامین صلح افغانستان اکنون بیش‌تر از هر کشور دیگر است.
کلید صلح افغانستان نه در دست ایران است و نه هم در پاکستان است، اما این کشورها با نقش‌پذیری‌های مثبت‌شان در کار صلح کشور، می‌توانند تا حد زیاد در تامین صلح و ثبات افغانستان موثر واقع شوند. در واقع یکی از عوامل شکست‌ راهکار صلح افغانستان، نادیده‌گرفتن جایگاه واقعی کشورهای همسایه در تامین صلح در کشور است.
حکومت افغانستان و شورای عالی صلح نیز در باز کردن راه صلح مسیر روشن و شفافی ندارد. آن‌ها صلح را با روش ناقص جست‌وجو می‌کنند و محافل صلح را بدون نتیجه مشخص در بیرون از مرزهای افغانستان دست به دست می‌کنند؛ امروزه داستان صلح افغانستان به حدی بی‌پایه و بی‌هدف به چشم می‌خورد که هیچگونه امیدی به آوردن صلح در کشور دیده نمی‌شود.
با نگاه به وضعیت موجود و راه دشوار صلح در افغانستان، گمان می‌رود که قضیه صلح این سرزمین خم و پیچ‌های فراوان دارد که با تدویر نشست در عربستان(یکی از تمویل‌کنندگان و کارگزاران اولیه نظام طالبانی) و سایر کشورهای حامی تروریزم، به ثمر نخواهد نشست. کلید صلح در داخل خاک افغانستان است و میز صلح هم باید در همین کشور باشد و طرف‌های مذاکره اعم از نمایندگان حکومت افغانستان و طالبان چشم در چشم با هم سخن از صلح بگویند و به این حقیقت باور داشته باشند و عمل کنند که «والصلح خیر».

جنگ تحمیلی و اعتیاد به مواد مخدر در افغانستان

سپوتنیک : افغانستان که طی 40 سال با جنگهای نیابتی دست و پنجه نرم میکند – به یکی از خطرناکترین کشورهای آسیای مرکزی محسوب میشود. تروریزم، مانند تجارت غیرقانونی مواد مخدر در آنجا، از مدتها بدینسو به طرز زندگی مبدل گشته است.

اکثر اطفال برای آنکه وسیله امرار حیات را برای خود و فامیل خود تامین کنند، به مکتب نمیروند، در خیابان های شهر مصروف دستفروشی اند یا فلزات بیکاره جمع آوری میکنند. اکثراً اطفال نابالغ قربانی تروریستان میشوند. روزنامه «Lenta.ru» معلوم نموده که افغانان کوچک چه بهای را به خاطر جنگهای نیابتی دومدار پرداخته اند.

ژورنالیست Foreign Policy خاطرات خود در باره زندگی در افغانستان چنین بیان داشت:«در دسمبر سال گذشته من با سه دختر کوچک ملاقات کردم. آنها پاکت های پلاستیکی در بازار در غرب کابل میفروختند. هر کدام آنها خانواده داشت. آنها یکجا با برادران و خواهران خود باید کار میکردند، تا به فامیل خود امکان امرار حیات بخور و نمیر تامین کنند. آنها قصه کردند که قبلاً با آنها دخترک کار میکرد. او هنگام یکی از عملیات های نظامی ناپدید شد. او را بعد از آن نه دیدند».

در کشور که طی چند دهه با جنگهای تحمیلی و زورگویی های عناصر اوباش مزدور دست و پنجه نرم میکند، زندگی هزاران طفل برباد رفته است. در نتیجه خشونت های حاکم در افغانستان تعداد زیادی مردم کشته شدند، دیگران از درس و تعلیم محروم گردیدند و بجای این روز و شب کار میکنند، تا خود و فامیل خود را تغذیه کنند، سلامتی و امنیت جان خود را به مخاطره می اندازند، جوالی گری میکنند، در خیابان های مصروف دست فروشی اند، ویلدینگ کاری میکنند، زباله های خطرناک جمع آوری مینمایند و در فابریکات خشت سازی و غیره کار میکنند.

حالا در افغانستان یافتن سازمان که از حقوق اطفال دفاع نماید، به مشکل میتوان یافت. سازمان UNICEF خبر داده که در افغانستان به تعداد 7،3 میلیون طفل از سن هفت سالگی تا هفده سالگی به مکتب نمی روند. به تعداد 1،2 میلیون طفل به سن شش ساله تا 14 ساله به کارکردن مجبورند. اما سازمان ملل متحد رقم چنین اطفال را 5،2 میلیون نفر ذکر میکند. تعداد معتادان به مواد مخدر به سطح وحشتناک افزایش یافته است.

بسیاری ها آگاهانه درس نمی خوانند و از حملات افراد مسلح هراس دارند. در سال 2015 مقامات افغانستان در مورد تامین امنیت مکاتب وعده دادند، ولی به انجام اینکار موفق نشدند. در مارچ سال روان در قندوز محصلان هنگام مراسم دریافت دیپلوم ها کشته شدند. چند ماه بعد مکاتب در ولایات لوگر و ننگرها به آتش کشیده شدند. فقط دو ماه قبل طالبان هنگام تلاش ترساندن شاگردان و والدین شان صدها مکتب را در سراسر افغانستان به آتش کشیدند.

سطح فرار در نیروهای مسلح افغانستان تا 50% میرسد. همچنان موارد پیوستن به صفوف دشمن نیز نادر نیستند. اصلاً نظامیان از جنگ بیگانه خسته شده و فقط مجبوریت های مادی آنها را به خدمت در صفوف قوای حکومتی مجبور می سازد. دولت و حامیان خارجی آن طی 17 سال نتوانسته پالیسی درست و موثر ختم جنگ را طرح نمایند. جنگ بصورت نامنظم، گاه در اینجا و گاهی هم در جای دیگر شعله ور میشود و هست و بود مادی و انسانی کشور را نابود می سازد. هردو طرف، هم حکومت و هم مخالفین، با افتخار خبرهای کشتن و کشتار هموطنان خود را پخش میکنند.

در چنین شرایط اتحادیه اروپایی که نیروهای آن در چوکات ناتو در افغانستان حضور دارند و هروز می جنگند، افغانستان را کشور امن میخواند و پناهندگان افغان را که از جنگ به فرار از وطن مجبور شده، بصورت اجباری به وطن بر میگرداند. اخیراً جرمنی به تعدا 34 مهاجر افغان را بصورت اجباری اخراج و به کابل منتقل ساخت. طبق اطلاعات واصله، یک افغان از جمله در کابل خودکشی کرده است. اتحادیه اروپایی با کابل در مورد اخراج 9،11 هزار افغان موافقه نموده است. به هر پناه جو که از اروپا اخراج میشود، تکت طیاره و مبلغ 700 یورو داده میشود.

در چنین شرایط به هیچ وجه گمان نمیرود که نسل های کنونی و آینده افغان چانس شگوفان ساختن وطن شان را کسب خواهد کرد.

ترکیه در دست مهاجران افغان

یک مهاجر افغانستانی گفت: گرچه از لحاظ امنیت هیچ جا به‌ ایران نمی‌رسد، اما چه باید کرد، مجبور هستیم چون زن و بچه‌مان در افغانستان گرسنه و چشم انتظار ارسال پول ما هستند و نمی‌توانیم با این وضعیت درآمد اینجا بمانیم.

به گزارش خبرگزاری فارس از مشهد، مهاجرت برای کسب درآمد امری رایج در کشورهای در حال توسعه است، یکی از کشورهایی که قدمت مهاجرت مردم از آن به ایران سابقه دیرینه‌ای دارد و طی دهه‌های اخیر و به‌ خصوص پس از انقلاب اسلامی رشد فزآینده‌ای داشته، کشور افغانستان است، این کشور جزء کشورهایی است که طی دهه‌های اخیر با بحران‌ها و جنگ‌های داخلی زیادی روبه‌رو بوده است و مردم آن از ترس عدم امنیت و همچنین نبود کسب‌وکار کافی به کشورهای همسایه همچون ایران مهاجرت کرده‌اند.

این نیروها که اغلب در استان‌هایی مانند تهران و خراسان را برای اشتغال انتخاب می‌کنند با ورود به بخش‌های مختلف کسب‌وکار به‌خصوص بخش ساختمانی و با کمترین دستمزد فعالیت خود را به صورت مستمر شروع کرده و درآمد کسب شده را اغلب برای خانواده‌های خود در افغانستان ارسال می‌کردند.

استان خراسان رضوی و مشهد نیز به دلیل همجواری با مرزهای افغانستان و همچنین زمینه انجام فعالیت‌های مختلف نظیر مشاغل ساختمانی اگرچه از جاذبه خاصی برای مهاجرین افغانی برخوردار بود، اما انگار رکود در فعالیت‌های ساختمانی در چند سال گذشته، نوسانات نرخ ارز طی چند ماه اخیر و کاهش تدریجی پول ایران باعث شده است این نیروهای مهاجر عطای ماندن در مشهد را بر لقای آن ببخشند و ایران را به سمت کشورهایی نظیر ترکیه و امارات ترک کنند.

با این شرایط پول ایران دیگر ارزشی ندارد

در ادامه با مهاجرانی که در مشهد مشغول به‌کار هستند گفت‌وگو می‌کنیم.

یکی از این نیروهای مهاجر می‌گوید: اشتغال و حضور در ایران دیگر برای ما فایده‌ای ندارد.

وی که در ساختمانی نیمه‌کاره در منطقه الهیه نگهبان است، در ادامه به خبرنگار فارس می‌افزاید: تا پایان فصل تابستان که این ساختمان به اتمام برسد در مشهد می‌مانم و سپس یا به افغانستان و یا کشور دیگری مهاجرت می‌کنم.

او با بیان این موضوع که از سال 80 در مشهد مشغول به کار است، ادامه می‌دهد: قبلاً با پولی که به صورت شبانه‌روزی و با فعالیت در ساختمان‌ها به‌ دست می‌آوردم و به افغانستان می‌فرستادم، خانواده چهار نفری خودم را اداره می‌کردم، اما با این وضعیت پیش آمده و افزایش نرخ دلار، دیگر پول ایران ارزش ندارد و ماندن در اینجا بی‌فایده است.

کاهش ارزش پول ایران در مقابل پول افغانستان

مهاجر دیگری که از ظواهرش پیداست جوشکار است و در همان ساختمان مشغول به‌کار است نیز در گفت‌و‌گو با خبرنگار فارس بیان می‌کند: تا قبل از تحریم‌های ترامپ و حتی تا یک سال پیش، هر یک میلیون تومان، 15 هزار افغانی بود، اما حالا 8 هزار هم نیست و با این پول در افغانستان هیچ کاری نمی‌توان کرد.

او ادامه می‌دهد: به محض اینکه چند کاری که از قبل به کارفرما قول داده بودم را انجام دهم، با پنج نفر دیگر از دوستانم قصد داریم به ترکیه برویم و در آنجا کار کنم، اگرچه از لحاظ امنیت هیچ جا به‌ ایران نمی‌رسد، اما چه باید کرد، مجبور هستیم چون زن و بچه‌مان در افغانستان گرسنه و چشم انتظار ارسال پول ما هستند و نمی‌توانیم با این وضعیت درآمد اینجا بمانیم، جرأت رفتن به افغانستان را هم نداریم، چون 40 سال است که کشور ما درگیر جنگ است و در حال حاضر هم از آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها گرفته تا طالبان و داعش مدام در حال تیراندازی و جنگ در این کشور هستند.

رفتن نیروهای مهاجر از ایران تلنگری برای مسؤولان

عضو هیئت مدیره کانون عالی شورای اسلامی کار نیز در گفت‌و‌گو با خبرنگار فارس در این باره می‌گوید: مهاجرت نیروهای افاغنه از ایران تلنگری برای مسؤولان برای رسیدگی به معیشت کارگران ایرانی است.

احسان سهرابی در ادامه گفت‌و‌گو با خبرنگار فارس تصریح می‌کند: بیش از دو میلیون مهاجر افغانستانی دارای مجوز کار و به همین تعداد نیز بدون مجوز در حال فعالیت در ایران هستند، کارفرماها به دلیل اینکه این نیروها ارزان بودند و مزایایی نظیر بیمه، پاداش و عیدی به آنها پرداخت نمی‌کردند، از آنها استفاده می‌کردند و مشاغل سختی نظیر کارهای ساختمانی و چرم‌سازی را به آنها واگذار می‌کردند، حال چه اتفاقی افتاده است که کارگر افغانستانی که ایران را به‌ عنوان وطن دوم خود انتخاب کرده بودند و حتی حاضر به انجام مشاغل سخت و کسب درآمد بدون مزایا نیز بود، در تلاش برای ترک ایران است؟!

وی تصریح می‌کند: نیروهای کار افاغنه ادعا دارند که فعالیت در ایران برای آنها توجیه اقتصادی ندارد و درآمد به‌ دست آمده کفاف 10 الی 15 روز زندگی خانواده‌اش در افغانستان را نمی‌‌دهد.

دولت به فکر تأمین معیشت کارگران نیست

رئیس هماهنگی کانون شوراهای اسلامی کار خراسان رضوی ادامه می‌دهد: چطور شده است که این نوسانات ارزی زندگی یک خانواده افغانی را دچار تزلزل کرده است و آنها از ترس عدم تامین معیشت زندگیشان تصمیم به ترک ایران گرفته‌اند، آیا با این شرایط معیشت خانواده ایرانی دچار تزلزل و آسیب نشده است؟! همه این موارد نشان می‌دهد که دولت به‌ فکر تأمین معیشت کارگران نیست.

سهرابی اظهار می‌دارد: اگر یک کارگر ایرانی نجابت دارد و به خاطر تعصب به وطنش با هر حقوق و دستمزدی کار می‌کند، این نباید به محلی برای سوءاستفاده مسؤولان تبدیل شود، چطور است که یک کارگر افغانستانی تشخیص داده است که دیگر درآمد او در ایران کفاف زندگیش را نمی‌دهد، اما مسؤولان ما متوجه نشده‌اند!

وی اضافه می‌کند: سال‌هاست که فعالان کارگری اعلام کرده‌اند که با این حقوق دریافتی، کارگران  زیر خط فقر هستند، اما متأسفانه کسی گوش نمی‌دهد، شاید مهاجرت نیروهای افاغنه تلنگری برای بررسی حقوق و دستمزدها در ایران باشد، چراکه در فصلی مثل تابستان که برخی به مسافرت‌های تابستانه می‌روند جامعه کارگری به‌ دلیل مشکلات مالی و فشار اقتصادی که گریبانگیر آنها شده است، مدت زیادی است که سفر را فراموش کرده و مسافرت برای خانواده‌های آنها رویایی بیش نیست.

کارگران همواره در طول سال‌های پس از انقلاب تمام سختی‌ها را به جان خریده و همواره حامی نظام بوده‌اند و در خط مقدم الگوی اقتصاد مقاومتی مد نظر رهبری معظم انقلاب نقش بارز و مشخصی در تولید و رونق اقتصادی داشته‌اند، اما متأسفانه مسؤولان طی سال‌های اخیر به این قشر کمترین توجه را داشتند، از طرفی تلاطم‌های ارزی طی چند ماه اخیر باعث شده است تا قیمت اقلام معیشتی به شدت دچار نوسان و تزلزل باشد و قدرت خرید جامعه کارگری کاهش پیدا کند، البته این کاهش قدرت خرید را نیروهای کار افغانی خیلی زودتر از مسؤولان دولتی درک کردند و به‌تدریج سعی در ترک ایران گرفته‌اند که جای تامل دارد.

ازبکستان و افغانستان منطقه آزاد تجاری ایجاد می‌کنند

به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در تاشکند، ازبکستان و افغانستان در تلاش هستند تا در آینده نزدیک منطقه آزاد تجاری با یکدیگر ایجاد کنند.

نمایندگان وزارت بازرگانی خارجی ازبکستان اظهار داشتند: هم اکنون طرفین  در حال طرح ریزی این پروژه هستند این قرارداد معافیت کالاهای افغانستان از پرداخت عوارض گمرکی و همچنین کاهش دیگر محدودیت های بازرگانی را در نظر  دارد.

منطقه تجاری بین دو کشور باعث خواهد شد تا در آن تسهیلات ارزی، روادید و رژیم گمرکی بهتر اعمال شود. و این موضوع به تجار دو کشور کمک شایانی خواهد کرد.

ازبکستان امروز برای توسعه افغانستان ارزش زیاد  قائل است و این کشور را به عنوان یک عضو جدانشدنی خانواده مردم آسیای مرکزی تلقی می‌کند.

مقامات وزارت بازرگانی ازبکستان تاکید کردند که توسعه پایدار افغانستان ضامن ثبات و شکوفایی تمام منطقه است.

به این دلیل ازبکستان این کشور را به عنوان یکی از همکاران کلیدی منطقه تلقی می‌کند و خواستار توسعه بیش از پیش روابط اقتصادی و بازرگانی، سرمایه گذاری و حمل و نقلی و ارتباطاتی با افغانستان است.

بر اساس گزارش وزارت بازرگانی ازبکستان، در سال های اخیر مبادلات بازرگانی با افغانستان بیش از پیش افزایش یافته است.

طی 6 ماه اول سال 2018 میلادی مبادلات بازرگانی دو کشور 18 درصد افزایش یافت. هم اکنون در ازبکستان 110 شرکت با سرمایه سرمایه گذاران افغانی فعالیت می کنند. در افغانستان نیز 8 شرکت با حضور بازرگانان ازبکستان فعالیت می کنند.

در ماه ژوئن سال جاری میلادی در شهر ترمذ مرحله اول گفت‌وگوها بین نمایندگان بخش های دولتی و خصوصی ازبکستان و افغانستان برگزار شد.

همچنین ازبکستان از سال 2002 میلادی به افغانستان برق صادر می کند. در سال 2002 میلادی حجم صادرات فقط 62 میلیون کیلووات ساعت برق بود.

این میزان در سال 2017 میلادی تا 200 میلیون کیلووات ساعت برق افزایش یافت. در سال 2018 میلادی قراردادی برای صادرات تقریبا دو میلیارد کیلووات ساعت برق امضا شده است.

ازبکستان برنامه ریزی می‌کند در آینده نزدیک افغانستان را به حلقه واحد آسیای مرکزی وصل کند. این از طریق ساخت خط انتقال جدید برق «سرخان- پل خمری» انجام می گیرد.

بر اساس گزارش وزارت امور خارجه ازبکستان، افغانستان استقلال این کشور را در تاریخ 22 دسامبر سال 1991 میلادی به رسمیت شناخته و در تاریخ 13 اکتبر سال 1992 میلادی بین این 2 کشور روابط دیپلماتیک برقرار شده است.

با شکسته شدن دیوار یک استخر طبیعی ۵۰۰ خانه در  استان پنجشیر افغانستان خسارت دید

سرازیر شدن آبهای این با شکسته شدن دیوار یک استخر طبیعی ۵۰۰ خانه در استان پنجشیر افغانستان خسارت دیدحوض طبیعی به ۵۰۰ خانه در مسیرش صدمه رسانده است.

وزارت دولت در امور رسیدگی به حوادث افغانستان اعلام کرده که با شکسته شدن دیوار حوض طبیعی “پیشکندا” در ولایت پنجشیر در شمال کابل ۵۰۰ خانه آسیب دیده و نزدیک به ده نفر ناپدید شده‌اند.

محمدقاسم حیدری، معاون این وزارت به بی‌بی‌سی گفت که این حادثه شب گذشته (۲۰ سرطان/تیر) اتفاق افتاده و دلیل وقوع حادثه نیز گرم شدن هوا بوده که باعث ذوب شدن دیوارهای یخی این حوض طبیعی شده‌است.

او گفت که این حوض طبیعی در روستای پیشغور ولایت پنجشیر قرار داشت و نگرانی این بود که ریزش آن مسیر رودخانه پنجشیر را مسدود و حادثه‌ای دیگری را باعث شود، ولی خوشبختانه مسیر روخانه پنجشیر بسته نشده است.

آقای حیدری افزود که اکنون تیم‌های امداد و نجات همراه با چادر و مواد غذایی به منطقه اعزام شده‌اند ولی خسارت و تلفات نهایی حادثه تاکنون مشخص نشده‌است.

ارگ ریاست جمهوری افغانستان نیز این حادثه را “لغزش زمین” اعلام کرده و گفته که شماری در این حادثه جان باخته‌اند.

در اعلامیه ارگ ریاست جمهوری آمده که رئیس جمهوری افغانستان به مسئولین غیر نظامی و نظامی هدایت داده تا به زودترین فرصت از طریق زمین و هوا به کمک آسیب دیدگان و نجات افراد آسیب دیده اقدام کنند.

حق نشر عکسZAHRA YAGANAImage captionرئیس جمهوری افغانستان خواستار رسیدگی فوری به آسیب دیدگان شده است.

عبدالله عبدالله، رئیس اجرایی افغانستان اعلام کرده که این حادثه باعث وقوع سیلاب و آسیب رسیدن به اهالی منطقه و بالا رفتن سطح آب در رودخانه پنجشیر شده‌است.

افغانستان کشور محاط به خشکی است که میزان بروز حوادث طبیعی همانند زلزله، رانش زمین، برف‌کوچ (بهمن)، طوفان، سیل در کنار زمستان‌های سرد و طاقت فرسا و خشکسالی در آن بسیار بالا است.

آمارهای تقریبی نشان می‌دهد که از سال ۱۹۷۰ تا سال ۲۰۱۲، حدود ۹ الی ۲۰ هزار نفر در اثر زلزله در این کشور کشته شده‌اند، جاری شدن سیل نیز ۳۹۶ الی ۵۹۷ میلیون دلار به این کشور خسارت رسانده و خشکسالی به ۶ الی ۹ میلیون نفر در این سالها آسیب‌های جانی و اقتصادی وارد کرده است.

افغانستان دوازدهمین کشور زلزله‌خیز جهان است. در خشک‌سالی مقام ۲۲ جهان را دارد. جایگاه بیست و چهارمین کشور سیل‌خیز جهان را از آن خود کرده و از نظر رانش زمین نیز در جهان سی‌ام است. افغانستان هشتاد و دومین کشور طوفان‌خیز جهان است.

تنها در سال ۲۰۱۲ حدود ۳۸۳ حادثه طبیعی در این کشور رخ داده که به بیش از ۲۵۸ هزار نفر در ۱۹۵ ولسوالی صدمه وارد کرده است. وقوع این حوادث باعث مرگ ۴۷۹ نفر شده و بیش از ۲۹ هزار خانه را نیز ویران کرده است.

 

اسرائیل به مواضع ارتش سوریه حمله کرد

نیروهای اسرائیلی در بلندی‌های اشغالی جولان

ارتش اسرائیل تائید کرده که به مواضع ارتش سوریه در نزدیکی بلندی‌های اشغالیجولان حمله کرده است.

اسرائیل گفته است این حملات را پس از سرنگون کردن یک پهپاد سوری در اسرائیل انجام داده است.

پهپاد سوریه ده کیلومتر وارد خاک اسرائیل شده بود.

رسانه‌های دولتی سوریه می‌گویند پدافند ضد هوایی سوریه موفق شد جلوی حملات اسرائیل در قنیطره در جنوب غربی این کشور را بگیرد.

سانا، خبرگزاری رسمی سوریه گفته است اسرائیل چندین موشک به مواضع ارتش در قنیطره پرتاب کرده و باعث بروز خساراتی شده است.‌

این خبرگزاری گفته است به مواضع ارتش در نزدیکی روستای دروزی نشین خضر و روستای جبا حمله شده است.

به گزارش خبرگزاری سانا سوریه توانسته است موشک‌های اسرائیلی را رهگیری کند اما ویدیویی که ارتش اسرائیل منتشر کرده، برخورد موشک‌ها به مواضع ارتش سوریه و انفجارهای ناشی از آنها را نشان می‌دهد.

 

فشار آمریکا به اعضای ناتو برای افزایش بودجه نظامی

ترامپ در ملاقات با دبیرکل ناتو (اول از چپ) – رئیس جمهوری آمریکا خواستار افزایش بودجه نظامی اعضای ناتو شده و آلمان را به خاطر حمایت مالی از طرح خط لوله گاز روسیه مورد انتقاد قرار داده است

دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، از رهبران کشورهای عضو سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) خواسته است که چهار درصد تولید ناخالص داخلی خود را صرف هزینه های نظامی بکنند.

کاخ سفید می گوید آقای ترامپ درخواست تازه خود را روز چهارشنبه، ۲۰ تیر (۱۱ ژوئیه) در جریان نشست سران ناتو در بروکسل، پایتخت بلژیک و مقر ناتو، مطرح کرد.

سارا سندرز، سخنگوی کاخ سفید گفت: “رئیس جمهور ترامپ می خواهد ببیند که متحدان ما در مسوولیت بیشتری سهیم می شوند و حداقل به تعهدات رسمی گذشته خود عمل می کنند.”

۲۹ کشور عضو ناتو پیشتر متعهد شده اند که تا سال ۲۰۲۴ میلادی بودجه نظامی خود را به دو درصد تولید ناخالص داخلی برسانند. فقط پنج کشور تا به حال موفق به این کار شده اند: آمریکا، یونان، استونی، بریتانیا و لتونی.

ینس استولتنبرگ، دبیرکل ناتو، روز چهارشنبه گفت که تمرکز اصلی باید افزایش بودجه نظامی تا سقف دو درصد باشد.

او گفت: “من فکر می کنم که باید اول به دو درصد برسیم، تمرکز بر این است. خبر خوب این است که ما به سمت آن در حال حرکت هستیم.”

آقای ترامپ در نشست خبری مشترک خود با دبیرکل ناتو، دولت آلمان را به خاطر کوتاهی در افزایش بودجه دفاعی آن کشور و همزمان، سرمایه‌گذاری سنگین در طرح احداث خط لوله انتقال گاز روسیه مورد انتقاد قرار داد و گفت “کاملا نامناسب” است که آلمان به عنوان عضو ناتو به تعهد مالی در قبال این سازمان عمل نکند و به جای آن، از روسیه حمایت مالی به عمل آورد و به این ترتیب خود را تحت تسلط روسیه قرار ‌دهد.

رئیس جمهوری آمریکا همچنین آلمان را متهم کرد که به طور کامل توسط روسیه “کنترل” می شود و “اسیر” آن کشور است.

آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان، که برای شرکت در نشست ناتو به بروکسل رفته، در واکنش یادآور شد که بخش عمده‌ای از زندگی خود را در آلمان شرقی تحت تسلط روسیه گذرانده و امروزه آلمان متحد “خود سرنوشت خود را در دست دارد.” خانم مرکل گفت که آلمان کمک‌های موثری به ناتو کرده و در ماموریت‌های این سازمان شرکت گسترده داشته است.

قرار است رئیس جمهوری آمریکا و صدراعظم آلمان در حاشیه نشست سران ناتو با یکدیگر ملاقات کنند.

+ آمریکا به دنبال افزایش فشار بر ایران در اجلاس ناتو

+ برنامه سفر ترامپ به بریتانیا مشخص شد، معترضان آماده می‌شوند

+ هشدار ترامپ به شرکای تجاری ایران در اروپا

رئیس جمهوری آمریکا پیش از ترک واشنگتن به مقصد بروکسل نیز در گفتگو با خبرنگاران ناکافی بودن بودجه نظامی اعضای سازمان پیمان اتلانتیک شمالی – ناتو – را مورد انتقاد شدید قرار داد وگفت که “ناتو با ما خوب رفتار نکرده، ما بیش از اندازه پول می‌دهیم و سایرین کمتر از میزان لازم.” وی گفت که ایالات متحده بیش از ۷۵ درصد از منابع مورد نیاز برای پوشش دفاعی ناتو را تامین می‌کند در حالیکه اکثر اعضای دیگر به تعهد خود برای اختصاص دست کم ۲ درصد تولید ناخالص ملی به بودجه دفاعی خود عمل نکرده‌اند. انتظار می‌رود او در نشست رهبران ناتو بر افزایش بودجه دفاعی کشورهای عضو ناتو پافشاری ورزد.

دونالد ترامپ همچنین از عدم توازن تجاری بین ایالات متحده و کشورهای اتحادیه اروپا انتقاد کرد و گفت که در سال گذشته، آمریکا در تجارت با اروپا “۱۵۰ میلیارد دلار زیان کرد.” او افزود که “علاوه بر آن، ما ۷۵ درصد خرج ناتو را هم می‌دهیم و صراحتا بگویم، به آنها نفع بیشتری می‌رسد تا به ما.” رئیس جمهوری آمریکا در عین حال نسبت به رفع اختلاف نظر با ناتو و اتحادیه اروپا ابراز اطمینان کرد و گفت: “ما این مساله را حل می‌کنیم و همه راضی خواهیم بود.”

ترامپ معتقد است که دیدار با پوتین ممکن است راحت‌تر از مذاکره با متحدان آمریکا باشد هر چند آلمان را به خاطر حمایت از طرح خط لوله گاز روسیه سرزنش کرده است

قرار است دونالد ترامپ پس از شرکت در نشست رهبران کشورهای عضو ناتو و مذاکره با مقامات اتحادیه اروپا در بروکسل، به بریتانیا سفر کند. از زمان پایان جنگ دوم، تقریبا همه رئیسان جمهوری آمریکا پس از آغاز دوره خدمت خود در اولین فرصت به بریتانیا سفر کرده و در اکثر موارد، این سفر رسمی با تشریفات کامل، شامل شرکت در ضیافت ملکه همراه بوده است.

 

کوتاه مدتی پس از آغاز به کار آقای ترامپ، نخست وزیر بریتانیا در سفر به آمریکا از او برای سفر به کشورش دعوت کرد. برخی اظهارات و اقدامات آقای ترامپ در جریان مبارزات انتخاباتی و پس از آن با انتقاداتی از سوی بعضی رسانه‌ها و فعالان سیاسی و اجتماعی و حتی برخی سیاستمداران بریتانیایی مواجه بوده است.

به همین دلیل، مخالفان سفر او به بریتانیا تظاهراتی علیه این سفر تدارک دیده‌اند که از جمله شامل هوا کردن یک عروسک لاستیکی او خواهد بود.

در این سفر مذاکراتی بین رئیس جمهوری آمریکا و نخست وزیر و سایر مقامات بریتانیایی صورت خواهد گرفت که محور اصلی آن را روابط تازه تجاری دو طرف پس از خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا تشکیل خواهد داد. طبق برنامه اعلام شده دفتر رئیس جمهوری آمریکا، او بخش بزرگی از سفر خود را در اسکاتلند استراحت خواهد کرد.

دیدار آقای ترامپ و همسرش از بریتانیا یک سفر رسمی نخواهد بود و اگرچه به گفته منابع آمریکایی، رئیس جمهوری و خانم ترامپ با ملکه بریتانیا دیدار خواهند داشت، اما این دیدار با تشریفات معمول در سفرهای رسمی همراه نخواهد بود.

رئیس جمهوری آمریکا هفته آینده در هلسینکی، پایتخت فنلاند، با ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری روسیه ملاقات و گفتگو خواهد کرد. او قبل از ترک واشنگتن به مقصد بروکسل به خبرنگاران گفت: “من ناتو را در پیش دارم، بریتانیا را در پیش دارم که دستخوش تلاطم است و من ملاقات با [ولادیمیر] پوتین را در پیش دارم” و افزود: “فکر می‌کنم پوتین از همه راحت‌تر است؛ چه کسی فکرش را می‌کرد؟”

آقای ترامپ به صراحت لهجه در اظهارات خود از جمله در مورد سایر کشورها شهرت دارد. مشخص نیست که منظور او از “تلاطم” در بریتانیا، اختلاف نظر اخیر بین اعضای دولت ترزا می، نخست وزیر بریتانیا، در مورد نحوه خروج این کشور از اتحادیه اروپاست یا اینکه به تدارک تظاهرات اعتراضی علیه سفر خود او اشاره داشته است.

تظاهرات اعتراضی علیه سفر رئیس جمهوری آمریکا به بریتانیا شامل هوا کردن عروسک لاستیکی او خواهد بود هر چند آقای ترامپ این تظاهرات را از نزدیک نخواهد دید

 

 

حرکت تحقیر آمیز وزیرخارجه آمریکا در حضور اشرف غنی

سفر از پیش تعیین نشده «مایک پامپئو» وزیر خارجه آمریکا به کابل و دیدارش با «اشرف غنی» رئیس جمهور افغانستان حاشیه‌هایی را در پی داشت.

تصویر پس از پایان کنفرانس مشترک خبری دو طرف نشان می‌دهد که اشرف غنی با فاصله زیاد  در پشت سر وزیر خارجه آمریکا گام بر می‌دارد؛ به گفته «نور رحمان اخلاقی» عضو شورای رهبری حزب «جمعیت اسلامی افغانستان» این حرکت نشان دهنده «ناتوانی» و «بی ارادگی» غنی است که منجر به تحقیر ملت افغانستان می‌شود.

وی در توئیتی نوشت که رفتار رئیس جمهور افغانستان در اذهان عامه مردم این تصویر را مجسم می‌کند که حکومت وحدت ملی دنبال رو آمریکا و تمام اقداماتش نیز مورد حمایت واشنگتن است.

 

ناآرامی های شمال؛ گره کار کجاست؟

جمهور : واضح است که سرور دانش برای «معامله» به آنکارا رفته و بی تردید، مطالبه مهم او از رهبر کاریزماتیک و پرنفوذ و محبوب ازبک‌ها، فروخواباندن غایله براندازی و جدایی طلبی و شورش علیه بقای قدرت حاکمه در شمال بوده است.

سرور دانش؛ معاون دوم اشرف غنی که برای شرکت در مراسم تحلیف رجب طیب اردوغاتن به ترکیه رفته بود با جنرال عبدالرشید دوستم؛ معاون اول اشرف غنی در آنکارا دیدار کرد.
قبل از این دیدار، آنها از ماه ثور سال ۱۳۹۶ که جنرال دوستم افغانستان را ترک کرد و به ترکیه رفت، دیدار رسمی نداشتند.
تنش میان هواداران آقای دوستم و حکومت وحدت ملی در روزهای اخیر و در پی بازداشت نظام الدین قیصاری افزایش یافته است.
در خبرنامه دفتر سرور دانش آمده که در این نشست دوطرف “درباره اوضاع جاری کشور، ضرورت تحکیم روند صلح و تفاهم ملی، نیاز به وحدت و همسویی اقوام و حل مسایل مختلف از طریق گفتگوهای مستقیم و سازنده” تاکید کردند.
آقای دانش در این دیدار از جنرال دوستم به عنوان “شخصیت بزرگ و تاثیرگذار ملی” یاد کرد.
آقای دوستم نیز گفت که “حل مشکلات کشور و تحکیم وحدت در این شرایط حساس، نیازمند وسعت نظر، سعه صدر و از خودگذری است”.
دیدار آقای دانش برخلاف ظاهرسازی رسانه ای تریبون های نزدیک به حکومت، شبیه دیدار معمول معاونان اول و دوم ریاست جمهوری نیست. این دیدار بسیار حساب شده، برنامه ریزی شده و در زمان حساس و مهمی صورت می گیرد؛ درست هنگامی که آشوب و شورش و اعتراض و جدایی طلبی سراسر صفحات شمال را درنوردیده و حکومت های محلی همسو با اشرف غنی و تیم سیاسی و امنیتی او را عملا به چالش کشیده است.
حق با رییس شورای ولایتی فاریاب است که در نخستین روزهای ناآرامی های شمال اعلام کرد که اوضاع از کنترل خارج شده و آنها دیگر قادر به کنترل موج جمعیت معترض و خشمگین نیستند.
هرچند بعدا حکومت تلاش کرد با برگزیده مهره های تازه از میان ترکتبارها برای سامان دادن به امور اداری و حکومت داری محلی فاریاب، شرایط را بهبود ببخشد؛ اما اکنون که ۸ روز از بازداشت نظام الدین قیصاری می گذرد، شعله های خشم و اعتراض مردم در شمال افغانستان، فراگیرتر می شود و گستره آن به دیگر ولایت ها نیز کشیده شده است.
روز سه شنبه، مزار شریف شاهد رستاخیزی بزرگ از اعتراضات خیابانی بود که طی آن، در اقدامی کم سابقه، معترضان عکس های اشرف غنی را از دروازه شهر به زیر کشیدند و آتش زدند و مسیر گمرک راهبردی و سودآور حیرتان را نیز بستند. پس از مرز آقینه این دومین مرز مهم تجاری است که از سوی معترضان هوادار جنبش ملی اسلامی به رهبری آقای دوستم بسته می شود.
انتشار عکس های تکان دهنده از صحنه بازداشت و تیرباران تحقیرآمیز محافظان و همراهان نظام الدین قیصاری از سوی کماندوهای ارتش ملی در فاریاب نیز زبانه های آتش خشم مردم شمال را افزون تر کرده است.
در چنین شرایطی حکومت ناگزیر است بار دیگر دست یاری به سوی کسی دراز کند که پیشتر او را بدون محاکمه و با جعل اتهام های واهی و سناریوهای صحنه سازی شده از کشور رانده بود: جنرال دوستم.
و برای این مأموریت مهم، چه کسی بهتر از سرور دانش؛ چهره خوش مشرب حکومت وحدت ملی که با زبان نرم و ژست حق به جانب و مواضع محتاطانه و سخنان سنجیده اش می تواند بر عصبیت ها، قوم گرایی ها، انحصارطلبی ها، دیکتاتورمآبی و ماهیت خشک و خشن و تنگ اندیشانه دولت داری ویژه اشرف غنی، سرپوش بگذارد و رویه منعطف، سازش پذیر، صلح جو و طرفدار تقلیل تنش و تقویت تفاهم و تعامل را به نمایش بگذارد.
اینکه پیام مشخص و بسته پیشنهادی دانش برای جنرال دوستم چه بوده، به درستی مشخص نیست؛ اما واضح است که او برای «معامله» به آنکارا رفته و بی تردید، مطالبه مهم او از رهبر کاریزماتیک و پرنفوذ و محبوب ازبک ها، فروخواباندن غایله براندازی و جدایی طلبی و شورش علیه بقای قدرت حاکمه در شمال بوده است.
بحران این روزهای شمال، در تاریخ دیکتاتوری های قومی پیشین افغانستان، بی سابقه نیست؛ بحرانی که در برخی مقاطع، مسیر تاریخ را تغییر داده و ارکان قدرت مرکزی را جا به جا کرده است.
بنابراین، کابل می داند که سرکوب فرماندهان ضد طالبان و پاسخ آرای یکدست و میلیونی ازبک ها به اشرف غنی، با تبعید و حاشیه نشین کردن رهبران و فرماندهان محبوب و مقتدر و پرنفوذ آنها چیزی نیست که ملت ازبک و سایر جریان های سیاسی همسو و متحد آنها در شمال، به سادگی از کنار آن بگذرند و بر آن چشم بپوشند و همین امر، ارباب ارگ را به تکاپو واداشته تا بار دیگر، جنرال دوستم را برای ختم غایله وارد بازی کنند.

 

سران اطلاعاتی ایران، روسیه، چین و پاکستان دیدار کردند

به گزارش خبرگزاری فارس، «سرگئی ایوانوف» مسئول رسانه‌ای رئیس سرویس اطلاعاتی روسیه روز سه‌شنبه از نشست اطلاعاتی چهارجانبه با حضور سران سرویس‌های اطلاعاتی ایران، روسیه، چین و پاکستان خبر داد.

به نوشته خبرگزاری «تاس»، این نشست روز سه‌شنبه در شهر اسلام‌آباد پاکستان برگزار شده و «سرگئی ناریشکین» رئیس سرویس اطلاعات خارجی روسیه به نمایندگی از مسکو در این نشست حضور داشته است.

ایوانوف گفت: «مباحث بر خطرات ناشی از پا گرفتن داعش در اراضی افغانستان، متمرکز بود.»

وی افزود: «در این کنفرانس درباره اهمیت برداشتن گام‌های هماهنگ برای ممانعت از سرایت داعش از عراق و سوریه به افغانستان و بروز تهدید برای کشورهای همسایه، تفاهم شد.»

شرکت‌کنندگان در این نشست بر اهمیت مشارکت بیشتر قدرت‌های منطقه‌ای در تلاش‌های جاری برای حل و فصل مناقشه در افغانستان، تأکید کردند.

این نشست چند روز پس از آن برگزار شد که «مایک پامپئو» وزیر خارجه آمریکا در سفری از پیش اعلام‌نشده وارد کابل، پایتخت افغانستان، شد. مقام‌های وزارت خارجه روسیه پیش از این واشنگتن را به طرح‌ریزی برای انتقال داعش به افغانستان متهم کرده‌اند.

 

نشست صلح افغانستان بدون حضور طالبان آغاز به کار کرد

نشست دو روزه علمای کشورهای اسلامی برای تحقق صلح و امنیت در افغانستان، بدون حضور نمایندگان طالبان با حضور جمعی از عالمان دینی و سخنرانی دبیرکل سازمان همکاری اسلامی در بندر جده (غرب) عربستان آغاز به کار کرد.

به گزارش روز سه شنبه ایرنا، ‘یوسف العثیمین’ دبیرکل سازمان همکاری اسلامی در سخنان کوتاهی در مراسم افتتاحیه نشست ابراز امیدواری کرد که این نشست به آشتی ملی در افغانستان منجر شود.
قرار است در این نشست که از سوی سازمان همکاری اسلامی در شهرهای جده و مکه برگزار می شود ، درباره ابعاد مشروع و نامشروع جنگ مخالفان مسلح با دولت افغانستان و روند گفت وگوهای صلح بحث و تبادل نظر صورت گیرد و با اعلام مواضع علمای جهان اسلام در قبال جنگ افغانستان خاتمه یابد.
انتظار می رود که علمای جهان اسلام در نشست دو روزه ، جنگ افغانستان را « حرام » خوانده و از مخالفان مسلح بخواهند تا دست از جنگ بردارند.
شورای عالی صلح افغانستان پیشتر با اعلام حمایت از برگزاری این نشست ، ابراز امیدوراری کرده بود که عربستان بتواند علمای طالبان را نیز در این نشست حاضر کند اما طالبان چنین رخدادی را غیرممکن دانست .
گروه طالبان این نشست را نمایشی و فرمایشی از سوی آمریکایی ها خوانده که انحراف افکار عمومی از موضوع اصلی یعنی اشغال افغانستان توسط آنها را دنبال می کند.
شورای عالی صلح افغانستان پیشتر اعلام کرد که برای این نشست یک هیأت 30 نفری از افغانستان عازم جده خواهند شد.
سازمان همکاری اسلامی در دعوت نامه ای که برای عالمان دینی فرستاده نیز از گروه‌های مخالف مسلح در افغانستان خواسته تا دست از جنگ بردارند.
پیشتر و در دو نشست علمای اسلامی در اندونزی و کابل، جنگ افغانستان حرام خوانده شده بود، ولی گروه طالبان و دیگر گروه‌های مخالف به آن توجه نکرده و آن را دیکته شده از سوی امریکا خوانده بودند.
طالبان که پیش از این برای توجیه شرعی اقدامات خود اعلام کرده بود برای جنگ فتوای بیش از یک هزار و 500 تن از علمای دینی را دارد ، تحت فشار افکار عمومی با سه روز آتش بس به مناسبت عید فطر موافقت کرد و برای اولین بار مردم افغانستان بعد از بیش دو دهه درگیری سه روز آتش بس دو جانبه را تجربه کردند.
پایگاه اطلاع رسانی سازمان کنفرانس اسلامی اعلام کرد که در نشست جده بیش از 105 نفر از علمای اسلامی از کشورهای مختلف حضور دارند.
این سازمان هدف از برگزاری نشست را که امروز در جده آغاز و فردا در مکه مکرمه پایان می یابد، یافتن راهی برای حل اختلافات میان مردم افغانستان دانست و اعلام کرد : آشتی یگانه راه صلح و امنیت است و اختلاف و کشتار تنها به نفع سازمان های تروریستی است.
سازمان همکاری اسلامی با بیان اینکه این نشست قصد دخالت در امور داخلی کشورها را ندارد، خواستار قطع کمک های برخی کشورها به گروه های تروریستی شد.
عربستان که میزبانی این نشست را برعهده دارد یکی از سه کشوری بود که با شکل گیری طالبان در افغانستان دولت آن را به رسمیت شناخت.
نشست علمای اسلام برای افغانستان یک روز بعد از آن برگزار می شود که ‘مایک پمپئو’ وزیر امور خارجه آمریکا در یک سفر از پیش اعلام نشده وارد کابل شد.
وی در سخنانی با تاکید بر ادامه دخالت نظامی کشورش در افغانستان ، خطاب به طالبان در افغانستان گفت که منتظر خروج آمریکا از این کشور نباشند.
پمپئو ضمن اعلام حمایت واشنگتن از روند صلح به رهبری افغانستان گفت که در گفت‌ و گوهای احتمالی این روند، شرکت خواهد

 

تلاش عربستان برای اعمال فشار سیاسی و نظامی بر طالبان

به گزارش خبرگزاری تسنیم، پس از امارات و قطر قرار است عربستان نیز با اعزام نظامیان سعودی به افغانستان در ماموریت مبارزه با طالبان شرکت کند.

«سپوژمی» روزنامه پشتو زبان چاپ کابل نوشت: عربستان سعودی نیز برای رقابت با قطر احتمالا به افغانستان نیرو اعزام می‌کند تا در عملیات‌های نظامی از نیروهای امنیتی افغان حمایت شود.

اعزام نظامیان سعودی به افغانستان قرار است همزمان با اعزام نیروهای قطری و اماراتی به این کشور صورت گیرد موضوعی که نگرانی نمایندگان افغان را نیز برانگیخته است.

روابط عربستان و قطر در یک سال اخیر دچار تنش شده است و ریاض حتی این کشور را به حمله نظامی تهدید کرده بود.

رقابت‌های منطقه‌ای کشورهای عربی در افغانستان

پیش از این نیز نمایندگان پارلمان افغانستان هشدار دادند که حضور نظامیان کشورهای عربی در افغانستان زمینه ساز رقابت‌های منطقه‌ای شده و پیامدهای خطرناکی را در پی خواهد داشت.

پس از شکست تلاش‌های نظامی آمریکا و اعضای ناتو در افغانستان آمریکا برای تحت فشار قرار دادن طالبان دست به دامان کشورهای عربی شود.

گمانه‌زنی‌هایی وجود دارد که موضع عربستان سعودی در قبال افغانستان تغییر کرده و این کشور در همسویی با سیاست‌های آمریکا برای تضعیف طالبان در این کشور تلاش می‌کند.

دولت افغانستان در یک سال اخیر تلاش کرده تا با همکاری عربستان نشست علمای جهان اسلام را در ریاض برگزار کند و مشروعیت مبارزه طالبان با نیروهای افغان و آمریکایی را با چالش روبرو کند.

رسانه‌های عربی طی روزهای گذشته اعلام کردند که عربستان سعودی در نظر دارد نشست علمای اسلام را به منظور اعمال فشار بر طالبان برای پیوستن به روند صلح در ریاض برگزار کند.

امروز نیز علمای شماری از کشورهای اسلامی از جمله هیئت علمای افغانستان به ریاست مولوی «قیام‌الدین کشاف» در نشست عربستان سعودی شرکت کردند تا جنگ افغانستان را مورد بررسی قرار دهند.

طالبان در واکنش به این موضوع اعلام کرد که عربستان سعودی در مقابله کفر و اسلام نباید از آمریکا حمایت کند زیرا جنگ جاری علیه آمریکا تفاوتی با دوران شوروی ندارد و تجاوز نظامی آمریکا در افغانستان مشهود است.

جبران شکست با فراخوان نظامی‌گری کشورهای عربی در افغانستان

در چند ماه گذشته عربستان سعودی از طریق دیدار با مقامات آمریکایی و افغان تلاش کرده است تا جایگاه خود را در معادلات افغانستان از طریق مداخله در روند صلح این کشور تثبیت کند.

از سوی دیگر نیز غربی‌ها نیز برای جبران شکست در افغانستان تلاش می‌کنند تا پای کشورهای عربی بویژه عربستان سعودی را به جنگ افغانستان باز کنند. در همین رابطه روزنامه ویسا در گزارش اخیرش نوشت که سران ناتو به دستور ترامپ در نظر دارند تا کمبود نیروی نظامی غربی در جنگ افغانستان را با مشارکت کشورهای عربی جبران کنند.

به همین دلیل سران ناتو به سفارش ترامپ برای تامین منابع مالی و انسانی جنگ افغانستان به حمایت امارات، عربستان سعودی و قطر که از کشورهای ثروتمند حاشیه خلیج هستند چشم دوخته است.

اگر چه عربستان سعودی برای رقابت با قطر، حضور در نزدیکی مرزهای جمهوری اسلامی ایران و حمایت از داعش به حضور نظامی در افغانستان تمایل بسیاری دارد. اما از نظر کارشناسان درحالیکه مقامات سعودی در یمن درگیر جنگ هستند، درگیر شدن در جنگ فرسایشی دیگری در افغانستان به ضرر عربستان است و این کشور را تضعیف خواهد کرد.

از سوی دیگر، اعزام نظامیان سعودی به افغانستان و مداخله آشکار عربستان نشان دهنده آن است که این کشور می‌تواند به دنبال هرچیزی بجز صلح در افغانستان باشد.زیرا حضور نظامیان سعودی در افغانستان نه تنها موجب برقراری صلح نخواهد شد بلکه روند صلح را با چالش‌های جدید منطقه‌ای و فرا منطقه‌ای روبرو خواهد کرد.

با این حال به نظر می‌رسد که از جمله هدف‌های اصلی مداخله عربستان در روند صلح و حضور نظامی در افغانستان تضعیف طالبان و تقویت گروه تروریستی داعش در این کشور است.

 

واکنش طالبان به نشست جده: مقامات و علمای سعودی در مقابله اسلام و کفر از آمریکا حمایت نکنند

به گزارش خبرگزاری تسنیم، امروز ریاض میزبان نشست علمای اسلام است تا مشروعیت جنگ جاری در افغانستان را مورد بررسی قرار دهد.

طالبان در واکنش به این موضوع با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد که جنگ افغانستان بین الافغانی نیست و تجاوز نیروهای آمریکایی به این کشور بطور کامل مشهود است.

این گروه در توجیه درگیری خود اظهارداشت که جنگ جاری علیه دولت افغانستان نیست اما آنها اجیر آمریکا شده‌اند مانند زمان حمله شوروی که دولت کمونیستی وقت افغانستان از نیروهای شوروی حمایت می کرد.

در بیانیه این گروه آمده است، طالبان گروه تروریستی و شورشی نیست، مبارزه اسلام خواهی و آزادی خواهی را به پیش می‌برد، 70 درصد از خاک افغانستان را در اختیار دارد و خواستار روابط مثبت با کشورهای جهان است.

طالبان تاکید کرد که مبارزه با آمریکا جهاد دفاعی در برابر کافران مهاجم است، مذاهب فقهی اسلام درباره آن توافق نظر دارند؛ کسی حق ندارد ملت پرافتخار افغانستان را تروریست بخواند.

این گروه خاطرنشان کرد، اگر با وجود این کشوری تنها برای کسب رضایت ترامپ حکم صریح دین را باطل اعلام می‌کند و مجاهدین را یاغی و تروریست می‌خواند به نیروهای آمریکایی در تضعیف مسلمانان افغانستان کمک کرده است.

طالبان تصریح کرد، مردم افغانستان از مقامات و علمای سعودی انتظار دارند که در مقابله اسلام و کفر از آمریکای متجاوز حمایت نکنند.

این گروه از سازمان کنفرانس اسلامی نیز خواسته تا در شرایط کنونی نیز مانند دوران جهاد با شوروی به جای آمریکا از مردم افغانستان حمایت کند.

در پایان طالبان با تاکید به پیروزی بر آمریکا در افغانستان اظهارداشت: «همانطور که ما در مبارزه با انگلیس‌ها و کمونیست‌ها پیروز شدیم در مبارزه با آمریکا نیز پیروز خواهیم شد و توطئه‌های آنها نمی‌تواند تاثیر منفی بر روند مبارزه پیروز ما بگذارد».

این در حالی است که دولت افغانستان در یک سال اخیر تلاش کرده تا با همکاری عربستان نشست علمای جهان اسلام را در ریاض برگزار کرد تا مشروعیت مبارزه طالبان با نیروهای افغان و آمریکایی را به چالش بکشد.

 

نامه سرگشاده اپوزیسیون دولت کابل به سران ناتو همزمان با سفر غنی و عبدالله به «بروکسل»

به گزارش خبرگزاری تسنیم، سران «شورای عالی ائتلاف برای نجات افغانستان» در نامه‌ای سرگشاده برای سران کشورهای عضو پیمان نظامی ناتو، «اشرف غنی» رئیس جمهور افغانستان را قوم‌گرایی و تلاش برای گسترش نفوذ گروه‌های تروریستی در افغانستان متهم کردند.

«عبدالرشید دوستم» رهبر حزب جنبش ملی اسلامی افغانستان، «عطامحمد نور» رئیس اجرایی حزب جمعیت اسلامی افغانستان و «محمد محقق» رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان در این نامه نوشتند که «گروههای مشخصی در حکومت خودکامه مرکزی و در راس آن اشرف غنی طی سال‌های اخیر همه تلاش خود را در راستای حاکمیت یک حلقه مشخص قومی بر سایر اقوام به خرج داده‌اند».

در ادامه این نامه با اشاره به طرح صلح غنی نیز آمده است: رئیس جمهور و حکومت مرکزی همواره تلاش کرده‌اند تا با استفاده از نام صلح زمینه را برای گسترش نفوذ گروه‌های تروریستی در سایر مناطق افغانستان فراهم کنند و از این طریق خواسته‌های قوم‌گرایانه خود را تقویت کند.

سران شورای عالی ائتلاف برای نجات افغانستان در ادامه نیز اشرف غنی و برخی گروهها و جریانها در بدنه حکومت وحدت ملی را به سوء استفاده از اختیارات قانونی خود، ترور فیزیکی و سیاسی، پرونده سازی و همچنین دامن زدن به ایجاد نفاق میان اقوام و احزاب افغانستان متهم کردند.

این در حالی است که اشرف غنی و عبدالله رئیس اجرایی دولت افغانستان امروز برای شرکت در نشست سران کشورهای عضو ناتو به بروکسل پایتخت بلژیک سفر کرده‌اند.

 

قدرت تزریقی؛ نفرت در داخل، عزت در خارج
اطلاعات روز : اشرف غنی و عبدالله عبدالله رهبران حکومت وحدت ملی با دستاوردهای «دونر‌پسند» به شصت‌مین اجلاس سالانه‌ی ناتو در بروکسل رفتند. فهرست دست‌آوردهای غنی برای حامیان جهانی افغانستان قطور، کهنه و فریبنده است. رییس‌جمهور در این فهرست بیشتر از ۲۰ گروه تروریستی فعال را یادآوری می‌کند. نبرد خونین و مقاومت نیروهای امنیتی را در برابر گروه‌های تروریستی و مشخصاً داعش را یادآوری می‌کند. از عملیات‌ هوایی و زمینی علیه گروه‌های تروریستی، قربانیان ملکی، تلفات نیروهای امنیتی و خارجی‌ها یادآوری خواهد کرد. او از تلاش‌هایش برای صلح، حضار را به وجد خواهد آورد. نقطه‌ی وصل‌بودن در منطقه و تعداد «کریدورهای هوایی»، غنی را در ارائه‌ی یک سخنرانی مهیج و پر جزییات یاری می‌کند. تلاش‌های دینی از اندونیزیا، کابل، اسلام‌آباد و اکنون مکه و جده، فهرست را طولانی خواهد کرد. از همه مهمتر آتش‌بس به زعم خودش موفقانه و حرکت غافل‌گیرکننده‌ی اخیر برای دست‌گیری چند فرمانده غیرمسوول مسلح ستایش‌های موجود از رهبری غرب‌پسندانه غنی در افغانستان را چند برابر خواهد کرد.

تجارب طولانی و استثنایی غنی از کار و رابطه با نهادها، افراد و دولت‌های غربی او را نسبت به حریفان سیاسی داخلی در عرصه مدیریتی، امتیاز داده است. آشنایی او با فضا و نقش نهادهای خصوصی در بازار سیاسی و مدیریتی قرن بیست و یک، او را در داخل مجهزتر از دیگران و در خارج محبوب‌تر ساخته است. غنی ضمن آشنایی و تجربه‌ی طولانی از نوعیت رابطه‌ی متقابل با نهادهای غربی، بهره‌برداری فراوانی در راستای محبوبیت فردی و تیمی‌اش کرده است. از زمان مبارزات انتخاباتی در سال ۲۰۱۴ تا اکنون او رابطه‌ی تنگاتنگ با نهادهای لابی‌گری در امریکا داشته و مصارف هنگفتی را برای برد شخصی و محبوبیت تیمی‌اش به مصرف رسانده است.

او با «امتیازات دولتی و قراردادهای پیوسته‌ی لابی‌گری» در آمریکا اکنون یکی از سکان‌داران رابطه‌های سیاسی و استراتژیک با سناتوران، وکلاً، نهادهای سیاست‌گذاری، امنیتی و مقامات دولتی است. فهم غنی از نهادهای غربی و تأثیر آن بر قضاوت افکارعمومی غربی و رابطه‌سازی و نفوذ کردن در مجاری تصمیم‌گیری، عینی و اثرگذارتر از نفرتی است که در داخل افغانستان علیه او وجود دارد

افزون براین، غنی ایده‌ها و افکارش برای آینده‌ی افغانستان را با دو ابزار متبارز دیگر حداقل در حلقه‌ی حامیان بین المللی افغانستان قابل پسند ساخته است. مدیریت انجویی و استخدام‌های غربی و رفیقانه. تأثیرگذار‌ترین و صاحب صلاحیت‌ترین افراد در حکومت غنی آنانی است که کارمند نهاد شخصی‌اش در آمریکاست و یا آنانی که از تجربه‌ی حداقل یک و نیم دهه‌ی حضورش در افغانستان به رفاقت شخصی و شناخت رو در رو با رییس‌جمهور رسیده‌اند.

در مقابل مخالفان غنی نسل آخر جهادی‌ها و رهبران قومی است که علاوه بر نادانی بارز از مناسبات، نهادها، روندهای تصمیم‌گیری و فاکتورهای تصمیم‌گذار بر قضاوت‌ها و تصمیم‌گیری‌ها، گذشته‌ی را با خود حمل می‌کنند که بُن‌مایه‌ی یک رابطه‌ی استراتژیک و اطمنانی برای کار با نهادها و دولت‌های خارجی نمی‌توانند محسوب شوند. افزون برآن، تجربه‌ی حضور سیاسی و دولتی مستقیم و غیرمستقیم بخش وسیع از مخالفان سیاسی غنی در چند دهه‌ گذشته‌ی افغانستان نه برای حامیان افغانستان و نه برای مردم افغانستان قابل دفاع و حمایت است.

بنابراین، حضور غنی در شصت‌مین اجلاس ناتو پر دستاورد و تأثیرگذار است. بحث بر سر افغانستانی که غنی با فهرست هر چندکهنه و فریبنده از آن نمایندگی می‌کند، یک نتیجه‌ی قابل پیش‌بینی را در پی دارد؛ تمدید حمایت از افغانستان و احتمالآ تعهدات تازه.

اما سرنوشت افغانستان و آینده‌ی ثبات در این کشور صرفاً به حمایت ناتو و کسب رضایت حامیان افغانستان توسط رییس‌جمهور نیست. اگر احتمال خروج آمریکا از ناتو و ناتوانی این سازمان در انجام تعهداتش در درازمدت را نادیده بگیریم، آنچه اما نگران‌کننده و قابل تأمل است، فروپاشی و اختلاف فزاینده داخلی است.

خبر اول شدن دیدار معاون اول و دوم رییس‌جمهوری افغانستان در انقره در رسانه‌های متعدد داخلی و شماری از رسانه‌های خارجی، مخابره‌ی واقعیت دیگر از افغانستان است. در شرایطی که نشست عالمان دین در مکه و نشست ناتو در بروکسل دایر می‌شود، مردم اما ترجیح می‌دهند حواشی دیدار معاونان رییس‌جمهور را بخوانند.

همزمان با سفر غنی و عبدالله به بروکسل، در شماری از ولایات شمالی عکس‌های آنها به آتش کشیده شدند و بنادر وارداتی و تجاری افغانستان مسدود و دست‌کم در هشت‌مین روز اعتراض ضد دولتی، ۷ ولایت افغانستان شاهد اعتراضات بود. سه حزب شناخته شده و تأثیرگذار افغانستان برای سران ناتو نامه‌ی سرگشاده فرستادند و از قوم‌گرایی و تعصب غنی شکایت کردند. تبارز اختلافات داخلی و قومی به شکل متنوع و از سراسر افغانستان در رسانه‌ها لحظه به لحظه متبارز می‌شود.

با این وجود، آنچه از چشم رهبران دولت و حامیان افغانستان افتاده است، این اختلافات فزاینده است که بر عکس خوشبینی‌های ارقامی و بیرونی، مردم را ناامید و نفرت از حکومت را افزایش داده است. درحالی که رییس‌جمهور مست از اقدامات ارقامی و پیشرفت‌های صلح خواهی‌اش هست، واقعیت نگران‌کننده اما بزرگ شدن خطوط قومی و هویتی است که دست‌کم چهار دهه افغانستان را متوقف کرده و هیچ زمامداری با استبداد تمام نتوانسته با انکار یا اجبار افغانستان را از این بُن‌بست عبور دهد.

درحالی که خوشبینی‌های فصل هم‌آغوشی با غرب و متحدان قدرت‌مند فروکش می‌کند، یک و نیم دهه تلاش برای مردم‌سالاری و ملت‌سازی به نظر می‌رسد به نقطه‌ی عطفی رسیده است. نهادهای دموکراتیک ویران و باورمندی به برگشتن به خطوط قومی بیش از هر زمانی در یک و نیم دهه گذشته افزایش یافته است.

غنی و حامیان دولت افغانستان نمی‌توانند در فصل واگرایی مردم از ارزش‌های دموکراتیک، ملی‌گرایانه وحاکمیت قانون با توسل به اتحاد و اعتماد یک‌جانبه‌ی کل افغانستان را هدایت و رهبری کنند. آنچه در ده و دهات و در میان مردم زمزمه و تجربه می‌شوند، متفاوت‌تر از گفت‌وگوی سیاسی و دیپلماتیک در یک کاخ مفشن و شهر زیبای بروکسل است. امیدواری‌ها و برنامه‌ریزی‌های پیوسته برای آینده‌ی افغانستان در بیرون از افغانستان و در نبود مردم تا هنوز نتیجه‌ی کامل و قاطع در پی نداشته و نخواهند داشت.

برعکس آنچه در داخل جریان دارد، برگشت حاکمیت گذشته‌ی افغانستان است. برگشت قوم و تکیه بر آدرس‌های قومی به جای نهادهای دولتی و حاکمیت یگانه و مشروع مبتنی بر قانون اساسی.

پایداری نهاد دولت و ثبات سیاسی در افغانستان بی‌تردید منوط به دوام حمایت مالی، سیاسی و امنیتی حامیان افغانستان است. اما یگانه عامل تأثیرگذار هرگز نیست. ثبات پس از حکومت وحدت ملی مستقیماً منوط است به یک اجماع و توافق داخلی که پس از یک و نیم دهه در آستانه‌ی فروپاشی است و این فروپاشی تنها در سطح چند سیاست‌مدار قومی و حزبی نیست. این آغاز یک بی‌اعتباری و خصومت تازه است که اگر با انکار و فراموشی مواجه می‌شود، بزرگ و بزرگ‌تر می‌شود.

افغانستان بدون اجماع جریان‌های سیاسی و قومی، پایدار نیست و هیچ حمایتی نمی‌تواند مردم را همیشه در شهرها و قریه‌ها نگهدارند. نادیده گرفتن این اختلافات و خواست‌ها در نهایتش مقطع کوچک زمانی را در بر می‌گیرد که آنانی که در کوه اند و در جنگ به شهر برگردند و آنانی که در شهرند و در صلح به کوه برگردند.

ما برای ثبات سیاسی به تلاش بیشتر از کسب حمایت جهانی به هر قیمتی ضرورت داریم. توافق داخلی مهم‌تر از حمایت خارجی است. ما قطعاً فراموش کرده‌ایم که تمامی صلح‌ها و جنگ‌ها در این کشور توسط همین مردم امضا و آغاز شد. ما نمی‌توانیم ببینیم که وضعیت به جایی کشیده که تمام افغانستان صلح را تأمین نمی‌توانند اما تمام افغانستان می‌توانند جنگ کنند.

 

رئیس جمهور سابق پاکستان و خواهرش ممنوع الخروج شدند

به گزارش خبرگزاری فارس در اسلام‌آباد،دادگاه پاکستان، نام «آصف علی زرداری» رئیس جمهور سابق و سرپرست حزب مردم همچنین خواهرش «فریال تالپور» را به لیست افراد ممنوع الخروج اضافه کرد.

این حکم در ارتباط با رسیدگی به پرونده تحقیقات درباره حساب‌های صوری و انتقال چندین میلیارد پول به حساب‌های آصف علی زرداری و فریال تالپور، صادر شده است.

دادستان کل پاکستان حکم ممنوع الخروج شدن زرداری و خواهرش فریال تالپور را تأیید کرد.

حزب مردم تصمیم گرفته برای بررسی موضوع اضافه شدن نام زرداری به لیست افراد ممنوع الخروج اجلاس ویژه تشکیل دهد.

با نزدیک شدن به زمان برگزاری انتخابات پارلمانی 2018 در پاکستان فشار دادگاه و سازمان بازرسی روی سیاستمداران پاکستانی به ویژه حزب مسلم لیگ و حزب مردم افزایش پیدا کرده است.

از یک سو صدور حکم دستگیری «نواز شریف» نخست وزیر برکنار شده سابق و به زندان افتادن دامادش حزب مسلم لیگ را با مشکل مواجه ساخته و از طرف دیگر ممنوع الخروج شدن زرداری حزب مردم را به چالش کشیده است.

در موقعیتی که حزب مسلم لیگ و حزب مردم درگیر تبرئه کردن خود از دادگاه هستند حزب تحریک انصاف فرصت پیدا می‌کند که فعالیت انتخاباتی خود را بیشتر و از این موقعیت برای پیروزی در انتخابات پارلمانی استفاده کند.

 

کاندیدای حزب ‘ملی عوامی’ پاکستان ترور شد

به گزارش ایرنا از رسانه های رسمی پاکستان، در حمله انتحاری به گردهمایی انتخاباتی حزب ملی عوامی پاکستان در شهر پیشاور، چهار تن کشته و 20 تن مجروح شدند.
بر اساس اخبار منتشر شده تاکنون، بمبگذار انتحاری در گردهمایی انتخاباتی حزب ملی عوامی در شهر پیشاور حضور داشت که با انفجار خود در کنار ‘هارون بلور’، کاندیدای این حزب را نیز ترور کرد.
کشته شدن ‘هارون بلور’ از سوی خانواده وی تایید شده است و زخمی های این حادثه نیز به بیمارستان شهر پیشاور منتقل شده اند.
به گزارش ایرنا سال 2012 نیز، یک بمبگذار انتحاری، مواد انفجاری حامل خود را در نشست حزب ‘عوامی نشنل پارتی’ پاکستان منفجر کرد که در آن حادثه علاوه بر ‘بشیر احمد بلور’ وزیر ارشد ایالت خیبر پختونخواه این کشور، پنج تن دیگر نیز کشته شدند.
هارون بلور، فرزند بشیر احمد بلور وزیر پیشین ایالت خیبرپختونخواه بود.
حزب عوامی (مردمی) ملی (نَشنَل عوامی پارتی)  پاکستان، حزب سیاسی چپگرای قومگرا در پاکستان است.
این حزب بیشتر در بین پشتون‌های استان شمالغربی مرزی، بلوچستان، و مناطق عشایری، پنجاب غربی و نواحی شمال از شهرت برخوردار است.
مجمع مبارزه با تروریسم پاکستان روز دوشنبه اسامی 6 شخصیت از جمله عمران خان و پسر حافظ سعید را که ممکن است، هنگام مبارزات انتخاباتی مورد هدف تروریست ها قرار گیرند اعلام کرد.
این شش شخصیت شامل عمران خان رئیس تحریک انصاف ، اسفندیار ولی رئیس حزب ملی خلق، و امیر حیدر هوتی، آفات شیرپاؤ از حزب جمهوری وطن و اکرم درانی از رهبران جمعیت علمای اسلام ف و طلحه سعید پسر حافظ سعید می باشد. تهدید ها علیه رهبری ارشد مسلم لیگ نواز نیز وجود دارد.

 

 

 

داعش در افغانستان؛ خلافت بدون پایتخت

جمهور : نیروهای خارجی در افغانستان ادعا کرده اند که در یک عملیات مشترک با نیروهای افغان “پایتخت” خلافت داعش را نابود کرده‌اند.
جوشوا تیل؛ فرمانده عملیات‌های خاص نیروهای خارجی در افغانستان می‌گوید در این عملیات در منطقه ‘گورگوری’ در ولسوالی ده‌بالای ولایت ننگرهار، ۱۶۷ تروریست داعش کشته شده‌اند.
در عملیات اخیر که بیش از دو ماه طول کشید، صدها کماندوی افغان و ده‌ها نیروی ویژه امریکایی حضور داشتند.
آقای تیل می‌گوید: “این یک منطقه مهم برای داعش بود، جایی‌که زمینه کمک‌های مالی و لجستیکی را برای شان فراهم می‌کرد. منطقه را از آنان پس گرفتیم و توانستیم زمینه بازگشت مردم محل به خانه‌های شان را فراهم کنیم. درست در زمانی که فصل درو فرارسیده است. داعش از همینجا حمله‌های بزرگی در کابل و ننگرهار را برنامه‌ریزی می‌کرد.”
در این عملیات ۹ مغاره، ۵ تونل ‌که جنگجویان داعش به عنوان مخفی‌گاه از آنها استفاده می‌کردند، و چند انبار اسلحه نابود شدند. مقام‌های افغان و آمریکایی تایید می‌کنند که شماری از جنگجویان داعش که در این عملیات کشته شده‌اند، شهروندان خارجی بوده‌اند.
با این وجود، به نظر نمی رسد که این رویداد، ضربه سنگینی به گروه تروریستی داعش در افغانستان به حساب بیاید.
از نظر منطقی نیز قابل باور نیست که برای نابودی ۹ مغاره و پنج تونل، دو ماه عملیات نظامی گسترده با حضور نیروهای ویژه مقتدرترین ارتش جهان نیاز باشد.
گورگوری منطقه ای است که در نزدیکی توره بوره قرار دارد؛ جایی که پس از سقوط رژيم طالبان، به پناهگاه فرماندهان ارشد آن گروه و شبکه القاعده تبدیل شده بود. این منطقه همچنین در نزدیکی مرز با پاکستان قرار دارد. این دو ویژگی شاید سبب شده تا نیروهای خارجی آن را «پایتخت» داعش در افغانستان عنوان کنند؛ ضمن آنکه بی تردید در این تعبیر، آشکارا نوعی بزرگنمایی تبلیغاتی هم وجود دارد؛ در غیر آن، داعش هم اکنون در بیش از ۳۰ ولسوالی و ۹ ولایت افغانستان، نزدیک به ۱۰ هزار تروریست فعال از چندین کشور جهان دارد. امریکا و ناتو اگر راست می گویند به سراغ دیگر پایگاه های این گروه تروریستی نیز بروند و مهم تر از آن، شاهراه ها و شاهرگ های تأمین نیروی انسانی، مالی و تسلیحاتی این گروه را در سراسر افغانستان قطع کنند و به پروازهای پرسش برانگیز «هلیکوپترهای ناشناس» پایان دهند.
از سوی دیگر، همه می دانند که داعش یک گروه ستیزه جوی فاقد ارتش منظم و تشکیلات اداری دولتی به معنای مدرن و معمول کلمه است. این گروه به ویژه در افغانستان، علیرغم اعلام «ولایت خراسان خلافت اسلامی» که به گفته جان نیکلسون قرار بود به پایتختی جلال آباد، تشکیل شود، عملا حضوری منسجم و منظم آنگونه که در عراق و حتی سوریه شاهد بودیم، نداشته است.
صرف نظر از درگیری های گروه داعش با طالبان بر سر کنترل برخی مناطق، عمده ترین عملیات نظامی این گروه با استفاده از شیوه هایی مانند انتحار یا انجام حمله های سازمان یافته در قالب گروه های چندنفری از تروریست های آماده مرگ، انجام شده است.
بنابراین، چنین گروهی چه نیازی به «پایتخت» دارد؟
واضح است که نیروهای امریکایی با بزرگنمایی آنچه در گورگوری انجام داده اند، سعی می کنند به لحاظ تبلیغاتی، بر انتقادهایی سرپوش بگذارند که از سوی روسیه و دیگر قدرت های منتقد عملکرد امریکا و هم پیمانانش در برابر داعش، مطرح می شود و مبنای آن، بر حمایت واشنگتن از این گروه تروریستی و طرح توسعه آن به مثابه یک نیروی نیابتی برای ضربه زدن به رقبا و دشمنان امریکا و هم پیمانانش در آسیای میانه، روسیه، چین و ایران استوار است.
از سوی دیگر،‌ نشانه شناسی خبر «نابودی پایتخت» داعش در ننگرهار، شباهت بسیار نزدیک آن را به استفاده امریکایی ها از بزرگترین بمب غیر هسته ای خود موسوم به «مادر بمب ها» بر یک مرکز منسوب به داعش در ولسوالی اچین ننگرهار در سال گذشته، نمایان می سازد؛ خبری که وسیعا پوشش و بازتاب رسانه ای داده شد و روزها در باره آن بحث صورت گرفت؛ اما در عمل، حتی مشخص نشد که در آن عملیات، چند تروریست داعش، کشته شده اند و چه ضربه ای بر پیکره آن گروه در افغانستان وارد آمده است.
پس از آن رویداد که به کمک رسانه های اغواگر غربی، به بمب خبری تبدیل شده بود، داعش بارها عملیات های خونین و مرگباری را در سراسر افغانستان به ویژه کابل پایتخت راه اندازی کرد و جان صدها نفر را گرفت.
این گروه همچنین از آن تاریخ به بعد نیز به سیر صعودی توسعه قلمرو سلطه خود در افغانستان ادامه داد و نیروهای خارجی و داخلی بیشتری را جذب کرد.
بنابراین، داعش در افغانستان، نه پایتخت دارد و نه نیازی به پایتخت احساس می کند. داعش یک گروه تروریستی متواری است که به کمک سازمان های استخباراتی و اطلاعاتی داخلی،‌ منطقه ای و بین المللی، تغذیه و تأمین می شود و تا زمانی که آنها اراده کنند علیرغم تبلیغات و بازی های رسانه ای هر از چند گاه امریکا و ناتو، به حیات خود در افغانستان ادامه خواهد داد.

 

یک سرباز آمریکایی در افغانستان کشته شد

سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) در بیانیه ای اعلام کرد که یک سرباز آمریکایی در افغانستان در یک «حمله خودی» به ضرب گلوله کشته شد و دو سرباز دیگر زخمی شدند.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، دفتر «حمایت قاطع» ناتو در افغانستان این اقدام را یک «حمله خودی» خواند.
در بیانیه این دفتر آمده است: سربازان مجروح تحت مداوا قرار گرفته اند و در وضعیت ثابتی هستند. این حادثه در دست بررسی است.
ناتو هویت سرباز کشته شده یا عامل تیراندازی و جزئیات بیشتری را منتشر نکرد.
این حادثه در فرودگاه شهر «ترین کوت» مرکز ولایت اروزگان در جنوب افغانستان رخ داد.
در همین حال، طالبان در پیامی توئیتری اعلام کرد: یک سرباز میهن پرست افغان در فرودگاه اروزگان به روی آمریکایی ها آتش گشود و دستکم چهار متجاوز آمریکایی را کشت یا زخمی کرد.
آمریکا و متحدانش در سال 2001 به افغانستان حمله کردند. نیروهای کشورهای غربی متحد آمریکا در چارچوب نیروهای «حمایت قاطع» و تحت فرماندهی آمریکا عمل می کنند. آمریکا به تنهایی بیش از 16 هزار نیرو در افغانستان دارد.

 

گزارش‌های پنتاگون درباره افغانستان سوژه طنزپردازان آمریکایی شد

یک رسانه آمریکایی در گزارشی اعلام کرد که وزارت دفاع آمریکا به دلیل انتشار اخبار تخیلی در نزدیک به دو دهه اخیر درباره جنگ افغانستان، مستحق دریافت جایزه کتاب اینترنتی ملی آمریکا برای بهترین «داستان خیالی» شده است.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، یک پایگاه اینترنتی «اخبار نظامی آمریکا» در گزارشی طنزآمیز نوشت: منابع تایید کردند که جایزه کتاب اینترنتی ملی آمریکا برای بهترین «داستان خیالی» به وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) اعطا شده است.

«دوفل‌بلاگ» پایگاه اینترنتی اخبار نظامی آمریکا که مقالات و گزارش‌های طنزی درباره موضوعات نظامی و امنیت ملی این کشور منتشر می‌کند در ادامه نوشت: این جایزه معتبر در بخش خیالی به دلیل پوشش مداوم و خوشبینانه جنگ افغانستان در نزدیک به دو دهه اخیر و استفاده از قوه تخیل بالا در پوشش یک رویداد تاریخی به پنتاگون اعطا می‌شود.

در مصاحبه‌ای خیالی دوفل‌بلاگ با «برنارد کولسچ» سرپرست فعالیت‌های رسانه‌ای وزارت دفاع آمریکا نیز کولسچ می‌گوید: ما بطور باورنکردنی از دریافت این جایزه مفتخریم. از 11 سپتامبر تاکنون ما بهترین اخبار را برای مردم آمریکا ارائه کردیم؛ عکس‌ها، گزارش‌ها و تحلیل‌هایی که نیروهای کارآمد ما قادر بودند تا آن را به پیروزی تبدیل کرده و سپس در اختیار مردم قرار دهند.

به گفته کولسچ ارائه چنین روایت باورپذیری برای این مدت طولانی چالشی بزرگ بوده است.

این پایگاه اینترنتی با کنایه به بهانه‌های آمریکا برای ادامه حضور در افغانستان نیز نوشت: بسیاری از مردم فکر می‌کردند پس از حذف شدن کاراکترهای اصلی مثل بن لادن، صدام و جرج بوش داستان نیز باید تمام می‌شد اما ما موفق بودیم دلایل کاملا تازه‌ای را برای زنده نگه داشتن حماسه آمریکا در افغانستان ایجاد کنیم.

گفتنی است که پس از شکست داعش در عراق و سوریه گزارش‌های وجود دارد که باقی‌مانده‌های این گروه تروریستی برای ایجاد ناامنی در کشورهای آسیای مرکزی، روسیه، ایران و چین با حمایت آمریکا در حال انتقال به شمال افغانستان هستند و واشنگتن با بهانه مبارزه با تروریسم دلیل تازه‌ای برای ادامه و توجیه حضور نظامی خود در افغانستان ایجاد کرده است.

 

‌الگوی داوود‌خان و انزوای سیاسی مخالفان

۸ صبح : مجموع افغانستان‌شناسان و سیاست‌مدارهای افغان معتقد اند که ناسیونالیسم قومی تجزیه‌طلب در افغانستان وجود ندارد. نخبگان سیاسی هیچ قومی شعار تجزیه‌ی فیزیکی افغانستان را مطرح نکرده‌اند. حتا در دهه‌ی هفتاد کابل که گروه‌های قومی با همدیگر می‌جنگیدند، هیچ جناح و تنظیمی ‌آجندای تجزیه‌طلبانه نداشت. آنچه که ملی‌گرایی تجزیه‌طلبانه خوانده می‌شود، در افغانستان وجود ندارد. باور عمومی و مسلط این است که سیاست‌مداران قوم‌گرای افغانستان، انعطاف‌پذیر اند و بالاخره راهی برای تقسیم قدرت و ختم منازعه پیدا می‌کنند. برخلاف بالکان، تبارگرایی وطنی داعیه‌ی تجزیه‌طلبانه ندارد.

اما رویداد نگران‌کننده‌ای که این روزها اتفاق افتاده است، طرح شعارهای تجزیه‌طلبانه در راه‌پیمایی‌های شمال و بلند شدن پرچم‌های گوناگون است. روشن است که این شعار و پرچم‌ها در حاشیه‌ی راه‌پیمایی‌های شمال بلند شده است، ‌نه در متن آن. اما با آن هم نگران‌کننده است. واقعیت این است که در سال‌های اخیر افتراق قومی بیشتر شده است. در سال‌های اخیر هیچ تلاشی برای هم‌بستگی و هم‌سویی قومی صورت نگرفت. به همین دلیل است که حتا بازداشت یک فرمانده نظامی هم سبب واکنش هم‌تباران او می‌شود.

روایت ارگ این است  که نظام‌الدین قیصاری و چند فرمانده محلی دیگر را به ظن نقض قانون بازداشت کرده است و هدف از بازداشت آنان تطبیق حاکمیت قانون و برگرداندان نظم است، اما این روایت در حوزه‌ی نفوذ جنرال دوستم خریدار ندارد. آنان به این باور اند که ارگ آجندای قومی دارد و بازداشت قیصاری هم بخشی از تلاش‌های ارگ برای انزوای سیاسی اوزبیک‌تبارها است.

آقای قیصاری رهبر کدام جنبش پیش رو اجتماعی نبود که هواداران دموکراسی از راه‌پیمایی‌های طرف‌دار او استقبال کنند. آقای قیصاری و دیگر فرماندهان محلی همیشه متهم به نقض قانون بوده‌اند. واقعیت دیگر این است که وجود این فرماندهان اصل مونوپولی دولت بر قدرت نظامی را خدشه‌دار کرده است. به همین دلیل است که طرف‌داران حاکمیت قانون و هواداران دموکراسی نمی‌توانند از جنبش اعتراضی حامی آقای قیصاری حمایت کنند. تنها خواست مشروع از موضع حاکمیت قانون این است که خواستار محاکمه‌ی عادلانه‌ی آقای قیصاری شویم.

اما واقعیتی که راه‌پیمایی‌های شمال برملا کرد، این است که مشروعیت ارگ در حوزه‌ی نفوذ جنرال دوستم بسیار تضعیف شده است. در آن حوزه تصور این است که محمداشرف غنی نه رییس جمهور کشور، بلکه یک رهبر قومی است. این وضعیت، تنها معلول نارضایتی جنبش و جنرال دوستم از ارگ نیست. سیاست‌های ارگ هم به گونه‌ای است که این ذهنیت را تقویت کرده است.

ارگ در این اواخر تلاش دارد که از رییس‌ جمهور غنی یک رهبر قاطع قومی به نمایش بگذارد. تلاش ارگ این است که وجهه‌ی قومی رییس ‌جمهور را تقویت کند. ارگ تلاش می‌کند از اشرف غنی چهره‌ای به نمایش بگذارد که تصامیم قاطع می‌گیرد و پروای سیاست‌مداران قدرتمند متعلق به اقوام غیر پشتون را ندارد. ارگ شاید تصور می‌کند که این سیاست، آرای پشتون‌ها را در انتخابات ریاست جمهوری آینده به صندوق آقای غنی می‌ریزد. ارگ چنان بی‌محابا به این سمت حرکت می‌کند، ‌گویی رییس‌ جمهور به متحدان قدرت‌مند از اقوام غیر پشتون نیاز نداشته باشد. ارگ به صورت غیر رسمی پیام می‌دهد که عصر بانک‌های رای سپری شده است. رییس ‌جمهور غنی هم شعار می‌دهد که از الگوی داوودخان پیروی می‌کند. انحصار قدرت سیاسی و استفاده از قوه‌ی قهریه روش حکومت‌داری رییس‌ جمهور غنی است که داوودخان هم آن را به کار می‌برد.

داوودخان برای سرنگونی سلطنت به افسران جوان مارکسیست اردو و برخی از چهره‌های جنبش چپ اتکا کرد. او برخلاف دیگر امیرزادگان محمدزایی که در منازعه‎ی قدرت از ملاها و نیروهای قبایلی برای تضعیف رقیبان درون خاندانی‌شان استفاده می‌کردند، به این نیروها متوسل نشد. داوودخان به چهره‌های جنبش چپ و افسران اردو اتکا کرد، اما پس از کودتا سردار محمد داوودخان قدرت را انحصار کرد و خودش را رییس‌ جمهور، صدراعظم، ‌وزیر حزب و وزیر خارجه اعلام کرد.

داوودخان به متحدانش در جنبش چپ و اردو هم پشت کرد. او چپی‌ها و افسران هم‌دستش را منزوی کرد و با انحصار قدرت، ‌اساس یک جمهوری شخصی را گذاشت. داوودخان اسلام‌گرایان را هم سرکوب کرد و در تلاش بود تا مجموع جنبش چپ را منزوی کند. داوودخان شاید فکر می‌کرد که شوروی همان‌طوری که از سران ناسیونالیست‌ کشورهای خاورمیانه حمایت می‌کند، ناگزیر است که با او هم به رغم منزوی‌سازی جنبش چپ مدارا کند. داوودخان به تقلید از شاه ایران یک حزب دولتی درست کرد و از همه‌ی نیروهای سیاسی خواست که به آن حزب بپیوندند. جالب این بود که پارلمان مشروع آن زمان و دیگر نیروهای سیاسی که در آن پارلمان نفوذ داشتند، در برابر اقدامات داوودخان مقاومت جدی نکردند.

در دوران کنونی هم چیزی شبیه همان سناریو اتفاق افتاد. رییس ‌جمهور غنی به زودی با جنرال دوستم، متحد انتخاباتی‌اش درافتاد. روابط اشرف‌ غنی با دکتر عبدالله که شریک حکومت وحدت ملی است نیز دچار بحران شد. وضعیت به گونه‌ای شده است که اشرف غنی در انزوای سیاسی به سر می‌برد. شاید او تصور می‌کند که موثرترین پاسخ به این انزوا، توسل به ناسیونالیسم‌قومی‌، ‌تقویت مشروعیت قومی ارگ و نادیده‌گرفتن انتقاد‌های مخالفانش است. در این تردیدی نیست که پرونده‌ی حقوقی آقای دوستم که بر مبنای ادعاهای آقای احمد ایشچی ترتیب شده است، در تبعید سیاسی معاون اول ریاست جمهوری نقش عمده داشت‌، ‌اما نباید فراموش شود که روابط اشرف غنی و دوستم ‌پیش از قضیه‌‌ی آقای ایشچی بحرانی شده بود.

رییس ‌جمهور شاید تصور می‌کند که می‌تواند به شیوه‌ی داوودخان و دیگر زمام‌داران معاصر او حکومت کند و به هیچ نیروی سیاسی و چهره‌ی قومی برای تقویت پایه‌های اجتماعی و سیاسی حکومتش‌ نیاز ندارد. حتماً به همین دلیل است که رییس ‌جمهور خودش را در تقابل آشکار با اوزبیک‌تبارها قرار داده است. رییس‌ جمهور غنی حتا سعی هم نمی‌کند که بین تصامیم سیاسی، اقدامات اداری و حفظ متحدان سیاسی‌اش توازن برقرار کند. چنین می‌نماید که ایشان کاملاً مطمین است که بدون توسل به سیاست‌مداران اقوام غیر پشتون انتخابات آتی را می‌برد و این سیاست‌مداران را منزوی می‌سازد.

اما انحصار قدرت سیاسی و منزوی‌سازی مجموع مخالفان و نیروهای مسلط، زمانی ممکن است که یک زمام‌دار بتواند وضعیتی را بیافریند که حد اقل نیازمندی‌های مردم برآورده شود. مردم عام باید یک لقمه نان و امنیت داشته باشند تا حرف سیاست‌مداران رقیب ارگ را نشوند و به خیابان نیایند. علاوه بر این، امتیاز دیگر زمام‌داران علاقمند به انحصار قدرت در کشورهای مختلف از جمله خاورمیانه، نفوذ در اردو بود. زمام‌داری طولانی مبارک و اسلاف او در مصر، معلول نفوذ آنان در اردو بود. همین حالا سیسی را هم اردو در قدرت نگه داشته است. چیز دیگری که یک زمام‌دار علاقمند به انحصار قدرت به آن نیاز دارد، یک ایدیولوژی مشروعیت‌بخش است. زمام‌داران خاورمیانه‌ای به ایدیولوژی ناسیونالیسم عربی متکی بودند. کشورهایی مثل مصر از تنوع قومی برخوردار نیستند، به همین دلیل ناسیونالیسم عربی در آن کشورها جواب می‌داد. آیا رییس ‌جمهور غنی می‌تواند با اتکا به ناسیونالیسم قومی در کشوری که به لحاظ قومی ناهمگون است، به آرمان‌های سیاسی‌اش برسد؟

 

قصه‌های جنگ؛ زندگی عجیب سربازان شوروی که در افغانستان ماندند
اطلاعات روز به نقل از تایمز : برق‌کار چشم‌سبز شیندندی یک راز دارد. او که تفاوت خاصی با هم‌تایان افغانش ندارد، از وقتی که مردمان محلی شیندند به یاد می‌آورند، زندگی ساده‌یی را در یک روستای کوچک در غرب افغانستان نزدیک مرز ایران داشته است.

این روستا قلمرو طالبان است. با این‌حال شورشیان او را بدون شکایتی در میان خود پذیرفته‌اند. پوست رنگ‌پریده و رنگ چشمان این برق‌کار که یک مسلمان مومن است و همسری از میان دختران محلی برگزیده، در سرزمین چنین غنی از لحاظ ژنتیکی، توجه خاصی را به خود جلب نکرده است. او با نام مستعارش، ملا نعیم، شناخته می‌شود و [به عنوان تکنسین برق/‌برقی] سرش به کار خودش گرم است.

با این‌حال، این مرد ساده با استخوان‌بندی درشت و پوست آفتاب‌سوخته‌اش خیلی دور، در روسیه به دنیا آمده و می‌گوید که با پاراشوت [چتر نجات] وارد زندگی جدیدش شده است: هلیکوپتری که او خلبانش بوده، مورد اصابت یک موشک استینگر امریکایی قرار می‌گیرد و در بیابان پشت‌سرش سقوط می‌کند.

این برقی ادعا می‌کند که او همان هوانورد روسی است که داستان زندگی‌اش ماه گذشته در سراسر جهان دست‌به‌دست شد؛ همان خلبان به جا مانده از جنگ شوروی.

«من اولین‌بار ملا نعیم را حدود سه سال پیش دیدم.»

شیخ عبدالله از خلبان مرموزی یاد می‌کند که ۳۳ سال پس از سقوط در افغانستان، در روستایی در غرب این کشور پیدا شد. «با او چندین بار سر خوردم و ما دوستان خوبی شدیم. او در حال بمباردمان مجاهدین از یک بلندی، هدف یک موشک استینگر قرار گرفت و در نزدیکی دروازه هرات پرتاب شد. او سال‌ها در میان ما پنهانی زندگی کرد تا اینکه هویتش ماه گذشته فاش شد.»

شیخ عبدالله که ادعا می‌کند ۵۱ ساله است اما به نظر می‌رسد پیرتر از آن باشد، حکایت مشابهی با دوست خلبانش دارد. او خودش نیز یک سرباز سابق روسی است. حالا مصروفیتش بازسازی و تعمیر سلاح و کار به عنوان محافظ امنیتی در هرات است. نام واقعی او بخرتدین حکیمف است. از قوم روسی است و در ازبیکستان در یک خانواده‌ی نظامی به دنیا آمده. پدرش در جنگ جهانی دوم در برلین جنگیده و حکیمف به عنوان یک افسر اطلاعاتی تازه‌کار متعلق به واحد ۱۰۱ ارتش روسیه که پایگاهش در خارج هرات قرار داشته، به افغانستان آمده بوده.

شیخ عبدالله در سال ۱۹۸۵ در جریان یک حمله، در سر و پشتش هدف گلوله‌ی مجاهدین قرار می‌گیرد. آخرین چیزی که از خدمتش در ارتش شوروی به یاد دارد زمانی است که دو رفیقش او را به عقب می‌کشیدند. چند روز بعد زمانی که هوشیاری‌اش را به دست می‌آورد، می‌بیند در یک روستای کوهستانی و به عنوان زندانی در چنگ مجاهدین افتاده است. حاجی سید عبدالعزیز که در آن زمان فرمانده مجاهدین بوده، به زیردستانش فرمان داده حکیمف را ببخشند، تا هنوز حامی وی است.

شیخ عبدالله می‌گوید: «به اصطلاح من آزادم.»

با شیخ عبدالله (حکیمف) هفته‌ی گذشته در آپارتمانش در هرات نشسته بودیم و در مورد خلبان و سایر پرسونل ارتش روسیه که ۲۹ سال پس از آنکه جنرال بوریس گرومف، فرمانده نیروهای روسیه در افغانستان ادعا کرد که «هیچ افسر یا سرباز روسی جا نمانده است»، در افغانستان باقی مانده‌اند، صحبت می‌کردیم. گرومف خروج شوروی از افغانستان را با قدم زدن از روی پل دوستی به ازبیکستان تکمیل کرد.

شیخ عبدالله که دستانش به خاطر آسیب ناشی از زخم‌های گلوله بر بدنش می‌لرزد، می‌گوید: «در واقع… هر یک از ما که [در افغانستان] مانده‌ایم، هنوز به نحوی برده یا بنده‌ی جنگ‌سالاری هستیم که به حمایتش نیاز داریم.»

گذشته از ملا نعیم که هویت واقعی‌اش هنوز یک معما باقی مانده، شیخ عبدالله تازه‌ترین مورد از نظامیان شوروی است که در افغانستان پیدا شده‌اند. او در سال ۲۰۱۳ پس از آن پیدا شد که یک افغان محلی که با مهندسین روس روی یک پروژه سدسازی کار می‌کرد، گفت که او یک سرباز روسی می‌شناسد که در هرات زندگی می‌کند. اندکی بعدتر یک هیئت روسی برای مصاحبه با شیخ عبدالله ظاهر شدند.

در حدود ۲۶۶ سرباز شوروی که نیمی از آن‌ها روس هستند، از زمان اشغال افغانستان بین سال‌های ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۹ در افغانستان مفقودالاثر شده‌اند. از سال ۱۹۹۱ تا کنون ۲۱ نفر از آن‌ها زنده پیدا شده‌اند. از این تعداد، ۲۲ نفر آن‌ها به خانه، به جمهوری‌های اتحاد جماهیر شوروی سابق بازگشته‌اند. هفت نفر دیگرشان تصمیم گرفته‌اند در افغانستان بمانند: شیخ عبدالله یکی از آن‌ها است.

شیخ عبدالله می‌گوید: «احتمالا تعداد خیلی بیشتر از ما در اینجا پنهان شده‌ و در روستاهای کم‌آوازه مخفیانه زندگی می‌کنند؛ توسط جنگ به فراموشی سپرده‌ شده‌اند.»

با این‌حال او پیشنهاد هیئت روسیه برای بازگشتش به خانه را رد کرده است.

او پرسید: «چرا باید به خانه برگردم؟ خانواده و زندگی من این‌‌جا است. اگر برگردم برای آنچه که من در زمان زندانی بودنم انجام داده‌ام، مورد بازجویی قرار خواهم گرفت. این مرا تباه می‌کند.»

بدنامی روسیه به خاطر بدرفتاری‌اش با زندانیان بازگشته به خانه از جنگ جهانی دوم ـ که در آن هزاران نفر برای بازآموزش یا «نوسازی»به گولاک‌ها فرستاده شدند ـ با روانشناسی زندانیان جنگی روسیه که در افغانستان نگه داشته شده‌اند، مطابقت می‌کند. این زندانیان، به ویژه آن‌هایی که مرتکب فرار از ارتش شوروی شده‌اند، می‌ترسند اگر به کشورشان بازگردند، همچون سربازان جنگ جهانی دوم، مورد بدرفتاری روسیه قرار بگیرند.

در مورد شیخ عبدالله، شرایط او را دست‌پاچه و از بازگشتش به خانه هراسان کرده است. جراحاتش او را از لحاظ روانی به کسانی که او را اسیر گرفته‌ بودند، وابسته کرده است. او زمانی که دوباره توانست سر پا بیاستد، مسیحیت را کنار گذاشته و مسلمان شده است. بعد در حالی‌که هنوز یک زندانی بود، شروع به تعمیر اسلحه‌های شکسته کسانی کرد که او را زندانی کرده بودند. او می‌گوید: «به عنوان یک زندانی شما باید خودتان را کارآمد و مفید نشان بدهید تا زنده بمانید. من به هیچ‌ وجه در مورد کارم خوشحال نبودم. اما انتخاب دیگری نداشتم. من هنوز با همتایان روسی‌ام احساس هم‌فکری می‌کردم. اما در عین‌حال از دولتم به خاطر فرستادن ما به این‌جا، برای جنگ با این مردم و سپس رهاکردن ما به دست تقدیرمان، عصبانی بودم. با این وجود، می‌دانم که اگر به خانه بروم، مورد بازجویی قرار می‌گیرم.»

او از زمانی که به افغانستان اعزام شده، خانواده‌اش را ندیده است. در سال ۲۰۱۳ بعد از این‌که پیدا شد، تماس تلفنی ده‌ دقیقه‌یی را با برادرش که حالا افسر ارتش روسیه است، برقرار کرد. خبر زنده بودنش، مادر او را در معرض سکته قلبی قرار داد و در مسکو، بدون اینکه اصلا با پسرش که گفته شده بود ۲۸ سال قبل در میدان جنگ کشته شده، صحبت کند، جان داد. شیخ عبدالله از همسر افغانی‌اش، که فوت کرده، یک دختر دارد و برای بار دوم نیز ازدواج کرده است؛ هرچند که همسر دومی‌اش شدیدا بیمار است.

با این‌حال، ترس او از پیگرد قانونی و بدرفتاری، تا حد زیادی بی‌اساس است و تبعید خود خواسته‌ی شیخ عبدالله به نظر می‌رسد که بیشتر به حالت ذهنی‌اش مرتبط است تا واقعیت. جمهوری‌های سابق شوروی تلاش زیادی برای ردیابی مردان مفقودالاثر در افغانستان انجام داده‌اند و کمیته امور سربازان بین‌المللی تحت مدیریت فرمانده مشهور ارتش شوروی، روسالن اوشف برای بازگرداندن گم‌شده‌ها و مرده‌ها تشکیل شد. در نتیجه عفو عمومی به هر فرد نظامی، حتی فراری‌های ارتش که به میهن خود باز می‌گشتند، اعطا شد.

سِر رودریک برایتوایت، سفیر سابق بریتانیا در مسکو و نویسنده کتاب “Afghantsy: The Russian in Afghanistan 1979-1989” که خود مطالعه‌ تحسین‌شده‌یی در مورد اشغال افغانستان توسط روس‌ها است، می‌گوید: «اکثر سربازان عادی که دستگیر شده بودند و پس از جنگ به روسیه بازگشتند، مورد رفتار منصفانه و ملایم قرار گرفتند. داستان‌ها در مورد اینکه بسیاری از آن‌ها زخمی شده بوده‌اند یا برای سال‌ها زندانی شده‌ بوده‌اند، به نظر می‌رسد که غیرواقعی باشد. برخی در افغانستان باقی ماندند و هرگز به خانه باز نگشتند. برخی از آن‌ها قادر بودند بین دو کشور در رفت‌ و آمد باشند.»

یکی از آن سربازها نیکلای بایسترف، دوم بریدمن ارتش شوروی است که در سال ۱۹۸۳ توسط مجاهدین دستگیر شد، به اسلام رو آورد، به اسلام‌الدین تغییر نام داد و محافظ شخصی احمدشاه مسعود، فرمانده معروف مجاهدین شد. بایسترف بعدا با همسر افغانش به روسیه جنوبی بازگشت و هنوز به صورت فعال، با رفت‌وآمد بین افغانستان و روسیه در جست‌وجوی مردانی است که در هنگام جنگ مفقودالاثر شده‌اند.

با این‌حال شیخ عبدالله اصرار دارد که هرگز به روسیه باز نخواهد گشت. تنها روس‌هایی که او با آن ها ارتباط دارد، ملا نعیم، خلبان مرموز و دو سرباز سابق شوروی است که هر دو زندانیان سابق جنگ بوده‌اند و هرگز نتوانستند به خانه بازگردند. او ملا نعیم را با جزئیات توصیف می‌کند و اصرار دارد که ـ با وجود عفو عمومی ـ این خلبان بعد از خروج شوروی، برای مدت کوتاهی به روسیه بازگردانده‌ شده بود و در آن‌جا او به خاطر همکاری با دشمن زندانی شده بود.

شیخ عبدالله می‌گوید: «پس از آن، در اواسط دهه ۹۰ این خلبان جت پس به افغانستان آمد تا بی‌ سر و صدا در میان ما زندگی کند… تا این‌که حضور وی ماه گذشته برای یک هیئت روسی فاش شد.»

اگر او نام واقعی خلبان را می‌دانست، حاضر به افشای آن نشد. گزارش‌های اولیه از روسیه در مورد خلبان نشان می‌دهد که او یا خلبان گم‌شده سرگ پانتِلجک است یا الکساندر میرونف. با این‌حال، هردوی این خلبانان [سرگ پانتِلجک و الکساندر میرونف] در شرق افغانستان سقوط کرده‌ بودند و شیخ عبدالله مطمئین است که ملا نعیم، خلبان جتی بود که در دورترین نقطه غربی افغانستان سقوط کرده است. سفارت روسیه در کابل ـ که هیچ دسترسی به خلبان نداشته‌اند ـ در پاسخ به تماس تایمز گفت که آن‌ها هنوز در مورد هویت واقعی مرد مطمئن نیستند. اداره‌ی وزارت دفاع امریکا در خصوص زندانیان جنگی و نظامیان مفقودالاثر که گفته می‌شود اولین‌بار موقعیت این خلبان را پیدا کرده‌ است، به درخواست‌های تایمز مبنی بر ارائه معلومات در مورد هویت واقعی این خلبان پاسخ نداد.

هفته‌ی گذشته با سفرم به هرات، رابطی را برای ترتیب یک مصاحبه با ملا نعیم فرستادم. با این‌حال فرمانده محلی طالبان، ملا قارم، که این منطقه ـ در فاصله سه ساعت رانندگی به سمت جنوب شهر هرات ـ را اداره می‌کند، به این هوانورد مرموز اجازه‌ی دسترسی را برای دیدن تایمز نداد.

شیخ عبدالله از این کار تعجب نکرد. در سرزمینی که بخت و دارایی ارتش‌ها را می‌بلعد، روح انسان‌ها بدون اینکه کسی متوجه شود، به سرقت می‌رود.

شیخ عبدالله به من گفت: «شما فکر می‌کنید که ما آزاد هستیم، اما واقعا این‌طور نیست. جنگ‌سالاران افغان که مدت‌ها پیش ما را به عنوان زندانی نگه می‌داشتند، هنوزهم به شیوه‌ی متفاوت نگه می‌دارند. آن ها نسبت به ما روس‌ها ’احساسات مخلوط‘ دارند؛ مثل این ضرب‌المثل افغانی که می‌گوید: دور نرو که طعمه‌ی گرگ می‌شوی، نزدیک نیا که بدم می‌آیی.»

 

نگاهی به تاریخچه حضور “سیک‌ها و هندوها” در افغانستان

محمد مرادی روزنامه‌نگار و پژوهشگر افغانستانی یادداشتی را در مورد تاریخچه حضور سیک‌ها و هندوهای افغانستان در صفحه شخصی خود منتشر کرد.

در این یادداشت آمده است: گورو نانک بنیان‌گذار مذهب سیک، در ۱۵ آوریل ۱۴۶۹ در خانواده‌ای از طبقه «کشاتریاهای» هندوباور، در یکی از روستاهای لاهور به دنیا آمد.

وی از عرفای مسلمان و هندو استفاده کرد. سپس به کشورهای اسلامی و زیارت مکه رفت و سرانجام آئین سیک را که آمیزه‌ای از عقاید جدید و باورهای هندوئیسم و دین اسلام است، تأسیس کرد و در سال ۱۵۳۹ میلادی در گذشت.

به رغم آن که سیک‌ها با عقاید و ظاهر متفاوت از هندوها هستند اما بیشتر اعمال اجتماعی و عبادی‌شان به هندوها نزدیک‌تر از مسلمان‌ها است. به همین خاطر همواره در افغانستان، هندوها را به جای سیک‌ها و سیک‌ها را به جای هندوها اشتباه می‌گیرند ولی در مجموع، حضور سیک‌ها در افغانستان نسبت به هندوها چشم‌گیرتر است.

هندوها از نگاه تاریخی در افغانستان، ریشه‌دارتر از سیک‌ها هستند. برخی منابع مثل تاریخ بیهقی، حضور هندوها را در زمان سلطان محمود و فرزندش سلطان مسعود غزنوی در قرن چهارم و پنجم هجری تأیید می‌کند؛ اما با این وجود، سیک‌ها نیز ساکنان دیرین این دیار محسوب می‌شوند.

پس از تکمیل آئین سیک توسط ۱۰ تن از گوروها یا معلمان بعدی سیک، این آئین از منطقه پنجاب، به سراسر شبه‌قاره هند گسترش یافت.

به نظر می‌رسد که اولین دسته‌های سیک به شرق خراسان یا افغانستان فعلی، به صورت بازرگان آمده باشند اما در زمان احمدشاه درانی و فرزندانش، در بین لشکریان این دودمان نیز حضور سیک‌ها گزارش شده است.

سیک‌ها دو بار دیگر نیز به صورت گروهی از شبه‌قاره هند به افغانستان آمدند. یک‌بار در سال ۱۸۳۹ میلادی در معیت نظامیان انگلیسی و «شاه شجاع» نوه احمدشاه از مسیر «کوژک» و «چمن» به قندهار آمدند و از آنجا به غزنی و کابل رفتند.

در سال ۱۸۴۳ میلادی که قشون انگلیس در مسیر کابل و جلال آباد مورد حمله مهاجمان افغان قرار گرفت، تعداد زیادی از پیاده نظام این قشون که سیک بودند نیز جانشان را از دست دادند.

سیک‌های پنجاب، بار دیگر در سال ۱۸۷۹ میلادی در همراهی با نیروهای انگلیسی وارد خاک افغانستان شدند و تعدادی از آن‌ها در این کشور باقی ماندند.

البته همان‌طور که گفته شد، بیشتر سیک‌های افغانستان، بازرگانانی بودند که پس از گسترش آئین سیک در شبه‌قاره هند، به افغانستان آمدند و نسل در نسل، تجارت را پیشه خود ساختند.

هندوهای افغانستان نیز عمدتاً بازرگان هستند اما در گذشته تعدادی از آنان به امر طبابت نیز می‌پرداختند. عکاسی از دیگر شغل‌های مورد علاقه هندوها بود که اکنون از رونق افتاده است.

در گذشته، هندوها و سیک‌های افغانستان عمدتاً در ولایت‌های ننگرهار، قندهار، کابل، غزنی، هلمند، قندوز و سایر شهرهای افغانستان ساکن بودند اما در سال‌های اخیر، قندهار ننگرهار و کابل، محل تجمع آنان را تشکیل می‌دهد.

آنان در گذشته محلات خاص خود را در شهرهای افغانستان داشتند که این ساختار تاکنون نیز حفظ شده است. مثلاً هندوها و سیک‌های شهر قندهار از قدیم در منطقه بازار شکارپور ساکن بوده و هستند.

در دوره ظاهرشاه و داوودخان، تعدادی از هندوهای منطقه شکارپور قندهار، به شهرنو قندهار کوچیدند و یکی از میدان‌های این منطقه را به نام خود یعنی چوک هندو، ثبت کردند اما پس از آغاز درگیری‌ها در افغانستان و قندهار، آنان منطقه شهرنو را ترک نمودند.

آمار دقیقی از سیک‌ها و هندوهای افغانستان در دست نیست اما «اوتار سِنگ» رئیس شورای ملی هندوها و سیک‌های افغانستان سال گذشته در گفتگو با رسانه‌ها بیان داشت: «در حال حاضر، شمار خانواده‌های این اقلیت در افغانستان به ۲۲۰ خانوار می‌رسد، در حالی که پیش از سال ۱۹۹۲ شمار آن‌ها به ۲۲۰ هزار نفر می‌رسید.»

به هر حال، با گذشت صدها سال از حضور سیک‌ها و هندوها در افغانستان، به نظر می‌رسد که آنان هنوز از امتیازهای شهروندی در این کشور برخوردار نشده‌اند.

تبعیض و تعصب، عامل اصلی ضایع شدن حق انسانی و شهروندی هندوها و سیک‌ها در افغانستان است. بنابراین، ناامنی و بیکاری از یک‌طرف و تبعیض و تعصب از طرف دیگر، باعث گردیده که هندوها و سیک‌های افغانستان در سه دهه اخیر، دست به مهاجرت گسترده بزنند و افغانستان را به مقصد سایر کشورها از جمله هند و آمریکا ترک کنند.

هرچه باشد، هندوها و سیک‌های افغانستان، شهروندان این کشور محسوب شده و هیچ جریان فکری، توان سلب شهروندی را از آنان ندارد.

 

حکم زندان نواز شریف و راه دشوار حزب ‘مسلم لیگ-نواز’

به گزارش ایرنا، دادگاه احتساب در اسلام آباد پایتخت پاکستان، روز جمعه ‘نواز شریف’ نخست وزیر پیشین این کشور و ‘مریم نواز’ دختر و ‘ صفدر’ همسر وی را به جرم پولشویی و اختلاس، به ترتیب به حبس و پرداخت جریمه نقدی محکوم کرد.
‘قاضی محمد بشیر’ رئیس دادگاه احتساب شهر اسلام آباد روز گذشته پس از 9 ماه و 22 روز از رسیدگی به پرونده قضایی علیه خانواده نواز شریف، رای نهایی آن را صادر کرد.
بر اساس حکم این دادگاه، نواز شریف همچنین به پرداخت هشت میلیون پوند و دخترش به دو میلیون پوند جریمه نقدی محکوم شدند.
رای نهایی دادگاه احتساب درخصوص پرونده قضایی علیه خانواده نواز شریف موسوم به آپارتمان ‘ایوان فلدس’ مربوط به آپارتمان های شخصی خانواده شریف در لندن صادر شد.
«ایوان فلدس»، چهار آپارتمان در یکی از مجلل ترین مناطق لندن است که گفته می شد متعلق به اعضای خانواده شریف است.
دادگاه عالی پاکستان همچنین، بیست و چهارم فروردین ماه امسال، «محمد نواز شریف» نخست وزیر پیشین این کشور که 9 سال در ادوار مختلف زمام قدرت را در دست داشت در ارتباط با پرونده رسوایی اسناد پاناما تا پایان عمر، سلب صلاحیت کرد، موضوعی که برخی تحلیلگران آن را پایان فعالیت سیاسی وی تلقی می کنند.
سال 2015 یک موسسه پانامایی به نام ‘موساک فونسکا’ بیش از 11 میلیون اوراق و اسناد را در خصوص بیش از 214 هزار شرکت و شخصیت های شناخته شده جهان از جمله سه نفر از فرزندان نواز شریف به نام های ‘مریم نواز، حسین نواز و حسن نواز’ افشا کرد که حکایت از دست داشتن این افراد در پولشویی، تخلفات مالیاتی و تاسیس شرکت های مالی پنهانی در خارج از کشور داشت.
اگرچه نام نواز شریف نخست وزیر پاکستان در اسناد افشا شده از سوی این موسسه پانامایی نبود، مخالفان سیاسی وی مدعی شدند که خانواده نخست وزیر و حتی شخص نواز شریف دارایی غیرقانونی انباشته کرده و تخلفات غیرقابل انکاری در زمینه پولشویی انجام داده است.
افشای اسناد موسوم به ‘پاناما’، پای نواز شریف و فرزندانش را به دادگاه کشاند و سرانجام پس از روند طولانی رسیدگی قضایی به این پرونده فساد مالی، دادگاه عالی پاکستان ششم مرداد ماه سال 1396(28 ژوئیه 2017) رای نهایی خود را صادر و حکم به سلب صلاحیت نواز شریف داد و بدین ترتیب پرونده سومین دوره نخست وزیری نواز شریف نیز نیمه کاره مختومه شد.
دادگاه عالی پاکستان پس از صدور حکم سلب صلاحیت نواز شریف، وی را تا پایان عمر از سیاست منع کرد.
پرونده او و خانواده اش طی 6 هفته به دادگاه ویژه مبارزه با فساد ارائه شد و دادگاه نیز به پرونده نواز شریف و خانواده وی و محمد اسحاق دار وزیر اقتصاد این کشور رسیدگی کرد.
اگرچه نواز شریف نخست وزیر پیشین پاکستان، روز گذشته پس از اعلام رای محکومیت خود، در لندن اعلام کرد که بزودی به پاکستان بازگشته و به رای دادگاه اعتراض می کند، تحلیلگران سیاسی بر این عقیده اند که مسیر حزب مسلم لیگ – نواز- با توجه به پیوستن چند عضو دیگر این حزب به تحریک انصاف (PTI) به رهبری عمران خان، برای انتخابات آتی این کشور بسیار دشوار خواهد بود.
اخیرا ‘ظفر علی شاه’ سناتور پیشین و نماینده ارشد حزب مسلم لیگ نواز، پیوستن خود به حزب تحریک انصاف را رسما اعلام کرد.
وی اعلام کرد که به نفع عمران خان از شرکت در انتخابات از حوزه انتخاباتی (ان.ای 53 ) انصراف داده است.
وی در نشست مطبوعاتی مشترک با عمران خان گفت که رهبر تحریک انصاف در هیچ فساد مالی دست نداشته و روزنه تشکیل پاکستانی روشن را ایجاد کرده است، به همین دلیل از امروز عمران خان رهبر وی است.
همچنین ‘فواد حسن فواد’ منشی ارشد نواز شریف و دبیرکل دولت نواز شریف، به اتهام میلیاردها روپیه فساد مالی از سوی سازمان ملی حسابرسی بازداشت شد، وی در پرونده مسکن آشیانه و اقبال به دادگاه احضار شده بود.
بر اساس نظر برخی تحلیلگران سیاسی پاکستان، محاکمه نواز شریف دشواری های حزب مسلم لیگ نواز را برای تحقق برنامه های انتخاباتی این حزب و پیروزی در انتخابات آتی این کشور را دوچندان کرد.

**واکنش به رای محکومیت نواز شریف
‘چودری نثار’ وزیر پیشین کشور پاکستان در واکنش به اظهارات نواز شریف گفت:افرادی به درس عبرت تبدیل می شوند که برای پنهان کردن خطاهای خود کوهی از دروغ بافتند.
وی اضافه کرد:نمی خواهم با نواز شریف درگیر شوم چراکه وی آبرویی ندارد اما من به فکر آبروی خود هستم اما انتقاد یکجانبه را تحمل نخواهم کرد.
عمران خان رهبر حزب تحریک انصاف نیز در گفت و گو با خبرنگاران خطاب به نواز شریف گفت:به کشور بازگرد چراکه زندان در انتظار توست.
وی اضافه کرد:نواز شریف خواستار تعویق صدور حکم شده، ولی وی باید بداند که قانون برای همه یکسان است و آیا یک مجرم عادی نیز از چنین تسهیلاتی برخوردار می شود؟
عمران خان اضافه کرد:در کشورهایی که قانون برای قدرتمندان و افراد ضعیف مساوی نباشد، نابود می شوند.
رهبر حزب تحریک انصاف همچنین با انتقاد از اعلامیه رئیس دیوان محاسبات ملی مبنی بر اینکه نامزدهای انتخاباتی مفسد تا زمان برگزاری انتخابات دستگیر نمی شوند، گفت:با به دست گرفتن قدرت عوامل فساد و سارقان را دستگیر خواهیم کرد و نواز شریف باید حساب300 هزار میلیون روپیه را پس بدهد.
«بلاول بوتو زرداری» رئیس حزب مردم نیز در واکنش به حکم نواز شریف نخست وزیر پیشین این کشور گفت که دیگر هیچ اعتمادی به حزب نواز ندارد و نمی‌تواند وعده سران این حزب را باور کند، زیرا آنها هر بار در پی فریب مردم بودند.
وی تصریح کرد:هر بار از برنامه‌های حزب نواز سئوال می کنیم، مسئولان این حزب در پاسخ از واژه‌های دموکراسی و جمهوریت استفاده می‌کنند تا کم کاری‌های خود را بپوشانند.
بلاول بوتو گفت: اگر انتخابات سالم برگزار شده و در آن تقلب صورت نگیرد حزب مردم با قاطعیت پیروز انتخابات خواهد بود.
رئیس حزب مردم اضافه کرد:اگر ما پیروز انتخابات شویم، مردم را از بسیاری مشکلات نجات می دهیم .

 

 

ناآرامی‌های فاریاب

۸ صبح : بازداشت نظام‌الدین قیصاری، فرمانده‌ی مشهور جنرال دوستم در فاریاب،‌ موجی از واکنش‌های اعتراضی شهروندان اوزبیک‌تبار افغانستان را سبب شده است. اعتراض‌های اوزبیک‌تبارها از ولایت فاریاب که زادگاه آقای قیصاری است، ‌فراتر رفته و به شمال‌شرق رسیده است. جنرال دوستم هم با صدور اعلامیه‌ای از ارگ خواست قیصاری را آزاد کند. ارگ هم در اقدامی که هدف آشکار آن کنترول اوضاع است، ‌آقای نقیب‌الله فایق، یکی از کادرهای حزب جنبش ملی را به حیث والی فاریاب گماشت، اما به نظر نمی‌رسد که این انتصاب جنرال دوستم را راضی کند. جنجالی که بازداشت قیصاری برپا کرد، ‌ریشه‌ی تاریخی دارد.

دولت مدرن با مشکل تاریخی در جغرافیای افغانستان کنونی روبرو است. بر مبنای پژوهش‌های دانشمندان غربی روابط دولت‌مدرن و جامعه‌ی پیش‌مدرن افغانستان،‌ نظام‌مند و به هنجار نیست. نیروهای سنتی که در روستاها قدرت مذهبی، قبایلی، قضایی و نظامی دارند،‌ نمی‌خواهند از امتیازات‌شان به سود نهادهای مدرن دولتی بگذرند. عناصر ضد دولت هم در طول تاریخ افغانستان، در پناه همین نیروهای سنتی و محلی به حیات خود ادامه داده و در مواردی دولت‌مدرن را سقوط داده‌اند.

در حال حاضر فرمانده‌هان محلی،‌ بر قوه‌ی قهریه در محلات دست‌رسی دارند. آنان با استفاده از همین قوه‌ی قهریه‌ای از اقتصاد سیاه که قاچاق مواد مخدر، ‌استخراج غیر قانونی معادن و باج‌گیری از پروژه‌های آبادانی را در بر می‌گیرد، ‌بهره می‌برند. پولی که فرماندهان محلی از اقتصاد سیاه به دست می‌آورند، بقای آنان را تضمین می‌کند. واقعیت دیگر این است شماری از نهاد‌های دولتی نه مجموع دولت، بر موثریت تاکتیکی این فرماندهان محلی در جنگ با طالبان تأکید می‌کنند.

در زمان حامد کرزی، سیاست مدارا با فرماندهان و مجموع قدرت‌مندان محلی را در پیش گرفته بود. حامد کرزی به این باور بود که برخورد خشن با این فرماندهان مشکل را بیشتر می‌کند، اما به نظر می‌رسد که دکتر اشرف غنی این‌طور فکر نمی‌کند. اشرف غنی بیشتر به انحصار قدرت سیاسی و به گفته‌ی خودش «استعمال مشروع قوه» عقیده دارد و می‌خواهد از این طریق غلبه‌ی دولت بر نیروهای محلی را تحقق بخشد.

در این تردیدی نیست که دولت باید بر زور انحصار داشته باشد. اگر نیروی نظامی/ قوه‌ی قهریه در انحصار دولت نباشد،‌ هرج‌ومرج می‌آید. هرج‌ومرج، مرحله‌ی قبل از تشکیل دولت است که در آن جنگ همه علیه همه جریان دارد. راه بقای جامعه هم تشکیل دولت است. دولت هم وقتی قوام می‌یابد که نیروی نظامی را در انحصار داشته باشد. بدون انحصار نیروی نظامی توسط دولت‌،‌ خودسری به قاعده‌ی اصلی زندگی بدل می‌شود، اما دولت‌مردان  برای به انحصار درآوردن قوه‌ی قهریه و استفاده‌ی مشروع از آن در صورت لزوم، به مشروعیت نیاز دارند.

کسانی که در رأس دولت اند و از اقتدار دولتی نمایندگی می‌کنند،‌ باید مردم آنان را به عنوان حاکمان مشروع قبول داشته باشند. همان‌قدر که انحصاری دولت بر زور ضروری است، ‌مشروعیت حاکمان هم ضروری می‌باشد. اگر حاکمان در چشم مردم عام مشروعیت حکومت‌کردن نداشته باشند، ‌آن وقت مبارزه با قدرت‌های محلی دشوار است.

‌نیروی‌های ویژه، ‌چرخ‌بال‌ها و پولیس ضد شورش در فقدان مشروعیت بلندپایگان دولتی،‌ نمی‌توانند کاری از پیش ببرند. تنها با اتکا به زور نمی‌توان یک زور دیگر را از بین برد. مشروعیت دولت‌مردان باید پشتوانه‌ی استفاده از زور باشد. مشکل این است که سران حکومت وحدت‌ملی در مناطق اوزبیک‌نشین شمال از محبوبیت لازم برخوردار نیستند. دکتر عبدالله رای قابل توجهی از اوزبیک‌ها نگرفته بود. دکتر اشرف غنی اما به دلیل همسویی با جنرال دوستم توانست آرای یک‌دست اوزبیک‌ها را در انتخابات به دست بیاورد. دکتر اشرف غنی در مبارزات انتخاباتی سال ۲۰۱۴تأکید می‌کرد که با جنرال دوستم روی یک برنامه‌ی مشترک سیاسی به توافق رسیده است و بر مبنای همین برنامه، حکومت را اداره خواهند کرد.

آگاهان امور افغانستان در همان زمان هم می‌دانستند که هم‌سویی محمداشرف غنی و جنرال دوستم نه ایدیولوژیک است و نه استراتژیک. جنرال دوستم برای محمداشرف غنی یک ضرورت انتخاباتی بود که با ختم غایله‌ی انتخابات ۲۰۱۴ اهمیت سیاسی‌اش را از دست داد. ادعاهای احمد ایشچی هم وضعیت را طوری رقم زد که جنرال دوستم مجبور به ترک کشور شد. جنرال دوستم حتا پیش از ادعاهای ایشچی، در سفرهای ولایتی‌اش از محمداشرف‌ غنی مشروعیت‌زدایی کرده بود. ادعای احمد ایشچی وضعیت را به گونه‌ای ساخت که دکتر اشرف‌ غنی حتا اگر هم می‌خواست نمی‌توانست در کنار آقای دوستم بایستد. به همین دلیل بود که ائتلاف انتخاباتی آنان بسیار زودتر از آنچه  انتظار می‌رفت، شکست. این امر سبب شده است که دکتر اشرف ‌غنی در مناطق اوزبیک‌نشین محبوبیت لازم را نداشته باشد.

واقعیت دیگر این است که ارگ در مناطق اوزبیک‌نشین متحد سیاسی‌ای که بتواند جای دوستم را پر کند،‌ ندارد. به همین دلیل برای برکناری یک مهره‌ی دوستم ناگزیر است به مهره‌ی دیگر او امتیاز بدهد. این امر وضعیت را پیچیده‌تر ساخته است. دکتر اشرف غنی نتوانسته است توازن هوش‌مندانه را بین اقدامات اداری، ‌تصامیم سیاسی و حفظ متحدان خود رعایت کند.

بسیاری‌ها به این باور بودند که اشخاصی مثل نظام‌الدین قیصاری هیبت نظامی دارند و در صورتی که محافظان آنان به قتل برسد و توسط نیروهای امنیتی بازداشت شوند، بت هیبت آنان می‌شکند و کسی به خاطر آنان به خیابان نمی‌آید. تصور این بود که فرماندهانی مثل قیصاری یا رهبران پشتیبان آنان نمی‌توانند حتا یک جنبش توده‌ای بسیار نامنظم را به خیابان بیاورند. روشن است که مشروعیت آدم‌هایی مثل قیصاری ایدیولوژیک و سنتی نیست. مشروعیت آنان از لوله‌ی تفنگ می‌برآید، اما راه‌پیمایی‌های فاریاب نشان می‌دهد که این محاسبه هم چندان درست نبوده است.

روشن نیست که رییس جمهور غنی برای مدیریت تبعات سیاسی و اجتماعی بازداشت قیصاری غیر از گماشتن آقای فایق به ولایت فاریاب دیگر چه کاری کرده می‌تواند. برای راضی‌کردن اوزبیک‌تبارها نیاز به ابتکارهای سیاسی است. این درست است که آقای قیصاری رهبری کدام جنبش پیش‌رو را به دوش نداشت تا تظاهرات هواداران او تبعات کلانی در سطح کشور ایجاد کند و بازتاب بین‌المللی داشته باشد، ‌اما باز هم برای کنترول نارضایتی‌های محلی راهی غیر از ابتکار سیاسی نیست.

‌محاکمه‌ی عادلانه نکته‌ای است که دولت نباید آن را فراموش کند. آقای قیصاری حق دارد که در یک دادگاه علنی، ‌قانونی و با حضور وکیل مدافع‌ حاضر شود و از خودش دفاع کند. اگر او بدون محاکمه، ‌روزهای طولانی در حبس نگهداشته شود، وجهه‌ی حکومت ضربه می‌بیند. دادگاه او هم باید علنی باشد. باید احکام قانون اساسی و دیگر قوانین کشور در مورد آقای قیصاری  و هر بازداشتی دیگر تطبیق شود.

نشست ویژه ترامپ با اعضای ناتو درباره افغانستان

به گزارش خبرگزاری تسنیم به نقل از «پژواک»، یک عضو ارشد دولت آمریکا به خبرنگاران گفت دونالد ترامپ رئیس جمهور این کشور قرار است در 12 جولای با دیگر شرکای واشنگتن در سازمان ناتو درباره افغانستان گفت‌وگو کند.

این مقام آمریکایی که نامش در گزارش ذکر نشده افزود این دیدار در حاشیه نشست ناتو برگزار می‌شود و ترامپ به عنوان بخشی از استراتژی خود برای افغانستان و جنوب آسیا از دیگر اعضای ناتو درخواست خواهد کرد تا حمایت‌های مالی خود از نیروهای امنیتی را گسترش دهند.

وی درباره استراتژی «مبتنی بر شرایط» ترامپ برای طولانی‌ترین جنگ تاریخ آمریکا نیز اظهار داشت: آمریکا و ناتو باید همچنان نیروهای خود را در افغانستان حفظ کنند و برای برقراری صلح و ثبات در این کشور به کمک نیروهای امنیتی افغان از طریق آموزش و مشاوره ادامه دهند.

این در حالی است که واشنگتن بارها از دیگر اعضای ناتو نیز خواسته تا ضمن افزایش مشارکت مالی برای تامین هزینه‌های این سازمان نظامیان بیشتری را نیز به افغانستان اعزام کنند.

با این حال اخیرا «روبرتا پینوتی» وزیر دفاع ایتالیا اخیرا خبر داد که کشورش در نظر دارد تا نیروهای مستقر خود در افغانستان را از 900 نظامی به 700 نظامی کاهش دهد.

دروغ آمریکا درباره هزینه ۸ میلیارد دلاری مبارزه با مواد مخدر در افغانستان

مقامات آمریکایی مدعی هستند که از سال ۲۰۰۱ تاکنون ۸.۶ میلیارد دلار را برای مبارزه با مواد مخدر در افغانستان هزینه کرده‌اند اما وزارت مبارزه با مواد مخدر افغانستان تنها هزینه شدن ۳۰۰ میلیون دلار برای مبارزه با مواد مخدر را تایید می‌کند.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، «جان سپکو» سربازرس ویژه آمریکا در امور بازسازی افغانستان موسوم به «سیگار» اعلام کرد که آمریکا از آغاز حمله به افغانستان در سال 2001 میلادی تاکنون 8.6 میلیارد دلار را برای مبارزه با مواد مخدر در افغانستان اختصاص داده است اما این کشور همچنان بزرگترین تولیدکننده تریاک در جهان است.

«حنیف دانشیار» سخنگوی وزارت مواد مخدر افغانستان درباره چگونگی مصرف پول تخصیص داده شده به مبارزه با مواد مخدر در این کشور به «اسپوتنیک» گفت: درباره چگونگی استفاده از این بودجه و برنامه‌ریزی برای هزینه آن هیچ هماهنگی با دولت افغانستان و یا وزارت مبارزه با مخدر صورت نگرفته است.

وی افزود: می‌توانیم مشارکت 300 میلیون دلاری آمریکا برای مبارزه با مواد مخدر در افغانستان را تایید کنیم، اما اظهارات مسئولان سیگار درباره هزینه 8.6 میلیارد دلار در هماهنگی با دولت افغانستان را نمی‌توانیم تایید کنیم.

دانشیار در ادامه نیز دلایل افزایش بی‌سابقه کاشت خشخاش در افغانستان را تقاضای بالا برای مواد مخدر افغانستان در جهان و ترانزیت آسان مواد مخدر در منطقه دانست.

از سوی دیگر نیز آمارها گواهی می‌دهند که پس از حمله آمریکا به افغانستان در سال 2001 میلادی میزان کشت خشخاش در این کشور سیر صعودی شگفت‌انگیزی داشته است.

چندی پیش نیز «سلیمان سویلو» وزیر کشور ترکیه با اشاره به افزایش ورود مواد مخدر به ترکیه گفته بود  که آمریکا پشت پرده این ماجرا قرار دارد و این کشور نقش تسهیل کننده انتقال مواد مخدر افغانستان از طریق خاک ترکیه به اروپا را ایفا می‌کند.

پیش از آن نیز «سرگئی لاوروف» وزیر خارجه روسیه تصریح کرده بود که آمریکا و ناتو از سربازان خود برای محافظت از کشت، تولید و قاچاق هروئین از افغانستان به سایر کشورهای جهان استفاده می‌کند.

اشرف غنی به خاطر منافع شخصی ملت را قربانی کرده است

به گزارش خبرگزاری تسنیم، «احمد ولی مسعود» عضو ارشد حزب جمعیت اسلامی و رئیس بنیاد احمدشاه مسعود در گردهمایی مردم در کابل اعلام کرد که حوزه‌بندی انتخابات پارلمانی در والایت غزنی تلاش برای بحرانی شدن انتخابات است و نخبگان این کشور برای برون رفت از آن تلاش کنند.

وی افزود: رئیس جمهور افغانستان فرد متعصبی است که به خاطر منافع شخصی خود، تنش‌های قومی را افزایش می‌دهد و مردم را قربانی می‌کند.

مسعود اظهار داشت: دولت افغانستان به تعهدات خود در سال های گذشته عمل نکرده است و اکنون نیز انتخابات را به سوی بحران می‌برد.

رئیس بنیاد احمدشاه مسعود با اشاره به عدم اجرای توافقنامه حکومت وحدت ملی گفت لویه جرگه برای تعدیل قانون اساسی و تغییر نظام از ریاستی به صدارتی برگزار نشده است که این موضوع نشانه انحصارگرایی ارگ ریاست جمهوری افغانستان است.

وی تاکید کرد این انحصارگرایی سبب شده تا عبدالله رئیس اجرایی دولت افغانستان به فرد فاقد اختیار تبدیل شود.

مسعود خاطر نشان کرد انتخابات آینده بحرانی‌تر از گذشته برگزار خواهد شد و باید گزینه جایگزینی را مطرح کرد تا این کشور بیش از پیش وارد بحران دیگری نشود.

رئیس بنیاد احمدشاه مسعود گفت که شماری از جریان‌های سیاسی و احزاب افغانستان به دولت این کشور درباره تحریم انتخابات پارلمانی به دولت هشدار داده‌اند.

بسیاری از نمایندگان پارلمان و کارشناسان افغان از چندی قبل همواره تاکید کرده‌اند که به احتمال بسیار انتخابات آینده افغانستان پرچالش و با تقلب بسیار همراه خواهد شد.

همچنین ، «نصرالله صادقی زاده نیلی» نماینده پارلمان افغانستان اظهار داشت ارسال نزدیک به سه میلیون برچسب انتخاباتی به برخی از ولایت‌های شرقی این کشور باید بررسی شود.

وی افزود: ارسال این محموله انتخاباتی که به تازگی فاش شده است، نشان دهنده زمینه‌سازی برای تقلب گسترده در انتخابات آینده این کشور است.

به گزارش جمهور، هفته گذشته گزارش‌هایی فاش کردند که «گلاجان عبدالبدیع صیاد» رئیس کمیسیون انتخابات افغانستان، شبانه برچسب ثبت نام رای دهندگان را توسط یک خودرو به مرکز ولایت «ننگرهار» ارسال کرده است.

گفته می‌شود که صیاد این خودرو را بدون هماهنگی با سایر اعضای کمیسیون انتخابات و به شکل پنهانی یکشنبه 10 تیرماه سال جاری ارسال کرده است.

منابعی از کمیسیون انتخابات به رسانه‌ها گفتند که اعضای کمیسیون درباره ارسال چنین محموله‌ای اختلاف داشتند.

با این حال، نماینده پارلمان افغانستان تاکید کرد که دست کم سه میلیون برچسب انتقال یافته که استفاده تقلبی از آن می‌تواند سرنوشت انتخابات‌ آینده را تغییر دهد.

وی گفت که اگر هدف سوء کمیسیون انتخابات ثابت شود، باید برگزاری انتخابات پارلمانی به حالت تعلیق در آید.

پیش از این، ادعاهایی درباره فروش برچسب‌های ثبت نام رای دهندگان نیز مطرح شده بود.

حوزه‌بندی انتخابات در «غزنی» نقض قانون اساسی و تبعیض قومی است

طبق یک خبر دیگر، نمایندگان ولایت غزنی در پارلمان افغانستان، برخی نمایندگان احزاب سیاسی و نهادهای مدنی با انتشار بیانیه‌ای ضمن انتقاد از حوزه‌بندی انتخابات پارلمانی و شورای شهرستان‌ها در این ولایت خواستار برگزاری انتخابات آزاد و عمومی شدند.

در این بیانیه آمده است که حوزه‌بندی انتخابات در ولایت غزنی «نقض صریح قانون اساسی و قانون انتخابات» و همچنین مصداق بارز «نابرابری و تبعیض» میان شهروندان و مردم افغانستان است.

نمایندگان در ادامه نیز تصریح کردند حوزه‌بندی انتخابات در ولایت غزنی علاوه بر عدم اعتماد مردم به روند انتخابات، آغاز بحران اجتماعی و تشدید اختلافات قومی را نیز در پی خواهد داشت.

در این نشست نمایندگان پیشنهادهایی را نیز برای تامین امنیت روند انتخابات مطرح کردند.

در ادامه این بیانیه آمده است که تصمیم حکومت وحدت ملی و کمیسیون انتخابات برای برگزاری انتخابات در ولایت غزنی از مسیر کوچک کردن حوزه انتخاباتی زمانی قانونی است که ابتدا دو بخش قومی غزنی به دو ولایت جداگانه تبدیل شود و جاغوری و شهرستان‌های هزاره‌نشین در فرمان رئیس جمهور به عنوان ولایت منظور شود و براساس آن، انتخابات در دو ولایت مجزا انجام شود.

به عقیده این نمایندگان طرح ارائه شده ضمن حل مشکل فنی برگزاری انتخابات در شهرستان‌های پشتون‌نشین غزنی از نقض قانون نیز جلوگیری می‌کند و از سوی دیگر نیز خواست مشروع شهرستان‌های هزاره‌نشین غزنی نیز از این طریق تامین می‌شود.

در ادامه نیز بار دیگر تاکید شده است که حوزه‌بندی انتخابات در غزنی تصمیمی غیرقانونی و نوعی تحمیل و زورگویی است و اصرار بر اجرای این طرح سبب دامن زدن به منازعات قومی و تنش‌های اجتماعی بوده و مسئولیت هرگونه پیامد منفی آن نیز متوجه دولت افغانستان و کمیسیون انتخابات این کشور خواهد بود.

حاکمیت قانون در هیاهوی قوم‌گرایی

۸ صبح : دستگیری نظام‌الدین قیصاری موجی از ناآرامی را در ولایت فاریاب برانگیخته است. تعداد زیادی از طرفداران او به خیابان ریخته و تعمیر این ولایت را به آتش کشیدند. قیصاری از فرماندهان قدرتمند حزب جنبش به حساب می‌آید. او به عنوان یکی از فرماندهان «شورش مردمی» علیه طالبان از نفوذ گسترده‌ای در ولایت فاریاب برخوردار است. گفته می‌شود که قیصاری هشت هزار نیروی مسلح در اختیار داشته است.

یکی از سخنگویان حکومت می‌گوید که نظام‌الدین قیصاری به خاطر اتهام‌های وارده بر او، دستگیر شده است. حکومت به هیچ وجه نوعیت اتهامات را توضیح نداده است و به طور خصوصی او را متهم به نقض حقوق بشر و قتل افراد ملکی و نظامی می‌کند. البته، قبلاً در درگیر میان قیصاری و فرماندهان جمعیت در فاریاب، تعدادی پولیس و مردم ملکی جان خود را از دست دادند.

محبوبیت نظام‌الدین قیصاری، به خصوص در مبارزه با طالبان، باعث شده است که تعداد زیادی از هوادارانش به خیابان بریزند. برخی از چهره‌های قدرتمند دیگر مانند عطامحمد نور و محمد محقق نیز به حمایت از حزب جنبش برآمده و خواستار رهایی نظام‌الدین قیصاری شده‌اند.

طبق معمول، در رسانه‌های فارسی‌زبان که عمدتاً از منتقدان دایمی حکومت به حساب می‌‌آیند، کل این ماجرا به تضاد‌های قومی و سرکوب نخبگان اوزبیک‌تبار تقلیل یافته است و در رسانه‌های پشتو زبان که عموماً جانبدار حکومت اند، دستگیری قیصاری تحکیم حاکمیت قانون و مبارزه‌ی حکومت با جنگ‌سالاران تعبییر شده است. این دیدگاه‌های متضاد بازتاب‌دهنده‌ی چند دستگی‌های فکری و قومی در صحنه‌ی سیاست افغانستان است که روز تا روز کار حکومتداری را دشوارتر می‌کند. هر تصمیم حکومت موجب برانگیختن احساسات قومی و سیاسی متضاد شده و بحران‌های متعددی به دنبال می‌آورد.

افغانستان در رده بندی جهانی جایگاه بسیار بدی در عرصه‌ی حاکمیت قانون و مبارزه با فساد دارد. سیاستمداران و قدرتمندان محلی به طور گسترده‌ای قانون را نقض کرده، مرتکب جرایم مختلف می‌شوند و دست به قتل و آدم ربایی نیز می‌زنند. با این حال، چهره‌های متنفذ مذکور از مصونیت گسترده‌ای برخوردار اند. حکومت به دلیل هراس از ایجاد ناآرامی‌ها، از دستگیری و مقابله با این چهره‌ها خودداری کرده و حتا در مواقعی از ظرفیت‌های سیاسی و اجتماعی‌شان سود برده است. حامد کرزی و اشرف غنی در هنگام انتخابات برای گرفتن رای به سیاستمداران با نفود و قومندانان محلی رجوع کردند که در نتیجه بر مصونیت‌شان افزوده و قدرت سیاسی و نظامی‌شان بیشتر و بیشتر شده است.

در عین حال حکومت وانمود می‌کند که به خاطر تحکیم قانون نیازمند است در مواقعی با این چهره‌ها برخورد کند. ارگ دست کم در قضیه‌ی جنرال دوستم و حالا قیصاری با جدیت برخورد کرده است، اما معلوم نیست که چرا در برابر برخی دیگر از قومندانان محلی که در جرایم و نقض حقوق بشر دست داشته اند، چنین رویه‌ای را پیش نگرفته است. همین باعث شده است که دستگیری قیصاری واکنش‌های تند عمومی را به دنبال داشته باشد.

مبارزه با فساد در افغانستان امر سیاسی و به شدت آلوده با منافع سیاستمداران و قدرتمندان محلی شده است. زیرا، میان سیاستمداران- چه در ارگ و چه در قصر سپیدار- و قومندانان محلی یک رابطه‌ی گسست‌ناپذیر سیاسی و مالی، به خصوص سیاسی، وجود دارد. قومندانان محلی، شبکه‌ی حمایت سیاستمداران ارشد در کابل به حساب می‌آیند که در وقت انتخابات و اعمال نفوذ و محافظت از منافع سیاسی و مالی خود از یک دیگر حمایت می‌کنند. برای همین، اگر قومندان برجسته‌ای از سوی حکومت دستگیر شود، سیاستمداران حامی او در کابل فشارها و اعتراضات گسترده‌ای را راه می‌اندازند و در عوض هنگام نشان دادن قدرت خود به جناح مخالف از این قومندانان استفاده می‌کنند. در نهایت هر قدر قومندانان محلی در سطح ولایات و ولسوالی‌ها ضعیف شوند به همان اندازه قدرت تأثیرگذاری و چانه‌زنی سیاستمداران حامی‌شان در کابل ضعیف می‌شود.

باید به صراحت گفت که این رابطه‌ی فاسد مالی و سیاسی هیچگاهی به دولت مجال تطبیق قانون، مبارزه با فساد و قانون‌شکنی را نمی‌دهد. سیاستمداران کابل و شبکه‌ی قومندانان محلی‌شان همواره خواهان دولت ضعیفی اند که منافع و مناسبات‌شان را به خطر نیندازد تا قلمروهای کوچک و بزرگ نفوذ خود را در سرتاسر کشور داشته باشند. در واقع، شکل گیری و بقای یک دولت قانونمند و دموکراتیک وابسته به مبارزه‌ی پیگیر با جزایر قدرت و شبکه‌های پرنفوذ آلوده به فساد قومندانان محلی و سیاستمداران فاسد حامی‌شان در کابل است. نباید از یاد ببریم که دلایل نارضایتی عمومی از حکومت در افغانستان و پیوستن برخی از مردم به طالبان و سایر گروه‌های شورشی همین نهادهای فاسد حاکمیت قانون و نیروهای زورمند و خودسر محلی است که به طور پیوسته به مردم آسیب می‌رسانند.

اما آیا ارگ واقعاً متعهد به چنین اجندایی است؟ آیا مبارزه‌اش با چهره‌هایی چون قیصاری بخشی از روند ضعیف ساختن زورمندان و تفنگ‌سالاران محلی و منطقه‌ای است؟ در سیاست قومی‌شده و چند پارچه‌ی افغانستان که منافع ملی و شکل‌گیری دولت دموکراتیک و سالم جایگاهی ندارد، نسبت به مقاصد ارگ شک و تردید زیادی وجود دارد.

ارگ تلاش دارد که دستگیری افرادی چون قیصاری را به مبارزه با افراد قدرتمند خودسر و قانون‌شکن نسبت بدهد و پیامش این است که با حاکمیت قانون نباید برخورد قومی صورت گیرد. ارگ همواره عملکرد خود را فراقومی و معطوف به حاکمیت قانون و رعایت منافع ملی می‌داند. ولی نباید انکار کرد که رویکردش در مبارزه با فساد سلیقه‌ای، سیاسی و تابع ملاحظات متنوعی است. قیصاری دستگیر می‌شود ولی کسانی مانند مولوی تره‌خیل و بشیر قانت به رغم سوابق روشن، از حمایت دولت برخوردار اند. حکومت نمی‌تواند در برابر یک دسته از قومندانان راه مصالحه و معامله را در پیش گیرد و در برابر دسته‌ا‌ی دیگر راه قانون‌مداری و مبارزه با تفنگ‌سالاری را. آیا اشرف غنی حاضر بود در آستانه‌ی انتخابات که نیازمند حمایت حزب جنبش و اوزبیک‌ها بود، با نظام‌الدین قیصاری چنین برخوردی کند؟

همین برخوردهای دوگانه باعث شده است که باور عمومی نسبت به عملکرد حکومت قومی و توأم با شک و تردید باشد. سیاستمداران و قومندانان همتبار اشرف غنی از معافیت بالایی برخوردار اند ولی سیاستمداران و قومندانان جناح مخالف همواره در موقعیت آسیب‌پذیر قرار دارند. این وضعیت باعث می‌شود که چهره‌های متنفذ در حلقه‌ی ارگ برخوردار از مصونیت، در نقض قانون و انجام اقدامات آلوده به فساد با جرات و جسارت بیشتری عمل کنند.

این وضعیت برای حامیان حاکمیت قانون و دموکراسی در افغانستان بی‌نهایت دشوار و غم‌انگیز است. از یکسو باید از دستگیری قیصاری حمایت کرده و قومی‌سازی مبارزه با فساد و تطبیق قانون را رد کرد، ولی از جانب دیگر دیده می‌شود که هدف ارگ قدرتمند ساختن خود و تضعیف رقبای سیاسی‌اش بوده و از همین رو ماهیت اقداماتش مغرضانه و غیرموثر است. ارگ، به خصوص اشرف غنی، اعتماد عمومی را از دست داده است و در نتیجه، عملکردهایش خواه‌ ناخواه بحران‌زا و تنش آفرین است.

مدرکی مبنی بر ارتباط طالبان و القاعده وجود ندارد

به گزارش خبرگزاری تسنیم، وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) در گزارش تازه‌ای درباره “وضعیت امنیتی و ثبات در افغانستان” اعلام کرد که مدرکی مبنی بر روابط طالبان و القاعده وجود ندارد.

در صفحه 25 و 26 این گزارش و در بخش “تهدیدهای طرف‌های درگیر و گروه‌های تروریستی” آمده است: تهدید القاعده برای آمریکا و متحدان و شرکای آن کاهش یافته است و شمار کمی که از هسته القاعده در این کشور باقی مانده‌اند نیز بر بقای خود متمرکز هستند.

در ادامه این گزارش 6 ماهه درباره مکان حضور جنگجویان القاعده در افغانستان آمده است: احتمالا اعضای باقی مانده این سازمان در امتداد مرز جنوب شرقی افغانستان با پاکستان حضور دارند و شمار کمتری از آن‌ها نیز در مناطق دور افتاده در شمال شرق افغانستان ساکن هستند.

پنتاگون درباره ارتباط طالبان و القاعده نیز گزارش داد که «ممکن است برخی از فرماندهان رده پایین طالبان به طور محدود از القاعده حمایت می‌کنند، اما هیچ مدرکی مبنی بر روابط استراتژیک دو سازمان وجود ندارد و طالبان نیز احتمالا فاصله خود را با القاعده حفظ کرده است».

چندی پیش نیز «عبدالله» رئیس اجرایی دولت افغانستان در مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی واشنگتن تاکید کرده بود که طالبان همچنان گروه جهادی غالب در افغانستان است و در صورت پیوستن این گروه به روند صلح، سایر گروه‌های مخالف نیز به این روند ملحق خواهند شد.

از سوی دیگر نیز پایبندی طالبان به آتش‌بس 3 روز با نیروهای دولتی افغانستان و عدم تهدید عمده و یا حمله گسترده علیه نیروهای امنیتی افغان در زمان یاد شده نیز گواهی بر انسجام این گروه است.

فرستاده آمریکا در ناتو: نشست آتی ائتلاف برای مقابله با روسیه است

فرستاده آمریکا در ناتو گفته که نشست قریب‌الوقوع این ائتلاف در بروکسل با هدف مقابله با روسیه، مقابله با تروریسم در افغانستان و عراق و اصلاح در ساختار فرماندهی ناتو است.

به گزارش ایسنا، به نقل از خبرگزرای شینهوا، کی بیلی هاچیسون، فرستاده آمریکا در ناتو گفت که موضوع اصلی و هدف این نشست در بروکسل اتحاد و تقویت ناتو است.

وی ادامه داد: همه در ائتلاف نظامی ناتو یک هدف مشترک دارند و آن، یک بازدارندگی قوی است. ائتلافی که متحد باشد و بتواند با هر تهدیدی روبرو شود. هدف اصلی ما بازدارندگی روسیه و از میان برداشتن و توقف فعالیتهای روسیه، اقدامات این کشور در جهت ایجاد تفرقه در کشورهای دموکراتیک و نقض معاهده نیروهای هسته‌ای میان برد (INF) است.

این مقام همچنین گفت که دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا قرار است عصر روز 10 ژوئیه وارد بروکسل شود و دیداری با ینس استولتنبرگ، دبیرکل ناتو داشته باشد.

وزرای خارجه، دفاع و مشاور امنیت ملی آمریکا نیز در این سفر ترامپ را همراهی می‌کنند.

در 12 ژوئیه، نشست میان رهبران کشورهای عضو ناتو و همتایانشان از گرجستان و اوکراین برگزار خواهد شد.

همچنین ترامپ دیداری با شرکای آمریکا در ماموریت افغانستان دارد و سپس به انگلستان می‌رود.

نواز شریف و خانواده اش به 18 سال حبس محکوم شدند

دادگاه احتساب در اسلام آباد پایتخت پاکستان عصر روز جمعه ‘نواز شریف’نخست وزیر پیشین این کشور و ‘مریم نواز’دختر و ‘ صفدر’ همسر وی را به جرم پولشویی و اختلاس، به ترتیب به 10 ، 7 و یک سال حبس و جریمه نقدی محکوم کرد.

به گزارش ایرنا، ‘قاضی محمد بشیر’ رئیس دادگاه احتساب شهر اسلام آباد امروز پس از 9 ماه و 22 روز از رسیدگی به پرونده قضایی علیه خانواده نواز شریف، رای نهایی آن را صادر کرد.
بر اساس حکم این دادگاه ، نواز شریف همچنین به 8 میلیون پوند و دخترش به دو میلیون پوند جریمه نقدی محکوم شدند.
رای نهایی دادگاه احتساب درخصوص پرونده قضایی علیه خانواده نواز شریف موسوم به آپارتمان ‘ایوان فلیدس’ مربوط به آپارتمان های شخصی خانواده شریف در لندن صادر شده است.
خانواده نواز شریف در این پرونده به پولشویی، اختلاس و ارائه نکردن مدرک کافی برای این که نشان دهد آنان برای خرید این دارایی ها پولشویی نکرده اند، متهم بودند.
دادگاه احتساب اسلام آباد همچنین مریم نواز و شوهر وی را به 10 سال سلب صلاحیت برای شرکت در انتخابات محکوم کرد.
با این حساب مریم نواز عضو ارشد حزب مسلم لیگ – نواز پاکستان دیگر نمی تواند در انتخابات سراسری سال جاری این کشور شرکت کند.
به گزارش ایرنا ، 24 فروردین ماه سال جاری بود که دادگاه عالی پاکستان، «محمد نواز شریف» نخست وزیر پیشین این کشور که 9سال در ادوار مختلف زمام قدرت را در دست داشت در ارتباط با پرونده رسوایی اسناد پاناما تا پایان عمر، سلب صلاحیت کرد، موضوعی که برخی تحلیلگران، پایان فعالیت سیاسی وی تلقی می کنند.
ژوئیه سال گذشته – ششم مردادماه سال 96 – بود که دادگاه عالی به علت مخفی کاری نواز شریف در زمینه دارایی های غیر قانونی در خارج از این کشور مجرم شناخت و این اقدام به استعفای وی از سمت نخست وزیری انجامید.
دیوان عالی در ماه فوریه سال 2017 ( دوم بهمن ماه 96 ) ادامه ریاست حزب مسلم لیگ نواز از سوی نواز شریف را غیر قانونی و در 13 آوریل ( 24 فروردین 97 )نیز وی را به صورت مادام العمر از داشتن فعالیت های سیاسی و شرکت در انتخابات بر اساس قانون اساسی این کشور فاقد صلاحیت اعلام کرد.

سیاست یک بام و دو هوای حکومت؛ نیرنگ رنگ باخته آقای غنی

پیام آفتاب : سیاست یک بام دو هوای ارگ ریاست جمهوری در برابر مسئولان بلند پایه حکومتی بر طبل بی‌باوری شهروندان نسبت به تطبیق قوانین و بر پایی عدالت اجتماعی محکم‌تر و پر طمطراق‌تر می‌کوبد.

بی‌باوری که سال‌ها است بر ذهن و روان مردمان این سرزمین سایه افکنده و بر این وادی پر از شک و تردید حکمروایی می‌کند. ناگفته نماند که سران حکومت از این بی‌باوری شهروندان به نفع دست‌یابی به اهداف غیرملی و رسیدن به مقاصد شخصی و قومی‌شان نهایت بهره را می‌برند.
موجودیت فساد گستره در ادرات دولتی از هفده سال گذشته به این‌سو یکی از چالش‌های جدی فراراه توسعه، تامین امنیت و تطبیق عدالت اجتماعی در کشور

بوده و نگرانی‌ها و هشدارهای جامعه جهانی را نیز به همراه داشته است. هرچند حکومت‌های گذشته و کنونی افغانستان تعهدات جدی برای محو این پدیده در برابر کشورهای کمک کننده و سازمان ملل متحد سپرده است؛ اما تاکنون هیچ گام عملی و موثری در این زمینه برداشته نشده است که لااقل سبب امیدواری شهروندان و جامعه جهانی نسبت به شفاف‌سازی و اصلاحات در نظام حکومتی کشور شود. تا کنون هرچه از زبان مسئولان شنیده شده فقط شعارهای خشک و خالی و وعده‌های میان تهی بوده و هیچ‌گونه اقدامی جدی و امیدوار کننده در زمینه محو فساد انجام نشده است.
در این میان حکومت وحدت ملی با شعارهای ریشه‌کن سازی فساد، اصلاحات و شفافیت، تامین امنیت و تطبیق عدالت اجتماعی به میان آمد و به شهروندان و همکاران جهانی خود تعهد سپرد که در زمینه‌های یاد شده با جدیت تمام کار خواهد کرد و آینده بهتری برای مردم افغانستان ترسیم می‌کند؛ اما با گذشت حدود سه و نیم سال از روی کار آمدن حکومت وحدت ملی تا کنون هیچ اقدامی امیدوار کننده در امر مبارزه با فساد اداری صورت نگرفته است و این پدیده شوم همچنان در کشور بی‌داد می‌کند. در حقیقت از جابجای‌هایی افراد کلیدی در بست‌های مهم حکومتی از سوی ارگ ریاست جمهوری در همان اوایل معلوم بود که حکومت وحدت ملی اراده لازم برای محو فساد و مجازات عاملان آن را ندارد و گماشتن کسانی که خود متهم به فساد و خیانت ملی هستند در بست‌های بلند حکومتی بیانگر همان فرهنگ

معافیت از مجازات و تدوام بخشیدن به حفظ سیاست کیان قبیله می‌باشد.
در این جایی شکی نیست که حکومت وحدت ملی بر پایه مشروعیت سیاسی و خواست شهروندان روی کار نیامده است؛ بلکه پس از بحران انتخابات سال 1393 با میانجگری جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا و بر مبنای یک توافق‌نامه سیاسی شکل گرفت. توافقی که هیچ مبنای قانونی و حقوقی نداشت و صرفا روی تقسیم مساویانه قدرت تمرکز داشت. روی این حساب در همان آغاز تشکیل حکومت وحدت ملی چندان انتظار اصلاحات و رسیدگی به امور نا به‌سامان کشور نمی‌رفت؛ زیرا تمام توجه‌ها به طرف تقسیم و حفظ قدرت و نیز جابجایی مهره‌های بود که بتواند برای تیم انتخاباتی خود موثر باشد نه برای منافع ملی افغانستان. در همان اوایل برخی مهره‌های سوخته حکومت آقای کرزی در پست‌های کلیدی حکومت وحدت ملی از تیم انتخاباتی محمد اشرف غنی مقرر شد که سبب نگرانی شهروندان و نهادهای ناظر بر فعالیت حکومت افغانستان شد؛ زیرا بسیاری از آنان در زمان عهده داری مسئولیت خود متهم به فساد و قانون شکنی بودند.
به گونه مثال وقتی آقای فاروق وردک، وزیر معارف دوران حکومت حامد کرزی که متهم به اختلاس بیش از 170 میلیون دالر در این وزارت بود، به حیث وزیر دولت در امور پارلمانی از سوی آقای غنی معرفی شد، یا آقای معصوم استانکزی، عضوی رهبری شورای عالی صلح در زمان آقای کرزی که متهم به دست داشتن در ترور استاد برهان‌الدین ربانی، رییس شورای عالی صلح بود، به عنوان رییس عمومی امنیت ملی معرفی شد و همچنان آقای عمر زاخیل وال، وزیر مالیه دوران آقای کرزی، به عنوان مشاور ارشد اقتصادی رییس جمهور و در حال حاضر سفیر افغانستان در پاکستان تعیین شده است که وی نیز متهم به احتلاص چند

میلیون دالری در وزارت مالیه است و امثال این گونه افراد که متهم به خیانت و فساد بودند؛ اما در حال حاضر در پست‌های کلیدی و بلند دولتی کار می‌کنند، تمام امیدهای اصلاح سازی، شفافیت و مبارزه با فساد را از میان برد.
اما امری که این روزها شهروندان کشور را بیشتر از پیش نگران ساخته است، اتخاذ سیاست یک بام و دو هوای حکومت وحدت ملی به رهبری محمد اشرف غنی است. در بحث مبارزه با فسادِ حکومت، حداقل تا این دم برخوردها کاملا سلیقه‌ای و هدفمند بوده و بیشتر مسئولانی را هدف گرفته است که یا از قوم و قبیله آقای غنی نبوده و یا در تیم انتخاباتی وی حضور نداشته‌اند. اما در روی دیگر سکه برخوردهای سلیقه ارگ ریاست جمهوری با مسئولان بلندپایه حکومتی، نشانی از خشم و غضب و محاکمه نیست؛ بلکه حاتم‌بخشی مناصب و مدال‌های افتخار حکومتی قرار دارد که رییس جمهور با لبخندهای ملیح خود از وزیران و مسئولان بلندپایه متعلق به قبیله و تیم خود پذیرایی صمیمانه می‌کند.
برخوردهای دوگانه و سلیقه‌ای با وزیران کابینه مبین اتخاذ سیاست قوم محور در راستای تقویت قدرت قبیله‌ای است که از دیر زمان دغدغه احیای حکومت مطلقه تباری بر جبین بسیاری از سیاسیون پشتون نقش بسته است. امروز آقای غنی به دنبال نقشه راهی است که بتواند قدرت از دست رفته حاکمیت پشتونیزم را دوباره در افغانستان روی کار بیاورد و جایگاه از دست رفته تاریخی این قوم را احیایی مجدد نماید. وقتی حکومت در برابر تمام خیانت‌های مهره‌های پشتون چشم‌های خود را می‌بندد و از کنار آن به سادگی عبور می‌کند، هیچ تصوری جز بر پایی حکومت قبیله‌ای در ذهن آدم خطور نمی‌کند. همان حکومت قبیله‌ای که امروز خاینین ملی چون شاه شجاع، دوست محمد خان، محمد یعقوب خان، عبدالرحمن خان، شیرعلی خان، محمد نادر خان و محمد ظاهر شاه را با عناوین امیر، ضیاء‌الملک، شجاع‌الملک، امیر افغانستان و بابای ملت یاد می‌کند.
در روزهای گذشته دیدیم که آقای غنی چگونه با وزیران کابینه خود برخورد کرد؟ دو وزیر غیر پشتون را به گونه توهین‌‌آمیز و تحقیرگونه از وظایف‌شان برکنار کرد و وزیر پشتون خود را علی‌رغم

متهم بودن به فساد اداری و اختلاس پول‌های محصولات مخابراتی شهروندان کشور، مدال عالی دولتی داد و او را به عنوان مشاور ارشد امور بین‌المللی خود مقرر کرد؛ اما در مقابل عبدالرزاق وحیدی، وزیر پیشین مخابرات و تکنالوژی معلوماتی را به اتهام اختلاس پول‌های محصولات مخابراتی شهرومدان به گونه علنی محاکمه کرد؛ اتهامی که مستقیما متوجه اکلیل حکیمی، وزیر پیشین مالیه می‌شد؛ اما آقای حکیمی در همان روز بدون کدام نگرانی از تحت پیگرد قرار گرفتن از سوی دادستانی و دادگاه عالی به آمریکا سفر نمود. همچنان برخورد رییس جمهور با آقای علی احمد عثمانی، وزیر پیشین انرژی و آب دست کمی از آقای وحیدی نداشت و استفاده از نیروهای ویژه محافظین ریاست جمهوری برای مهر و موم کردن دفتر کاری ایشان یک امر غیر معمول و خلاف قانون محسوب می‌شود.
در آخرین مورد از اتخاذ سیاست‌های یک بام دو هوای آقای غنی، بازداشت نظام‌الدین قیصاری، نماینده ویژه جنرال دوستم در امور نیروهای خیزش مردمی در برابر طالبان است که ظاهرا به خاطر مشاجره لفظی وی در برابر فرماندهان نظامی کشور از سوی نیروهای کماندوی ارتش بازداشت شده است؛ اما تحلیل گران به این باورند که بازداشت آقای قیصاری بی‌ارتباط با قضیه جنرال عبدالرشید دوستم، معاون نخست ریاست جمهوری نیست و این اقدام حکومت در راستای تضعیف قدرت حزب جنبش ملی در شمال کشور صورت گرفته است که در نهایت منجر به تقویت گروه طالبان خواهد شد.
نا گفته نماند که این سریال تصفیه قومی با برکناری آقایان وحیدی و عثمانی و همچنان بازداشت فرمانده قیصاری تمام نمی‌شود؛ بلکه سناریوی‌های از پیش طراحی شده زیادی برای اجرا باقی مانده است تا فرصت مناسب آن فراهم گردد و نقشه راهی آقای غنی تطبیق شود.

 

دکترغنی، فیوز بم درشمال را بی موقع کش کرده است

گزارشنامه افغانستان : اوضاع جاری چنان نیست که زیر ساخت های مقاومت نظامی جنرال دوستم این چنین آسان خاک و دود شود. 

خشم و خروش مردم ازبک در شمال، اندک اندک ماهیت سازماندهی شدۀ خود را نشان می دهد؛ همان گونه که دولت کابل براساس مشورۀ متحدان جهانی، ناگهان به ضرب و زور در برابر نیروهایی که عملن علیه داعش و طالب در آوردگاه مدافعه می کنند، روی آورده است. حذف نظام الدین قیصاری از صحنۀ مقاومت علیه داعش- طالب، دنبالۀ همان سناریوی حذف جنرال دوستم در دو سال پیش بود که هرچند تلفاتی جانگذاز بر جا نهاد، مگر به جایی نرسید. در هرحال، با تبعید جنرال دوستم، برنامه ای که سامان داده شده بود، به یک شکلی تحقق یافت.

اما دولت و متحدان جهانی به مرور شاهد ظهور یک جنرال دوستم ثانی در جنگ های شمال بودند؛ این درحالی است که تلاش ها برای انتقال بخش کلیدی قدرت به طالبان در سطح داخلی و خارجی در جریان است و ظهور فرمانده کله شخ ازبک به جای دوستم، باعث ایجاد یک محور عظیم نظامی در شمال می شد. کنار زدن عطا نور به تناسب دوستم سهل تر انجام گرفت اما کاریزمای جنرال دوستم در دسترس نیست تا مستقیم پا در گلویش گذاشته شود؛ درعوض، نفس مقاومت جاری، این احتمال را قوی می ساخت که ماشین جنگی جدیدی بر محور جنبش ملی در حال شکل گیری است.

دکترغنی در یک موقع نا مناسب، در واقع فیوز بم در سمت شمال را کش کرده است. باید در پس پرده در سطح منطقه مسایل مهمی در جریان باشد که این چنین، نا به هنگام برای شکستن ماشین مقاومت تنها دوستمی ها تصمیم گرفته شده باشد. هرگاه، دولت موفق به کنترول خیزش های پس از قیصاری نشود، وخطای محاسبه آشکار شود، احتمال ملیتاریزه شدن کل سمت شمال با اشتراک نیروهای جمیعت و حزب وحدت در محور فرماندهی جنبش ملی قوی است. هرچند نشانه هایی از معامله جنگ سالاران تاجک با اجندای دولت به چشم می خورد. در گذشته چنین رویداد هایی دیده شده و اکنون نیز اوضاع تابع کدام استثنایی نیست.

درین حال، خبرهای رسمی می رسانند که رصد اوضاع در شمال از سوی نیروهای خارجی و دولتی با احضاراتی فوق عادی در جریان است. حال پرسش این است که اردوی ملی تحت فرمان دکترغنی وارد یک جنگ خونبار با مردم محلی خواهد شد؟ ازبک ها راهی جز ایستاده گی ندارند. در قرا وقصبات، مردم ازبک صدمات سختی را در جنگ علیه داعش و طالب متحمل شده اند. بعد از جبهات داعش و طالب، این سومین محاذی است که از سوی دولت علیه آن ها باز شده است. گزینش نقیب الله فایق بر بهبودی اوضاع چندان اثری نخواهد داشت.

 

انتخابات در چالش قانون و مجریان قانون

آوا : مؤسسه دیدبان انتخابات و شفافیت افغانستان (ایتوا) می‌گوید که حکومت با ایجاد مشکلات متعدد فراراه کمیسیون شکایات انتخاباتی در پی به حاشیه کشاندن این نهاد می‌باشد.
حبیب الله شینواری؛ مدیر برنامه‌های ایتوا حکومت را به عدم همکاری صادقانه با کمیسیون شکایات انتخاباتی متهم کرد.
وی در تایید این ادعا گفت: “حکومت تاکنون بودجه عملیاتی درخواست شده از کمیسیون شکایات را به این کمیسیون پرداخت نکرده است که مانع عملی شدن بخش بزرگی از فعالیت‌های این کمیسیون  شده است.”
آقای شینواری همچنان گفت، ریاست دارالانشاء این کمیسیون بیش از یکسال بدینسو از سوی ریاست جمهوری معرفی نشده است و این پست هنوز توسط سرپرست اداره می شود.
به گفته وی، از میان 102 نفر که برای احراز پست‌های کمیشنران ولایتی کمیسیون شکایات انتخاباتی به ریاست جمهوری معرفی شده بودند تاکنون تنها 27 تن آنان به عنوان کمیشنران ولایتی معرفی شده‌اند.
این در حالی است که به باور آگاهان مسایل انتخابات، کمیسیون سمع شکایات انتخاباتی، یکی از کلیدی ترین نهادهای قانونی ناظر بر عملکرد کمیسیون انتخابات و به نوعی دادگاه ویژه رسیدگی به شکایت های مرتبط با انتخابات محسوب می شود.
بنابراین، این نهاد باید از قدرت و صلاحیت ویژه ای برخوردار باشد؛ قدرت و صلاحیتی که آن را مستقل از دولت، کمیسیون انتخابات و سایر نهادهای منسوب به دولت یا نامزدهای انتخاباتی قرار دهد و تنها حجت قابل اعتنای مسؤولان آن، قانون اساسی، قانون انتخابات و قانون ساختار و صلاحیت های انتخاباتی باشد.
با این حال، وقتی کمیشنران این کمیسیون نیز از سوی رییس جمهوری برگزیده می شوند، همان نگرانی که در خصوص احتمال عدم استقلال و وابستگی کمیسیون انتخابات به دولت و وارستگی آن از اعمال نفوذهای احتمالی نهادهای دولتی وجود دارد، در مورد کمیسیون سمع شکایات انتخاباتی هم به وجود می آید.
با این وصف،‌ وقتی بر پایه ادعای این نهاد ناظر انتخاباتی، ریاست جمهوری و حکومت، عمدا در مسیر کار این کمیسیون، مانع ایجاد می کنند و اجازه نمی دهند که شاکله ظاهری آن، شکل بگیرد، این خود نشانگر آن است که انتخابات آینده در چالش قانون و نهادها و مراجع مجری قانون، چه سرنوشت تلخ و دردناکی پیدا خواهد کرد.
تجربه نشان داده است که مشکل دیروز و امروز افغانستان، نداشتن قوانین توسعه یافته، مترقی، مدرن و مبتنی بر نیازهای روز و زمان نیست؛ قوانینی که هم به نیاز جامعه به عدالت، پاسخ بدهند و هم زمینه های پیشرفت و ترقی و تعالی و رشد و بالندگی کشور و مردم را فراهم آورند؛ بلکه مشکل افغانستان، نداشتن مجریان صادق و پاک و پرهیزکار و خویشتن دار برای قانون است؛ مجریانی که قانون را وسیله کامروایی خود قرار ندهند، آن را به استخدام اهداف و منافع سخیف شخصی و قومی و حزبی خود درنیاورند و از قانون به مثابه ابزاری برای سرکوب و حذف مخالفان و منتقدان خود بهره نگیرند.
همین مهم در مورد انتخابات، قوانین و مجریان انتخاباتی نیز عمومیت دارد. انتخابات بدنام و شرم آور ریاست جمهوری سال ۹۳ و همچنین تجربه های مشابه آن در سال های پیش از آن، همگی نشانگر آن هستند که مشکل افغانستان، نبود قوانین خوب نیست؛ بلکه نبود مجریان خوب برای قانون است.
با این حساب، در انتخابات آینده پارلمانی و شوراهای ولسوالی نیز این خطر قویا وجود دارد که روند انتخابات، تابع امیال و آمال و اهداف و منافع دست های آلوده مسلط بر دستگاه های مجری قانون، به انحراف کشیده شده و بحران انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۳ یکبار دیگر، تکرار و تجدید شود.
یکی از مواردی که چنین رویدادی را محتمل می سازد، سنگ اندازی در مسیر کار کمیسیون رسیدگی به شکایت های انتخاباتی یا مهندسی آن به گونه ای است که فقط کام مداخله کنندگان در این روند بزرگ و سرنوشت ساز ملی را برآورده کند؛ حتی اگر این مهم، به بهای خیانت در امانت مردم، دستبرد به آرای آنها و انحراف انتخابات از مسیر اصلی و تعیین شده خود تمام شود.

 

بدیل انتخابات چیست؟

جمهور : در حال حاضر جایگزین قابل اعتنایی برای انتخابات آینده وجود ندارد؛ هرچند چالش ها، تهدیدها و خطرات بزرگی که سلامت، واقعیت و شفافیت آن را هدف قرار داده نیز کماکان به قوت خود باقی است و چه بسا هر روز نیرومندتر می شود.

احمدولی مسعود؛ رییس بنیاد مسعود می‌گوید که نشانه‌های بحرانی شدن انتخابات پیش رو از همین اکنون مشخص شده، بنابراین نخبگان کشور روی گزینه برون‌رفت از بحران باید به توافق برسند.
آقای مسعود در یک گردهمایی مردمی در پیوند به حوزه بندی انتخابات پارلمانی ولایت غزنی از سوی کمیسیون انتخابات، این اقدام را بخشی از برنامه حکومت برای به بحران کشاندن انتخابات خواند.
آقای مسعود گفت که حکومتی که در رأس آن یک فرد حسود، بدگمان و متعصب قرار دارد به خاطر مصالح شخصی خود تمام مردم را به گروگان گرفته است، تنش‌های قومی را دامن می‌زند و انتخابات را به سمت بحران می‌برد.
وی به قانون شکنی‌های گسترده از سوی حکومت در جریان چهار سال گذشته اشاره کرد و گفت که این حکومت به هیچیک از تعهدات خود عمل نکرده، هم اکنون نظام در حالت تعطیلی به سر می‌برد و به مصوبات شورای ملی ارج گذاشته نمی‌شود.
این تنها آقای مسعود نیست که نسبت به چشم انداز انتخابات آینده پارلمانی و شوراهای ولسوالی عمیقا بدبین است و عملا سخن از گزینه های جایگزین برای انتخابات به میان می آورد. بسیاری از آگاهان علیرغم هزینه ها و سرمایه گذاری های سنگینی که روی روندهای انتخاباتی، صورت می گیرد، نسبت به اصل برگزاری یا نتایج مثبت و مطلوب این روند مهم ملی، تردید دارند و می گویند که وضعیت به گونه ای است که تبعات و پیامدهای زیانبار و ویرانگر این انتخابات، بسیار فراتر و گسترده تر از انتخابات بدنام و خفت بار ریاست جمهوری در سال ۹۳ خورشیدی خواهد بود.
همه قراین و نشانه ها نیز حاکی از آن است که دولت، اراده ای قوی و عمدی برای به بیراهه کشاندن انتخابات و تحمیل دیدگاه ها و خواسته های خود بر روندی دارد که قانونا باید به اندازه ای باز و شفاف و قانونی و دموکراتیک باشد که زمینه های حضور گسترده، مستقیم و حد اکثری مردم برای تعیین سرنوشت سیاسی خود را فراهم سازد.
طی روزهای اخیر دست کم سه رویداد مرتبط با تلاش دولت برای مهندسی انتخابات پیش رو به بیرون درز کرده و به نگرانی های پیشین آگاهان در این خصوص دامن زده است. یکی حوزه ای شدن انتخابات غزنی علیرغم منع قانونی صریحی که در این زمینه وجود دارد، دوم انتقال یک موتر آکنده از مواد انتخاباتی از جمله کتاب های ثبت نام از سوی رییس کمیسیون انتخابات به ننگرهار با وجود مخالفت جدی دیگر اعضای این نهاد و سوم، ایجاد یک «دفتر مشورتی» با شرکت اعضای پیشین و کنونی کمیسیون انتخابات به منظور ارتباط با نامزدهای انتخابات پارلمانی که به نظر می رسد بخشی از پروژه تقلب و مهندسی انتخابات پیش رو باشد.
با توجه به این مسایل، هیچ انتظاری از دولت برای برگزاری یک انتخابات شفاف، دموکراتیک و قانونمند وجود ندارد.
با این وصف آیا گزینه جایگزینی برای انتخابات وجود دارد؟ اگر پاسخ مثبت است، این مهم چگونه میسر خواهد شد؟
پیشتر برخی رهبران ائتلاف نجات افغانستان هشدار داده بودند که اگر انتخابات، شفاف برگزار نشود «حکومت موقت» تشکیل خواهند داد. طرح ایجاد حکومت موقت، ترجیع بند تکراری بسیاری از طیف های اپوزیسیون دولت اشرف غنی از همان ابتدا تاکنون بوده است؛ اما واقعیت این است که در این زمینه نیز موانع بزرگی مانند نبود یک پشتوانه قوی اجرایی در میان اپوزیسیون، عدم حمایت قدرت های جهانی از این طرح و همچنین برخورداری دولت از یک نیروی سخت افزاری آماده برای بازداشتن مخالفان از هرگونه اعمال و رفتارهای براندازانه یا شبه کودتایی وجود دارد که اجازه عملیاتی شدن آن را نمی دهد.
تلاش های دیگری مانند تشکیل یک نهاد نظارت کننده با صلاحیت و قدرتمند بر تصمیم ها و عملکردهای کمیسیون انتخابات از سوی احزاب سیاسی و نهادهای اجتماعی و مدنی نیز پیش از این انجام شده و شکست خورده است.
با این توضیح، در حال حاضر جایگزین قابل اعتنایی برای انتخابات آینده وجود ندارد؛ هرچند چالش ها، تهدیدها و خطرات بزرگی که سلامت، واقعیت و شفافیت آن را هدف قرار داده نیز کماکان به قوت خود باقی است و چه بسا هر روز نیرومندتر می شود.
بر پایه این توصیف، چشم انداز آینده سیاست و مدیریت افغانستان، همانند بیماری است که در معرض خطر مرگ قرار دارد و از آنسو تنها به داروهای فاسد و تاریخ‌گذشته، دسترسی دارد. اینکه آیا بیمار، مرگ تدریجی خود را تجربه کند و از خوردن داروهای فاسد، امتناع ورزد یا به این امید که داروهای فاسد نیز بتوانند منجر به بهبود بیماری یا دست کم مانع از مرگ زودهنگام اش شوند، آنها را مصرف کند، گزینه های دشواری هستند که هریک با خطرات و پیامدهای غیر قابل پیش بینی خاص خود همراه خواهد بود.

 

روسیه: مدرکی بر حمایت ایران از طالبان در دست نیست

سخنگوی وزارت خارجه روسیه در واکنش به مقاله روزنامه تایمز درباره آموزش نیروهای طالبان در ایران گفت: هیچ مدرکی مبنی بر آموزش نیروهای طالبان توسط ایران در خاک این کشور وجود ندارد.

به گزارش پنجشنبه شب ایرنا، ماریا زاخارووا یادآورشد: یکبار دیگر تاکید می کنیم این نخستین باری نیست که رسانه های غربی و به ویژه انگلیس چنین اتهام های بی اساسی را درباره حمایت از طالبان مطرح می کنند.
وی تاکید کرد: در چنین گزارش هایی معمولا هیچ گونه شواهد و مدارکی مطرح نمی شود و منابع آنها که به طور سنتی با شک و شبهه همراه است نیروهای امنیتی و «افسانه ای» افغان هستند.
سخنگوی وزارت خارجه روسیه گفت: این اتهام ها نه تنها علیه ایران بلکه بعضا علیه روسیه و دیگر کشورها نیز مطرح می شوند.
به عقیده سخنگوی وزارت خارجه روسیه، لندن با این سم پاشی ها سعی دارد توجه جامعه جهانی را از شکست ناتو در نتیجه حضور بیش از 16 ساله اش در افغانستان دور کرده و خروج آمریکا را از برجام به این شکست ربط دهد.
وی ادامه داد: معتقدیم انتشار چنین خبرهایی به ایجاد فضای اعتماد و درک متقابل بین دولت ها و سیاسیونی که به دنبال حل بحران افغانستان هستند کمک نمی کند.
به گزارش ایرنا، سفارت جمهوری اسلامی ایران در افغانستان روز چهارشنبه با انتشار اطلاعیه ای، طرح اتهام هایی از سوی برخی رسانه‌های غربی مبنی بر ارائه آموزش ‌های نظامی توسط ایران به نیروهای طالبان را به شدت تکذیب کرد.
این اطلاعیه افزود که تروریسم و افراط ‌گرایی تهدیدی مشترک برای همه کشورهای منطقه به حساب می آید و تلاش و همکاری جمعی برای مقابله با چنین تهدیدی یک ضرورت اجتناب ‌ناپذیر است.

 

رقابت 659 کاندیدا از 3 حزب در انتخابات 2018 پاکستان

به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در اسلام‌آباد،گروه مذهبی «لبیک یا رسول‌الله» که در اعتراض به حذف قانون حذف سوگند به ختم نبوت از فرم نامزدهای مجلس ملی تظاهرات‌های گسترده در پاکستان به راه انداخته بود بیشترین نماینده را برای شرکت در انتخابات معرفی کرد.

کمیسیون نظارت بر انتخابات پاکستان اعلام کرد گروه لبیک یا رسول الله بیش از 150 کاندیدا برای بدست آوردن کرسی‌های مجلس ملی معرفی کرد که از نامزدهای انتخاباتی ائتلاف مجلس متحده عمل بیشتر است.

این گروه مذهبی فقط در ایالت پنجاب 100 نامزد انتخاباتی معرفی کرد و تقریبا 87 درصد حلقه‌های انتخاباتی این ایالت در اختیار گروه مذهبی لبیک یا رسول الله موسوم به ال پی سی است.

حزب مردم در سراسر پاکستان 248 نامزد و حزب تحریک انصاف 218 نامزد معرفی کرد این در حالی است که حزب مسلم لیگ شاخه نواز شریف 193 نامزد انتخاباتی معرفی کرد.

با نزدیک شدن به زمان برگزاری انتخابات معادلات سیاسی در پاکستان به سرعت در حال تغییر است.

تا قبل از این بیشتر کارشناسان بر این باور بودند که ارتش از حزب تحریک انصاف حمایت می‌کند اما در حال حاضر تصور بر این است که چون این حزب از پایگاه مردمی خوبی برخودار است و مانند گذشته از ارتش تبعیت نمی‌کند ممکن است نظامیان از حزب مردم حمایت کنند.

حزب مسلم لیگ شاخه نواز شریف از مدتی قبل مخالفت با ارتش را آغاز کرد که منجر به برکناری نواز شریف رهبر این حزب و پیگیری پرونده فساد مالی اعضای حزب مسلم لیگ توسط سازمان بازرسی پاکستان شد.

طبق آمار کمیسیون انتخابات پاکستان از بین احزاب سیاسی حزب مردم بیشترین نامزدهای انتخاباتی را معرفی کرد و از بین احزاب مذهبی گروه لبیک یا رسول الله بیشترین کاندیداها را وارد عرصه رقابت سیاسی می‌کند.

با اینکه گروه لبیک یا رسول الله نسبت به سایر گروه‌های مذهبی پاکستان مانند جماعت اسلامی یا ائتلاف مذهبی مجلس متحده عمل دیرتر به وجود آمده و یک گروه نوظهور محسوب می‌شود اما با قدرت در انتخابات شرکت می‌کند.

ارتش پاکستان همیشه برای رسیدن به اهداف خود همیشه از گروه‌های مذهبی حمایت می‌کند.

احزاب مذهبی پاکستان در گذشته بازوی توانمند ارتش در جنگ افغانستان و کشمیر بودند و همیشه جایگاه سیاسی ویژه خود را حفظ کرده‌اند.

در سال‌های اخیر برخی گروه‌های مذهبی با قدرت طلبی سعی کردند که با خارج شدن از حیطه قدرت ارتش به صورت مستقل فعالیت کنند بنابراین نظامیان نسبت به این گروه‌ها بی اعتماد شدند و شروع به بازسازی این گروه‌ها کردند.

نظامیان برخی اعضای سپاه صحابه و شاخه نظامی این گروه لشکر جهنگوی و حتی بعضی از رهبران ارشد شبکه حقانی را حذف کردند تا بتوانند این گروه‌ها را به مسیر اصلی خود بازگردانند.

سرانجام ارتش تصمیم گرفت گروه‌ مذهبی تازه‌ای به وجود آورد که مطیع‌تر باشند و بتوانند پایگاه مردمی بوجود آورند.

موضوع سوگند به ختم نبوت احساسات مذهبی مردم پاکستان را برانگیخته بود بنابراین تظاهرات گروه مذهبی لبیک یا رسول الله با اقبال عمومی مواجه شد.

اعضای لبیک یا رسول الله با میانجی‌گری ارتش به تظاهرات خود پایان دادند و دست از محاصره اسلام‌آباد پایتخت پاکستان برداشتند.

سرانجام حامد زاهد وزیر قانون به درخواست معترضان استعفا داد و اعضای گروه لبیک یا رسول الله که توسط نیروهای امنیتی دستگیر شده بودند آزاد شدند.

حالا گروه لبیک یا رسول الله که با میانجیگری ارتش به تحصن خود پایان داده بود بیشترین نامزدها را برای شرکت در انتخابات 2018 معرفی می‌کند و گوی سبقت را از سایر احزاب مذهبی می‌رباید.

 

نگاهی به حضور احزاب مذهبی در انتخابات پاکستان

به گزارش دفتر منطقه‌ای خبرگزاری تسنیم، نگاهی به فعالیت انتخاباتی احزاب سیاسی پاکستان و ریشه آنها نشان می‌دهد که طی سال‌های اخیر تلاش گروه‌های مذهبی برای ورود به حوزه سیاست به شدت افزایش یافته است.

این تلاش‌ها پس از موفقیت نسبی حزب لبیک یا رسول الله در عقب راندن دولت پاکستان و وادار کردن «زاهد حامد» وزیر سابق قانون پاکستان به استعفا بیش از قبل شده است.

این حزب موفق شده است بیشترین تعداد نامزدهای انتخاباتی را برای شرکت در انتخابات و آزمودن بخت خود به میدان رقابت بفرستد.

طبق اعلام کمیته نظارت بر انتخابات پاکستان 150 نفر از اعضای حزب لبیک یا رسول در مناطق مختلف پاکستان به عنوان نامزد انتخاباتی احراز صلاحیت شده و می‌توانند در انتخابات شرکت کنند.

این حزب در ایالت پنجاب بیش از 100 نامزد انتخاباتی خواهد داشت که در صورت پیروزی می‌توانند حاکمیت احزاب مذهبی را کلید بزنند.

از سوی دیگر سه حزب جمعیت علمای اسلام، جماعت اسلامی و تحریک اسلامی نیز ائتلافی به نام مجلس متحده عمل ایجاد کرده‌اند و در بسیاری از نقاط پاکستان نامزد انتخاباتی خواهند داشت.

این ائتلاف در ایالت پنجاب 103 نامزد انتخاباتی دارد و می کوشد تا قدرت را در پارلمان پاکستان به دست بگیرد.

تعداد زیاد این نامزدها وقتی محسوس است که بدانیم در 248 منطقه انتخاباتی پاکستان حزب مردم 225 نامزد و تحریک انصاف 218 نامزد و حزب نواز 193 نامزد انتخاباتی خواهند داشت.

از سوی دیگر بسیاری از احزاب مذهبی که گرایش‌های افراط گرایی دارند نیز نتوانستند مجوز حضور در انتخابات را به دست آورند.

حزب ملی مسلم لیگ یکی از این احزاب است که تلاش‌های بی‌ثمری برای ورود به عرصه انتخابات پاکستان داشت و سرانجام دادگاه عالی پاکستان اجازه فعالیت انتخاباتی را به سران جماعت الدعوه نداد.

برخی دیگر از احزاب مذهبی مانند مجلس وحدت مسلمین نیز از احزاب سیاسی غیر مذهبی مانند تحریک انصاف حمایت کرده‌اند و به این صورت تلاش می‌کنند تا منافع طرفداران خود را تامین کنند.

انتخابات پاکستان در تاریخ 25 جولای ( 3مرداد) برگزار خواهد شد و بسیاری از کارشناسان معتقدند که این جدال می‌تواند در طول تاریخ پاکستان بی‌سابقه باشد و نتایجی شگرف را رقم بزند.

 

‘برنامه سفر وزیر ژاپن به ایران لغو شده است’

شینزو آبه، نخست وزیر ژاپن با دونالد ترامپ رابطه گرمی داردحق نشر عکسGETTY IMAGES
Image captionشینزو آبه، نخست وزیر ژاپن با دونالد ترامپ رابطه گرمی دارد

خبرگزاری کیودی ژاپن از لغو برنامه سفر شینزو آبه، نخست وزیر این کشور، به تهران خبر داده است. این در حالی است که وزارت خارجه ایران می‌گوید برنامه‌ای برای سفر آقای آبه به تهران “وجود نداشته که اکنون لغو” شود.

بهرام قاسمی، سخنگوی وزارت خارجه ایران، ساعتی پس از انتشار این خبر ضمن تکذیب آن به خبرگزاری مهر گفته: “هیچ گفتگو و برنامه‌ای برای سفر نخست وزیر ژاپن به ایران وجود نداشته است که در شرایط کنونی بخواهد لغو شود و خبر منتشر شده توسط برخی خبرگزاری‌های ژاپنی از اساس نادرست و کذب محض است.

با وجود این، به گزارش این رسانه ژاپنی برنامه سفر آقای آبه به عربستان سعودی و مصر همچنان به وقت خود باقیست. این خبر همزمان با افزایش فشار آمریکا به متحدانش برای حمایت از تحریم های واشنگتن علیه ایران اعلام شده است.

مقام‌های دولتی ژاپن پیش از این اعلام کرده بودند که در حال برنامه‌ریزی برای سفر آقای آبه به تهران هستند؛ آنها گفته بودند که این سفر احتمالا در اواسط ماه ژوئیه انجام خواهد شد- سفری که می‌توانست اولین دیدار یک نخست وزیر ژاپن از ایران در ۴۰ سال گذشته باشد.

اما خبرگزاری کیودو به نقل از منابع خود گزارش داده است که دولت ژاپن اواخر ژوئن به طرف ایرانی اطلاع داد که سفر آقای آبه انجام نخواهد شد.

تصمیم دولت ژاپن هم زمان با تلاش دونالد ترامپ برای منزوی کردن ایران و توقف صادرات نفت این کشور اعلام شده است.

ژاپن یکی از خریداران مهم نفت ایران است. خبرگزاری کیودو می‌گوید دولت ژاپن به آمریکا گفته است در شرایطی نیست که بتواند واردات نفت از ایران را متوقف بکند یا کاهش بدهد.

بیشتر بخوانید:

این در حالی‌است که مدیر سیاست‌گذاری وزارت امور خارجه روز سه‌شنبه این هفته گفت ۵۰ شرکت برای کاهش روابط تجاری با ایران اعلام آمادگی کرده‌اند.

برایان هوک در واشنگتن به خبرنگاران گفت هدف واشنگتن جلب حمایت تعداد بیشتری از کشورها برای تحریم‌ها علیه تهران است تا “صادرات نفت ایران را به صفر برساند.”

او گفته: “هدف ما فشار بیشتر بر رژیم ایران است تا درآمد نفتی این کشور به صفر برسد.”

آقای هوک در عین حال گفت که فشار بر ایران برای تغییر رژیم این کشور نیست بلکه برای تغییر رفتار رهبران آن است.

در پی خروج ایالات متحده از توافق هسته‌ای (برجام) دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری این کشور به کشورهای دیگر بین ۹۰ تا ۱۸۰ روز برای اجرای تحریم‌های ایران فرصت داد؛ موعد اعمال تحریم‌های نفتی چهارم نوامبر (۱۳ آبان) است.

تلاش‌ آمریکا برای همراهی بیشتر کشورها برای تحریم‌ها علیه ایران در حالی است که اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس‌جمهوری ایران، اخیرا خواهان مشارکت بخش خصوصی در خرید نفت خام کشورش شده و گفته بخش خصوصی صادرات نفت را هم برعهده بگیرد.

Sarzamine Aryan - سرزمین آریان © 2016